لیبرالیزه کردن ادامه دارد و بر قراری دفاتری برای کمیسیون حقوق بشر و آزادی که از لحاظ فنی یک
سازمان غیر قانونی است، به علت اینکه هرگز به طور رسمی از طرف دولت به ثبت نرسیده (و دولت آن را
تحمل می کند)، خود شاهد زنده ای در این باره است.
تحولات مذهبی و موضع سرسختانه تر رژیم سلطنتی در مورد تظاهرکنندگان
سند شماره (15)
طبقه بندی سری تاریخ: 1 اوت 1978 10 مرداد 57
از: سفارت آمریکا تهران
به: وزارت امور خارجه، واشنگتن
موضوع: جو سیاسی نامطمئن تحولات مذهبی،
موضع سرسختانه تر رژیم سلطنتی در مورد تظاهرکنندگان
خلاصه: منبع که در کار وساطت برای تماس دوباره با گروههای مذهبی کمک می کرده، متذکر می شود
که در محافل رسمی در برابر تحولات اخیر خصوصا امتناع آیت اللّه شریعتمداری از اینکه در ملاء عام
روابط خود را با خمینی بر هم زند، نا امیدی وجود دارد. حال و سلامتی شاه بعضی مقامات دربار را نگران
کرده است. به گفته این منبع به دنبال شورشهای 29 26 ژوئیه شاه آغاز خط خیلی خشن تری را علیه
تظاهر کنندگان توصیه کرده است. در حال حاضر نیروهای کمونیست و نیروهای خمینی در کنار صحنه
مخالفت قرار دارند، دولت ایران را هنوز فاقد نظم و صف آرایی می دانند. منبع دیدگاه بدبینانه ای را که
عرضه می کند در مجامع چندی رایج است، اما احتمالاً در بیان وجوه منفی وضع فعلی مبالغه می کند، به هر
صورت در مراکز دیگر نیز از بخشهای مختلفی از نظریاتش حمایت می شود و حالت سیاسی ایران ظاهرا
در حال حاضر بر پایه های لغزانی استوار است. (پایان خلاصه)
1 هدایت اسلامی نیا که طی چندین ماه اخیر وضع مذهبی را با کارشناسان سیاسی سفارت در میان
گذاشته، در 25 ژوئیه در حالی که روحیه اش خراب بود، ملاقاتی با کارشناس سیاسی استمپل داشته است.
وضع مذهبی بهم ریخته شده، اسلامی نیا از ژنرال فردوست و رئیس ساواک مقدم فهمیده بود که شاه خیلی
ناراحت است که آیت اللّه شریعتمداری به طور علنی با دعوت آیت اللّه خمینی برای جلوگیری سیاسی از
برگزاری تولد امام دوازدهم (21 ژوئیه) مخالفت نکرده است. اسلامی نیا می گوید شریعتمداری و
حامیانش بی علاقگی شان را نسبت به خمینی تا حد تنفر افزایش داده اند، چون گروههای طرفدار خمینی،
گروههای طرفدار شریعتمداری را با تهدید به بستن یا آتش زدن مغازه هایشان در بازار تحت فشار قرار
داده اند. در مورد آیت اللّه شریعتمداری اسلامی نیا گفت وقایع اخیر نگرانی شریعتمداری را در مورد
موقعیت خودش افزایش داده است. خمینی تقریبا از احترام عرفانی توده جمعیت بی سواد برخوردار بوده
و شریعتمداری احساس می کند که با بودن خمینی در جمع نمی تواند، مخالفت قابل توجهی با او ابراز دارد.
(نظریه: ما مطمئن نیستیم که تا چه حد شریعتمداری مستقل است). اسلامی نیا اشاره کرد که تمام
آیت اللّه های عمده در ایران مبارزه برای موقعیت شخصی را شروع کرده اند، این می تواند وضعی را به وجود
بیاورد که در آن شخصیتهای مذهبی میانه رو مشکلاتی در حفظ سیاست مرکزیت در برابر رقابتهای
گروههای ارتجاعی داشته باشند.
در برابر آشوبهای ایران در 21 و 22 ژوئیه، شاه با یارانش ژنرال فردوست و رئیس ساواک ژنرال مقدم
ملاقات کرد تا سیاست آینده در برابر تظاهرکنندگان را تعیین کند. اسلامی نیا که هم با فردوست و هم مقدم
دوست است، گفت شاه از نتایج تظاهرات مذهبی دلخور بوده و بعد از جلسه ای که در آن به مقدم شدیدا
انتقاد شد، شاه دستور داد که از این به بعد تظاهرات توسط نیروی نظامی پراکنده شود و ارتش اجازه آتش
گشودن بر تظاهرکنندگان را به دست آورد. در جواب سؤالی اسلامی نیا گفت که او برای سه روز تلاش
می کرده تا این تصمیم را عوض و یا معتدل کند، ولی شاه و مشاوران اصلیش معتقد هستند که سازش با
رهبران مذهبی امکان ندارد. اسلامی نیا معتقد است که این موضع افراطی است و امیدوار است که عوض
شود، ولی روشن است که شاه موضع سرسختتری در برابر مخالفین با آگاهی به عدم توانایی یا عدم علاقه
شریعتمداری به مخالفت علنی با خمینی اتخاذ کرده، مثلاً شاه حالا مخالف اجازه دادن به ملا فلسفی برای
سخنرانی عمومی است، چون می ترسد که او اغتشاش قابل توجهی را جرقه بزند. بعد اسلامی نیا گفت که
فردوست و مقدم که دوستان خوب او هستند نگران سلامتی شاه هستند. کارشناس سیاسی اشاره کرد که
شایعاتی در تهران وجود دارند که اتفاقی افتاده، اسلامی نیا فورا جواب داد که تا تاریخ 22 ژوئیه شاه از
لحاظ جسمی سالم بوده است، ولی روحیه اش پایین است. به گفته اسلامی نیا جهت آزمایشات خون
دستور داده شده تا مشخص شود که آیا ناراحتی جسمانی دارد یا خیر.
اسلامی نیا بعدا در صحبتها گفت که آمریکا و دیگران باید مواظب شاه باشند و اگر اتفاقی بیفتد آنها باید
او را مجبور کنند تا شورای سلطنت تشکیل دهد و ایران را برای تغییراتی آماده کند نه اینکه ایران را مانند
پدرش بدون مقدمه ترک کند. وقتی که کارشناس سیاسی نظر داد که این فکرها هنوز زود است، اسلامی نیا
صرفا به طور غمناکی لبخند زد و گفت که آینده نگری عمیقتر است. (غیبت شاه از چشم عموم باعث
شایعاتی می شود. اسلامی نیا نگران است، چون نزدیکان شاه، که او آنها را می شناسد، نگران هستند. این
وضع نتیجه سفر اخیر شاه است که در آن فقط چند بار در میان عموم حاضر شد. سفارت شواهدی ندارد که
نشان دهد که مشکلی پیش آمده، ولی شایعات به صورتی در آمده اند که حالت واقعیت را پیدا کرده اند).
وقتی که از اسلامی نیا پرسیده شد رهبران مذهبی تغییرات کابینه ای اخیر را چگونه می بینند، او آهی کشید
و گفت «فرقی ندارد که سطلهای آشغال را چگونه بچینند، نخست وزیر و کابینه در واقع کاری در مورد
رقابتهای مذهبی و سیاسی انجام نمی دهند و اصرار دارند که این مشکل شاه و ساواک است. فقط خود شاه
و وزیر دربار نگران هستند و وقت می گذرد. وضع بدی به وجود آمده چون (حزب) توده (کمونیست) و
گروههای رادیکال خیلی آرام پشت خمینی وحدت کرده اند، آنها نقشه دارند که بگذارند جناح خمینی به
طور دلخواه از کاندیداهایی برای مجلس پشتیبانی کند که بعد از انتخابشان چهره واقعی شاه را افشا
خواهند کرد و متحدانه بر علیه سیستم فعلی مبارزه خواهند کرد. اسلامی نیا معتقد است که این تاکتیک
مفید است، چون دولت در نابسامانی سیاسی به سر می برد.
حزب رستاخیز گیج است و نخست وزیر با سرعت کافی برای تحکیم نیروها پیش نمی رود. اسلامی نیا
اسامی زیر را، که چهره های سیاسی هستند و ممکن است از وجود آنها برای سخنرانی استفاده کنند، نام
برد. تمام آنها از فعالان سیاسی هستند که مورد احترام رهبران مذهبی و سیاستمداران می باشند. ساعد
وزیری رحیم زهتاب فرد، رئیس قبلی حزب رستاخیز آذربایجان شرقی که قبل از شلوغیهای تبریز
استعفا کرد محمود طلوعی عبدالحسین طباطبایی فعلاً یک قاضی و قبلاً وکیل مجلس دکتر شکرایی،
عضو قبلی مجلس از قم با ارتباط بسیار محکم با اردوی شریعتمداری. اینها و افراد دیگری مثل اینها باید
سیاسی کاری کنند به طوری که خطوط اصلی مربوط به مواضع دولت را تا زمان گشایش دانشگاه در ماه
سپتامبر اعلام کنند. اگر این امر انجام نگیرد نهضتهای دانشجویی به دست یک یا چند گروه مخالف که الآن
برای قیامهای دانشگاهی طرح ریزی می کنند، می افتد. اسلامی نیا مشکل بزرگتر را در فساد می بیند.
تعدادی از بازاریهای عمده از جمله کلیه رهبران مهم، اخیرا نامه علنی به وزیر دارایی نوشته اند و خواستار
تحقیق در چندین معامله تجار ثروتمند شدند، اسلامی نیا از سه نفر نام برد.
الف: علی رضایی، 2 میلیون تن آهن وارد کرده کیلویی 20 ریال و مالیات گمرک را نپرداخته و آن را
36 ریال (کیلویی) می فروشد. آهن فروشی های کوچک بدین ترتیب منافعی ندارند و ضرر می بینند در
حالی که رضایی منفعت عظیمی به دست می آورد.
ب: کارخانه دار یاسینی یکی از دوستان نزدیک اشرف، 2 میلیون متر پارچه وارد کرده و گمرکهای
لازم را نپرداخته، او آنها را به دو برابر قیمت می فروشد.
ج: صاحب کارخانه منسوجات دیگری، لاجوردی، هم پارچه های ارزان وارد کرده و آنها را به قیمت
زیاد فروخته، به علاوه تعدادی از واردکنندگان وسایل یدکی وسایط نقلیه که از دوستان اشرف هستند،
قیمتها را برای خرده فروشان بی جهت بالا برده و لذا استفاده های آن را کم کرده اند. نتیجه بگفته اسلامی نیا
آغاز موج جدیدی از نارضایتی برای خانواده سلطنتی و دولت به وجود می آورد و مسئله فساد را به عنوان
یک مسئله سیاسی عمده مطرح می کند. اسلامی نیا گفت که او فکر می کند، شاه باید قبل از اینکه تجار
کوچک و تولیدکنندگان متقاعد شوند که منافعشان در (همراهی) با مخالفین است کاری انجام دهند.
(نظریه: در حالی که مسئله فساد یکی از نگرانیهای دایم اسلامی نیا در گذشته بود، سفارت از چندین منبع
مطلع شده که معاملات مالی مربوط به خانواده سلطنتی و دوستانشان افراد زیادی از تجار را تحت تأثیر
قرار داده و آنها که زیرکتر و جسورترند آماده شده اند تا این مسائل را به طور علنی مطرح کنند.)
اظهارنظر: این گفتگو توسط نامه هوایی گزارش می شود چون چندین مسئله که قبلاً هم طی ماه گذشته
در مورد نابسامانی وضع سیاسی شنیده ایم مطرح می کند:
الف: تلگرافی برای سلامتی شاه
ب: افزایش مشکلات برای آوردن رژیم و رهبران مذهبی در خط مسالمت آمیز
ج: نگرانی فزاینده در مورد فساد و مشکلات نابسامانی سیاسی دولت.
وضع واقعی البته به این صورتی که بدبین ها می گویند نیست. در محافل سیاسی نگرانی و نامطمئنی
زیادی وجود دارد که باعث افزایش سوءظن ها و تمایلات بسیار نومیدانه در مورد چهره های سیاسی
ایرانی گردیده است. سیاست ایران بدون شک تابستانی از نارضایتی در پیش دارد. ائتلافهای جدید ممکن
است، تشکیل بشود یا نشود. لکن ناظران نباید به این نتیجه برسند که کشور در سبدی به سوی جهنم
می رود. وضع طوری است که باید سعی کرد که این دردهای دیرباز روز افزون سیاسی را، تحت شرایطی
مطلوب رفع کرد.
ناس
علی امینی مجددا به لیستهای سیاسی وارد می شود
سند شماره (16)
از: سفارت آمریکا تهرانطبقه بندی خیلی محرمانه تاریخ: 3 اوت 1978 (12 مرداد 57)
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: علی امینی نخست وزیر اسبق مجددا به لیستهای سیاسی وارد می شود
خلاصه: امینی درخواست یک دولت آشتی ملی را نمود و اظهار می دارد که از وی خواسته شده به
عنوان یک میانجی بین مخالفان سیاسی و دولت ایران عمل نماید. به خاطر ادعاهای گذشته که وی یک
بازیچه ایالات متحده بوده، ابتکارش با سوء ظن مورد توجه قرار گرفته است.
(پایان خلاصه).
1 دکتر علی امینی نخست وزیر سابق ایران (62 1961) در 23 ژوئیه بیانیه نوشته شده ای را منتشر
نموده که در مطبوعات فارسی زبان به طور کامل چاپ شد (ولی در روزنامه های انگلیسی فقط به آن اشاره
شد). امینی تقاضای یک دولت آشتی ملی را نمود و همچنین گفت که از وی درخواست شده که بین دولت
ایران و مخالفین مذهبی میانجیگری کند. او اظهار داشت وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران آنقدر وخیم
است که بایستی قبل از انتخابات پارلمانی که برای اواسط 1979 برنامه ریزی شده، اقدامی صورت گیرد.
جریان صعودی تظاهرات مستلزم یک اتحاد ملی وسیع است تا یک حزب جدید سوسیال دموکراتیک. او
روشن ساخت که از شاه حمایت می کند ولی تغییری در دولت را نیز اساسی می بیند.
2 در اول اوت روزنامه حزب رستاخیز ابتکار امینی را مورد حمله قرار داد و به اتهاماتی که همین
اخیرا در اکتبر وارد شده بود اشاره نمود، که کابینه وی برای ایران یک فاجعه اقتصادی بود. (پایان مطالب
طبقه بندی نشده)
شروع مطالب محرمانه
3 اندرو ویتلی که با امینی برای روزنامه انگلیسی فاینشنال تایمز مصاحبه کرده به طور محرمانه به
مأمور سفارت گفت که تقاضای وی برای یک دولت اتحاد ملی دعوتی محرمانه از آموزگار نخست وزیر به
استعفا دادن بوده است. امینی به ویتلی گفت که وی آشکارا طرفدار شاه بوده است و در حقیقت وی در
ابتکارش توسط هویدا وزیر دربار در اواسط ژوئیه تشویق شده است. مشکل از بین رفتن اعتماد عمومی به
کابینه آموزگار بوده و برخی تغییرات بایستی صورت گیرد، والا تظاهرات از کنترل خارج می شود. ویتلی
به طور مختصر اشاره کرد که مشخص نیست که آیا امینی از کجا حمایت می شود، از جای دیگر و یا از
طرف کسانی که وی قصد دارد در بین آنها میانجیگری کند.
4 امینی به ویتلی گفت وی هیچ گونه جاه طلبی های شخصی ندارد و فکر می کند که صحبت از احزاب
جدید لزومی ندارد. یک گروه بندی سیاسی وسیعتر مورد نیاز است. (وی لغت فرانسه Rassemblementرا
چندین بار مورد استفاده قرار داد تا به چیزی که فکر می کرد، اشاره کند).
5 بیانیه رسمی امینی در خیلی از قسمتها با حیرت و سوءظن روبرو شد که زمینه اصلی آن اینست که
«آمریکاییها حرکت خودشان را انجام می دهند». مأموران سفارت منجمله کاردار مجبور بوده اند در پاسخ
به سؤال کنندگان از اعضای حزب رستاخیز ایران گرفته تا شخصیتهای مخالف، این را که ایالات متحده از
امینی حمایت می کند را، تکذیب نمایند. حمله روزنامه حزب رستاخیز به امینی آشکارا پاسخ دفاعی
نخست وزیر بود و نیز تلاشی برای در زمینه قرار دادن نخست وزیر اسبق به عنوان شخصی ناپاک و ماهر از
گذشته.
6 نظریه سفارت: ابتکار امینی در اینجا مانند یک انتظار بزرگ برخورد نشده بلکه به سادگی مثل یکی
از بیانیه های متعدد با آن روبرو شده اند. متأسفانه معدودی از سیاستمداران ایرانی ارزشمند از باور کردن
اینکه ایالات متحده به طریقی در پشت کوشش امینی است، اجتناب خواهند ورزید، ولی این بایستی که
دردسر کمی ایجاد کند تا اینکه یک مشکل اصلی باقی بماند. امینی یک مسئله سنجیده نشده دیگر را به
جریانات متلاطم سیاسی ایران اضافه نمود و خودش را برای ایفای نقشی در آینده در دسترس قرار داده
است. اگر برداشت ما از طرز تفکر فعلی مخالفین و مشکلات دقیق باشد، به هر صورت امینی در وقایع چند
ماه آینده احتمالاً یک نقش اصلی را ایفا نخواهد نمود (علیرغم دعوتش برای اقدام سریع)، ولی ممکن
است بگونه ای همانطور که مبارزات انتخاباتی نزدیک می شود، بیشتر دیده شود.
گرایش عمومی نسبت به دولت مرکزی، عکس العمل نسبت به آشوبهای فعلی
سند شماره (17)
کنسولگری ایالات متحده آمریکا اصفهان ایران
خیلی محرمانه، صورت مذاکرات
شرکت کنندگان: امیرامان اللّه بزرگ ایل دره شویی: رهبر ایل کاشفی و عضو پارلمان از مهرگرد، هلاکو
کاشفی: کارخانه دار و ملاک اصفهان، دیوید سی.مک گافی: کنسول آمریکا در اصفهان، اعضای
خانواده و ملازمین افراد مذکور در بالا
زمان و مکان: مزرعه کاشفی نزدیک مهر گرد استان اصفهان4 و 5 اوت 1978 (14مرداد 57)
موضوع: گرایش عمومی نسبت به دولت مرکزی، عکس العمل نسبت به آشوبهای فعلی
امیر امان اللّه که بزرگترین پسر زیات (احتمالاً زیاد مترجم) خان رئیس شاخه دره شویی از ایل کاشفی
و برای اولین سال نماینده مجلس می باشد، هنگامی که من و خانواده ام تعطیلات آخر هفته را در مزرعه
کاشفی می گذرانیدیم از آنجا دیدن کرد، در یک سری گفتگو که امیر امان اللّه بیانیه ها و سیاست رسمی را
تصریح می نمود، موافق بود که اغلب اشخاصی که او ملاقات نموده تمام اعتقادشان به تمایل یا توانایی
دولت ایران برای اجرای سیاستهایش را از دست داده اند. کاشفی از این فراتر رفت و اظهار داشت که مردم
تمام ایمان و اعتمادشان به دولت و خانواده سلطنتی را از دست داده اند و دولت داشتن هر ارتباطی با
اکثریت مردم ایران را از دست خواهد داد، مگر اینکه کابینه جاری با کابینه ای که به وسیله شخصی که به
عنوان مخالف حرص و آز و بی کفایتی خانواده سلطنتی دیده شود، تعویض گردد. او به طوری اندوهناک
متذکر شد که 17 نفر از 24 پسر عمو (عمه، دایی، خاله)های او (مردان جوانی که رهبری را باید میسر
سازند) یا اقامت دائم (کارت سبز) در آمریکا به دست آورده اند و یا سرمایه گذاریهایی در اروپا که به آنها
اجازه زندگی در آنجا می دهد کرده اند (اغلب آنها در حال حاضر هنوز در ایران زندگی می کنند). او اظهار
داشت که سرمایه گذاری خصوصی جدید در ایران علیرغم آمار و ارقام هیچ است. هر چیزی که شبیه
سرمایه گذاری جدید است یا تلاشی بیهوده برای حمایت از سرمایه ای است که هم اکنون در پروژه های
موجود مستهلک شده و یا یک سرمایه گذاری فریب آمیز برای پوشاندن انتقال سرمایه های بزرگ از ایران
است. کاشفی اساسا طرفدارش شاه بود، اما تأکید کرد که دو شکست اساسی، شاه را در حال حاضر مسئول
(زیان) برای ایران نموده است.
الف: ناتوانی در تشخیص حدودش و نماینده بودنش
ب: ناتوانی یا عدم تمایل برای تشخیص دادن رشوه گیری خانواده اش و اعضای کابینه
امیر امان اللّه گفت که عقاید کاشفی در همه جا منتشر است و در حالی که او آنها را اغراق آمیز
می دانست، حقیقت را در آنها تشخیص می داد. او گفت از مجلس انتظار دارد که در سال و یا سالهای آینده
خیلی بیشتر خودش را به دفاع از تأدیب کردن سوءاستفاده های سطح بالا اختصاص دهد. هر دو نفر راجع
به احتمال جایگزینی علی امینی نخست وزیر قبلی با جمشید آموزگار صحبت کردند، و توافق داشتند که
امینی بهترین احتمال است. ولی گفتند او احتمالاً استقلال و اختیار زیادتری از آنچه که برای شاه مورد
قبول است، تقاضا خواهد نمود. من سؤال کردم که آیا این یک نتیجه قطعی است که آموزگار تعویض خواهد
شد و هیچ کدام شک نداشتند که این تعویض اتفاق خواهد افتاد. تنها ترس آنها این بود که او با شخص
دیگری که فقط در پر کردن حساب بانک سوئیس خود علاقه مند باشد، تعویض گردد. هر دوی آنها
می پنداشتند که آموزگار میلیونها (دلار) در زمان تصدی خود به دست آورده باشد.
آشوب های فعلی
من از آنها راجع به عکس العمل شان در مورد تظاهرات اخیر در اصفهان سؤال نمودم. یک احساس
کلی وجود داشت که دولت از دست زدن به هر اقدامی برای جلوگیری از چنان آشوبهایی هراسان بود،
همان طور که مقامات ارشد دولتی علت و مقصود از تظاهرات را نفهمیدند و می ترسیدند که هر اقدامی
نتیجه معکوس دهد. دولت فقط امیدوار است که تظاهرات فروکش کند، همان طور که در بهار این طور به
نظر رسید. کاشفی فکر می کرد. آنها حداقل اشتباه می کنند و آشوبها ادامه پیدا خواهد کرد و شدیدتر خواهد
شد مگر اینکه:
الف: دولت اقدام دقیق جدی بر علیه رهبران جناحها و محرکین به عمل آورد.
ب: یک تغییر اساسی حداقل در نمود و ظاهر دولت (و در قبولی دولت در مورد فسادهای سطح بالا)
وجود داشته باشد. او معتقد است تظاهرات از توده هایی برمی خیزد که خسته هستند از اینکه ببینند عده
معدودی به طور جنایتکارانه ای از توسعه ایران ثروتمند می شوند، در حالی که دستمزدهای آنها در
کمبودها و تورم کم می شود. او گفت محرکین فقط زبردستانی هستند که تلاش خواهند نمود که از قدرت
تظاهرات توده ای برای پیوند زدن خودشان به دولت مردان فاسد استفاده نمایند. او در این گروه ملاها و
رهبران مذهبی از قبیل شریعتمداری را که او به عنوان «مردی شریر» توصیف نمود به حساب می آورد.
افراد دیگر در بحث، منجمله امیر امان اللّه با تأکیدات او و بعضی جزئیات مخالفت نمودند، ولی با نکات
عمده صحبتهای او موافق بودند.
سازمان جدید سیاسی میانه روها به رهبری پیراسته
سند شماره (18)
طبقه بندی خیلی محرمانهشماره سند: 8134تاریخ: 27 اوت 1978 5 شهریور 57
از: سفارت آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن دی.سی
موضوع: سازمان جدید سیاسی میانه روها به رهبری پیراسته
1 مهدی پیراسته در تاریخ 21 اوت اعلام کرده است که سازمانی تحت عنوان «جبهه مدافعان قانون
اساسی» تشکیل داده است. پیراسته که مدعی است حمایت 300 نفر از افراد سرشناس را به دنبال دارد،
برای حفظ آزادی و اجرای قانون اساسی تلاش می کند. در شرایط فعلی تمامی ملت باید بسیج شوند تا از
تمامیت ارضی و استقلال ایران دفاع کنند «سعی و کوشش ما باید بر این اساس باشد که قانون اساسی را با
رعایت تعالیم اسلام به عمل درآوریم. ما بر این اعتقادیم که تمام ایرانیان در این مأموریت ما را یاری
خواهند کرد.»
2 پیراسته یک شخصیت نیرومند دولتی سابق است که به دلیل مخالفتهایش با اعضای بلند پایه دولت
ایران در سالهای 1960 (به صورت خدماتی سیاسی خارجی) به تبعید فرستاده شد. بعد از خدماتی در
وزارت دادگستری به مجلس رفت و از مخالفان سرسخت جبهه ملی مصدق شد. او بشدت طرفدار اقتدار
شاه است. در منصب استاندار فارس و سپس خوزستان (سالهای 621959) به عنوان یک شخص
سنگین و رنگین و چهره ای مدیر و مدبر معروف شد. او در سال 1963 به عنوان وزیر دادگستری وارد
کابینه شد، ولی به علت مخالفت با نخست وزیر منصور به عنوان سفیر روانه عراق شد. به علت اینکه بعد از
سه سال کار مداوم موفق شد، روابط دولت ایران و جامعه شیعه عراق را خوب کند مورد تمجید قرار گرفت،
او سپس به عنوان سفیر در بروکسل کار کرد.
3 پیراسته این شهرت را دارد که تیتر درشت روزنامه ها را به خود اختصاص دهد و از مبارزات روابط
عمومی با نتایج محکم بیرون می آید. تصور می شود که روابط نزدیکی با شاه دارد. او ادعا می کند، ظاهرا با
صداقت، که همانطور که با موفق شدن در عراق نشان داد، از روابط خوبی با مذهبیون برخوردار است. او
رئیس سابق انجمن ایران و آمریکاست و دوست دارد که با آمریکاییها مراوده داشته باشد.
اظهارنظر: چند نفر از مخالفین به کارمند سفارت گفته اند که پیراسته به حدی به شاه نزدیک است که
نمی توان انتظار داشت، در نقش جدید مؤثر باشد. به هرحال تشکیل این جبهه درست چند روز قبل از
تعویض دولت بود (27 اوت). پیراسته چهره عمده ای است که انتصاب شریف امامی را تأیید می کند. در
حال حاضر آینده جبهه بایستی نامطمئن به حساب آید.سولیوان
ملاقات با جبهه ملی
سند شماره (19)
تاریخ: 21 سپتامبر 1978 30 شهریور 1357خیلی محرمانه
از: وزیرمختار مک گافی کنسولگری آمریکا اصفهان
به: جان استمپل قسمت سیاسی سفارت آمریکا تهران
موضوع: ملاقات با جبهه ملی
در تاریخ 21/9 با آقای رشید برومند گفتگو کردم و به ایشان گفتم که شما از ملاقات با دوستان
مشارالیه خوشحال خواهید شد. او سؤالاتی در مورد توانایی شما برای برقراری ارتباط مطرح کرد، چرا که
به گفته او، انگلیسی دوستانش ضعیف است، به نامبرده توضیح دادم که هم فرانسه و هم فارسی شما خوب
است. من درخواست کردم که ملاقات در طی ساعات کار و یا اوائل شب یکشنبه صورت بگیرد. پس از
چند ساعت، او پاسخ داد که دوستانش می توانند در ساعت 8 بعد از ظهر شما را ملاقات کنند. رشید هنوز
هم اندکی درباره برقراری ارتباط نگران است و او ممکن است که به تهران سفر کند و به عنوان مترجم به
شما بپیوندد.
تقاضا می شود با آنها در آپارتمانهای ایران سکنی واقع در خیابان ونک، آپارتمان 310، طبقه سوم
دیدار کنید. رشید بایستی اسمهایی را ذکر کند.
وی همچنین پرسید که آیا امکان دارد ملاقاتهای آینده در سفارت آمریکا واقع در پاریس صورت
بگیرد یا نه. طبق اظهارات وی تماس در آنجا شاید آسانتر باشد. من پاسخ دادم که سفارت پاریس در
درجه اول به روابط آمریکا و فرانسه علاقه مند است،اما اگر تمایل داشته باشید می توانند مسئله را با شما در
میان بگذارند، برای من جالب است در روابط آنها آنقدر فرانسوی است. رشید بار دیگر تأکید کرد که افراد
مورد ملاقات شما احتمالاً توافق کاملی با سیاست آمریکا ندارند، اما علاقه مند هستند که آمریکا موقعیت
آنها را درک کند و آنها را به عنوان ضد آمریکایی و کمونیست محکوم به دور از دسترس بودن نکند. وی
خاطرنشان کرد که در مقاله شماره اخیر مجله تایم نکاتی بود که او سؤالاتی در مورد آن دارد. من بار دیگر
خاطرنشان کردم که مطالب مطبوعات بیانگر سیاست آمریکا نیستند، اما گمان می کنم که در مورد موضع
شما و یا موضع ایالات متحده در رابطه با بعضی مطالب مندرج در مطبوعات از شما سئوالاتی بشود. من از
دستپاچگی رشید حدس می زنم که حداقل یکی از اشخاصی که با شما دیدار خواهد کرد. احتمالاً نظریات
خصومت آمیزی دارد و رشید سعی می کند که ملاقات، با رنجش شما از نقطه نظرهای آن شخص پایان
نپذیرد. در ضمن رشید به مناسبت موفقیت اجلاس کمپ دیوید به من تبریک گفت. او شاید احساس بکند
که با نزدیک ساختن دو مخالف به یکدیگر نقش یک دلال شرافتمند را بازی می کند. اگر چنین باشد تفاهم
زیادی در پیش خواهد بود. موفق باشید و ممنون خواهم بود. اگر در جریان امر قرار بگیرم.
نیاز برای آشتی ملی
سند شماره (20)
خیلی محرمانه، صورت مذاکره
زمان و مکان: 3 اکتبر 1978 11 مهر 57، رستوران چت نیک تهران ایران
شرکت کنندگان: دکتر سیروس الهی، معاون مخصوص وزیر آموزش و پرورش جان دی. استمپل، کارمند
بخش سیاسی، باربارا شل، کارمند بخش تجاری، دبلیو. گریگوری پرشت، کارمند بخش سیاسی
موضوع: نیاز برای آشتی ملی
خلاصه: الهی گفت که مرکزیت سیاسی چنان سر در گم و بی نظم است که نمی شود بدون اطمینان از
اینکه دولت لیبرال در راه است، وارد معرکه سیاست شد. میانه روها احتیاج به اشاراتی از جانب شاه دارند.
اشاراتی از قبیل اینکه او واقعا قصد دارد به فساد خاتمه داده و اجازه مخالفت صریح بدهد. پیگیری عناصر
فاسد یک نیاز قطعی است، ولی باید به منظور جلوگیری از درگیر شدن شاه در سطح پایینتری از هویدا
متوقف شود. اگر برنامه اعطای آزادیها و مسئله فساد حل شود رهبران مذهبی اکثر نفوذ مذهبی شان را از
دست می دهند. در هر حال شاه باید بماند. ایران نمی تواند به عنوان یک جمهوری دمکراتیک فعالیت کند.