سند شماره (18)
طبقه بندی خیلی محرمانهشماره سند: 8134تاریخ: 27 اوت 1978 5 شهریور 57
از: سفارت آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن دی.سی
موضوع: سازمان جدید سیاسی میانه روها به رهبری پیراسته
1 مهدی پیراسته در تاریخ 21 اوت اعلام کرده است که سازمانی تحت عنوان «جبهه مدافعان قانون
اساسی» تشکیل داده است. پیراسته که مدعی است حمایت 300 نفر از افراد سرشناس را به دنبال دارد،
برای حفظ آزادی و اجرای قانون اساسی تلاش می کند. در شرایط فعلی تمامی ملت باید بسیج شوند تا از
تمامیت ارضی و استقلال ایران دفاع کنند «سعی و کوشش ما باید بر این اساس باشد که قانون اساسی را با
رعایت تعالیم اسلام به عمل درآوریم. ما بر این اعتقادیم که تمام ایرانیان در این مأموریت ما را یاری
خواهند کرد.»
2 پیراسته یک شخصیت نیرومند دولتی سابق است که به دلیل مخالفتهایش با اعضای بلند پایه دولت
ایران در سالهای 1960 (به صورت خدماتی سیاسی خارجی) به تبعید فرستاده شد. بعد از خدماتی در
وزارت دادگستری به مجلس رفت و از مخالفان سرسخت جبهه ملی مصدق شد. او بشدت طرفدار اقتدار
شاه است. در منصب استاندار فارس و سپس خوزستان (سالهای 621959) به عنوان یک شخص
سنگین و رنگین و چهره ای مدیر و مدبر معروف شد. او در سال 1963 به عنوان وزیر دادگستری وارد
کابینه شد، ولی به علت مخالفت با نخست وزیر منصور به عنوان سفیر روانه عراق شد. به علت اینکه بعد از
سه سال کار مداوم موفق شد، روابط دولت ایران و جامعه شیعه عراق را خوب کند مورد تمجید قرار گرفت،
او سپس به عنوان سفیر در بروکسل کار کرد.
3 پیراسته این شهرت را دارد که تیتر درشت روزنامه ها را به خود اختصاص دهد و از مبارزات روابط
عمومی با نتایج محکم بیرون می آید. تصور می شود که روابط نزدیکی با شاه دارد. او ادعا می کند، ظاهرا با
صداقت، که همانطور که با موفق شدن در عراق نشان داد، از روابط خوبی با مذهبیون برخوردار است. او
رئیس سابق انجمن ایران و آمریکاست و دوست دارد که با آمریکاییها مراوده داشته باشد.
اظهارنظر: چند نفر از مخالفین به کارمند سفارت گفته اند که پیراسته به حدی به شاه نزدیک است که
نمی توان انتظار داشت، در نقش جدید مؤثر باشد. به هرحال تشکیل این جبهه درست چند روز قبل از
تعویض دولت بود (27 اوت). پیراسته چهره عمده ای است که انتصاب شریف امامی را تأیید می کند. در
حال حاضر آینده جبهه بایستی نامطمئن به حساب آید.سولیوان
ملاقات با جبهه ملی
سند شماره (19)
تاریخ: 21 سپتامبر 1978 30 شهریور 1357خیلی محرمانه
از: وزیرمختار مک گافی کنسولگری آمریکا اصفهان
به: جان استمپل قسمت سیاسی سفارت آمریکا تهران
موضوع: ملاقات با جبهه ملی
در تاریخ 21/9 با آقای رشید برومند گفتگو کردم و به ایشان گفتم که شما از ملاقات با دوستان
مشارالیه خوشحال خواهید شد. او سؤالاتی در مورد توانایی شما برای برقراری ارتباط مطرح کرد، چرا که
به گفته او، انگلیسی دوستانش ضعیف است، به نامبرده توضیح دادم که هم فرانسه و هم فارسی شما خوب
است. من درخواست کردم که ملاقات در طی ساعات کار و یا اوائل شب یکشنبه صورت بگیرد. پس از
چند ساعت، او پاسخ داد که دوستانش می توانند در ساعت 8 بعد از ظهر شما را ملاقات کنند. رشید هنوز
هم اندکی درباره برقراری ارتباط نگران است و او ممکن است که به تهران سفر کند و به عنوان مترجم به
شما بپیوندد.
تقاضا می شود با آنها در آپارتمانهای ایران سکنی واقع در خیابان ونک، آپارتمان 310، طبقه سوم
دیدار کنید. رشید بایستی اسمهایی را ذکر کند.
وی همچنین پرسید که آیا امکان دارد ملاقاتهای آینده در سفارت آمریکا واقع در پاریس صورت
بگیرد یا نه. طبق اظهارات وی تماس در آنجا شاید آسانتر باشد. من پاسخ دادم که سفارت پاریس در
درجه اول به روابط آمریکا و فرانسه علاقه مند است،اما اگر تمایل داشته باشید می توانند مسئله را با شما در
میان بگذارند، برای من جالب است در روابط آنها آنقدر فرانسوی است. رشید بار دیگر تأکید کرد که افراد
مورد ملاقات شما احتمالاً توافق کاملی با سیاست آمریکا ندارند، اما علاقه مند هستند که آمریکا موقعیت
آنها را درک کند و آنها را به عنوان ضد آمریکایی و کمونیست محکوم به دور از دسترس بودن نکند. وی
خاطرنشان کرد که در مقاله شماره اخیر مجله تایم نکاتی بود که او سؤالاتی در مورد آن دارد. من بار دیگر
خاطرنشان کردم که مطالب مطبوعات بیانگر سیاست آمریکا نیستند، اما گمان می کنم که در مورد موضع
شما و یا موضع ایالات متحده در رابطه با بعضی مطالب مندرج در مطبوعات از شما سئوالاتی بشود. من از
دستپاچگی رشید حدس می زنم که حداقل یکی از اشخاصی که با شما دیدار خواهد کرد. احتمالاً نظریات
خصومت آمیزی دارد و رشید سعی می کند که ملاقات، با رنجش شما از نقطه نظرهای آن شخص پایان
نپذیرد. در ضمن رشید به مناسبت موفقیت اجلاس کمپ دیوید به من تبریک گفت. او شاید احساس بکند
که با نزدیک ساختن دو مخالف به یکدیگر نقش یک دلال شرافتمند را بازی می کند. اگر چنین باشد تفاهم
زیادی در پیش خواهد بود. موفق باشید و ممنون خواهم بود. اگر در جریان امر قرار بگیرم.
نیاز برای آشتی ملی
سند شماره (20)
خیلی محرمانه، صورت مذاکره
زمان و مکان: 3 اکتبر 1978 11 مهر 57، رستوران چت نیک تهران ایران
شرکت کنندگان: دکتر سیروس الهی، معاون مخصوص وزیر آموزش و پرورش جان دی. استمپل، کارمند
بخش سیاسی، باربارا شل، کارمند بخش تجاری، دبلیو. گریگوری پرشت، کارمند بخش سیاسی
موضوع: نیاز برای آشتی ملی
خلاصه: الهی گفت که مرکزیت سیاسی چنان سر در گم و بی نظم است که نمی شود بدون اطمینان از
اینکه دولت لیبرال در راه است، وارد معرکه سیاست شد. میانه روها احتیاج به اشاراتی از جانب شاه دارند.
اشاراتی از قبیل اینکه او واقعا قصد دارد به فساد خاتمه داده و اجازه مخالفت صریح بدهد. پیگیری عناصر
فاسد یک نیاز قطعی است، ولی باید به منظور جلوگیری از درگیر شدن شاه در سطح پایینتری از هویدا
متوقف شود. اگر برنامه اعطای آزادیها و مسئله فساد حل شود رهبران مذهبی اکثر نفوذ مذهبی شان را از
دست می دهند. در هر حال شاه باید بماند. ایران نمی تواند به عنوان یک جمهوری دمکراتیک فعالیت کند.
حکومت نظامی احتمالاً فقط تا بعد از عاشورا در دسامبر باقی خواهد ماند. در عین حال به نظر می رسد که
ترم پاییزه دانشگاه آینده روشنی نداشته باشد. (پایان خلاصه).
دکتر الهی به تفصیل وضع مرکزیت سیاسی را توصیف کرده، تأکید نمود که میانه روها هنوز هم آنقدر
بدبین و مظنون هستند که نمی خواهند به طور سیاسی تشکل ایجاد کنند. آنها قبلاً هم برنامه مبارزه با فساد
را شنیدند و دیده اند که مجرم تنبیه نشده است. آنها هم چنین شنیده اند که دولت از «آزادی بیان» صحبت
می کند، در حالی که می دانند جرأت ندارند صدای خود را بلند کنند. در نظر آنها دولت شریف امامی سمبل
بسیاری از سوءاستفاده های قبلی است. خود نخست وزیر در طی دوره طولانی ریاست سنا یک شریک
فعال (در سوءاستفاده ها) بوده است. این طرز تلقی در شکل افراطیش بر این باور است که مناظرات
پارلمانی که بسیار نمایش داده شده، فقط تبلیغ است و شامل هیچ تحول جدیدی نیست. در واقع تمام
برنامه اعطای آزادیها دسیسه ای است برای اینکه مخالفین، خود را نشان دهند تا بتوان آنها را از بین برد.
معذالک دکتر الهی گفت که شخصی باید این مرکزیت را به تحریک وادارد، راه دیگری برای برقراری
آرامش وجود ندارد. اگر حزب رستاخیز توسط فردی مثل گنجی (وزیر آموزش و پرورش فعلی) رهبری
می شد، می توانست این کار را بکند. آموزگار فن سالار (تکنوکرات) بدترین انتخاب در نوع خود بود. به هر
حال یک گروه سیاسی جدیدی باید به وجود آید تا میانه روها را بسیج کند. در غیر اینصورت احتمال
می رود که آنها انتخابات را تحریم کنند.
در حال حاضر تنها راه حل واقعی در کاخ سعدآباد قرار دارد. میانه روها به دنبال اشارتی از شاه هستند
که معلوم کند فعالیتهای سیاسی مطلوب است. این امر ممکن است به صورت ضمانت شخصی در مورد
آزادی بیان ناراضیان و سرکوب و پیگیری فساد باشد. همچنین شاه باید نشان دهد که رفاه ملت را مافوق
رفاه خانواده خود می داند. قولهای دولت شریف امامی به این دلیل که تضمین آن را از دهان خود شاه
نشنیده، مخالفین را متقاعد نکرده است. او (شاه) باید شخصا به ملت اعلام کند که نظارت بر یک سیستم
لیبرالی را به عهده خواهد گرفت و امنیت آنهایی را که به این جریان سیاسی می پیوندند، تضمین می کند.
پیگیری فساد بدگمانی ایرانیانی را که اکثرا لیستی از افرادی که به عنوان گناهکار «می شناسند» در
اختیار دارند، از بین می برد. وقتی پرسیده شد که لیست شامل چه کسانی است؟ الهی جواب داد، روحانی
وزیر سابق کشاورزی، و در صدر همه هوشنگ انصاری است که «باید» تحت تعقیب قرار گیرد. کارمندان
سفارت اظهار داشتند که ممکن است بعضی از متهمین بی گناه باشند، اما الهی گفت اهمیتی ندارد، مردم آنها
را مقصر می دانند و رأی بی گناهی آنها را نخواهند پذیرفت. شاه باید چندین بره قربانی فراهم کند. وقتی
سؤال شد که دامنه پیگیری تا کجا باید وسعت داشته باشد تا میانه روها را راضی کند، وی گفت باید تا حدی
پایینتر از هویدا برسد. غیر ممکن است که هویدا را به محاکمه کشانید بدون اینکه خود شاه را تحت تعقیب
قرار داد و تنها شاه است که می تواند ثبات را در ایران حفظ کند. الهی تا آنجا پیش رفت که گفت اگر ناچار به
انتخاب باشد، او مایل است که شاه را «حتی به زور یک حکومت نظامی» نگه دارد. او امیدوار بود که کار به
آنجا نکشد.
به اعتقاد الهی از آنجایی که خود مذهب نقش کوچکی در ناآرامیهای فعلی دارد، رهبران مذهبی به
طور ذاتی از قدرت اندکی برخوردارند. چنانچه نیازهای سیاسی و اجتماعی مردم برآورده شود، در آن
صورت اشخاصی مثل شریعتمداری نیز از صحنه محو خواهد شد، تا چه رسد به خمینی. مذهب صرفا
کانالی بوده برای ابراز نارضایتی، زیرا تاکنون هیچ راه دیگری برای انجام این کار وجود نداشته است.
کارمندان سفارت در این مورد با او بحث کردند، ولی او متزلزل نشد.
به نظر او حکومت نظامی یک مرحله غیر لازمی بود. اقدامات قاطع برای ایجاد ایمنی لازم است، اما
این امر به هیچ وجه نیازمند حکومت نظامی نیست، زیرا مخالفین از آن به عنوان حربه ای علیه دولت
شریف امامی استفاده می کنند. الهی حدس می زند که حکومت نظامی در ماه دسامبر بعد از عاشورا خاتمه
یابد.
الهی در رابطه با دانشگاهها گفت که آینده ترم پاییزه را تیره می بیند. دانشکده ها باز خواهند شد، ولی
فورا تعطیل خواهند گردید. طرح استقلال دانشگاهها به قدری نامنظم است که دولت هرگز دانشگاه ها را به
پذیرش آن وادار نخواهد کرد. او از نهاوندی چیز بهتری انتظار نداشت، زیرا که نهاوندی به مدت ده سال
مدیریت دانشگاهها را به عهده داشته و در این مدت هیچ حرکتی دال بر اینکه نشان دهد دانشگاهها باید
مستقل باشند، از خود بروز نداده است. وی کوششهای نافرجام دوباره دانشگاه ملی را برای تکمیل ترم
بهار گذشته و انجام امتحانات نهایی تشریح کرد. نکته طنزآمیز این است که دولت با وجود شرایط حکومت
نظامی تسلیم اقلیتی از دانشجویان شد و از تلاش برای برقراری امتحانات منصرف گردید. در عوض کلیه
دانشجویان نمره «نا تمام» گرفتند.
اظهار نظر: موضع تغییر یافته الهی در قبال شاه بسیار عجیب است، او چند بار تکرار کرد که ایران بدون
شاه نمی تواند دوام بیاورد. این امر سایر گزارشات را در موارد اینکه مخالفین میانه رو که در گذشته به شاه
حمله می کردند، هنگامی که به راههای دیگر می اندیشند لحن خود را تغییر خواهند داد، تأیید می کند. الهی
که لزوم بسیج مردم را در بسیاری از موارد مورد تأکید قرار داده است، احساس می کند که این امر (بقای
شاه) اساسی است. او مانند اکثر «متجددین» (رهبری مذهبی را تحقیر کرده و شدیدا آن را دست کم
می گیرد. ما فکر می کنیم که او در این مورد اشتباه می کند، اما همین طرز تلقی است که مصالحه سیاسی را
میان بسیاری از متجددین و میانه روهای مذهبی مشکل می سازد.
معامله احتمالی مذهبیون با دولت ایران
سند شماره (21)
سری غیر قابل رؤیت برای خارجیان
از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 11 اکتبر 1978 19 مهر 1357
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: معامله احتمالی مذهبیون با دولت ایران
نماینده آیت اللّه شریعتمداری (خیلی نامش محفوظ بماند) با کارشناس سفارت به منظور تحقیق
درباره موضع آمریکا در قبال دولت حاضر ملاقات کرد، و نیز می خواست معامله بالقوه محتمل الوقوعی را
بین دولت ایران و رهبران میانه رو مذهبی به رهبری شریعتمداری، خاطرنشان سازد معامله شامل
کوششهایی است برای قانع کردن آیت اللّه خمینی در پاریس که کمی در مخالفت کوتاه بیاید. رهبران مذهبی
آماده بودند تا سیاسیون جبهه ملی را هم در برنامه بگنجانند. مذاکرات برای چند روز آینده ادامه خواهد
داشت. (پایان خلاصه).
1 دکتر ناصر میناچی خزانه دار کمیته دفاع از حقوق بشر، در یک تماس تلفنی درباره یک موضوع
دیگر، تقاضا کرد که کارشناس سفارت استمپل را برای یک وضعیت اضطراری ملاقات کند. میناچی گفت
او مخصوصا از جانب آیت اللّه شریعتمداری مأمور شده است تا نظر آمریکا را در قبال دولت شریف امامی
دریابد. شریعتمداری و سایر رهبران مذهبی قم آماده بودند تا با دولت ایران، اگر این دولت قرار است باقی
بماند، همکاری کنند. رهبری برای شخص شریف امامی احترام قائل است و معتقد است که شرایط در ایران
تا آنجا در حال خرابی است که هدفهای رهبران مذهبی را در معرض خطر قرار می دهد.
2 استمپل گفت سیاست آمریکا مبنی بر این اعتقاد است که ثبات و تداومی که سمبلش شاه باشد
بهترین امید را برای موفقیت جریان آزادیبخشی حمایت کردیم، اما هرگز (تأکید) در سیاست داخلی ایران
مداخله نمی کنیم. (میناچی هم این فکر را به میان آورد که رهبری مذهبی (شریعتمداری) معتقد (است که
شاه کلید حفاظ در قبال هرج و مرج و کمونیسم است). ما (آمریکا) معتقدیم که اینک زمان آن است که
گروههای مخالفت مختلف سعی کنند تا با دولتی که نشان داده است هدفش بسیاری از همان هدفهایی
است که جنبش مذهبی دنبال می کند، همکاری نمایند. میناچی پرسید آیا کارشناس سفارت فکر می کند
دولت شریف امامی دوام بیاورد؟ آیا آمریکاییها از فرد دیگری مثل علی امینی حمایت می کنند؟ کارشناس
سفارت این مسئله را تکرار کرد که دولت آمریکا به هیچ وجه در انتخاب دولت ایران دخالت نمی کند و
مطمئنا از هیچ فردی، مثل علی امینی هم حمایت نمی کند. دلیلی دیده نمی شد که فکر کنیم دولت ایران به
زودی عوض شود، و دلایلی چند وجود دارد، برای اینکه فکر کنیم باقی می ماند. به نظر آمریکا می رسد که
دلایل بسیار موجود است که چرا رهبری میانه روی مذهبی می خواهد با دولت فعلی ایران برای ایجاد
شرایط برای «آزادی بخشی» موفقیت آمیز همکاری کند. میناچی تأیید کنان گفت که این نظر او و تا آنجا
می داند نظر شریعتمداری است.
3 میناچی گفت که قدم بعدی مطلع کردن مأمور سفارت است در مورد اینکه مذاکرات بین او و
نخست وزیر از صبح 11 اکتبر (تاریخ این گزارش) برای ایجاد زمینه ای بین دولت ایران و رهبران میانه
روی مذهبی شروع شده است. گروهش می خواهد که اگر مردم با دولت فعلی مخالفت ابراز کنند به این کار
ادامه دهد. ولی تحت شرایط فعلی مذاکرات با نخست وزیر طی چند روز آینده از سر گرفته خواهد شد. اگر
موفقیت آمیز باشد میناچی مهندس بازرگان و یداللّه سحابی (هر دو از رهبران جبهه ملی) و پسر
شریعتمداری مهندس حسن شریعتمداری آماده اند که اوائل هفته آینده به پاریس بروند و آیت اللّه خمینی را
متقاعد کنند که مخالفت با شاه را کنار بگذارد. میناچی گفت جبهه ملی متقاعد شده که خمینی نمی فهمد
وضع واقعی ایران چگونه است و رهبری جبهه ملی مطمئن است که می تواند همکاری خمینی را جلب کند،
تا حداقل زیاد با شاه مخالفت نکند.
4 مأمور سفارت گفت که او موضع جبهه ملی را درک می کند. برخورد رهبران مذهبی نوعی
وحدت خواهی است که در شرایط فعلی به نفع ایران است. در پاسخ به سؤال، میناچی مطمئن به نظر می آید
که رهبری مذهبی می تواند افراد غیر مذهبی جبهه ملی را متقاعد کند تا با طرز برخوردی که مورد حمایت
کامل آیت اللّه ها (شریعتمداری گلپایگانی مرعشی) می باشد. کنار بیایند. (اظهارنظر: به نظر می آید تمامی
«مثلث قم» هم رأی باشند) میناچی گفت که سفارت را در جریان وضعیت خواهد گذاشت.
5 نظر سفارت: تماسهای میناچی با شریعتمداری همیشه خوب بوده، و اگر این امر همان طور که
نشان داده توسعه یابد، می تواند عنصر اساسی مثبتی در وضع سیاسی اینجا باشد. جناح رادیکالتر جبهه
ملی از عین خط سیاسی آمریکا صبح امروز آگاه شده (این گزارش طی تلکس جداگانه ای به وزارتخانه
فرستاده خواهد شد) و امیدواریم که این امر هر گونه دو دلی و تردید موجود در رهبری مذهبی میانه رو را
در مورد تعهد آمریکا به شاه و پیشرفتهای سیاسی تکاملی (در مقابل انقلابی) از بین ببرد.
میناچی آنچه را که قبلاً دیگران به ما گفته بودند، تأیید کرد که رهبری میانه روی مذهبی برای شریف
امامی احترام قایل است و ظاهرا آماده است که با وجود مشکلات حکومت نظامی با او همکاری کند. ما
چندان شک نداریم که شریف امامی در صورت پیشنهاد، به یک مصالحه مناسبی دست خواهد یافت، مگر
اینکه اتفاقات غیر مترقبه ای در یکی دو هفته آینده وضع سیاسی موجود را شدیدا تغییر دهد. ما درباره
توانایی رهبران میانه رو در اقناع کامل خمینی در تردید هستیم، ولی فکر می کنیم که مخالفتی که صدایش
ساکت شده کافی است تا به میانه روها فرصت نفس کشیدن بدهد و این رضایتبخش است. هر معامله ای که
انجام بگیرد، احتمالاً ضمنی خواهد بود نه صریح، طرفین مقابل باید شدیدا حدس و گمان را محدود کنند و
از هر اظهار نظر عمومی در مورد زمینه های احتمالی حذر نمایند.سولیوان
اوضاع داخلی
سند شماره (22)
خیلی محرمانه، یادداشت مذاکرات
شرکت کنندگان: مهدی پیراسته جی.بی. لامبراکیس سفارت آمریکا در تهران
محل و تاریخ: 11 اکتبر 1978، محل سکونت رضا امینی، کارمند ارشد،
آژانس بین المللی ارتباطات (برابر 19 مهر 57)
موضوع: اوضاع داخلی
پیراسته از وفاداران نسبتا برجسته شاه است که طبق مدارک سفارت در زمان مصدق به نفع شاه و
اشرف خیلی فعال بوده و متعاقب آن به مقام وزارت کشور، استانداری فارس و خوزستان، سفارت در
عراق و پس از آن بروکسل ارتقاء یافت. او وفاداریش را پنهان نکرده، ولی می گوید که «بله قربان گو»
نیست و رهنوردی طولانیش در بیابان سیاست از زمان خدمتش در بروکسل به بعد (در سال 1967) را
مدیون این خصلت خود می داند. ملاقات به تقاضای او از طریق امینی که از دوستان دوره دبستان وی
است، انجام شد. بایگانی ما شواهدی از فساد در سنوات اول خدمتش را نشان می دهند، اما نشانه انرژی و
کارآئی فوق العاده در اجرای کارهای اغلب فرصت طلبانه را در تلاشش برای تحصیل یک ترقی سریع در
سوابق خدمتی خود نیز دارد. او مکررا خود را برای نامزدی صدارت اعظم عرضه کرده است. تحصیلات او
در وکالت بوده و فرزند یک مجتهد سرشناس اراک است که وی ادعا می کند خانواده اش خمینی را در
سالهای اول زندگیش تحت حمایت خود قرار داده اند:
یکساعت و نیم اول صحبتمان به طور مفصل، در شرح گذشته عالی پیراست سپری شد. بدیهی است که
او فردی است زیرک و آراسته. وی همچنین عادت دارد که هر مطلبی را به پنج یا شش طریق مختلف
تکرار کند و این خصلتی است که فکر می کنم در برابر مستمعان خاصی به وی کمک می کند. شاید ملاها هم
که به قول خودش مکررا ملاقاتشان می کند، نیز از آن دسته مستمعان باشند.
پیراسته گفت که حدود یک هفته پیش، یکساعت و بیست دقیقه در حضور شاه بوده و شاه از آنچه که
پیراسته درباره مشکلات در جامعه مذهبی اظهار داشت، تحت تأثیر قرار گرفته و به نظر می رسد که
عقیده اش مبنی بر اینکه مورد احترام همه مردمش قرار دارد و در مملکت همه چیز به خوبی می گذرد،
متزلزل شده باشد. پیراسته مدعی است که یکی دو دوست صمیمی در دربار دارد. به علاوه وی وقایع
گوناگونی را که بر اثر «حقیقت گوئی» او به شاه پیش آمده بودند و موقتا در جریان کارش متحمل آنها شده
بود، نقل کرد.
پیراسته گفت که به قم رفته و با آیت اللّه های گلپایگانی، شریعتمداری و نجفی ملاقات کرده است، با
برادر خمینی نپنددیه (پسندیده مترجم) که حدود یک ماه پیش مسئولیت آزادی او را از زندان پذیرفته
بود. غذا صرف کرده است. او همچنین به تقاضای برادر خمینی پنج نفر دیگر را از زندان خلاص کرده بود.
او اینک قصد داشت از برادرزاده خمینی، به عنوان پیام رسان به خمینی استفاده کند.
پیراسته با دوستانش مشغول فعالیت برای تشکیل یک حزب جدید است. این حزب بزرگ نخواهد
بود، چرا که ثبت نام از افراد «عامی» پایگاه آنرا ضعیف خواهد کرد. (نظریه: منابع سفارت می گویند که او
مدتی است صدای تشکیل چنین حزبی را درآورده است) او مقاله بلندی به شکل یک جزوه در انتقاد از
خط مشی آمریکا به جهت تزلزل تصمیم گیری آن در این بخش جهان نوشته است که قطعه ای از آن در
مطبوعات چاپ شد. (نظریه: از آنچه که گفت به نظر می رسد که پیراسته پایبند عقیده حمله به چیزی برای
رفع ظن طرفداری از آن است. او به کرات فایده این روش را استتار سرسپردگیها و انحراف حملات را
متذکر شد. او فهماند که ما باید انتقاد وی از خط مشی ایالات متحده را در همین رابطه فرض کنیم.)
او حماقتی را که با درج مقاله اطلاعات در ژانویه 1978 در حمله به خمینی انجام شده بود، مطرح کرد.
او باور نمی کرد که من ندانم نویسنده واقعی آن مقاله چه کسی بود و گفت که کاخوده (احتمالاً آزموده
مترجم) آن را نوشته و هویدا در محضر همایون آن را تصحیح کرده بود. او تأیید کرد که علیرغم تکذیبها،
مدارکی دارد که هویدا واقعا بهائی است و با انتقاد هویدا را نخست وزیری ضعیف دانست، زیرا هرگز در
«دورانهای سخت» امتحان نداده است.
پیراسته توضیح داد که مشغول کار برای آرام کردن خمینی است و از آن انتظارات سیاسی دارد. او به
من گفت که امیدوار است در ظرف 12 روز نتایج این کوشش را به دست آورد و 80 درصد به موفقیت آن
اطمینان دارد. خطی که وی انتخاب کرده این است که خمینی می تواند از رفتن شاه مأیوس گردد. بدین
ترتیب این او را مجبور می کند که از وضع موجود استفاده کند، تا منافعی سیاسی برای اسلام به دست آورد.
او مرا آزمود تا ببیند که به نظر من «به عنوان یک ناظر خارجی مطلع» شاه به چه چیزهایی ممکن است
تن در دهد. وی گفت که این نکته حائز اهمیت است که پارلمان پس از انتخابات آزاد قدرت عمل بیشتری
داشته باشد و نخست وزیری بر سر کار بیاید که عملاً خود خط مشی دولت را معین کند. به جای اینکه در
مقابل مردم مسئولیت اشتباهات بر عهده شاه بماند. هر چه باشد، شاه صاحب اختیار انحلال پارلمان و
دولتها است. او نباید در مقابل مردم جلوتر از آنها (پارلمان و دولت) قرار بگیرد.
من این فرصت را مغتنم شمردم تا نظرمان مبنی بر اینکه دولت شریف امامی بهترین دولتی است که در
شرایط حاضر می توان انتظار داشت، و برای مدتی باقی خواهد ماند، را بیان کنم. او مخالفتی نکرد. وی قبلاً
نظر نامساعد خود نسبت به علی امینی را اظهار داشته بود. من همچنین امیدمان به اینکه عناصر میانه رو در
حیات سیاسی ایران مقام مؤثری کسب کنند و رودررویی فعلی بین حکومت و مخالفین تحت رهبری افراد
دینی فیصله یابد تا مملکت بتواند بسوی مرحله خطیر بعدی یعنی انتخابات آزاد حرکت کند، را اعلام
کردم. تو گویی پیراسته با همه موافقت داشت.
قبلاً پیراسته سه نکته از برنامه خود برای حل مشکلات روز را شرح داده بود که عبارتند از: اولاً جلب
مخالفین مذهبی برای جدایی آنها از دیگران و شناسایی واقعی بقیه. ثانیا اجرای مبارزه مؤثرتری بر علیه
فساد، با گذراندن قانونی مبتنی بر قانون 1959 که افراد را ملزم می نمود نشان دهند که ثروتشان از کجا
آمده. (در 30 سپتامبر یک مقاله روزنامه این مطلب را پیش کشیده بود که در تلگرام تهران 8134 گزارش
شد). او این قانون را در مورد حدود 400 مستخدم ارشد دولتی جاری خواهد ساخت، با این انتظار که
محاکمه آنها منجر به تعقیب بازرگانی که با تبانی با این مقامات سود برده اند، بشود. ثالثا دست به اصلاح
مراحل کار اداری خواهد زد تا مردمی که دستشان از وسایل کوتاه است، خدمات بهتری از مستخدمین
دولتی عایدشان شود. او چند طریقه برای دستیابی به این مسئله را نام برد.
نظریه: پیراسته آشکارا فردی است دلپسند با گذشته ای طولانی. به علت سابقه مذهبی وی که با خمینی
نزدیکی دارد، ممکن است در حال حاضر، عنصری مفید باشد. دامنه کارآیی وی و ارتباطش با وضع
موجود، باید در هفته های آتی آشکار گردد. (در ضمن، نظر چند تن از کارمندان سفارت بر این است که او
یک عامل انگلیسی است.)
بخش سیاسی: جی. بی. لامبراکیس
15 اکتبر 1978
وضع داخلی از نگاه مهدی پیراسته
سند شماره (23)
خیلی محرمانه، یادداشت مذاکرات
محل و تاریخ: سفارتخانه 11 اکتبر 1978 19 مهر 57
شرکت کنندگان: خسرو اقبال جرج بی. لامبراکیس سفارت آمریکا در تهران
موضوع: وضع داخلی
خسرو اقبال، برادر ناتنی منوچهر اقبال، نخست وزیر پیشین که اخیرا فوت شده، می باشد. او از
پاریس، که بیشتر اوقات خود را به سبب «تشنجات» داخلی در آنجا می گذارند بازگشت. او این وضع را
بدتر از اوضاع سال 1953 می داند و تا حل شدن آن اینجا می ماند. اولین حرف او این بود که چه کسی
بجای شاه خواهد نشست و اگر فردا او بمیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ موقعی که من یادآور شدم که
نشانه ای در دست نیست که شاه در وضع سلامتیش دچار اشکال باشد، او گفت که آدم هیچوقت نمی تواند
این چیزها را پیش بینی کند. شاه سه سال پیش دچار حمله قلبی شد و اخیرا پس از شنیدن خبر کودتای
افغانستان، مبتلا به خونریزی معده شده و مجبور گشت برای طی دوره نقاهت از شیراز به کیش نقل مکان
کند. اقبال مدعی است که همه این مطالب را از پزشک شاه شنیده است.
اقبال دو روز پیش با علی امینی نهار خورد. امینی گفت که خودش برای نخست وزیری به مدت
طولانی خیلی پیر است اما حاضر بود که در یک دولت موقت، تا هنگامی که انتخابات آزاد افراد جوانتر را
بر سر کار آورد، این شغل را بپذیرد. به هر حال در شرایط حاضر آن را قبول نخواهد کرد. شاه همچنان به در
اختیار داشتن تمام قدرت اصرار می ورزد. امینی روز قبل از علی اردلان، وزیر دربار خواسته بود ملاقاتی
با شاه را برایش ترتیب دهد. امینی به وی گفته بود که این ملاقات در مورد صحبت نخست وزیر شدنش
نیست، بلکه به سادگی می خواهد که نظریات خود را به شاه بدهد، زاهدی نیز طرف تقاضای امینی واقع