ه: خانواده سلطنتی خارج از تمام کارها باقی بمانند و به طور کلی تحت کنترل جدی قرار گیرند.
نخست وزیر گفت که او مشتاقانه موافقت نموده و برای این کار فشار خواهد آورد.
و: انتخابات آزاد تابستان آینده به تعویق نیفتد، موافقت شد.
ز: قانون ویژه ای برای سرعت بخشیدن به محاکمات در مورد فساد. نخست وزیر موافقت نمود که از
مجلس تقاضا کند چنین قانونی را بگذراند، ولی متذکر شد که این قانون باید معتدل باشد نه آنچنان شدید
که دولت را از زیر خراب کند.
ح: شاه سلطنت کند نه حکومت و بنابراین در کارهای روزانه دولت ایران دخالت ننماید. نخست وزیر
موافقت نمود و اشاره کرد که به هر حال شاه همیشه باید به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح باقی بماند. او
اشاره نمود که در حال حاضر وی مشکلات خودش را با شاه و ارتش دارد و گفت در شرایط فعلی وی
نمی تواند از این جلوتر برود.
و: موضوعات مذهبی بیشتری در کتب درسی مدارس وجود داشته باشد. نخست وزیر با الحاق
چیزهایی که اشخاصی نظیر بازرگان، میناچی و شریعتمداری به آن معتقدند موافقت نمود و نه با مقدار
زیادی آشغالهایی که به وسیله بعضی ملاها موعظه می شود.
4 سه تقاضایی که به وسیله نخست وزیر قبول نشد عبارتند از:
الف: پایان فوری حکومت نظامی، نخست وزیر گفت او تلاش خواهد نمود که آن را قبل از شش ماه اگر
امکان پذیر باشد پایان دهد.
ب: انحلال فوری پارلمان. نخست وزیر گفت او ممکن است بعدا امکان منحل کردن پارلمان را در یک
یا دو ماه قبل از ژوئن آینده و انتقال به دوره انتخاباتی پس از آن را در نظر بگیرد.
ج: آزادی تمام زندانیان سیاسی. نخست وزیر آزاد ساختن آتی تمام زندانیان بجز آنهایی که محکوم به
جرایم ویژه ای از قبیل قتل، تروریسم و غیره هستند را متذکر شد (روز تولد شاه).
5 گروه علاقه اش به ادامه گفتگو از جانب آیت اللّه شریعتمداری را ابراز نمود. به هر حال افراد زیادی
اینروزها ادعا می کنند که از طرف او صحبت می کنند. نخست وزیر باید بداند که تنها نمایندگان قانونی
شریعتمداری، میناچی یا عباسی (یک محرم نزدیک شریعتمداری) باید باشند. آنها یا مستقیما به خود
نخست وزیر و یا توسط سناتور باید مراجعه نمایند و نه هیچ کس دیگر.
6 نظریه: برای ما روشن نیست که چرا سناتور در این لحظه تصمیم به آشکار ساختن جزئیات برای
سفارت گرفت، مگر اینکه او به دنبال رابطه بلند مدت خوب با ما باشد (وی گفت این کار را به خاطر کشورم
انجام می دهم) و ممکن است ترجیح دهد در صورتی که ما به آن از طریق مخالفین آگاهی پیدا کنیم، اولین
کسی باشد که آن را به ما می گوید. اعتماد به این گزارش برخلاف اطلاعاتی که از منابع مختلف دیگر به
نتیجه رسیدن هر نوع موافقتی را تکذیب می نماید، می باشد، اگر چه آیت اللّه شریعتمداری مشتاق یک
موافقت می باشد. حساسیت شدید اطلاعات در این زمان می تواند به حساب نقل قولهای متضاد گذاشته
شود.
تحولات سیاسی از نگاه شریف امامی
سند شماره (32)
خیلی محرمانه تاریخ: 29 اکتبر 1978 7 آبان 57
از: سفارت آمریکا تهران
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: تحولات سیاسی
1 سناتور نزدیک به شریف امامی در 29 اکتبر از طریق واسطه با کنسول سیاسی تماس گرفت که
بگوید او تازه نخست وزیر را دیده است و او (نخست وزیر) علیرغم شایعاتی که در شهر وجود دارد که
دولت او در حال سقوط است، محکم ایستاده است. نخست وزیر با شریعتمداری صحبت کرده بود. دومی
(شریعتمداری) پسر و دامادش عباسی را به پاریس می فرستد (احتمالاً برای بحث بیشتر با خمینی).
2 او همچنین گفت که وزیر امور اجرائی آزمون استعفا کرده است و استعفایش قبول شده است. (در
مطبوعات امروز استعفا رد شده بود) او در مقامش خواهد بود تا زمانی که جانشینی پیدا شود.
اکنون جانشینی پیدا شده و استعفا بزودی اعلام خواهد شد. (به نظر می رسد که این با گزارش از طرف
محرم دیگر شریف امامی که به ما گفت نخست وزیر به خاطر اینکه 11 وزیر اصلی او به وسیله شاه معین
شدند، منجمله وزیر امور خارجه، ناراحت بود و اینکه او برای عوض کردن آنها تلاش خواهد نمود، جور
در می آید. آزمون وزیری بود که نخست وزیر باید بیشتر از همه با او مخالف می بود، امین (صنایع و معادن)
و کانی (اوقاف) کمتر از دیگران.
وضعیت سیاسی ایران
سند شماره (33)
صورت مذاکراتخیلی محرمانه
شرکت کنندگان: شهریار آهی، بانک عمران، مجید تهرانیان، مؤسسه توسعه و ارتباطات ایران، استیفن
کوهن، معاون دستیار دبیر، کارل کلمنت، مأمور میز ایران (وزارت خارجه)، جورج لامبراکیس، کنسول
سیاسی، جان استمپل، مأمور سیاسی
زمان و مکان: 6 نوامبر 1978 مؤسسه توسعه و ارتباطات ایران (برابر با 15 آبان 57)،
موضوع: وضعیت سیاسی ایران
در طول بیش از 2 ساعت و نیم بحث، آهی و تهرانیان مشاهدات جالبی را در مورد جنبه های سیاسی
اجتماعی بحران جاری ایران ارائه کردند. کوهن روی سیاست حقوق بشر ایالات متحده براساس اثر آن بر
روی ایران صحبت نمود و گروه بحث کرد که آیا بحران سیاسی تهران بدون تحریک سیاسی حقوق بشر
ایالات متحده رخ می داد.
ریشه های وضعیت فعلی
آهی گفت دفاع دولت کارتر از حقوق بشر با تمایل دولت ایران بدادن آزادی سیاسی دست به دست هم
دادند و موقعیتی را به وجود آوردند، که دولت ایران کنترلهای سیاسی را در زمانی که نارضایتی اقتصادی
بالا می گرفت کم کم از میان برداشت. در نتیجه 10 تا 15 سال سرکوبی مخالفین سیاسی، جنبشهایی نظیر
جبهه ملی و جنبش های مذهبی به طور زیرزمینی فعالیت کرده اند. مخالفین مجبور بوده اند به مذهب روی
بیاورند و در چند سال گذشته نفوذ مذهبی در زندگی ایرانی قوی تر شده است. تهرانیان گفت تحقیقی به
وسیله مؤسسه توسعه ارتباطات ایران که دو یا سه سال پیش انجام شد، نشان داد که 60 درصد دانشجویان
دانشگاه بر یک پایه ایدئولوژیکی در دگماتیک ترین حد ممکن بودند. آنهایی که با رژیم فعلی مخالفت
کردند خودشان را جلب شده به طرف مخالفین مذهبی دریافتند، حتی جنبشهای چریکی که در 1971
شروع شد.
تحولات جاری
کلمنت اشاره کرد شاید سیاست حقوق بشر ایالات متحده یک عامل جزئی بوده و اینکه از میان
برداشتن ترس از ساواک از طریق اعطای آزادی سیاسی با این حقیقت که جنبش های اولیه چریکی نشان
داده بودند که سیستم ضربه پذیر است به هم پیوستند و ساواک را کمتر از عالی جلوه دادند.
گروه توافق داشت که اعطای آزادیها فورا منجر به مبارزه بر علیه فساد و برکندن ریشه آن گردید. آهی
گفت که راهی بهتر برای هدایت کردن جریان اعطای آزادیها، می توانسته یک جریان متوالی بوده باشد. شاه
می توانست از موضع قدرت حرکتهای بسیاری انجام دهد، تا اینکه تحت فشار مجبور به دادن امتیازات
گردد.
سازمان حزب
بحث به تکامل احزاب سیاسی معطوف گردید. تهرانیان و آهی توافق داشتند که حزب رستاخیز یک
فاجعه بود. حزب به سادگی نمی توانست به طور صحیح شکل داده شده و ساخته شود. حزب رستاخیز
هیچ انگیزه حرفه ای و شغلی نمی داد و در مراحل بعدی آن، امیدی برای نفوذ بر روی سیاست دولت وجود
نداشت. آهی تصور می کرد که شاه بین دو مفهوم حزب گیر افتاده بود. حزب به عنوان یک سازمان (گروهی
از کارکنان دفتری که به وسیله نفع شخصی دارای انگیزه شده اند) و به عنوان منقد دولت که به اعضایش این
شانس را بدهد که از سیاست دولت انتقاد کنند و روی آن نفوذ پیدا نمایند، شکست خورد.
تهرانیان گفت پارلمان ایران احتمالاً به درد ساختمان حزبی به معنای غربیش نمی خورد. او اشاره کرد
که ایرانیها اصلاً طرفدار استبداد هستند که بین نهایت مفعولیت (تاثیر پذیری به میزان خیلی زیاد) و حداکثر
سبعیت (وحشیگری) در تناوب می باشند. بی رحمی در فعالیتهای کنترل شده ساواک در اوایل دهه 1970
آشکار بوده است. تأثیر پذیری احتمالاً در رقابت برای جلب توجه و مرحمت سلطان یا رهبر که نشان ویژه
سیاستهای دربار بود، انعکاس پیدا نمود. حتی در دوران احزاب مردم و ایران نوین نمایش اینکه احزاب
برای طرفداری و توجه شاه رقابت می کنند، سودمند بود.
سیر تکامل شاه در ایران
تهرانیان و آهی این نکته جالب را متذکر شدند که وقتی شاه یک سلطان ضعیف بود و به وسیله
آشوبهای داخلی و خارجی احاطه شده بود علاقه ای واقعی نسبت به او وجود داشت. کلمنت اشاره کرد که
ایرانیان اساسا قدرت را در یک مرد بدون قدرت می بینند.گروه توافق داشت که آیت اللّه خمینی از این
تاکتیک استفاده نمود و اینکه سخنرانی شاه در اعلام دولت نظامی بازگشتی به این فرم بود که او از 1949 به
این طرف آن را به کار نبرده بود. برای اولین بار در سالیان دراز شاه با صدایی مطیع و لحنی فروتنانه صحبت
کرد. استفاده او از «من» بجای «ما» زمانی که او خود را به حکومت قانون اساسی متعهد نمود، قویا نیت او
را برای اینکه یک سلطان مطابق قانون اساسی باشد می رسانید. در جواب به یک سؤال تهرانیان با آمادگی
توافق داشت که گریه کردن ممکن بود به قضیه شاه کمک بیشتری بنماید، ولی به هر حال رفتار و طرز
برخورد عمومی او در طول سخنرانی قطعا به ایرانیان این طور می رسانید که او از گذشته درس عبرت
گرفته است در حالی که امکان دارد بعضی از شرکت کنندگان با برخی از نظریاتی که در بالا به طور خلاصه
شرح داده شد مخالف باشند، تمام آمریکاییها احساس کردند که این یک درون بینی جالب در فکر سیاسی
ایرانی بود. آهی و تهرانیان که در حدود 35 سال دارند، روشنفکران ایرانی هستند که راجع به جریانات
سیاسی تعمق قابل ملاحظه ای نموده اند.
مخالفین در عکس العمل نسبت به سخنرانی شاه از هم جدا می شوند
سند شماره (34)
سری توزیع محدودتاریخ: 7 نوامبر 1978 برابر با 16 آبان 1357
از: سفارت آمریکا تهران
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
گزارشگر: جان استمپل
موضوع: مخالفین در عکس العمل نسبت به سخنرانی شاه از هم جدا می شوند
خلاصه: در معیت ملاقات کنندگان از واشنگتن مقامات سفارت با دکتر میناچی و همچنین رهبران نهضت
آزادی ایران گفتگو کردند. عکس العمل آنها نسبت به دستگیری قدرت به وسیله نظامیان اساسا مختلف
است. میناچی معتقد است این اقدام چنانچه دولت نظامی در کوتاهترین زمان ممکن با دولت ائتلاف ملی
جایگزین شود، امکان دارد مؤثر واقع شود. رهبری نهضت آزادی همچنان تبعیت شفاهی مطلق سخت
خود را از خط خمینی حفظ می نماید و اصرار دارد که شاه باید برود. نهضت آزادی ایران در دولت ائتلافی
شرکت نخواهد کرد، مگر این که خمینی آن را تأیید بنماید و ادعا می کند که مردم هرگز دولت نظامی را قبول
نخواهند کرد. نهضت آزادی ایران ادعا می کند که هیچ کس در دولت ائتلافی شرکت نخواهد کرد، چنانچه
خمینی به مخالفت با آن ادامه دهد. (پایان خلاصه).
1 کوهن قائم مقام دستیار دبیر A.H کلمنت مأمور میز ایران و مأمور سفارت استمپل با دکتر ناصر
میناچی در 6 نوامبر و در آستانه اعلام شاه مبنی بر به دست گرفتن موقتی قدرت به وسیله دولت نظامی
گفتگو کردند. میناچی گفت این حرکت تا زمانی که دولت نظامی به مدت کوتاهی بر سر کار باقی بماند و
کاری انجام ندهد که مانع ظهور سریع یک دولت ائتلاف ملی جدید همان طوری که شاه قول داد، بشود،
ممکن است مؤثر واقع شود. میناچی پیشنهاد کرد که شاه ممکن است حتی یک مقام برای مذاکره در مورد
چنان دولتی معرفی نماید و یا شکلی از شورای سلطنت یا مجلس مؤسسان را جهت اعلام یا تصویب
چهارچوبی جدید برای دولت به وجود بیاورد. او تصور می کرد که امکان دارد که رهبران مذهبی (منظور او
میانه روها بود) را نیز به ترتیبی همراه نمود. مهمترین جنبه بحث او ادراک او از اینکه جای مانور وجود دارد
بود. میناچی آیت اللّه شریعتمداری را در 7 نوامبر در قم خواهد دید. او هنوز به دنبال موافقت دولت ایالات
متحده با تلاشها و طرحهایش می باشد.
2 توضیح میناچی در مورد مذاکرات بین خمینی و مهدی بازرگان از نهضت آزادی و خودش از
اهمیت مساوی برخوردار بود. میناچی گفت خمینی یک موضع سخت و محکم را حفظ می کند (او از این
موضوع با ناامیدی آشکار مشخصی صحبت می کرد). خمینی روی سه موضوع اصرار می ورزد:
1 شاه باید کناره گیری کند و کشور را ترک کند.
2 سلسله های سلطنتی باید منفصل گردد.
3 رژیم باید یک جمهوری باشد که رئیس مملکت همیشه انتخاب شود.
خمینی گفت که او برنامه ای برای آینده دارد. میناچی گفت پسر و داماد آیت اللّه شریعتمداری به پاریس
رفته بودند که نامه ای از شریعتمداری برای دریافت «برنامه خمینی» به صورت نوشت شده را به خمینی
بدهند. شریعتمداری انتظار دارد که جوابی در پایان این هفته یا اوائل هفته آینده دریافت کند. او
تصمیم گیری را تا آن زمان به تعویق خواهد انداخت.
3 قابلیت انعطافی که به وسیله میناچی نشان داده شد و به وسیله رهبر دیگر جبهه ملی بختیار، یک
روز جلوتر به طور ضمنی ابراز شد با گرایش و برخورد تند افراطی که به وسیله گروه رهبران جبهه ملی
متشکل از بازرگان، پروفسور سحابی، و محمد توکلی که با کوهن، کلمنت، استمپل و کنسول سیاسی
لامبراکیس در بعدازظهر 6 نوامبر ملاقات کردند، در مغایرت عمده ای می باشد. جلسه معارفه این
اطلاعات را در بر می گرفت که بازرگان از طریق لندن به پاریس رفته بود و در آنجا (لندن) با عفو بین المللی
که قرار است در هفته آینده تیمی برای کار کردن روی وضعیت زندانیان به ایران بفرستد، ملاقات نمود. تیم
نهضت آزادی ایران فکر می کردند که بیش از 600 زندانی سیاسی باقی مانده اند.
4 تیم نهضت آزادی بعدا متذکر شد که دو حقیقت گفتگو نشده در قضیه جاری وجود دارد: یک
اکثریت ممتاز از ایرانیان شاه و رژیم او را نمی خواهند و یک اکثریت قاطع از مخالفین، خمینی را به عنوان
رهبرشان در نظر دارند و به دنبال یک دولت اسلامی هستند. سلطان به طور واژگونه ای مورد تنفر است.
آنهایی که منجمله کشورهایی که، به دنبال ثبات در ایران هستند در این تفکر که شاه می تواند آن را حفظ
کند، اشتباه می کنند. آنها باید جنبش اسلامی را مورد توجه قرار دهند. ممکنست روی ارقام نهضت آزادی
که اکثریت با شاه مخالفند بحث کرد، ولی گروه هم رأی باقی ماند و بازرگان اصرار می ورزید خمینی به
خاطر موضع آشکارش بر علیه شاه رهبر ایرانیان است.او گفت حتی پیروان شریعتمداری در مسائل
سیاسی به خمینی احترام می گذارند (تسلیم می شوند). در جواب به لامبراکیس در این مورد که آیا مردم از
یک جمهوری اسلامی طرفداری می کنند، سحابی گفت مردم دولت اسلامی می خواهند نه لزوما جمهوری
اسلامی. نهضت آزادی فکر می کرد که کمیته انتخاب شده به وسیله مردم باید به طور موقتی جایگزین
سلسله سلطنتی بشود و تا بعد از برگزار شدن انتخابات آزاد حکومت کند. با توجه به وقایع جاری، بازرگان
گفت موضوع روشن است: یا شاه می رود یا اکثریتی از ایرانیان بایستی که کشته شوند. نهضت آزادی چیزی
جز کشتار از دولت نظامی انتظار ندارد. بازرگان به تندی با گفته شاه که او به دنبال یک دولت ائتلافی است
به مخالفت برخاست. بازرگان گفت شاه می خواهد که ارتش و پلیس را تحت کنترل خود نگهدارد که در
دولت مداخله کند. این دلیل شکست معامله با امینی بود.او به عنوان یک فکر بعدی اضافه کرد که حتی
شریف امامی اقبال بیشتری می داشت، اگر که او کنترلی بر روی ارتش داشت.
5 لامبراکیس در مورد اصرار نهضت آزادی مبنی بر ترک کردن شاه به عنوان اولین مرحله هر
قراردادی سؤال نمود. او اشاره کرد که از شاه نمی توان انتظار داشت که همه چیز را یکباره رها کند و شاه در
تضمین نمودن مبادله هر موافقت امکان پذیری بین خودش و مخالفین دارای ارزش است.بازرگان تصریح
نمود که هیچ راهی برای خارج شدن از بن بست وجود ندارد، مگر این که شاه برود. او یک جریان مرحله به
مرحله با رفتن شاه و با بر سرکار آمدن دیگران برای کار کردن روی دولتی که مورد قبول خمینی باشد را
می دید. (وقتی از او سؤال شد این به چه معناست، بازرگان گفت که خمینی تازه شروع به کار کردن بر روی
نوعی از تجویز در این مورد که ایران چه نوعی دولتی می خواهد داشته باشد، کرده است). سحابی گفت
اولین مرحله آشکارا بایستی که عزیمت شاه باشد. دومین مرحله انتخابات آزاد مردم برای پارلمان و ظهور
دولت اسلامی خواهد بود. لامبراکیس سؤال کرد پس از اینکه شاه رفت چه چیزی می تواند مانع چند
سرهنگ از به دست گرفتن قدرت و تیراندازی به طرف تمام مخالفین گردد. بازرگان استوار و محکم باقی
ماند و عملاً واقع شدن این وضعیت را رد کرد. به هر حال این اشاره به نظر رسید که او را کمی ناراحت نمود.
6 در جواب به سؤال کوهن در اینباره که آیا چیز امیدوار کننده ای در سخنان شاه برای ملت وجود
داشت، بازرگان (کمی به طور متناقض) گفت اعلامیه (سخنرانی) به خوبی تهیه و پرداخته شده بود و
می توانست بدون دولت نظامی دقیقا همان چیزی باشد، که ما خواستیم. سخنان در صورتی که حسن نیت
وجود می داشت می توانست اجرا گردد ولی مردم وعده های شاه را قبول نخواهند کرد، حتی تعهد او را
نسبت به قانون اساسی. کلمنت سپس پرسید که آیا نهضت آزادی در یک دولت ائتلافی که ممکن است به
وجود آید شرکت می کند؛ در حقیقت هیچ دولتی چنانچه آیت اللّه خمینی با آن مخالفت کند، نمی تواند ظهور
پیدا نماید و شاه آن را غیر ممکن می بیند که هر مخالف دیگری را راضی بنماید که یک دولت ائتلافی
تشکیل دهد.
7 نظریه سفارت: هر دو مأموران سفارت و دیدار کنندگان از موضع افراطی خیلی شدیدی که به
وسیله رهبران نهضت آزادی گرفته شده بود، ضربه خوردند. آشکارا عکس العمل بازرگان نسبت به
تقاضای خمینی این بود که با آنها همراه شود در حالی که عکس العمل میناچی نگاه کردن به دورو بر برای
پیدا کردن راهی در پیرامون آنها (تقاضاها) بود. هیچ کدام از رهبران نهضت آزادی قابلیت انعطاف
محدودی که در گفتگوهای قبل با مأموران سفارت وجود داشت را نشان ندادند. در حقیقت همان طوری
که یک دیدار کننده اشاره کرد مشکل است تصور کنیم که این گروه از رهبران نهضت آزادی قادر باشند که
یک کشور مدرن و بزرگ مثل ایران را اداره کنند. گفتگو حالت درگیری و بحث ایدئولوژیکی به خود
گرفت، تا بحث سیاسی.
8 مطالب بالا به وسیله تمام شرکت کنندگان دولت ایالات متحده تصحیح شد (روشن شد).
عکس العمل های خمینی
سند شماره (35)
سری تاریخ: 7 نوامبر 1978 برابر با 16 آبان 57
از: سفارت آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه، واشنگتن
موضوع: عکس العمل های خمینی
1 تا این لحظه تمام ایران منتظر است که بشنود آیت اللّه خمینی چگونه در مقابل سخنرانی شاه و
منصوب نمودن دولت نظامی عکس العمل نشان می دهد. ما تاکنون روی تلگرافهایی که از پاریس می آید،
چیزی ندیده ایم.
2 با این وجود، سفارت انگلیس می گوید که دو گزارش متناقض از پاریس دریافت نموده است. رویتر
می گوید؛ خمینی از پیروانش خواسته است که به مقاومت ادامه دهند. سرویس جهانی بی.بی.سی.
می گوید، وی تقاضای قیام مسلحانه نموده است. سفیر انگلیس از Fco خواسته است تا تلاش کند
بی.بی.سی.را وادار به اجتناب ورزیدن از بی مبالاتی در سرویس فارسی خود که برنامه بعدی آن در
ساعت 30/15 پخش خواهد گردید، بنماید، خصوصا برای بی.بی.سی. گزارش قیام مسلحانه اگر که
حقیقتا ناصحیح باشد، مایه تأسف خواهد بود.
3 تقاضاهای خمینی برای مقاومت وضعیتی بحرانی را در اینجا مطرح می سازد. باید دید که آیا
روحانیون اینجا با وی مخالفت خواهند نمود و بر اعتدال اصرار خواهند داشت یا تقاضاهای رادیکال او را
تأیید خواهند نمود. آن تصمیم ماهیت آتیه سیاسی اینجا را معین خواهد کرد.
4 در هر حال اگر تقاضاهای خمینی در اینجا مورد قبول واقع شود، ما انتظار یک بخش ضد خارجی
در مجموع آن را داریم. جامعه بزرگ آمریکایی در اینجا مورد خطر خواهد بود. بنابراین ما قویا پیشنهاد
می کنیم اگر که امکان پذیر است هر گونه بیانیه رسمی برای حمایت از دولت نظامی که مقامات واشنگتن
احساس می کنند باید بیان گردد، قبلاً با این سفارتخانه (تهران) در میان گذارده شود.
گزارش مطبوعاتی بی. بی. سی. در مورد خمینی
سند شماره (36)
سری تاریخ: 7 نوامبر 1978 برابر با 16 آبان 57
از: سفارت آمریکا لندن
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: گزارش مطبوعاتی بی. بی. سی. در مورد خمینی
1 تلکس مرجع الف تا پس از پخش برنامه ساعت 11 بی.بی.سی. دریافت شد.
2 ما فورا نگرانی شما را به اطلاع (FCO) فرانک جاد وزیر کشور رساندیم و وی قول داد که موضوع
را به منظور مطمئن شدن از صحت گزارشات خبری بی.بی.سی. در سرویس فارسی مورد بررسی قرار
دهد.
3 درست پس از تلفن ما به جاد (JUDD) مأمور بخش ایران (در وزارت خارجه) انگلیس به پارسونز
سفیر آمریکا گفت که وی به تازگی به لوکاس سرپرست دپارتمان خاورمیانه تلفن زده تا گزارش کند که وی
با در نظر گرفتن مشکل ترجمه دقیق کلمات فارسی که مورد استفاده قرار گرفته، مطمئن نیست که آیا
بی.بی.سی می تواند به طور منصفانه متهم به بی دقتی شود یا نه. تا آنجایی که (FCO) می داند مأمور بخش
ایران نتیجه گرفت که زمینه واقعی برای شکایت از بی.بی.سی. وجود ندارد.
4 چند دقیقه پیش مایکل ریچاردسون یکی از کارمندان جاد به (DCM) تلفن کرد، تا گزارش کند که
از ساعت 30/10 روز 6 نوامبر هیچ گونه اشاره ای به خمینی در هیچ کدام از برنامه های فارسی بی.بی.سی.
نشده است. در 6 نوامبر از خمینی نقل قول شده بود که وی «هیچ گونه نیازی به شورش مسلحانه» نمی بیند.
ریچاردسون از پیدا کردن هر گونه اشاره دیگری در برنامه ها به «قیام مسلحانه» عاجز بوده است. با این
وجود ریچاردسون بر اعتقاد (FCO)که منظور ما خوب فهمیده شده تأکید کرد خصوصا در این روزهای
بحرانی حیاتی است که بی.بی.سی. در گزارشاتش کاملاً دقیق باشد.
طرح مخالفین برای کناره گیری شاه
سند شماره (37)
خیلی محرمانه تاریخ: 9 نوامبر 1978 18 آبان 1357
از: سفارت آمریکا تهران
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
گزارشگر: لامبراکیس
موضوع: طرح مخالفین برای کناره گیری شاه
خلاصه: به سفارت انگلیس و ما، آخرین طرح مخالفین برای حل بحران جاری ارائه شده است. طرح،
کناره گیری شاه، شورای سلطنت، انتخابات آزاد و مجلس مؤسسان برای در نظر گرفتن ادامه رژیم
سلطنتی یا تغییر به هر شکل دیگری از حکومت را مورد نظر دارد. از ما و سفارت انگلیس تقاضا شده که
این (طرح) را به شاه ارائه کنیم.
1 میناچی رهبر مخالف مذهبی حقوق بشر در 4 نوامبر به سفیر انگلیس دسترسی پیدا نمود و دیروز
ملاقاتی در پی آن با رئیس دفتر سفارت انگلیس در 8 نوامبر برای ارائه راه حلی مطابق قانون اساسی در
مورد موقعیت فعلی داشت. میناچی عناصر طرح خود را برای کنسول سیاسی در 9 نوامبر و پس از آنکه
انگلیسیها ما را در این مورد در جریان گذاشتند، تکرار نمود.
2 راه حل، کناره گیری و عزیمت شاه را مجسم می نماید. شورای سلطنت به ریاست ملکه یا هر کس
دیگری که شاه تعیین کند با حداقل چهار غیر نظامی و سه نظامی دارای استحکام (قدرت) می شود. در
میان غیر نظامیان نمایندگان احزاب سیاسی و همچنین احتمالاً نخست وزیر و رئیس پارلمان خواهند بود.
سه نظامی شامل ژنرالهای بازنشسته مثل جم، گارزان، مدنی یا اخوی خواهند بود. حضور آنها به منظور
حفظ همکاری ارتش در این مرحله می باشد. انتخابات برای مجلس مؤسسان به مدت کوتاهی پس از آن
دنبال خواهد شد و مجلس برای تصمیم گرفتن در مورد اینکه آیا هیچ ماده ای از قانون اساسی احتیاج به
متمم دارد یا نه تشکیل خواهد شد.
3 میناچی متذکر شد که صحبتهایی از رفراندم در مورد ادامه رژیم سلطنتی بوده است، ولی مخالفین
ایده ای که در گذشته تجربه شده است را دوست ندارند. مجلس مؤسسان با قانون اساسی 1906 شروع
خواهد کرد و خواهد دید که چه چیز لازم است اضافه و یا عوض بنماید.
4 میناچی که تازه از قم برگشته بود گفت که وی موافقت شریعتمداری و آیت اللّه گلپایگانی و مرعشی
را با این پیشنهادات به دست آورده است. او همچنین موافقت بازرگان (که میناچی به او خیلی نزدیک
است) را به دست آورده است و انتظار دارد که دیگران از قبیل سنجابی سریعا موافقت نمایند، چون که این
طرح چیزی را ارائه می دهد که آنها می خواهند وقتی که کنسول سیاسی اشاره نمود که این نمایانگر
سخت تر شدن موضع مخالفین میانه رو (خمینی بکنار) به میزان قابل توجهی می باشد، میناچی قبول کرد که
فقط جزیی (موضع) از آن سخت تر شده است. او گفت شریعتمداری و دیگران در مورد اجرای قانون
اساسی 1906 صحبت می کرده اند. از نظر فنی این شامل متممهای بعدی نمی شود. متمم 1925 است که
صحبت از سلطنت دایمی به وسیله سلسله پهلوی می ماند. او همچنین قبول داشت که این متمم ها بود که