ضمیمه شماره 5
خیلی محرمانه
یک نسخه از اظهارات منبع حبیب نفیسی
19 خرداد 1332
«دکتر سید علی شایگان» فردی با تحصیلات خوب است، ولی در عین حال همان طوری که در
تمایلات گذشته اش در همکاری با حزب توده نمایان است، در نظریات سیاسی خود ثابت قدم نیست. وی
در زمانی هر تلاشی را برای نزدیکی با قوام انجام می داد، ولی وقتی ستاره قوام افول کرد وی را ترک نمود.
او به جریان جبهه ملی دکتر مصدق پیوست و همکاری خیلی نزدیک خود را با حزب ایران، اگرچه عضو
رسمی آن نیست. «به این دلیل که در حال حاضر تنها سازمانی است که او را می پذیرد» ادامه می دهد.
ضمیمه شماره 6 اطلاعات امنیتی یادداشت مکالمه
ضمیمه شماره 6
محرمانه اطلاعات امنیتییادداشت مکالمه
در گفتگو با مصطفی فاتح در روز سوم ژوئیه او توجه مرا به یک سلسله مقالات درباره ایران که در یک
روزنامه ایالات متحده که به عقیده او واشنگتن استار است، منتشر شده جلب کرد. این مقالات بوسیله
شخصی به نام واسیلی که از اعضاء سابق سفارت شوروی در اینجا بوده نوشته شده است، و گویا فعالیتهای
سادچیکوف (سفیر وقت شوروی در تهران) را در سالهای اخیر توصیف می کند. این مقالات ترجمه شده و
در روزنامه آتش منتشر شده است. اسامی ایرانیان برجسته ای که با سفارت شوروی تماس نزدیک
داشته اند، در این ترجمه ها داده نشده است، هرچند سردبیر در پرانتز اشاره کرده است که این نامها در متن
اصلی به طور کامل ذکر شده است. یکی از نامها که ذکر شده به شکل دکتر Sمی باشد که به عقیده فاتح
شایگان است.
بدین مناسبت فاتح ارتباطهای مظنون شایگان را با شرکت بیمه شوروی که شایگان وکیل مدافع آن بود
یادآوری کرد و گفت او دلایل دیگری دارد که معتقد باشد، که شایگان یک عامل شوروی است. او نقل کرد
که در زمانی که هری من (نماینده سیار آمریکا) (در تابستان 1330 در ایران بود) او (یعنی فاتح) به میدلتون
کاردار انگلیس درباره سوء ظنهای خود اظهار داشته بود، چند ماه بعد هنگامی که از میدلتون پرسیده شد
که آیا این سوءظنها مورد رسیدگی قرار گرفته است یا خیر میدلتون گویا پاسخ داده بود که تحقیقات ثابت
کرده است که سوءظنها صحیح بوده است. فاتح افزود که طبق اطلاعاتی که او در دست دارد، ارتباط
شایگان با سفارت شوروی مستقیم بوده و از طریق حزب توده یا هر یک از گروههای جبهه (ملی) که وی با
آنان سروکار دارد انجام نمی گیرد.
در این مقالات نام دو نفر دیگر را که با شایگان دوست بوده و نیز با سفارت شوروی ارتباط داشته اند
ذکر شده که به عقیده فاتح عبارتند از حسیبی و سنجابی. نام چند ژنرال دیگر نیز ذکر شده است ولی فاتح از
تشخیص هویت آنها عاجز بود.
آگومر
15 تیر 1332
ضمیمه شماره 7 نسخه خیلی محرمانه بیانیه ای به تاریخ مهر 1332
ضمیمه شماره 7
نسخه خیلی محرمانه بیانیه ای به تاریخ مهر 1332
دکتر شایگان
محسن قره گزلو گفت که شایگان تا چند هفته اخیر مشاور حقوقی ایرانی وابسته اقتصادی و یا مشاور
حقوقی ایرانی مرکز آموزشی اقتصادی روسها بوده است.
ضمیمه شماره 8 گزارش سری تهیه شده توسط ساواک در تاریخ 24 فروردین 1340
ضمیمه شماره 8 رونوشت گزارش سری تهیه شده توسط ساواک در تاریخ 24 فروردین 1340
گزارش در مورد سید علی شایگان
مقصود: بخش سری سفارت آمریکا در مورد وی اطلاعاتی خواسته است.
توصیف: دکتر سید علی شایگان فرزند حاج سیدهاشم مولائی متولد سال 1281
تحصیلات: «او در دبستانهای شریعت و شفائیه در شیراز تحصیل کرده و سپس دو سال دبیرستان را در
آنجا گذراند و پس از تحصیل ادبیات فارسی و عربی برای مدتی به تهران آمد و ابتدا در دبیرستان دارالفنون
و سپس در دانشکده حقوق به تحصیل پرداخت. پس از اخذ درجه لیسانس از طرف دولت به پاریس اعزام
شد و در آنجا به تحصیل حقوق پرداخت و در سال 1312 به تهران بازگشت و به عنوان استاد دانشگاه
تهران استخدام شد.
سمتهایی که داشته است، نایب رئیس دانشکده حقوق و وکیل دادگستری در سال 1319 مشاور
وزارت دارائی و عضو شورای عالی فرهنگ، عضو شورای عالی دانشگاه، عضو کمیته مختلط نفت، عضو
کمیته اخراج، نماینده مجلس در دوره های شانزدهم و هفدهم قانون گذاری، حقوقدان و مشاور حقوقی
برای «ایران سوف ترانس» و شیلات که در آن زمان تحت مالکیت شورویها بود. (از سال 1322 تا سال
1326)، وکیل سفارت شوروی در دفاع از دعاوی این سفارت در دادگاههای دادگستری ایران. در حال
حاضر استاد حقوق بین الملل در یک دانشگاه آمریکا می باشد.
سابقه سیاسی: دکتر شایگان یکی از بنیان گذاران جبهه ملی بود، ولی پرونده او نشان می دهد که او از
زمانی که وارد سیاست شده است، تمایلاتی نسبت به حزب توده و شورویها داشته است. اعمال او نیز این
ادعا را تأیید می کند، زیرا او به عنوان حقوقدان برای مدت چهار سال برای «ایران سوف ترانس» کار
می کرده است و همچنین مدتی برای سفارت شوروی هنگامی که دکتر فریدون کشاورز، عضو کمیته
مرکزی حزب توده، وزیر فرهنگ بود، دکتر شایگان معاون او بود. دکتر شایگان وزارت فرهنگ را برای
مدتی به عهده گرفت و هنگامی که این سمت را عهده دار بود از عناصر حزب توده در وزارتخانه پشتیبانی
می کرد. در جریان اجتماعی در اقامتگاهش در سال 1328 گفت: «هنگامی که من وزیر فرهنگ بودم،
هرگز اجازه ندادم آسیبی به توده ایها برسد. من از سوی قوام السلطنه و سایر رهبران حزب دمکرات تحت
فشار قرار گرفته بودم، که توده ایها را در مضیقه بگذارم، ولی من ایستادگی کرده دستورات آنها را اجرا
نکردم».
به دنبال سوء قصد به جان شاه در 1328 وی به عنوان وکیل مدافع از عناصر توده ای دفاع کرد.
هنگامی که انتخابات عمومی در سال 1328 برگزار شد، او جمعیت مبارزان را بنیاد گذاشت و توده ایهای
قدیمی حداکثر استفاده را از رهبران این جمعیت به عمل آوردند. براساس اطلاعاتی که از آمریکا در سال
1330 به دست آمده دکتر شایگان با دیپلماتهای شوروی در آمریکا ملاقات کرده و به آنها درباره علاقه
خود نسبت به حزب توده ایران اطمینان داده است.
در سال 1330 به او پیشنهاد رهبری هواخواهان صلح داده شد و او این سمت را پذیرفت. گزارش
دیگری در سال 1330 حاکی است که دکتر شایگان مورد اعتماد مقامات شوروی بود و اینکه حزب توده
از میان اعضاء هیئت مأمور در لاهه فقط از دکتر شایگان پشتیبانی می کرد. او و دکتر فاطمی (اعدام شده)
هنگامی که مصدق بر سر کار بود از حزب توده پشتیبانی می کردند. آقای شایگان عضو کمیته هشت نفره
بود و قطعنامه های مورد پشتیبانی این کمیته را تنظیم می کرد. او همچنین در تنظیم قوانین تهیه شده به
توسط دکتر مصدق و قانون تقسیمات ایالتی به سرپرستی دکتر صدیقی که در آن زمان وزیر کشور بود
دست داشته است. رفراندوم، بیشتر اندیشه او بود، او نخستین سخنران در اجتماعی بود که در بعد از ظهر
روز 25 مرداد 1332 در میدان بهارستان برگزار شد. او شدیدا ضد سلطنت است و جمله معروف «شرق
دست خوش تحولات است چرا دولتها نباشند» از کلمات قصار اوست.
او همراه مصدق به دادگاه بین المللی لاهه رفت و در فعالیت ضدسلطنت و ضد شاه راهنماییهایی به
مصدق کرد. او نخستین مردی است که اعلامیه 30 تیر را امضاء کرد. وی به دنبال حوادث 30 تیر نطق
شدیدی علیه دربار شاهنشاهی و شانزدهمین دوره قانون گذاری ایراد کرد. دکتر شایگان یکی از وزیران
کابینه مصدق بود و به اعضاء حزب توده آزادی عمل داد. به دنبال جنبشهای ملی 28 مرداد او به دلیل دفاع
از سرنگون کردن رژیم و متقاعد کردن مردم بدست گرفتن اسلحه علیه شاه محاکمه شد و به ده سال حبس
با کار محکوم گشت. او بعدا از سوی شاه مشمول بخشودگی قرار گرفت و آزاد شد. در سال 1336
گذرنامه ای برای سفر به اروپا دریافت کرد که گویا به دلیل معالجات پزشکی بوده و پس از اینکه تقاضای او
به تصویب شاه رسید، ایران را ترک کرد. او در حال حاضر رهبری ایرانیانی را که مخالف رژیم سلطنتی
هستند به عهده دارد و با مساعدت سیف پور فاطمی، برادر دکتر فاطمی (اعدام شده)، سازمان دانشجویی
ایران آزاد را تأسیس کرد و سرگرم فعالیت مخرب علیه کشور و تاج و تخت می باشد. اطلاعات ناشی از
شایعات مربوط به جبهه ملی حاکی از آن است که او با مقامات آمریکا در تماس است.
دکتر شایگان با اغلب دوستان و همکاران قدیمی خود و رهبران جبهه ملی تماس و مکاتبه دارد.
مراتب فوق برای اطلاع شما عرضه شد. خواهشمند است با توجه به این مراتب پاسخی برای سفارت
آمریکا بفرستید. تهیه شده به توسط آرا تاروف. امضاء24 فروردین 1340
در حالی که هیچ کدام از اسناد فوق مسجل نمی کند که دکتر شایگان عملاً عضو حزب توده (حزب
کمونیست ایران) بوده است، علاوه بر سایر اطلاعات زیان آور، این اسناد حاکی از آن است که او رهبری
جمعیت هواخواهان صلح (یا کمیته صلح، ندای صلح، طرفداران صلح و جمعیت هواداران صلح) را در
سال 1330 پذیرفته و اعلامیه صلح استکهلم را امضاء کرده و اینکه از نماینده کنگره دوم صلح جهانی در
مسکو در سال 1329 بوده است. حتی اگرچه دکتر شایگان از پذیرفتن اینکه وی از عناصر توده در این
کشور پشتیبانی می کند و یا اینکه او عضو حزب توده بوده است، خودداری می کند، ظاهرا فعالیتهای
مشروح در فوق او را طبق بند 212 (الف 23 قانون) فاقد صلاحیت نشان می دهد و چنین احساس
می شود که اداره مهاجرت و ترک تابعیت بایستی از او بازپرسی کند. هرچند ارتباطات او با هواخواهان
صلح در گزارش نقل شده سفارت تحت شماره 22 OMWمورخه 3 آبان 1340 ذکر شده است، تا
آنجایی که می توان از این گزار بازپرسی ضمیمه شده به گزارش 43 OMWمورخه 14 اردیبهشت 1341
استنباط کرد، او در این مورد تحت بازپرسی قرار نگرفته است. این ممکن است در نتیجه آن باشد که به این
سازمان به عنوان جمعیت هواداران صلح اشاره شده است ولی این همان جمعیتی است که به نامهای
مختلف مانند کمیته صلح، ندای صلح طرفداران صلح و هواخواهان صلح مشهور است و در ضمیمه الف
بخش چهار نمایش یک تحت نام جمعیت طرفداران صلح به عنوان یک سازمان جبهه کمونیستی مشهور
شده است شده است.
توصیفی از این سازمان که اخیرا به توسط منبع کنترل شده آمریکایی تهیه شده در زیر نقل می شود.
کمیته صلح یا ندای صلحخیلی محرمانه
1 با اشاره به یادداشت مورخه 16 فروردین 1341 شما در مورد موضوع فوق، این موضوع همان
طوری که ذکر شده است بسیار مشخص نیست، ولی مراتب زیر ممکن است برای روشن شدن آن کمک
کند.
2 علی بزرگ علوی یک عضو کمیته مرکزی حزب توده همچنان نماینده جمعیت ایرانی طرفداران
صلح که گاهی جمعیت ایرانی هواداران صلح نامیده می شود، در شورای جهانی صلح می باشد. سایر
ایرانیانی که در حال حاضر گزارش شده است که در ستاد این سازمان در وین مشغول به کار می باشند
عبارتند از قاسم ثقفی، گداعلی مستوفی (یا مصطفوی م) و مهیندخت جنگلی.
3 جمعیت ایرانی طرفداران صلح (رجوع شود به پاراگراف دو همان طوری که مشاهده می شود،
عناوین انگلیسی آن بسیار مشخص نیست) در طی هفته اول مرداد سال 1329 برای جمع آوری امضاء
برای عریضه صلح استکهلم، تشکیل شده تحت ریاست ملک الشعرا بهار عده ای از رهبران سیاسی
غیرکمونیست و اندیشمندان تحت الهام قرار گرفتند تا این عریضه که از کمونیستها نشأت گرفته امضاء
کنند، که از جمله آنها بسیاری از محافظه کاران سرسخت نیز بودند. این سازمان تأثیر سیاسی چندانی
نداشت، تا اینکه در اواخر سال 1329 کنترل کمونیستی سازمان به نحو فزاینده ای آشکار شد. مرگ بهار
در 2 اردیبهشت 1340 آخرین مانع را در راه بهره برداری کامل کمونیستی هواداران صلح از میان برداشت.
هیچ گونه کوششی برای سرکوب کردن فعالیتهای این جمعیت به عمل نیامد و تبلیغ برای جمع آوری امضاء
برای عریضه صلح به طور علنی در تهران و شهرستانها انجام می گرفت هواداران صلح هیچ گونه فرصتی را
برای بهره برداری از بی نظمی های داخلی در زمینهای کار و غیره و در جریان اوائل دهه 1330 از دست
ندادند و کوششهای خود را از طریق حمله بر علیه ایالات متحده و همه کشورهای متفق آن به عنوان جنگ
افروز تهدید کننده صلح، متمرکز ساختند. کنترل فعال کمونیستی هنگامی که برادران لنکرانی روزنامه
مصلحت و نشریه ستاره صلح را که هر دوی آنها در ماه مرداد 1329 منتشر شده و از خط مشی کمونیستی
از نزدیک پیروی می کرد به نحو فزاینده ای آشکار شد.
4 یکی از چشمگیرترین تظاهراتی که به توسط گروه جبهه حزب توده در تاریخ 19 تیر 1340
صورت گرفت، از سوی هواداران صلح سازمان داده شد، در هنگامی که یک جمعیت ده هزار نفری علیه
اورل هاریمن، فرستاده ویژه ترومن رئیس جمهور آمریکا دست به تظاهرات زدند. این تظاهرات در مقابل
سفارت آمریکا آغاز شد و با یک زد و خورد شدید در میدان مجلس با شرکت زره پوش و تانک که به طرف
جمعیت هواداران شلیک می کرد، خاتمه یافت.
5 هواداران صلح سهم خود را در مبارزات انتخاباتی دوره هفدهم مجلس به عهده داشتند. اکثریت
جبهه حزب توده ائتلافی به نام حزب دمکرات تشکیل داد که هواداران صلح از آن کنار گذارده شدند، زیرا
این جمعیت از لحاظ بین المللی به عنوان جمعیت برخوردار از پشتیبانی شوروی شناخته شده بود و
بنابراین نباید در امور داخلی به نحو مشخصی شرکت کند. معذالک هواداران صلح از همان کاندیداهای
حزب توده پشتیبانی کردند.
6 از آبان 1340 تا خرداد 1341 هواداران صلح تصمیم گرفتند یک کنفرانس صلح خاورمیانه در
تهران تشکیل دهند. پس از اینکه زمینه تشکیل چنین کنفرانسی با تفصیلات بسیار آماده شد، حکومت
ایران به طرفداران صلح اخطار کرد که تشکیل چنین کنفرانسی در تهران چندان خوشایند نخواهد بود. به
دنبال این اخطار، دیگر چیزی از کنفرانس صلح خاورمیانه شنیده نشد.
7 سومین فستیوال بین المللی جوانان برای صلح از 14 مرداد تا 28 مرداد 1330 برلین. در این
اجتماع به سرپرستی مشترک فدراسیون جهانی جوانان دمکرات و اتحادیه بین المللی دانشجویان که هر
دو سازمانهای جبهه کمونیستی بودند، تعداد زیادی از جوانان ایرانی با تأیید جمعیت هواداران صلح و
کمیته ملی ایرانی فستیوال برلین در تهران شرکت کردند. علاوه بر 49 نماینده که طبق گزارش از ایران به
فستیوال رفتند، 58 ایرانی دیگر از کشورهای اروپایی در این فستیوال شرکت کردند.
8 شورای جهانی صلح که ستاد بین المللی آن در پراگ است، سازمان مادر می باشد که جمعیت
طرفداران صلح به آن تعلق دارد. اعضایی از ایران در اجتماع شورای جهانی صلح که در تاریخ آبان 1340
در وین تشکیل شده بود شرکت کردند، و دو عضو از ایران برای شورای جهانی صلح انتخاب شدند و در تیر
1341 طرفداران صلح یک هیئت نمایندگی به برلین شرقی فرستادند.
9 در مهر 1331 جمعیت هواداران صلح، سه نماینده از طریق اتحاد شوروی به کنفرانس صلح پکن
فرستاد.
10 یک هیئت نمایندگی بزرگی از هواداران صلح در کنفرانس صلح وین در آذر 1331 شرکت کرد.
11 پس از آنکه بگیر و ببند حزب توده در سالهای 1332 و 1333 صورت گرفت، جمعیت هواداران
صلح دیگر در ایران فعالیت علنی نداشته است. معذالک همان طوری که در پاراگراف دوم اشاره شد این
سازمان هنوز هم در شورای جهانی صلح نماینده دارد.
12 امید است که مراتب فوق کمک کند هواداران صلح یک سازمان کاملاً تحت کنترل و تحت تسلط
کمونیستها بوده است.
علی شایگان 5 منبع حبیب نفیسی در تاریخ 19 خرداد 1332
علی شایگان 5
منبع حبیب نفیسی در تاریخ 19 خرداد 1332
دکتر سیدعلی شایگان او تحصیلات خوب دارد، ولی در عین حال در اعتقادات سیاسی خویش همان
طوری که تمایل او به کار با یک وزیر فرهنگ توده ای نشان می دهد، بلاتکلیف است. او زمانی کوشش
زیادی برای نزدیکی به قوام کرد و آنگاه وقتی که ستاره قوام رو به افول رفت، از او دوری کرد. وی در
تلاش جبهه ملی دکتر مصدق به آنها پیوست و همچنان با حزب ایران همکاری نزدیکی دارد، هرچند عضو
رسمی آن نیست، ولی به عقیده او «این تنها سازمان سیاسی است که در حال حاضر می تواند از او پذیرا
شود.»
سری
علی شایگان در دوره های شانزدهم و هفدهم مجلس، نماینده بود و یکی از همکاران نزدیک مصدق
بشمار می رفت، او پس از اینکه زاهدی روی کار آمد دستگیر شد و به ده سال زندان محکوم شد، ولی در
فروردین 1335 از زندان آزاد شد. او از ترس عواقب، در محافل مخالف رژیم فعالیت نداشته است.
شایگان حدود یک سال و نیم قبل به آمریکا رفت و از آن زمان در آنجا زندگی می کند، هرچند ظاهرا
شغلی ندارد. هر پولی که به او می رسد از کرایه خانه اش در تهران است. صحبت از این است که وی ممکن
است برای تدریس در دانشگاه جرج تاون استخدام شود، ولی ظاهرا این کار تحقق نیافته است. نام او در
ارتباط با چند اوراق تبلیغاتی ضدرژیم که در آمریکا منتشر شده است، ذکر شده است ولی این امر مشکوک
به نظر می رسد، زیرا او برای تأمین جان خودش دچار هراس فوق العاده شده است و میل ندارد که حتی به
طور مبهم از لحاظ سیاسی درگیری داشته باشد. سال گذشته در مجلس هنگامی که نمایندگان از این
واقعیت انتقاد می کردند که به شایگان اجازه داده شده است که در ایالات متحده زندگی کند، بحث
مختصری درباره وی به عمل آمد. بعضی از نمایندگان حتی گزارش دادند که او براساس یک بورس اهدایی
از سوی ایالات متحده وارد آن کشور شده است، ولی اظهار خطا بعدا تصحیح شد. معذالک درک این
واقعیت که ایالات متحده همچنان به شایگان اجازه می دهد که در ایالات متحده زندگی کند، برای رهبران
حساس و مشکوک رژیم کنونی بسیار دشوار است.
دکتر علی شایگان نماینده دوره 17 مجلس یکی از پیروان مصدق، همزمان با فاطمی محاکمه شد و به
دو سال زندان محکوم شد.
الهیار صالح 1 اطلاعات بیوگرافی محرمانه
الهیار صالح 1
پست : تهرانتاریخ تهیه : 20 نوامبر 1950 برابر با 29 آبان 1329
اطلاعات بیوگرافی محرمانه
نام: الهیار صالح
ملیت : ایرانی
تاریخ و محل تولد : 1276، کاشان
مقام : نماینده مجلس شانزدهم
وابستگی حزبی : جبهه ملی
شغل قبلی : مراجعه شود به زیر
زبانهایی که صحبت می کند: فارس، انگلیسی، فرانسه
گرایش نسبت به، و خدمت در ایالات متحده: رئیس هیئت اقتصادی و تجارتی ایران اعزامی به ایالات
متحده 421941
جزئیات فامیلی : برادر جهانشاه صالح وزیر فعلی بهداری و علی پاشا صالح مشاور ایرانی مهم سفارت،
ازدواج کرده و دو پسر و دو دختر دارد
تحصیلات : کالج آمریکائی، تهران
مشاغل:
061297 : مترجم سفارت آمریکا
1306 : بازپرس، تهران
121306 : پستهای مختلف در وزارت دادگستری، عمدتا به عنوان دادستان
1312 : رئیس انحصارات، وزارت دارائی
1312 : رئیس انحصار تنباکو
1312 : رئیس انحصار تریاک
1314 : قائم مقام مدیر کل گمرکات
1316 : هیئت اقتصادی اعزامی به مسکو
1316 : مدیر کل، وزارت دارائی
211320 : رئیس هیئت نمایندگی اقتصادی و تجارتی ایران اعزامی به ایالات متحده
1321 : وزیر دارائی (کابینه قوام)
بهمن 1321 : وزیر دارائی (کابینه سهیلی)
1322: رئیس بانک رهنی
231322 : عضو هیئت نمایندگی ایران اعزامی به هند
شهریور 1323 : وزیر دادگستری (کابینه ساعد)
بهمن 1323 : به عضویت شورای عالی اقتصاد منصوب شد، ولی از خدمت در آن امتناع ورزید
اردیبهشت 1324 : وزیر دادگستری (کابینه حکیمی)
مهر 1324 : به سفارت ایران در واشنگتن منصوب شد ولی به آنجا رهسپار نشد
مهر 1324 : وزیر مشاور (کابینه حکیمی)
آذر 1324 : وزیر کشور (کابینه حکیمی)
مرداد 261325 : وزیر دادگستری (کابینه قوام)
فروردین 1339 : نماینده مجلس شانزدهم از کاشان بنیان گذار حزب ایران
از شهریور 1325 تا فروردین 1326 با حزب توده متفق شد
تهیه شده توسط :ماری پریش
دستیار تحقیقاتی
نظرات
صالح در قسمت اعظم حرفه اش در مقام دولتی تا یک حد غیر عادی از احترام تمام جناحهای سیاسی
برخوردار بود. او شهرتی برای شایستگی و قابلیت اطمینان بدست آورد و از نظر تمام دنیا فردی باهوش،
میهن پرست و مترقی شناخته شد.
احتمالاً افراط در میهن پرستیش وجهت اشتباه طرفداریش از نیکبختی ایران وی را به اشتباهات
سیاسی کشانید و در نتیجه بیشتر پرستیژ قبلی وی را از نظر سیاسی درهم ریخت، وی اجازه داد تا
میهن پرستی به ناسیونالیسم کور تبدیل شود و با جنبشهای مترقی بدون تشخیص گرایشات خطرناک آنان
یا اهداف واقعی آنان متحد گردید.
صالح به لحاظ عقیده اش که فقط یک انفجار شدید می تواند، کشور را از التهاب سیاسی آن نجات دهد،
حزب ایران را بنیان گذاشت و هیچ گونه شکی وجود ندارد که باور کنیم جنبش ملی او می توانست آغازگر
لازم برای این انفجار باشد. به عنوان عضوی از کابینه ائتلافی قوام در 261325 متشکل از اعضای
احزاب توده و ایران وی به همکاری نزدیک با گروه حزب توده کشانیده شد و (به هر جهت وی قبول دارد
که این اتحاد مشکوک اشتباه بزرگی بود) او هرگز از لکه ننگ منتج از آن رهایی نیافت. همکاری اخیر وی
با جبهه ملی مخالف، احتمالاً می تواند با انگیزه های مشابهی توجیه شود (اعتقاد به اینکه گروهش برای
دستاوردهای سازنده و مترقی فعالیت می کند). رفتار او در مجلس فعلی به طور مداوم منعکس کننده
همان استراتژی منفی است که وجه مشخصه تمام جنبش می باشد و این گرایش به قیمت از دست دادن
اعتماد خیلی از حامیان گذشته او تمام شده است.
ناسیونالیسم افراطی صالح منجر به تغییرات ناگهانی در شخصیت او شده است که همکاری با وی را
مشکل می سازد. او تندخو است و به سادگی مورد توهین قرار می گیرد، نسبت به اشتباه بی گذشت است و
زمانی که حس می کند کشورش مورد تجاوز قرار گرفته، کاملاً غیرمنطقی می شود. در تابستان 1323
زمانی که صالح به عنوان وزیر دادگستری خدمت می کرد، دولت ایران تلاش کرد تا حسین نفیسی مدیر کل
راه آهن دولتی را به اتهامات ساختگی سوءاستفاده از مقام (عملاً به دلایل سیاسی) از کار برکنار نماید.
مقامات آمریکایی با این عمل شدیدا مخالفت کردند و توانستند از برکناری نفیسی جلوگیری به عمل
آورند.
صالح نسبت به چیزی که وی دخالت غیرقابل توجیه در امور داخلی ایران نامید، خیلی خشمگین و
عصبانی شد، او نمی توانست یا نمی خواست ببیند که عمل دولت دخالت جدی در تلاش برای جنگ و نیز
تخطی از موافقتنامه اداره راه آهن بود. همان طور که به رفتار عجیب او به عنوان وزیر دارائی در 1322