بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 151

آخرین سنگر عمده مترقی است که به وسیله افراطیهای مسلمان حزب اللهی (حزب خدا) تسخیر نشده

است.

مجاهدین همیشه مشتاق کسب اعتبار و به دست آوردن نیروهای تازه هستند و به اندازه ای که

می توانند در مورد این واقعیت تبلیغ می کنند، اما در حالی که چریکها از هیچ کوششی برای به نمایش در

آوردن موقعیتشان فروگذار نمی کنند، این حقیقت آشکار است که حزب اللهی ها مشتاق هستند که آن را به

تصرف خود در آورند و ممکن است که هنوز هم تلاش کنند.

تعطیل مذهبی 24 مرداد که یادآور شهادت امام علی (محترم ترین شخص در میان مسلمانهای شیعه

ایران) می باشد، به نظر می رسد که نظم زودشکن (شکننده) را پس از دو روز و نیم ناآرامی بین مسلمانها و

چپها به پایتخت ایران بازگرداند.

اخطارهای بیشتر دولت برضد تظاهرات بدون مجوز، به نظر رسید که حداقل به طور موقت چپیها و

مسلمانها را وادار به ترک خیابانها کرد.

اما در خارج مقر مجاهدین (که قبلاً مرکز یک بنیاد خیریه در مرکز تهران بود و به وسیله شاه اداره

می شد) صدها دانشجوی هوادار بر روی پیاده رو نشسته بودند و تشکیل یک دیوار انسانی در مقابل هر

حمله احتمالی را داده بودند.

مقر به وسیله انتظامات مخصوص مجاهدین با بازوبندهای قرمز مراقبت می شد و بعضی تمام شب را

برای محافظت از ساختمان در آنجا مانده بودند. دو آمبولانس در نزدیکی توقف کرده و آماده برای

آشفتگی بودند. یک مجاهد با پیراهن سیاه برای یک جمعیت کوچکتر راجع به معنی آزادی در اسلام

سخنرانی می کرد.

وانت های کوچک پر از مردانی از مناطق فقیرنشین جنوب تهران (قلب دیار حزب اللهی ها) از جلوی

ساختمان گذشتند، احتمالاً موقعیت را ارزیابی می کردند. در داخل که به وسیله یک نرده بلند آهنی و یک

دیوار بلند کیسه شن دیگر (بعد از نرده) حفاظت می شد، چریکهای مسلح صبورانه منتظر یک حمله بودند.

یک مقام به صورتی احساساتی گفت ما در یک وضعیت محاصره هستیم. «ما اگر لازم باشد می جنگیم.»

حزب اللّه منتظر است تا ما را غافلگیر کند. ولی ما مصمم هستیم که بایستیم. این فقط یک جنگ برای یک

ساختمان نیست بلکه کوششی است برای آزادی حقیقی و ما آماده هستیم، برای این بمیریم.

این را بعدا خواهیم دید، ولی نیروی آشکار آنها می تواند حزب اللهی را از حمله باز دارد. هم چنین علائمی

وجود دارد که دولت نیز از آدم کشی افراطیهای مسلمان کمی خسته شده است.

تحویل گرفتن مکان چپیها در 13 اوت ممکن است هدفی را برای دولت در برداشته است، یا دست کم

برای روحانیون تندخوی ضد کمونیست در رأس قدرت ایران. اما در انجام این چماقداریها و چاقوکشیها،

حزب اللهی های متعصب تبلیغات ارزشمندی از کیسه گروه مسلمان به جبهه مترقی چپ داده اند. در حال

حاضر، حمله به یک گروه که به اسلام ولو با یک تفسیر رادیکال معتقد است و رهبر مذهبی آیت اللّه روح اللّه

خمینی را حمایت می کند،گاهی به قیمت اعتبار آن (حمله) فقط به خجالت مقامات (رسمی) اضافه خواهد

کرد.

در 14 اوت همین قدر به وسیله سخنگوی دولت، صادق طباطبایی اشاره شد که، او برای یک تغییر، از

سرزنش کردن چپی ها برای تمام آشفتگی به حمله به حزب اللهی ها تغییر موضع داد.


صفحه 152

او گفت، آنها (حزب اللهی ها) به وسیله جاسوسان شاه و صهیونیسم بین الملل در یک توطئه ضد انقلابی

هدایت می شده اند تا اسلام را به بی احترامی بکشانند.

او گفت «شنیده شده است که بعضی از چماقداران مسلمان بر سر مردم ریخته اند و آنها را کتک زده اند»

آنها همان چماقدارانی هستند که به اسم دفاع از اسلام وارد صحنه شده اند ولی در حقیقت اسلام را نابود

می کنند... (پایان مطالب برگزیده)

مجاهدین خلق 3

سرهنگ دوم معزی یکم فروردین 2536

فرمانده اسکادران 707

هنگ اول ترابری

نیروی هوایی شاهنشاهی ایران

به مناسبت پنجاهمین سالگرد سلسله پهلوی، نیروی هوایی شاهنشاهی ایران مرحله مهم دیگری در

زمینه خدمات و دستاوردهای برجسته خود را پشت سر گذاشته است.

هنگ اول ترابری موفق شده است واجد شرایط بودن خدمه و تکامل آنها را در فهرست موجودی

پیشرفته ترین اسکادران هواپیمای سوخت رسان و باری در جهان تحقق بخشد.

این پلاک به یادبود این حادثه و با پاس مناسبات نزدیک بین هنگ اول ترابری نیروی هوایی

شاهنشاهی ایران و هیئت پشتیبانی لجستیکی تقدیم می شود.

مبارک باد

آی.آر.استور

مدیر عملیات

وی.ال. کاسل

نایب رئیس مدیرکل

توضیح سند

شور انقلابی که در ملت شریف ایران، بعد از اشغال لانه جاسوسی و افشاء حرکتهای شیطان بزرگ و

مهره هایی که در این جریان برای آمریکا خوش رقصی کرده اند، رشد پیدا کرد، موجب آن شد که در هر

جایی، مؤمنین پاکباز و شیفته انقلاب اسلامی در پی قطع ریشه ها و رسوا نمودن ایادی آمریکای جنایتکار

برآیند و بدین ترتیب اسنادی را جمع آوری کرده و به لانه جاسوسی تحویل می دادند.

از جمله این اسناد، لوحه ای است که به توسط پرسنل مسلمان و فداکار پایگاه یکم و هفتم ترابری به

لانه جاسوسی فرستاده شده بود.

این سند، لوحه قدردانی است که از طرف مستشاری نظامی آمریکا در ایران و به مناسبت پنجاهمین

سالگرد سلسله منفور پهلوی به بهزاد معزی داده شده بود. معزی در طی یکی از مانورهای سوخت رسانی

نیروی هوایی ایران، به عنوان فرمانده اسکادران در هنگ اول ترابری، بهترین کیفیت کار را ارائه داده است.

با اوج گرفتن انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی، معزی به عنوان خلبان مخصوص شاه

جنایتکار، وظیفه شناسی خود را ثابت کرد و او را از چنگ این ملت شریف، به دامان ارباب طغیانگرش


صفحه 153

فراری داد.

معزی پس از انقلاب نیز با فراری دادن دو نفر دیگر از ایادی آمریکا، وظیفه شناسی خود را به طور

کامل به ثبوت رساند. به هر جهت این سند، گویای سوابق مبارزاتی این مجاهد خلق است!

سند شماره یکم پرسنل پایگاه یکم و هفتم ترابری

بنام خدای بزرگ و کوبنده جباران و یاری دهنده مستضعفین

1 این تابلو که سندیست تقدیمی از جانب پرسنل مسلمان پیرو خط امام در پایگاه یکم و هفتم ترابری

به دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، جهت افشا نمودن وابستگی سرهنگ خلبان بهزاد معزی که مورد

تأیید ساواک و ضداطلاعات ارتش و سازمان سیا و موساد بوده و به همین دلیل هم خلبان مخصوص شاه

خائن بوده به امپریالیزم آمریکا و خاندان منفور پهلوی که هم اکنون فرمانده پایگاه هفتم ترابری مستقر در

شیراز می باشد.

2 این سند را که تقدیری است از جانب امپریالیزم آمریکا به سرهنگ بهزاد معزی به مناسبت

پنجاهمین سالگرد حکومت فاسد پهلوی. سند شماره یک افشاگری پرسنل مسلمان پیرو خط امام پایگاه

یکم و هفتم ترابری می نماییم.(1)

حزب توده

1- این مطلبی است که پرسنل مؤمن پایگاه یکم و هفتم ترابری هنگام ارائه این سند لانه جاسوسی به عنوان شرحی بر آن نوشته اند. در زمانی که این سند تحویل لانه جاسوسی شده بود ٬ بهزاد معزی در سمت فرماندهی پایگاه هفتم ترابری شاغل بود.


صفحه 154

حزب توده 1

(تاریخچه مختصر حزب توده)ژوئن 1950برابر با خرداد 1329

هسته مرکزی حزب توده

در اوائل سال 1299 آشوب و هرج و مرج در شمال ایران حکمفرما بود. یک گروه هفتصد نفری از

کمونیستها از باکو با دو هواپیما به رشت حمله کردند و قصد داشتند جمهوری سوسیالیستی گیلان را

تشکیل دهند. در آن زمان مشیرالدوله که یک میهن پرست بود، زمام امور را در دست داشت. او سردار

فاخر حکمت را مأمور رشت کرد تا کنترل دولت را در آنجا مجددا برقرار کند. سردار فاخر موفق شد میرزا

کوچک خان را که یک انقلابی بود و بعدا علیه احسان اللّه خان و سایر کمونیستها جنگیدم به سوی خود

جلب کند. احسان اللّه، خان بود که کمیته جوانان کمونیست ایران را تشکیل داد.

روز 16 شهریور 1299 نخستین کنگره کمونیستی ملل شرق در باکو تحت ریاست زینونف تشکیل

شد. نماینده کمونیستهای ایران در این کنگره حیدرخان عمواوغلی بود که درباره برانگیختن انقلاب در

ایران، افغانستان، عراق، هند و عربستان علیه انگلیسها صحه گذارد.

در حوالی اواسط سال 1299 یک نیروی دو هزار نفری از کمونیستها که بیشتر آنها گرجی و ارمنی

بودند، تحت فرماندهی خازانف به شمال ایران حمله بردند. آنها عده ای از اشخاص ثروتمند را غارت کرده

و با غنائم خود به باکو بازگشتند. چنین یورشهایی هرچند وقت یک بار تا سال 1300 ادامه داشت.

کودتا

روز 3 اسفند 1299 سردار سپه (رضا شاه معدوم) بعنوان فرمانده کل در حکومت سید ضیاء به قدرت

رسید.

در جریان سه ماه فرمانروایی سید ضیاءالدین طباطبایی در ازاء شناسایی حکومت شوروی از سوی

ایران روسها از پشتیبانی خود از کمونیستهای ایران باز ایستادند. نیروهای دولتی به آهستگی ولی با

اطمینان کمونیستها را مغلوب کردند و بعضی از آنها از مرز گذشته و به روسیه رفتند.

کمونیستها را مغلوب کردند و بعضی از آنها از مرز گذشته و به روسیه رفتند. از آن زمان به بعد مناسبات

ایران و شوروی وارد مرحله جدیدی شد، به شورویها بعضی امتیازات از سوی سردار سپه داده شد و آنها

پشتیبانی خود را از کمونیستهای ایران پس گرفتند.

تا سال 1307 فعالیتهای کمونیستی در ایران نبود. آن گاه یک تبعه شوروی برای یک «مأموریت

علمی» به ایران فرستاده شد. طبق اسناد رسمی او برای تجدید سازمان حزب کمونیست در این کشور که به

حالت بی فعالیتی در آمده بود به ایران آمده بود. او موفق شد «اتحادیه کارگران ایران» را که بعدا حزب

کمونیست «نامیده شد تشکیل دهد.»

در اواخر 1307 کنگره کمونیستهای ایران و ترکیه در رضاییه به طور مخفیانه تشکیل شد. حسین اف از

سوی این کنگره به نمایندگی ایران در نهمین کنگره بین المللی در مسکو منصوب شد.

پلیس ایران به صفوف این سازمان جوان کمونیستی در ایران رخنه کرده بود، ولی قانونی برای سر و کار

داشتن با کمونیستها، به نحو صریح و مؤثر وجود نداشت.

در اردیبهشت ماه 1311 مجلس یک قانون هفت ماده ای را تصویب کرد که به موجب آن اشخاصی که


صفحه 155

به گروههای ضد سلطنت یا کمونیستی تعلق دارند، به سه تا ده سال حبس محکوم می شوند.

باند 53 نفر

دکتر ارانی که رشته پزشکی را در ایران به پایان رسانده بود، رهسپار آلمان شد و در آنجا مطالعه عمیقی

درباره تعالیم مارکسیستی و کمونیستی انجام داد. او در سال 1309 به ایران بازگشت و در سال 1313

مجله «دنیا» را منتشر کرد که در آن نظریات کمونیستی مارکس و انگلس مورد بحث قرار می گرفت. این

مجله دارای چنان سطح متعالی بود که مدتی وقت لازم بود تا پلیس ایران جهت گیری آنرا کشف کند.

دکتر ارانی همراه با پنجاه و دو نفر دیگر دستگیر و به مدتی زندان، از سه تا ده سال، محکوم شدند. روز

چهارده بهمن 1318 (فوریه 1939) دکتر ارانی به وسیله تزریق آمپول هوا کشته شد و 52 نفر دیگر

بعدا آزاد شدند.

در نتیجه هشیاری و بیداری پلیس مخفی ایران و شیوه بیرحمانه ای که رضا شاه با مردمی که حتی

مظنون به داشتن عقاید کمونیستی بودند رفتار می کرد، سازمان کمونیستی که شایستگی نام کمونیست

بودن را داشته باشد، در طی سلطنت رضا شاه وجود نداشت. کمونیستهایی که وجود داشتند وقت خود را

پشت میله های زندان می گذراندند.

حزب توده در سال 1320 سربازان انگلیسی و شوروی ایران را اشغال کردند و رضا شاه به نفع پسرش،

شاه کنونی، استعفا کرد. مقامات شوروی، مرحوم فروغی، نخست وزیر وقت را تحت فشار قرار دادند تا

زندانیان سیاسی را عفو کند.

52 کمونیست همراه با چهل نفر دیگر هسته مرکزی حزب توده ایران را در شهریور ماه 1320 تشکیل

دادند.

تنها شخص مهمی که در میان آنها بود یک شاهزاده قاجار به نام سلیمان میرزا محسن اسکندری بود.

در مدت کوتاهی حزب توده سازمانهای کارگری، کشاورزان، زنان و جوانان را تشکیل داد و به پیروی از

«جبهه متحد کمونیستی» فعالیتهای خود را از طریق همکاری با سایر گروها و احزاب از قبیل حزب ضد

فاشیست مصطفی فاتح که می خواست حزب توده را تحت کنترل خود درآورد، گسترش داد. روزنامه مردم

«که ارگان حزب مصطفی فاتح بود بعدا ارگان حزب توده شد. مدت کمی بعد این حزب یک اتحادیه

مطبوعاتی به نام «جبهه آزادی» تشکیل داد که هفتاد درصد از روزنامه ها را در آن زمان تحت کنترل خود

داشت. در سال 1321 حزب توده هشت کرسی در مجلس داشت.

حزب دمکرات آذربایجان

در حالی که حزب توده یک حزب سراسری ایران بود که از اندیشه های کمونیستی هواداری می کرد،

شورویها لازم تشخیص دادند که برای تأسیس یک رژیم پوشالی در آذربایجان ایران بکوشند. برای این

منظور آقای جعفر پیشه وری که اعتبارنامه وی در مجلس چهاردهم مردود شناخته شد و رهبری گروه

چپگرای کاوه را به عهده داشت انتخاب شده بود.

پیشه وری قبلاً همراه با شبستری در باکو با مقامات بلند پایه جمهوری قفقاز تماس گرفته بود.

پیشه وری با کمک قلی اوف کنسول شوروی و سایر مقامات شوروی در تبریز شالوده حزب دمکرات


صفحه 156

آذربایجان را ریخت. این حزب مبلغ خودمختاری آذربایجان و شناسایی زبان ترکی به عنوان زبان رسمی

این ایالت بود.

روز 21 شهریور 1319 حزب دمکرات یک مجلس مؤسسان تشکیل داد. پیشه وری رئیس این دولت

خودمختار و شبستری نفر دوم آن بود.

در این مرحله شورای متحده مرکزی حزب توده وابستگی خود را به حزب دمکرات اعلام داشت.

روز 22 آذر 1323 دمکراتها تبریز و سایر پادگانها را تصرف کردند. پیشه وری کابینه نه نفره خود را به

مجلس مؤسسان آذربایجان معرفی کرد.

در دی 1325 قوام به عنوان نخست وزیر زمام امور را به دست گرفت و در این زمان حکومت مرکزی

هیچ گونه اعتباری در آذربایجان نداشت. ارتش شوروی در گیلان و مازندران به نهضتهای مشابهی کمک

می کرد. حزب توده اکنون در اوج قدرت خود، به ویژه در شمال، بود. این حزب «حزب میهن» و گروه

طبرستان که به وسیله احسان طبری رهبری می شود را در کنترل داشت، در چنین اوضاع و احوالی بود که

قوام به مسکو سفر کرد.

قوام پس از بازگشت به تهران در اسفند 1324 به عناصر و نهضتهای چپگرا آزادی عمل داد. وی

قراردادی با شورویها منعقد ساخت که شامل ماده ای بود درباره حل و فصل «مسئله آذربایجان که یک امر

داخلی است».

قوام سه وزیر کمونیست را در کابینه خود راه داد که عبارتند از: دکتر کشاورز، دکتر یزدی و دکتر

اسکندری که سمت وزیران فرهنگ، بهداری و پیشه و هنر را به عهده داشتند تا «اصلاحات» لازم را انجام

دهند.

در ضیافتی که از طرف حزب توده در باشگاه آنها با حضور نخست وزیر و وزیران و رئیس مجلس

تشکیل شده بود ایرج اسکندری در جریان نطقی اظهار داشته بود: «ما یک میلیون عضو و سه وزیر در

کابینه داریم. سال دیگر ما 10 میلیون عضو و تمامی کابینه را خواهیم داشت.»

شخصی که در کمک به قوام برای سر و کار داشتن با این گونه مسائل به ویژه مؤثر بود، مظفر فیروز بود،

که اعتقادات او به عنوان یک «کمونیست خوب» شدیدا باید مورد پرسش قرار گیرد.

در آذر 1325 ژنرال رزم آرا معدوم حمله نیروهای دولتی علیه شورشیان به فرماندهی غلام یحیی،

فرمانده کل نیروهای دولتی آذربایجان را طرح ریزی کرد. ظرف 10 روز شورشیان در هم شکسته و حزب

دمکرات از هم متلاشی شد.

در تهران و همه شهرهای جنوبی و شمالی، مردم باشگاههای حزب توده را به تاراج برده و آنها را به

آتش کشیدند. دو اعلامیه که پشت سر یکدیگر به وسیله حزب در این زمان منتشر شد، نشان دهنده

اختلافی بود که در داخل حزب روی داده بود.

عده ای از اعضای حزب توده به رهبری احسان طبری بر این عقیده بودند که حزب باید فعالیت خود را

درباره طبقات تحصیلکرده متمرکز کند در حالی که دیگران معتقد بودند، فعالیت باید در حول و حوش

کارگران باشد.

آل احمد، مهندس ناصحی، ملکی، انور خامه ای، فیروز شهابپور و مهندس زنجانی می کوشیدند تا

«طبقه حاکمه» حزب را سرنگون کنند.


صفحه 157

در اردیبهشت ماه 1326، رادیو باکو و رادیو مسکو منحرفین را مورد حمله قرار داده و آنها را به

مزدوری انگلیس متهم کردند.

روز 15 بهمن 1327 (فوریه 1948) سوءقصدی علیه شاه به وسیله یک نفر که گویا عضو حزب توده

بود صورت گرفت و حزب توده از سوی دولت غیرقانونی اعلام شد. عده زیادی از رهبران توده دستگیر و

بازداشت شدند. (مهمترین اعضاء این عده توانستند در جریان نخست وزیری رزم آرا فرار کنند).

از فروردین ماه 1328 حزب توده فعالیت زیرزمینی خود را آغاز کرد. روزنامه «مردم» ارگان حزب

توده روزهای شنبه با تیراژ ده هزار نسخه در سراسر کشور منتشر شد. عقیده بر این بود که حزب در تهران

20000 نفر عضو دارد.

حزب توده دارای تعداد قابل ملاحظه ای سمپات و اعضاء رسمی در وزارت فرهنگ، وزارت

دادگستری، وزارت دارایی و وزارت کشور بود.

تعداد قابل ملاحظه ای از اعضاء حزب توده در بخش بهداشت وزارت بهداری بودند که برای فعالیتهای

مبارزه با مالاریا و فعالیتهای مشابه به شهرستانها اعزام می شدند. این عده از این مأموریتها به نفع حزب

توده بهره برداری کرده و در میان کشاورزان تبلیغات کمونیستی انجام می دهند. این موضوع درباره بخش

جنگلداری نیز صدق می کند. تعداد بسیار زیادی از لوکوموتیورانان و ترمزبانان راه آهن دولتی ایران از

اعضاء شورای متحد مرکزی هستند. این حزب نفوذ زیادی در سیلو و کارخانجات ونک و انحصار

دخانیات دارد که بخش بزرگی از کارگران آن از اعضاء حزب توده هستند.

طبقه بندی اعضا:

اعضای حزب توده به طورکلی به گروههای زیر تقسیم می شوند:

الف) کارگران صنعتی

ب ) کارگران صنعتی و متفرقه

ج ) پیشه وران

د ) کشاورزان

ه) طبقات روشنفکر

بعضی از سازمانهایی که به عنوان وابسته به حزب توده شناخته شده اند عبارتند از:

1) سازمان دانشجویان دانشگاه تهران

2) سازمان دانش آموزان دبیرستانهای تهران

3) انجمن مبارزه با بی سوادی

4) جمعیت طرفداران صلح

5) سازمان زنان

6) جمعیت مبارزه با شرکتهای نفتی امپریالیستی

7) جمعیت حقوقدانان دمکراتیک و جمعیت روزنامه نگاران دموکراتیک

8) سازمان دهقانان

9) محفل جوانان دمکرات

10) جمعیت کمک به کشاورزان


صفحه 158

11) شورای متحده مرکزی

12) باشگاه ورزشکاران دمکرات

13) جمعیت آذربایجانیان

14) جمعیت فارغ التحصیلان دانشسرای عالی سازمان دانشجویان دانشگاه

این یک سازمان بسیار خوب سازماندهی شده است که به ویژه در دانشکده های پزشکی و حقوق نفوذ

دارد. این سازمان با تبلیغ تعلیمات رایگان دانشگاهی جهت دانشجویان بی بضاعت و تقاضای اصلاحات

مختلف دیگر چند صد دانشجوی دانشگاه را علاوه بر آنهایی که قبلاً از اعضای سازمان دانش آموزان

ایران بوده اند، به طرف خود جلب کرده است.بعضی از آنها به عنوان دانشجوی دانشگاه به هر صورت

احتمالاً در آینده سمتهای مسئولی به دست آورده و خدمات قابل ملاحظه ای به حزب خواهند کرد.

جمعیت مبارزه با بی سوادی

این جمعیت در نقاط مختلف تهران و در دهات و شهرستانها کلاسهایی برای با سواد کردن اشخاص

بالغ دائر کرده است. همراه با تعلیم سواد به نوآموزان تبلیغات متناسب به آنها از سوی «آموزگاران» که در

کلاسهای کادر حزب برای این منظور آموزش دیده اند، داده می شود. از آنجایی که بی سوادی مورد

شناسایی هر حکومتی است که ممکن است روی کار آید، این جمعیت تا اندازه ای از «مصونیت» برخوردار

است و می تواند فعالیتهای خود را آزادانه انجام دهد.

جمعیت مبارزه با شرکتهای نفتی امپریالیستی

این جمعیت در سال 1329 تأسیس شده است تا حزب توده بتواند سهم منصفانه خود را در «نهضت ملی

نفت» به رهبری جبهه ملی داشته باشد. طبق اطلاعاتی که در دست است این جمعیت شش هزار عضو دارد.

سازمان زنان

این سازمان به ویژه موفق بوده است زیرا از تظلمات زنان تحصیلکرده در ایران به نحو کاملی بهره برداری

کرده است. این سازمان از حقوق مساوی برای زنان در همه شئون زندگی و به ویژه حق رأی در انتخابات

طرفداری کرده است. تعداد زیادی از دختران و زنانی که در ادارات دولتی کار می کنند یا در مدارس

تدریس می کنند به این سازمان تعلق دارند.

جمعیت حقوقدانان دمکراتیک

این جمعیت عده ای از شخصیتهای سرشناس قضایی را دربرمی گیرد، که هنگامی که اعضاء حزب

گرفتاریهای قضائی دارند می توانند سودمند باشند.

جمعیت روزنامه نگاران دمکرات

این جمعیت در کارهای مطبوعاتی و تبلیغاتی سودمند است.

جمعیت طرفداران صلح

این جمعیت سرگرم جمع آوری امضاء برای صلح در پشتیبانی از انعقاد یک معاهده صلح در میان پنج