تحت کنترل شدیدی از سوی ساواک هستند، به همین ترتیب اشخاصی که متصدی تعاونی های دولتی
هستند کشاورزان را تحت کنترل دارند به طوری که آنها جرئت ندارند، مخالفت خود را زیاد ابراز کنند.
همچنین افرادی مانند کسبه جزء و پیشه وران و غیره مخالفت خود را ابراز می دارند و حتی اگر شما از
کارگران ساختمانی سؤال کنید، آنها نیز گله خواهند کرد.
در این رابطه یک خبرنگار آسوشیتدپرس اخیرا به سنجابی تلفن کرده و القا کرده بود که حوادث 5
ژوئن به منزله نقطه توقف برای مخالفان است، ولی او اشتباه کرده بود. مقدم گفت در حالی که شمال تهران
به طور عادی کار می کند در جنوب تهران همه جا تعطیل است. اوضاع در سایر شهرها نیز طبق اظهار مقدم
آرام است (و این اظهار تا اندازه ای دقیق است). چند دکانی که در اطراف بازار باز است دکانهایی هستند که
دولت به آنها گفته است که باز باشند. اشخاصی نظیر جواهرفروشان به نحو سنگین متکی به حسن نیت
مقامات هستند و هر کاری را که مقامات از آنها بخواهند انجام می دهند.
ایالات متحده و قانون اساسی
از همان آغاز مقدم حسن نیت گروه خود را نسبت به ایالات متحده ابراز داشت و تمایل دوستی با
ایالات متحده را به جای پذیرفتن مساعدت از محافل مخالف یعنی اتحاد شوروی تأکید کرد. آنها ایالات
متحده را تنها به خاطر موضع آن در پشتیبانی از شاه و علیه مصدق در گذشته مورد سرزنش قرار می دادند.
این موضع حقوق بشر را که پرزیدنت کارتر درباره آن صحبت می کند مورد بی توجهی قرار می دهد.
او از من خواست تا اوضاع را ارزیابی کنم و من به طور اختصار این کار را انجام دادم. هنگامی که من
گفتم که در آن نوع از ثباتی که شاه به کشور آورده است منافعی وجود دارد، مقدم قائل به استثنا شد. او
استدلال کرد که ثباتی وجود ندارد و تنها چیزی که وجود دارد سرکوبی قانون اساسی است. مقدم با
همکاران خودش مانند بازرگان کار کرده بود و بازرگان ابتدا نمی خواست که از قانون اساسی کنونی
پشتیبانی کند. مقدم او را در این مورد متقاعد کرده بود که حتی اگر قانون اساسی کامل نیست درباره
اختیارات شاه محدودیتهایی قائل شده است و اختیارات دیگری را به مجلس و مردم واگذار کرده است و
اجرای آن به خودی خود هدف کافی برای مخالفان محسوب می شود. او خاطرنشان ساخت که قانون
انتخابات که در حال حاضر مورد بحث مجلس است، بر خلاف قانون اساسی است. هنگامی که من درباره
آن ماده از قانون اساسی که پیش بینی می کند پنج رهبر مذهبی درباره هر کاری که مجلس انجام می دهد
حق وتو داشته باشند، توضیح خواستم او این ماده را به عنوان یک چیز جزیی که هرگز بمورد اجرا گذاشته
نشده رد کرد. مقصود تلویحی او آن بود که این قانون هرگز به مورد اجرا گذاشته نخواهد شد....
هنگامی که من درباره واکنش او نسبت به کنفرانس مطبوعاتی شاه در چند هفته قبل پرسیدم او
شانه های خود را بالا انداخت و گفت شاه به منزله شخصی می ماند که در حال عقب نشینی است و نمی تواند
افکار خود را متمرکز کرده و درباره مطلبی درک صحیح داشته باشد. یک دیکتاتور باید در قضاوتهای
خودش بیشتر اعتماد به خود داشته باشد و بالاخره هر چه باشد، این تنها منفعت دیکتاتوری است. او گفت
علاقه فوری مخالفان این است که مطبوعات را آگاه کنند که آنها دعاوی اخیر همایون وزیر اطلاعات و
دیگران را، مبنی بر اینکه عناصر مخالف حاضرند با دولت کار کنند، تکذیب می کنند. او گفت این ادعا
حقیقت ندارد.
مقدم در ضمن گفت که نهاوندی می خواست گروهی از روشنفکرانی که در حال حاضر اثرات انقلاب
شاه و ملت را مطالعه می کنند، به عنوان یک جناح سومی از حزب رستاخیز متشکل شوند. معذالک
سنجابی به مقدم گفته بود که بیشتر اعضای گروه با این اندیشه مخالفند و در مقابل آن ایستادگی می کنند.
گرفتن تلفن عمومی
مقدم که سر صحبتش درباره این موضوع گرم شده بود، میل رهبران پنجگانه را درباره ایجاد یک
سازمان برای یافتن اینکه مردم از لحاظ یک برنامه مثبت چه می خواهند، تأکید کرد. هنگامی که من
پرسیدم که شاه چه امتیازاتی ممکن است بدهد که آنها را به سازش وادارد او انحلال پارلمان و انتخابات
جدید را که «بدون نفوذ زیاد» از جانب دولت باشد، ذکر کرد. او انتظار داشت که ساواک همچنان نیرومند
باقی خواهد ماند و خواهد دانست که چکار بکند تا در این انتخابات نفوذ کند، ولی جلوی ساواک را باید
گرفت.
او گفت ایران تغییر کرده است. تلویزیونی وجود دارد و همچنین تماس با دنیای خارج. مردم می بینند
چگونه نظامهای دیگر کار می کنند و همین چیز را برای ایران می خواهند. پیشرفت در ورای زمینه های
اقتصادی و اجتماعی و در زمینه سیاسی مورد نیاز است. شاه ممکن بود به چنین پیشرفتی کمک کند، ولی
او خودخواه است و فعالیت خود را به تحکیم قدرت خود محدود کرده است. در حالی که دوران سالهای
1953 تا 1960 را می توان یک «ظهور ملی» تلقی کرد مردم انتظار دارند، که اتفاقاتی بیش از این روی
دهد. ولی شاه به جای آن بطریق هانری چهارم رفتار کرده است. هیچ کس او را دوست ندارد و مردم
خواهان دگرگونی هستند. امتیازها و تجملات خاندان سلطنتی مردم را مشمئز می کند. آنها می بینند که
چگونه آمریکاییها هر چند سال یک مرتبه رئیس جمهوری خود را تغییر می دهند ولی نظام همچنان باقی
است، یک کاسب ساده اخیرا به مقدم گفته بود که کارگران پس از اینکه 20 تا 25 سال زحمت کشیده اند
باید اجازه داشته باشند که استراحت کنند، شاه مدت 36 سال باعث این دردسر بوده است و اکنون زمان
دگرگونی فرا رسیده است.
و اما درباره لیبرالیزه کردن اوضاع مقدم گفت شاه «ما را به بازی گرفته است» او تصور می کند که زمانه
به نفع او کار می کند، زیرا کارتر یکی دو سال بعد مدت مأموریتش تمام خواهد شد. تنها نگرانی شاه این
است که حکومت ایالات متحده را خشنود نگه دارد و مانع آن شود که حکومت ایالات متحده در ایران
دخالت کند. او در فکر مردم کشور خود نیست.
مقدم ضمن اشاره فرعی دیگری به «ایجاد رعب» پلیس برای یک خبرنگار زن فرانسوی به نام
کنیزمراد از نشریه «نوول ابزرواتور» نام برد که اخیرا به دیدن شریعتمداری رفته بود. شریعتمداری او را به
دیدن برادر خمینی در قم فرستاد که نام او «پسندیده» است. یک جوانی که به عنوان راهنما همراه او
فرستاده شده بود از سوی پلیس متوقف شد و دستخوش ضرب و شتم قرار گرفت. آنها او را به پاسگاه
پلیس بردند و وقتی که آن زن به پاسگاه پلیس رفت تا درباره او پرس و جو کند به او گفتند وضع او مرتب
است، ولی یک روز یا بیشتر او را همچنان در پاسگاه پلیس نگه خواهند داشت. به همین ترتیب مقدم تأکید
کرد که در حال حاضر 17 ملا در تبعید داخلی (یعنی از یک شهر به شهر دیگر) به سر می برند. بیشتر آنها در
حاشیه کویر زندگی می کنند. او همچنین اشاره کرد که شایع است که بمب اندازیهای صورت گرفته به وسیله
به اصطلاح «کمیته انتقام» ممکن است کار یک گروه وفادار به شاه به نام باشگاه ورزشی تاج به سرکردگی
ژنرال خسروانی باشد، او اعتراف کرد که برای این حدس شواهدی وجود ندارد.
تغییرات در حکومت و مسائل متفرقه
شایعه دیگری که او ذکر کرد این بود که آموزگار ممکن است به وسیله شریف امامی جایگزین شود.
مقدم تصور می کند که این بسیار مضحک است، معذالک شاه کسی را لازم دارد که صد در صد طرف
خودش باشد. مقدم گفت آنچه که واقعا مورد لزوم است نخست وزیری است که می تواند به عنوان یک
حایل یا یک واسطه بین شاه و «مردم» عمل کند. هنگامی که از او درباره شخص مورد نظر پرسیده شد، او
نام علی امینی نخست وزیر اسبق را به میان آورد. شایع است که او از خارج به تهران بازگشته است. (ما این
را همچنین از یک منبع روزنامه نگاری شنیده ایم) مقدم اعتراف کرد که امینی بسیار پیر است یعنی 72 سال
دارد و به همین جهت درباره این نامزدی زیاد پافشاری نمی کرد.
مقدم به طور خصوصی گفت که او در حال حاضر آسوده تر از دفعه قبلی است که با او ملاقات کردیم. او
گفت در آن زمان ترس واقعی او از این بود که «تروریستها یا کمونیستهایی» ممکن بود سنجابی یا خود او را
به عنوان هدفهای سودمند ربوده و بکشند و گناه آن را به گردن حکومت بیاندازند. همه کس می دانست که
ساواک در پشت سر «کمیته انتقام» قرار دارد. ولی مقدم یقین داشت که ساواک نمی خواهد آنها را بکشد،هر
چند ساواک ممکن است آنها را دستگیر کند یا کتک بزند. هنگامی که من پرسیدم که آیا او با تروریستها
تماس ندارد و تعجب کردم از اینکه چگونه او انتظار دارد که تروریستها کاملاً قادرند اگر بتوانند در مقابل
حکومت امتیازهایی به دست آورند اشخاصی مانند او را قربانی کنند.
سرانجام مقدم موضع مخالفین را چنین تشریح کرد که آنها «نه هرج و مرج طلب هستند و نه کمونیست
و نه ضد آمریکایی» آنها می خواهند سهمی قانونی از قدرت را برای مردم در مقابل شاه به دست آورند. اگر
اوضاع یک کمی بیشتر شل شود به طوری که مردم بتوانند اجتماع کنند و آزادانه به بحث درباره مسائل
بپردازند ممکن خواهد بود که ببینیم مردم در کدام جهت می خواهند، حرکت کنند.
مقدم در نظر دارد سفری به اروپا و ایالات متحده (برای قرار دادن پسر 13 ساله اش در مدرسه در
نزدیکی بوستون) انجام دهد ولی رهبران همکار او، او را تحت فشار قرار داده اند که تابستان جاری را در
اینجا باقی بماند. او تأیید کرد که در 19 ژوئن تظاهرات مذهبی صورت خواهد گرفت، ولی کار او متمرکز
در مسائل سیاسی خواهد بود. روز دیگر او به من تلفنی در دفتر گفت که او از نقشه های خود برای سفر
صرف نظر کرد و تابستان جاری را در شهر خواهد بود، او میل دارد همچنان در تماس باشد.
اظهارنظر: رفتار مقدم که آسوده تر و از اعتماد به نفس بیشتر برخوردار بود، بهترین شاهد مبنی بر این
است که زندگی برای مخالفین در ایران بهبود یافته است. کوششها برای سرهم بندی کردن یک برنامه واحد
مثبت آنقدر ماهیت غیر ایرانی دارد که باید در این باره شکاک بود. معذالک او به روشنی این امر را به
حساب می آورد که به او اجازه خواهند داد آزادی بیان و آزادی نسبی برای سازمان یافتگی سیاسی به
دست آورد، که هر دوی اینها اعترافهای جالبی در نوع خود می باشد.
آخرین تحولات در جبهه مذهبی
سند شماره (12)
یادداشت مذاکراتخیلی محرمانه
شرکت کنندگان: هدایت اسلامی نیا نماینده سابق مجلس، خانم سیمین اسلامی نیا (جدیدا ازدواج
کرده اند)، جورج بی. لامبراکیس کنسول سیاسی سفارت آمریکا تهران، ایران
زمان و مکان: 21 ژوئن 1978 برابر با 31 خرداد 57 منزل اسلامی نیا
موضوع: آخرین تحولات در جبهه مذهبی
شریعتمداری از خمینی جدا می شود
من به تنهایی با اسلامی نیا ملاقات کردم، هر چند قرار بود که با آقای عباسی داماد شریعتمداری که به
مأموریتی از طرف پدر زنش به تهران آمده است نیز، ملاقات کنم. پیامی که وی از طریق هویدا برای شاه
آورده بود این بود که شریعتمداری پیامی برای آیت اللّه خمینی فرستاده بود که به وی می گفت او
(شریعتمداری) دیگر با خمینی همکاری نمی کند، چون که خمینی در مقابل شاه قرار گرفته است.
به این ترتیب شریعتمداری مایل بود که بر وفاداریش به شاه تأکید کند. در عین حال وی این تقاضا را
مطرح ساخت که برخی افراد مذهبی مجاز باشند تا سال آینده در انتخابات مجلس شرکت کنند و نه فقط
افراد حزب رستاخیز. شریعتمداری گفت چنانچه فقط افرادی که توسط حزب رستاخیز تأیید شده اند
مجاز به شرکت در انتخابات باشند، وی با انتخابات مخالفت خواهد کرد. نهایتا شریعتمداری تقاضای
قبلیش را که پرنسس اشرف ایراد سخنرانی در مورد مذهب را متوقف سازد تکرار کرد. (وقتی من گفتم از
اینکه او چنین سخنرانیهایی ایراد می نموده است بی خبر بوده ام، اسلامی نیا با شوخی پاسخ داد که وی
مطمئنا دفعه بعد مرا از آن مطلع خواهد ساخت و وی (اشرف) فقط 10 روز است که راجع به موضوع
(مذهب) صحبت نکرده است.) اسلامی نیا گفت شاه، بهبهانیان از وزارت دربار را پیش شریعتمداری
فرستاده است تا نسبت به صحت این پیام تحقیق کند. شریعتمداری آن را تأیید نمود. شریعتمداری
همچنین فاش ساخت که وی مایل است با آمریکاییها ارتباط داشته باشد و با آنان صحبت کند. او به
بهبهانیان اطمینان داد که وی چیزی بر علیه شاه به آنان نخواهد گفت. بهبهانیان پاسخ داد که شاه چنان
تماسهایی را با خارجیها دوست ندارد و در مورد آن به شریعتمداری هشدار داد. ظاهرا شریعتمداری بعدا
به اسلامی نیا گفت که وی از اینکه این موضوع را ذکر کرده است پشیمان است، ولی کاری است که شده.
اسلامی نیا این موضوع را به عنوان دلیل اینکه چرا داماد شریعتمداری قرار ملاقاتش را با من به هم زده
است، اقامه کرد.
بعدا در خلال گفتگو اسلامی نیا اشاره کرد که وی مناقبی را به نجف فرستاده است، تا با آیت اللّه خویی
گفتگو کند. اسلامی نیا خویی را به عنوان معتبرترین از میان تمام آیت اللّه ها معرفی کرد، خیلی بیشتر از
خمینی یا حتی شریعتمداری یا خوانساری در تهران.
خویی در نجف زندگی می کند، ولی همیشه با خمینی موافقت ندارد. مناقبی این پیام را برای خویی
می برد که مذهبیون دیگر از خمینی پیروی نمی کنند، چون که وی طرفدار جاری شدن خون است. مناقبی
سپس به دیدار خمینی می رود تا همین جریان را پیش روی او عنوان کند. دو فرستاده معتبر دیگر هستند
(او نامهای آنها را علوی داماد یک ملای معروف به نام چیزی شبیه بروجدی (بروجردی) که در گذشته
است و طباطبایی عنوان نمود) که یکی پس از دیگری و نه با همدیگر و با پیام مشابهی به دیدار خمینی
خواهند رفت. اسلامی نیا گفت شاه از این برنامه مطلع است. (این بدان معناست که فرستادگان آنهایی
هستند که شریعتمداری در پیامش به شاه به آنها اشاره نمود).
اسلامی نیا و دولت
اسلامی نیا به ترتیبی که عادت دارد به موضوع مورد علاقه اش یعنی حمله به خیلی از اطرافیان
آموزگار پرداخت. او گفت در حال حاضر برخی مسائل مابین شاه و آموزگار وجود دارد. افرادی نظیر
جعفریان، موسوی یا فرشچی (فرشی) نمایندگان خوبی برای آموزگار نیستند و بدون اینکه نیازی بوده
باشد، دشمنانی نظیر نهاوندی و پزشکپور به وجود آورده اند. اسلامی نیا برای اولین بار به طور صریحی
چیزی را که قبلاً با کنایه به آن اشاره کرده بود یعنی اینکه وی علاقه دارد که به مسئولیت سازمان اوقاف
گماشته شود را مطرح نمود، این یکی از مقامهایی است که اکنون فرشچی (فرشی) دارا می باشد. اسلامی نیا
گفت آموزگار فکر می کند که وی یکی از افراد هویدا است و بنابراین به وی اعتماد ندارد، ولی وی اشتباه
می کند. اسلامی نیا به من اطمینان داد اگر آموزگار او را به این مقام منصوب کند، نسبت به وی وفادار خواهد
بود. او آرزو داشت که این پیام به آموزگار برسد. در هر حال او توضیح داد که وی از طریقی که هویدا در
گذشته اخیر با وی رفتار کرده است و در زمانی که ژنرال نصیری بر علیه او با هویدا صحبت کرد، خیلی
خوشحال نیست.
اسلامی نیا به مقدار زیادی راجع به مناسب بودنش برای این کار و این حقیقت که رهبران مذهبی را به
مدت زیادی می شناسد و احترام آنها را دارا می باشد و مناسب نبودن دیگران صحبت کرد. او اشاره کرد
افرادی نظیر استاندار آزمون معتقدند آموزگار دارد از دور خارج می شود و بنابراین هیچ کاری به او
ندارند.
اسلامی نیا گفت وی می تواند در زمینه مهم مذهب به آموزگار کمک کند. به عنوان نمونه او گفت چنانچه
مسئولیت سازمان حج به وی داده شود افراد را ملزم به گرفتن اجازه کتبی از ملای محل اقامت متقاضی
می نماید. اینکار ملاها را به به دست آوردن پول بیشتر می رساند (از کلاهبرداریهای لازم) و به آنها قدرتی
می دهد که خوشحالشان می سازد.
اسلامی نیا مثل اینکه می خواست به پیشنهادش پایانی بدهد، این فکر را مطرح ساخت که وی و بعضی
از دوستانش در مورد برنامه های احتمالی آینده بحث می کرده اند.
آنها در این فکر بوده اند که به نزد افراد مذهبی در شهرهایی مثل تبریز و مشهد و جاهای دیگر بروند و
بر علیه افرادی نظیر جعفریان و دولت صحبت کنند. آنها می توانند باعث به وجود آمدن نوعی از تظاهرات
یا نمایش قدرت بشوند. وقتی سیمین از او پرسید که آیا این کار به خشونت منجر نمی شود، اسلامی نیا
شانه هایش را بالا انداخت و گفت این خشونت ممکن است واقع شود. من توضیح دادم که اگر وی در پی
طرفداری از آموزگار است اینکار مطمئنا وی را در پیش آموزگار عزیز نخواهد کرد. اسلامی نیا با ملاطفت
لبخند زد و گفت هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده است، این جریان به دو سمت می تواند کشیده شود، او
آشکارا این تهدید را مطرح می ساخت که اگر دولت وی را به کار نگیرد بر علیه آن کار خواهد کرد.
تماسهای رسمی دیگر با رهبران مذهبی
اسلامی نیا سپس گزارش کاملی از فعالیتهای اخیرش با تأکید بر اهمیتش در مقایسه با تعدادی از افراد
در رژیم فعلی ارائه داد. او اشاره کرد که آیت اللّه خوانساری را به ملاقات با هویدا و قبول ملاقات ژنرال
مقدم رئیس جدید ساواک که شاه به وی گفته است بایستی روابط خوبی با مذهبیون داشته باشد، وادار کرده
است.
اسلامی نیا روی فلسفی یک سخنران برجسته که از ملاقات با هویدا یا ژنرال مقدم امتناع ورزیده است،
کار می کرده است (مراجعه کنید به گزارشات قبلی). فلسفی نسبت به شاه و تمام آنهایی که برای او کار
می کنند خیلی خشمگین است چون که به مدت هفت سال به وی اجازه صحبت علنی داده نشده است. مقدم
از طریق اسلامی نیا پیامی برای او فرستاده است که می گوید این مقدم نیست که جلوی او را برای صحبت
کردن گرفته بود. اسلامی نیا روی یک ملاقات تصادفی کار می کند که وی و ژنرال مقدم یک روز عصر
زمانی که فلسفی از خانه اش بیرون می آید از مقابل خانه او عبور می کنند و او را سوار اتومبیل خواهند کرد.
آنها سپس به خانه شخص دیگری خواهند رفت که هویدا به طور اتفاقی در آنجا خواهد بود. اسلامی نیا
مجددا نیاز به برقراری خطوط ارتباطات را تأکید کرد.
اسلامی نیا فاش ساخت که حدود 80 تا 90 فرد مذهبی (جوان) طرف 10 تا 15 روز از زندان آزاد
خواهند شد. او به طور ضمنی تفهیم کرد که تلاشهای شخصی وی عمدتا در این کار تأثیر داشته است، چون
که وی با ژنرال فردوست (رئیس کمیسیون سلطنتی)، هویدا و ژنرال مقدم روی این موضوع کار کرده است.
به تعداد 70 60 نفر که اجازه صحبت علنی نداشته اند، به طور اضافی اجازه سخنرانی اعطاء می شود.
زمانی که من راجع به نمونه هایی از انواع چیزهایی که مذهبیون در عوض همکاریشان با دولت ممکن
است تقاضا کنند سؤال کردم، اسلامی نیا به تعدادی از مسائل اشاره کرد:
آزادی ملاها زمانی که آنها در زندان هستند؛
اجازه مسافرت به مکه یا عراق به افرادی که رهبران مذهبی تقاضا می کنند داده شود؛
ممنوعیت دولت در مورد مقاله های ضد مذهبی در روزنامه ها؛
جواب به دادخواست علیه رفتار نا شایسته برخی نمایندگان ساواک در نقاط مختلف کشور؛
کمک به افرادی که مریض هستند یا خانواده هایشان در وضعیت بدی هستند؛
کلاً به مذهبیون بذل توجه شود.
سرانجام اسلامی نیا به من متذکر شد که شریعتمداری با وی در مورد اخباری که از موافقت شاه با دفن
زباله های اتمی کشور دیگر (اطریش) به او رسیده بود صحبت کرد.
او بدون هیچ گونه شرط نامطمئنی با آن مخالف بود، ولی او آگاه بود که وی (شریعتمداری) داستان
کامل را نمی داند.
من اشاره کردم که این داستان را از یک روزنامه نگار که با شریعتمداری مصاحبه کرده بود شنیده ام. من
نکاتی را متذکر شدم که اسلامی نیا می توانست آنها را با شریعتمداری مطرح کند. اسلامی نیا گفت که وی
قبلاً این نکات را با شریعتمداری مطرح کرده بود (که خود ایران نیاز دارد زباله هایش را دفن کند و ایالات
متحده به طور مرتب چنان زباله هایی را بدون هیچ خطری دفن می کند).
به هر حال اسلامی نیا گفت که وی از مطرح کردن مجدد این موضوع با شریعتمداری اجتناب خواهد
ورزید. وی اشاره کرد که شریعتمداری را به این باور خواهد کشانید که زباله های مورد نظر همانهایی
هستند که خود ایران به وجود خواهد آورد. این مشکل پیچیده ای است که روابط خارجی را مطرح
می سازد و طبق گفته اسلامی نیا زمانی که وی نگرانی شریعتمداری از این موضوع را به هویدا متذکر شده
بود، هویدا به شدت عصبانی گردیده بود.
نظریه: اسلامی نیا به فعالیت به عنوان یک رابط مهم همچنان ادامه می دهد. شانسهای او برای اینکه
مورد قبول آموزگار قرار گیرد خیلی کم هستند، ولی از طرف دیگر اسلامی نیا بی قرار می شود. ممکن است
اگر شخصا از او مراقبت به عمل نیاید یا وضعیت مذهبی در مقابل دولت به طور مؤثری تغییر پیدا نکند، وی
تا پاییز آینده به یک زورآزمایی کشانیده شود (که من معتقدم وی قادر به انجام آن هست).
وکلای مخالف «کانون وکلا» را تسخیر می کنند
سند شماره (13)
از: سفارت آمریکا، تهران شماره سند: 5944به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی. سی.
طبقه بندی محرمانه خیلی محرمانه تاریخ 21 ژوئن 1978 31/3/57
موضوع: وکلای مخالف «کانون وکلا» را تسخیر می کنند و تصمیم دارند که
موارد دادگاههای سیاسی را با دقت بیشتری بررسی کنند.
1 الآن چندین هفته است که کانون وکلای ایرانی صحنه برخوردهای جالبی بین رهبری موجود که
صرفا به مسائل مادی و روزمره توجه دارد و اعضای جوان یاغی که به آزادیهای سیاسی علاقه مندند و
خودشان نهضت مترقی تشکیل داده اند، شده است. آنها انتخابات جداگانه ای از هیئت مدیره تشکیل دادند
و تبلیغات سیاسی پر سر و صدایی به راه انداختند که در مطبوعات محلی درج می شد.
2 شمارش آرا تمام شده و 15 ژوئن ما توسط یکی از رهبران جناح مترقیون مطلع شدیم که از 12
کرسی، 5 کرسی را به دست آوردند و 2 کرسی از 6 کرسی علی البدل را نیز هم چنین. آنها می توانستند یک
کرسی دیگر هم به دست بیاورند ولی رأی مساوی آوردند و بعد از قرعه کشی آنها باختند. 9 رأی بی اعتبار
شناخته شدند چون یا امضاء نداشتند و یا علایم غیر مجاز بر آنها بود. تمام این 9 رأی به نفع مترقیون بود و
اگر شمرده می شدند 2 کرسی دیگر برای مترقیون به دست می آمد، در حالی که منبع ما از پیروزی به دست
آمده شاد بود گفت که جناحش از 4 نفر منفرد که پیروز شده اند حمایت می کند، و لذا آنها در بیشتر موارد
اکثریت مؤثر را خواهند داشت. او در مورد رأیهای بی اعتبار گفت که خیلی از وکلای جوان و نیز مسن تر
(عده ای در چهل سالگی) در مورد قوانین رأی گیری اشتباه کردند، چون آن اولین انتخابات آزادی است که
در آن شرکت کرده اند.
3 کاندیداهای زیر انتخاب شده اند:
اسم- جناح- آراء
هدایت الله متین- دفتری مترقی- 668
حسن- نزیه- 665
محمد جلال نایینی- عضو سابق انجمن وکلا- 630
محسن پزشکپور- منفرد- 624
صادق وزیری ٬ صارم الدین- مترقی- 617
محمد تقی دامغانی-مترقی- 587
محمود معینی عراقی-مترقی-566
مسعود اعتصام عضو انجمن- 558
عبدالمجید اردلان منفرد- 550
اسماعیل زاهد عضو انجمن- 535
عبدالکریم انواری منفرد- 532
ولی الله شهاب فردوسی-514
و اعضای علی البدل: (6 اسم و مشخصات دیگر)
4 مترقیون وضع خودشان را در کانون خیلی بهبود بخشیده اند، قبلاً آنها فقط 3 کرسی در شورای
اجرائی داشتند و اینها فقط اعضای علی البدل بی قدرت بودند. با وجودی که انتخابات برای رئیس کانون تا
ششم ژوئیه برگزار نخواهد شد پیش بینی می شود که کاندیدای کنونی مترقیون حسن نزیه انتخاب شود.
طبق قانون رئیس باید حداقل 50 سال سال سن داشته باشد و حداقل بیست سال در کانون کار کرده باشد و
توسط 32 اکثریت تأیید شود. متین دفتری که بیشترین رأی را آورده شخصیت سرشناسی در جنبش داخلی
مخالفین و نوه مصدق است، اما چون 46 سال دارد و کمتر از 20 سال در رشته حقوق کار کرده، واجد
شرایط انتخاب ریاست نبود.
5 تبلیغات و رقابت خیلی شدید بود و برای خیلیها که به این تجربیات عادت نکرده اند هیجان انگیز
بود. آنها همچنین امیدوار که این انتخابات وکلا نشانگر خواسته شاه در جهت پیشرفت به طرف جامعه ای
آزاد باشد. وکلا در صفوف اول حرکت مخالفین در تهران بوده اند و ما می توانیم منتظر تصمیم مجدد این
گروه برای تغییرات بیشتر باشیم. آنها به طور خصوصی به ما گفته اند که دادگاهها را از نزدیک تحت نظر
خواهند داشت تا هر گونه رفتارهای ناشایست را از طرف مقامات دولتی شامل دادستانها و قاضیها
شناسایی بکنند.
ناس
کوششهای مخالفین برای وحدت
سند شماره (14)
خیلی محرمانه
تاریخ و مکان: 17 ژوئیه 1978 در خانه مقدم (برابر با 26 تیر 57)
شرکت کننده: رحمت اللّه مراغه ای از «نهضت رادیکال» و جرج لامبراکیس رایزن سیاسی سفارت آمریکا
تهران ایران
موضوع: مکالمه با ایرانی مخالف
کوششهای مخالفین برای وحدت
مقدم در تهران مانده است و برنامه گذراندن تعطیلات در اروپا را که خانواده او بسیار طالب آن است به
اصرار صریح رهبران همکار مخالف رژیم او مانند بازرگان و سنجابی به تأخیر انداخته است. معذالک او از
روی تأسف گفت که پیشرفت سریع پیش بینی شده از سوی همکاران او در سرهم بندی کردن یک برنامه
واحد از سوی مخالفین تحقق نیافته است. او به من یک سری پیشنهادهای کتبی داد که او به عنوان رهبر