محمد تقی دامغانی-مترقی- 587
محمود معینی عراقی-مترقی-566
مسعود اعتصام عضو انجمن- 558
عبدالمجید اردلان منفرد- 550
اسماعیل زاهد عضو انجمن- 535
عبدالکریم انواری منفرد- 532
ولی الله شهاب فردوسی-514
و اعضای علی البدل: (6 اسم و مشخصات دیگر)
4 مترقیون وضع خودشان را در کانون خیلی بهبود بخشیده اند، قبلاً آنها فقط 3 کرسی در شورای
اجرائی داشتند و اینها فقط اعضای علی البدل بی قدرت بودند. با وجودی که انتخابات برای رئیس کانون تا
ششم ژوئیه برگزار نخواهد شد پیش بینی می شود که کاندیدای کنونی مترقیون حسن نزیه انتخاب شود.
طبق قانون رئیس باید حداقل 50 سال سال سن داشته باشد و حداقل بیست سال در کانون کار کرده باشد و
توسط 32 اکثریت تأیید شود. متین دفتری که بیشترین رأی را آورده شخصیت سرشناسی در جنبش داخلی
مخالفین و نوه مصدق است، اما چون 46 سال دارد و کمتر از 20 سال در رشته حقوق کار کرده، واجد
شرایط انتخاب ریاست نبود.
5 تبلیغات و رقابت خیلی شدید بود و برای خیلیها که به این تجربیات عادت نکرده اند هیجان انگیز
بود. آنها همچنین امیدوار که این انتخابات وکلا نشانگر خواسته شاه در جهت پیشرفت به طرف جامعه ای
آزاد باشد. وکلا در صفوف اول حرکت مخالفین در تهران بوده اند و ما می توانیم منتظر تصمیم مجدد این
گروه برای تغییرات بیشتر باشیم. آنها به طور خصوصی به ما گفته اند که دادگاهها را از نزدیک تحت نظر
خواهند داشت تا هر گونه رفتارهای ناشایست را از طرف مقامات دولتی شامل دادستانها و قاضیها
شناسایی بکنند.
ناس
کوششهای مخالفین برای وحدت
سند شماره (14)
خیلی محرمانه
تاریخ و مکان: 17 ژوئیه 1978 در خانه مقدم (برابر با 26 تیر 57)
شرکت کننده: رحمت اللّه مراغه ای از «نهضت رادیکال» و جرج لامبراکیس رایزن سیاسی سفارت آمریکا
تهران ایران
موضوع: مکالمه با ایرانی مخالف
کوششهای مخالفین برای وحدت
مقدم در تهران مانده است و برنامه گذراندن تعطیلات در اروپا را که خانواده او بسیار طالب آن است به
اصرار صریح رهبران همکار مخالف رژیم او مانند بازرگان و سنجابی به تأخیر انداخته است. معذالک او از
روی تأسف گفت که پیشرفت سریع پیش بینی شده از سوی همکاران او در سرهم بندی کردن یک برنامه
واحد از سوی مخالفین تحقق نیافته است. او به من یک سری پیشنهادهای کتبی داد که او به عنوان رهبر
حزب رادیکال بامداد همان روز در ملاقات منظم خود با سایر رهبران مخالف یعنی بازرگان، سنجابی،
فروهر و حاج سید جوادی تسلیم کرده است. مشکل اولیه این است که سنجابی و فروهر می خواهند جبهه
ملی را در امتداد خط قدیمی آن احیاء کنند. مقدم و بازرگان این موضع را انتخاب کرده اند که جبهه ملی باید
در امتداد خطوط جدید باشد و اشخاصی را مانند مقدم که عضو جبهه ملی قدیمی نبودند در خود
بگنجانند. آنها پیشنهاد می کنند که یک دفتر سیاسی حزبی ابتدا تأسیس شود تا اعضاء بتوانند در آنجا با
یکدیگر ملاقات کرده و به بحث درباره مسائل بپردازند و بدین ترتیب به نتایجی برسند.
مقدم چند بار به من تکرار کرد که به عنوان دوست به من اعتماد دارد و محرمانه صحبت می کند. او به
صراحت گفت که آقای حاج سید جوادی که نویسنده است یک مرد سازمانی نیست، ولی او معتقد است که
حاج سید جوادی می تواند با آثار خود نهضتی را آغاز کند. فروهر که جوانتر از دیگران است خود را به
عنوان یک سوپر (ما فوق) ناسیونالیست جا می زند و بیشتر از اندازه لازم تظاهر می کند. سنجابی از لحاظ
جسمی ضعیف است و اندکی بیش از اندازه لازم لیبرال است، یعنی نمی تواند تصمیم بگیرد. بهترین همکار
او بازرگان است که حتی در سن 71 72 سالگی (همسن سنجابی) نیرومند است و به عنوان یک فرد با
مقصد و معنی ادامه می دهد. او تأیید کرد که بازرگان یک شخص مذهبی است و خیلی دست چپی نیست.
اعتصاب جدید در زندان
در پاسخ به سؤال من مقدم تأیید کرد که شب روز 11 ژوئیه ملاقاتی با خبرنگاران خارجی و ایرانی در
تهران صورت گرفته است و این ملاقات در دفتر جدید کمیسیون ایرانی حقوق بشر و آزادی در خیابان
حسینی الشطی مقابل مسجد در خیابان شمیران قدیم صورت گرفته است. اعضاء خانواده های وابسته به
زنان در زندان قصر حاضر بودند. 72 نفر از این زندانیان مدت یک هفته یا 10 روز قبل از این کنفرانس
مطبوعاتی دست به این اعتصاب غذا زدند، این اعتصاب غذا به هنگام اعتراض به ورود کماندوهایی که
زنان را مضروب کردند آغاز شده است آن حادثه ناشی از اختلافات درباره روند بازرسی سلولهای زندان
زنان بود که منجر به زد و خورد بین محافظان و زندانیان شده بود و کماندوها برای سرکوب کردن آن وارد
شده بودند. اعتصاب غذا به پایان رسیده، ولی زندانیان هنوز هم شکایت دارند که آنها فاقد وسایل دوخت
و سایر نعمات در زندان خود می باشند. در این کنفرانس مطبوعاتی 8 نفر از اعضاء کمیته اجرایی کمیسیون
حقوق بشر حاضر بودند. سنجابی غیبت داشت. مقدم نام دیگران را چنین ذکر کرد: بازرگان، دکتر حاج
سید جوادی و برادرش، خود مقدم، نزیه رئیس جدید کانون وکلای دادگستری، لاهیجی حقوقدان و دو نفر
دیگر که نام آنها گویا میناچی و تاوندی (احتمالاً تابنده) بوده است.
فعالیت در تبریز
مقدم (که خود از منطقه آذربایجان است) گفت که روز قبل یک هیئت نمایندگی از تبریز با او ملاقات
کردند و اینها بیشتر بازاری بودند که قبلاً به دیدار آیت اللّه شریعتمداری در قم رفته بودند. اینها گله داشتند
که رهبری مخالفین هیچ کار نمی کنند، اینها تهدید کردند که اگر رهبران سیاسی و مذهبی کاری از پیش
نبرند خود مبتکر کار شوند. مقدم گفت که او بارها توصیه کرده است که آرامتر و آهسته تر حرکت کنند و
کسی را تهدید نکنند. او به ویژه به آن ها توصیه کرده است همگام با بقیه نهضت در کشور باشند. به جای
آنکه کار خود را به پیش ببرند. او معتقد بود که آنها با سایر اشخاص که در صفوف مخالف قرار دارند، برای
همین تقاضا جهت اقدام ملاقات خواهند کرد.
این امر باعث شد که مقدم آنچه را که شریعتمداری هنگام دیدار اخیر خود با وی گفته بود، شرح بدهد.
شریعتمداری به او گفته بود که او انتظار دارد ظرف دو یا سه ماه آینده اوضاع در ایران وخیمتر شود. مقصود
او افزایش دشواریهای اقتصادی و بی نظمی و هرج و مرج در دولت و حزب رستاخیز بوده است که بیشتر
این حزب را بی اعتبار خواهند کرد. این اوضاعی است که اشخاص مذهبی از آن بهره گرفته و فعلاً
روزشماری می کنند.
انتخابات پارلمانی
یکی از طرحهای شخصی مقدم برای آینده نزدیک احیای نامه سالانه او به دادگاه در اعتراض به غیر
قانونی بودن پارلمان کنونی است. او از انتخابات سال 1975 به بعد هر سال نامه ای نوشته است. او انتظار
دارد بار دیگر نامه مفصلی مشتمل بر 15 صفحه نوشته و آن را برای ماه اوت حاضر کند. در این نامه تقاضا
خواهد شد که قانونی بودن پارلمان توسط دادگاههای ایران رسیدگی شود. اگر دادگاهی وجود نداشته باشد
که طرز انتخابات پارلمانی را بتواند رسیدگی کند، آنگاه مردم خواهند دانست موضوع از چه قرار است،
همان طوری که او می بیند. اینکه اعتراض او برنده شود یا نشود اهمیتی ندارد، آنچه مهم است ادامه کوشش
برای نشان دادن ضعف نظام کنونی و این واقعیت است که قانون اساسی فقط بر روی کاغذ وجود دارد.
مقدم چندین بار به این تقاضا که در این نامه گنجانده خواهد شد، مبنی بر اینکه شاه انتخابات پارلمانی
کنونی را حذف کرده و بلافاصله انتخابات برای پارلمان تازه ای را آغاز کند اشاره کرد. او نگرانی از آن
دارد که اگر این امر انجام نگیرد، پارلمان بعدی شباهت بسیاری به پارلمان کنونی خواهد داشت.. او بعدا در
گفته خودش تضادی را قائل شد و آن اینکه خاطرنشان که مخالفان بخوبی امیدوارند که در پارلمان بعدی
کاندیداهایی ارائه دهند، حتی اگر هم این پارلمان منحل نشود. استدلال او این بود که شاه باید از تأسیس
یک سیستم سیاسی با ثبات تر در ایران به جای ادامه فرمانروایی (تنها از طریق زور) استقبال کند. تدبیر
مشابهی عبارت خواهد بود از تغییر حکومت آموزگار و قرار گرفتن یک حکومت بی طرف. او شایعاتی را
شنیده بود که از شخصی مانند دکتر بقایی ممکن است که تقاضا شود نخست وزیر شود (من در این باره
اظهار تردید کردم)
علاوه بر این سانسور مطبوعات باید کاملاً برچیده شود تا اینکه دیگران علاوه بر حکومت فرصتی
برای بیان اظهار نظرهای خود داشته باشند او از آغاز تغییراتی در روندهای ساواک استقبال کرد، ولی
خواستار چیزهایی بیشتر از این بود. سرانجام درباره فعالیت نزیه رئیس کانون وکلای دادگستری مقدم
اظهار نظر کرد که نزیه بیش از اندازه صحبت می کند و می کوشد خود را بالا ببرد. او آشکار کرد که نزیه تا
یک سال قبل عضو حزب رادیکال به رهبری مقدم بوده است و بعد این حزب را ترک کرده و به «نهضت
آزادی» به رهبری بازرگان پیوسته است.
اظهارنظر: این ملاقات سوء ظن قبلی ما را تأیید می کند که مخالفان به محض اینکه نوبت به طرح یک
برنامه متحد برسد، اختلافات داخلی خود را کشف خواهند کرد. آنها برای اینکه بتوانند یک مبارزه طلبی
جدی و متحد را به حکومت کنونی نشان دهند. هنوز راه طولانی در پیش دارند. معذالک پیشرفت در
لیبرالیزه کردن ادامه دارد و بر قراری دفاتری برای کمیسیون حقوق بشر و آزادی که از لحاظ فنی یک
سازمان غیر قانونی است، به علت اینکه هرگز به طور رسمی از طرف دولت به ثبت نرسیده (و دولت آن را
تحمل می کند)، خود شاهد زنده ای در این باره است.
تحولات مذهبی و موضع سرسختانه تر رژیم سلطنتی در مورد تظاهرکنندگان
سند شماره (15)
طبقه بندی سری تاریخ: 1 اوت 1978 10 مرداد 57
از: سفارت آمریکا تهران
به: وزارت امور خارجه، واشنگتن
موضوع: جو سیاسی نامطمئن تحولات مذهبی،
موضع سرسختانه تر رژیم سلطنتی در مورد تظاهرکنندگان
خلاصه: منبع که در کار وساطت برای تماس دوباره با گروههای مذهبی کمک می کرده، متذکر می شود
که در محافل رسمی در برابر تحولات اخیر خصوصا امتناع آیت اللّه شریعتمداری از اینکه در ملاء عام
روابط خود را با خمینی بر هم زند، نا امیدی وجود دارد. حال و سلامتی شاه بعضی مقامات دربار را نگران
کرده است. به گفته این منبع به دنبال شورشهای 29 26 ژوئیه شاه آغاز خط خیلی خشن تری را علیه
تظاهر کنندگان توصیه کرده است. در حال حاضر نیروهای کمونیست و نیروهای خمینی در کنار صحنه
مخالفت قرار دارند، دولت ایران را هنوز فاقد نظم و صف آرایی می دانند. منبع دیدگاه بدبینانه ای را که
عرضه می کند در مجامع چندی رایج است، اما احتمالاً در بیان وجوه منفی وضع فعلی مبالغه می کند، به هر
صورت در مراکز دیگر نیز از بخشهای مختلفی از نظریاتش حمایت می شود و حالت سیاسی ایران ظاهرا
در حال حاضر بر پایه های لغزانی استوار است. (پایان خلاصه)
1 هدایت اسلامی نیا که طی چندین ماه اخیر وضع مذهبی را با کارشناسان سیاسی سفارت در میان
گذاشته، در 25 ژوئیه در حالی که روحیه اش خراب بود، ملاقاتی با کارشناس سیاسی استمپل داشته است.
وضع مذهبی بهم ریخته شده، اسلامی نیا از ژنرال فردوست و رئیس ساواک مقدم فهمیده بود که شاه خیلی
ناراحت است که آیت اللّه شریعتمداری به طور علنی با دعوت آیت اللّه خمینی برای جلوگیری سیاسی از
برگزاری تولد امام دوازدهم (21 ژوئیه) مخالفت نکرده است. اسلامی نیا می گوید شریعتمداری و
حامیانش بی علاقگی شان را نسبت به خمینی تا حد تنفر افزایش داده اند، چون گروههای طرفدار خمینی،
گروههای طرفدار شریعتمداری را با تهدید به بستن یا آتش زدن مغازه هایشان در بازار تحت فشار قرار
داده اند. در مورد آیت اللّه شریعتمداری اسلامی نیا گفت وقایع اخیر نگرانی شریعتمداری را در مورد
موقعیت خودش افزایش داده است. خمینی تقریبا از احترام عرفانی توده جمعیت بی سواد برخوردار بوده
و شریعتمداری احساس می کند که با بودن خمینی در جمع نمی تواند، مخالفت قابل توجهی با او ابراز دارد.
(نظریه: ما مطمئن نیستیم که تا چه حد شریعتمداری مستقل است). اسلامی نیا اشاره کرد که تمام
آیت اللّه های عمده در ایران مبارزه برای موقعیت شخصی را شروع کرده اند، این می تواند وضعی را به وجود
بیاورد که در آن شخصیتهای مذهبی میانه رو مشکلاتی در حفظ سیاست مرکزیت در برابر رقابتهای
گروههای ارتجاعی داشته باشند.
در برابر آشوبهای ایران در 21 و 22 ژوئیه، شاه با یارانش ژنرال فردوست و رئیس ساواک ژنرال مقدم
ملاقات کرد تا سیاست آینده در برابر تظاهرکنندگان را تعیین کند. اسلامی نیا که هم با فردوست و هم مقدم
دوست است، گفت شاه از نتایج تظاهرات مذهبی دلخور بوده و بعد از جلسه ای که در آن به مقدم شدیدا
انتقاد شد، شاه دستور داد که از این به بعد تظاهرات توسط نیروی نظامی پراکنده شود و ارتش اجازه آتش
گشودن بر تظاهرکنندگان را به دست آورد. در جواب سؤالی اسلامی نیا گفت که او برای سه روز تلاش
می کرده تا این تصمیم را عوض و یا معتدل کند، ولی شاه و مشاوران اصلیش معتقد هستند که سازش با
رهبران مذهبی امکان ندارد. اسلامی نیا معتقد است که این موضع افراطی است و امیدوار است که عوض
شود، ولی روشن است که شاه موضع سرسختتری در برابر مخالفین با آگاهی به عدم توانایی یا عدم علاقه
شریعتمداری به مخالفت علنی با خمینی اتخاذ کرده، مثلاً شاه حالا مخالف اجازه دادن به ملا فلسفی برای
سخنرانی عمومی است، چون می ترسد که او اغتشاش قابل توجهی را جرقه بزند. بعد اسلامی نیا گفت که
فردوست و مقدم که دوستان خوب او هستند نگران سلامتی شاه هستند. کارشناس سیاسی اشاره کرد که
شایعاتی در تهران وجود دارند که اتفاقی افتاده، اسلامی نیا فورا جواب داد که تا تاریخ 22 ژوئیه شاه از
لحاظ جسمی سالم بوده است، ولی روحیه اش پایین است. به گفته اسلامی نیا جهت آزمایشات خون
دستور داده شده تا مشخص شود که آیا ناراحتی جسمانی دارد یا خیر.
اسلامی نیا بعدا در صحبتها گفت که آمریکا و دیگران باید مواظب شاه باشند و اگر اتفاقی بیفتد آنها باید
او را مجبور کنند تا شورای سلطنت تشکیل دهد و ایران را برای تغییراتی آماده کند نه اینکه ایران را مانند
پدرش بدون مقدمه ترک کند. وقتی که کارشناس سیاسی نظر داد که این فکرها هنوز زود است، اسلامی نیا
صرفا به طور غمناکی لبخند زد و گفت که آینده نگری عمیقتر است. (غیبت شاه از چشم عموم باعث
شایعاتی می شود. اسلامی نیا نگران است، چون نزدیکان شاه، که او آنها را می شناسد، نگران هستند. این
وضع نتیجه سفر اخیر شاه است که در آن فقط چند بار در میان عموم حاضر شد. سفارت شواهدی ندارد که
نشان دهد که مشکلی پیش آمده، ولی شایعات به صورتی در آمده اند که حالت واقعیت را پیدا کرده اند).
وقتی که از اسلامی نیا پرسیده شد رهبران مذهبی تغییرات کابینه ای اخیر را چگونه می بینند، او آهی کشید
و گفت «فرقی ندارد که سطلهای آشغال را چگونه بچینند، نخست وزیر و کابینه در واقع کاری در مورد
رقابتهای مذهبی و سیاسی انجام نمی دهند و اصرار دارند که این مشکل شاه و ساواک است. فقط خود شاه
و وزیر دربار نگران هستند و وقت می گذرد. وضع بدی به وجود آمده چون (حزب) توده (کمونیست) و
گروههای رادیکال خیلی آرام پشت خمینی وحدت کرده اند، آنها نقشه دارند که بگذارند جناح خمینی به
طور دلخواه از کاندیداهایی برای مجلس پشتیبانی کند که بعد از انتخابشان چهره واقعی شاه را افشا
خواهند کرد و متحدانه بر علیه سیستم فعلی مبارزه خواهند کرد. اسلامی نیا معتقد است که این تاکتیک
مفید است، چون دولت در نابسامانی سیاسی به سر می برد.
حزب رستاخیز گیج است و نخست وزیر با سرعت کافی برای تحکیم نیروها پیش نمی رود. اسلامی نیا
اسامی زیر را، که چهره های سیاسی هستند و ممکن است از وجود آنها برای سخنرانی استفاده کنند، نام
برد. تمام آنها از فعالان سیاسی هستند که مورد احترام رهبران مذهبی و سیاستمداران می باشند. ساعد
وزیری رحیم زهتاب فرد، رئیس قبلی حزب رستاخیز آذربایجان شرقی که قبل از شلوغیهای تبریز
استعفا کرد محمود طلوعی عبدالحسین طباطبایی فعلاً یک قاضی و قبلاً وکیل مجلس دکتر شکرایی،
عضو قبلی مجلس از قم با ارتباط بسیار محکم با اردوی شریعتمداری. اینها و افراد دیگری مثل اینها باید
سیاسی کاری کنند به طوری که خطوط اصلی مربوط به مواضع دولت را تا زمان گشایش دانشگاه در ماه
سپتامبر اعلام کنند. اگر این امر انجام نگیرد نهضتهای دانشجویی به دست یک یا چند گروه مخالف که الآن
برای قیامهای دانشگاهی طرح ریزی می کنند، می افتد. اسلامی نیا مشکل بزرگتر را در فساد می بیند.
تعدادی از بازاریهای عمده از جمله کلیه رهبران مهم، اخیرا نامه علنی به وزیر دارایی نوشته اند و خواستار
تحقیق در چندین معامله تجار ثروتمند شدند، اسلامی نیا از سه نفر نام برد.
الف: علی رضایی، 2 میلیون تن آهن وارد کرده کیلویی 20 ریال و مالیات گمرک را نپرداخته و آن را
36 ریال (کیلویی) می فروشد. آهن فروشی های کوچک بدین ترتیب منافعی ندارند و ضرر می بینند در
حالی که رضایی منفعت عظیمی به دست می آورد.
ب: کارخانه دار یاسینی یکی از دوستان نزدیک اشرف، 2 میلیون متر پارچه وارد کرده و گمرکهای
لازم را نپرداخته، او آنها را به دو برابر قیمت می فروشد.
ج: صاحب کارخانه منسوجات دیگری، لاجوردی، هم پارچه های ارزان وارد کرده و آنها را به قیمت
زیاد فروخته، به علاوه تعدادی از واردکنندگان وسایل یدکی وسایط نقلیه که از دوستان اشرف هستند،
قیمتها را برای خرده فروشان بی جهت بالا برده و لذا استفاده های آن را کم کرده اند. نتیجه بگفته اسلامی نیا
آغاز موج جدیدی از نارضایتی برای خانواده سلطنتی و دولت به وجود می آورد و مسئله فساد را به عنوان
یک مسئله سیاسی عمده مطرح می کند. اسلامی نیا گفت که او فکر می کند، شاه باید قبل از اینکه تجار
کوچک و تولیدکنندگان متقاعد شوند که منافعشان در (همراهی) با مخالفین است کاری انجام دهند.
(نظریه: در حالی که مسئله فساد یکی از نگرانیهای دایم اسلامی نیا در گذشته بود، سفارت از چندین منبع
مطلع شده که معاملات مالی مربوط به خانواده سلطنتی و دوستانشان افراد زیادی از تجار را تحت تأثیر
قرار داده و آنها که زیرکتر و جسورترند آماده شده اند تا این مسائل را به طور علنی مطرح کنند.)
اظهارنظر: این گفتگو توسط نامه هوایی گزارش می شود چون چندین مسئله که قبلاً هم طی ماه گذشته
در مورد نابسامانی وضع سیاسی شنیده ایم مطرح می کند:
الف: تلگرافی برای سلامتی شاه
ب: افزایش مشکلات برای آوردن رژیم و رهبران مذهبی در خط مسالمت آمیز
ج: نگرانی فزاینده در مورد فساد و مشکلات نابسامانی سیاسی دولت.
وضع واقعی البته به این صورتی که بدبین ها می گویند نیست. در محافل سیاسی نگرانی و نامطمئنی
زیادی وجود دارد که باعث افزایش سوءظن ها و تمایلات بسیار نومیدانه در مورد چهره های سیاسی
ایرانی گردیده است. سیاست ایران بدون شک تابستانی از نارضایتی در پیش دارد. ائتلافهای جدید ممکن
است، تشکیل بشود یا نشود. لکن ناظران نباید به این نتیجه برسند که کشور در سبدی به سوی جهنم
می رود. وضع طوری است که باید سعی کرد که این دردهای دیرباز روز افزون سیاسی را، تحت شرایطی
مطلوب رفع کرد.
ناس
علی امینی مجددا به لیستهای سیاسی وارد می شود
سند شماره (16)
از: سفارت آمریکا تهرانطبقه بندی خیلی محرمانه تاریخ: 3 اوت 1978 (12 مرداد 57)
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: علی امینی نخست وزیر اسبق مجددا به لیستهای سیاسی وارد می شود
خلاصه: امینی درخواست یک دولت آشتی ملی را نمود و اظهار می دارد که از وی خواسته شده به
عنوان یک میانجی بین مخالفان سیاسی و دولت ایران عمل نماید. به خاطر ادعاهای گذشته که وی یک
بازیچه ایالات متحده بوده، ابتکارش با سوء ظن مورد توجه قرار گرفته است.
(پایان خلاصه).
1 دکتر علی امینی نخست وزیر سابق ایران (62 1961) در 23 ژوئیه بیانیه نوشته شده ای را منتشر
نموده که در مطبوعات فارسی زبان به طور کامل چاپ شد (ولی در روزنامه های انگلیسی فقط به آن اشاره
شد). امینی تقاضای یک دولت آشتی ملی را نمود و همچنین گفت که از وی درخواست شده که بین دولت
ایران و مخالفین مذهبی میانجیگری کند. او اظهار داشت وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران آنقدر وخیم
است که بایستی قبل از انتخابات پارلمانی که برای اواسط 1979 برنامه ریزی شده، اقدامی صورت گیرد.
جریان صعودی تظاهرات مستلزم یک اتحاد ملی وسیع است تا یک حزب جدید سوسیال دموکراتیک. او
روشن ساخت که از شاه حمایت می کند ولی تغییری در دولت را نیز اساسی می بیند.
2 در اول اوت روزنامه حزب رستاخیز ابتکار امینی را مورد حمله قرار داد و به اتهاماتی که همین
اخیرا در اکتبر وارد شده بود اشاره نمود، که کابینه وی برای ایران یک فاجعه اقتصادی بود. (پایان مطالب
طبقه بندی نشده)
شروع مطالب محرمانه
3 اندرو ویتلی که با امینی برای روزنامه انگلیسی فاینشنال تایمز مصاحبه کرده به طور محرمانه به
مأمور سفارت گفت که تقاضای وی برای یک دولت اتحاد ملی دعوتی محرمانه از آموزگار نخست وزیر به
استعفا دادن بوده است. امینی به ویتلی گفت که وی آشکارا طرفدار شاه بوده است و در حقیقت وی در
ابتکارش توسط هویدا وزیر دربار در اواسط ژوئیه تشویق شده است. مشکل از بین رفتن اعتماد عمومی به
کابینه آموزگار بوده و برخی تغییرات بایستی صورت گیرد، والا تظاهرات از کنترل خارج می شود. ویتلی
به طور مختصر اشاره کرد که مشخص نیست که آیا امینی از کجا حمایت می شود، از جای دیگر و یا از
طرف کسانی که وی قصد دارد در بین آنها میانجیگری کند.
4 امینی به ویتلی گفت وی هیچ گونه جاه طلبی های شخصی ندارد و فکر می کند که صحبت از احزاب
جدید لزومی ندارد. یک گروه بندی سیاسی وسیعتر مورد نیاز است. (وی لغت فرانسه Rassemblementرا
چندین بار مورد استفاده قرار داد تا به چیزی که فکر می کرد، اشاره کند).
5 بیانیه رسمی امینی در خیلی از قسمتها با حیرت و سوءظن روبرو شد که زمینه اصلی آن اینست که
«آمریکاییها حرکت خودشان را انجام می دهند». مأموران سفارت منجمله کاردار مجبور بوده اند در پاسخ
به سؤال کنندگان از اعضای حزب رستاخیز ایران گرفته تا شخصیتهای مخالف، این را که ایالات متحده از
امینی حمایت می کند را، تکذیب نمایند. حمله روزنامه حزب رستاخیز به امینی آشکارا پاسخ دفاعی
نخست وزیر بود و نیز تلاشی برای در زمینه قرار دادن نخست وزیر اسبق به عنوان شخصی ناپاک و ماهر از
گذشته.
6 نظریه سفارت: ابتکار امینی در اینجا مانند یک انتظار بزرگ برخورد نشده بلکه به سادگی مثل یکی
از بیانیه های متعدد با آن روبرو شده اند. متأسفانه معدودی از سیاستمداران ایرانی ارزشمند از باور کردن
اینکه ایالات متحده به طریقی در پشت کوشش امینی است، اجتناب خواهند ورزید، ولی این بایستی که
دردسر کمی ایجاد کند تا اینکه یک مشکل اصلی باقی بماند. امینی یک مسئله سنجیده نشده دیگر را به
جریانات متلاطم سیاسی ایران اضافه نمود و خودش را برای ایفای نقشی در آینده در دسترس قرار داده
است. اگر برداشت ما از طرز تفکر فعلی مخالفین و مشکلات دقیق باشد، به هر صورت امینی در وقایع چند
ماه آینده احتمالاً یک نقش اصلی را ایفا نخواهد نمود (علیرغم دعوتش برای اقدام سریع)، ولی ممکن
است بگونه ای همانطور که مبارزات انتخاباتی نزدیک می شود، بیشتر دیده شود.
گرایش عمومی نسبت به دولت مرکزی، عکس العمل نسبت به آشوبهای فعلی
سند شماره (17)
کنسولگری ایالات متحده آمریکا اصفهان ایران
خیلی محرمانه، صورت مذاکرات
شرکت کنندگان: امیرامان اللّه بزرگ ایل دره شویی: رهبر ایل کاشفی و عضو پارلمان از مهرگرد، هلاکو
کاشفی: کارخانه دار و ملاک اصفهان، دیوید سی.مک گافی: کنسول آمریکا در اصفهان، اعضای
خانواده و ملازمین افراد مذکور در بالا
زمان و مکان: مزرعه کاشفی نزدیک مهر گرد استان اصفهان4 و 5 اوت 1978 (14مرداد 57)
موضوع: گرایش عمومی نسبت به دولت مرکزی، عکس العمل نسبت به آشوبهای فعلی
امیر امان اللّه که بزرگترین پسر زیات (احتمالاً زیاد مترجم) خان رئیس شاخه دره شویی از ایل کاشفی
و برای اولین سال نماینده مجلس می باشد، هنگامی که من و خانواده ام تعطیلات آخر هفته را در مزرعه
کاشفی می گذرانیدیم از آنجا دیدن کرد، در یک سری گفتگو که امیر امان اللّه بیانیه ها و سیاست رسمی را
تصریح می نمود، موافق بود که اغلب اشخاصی که او ملاقات نموده تمام اعتقادشان به تمایل یا توانایی
دولت ایران برای اجرای سیاستهایش را از دست داده اند. کاشفی از این فراتر رفت و اظهار داشت که مردم
تمام ایمان و اعتمادشان به دولت و خانواده سلطنتی را از دست داده اند و دولت داشتن هر ارتباطی با
اکثریت مردم ایران را از دست خواهد داد، مگر اینکه کابینه جاری با کابینه ای که به وسیله شخصی که به
عنوان مخالف حرص و آز و بی کفایتی خانواده سلطنتی دیده شود، تعویض گردد. او به طوری اندوهناک
متذکر شد که 17 نفر از 24 پسر عمو (عمه، دایی، خاله)های او (مردان جوانی که رهبری را باید میسر
سازند) یا اقامت دائم (کارت سبز) در آمریکا به دست آورده اند و یا سرمایه گذاریهایی در اروپا که به آنها
اجازه زندگی در آنجا می دهد کرده اند (اغلب آنها در حال حاضر هنوز در ایران زندگی می کنند). او اظهار
داشت که سرمایه گذاری خصوصی جدید در ایران علیرغم آمار و ارقام هیچ است. هر چیزی که شبیه
سرمایه گذاری جدید است یا تلاشی بیهوده برای حمایت از سرمایه ای است که هم اکنون در پروژه های
موجود مستهلک شده و یا یک سرمایه گذاری فریب آمیز برای پوشاندن انتقال سرمایه های بزرگ از ایران
است. کاشفی اساسا طرفدارش شاه بود، اما تأکید کرد که دو شکست اساسی، شاه را در حال حاضر مسئول