بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 186

کردستان، مخصوصا سازمان جلال طالبانی خشم بیشتر کردها را نسبت به دولت موقت ایران باعث شده

است. شاه توافقنامه ای با عراق داشت که به کردها اجازه داد که اساسا در صلح بدون ترس از انتقامهای

عراق زندگی کنند و این توافقنامه حالا توسط عراقیها شکسته شده است.

کتاب بیست و پنجم

خط میانه (1)


صفحه 187

صفحه 188

خط میانه (1)


صفحه 189

بسم اللّه الرحمن الرحیم

در اسناد مندرج در مجموعه های «دخالتهای آمریکا در ایران» و احزاب سیاسی در ایران تفصیلاً

مشخص شد که آمریکای غدار در مواجهه با انقلاب اسلامی به دنبال چهره های میانه رو بود تا با بر سر کار

آوردن آنها از یک سو مانع از به قدرت رسیدن نیروهای انقلاب تحت رهبری امام امت شود، و از سویی با

حفظ بافت رژیم شاه که چهره های جدید ولی با ماهیت مشابه در رأس آن قرار گرفته باشند، منافع حیاتی

خود را در منطقه و در ایران که در معرض خطر بود حفظ کند. اسنادی که در مجموعه حاضر تحت عنوان

خط میانه منتشر شده است، شرح ملاقاتها و دیدارهایی است که با این چهره ها صورت گرفته است و در

واقع زمینه برای تحلیلهای جاسوسان آمریکا همین ملاقاتها بوده است که قبلاً به چاپ رسیده است.

افرادی که در این طیف گسترده خط میانه قرار می گیرند، از سویی وابستگان رژیم شاه هستند که علیرغم

نزدیکی همه جانبه به شاه و تفکر شاهنشاهی به پاره ای از عناصر و اعمال حاکمیت شاهنشاهی روی

رقابتهای نفسانی خرده می گیرند، که چرا آنان از سوی شاه عهده دار مقامات و متصدی امور نشدند. در

طرف دیگر این طیف سیاستمداران قدیمی هستند که سابقه مبارزه با شاه هم داشته اند و حتی بعضا

زندانهای طویل المدت را هم گذرانده اند و پاره ای از آنها خود را از حامیان امام و وابستگان به حرکت

ایشان می دانند، البته به اضافه اینکه حساب آمریکا را از شاه جدا می دانند و معتقدند سرنگونی شاه نیاز

اجتناب ناپذیر به موافقت آمریکا دارد و بقیه نیز در این میان به دست و پا مشغولند، شیطان بزرگ از میان

اینان به دنبال یک جانشین مناسب برای شاه است و میانه روها در این فرصت اعطایی که مردم با خون

خویش ایجاد کرده اند، به دنبال دستیابی به قدرت از کانال ارباب بزرگ می باشند. ویژگیهایی که در میان

این جماعت عمومیت دارد به طور خلاصه در سه محور زیر خلاصه می شود:

1 عدم اعتقاد به اجرای اصول اسلامی بدون کم و کاست و بدون تأثیر از القائات شرق و غرب.

2 به دنبال اولی عدم تمکین از رهبری امام به عنوان رهبر مذهبی سیاسی (نایب امام زمان ) و

نپذیرفتن ولایت امام.

3 گرایش به آمریکا با بهانه جلوگیری از خطر نفوذ کمونیسم. به دلایل فوق اینها هرگز با مردم همصدا

نشدند و شعارهایشان همیشه اگر با خواست مردم متضاد نبوده از حیث زمان فرسنگها با مردم فاصله

داشته اند.

پس از رشد نهضت و نمود مشخص نقش روحانیت در رهبری حرکت، اسناد به خوبی نشان می دهد که

جستجوی آمریکا در میان اقشار میانه رو یاد شده متمایل به جناحی می شود که در میان مردم وجهه و


صفحه 190

سابقه اسلامیت داشته باشند، چرا که به خوبی دریافته اند مردم اسلام را می خواهند و به دلیل ماهیت ضد

اسلامی شاه، بر علیه او قیام کرده اند. در میان این چهره های به اصطلاح مذهبی انگشت روی کسانی

گذاشته می شود که به خیال آنها قابلیت، مقابله با امام را داشته باشند، محور این افراد آقای شریعتمداری

است که تمام سیاستمداران میانه رو به ظاهر مذهبی می کوشند تا او را به عنوان محور رهبری جریانات

داخلی به صحنه بکشانند و از او برای تعدیل نقطه نظرها و مشی امام استفاده کنند.

«میناچی گفت خمینی یک موضوع سخت و محکم را حفظ می کند او از این موضوع با نا امیدی آشکار

و مشخصی صحبت می کرد.»

میانه روهای فعال گشودن این گره را در تجمع حول محور شریعتمداری می دانستند تا جریان نهضت را

به خیال خود از حالت یک قطبی آن که در رهبری امام متجلی می شد تجزیه کنند و با تقویت جناح مقابل

امام، خط تند روی نهضت را به خیال خود به یک حالت میانه رو بکشانند و در مصالحه و توافق با آمریکا

راهی جز این را برای خود میسر و مقدور نمی دانستند.

ناگفته نماند که این خط پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم دنبال شد، بعضی از همین چهره ها با حضور

در دولت موقت ادامه این نقش را در مقابله با انقلاب اسلامی که بدون توقف پس از سرنگونی شاه قصد

اخراج همه جانبه آمریکا را از جای، جای سرزمین شهیدان داشت، به عهده گرفتند، که بعدا درباره آن

خواهیم نوشت. بحمداللّه تمامی توطئه های آمریکا در پرتو رهبری ولایت فقیه روز بروز برای مردم افشاء

شد و جریانهای منحرف یکی پس از دیگری علیرغم ظاهر فریبنده و ادعاهای گول زننده، پس از اینکه

چهره واقعی خود را به مردم نمایاندند، با لطف خدا و روشنگری امام به دست (مردم از صحنه سیاسی این

لاله زار شهیدان خارج شدند.

اسناد مربوط به خط میانه در چهار جلد منتشر می شود که سه جلد اول مربوط به اسناد قبل از پیروزی

انقلاب اسلامی است و جلد چهارم مربوط به بعد از انقلاب اسلامی می باشد.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام


صفحه 191

سند شماره (1)

سری 11 می 1964 برابر با 21 اردیبهشت 43

غیر قابل رؤیت برای خارجیان

ایران، رهبر ایل

خسرو قشقایی

خسرو خان قشقایی جوانترین و بالقوه ضد دولتی ترین خان از چهار خان مهم (تمامشان برادرند) ایل

قشقایی می باشد. اگر چه بزرگترین برادر او، ناصر، رئیس ایل است، خسرو برای سالیان متمادی رهبر

جنگی ایل بود و فرماندهیش از احترام قابل توجهی در میان ایلیاتیها برخوردار است. او سه احساس قوی

دارد:

یک نفرت تلخ از شاه، یک وفاداری قوی نسبت به ایل و فامیلش، و جاه طلبی برای جایگزین شدن به

جای خانواده پهلوی به عنوان حکام ایران. این انگیزه ها از هر دوستی و یا اتفاقی که ممکن است شکل

پذیرد فراتر می رود.

او اغلب نسبت به ایالات متحده ابراز دوستی کرده است، ولی برای حمله به سیاست آمریکا در ایران به

خود تردید راه نداده است. او یک بار شاه را به عنوان یک عروسک ایالات متحده که ثروت ایران را به

تاراج می دهد، خواند.

از 1954 وقتی که خسرو و دو تا از برادرانش تبعید شدند، وی در توطئه های بی شمار و شورشهای

ایلیاتی شایع درگیر بوده است. او به طور نزدیکی با سازمان جبهه ملی در آلمان غربی جایی که هم اکنون

زندگی می کند مرتبط است، هر چند جبهه ملی او را یک ملی گرای واجد شرایط نمی داند و گزارش شده که

او با حزب توده (کمونیست) در آلمان شرقی در ارتباط می باشد و جبهه ملی را ترغیب به همکاری با توده

بر علیه دشمن مشترکشان، شاه، نموده است.

همچنین شایع است که او با ناصر رئیس جمهور، جمهوری متحده عربی در ارتباط است. در 1963

مذاکراتی بین قشقاییها و دولت برای اجازه دادن به دو تا از برادران برای بازگشت انجام گرفت، هر چند

خسرو مورد نظر قرار نگرفت.

خسرو قشقایی 1921 در فیروزآباد، شهر اصلی قشقاییها در جنوب ایران متولد شد. پدرش اسماعیل

خان قشقایی (صولت الدوله) در روزهای اولیه سلسله پهلوی به دستور شاه مسموم شد. تنفر پسران

اسماعیل از شاه گفته می شود که از این واقع شروع شده. خسرو در 1939 از کالج آمریکایی تهران

فارغ التحصیل شد و به ایل بازگشت که وظایف ارثی خود را به عهده بگیرد. از 1943 تا 1947 او به عنوان

فرماندار فیروزآباد خدمت نمود.

خسرو علاوه بر فرماندهی جنگی ایل، مسئول روابط خارجی و سیاستهای ایل بود. در 1947 او به

وسیله قشقاییها به عنوان وکیلشان به مجلس فرستاده شد. او در سه دوره متوالی تا 1953 نماینده بود.

خسرو قشقایی نایب رئیس مجلس شانزدهم (52 1950) و عضوی از کمیسیون کشاورزی در طول آن

دوره بود.

مخالفت خانهای قشقایی با دولت تقریبا از جنگ دوم به این طرف مستمر بوده است. در آن کشمکش

(جنگ دوم) آنها از آلمانها حمایت می کردند و در دهه 1940 و 1950 آنها انقلابات ایلی را برای


صفحه 192

جایگزینی سلسله پهلوی هدایت کردند. از 1951 تا 1953 آنها حامیان قوی محمد مصدق نخست وزیر

وقت بودند. خسرو در سال 1952 یک سخنرانی در مجلس ایراد نمود و ایالات متحده را برای مخالفتش

با رژیم مصدق تقبیح نمود، هر چند او به ابراز دوستی نسبت به مقامات آمریکایی در تهران ادامه داد. وقتی

که مصدق در 1953 سرنگون شد او به فیروزآباد بازگشت و در آنجا با نمایندگان حزب توده صحبت کرد و

احتمالات انقلاب را ارزیابی نمود. سرانجام در 1954 او موافقت نمود که کشور را ترک کند. او چندی را

در ژنو گذراند و سپس در مونیخ مستقر شد.

خسرو قشقایی یک مرد قابل تحریک است و متمایل به کمی اغراق گویی می باشد. او دارای قامتی

متوسط و هیکلی چهارشانه است. رشادت او و قدرت سازمانی او و طبیعت جنگجویش خیلی مورد

احترام قوم او می باشد.

وی مجرد است و با مادرش زندگی می کند. در 1948 گزارش شد که او از پرنسس فاطمه خواهر شاه

خواستگاری نمود و در 1958 یک دختر آمریکایی ادعا نمود که همسر او است. خسرو نسبتا ریخت و

قیافه خوش سیمای ترکی، موی ضخیم پر پشت سیاه و یک لبخند دلپذیر دارد. یک گزارش اظهار می دارد

که او به مواد مخدر معتاد است.

خسرو قشقایی سه برادر و یک خواهر دارد، ناصر و ملک منصور دو برادر بزرگتر که در 1954 با

خسرو تبعید شدند و برادر دیگر محمد حسین که از ورود به منطقه تهران ممنوع شده است. بی بی

(خواهرش) در سیاست دخالتی ندارد و هنوز در شیراز زندگی می کند. از 1947 به میزان زیادی در اروپا و

به طور متناوب در ایالات متحده مسافرت نموده است.

او فارسی، ترکی و انگلیسی را به خوبی صحبت می کند.

11 می 1964

آیت اللّه سید کاظم شریعتمداری

سند شماره (2)

سری 20 اوت 1964 29 مرداد 43

غیر قابل رؤیت برای خارجیان فقط استفاده داخلی

پیوست به 64/426 پ

آیت اللّه سید کاظم شریعتمداری

آیت اللّه سید کاظم شریعتمداری در حدود 64 تا 70 سال سن دارد و در قم ساکن است. یکی از چهار

قدرت مذهبی قم می باشد. وی در تبریز متولد شده و نفوذ قابل توجهی در تبریز و آذربایجان دارد و در این

ناحیه بیشتر از 000/500 مقلد دارد. اگر چه او در واقع اعمال آیت اللّه خمینی را دوست ندارد، ولی بدون

اینکه بروز دهد، در همان جهت خمینی فعالیت می کند. او در حدود یک میلیون تومان وجوهات شرعیه از

مردم دریافت می کند و اخیرا بنای ساختمانی در قم به نام «خانه ترویج اسلام» و با همان عنوان شعبه ای در

تهران خیابان شاهرضا، مقابل دانشگاه تهران شروع کرده است. او برای بنای این ساختمانها یک اعتبار 5

میلیون تومانی کسب کرده است و در نظر دارد که محصلین مذهبی به این دو مدرسه بپیوندند. به آنها علاوه

بر مطالعات دینی، علوم جدید و یک زبان خارجی آموخته می شود و دانشجویان موفق برای ترویج اسلام

به کشورهای خارج اعزام می شوند. تا قبل از اغتشاشات ژوئن 1962 (خرداد 42) او ماهیانه


صفحه 193

000/300 تومان به عنوان وجوهات دینی دریافت می کرد و در ماههای آخر او ماهیانه 000/500 تومان

دریافت می کرد. او کتابهای مذهبی منتشر کرده است و مقالاتی درباره فلسفه تغییر قوانین مذهبی نوشته و

منتشر کرده است او کمی ترسو است، اما خودخواه و با هوش است و به اندازه کافی تحصیلات و آگاهی

دارد.

سند شماره (3)

خیلی محرمانه تاریخ 9 سپتامبر 1964 18 شهریور 43

گزارشگر: ویکتور ولف، جونز

نام: سید کاظم شریعتمداری

شغل فعلی: روحانی بزرگ شیعه

اطلاعات:

شخصی: در حدود سال 1894 در تبریز در یک خانواده روحانی متولد شده است. در حال حاضر یک

زن دارد، ولی در قدیم چندین صیغه داشته، مخصوصا در سفرهایش به شهرهای مذهبی در عراق و ایران،

چیزی درباره فرزندانش در دست نیست. اگر چه بدون شک وی فرزندانی دارد.

تحصیلات: در تبریز تحصیلات مذهبی خود را شروع کرد و بعد در قم و همچنین در مشهد چند سالی

تحصیل نمود و مدت کوتاهی هم در نجف و کربلا تحصیل کرده است.

تعلیم: شریعتمداری یکی از چهار مقام روحانی بزرگ شیعه در قم است و یکی از مدرسین برجسته

می باشد. تخصص در فقه دین دارد، در حال حاضر با استفاده از زکات که در دسترس اوست مشغول

ساختمان یک «خانه نشر اسلامی» در قم و شعبه آن در تهران در خیابان شاهرضا روبروی دانشگاه تهران

است. وی همچنین برای این منظور اعتباری به مبلغ 50 میلیون ریال (667000 دلار) دریافت داشته

است. دانشجویان در این خانه، علوم جدید و زبانهای خارجی را در کنار مطالعات عادی مذهبی

می آموزند. فارغ التحصیلان این مدرسه به طوری که گزارش شده به عنوان مبلغ برای تبلیغ اسلام در

کشورهای خارجی مورد استفاده قرار می گیرند. چند سال پیش شریعتمداری به مقام اجتهاد ارتقاء یافت و

از مراجع (ارشدترین روحانی شیعه و یکی از نامزدهای مقام زعامت شیعه است) دانسته می شود. به خودی

خود او یک روحانی افضل دانسته می شود، که دستورالعمل هایش بایستی پیروی شود و حق دارد که به

مؤمنین دستور دهد. او همچنین به طور قانونی می تواند از عنوان آیت اللّه استفاده کند.

مسافرت: به عراق

زبانها: فارسی و عربی

فعالیتهای سیاسی: شریعتمداری پیروان قابل توجهی در تبریز و آذربایجان دارد و پایگاه سیاسی او در

بازار تبریز است. گزارشات تخمین می زنند که شاید او 000/500 پیرو در شمال غرب ایران داشته باشد.

او یک پایگاه دومی در قم جایی که پیروانی به ویژه در میان آذربایجانیهایی، که در آن شهر مقدس تحصیل

می کنند دارد.

شریعتمداری شدیدا محتاط و محافظه کار دانسته می شود، وقتی که پای تاکتیک به میان می آید، ولی او

آرام و متین، باهوش و کمی نوگرا در نظریه مذهبیش می باشد (رجوع شود به گرایشات اجتماعی و