همچنان فعال نگهدارند و آنها به احتمال قوی کوششهای خود را در اطراف اقدامات اقتصادی که تاکنون
ثابت کرده است که اثر برهم زننده ای دارد متمرکز کنند. در عین حال حکومت خواهد کوشید تا کارهای
روزمره اداره دولتی را در محیطی از فوریت سیاسی و هرج و مرج اقتصادی انجام دهد و انتخابات ملی را
که درنتیجه نقطه نظرهای مختلف در میان اعضای ائتلافی و فقدان اجماع آرای عمومی دستخوش موانع
شده است، سازمان دهد.
در حالی که انتخابات نزدیک می شود، منازعات داخلی در میان عناصر ائتلافی به طور
اجتناب ناپذیری تصاعد خواهد یافت تا مرحله ای که خود ائتلاف ممکن است به طور جدی به مخاطره
افتد. اگر انتخابات سر و سامان یابد (با توجه به روشهای کنونی مخالفان سرسخت) مشکوک به نظر می آید
از اینکه این انتخابات دیگر مفهوم و یا سودمندی نهایی را داشته باشد، مانند انتخاباتی که به طور مرتب در
جنوب ویتنام صورت می گرفت.
(خیلی محرمانه) سیر تحول نظامیان در هفته های آینده بدین ترتیب به مرحله حساس می رسد، در
حال حاضر افسران ارشد در شیراز مأموریت خود را با نظر حساسی تلقی می کنند. تنها چندی پیش رئیس
حکومت نظامی شیراز خود را به عنوان یک نیروی بی طرف بین حکومت و مخالفانی که می خواهند شدیدا
به آن حمله کنند توصیف کرد. او با نهایت دقت از محکوم کردن مخالفان به عنوان مخالفان احتراز کرد و
مدعی شد که کار او نیست که در مسائل سیاسی قضاوت کند. او گفت که مخالفان نیازمند راه حلهای
سیاسی هستند که تنها می توان در تهران آن را پیدا کرد.
چنین روشهایی در درازمدت تنها در صورتی قابل نگهداری است که راه حلهای مورد لزوم واقعا پیدا
شوند و در مورد ایران مسئله همین جا است. اگر یک سازش متقابل بین شاه و اکثریت مردم او ممکن
نباشد، یک نیروی خارجی دیر یا زود باید یک چنین سازشی را تحمیل کند. نظامیان با توجه به نفرت آنها
نسبت به آشوب سیاسی از هر نوع و قدرت تحمیل اراده آن برای چنین مأموریت و رسالتی به صورت
کاندیدا درمی آیند.
(خیلی محرمانه) در چنین صورتی به عهده گرفتن نقش داور سیاسی از سوی نظامیان ممکن است به
یکی از دو خط مشی عمومی منجر شود.
عقل و خرد قراردادی ظاهرا به نفع یک برداشت محافظه کارانه تر رأی خواهد داد که در آن نظامیان به
طور ساده مسئولیت را چه برای حفظ صلح و چه برای ادامه کار حکومت به عهده می گیرند. البته این امر
مستلزم آن خواهد بود که در زمینه های غیر از تحمیل قانون دخالت مستقیم بیش از آنچه تاکنون تحت نظر
حکومت ازهاری اعمال می شد به عمل آید. تحت چنین برداشتی لزوم مشروعیت و شاید عواطف به نفع
حفظ شاه نظر خواهد داد، هرچند شاید به خاطر نمایش ویترینی باشد تا چیز دیگری. معذالک نگهداشتن
شاه بر روی تخت بدون شک و یقینا به معنای ادامه مخالفت عمومی با حکومت خواهد بود.
(خیلی محرمانه) در حالی که سوابقی درباره رژیمهای نظامی نامطلوب وجود دارد و بعضی از آنها دوام
قابل ملاحظه ای از خود نشان داده اند، مخالفت عمومی چیزی نیست که معمولاً به خاطر خود مخالفت
مورد محبت قرار گیرد. در واقع اعضای دستگاه نظامی نیز مانند هر کس دیگری می خواهند مورد مهر و
محبت قرار گیرند و این واقعیت همراه با نقش رسولی که اغلب در میان برگزیدگان جهان سوم ظاهر
می شود، ممکن است نظامیان را در اینجا وادار کند تا به عنوان «میانجی شرافتمند» بین مردم ایران و شاهی
که بسیاری از آنها می خواهند او را سرنگون کنند عمل کنند.
یک چنین سناریویی ممکن است مستلزم دعوت از جانب نظامیان به شاه برای گرفتن یک مرخصی در
خارجه تا زمان حل اوضاع سیاسی در ایران و توصیه برای اینکه شاه به نفع فرزند خود استعفا کند و یک
شورای نیابت سلطنت تشکیل شود، یا به طور ساده خاندان پهلوی در پاسخ به اراده عمومی برچیده شود،
خواهد بود.
(خیلی محرمانه) معذالک نتیجه نهایی حوادث هر چه که باشد تقریبا حتمی به نظر می رسد که نظامیان
در آن نقش برجسته ای خواهند داشت. منافع ملی ما اقتضاء می کند که این ناآرامیها که تا این اندازه در
ماههای اخیر برهم زننده بوده است برطرف شود، دادن نقش مرکزی تری به نظامیان در اداره امور دولت
یک چنین نتیجه ای را تضمین نخواهد کرد و یقینا هرگونه کوششی از جانب ما برای تحت تأثیر قرار دادن
فرآیند سیاسی در این جهت پر از خطرات قابل ملاحظه خواهد بود.
در عین حال علیرغم عدم محبوبیت عمومی شاه که کاملاً ظاهر است، طرد او در چنین مرحله ای
دردها را درمان نخواهد کرد و به احتمال قوی از نظر بسیاری حتی از نظر مخالفان او یک نوع بی شرمی از
جانب یک قدرت بزرگ تلقی خواهد شد.
معذلک کاملاً مشکوک به نظر می رسد که شاه هرگز بتواند نقش رهبری را که زمانی داشته است بار
دیگر اعمال کند. علاوه بر این حتما اجتناب ناپذیر است که راه حل سیاسی پایانی در ایران اعم از اینکه به
نفع نگهداری شاه یا چیز دیگری باشد، نسبت به مصالح ملی ما خصمانه خواهد بود.
در شرایط کنونی بهترین سیاست ما این خواهد بود که توصیه به میانه روی و سازش بکنیم در حالی که
نسبت به امکان مداخله خارجی هشیاری نشان بدهیم، ولی از لحاظ جنبه های دیگر بگذاریم حوادث سیر
تحول طبیعی خود را داشته باشد.
آزادی رهبران مخالف رژیم و نقشه برای تظاهرات
سند شماره (12)
خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 7 دسامبر 1978 برابر با 16 آذر 57
به: وزارت امور خارجه واشنگتن برای اقدام
موضوع: آزادی رهبران مخالف رژیم و نقشه برای تظاهرات
خلاصه: حکومت ایران کریم سنجابی و داریوش فروهر را عصر روز ششم دسامبر آزاد کرد. این دو نفر
قرار است هفتم دسامبر با رهبران جبهه ملاقات کنند. جبهه ملی در تظاهراتی که برای دهم دسامبر به
مناسبت تاسوعا تعیین شده شرکت خواهد کرد. پروفسور کاتم آمریکایی در ایران در معرض شایعات قرار
گرفته است. (پایان خلاصه)
1 دکتر ناصر میناچی پس از پایان مقررات منع رفت و آمد در شش دسامبر برای بحث درباره اخبار
مربوط به اینکه حکومت ایران کریم سنجابی و داریوش فروهر را آزاد کرده است، به خانه استمپل مأمور
سفارت آمد. میناچی آزادی آنها را تأیید کرد و گفت او تلفنی با آنها صحبت کرده است. اجتماع رهبران
عمده جبهه ملی برای بعدازظهر روز هفتم دسامبر تعیین شده است که در آن اقدامات بعدی را مورد بحث
قرار خواهند داد. میناچی خاطرنشان ساخت که حکومت ایران تصمیم گرفته بود که این زوج را روز
چهارم دسامبر آزاد کند و این اقدام به منزله رفتاری مبنی بر حسن نیت، لااقل از سوی رهبران میانه روی
جبهه ملی تلقی شده بود. رابط ما در نهضت آزادی ایران، به مأمور سفارت در بامداد 7 دسامبر گفت که
آزادی ایندو نفر «جالب است» ولی چیز مهمی را تغییر نداده است و تقاضا کرد که بامداد روز 8 دسامبر
ملاقات کنند.
2 میناچی گفت: جبهه ملی از هم اکنون نقشه هایی برای حرکت در تظاهرات بزرگ که از سوی آیت اللّه
طالقانی سازمان داده می شود و قرار است ساعت 9 بامداد روز 10 دسامبر آغاز شود ترتیب داده است.
طبق اظهار میناچی تظاهرات در نزدیکی میدان شهناز در انتهای شرقی خیابان شاهرضا آغاز شده و به
سوی غرب حرکت خواهند کرد و به گروههایی که در سایر نقاط شهر تشکیل می شود ملحق خواهد شد.
میناچی گفت نظر این است که یک کوشش عظیم جمعی صورت گیرد. کمیته دفاع از حقوق بشر و آزادی
راهپیمایی جداگانه ای را از سوی این کمیته برای همان روز طرح ریزی کرده بود، ولی هنگامی که رهبران
روحانی کوشش همگانی را به مقیاس وسیع در نظر گرفتند. کمیته دفاع از حقوق بشر و آزادی از نقشه خود
منصرف شد، میناچی معتقد بود که بیشتر گروههای مخالف شرکت خواهند کرد.
3 یک نفر روزنامه نگار از لندن تلفنی از مأمور سفارت خواست تا داستان مربوط به اقامت پروفسور
ریچارد کاتم آمریکایی را در ایران تأیید کند. مأمور سفارت درباره این موضوع اظهار بی اطلاعی کرد. بر
اساس مخبرین اطلاعاتی که ما داریم، کاتم اینجا نیست. موجب تقدیر خواهد بود اگر وزارت امور خارجه
به نحو بی سر و صدایی حضور او را در پطرزبورگ تأیید کند.
برنامه علی امینی نخست وزیر پیشین
سند شماره (13)
سرّی ایران
سازمان مرکزی اطلاعات (سیا) 8 دسامبر 1978 17 آذر 1357
علی امینی نخست وزیر پیشین
خطاب می شود: دکتر علی امینی
علی امینی، یک میانه رو و ضدکمونیست، مدت کوتاهی پس از استعفایش تحت فشار شدید پس از 14
ماه به عنوان نخست وزیر در طول 621961، در تلاش بوده است که این مقام را دوباره به دست آورد. او
هیچ پایگاه حقیقی قدرت ندارد، ولی دوستان زیادی در میان مخالفین دارد و ممکن است به عنوان رهبر
یک دولت آشتی ملی مورد قبول قرار گیرد. دو عامل غیرقابل تفوق احتمالی که بر علیه او کار می کنند
عبارتند از: دلسرد شدن سیاسی و شخصی او از شاه تقریبا برای دو دهه و سوءظن شایع در ایران (هرچند
ظاهرا بی اعتبار) که او یک عامل آمریکاست. (در حقیقت او ایالات متحده را به خاطر باعث استعفایش
شدن در 1962 سرزنش کرد و متعاقبا نظر داد که این کشور یک دشمن بد و بدترین دوست است.) اخیرا
شاه به امینی در مورد امکان قبولی نخست وزیری اشاره ای کرد. ولی امینی روی کنترل نیروهای مسلح و
ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) اصرار ورزید؛ شرایطی که شاه را بدون قدرت می سازد. (سرّی)
برنامه امینی
اگر که سابقه گذشته او و گفته های عمومی و خصوصی اخیرش نشانه های واقعی عقایدش باشند،
چنانچه امینی نخست وزیر شود، یک اصلاح طلب خواهد بود تا یک انقلابی. او از چشم پوشی از آشوب و
اغتشاش امتناع می ورزد و حکومت نظامی را (با توسل کمتری به زور) برای یک دوره نامشخص ادامه
خواهد داد. او هر کاری که برای فعالیت مناطق نفتی لازم باشد انجام می دهد. او پارلمان فعلی را منحل
خواهد کرد و انتخابات جدیدی برای استقرار یک جو دموکراتیک سالم که نیازهای مردم بر طبق قانون
بتواند برآورده شود، برگزار خواهد نمود. او به یک دولت از متخصصین توجه دارد، ولی احتمالاً مجبور
است که یک چاشنی از سیاستمداران و نمایندگان مذهبی چنانچه به او کمک کردند که قدرتش را به دست
آورد، شامل نماید. او که بیشتر بحران فعلی را متوجه سیاستهای اقتصادی درک نشده و برنامه ریزی
اقتصادی غیرمعقول می داند، احتمالاً هزینه دفاعی را کم می کند که توسعه بیشتر را تأمین مالی کند. او
تلاش خواهد نمود که سیاستهایی از قبیل اصلاحات ارضی بیشتر که پیش بردن توزیع عادلانه تر ثروت
ملت را تقویت می کند اتخاذ نماید.
او همچنین تلاش خواهد نمود که فرار سرمایه از کشور را متوقف نماید. او می گوید تمام اتهامات فساد
مقامات رسمی در طول 15 سال گذشته را تحقیق خواهد نمود و تمام متجاوزین را محاکمه می نماید. در
اوائل 1978 امینی از استمرار شاه در قدرت حمایت می کرد در سپتامبر با پشیمانی استعفایش را طلب
می کرد و در اوایل نوامبر به نظر رسید که او متمایل به یک سلطنت مطابق قانون اساسی می باشد (حداقل
برای حال حاضر)(سرّی)
زندگی و حرفه اولیه
امینی در حقوق و اقتصاد از دانشگاه پاریس یک دکترا دارد. پس از یک سری پستهای قضائی و مالی
دولتی در 1947 به عضویت پارلمان انتخاب شد. او به عنوان وزیر اقتصاد ملی (19511950)، دارایی
(55 1953)، و دادگستری (1955) خدمت نموده است. او در ایالات متحده در طول سالهای 58
1955 سفیر کبیر بود. (طبقه بندی نشده)
وقتی در می 1961، امینی نخست وزیر شد ایران در اواسط حادترین بحران سیاسیش از 1953 به بعد
بود. او پارلمان را منحل نمود، اصلاحات سریعی را اعلام کرد و مقامات نظامی و دولتی بسیاری را به اتهام
فساد دستگیر نمود. زمان تصدی او گردبادی از اصلاحات با کمی حمایت از طرف هر کس بجز شاه بود و
آن هم نامشخص بود.
امینی کارهای زیادی انجام داد ولی در ژوئیه 1962 اختلاف با شاه، یک بحران بودجه ای مالی،
ناآرامیهای اجتماعی مرتبط با به تعویق انداختن انتخابات و خستگی شخصی منجر به استعفای او شد.
(محرمانه)
پس از استعفایش امینی تحت مراقبت پلیس قرار گرفت و از فعالیت مخالف سیاسی وی ممانعت به
عمل آمد. او به محاکمه برای معاملات نادرست زمین که ظاهرا همسر او و اعضای خانواده اش را هم
گرفتار می کرد تهدید شد. (به نظر می رسید که وی شخصا صادق است). در اواخر دهه 1960 دولت در پی
این بود که او را با اتهامات قدیمی فساد و خدمت به عنوان جاسوس شرکتهای نفتی خارجی بی اعتبار
سازد. او ظاهرا دهه بعدی را به اداره کردن و افزایش ثروت به ارث برده قابل توجه خود و کشف راههایی
برای بازگشت به قدرت پرداخت.
اطلاعات خصوصی
امینی 71 ساله، گاهی بدون در نظر گرفتن عواقب صحبت می کند و ممکن است یک رگ انتقامجویی
داشته باشد. او خیلی شوخ، باهوش و خوش صحبت است. او به میزان وسیعی در ایالات متحده، اروپا و
خاورمیانه مسافرت نموده است.
مادر او عضوی از سلسله قاجار بود که تا زمانی که پدر شاه فعلی به سرنگونی آنها در 1921 کمک
نمود بر ایران حکومت کردند. امینی فرانسه را به طور سلیس و به اندازه کافی انگلیسی صحبت می کند.
(محرمانه)
کریم سنجابی دبیرکل، کمیته اجرائی جبهه ملی
سند شماره (14)
خیلی محرمانه
تاریخ: 8 دسامبر 1978 17 آذر 57
کریم سنجابی
دبیرکل، کمیته اجرائی جبهه ملی (از سپتامبر 1978)
خطاب می شود: آقای سنجابی
در 23 اوت 1978 کریم سنجابی احیای ائتلاف جبهه ملی دهه 1950 را به عنوان جبهه ملی ایران
(معمولاً به آن با عنوان جبهه ملی رجوع می شود) اعلام نمود. جبهه ملی فعلی که هنوز از لحاظ حمایت
عامه آزمایش نشده است، یکی از بزرگترین و وسیعترین گروه مخالفین سیاسی سازمان داده شده می باشد.
سنجابی، جبهه ملی فعلی را به عنوان یک سازمان رسمی ولی نه یک حزب سیاسی رسمی توصیف می کند.
جبهه ملی قدیمی از محمد مصدق نخست وزیر در کشمکش او بر سر قدرت با شاه حمایت می کرد. پس از
سقوط مصدق خیلی از اعضای جبهه ملی از کشور گریختند و به اروپا یا ایالات متحده رفتند، سنجابی در
ایران باقی ماند. در 1977 پس از سالها عدم فعالیت اجباری و در پاسخ به نشانه های اعطای آزادیهای
سیاسی او شروع به پرداختن به امر مهم نوسازی جبهه ملی نمود. (محرمانه)
سنجابی در اعلامیه اوت 1978 خود به تندی به شاه شخصا حمله نمود و برنامه اعطای آزادیهای
سیاسی او را یک ریاکاری خواند. در اظهارات بعدی او ادعا نمود که جبهه ملی در آینده هر انتخاباتی را
تحریم خواهد نمود. مگر اینکه آزاد باشند و تقاضای یک تحقیق در ثروتهایی را که به وسیله بعضی ایرانیان
اندوخته شده بود نمود. او گفت که وی هیچ مخالفتی با ادامه سلطنت ندارد مشروط بر اینکه آن یک
سلطنت واقعا مطابق با قانون اساسی باشد و اینکه دولت باید بین دموکراسی واقعی و حکومت نظامیان
یکی را انتخاب نماید. سنجابی اظهار داشت که جبهه ملی تقاضای سه عامل در هر دولت آینده را می نماید:
ناسیونالیسم، دموکراسی و سوسیالیسم. (طبقه بندی نشده)
در اکتبر 1978، سنجابی به پاریس رفت که رهبر مخالف مذهبی در تبعید، آیت اللّه روح اللّه خمینی را
ببیند که پیروان او از لحاظ شماره خیلی بالاتر از جبهه ملی است. در آنجا آنها یک اعلامیه مشترک منتشر
کردند که شامل سه نکته بود:
از رژیم سلطنتی نباید حمایت شود،
جنبش اسلامی ملی نمی تواند یک رژیم سلطنتی غیرقانونی را تأیید کند،
دولت باید براساس اصول دموکراتیک که به وسیله یک رفراندوم تأیید می شود، باشد.
سنجابی در 10 نوامبر به ایران بازگشت و یک اطلاعیه تند که هر ائتلافی یا همکاری را با شاه و دولت
رد می کرد منتشر نمود.او ادعا نمود که با خمینی به یک توافق رسیده اند (و ممکن است وی اتحادی با
خمینی تشکیل داده باشد). روز بعد وی دستگیر شد، یک اقدام از طرف دولت که آشکارا به معنی دلگرم
کردن سیاستمداران مخالف میانه رو و دلسرد نمودن آن رهبران مخالفی که سرنگون کردن شاه را در نظر
قرار داده بودند بود. سنجابی در 6 دسامبر آزاد شد. (محرمانه)
جبهه ملی
جبهه ملی یک سازمان دربرگیرنده چندین گروه است که اعضای آن اغلب کارمندان حرفه ای طبقه
متوسط می باشند. اعضای جبهه ملی به طور کلی در درخواست از شاه برای تبعیت او از قانون اساسی
1906 متحد هستند، ولی به طور دیگر به مقدار زیادی با هم اختلاف دارند.
بعضی تمایل دارند با شاه همکاری کنند به این امید که قدرتی در 7 ژوئن 1979 به دست آورند.
دیگران تمایل دارند که در انتخابات شرکت کنند ولی می خواهند که اختیارات شاه را به طور اساسی
کاهش دهند و بیشتر اعضای تندرو می خواهند که شاه استعفا دهد. سنجابی ظاهرا تصمیم گرفته که
سرنوشت خودش را با افراطی ترین جزء جبهه ملی طرح بریزد و این تصمیم منجر به ملاقاتش با خمینی و
دستگیری بعدی وی شد.
زندگی اولیه و حرفه
کریم سنجابی در 1904 متولد شد. او یک کرد و عضوی از ایل سنجابی است. در سن 13 سالگی او با
دیگر اعضای ایل برای سه سال به بغداد تبعید شد. (در طول جنگ جهانی دوم او و بعضی از اعضای
خانواده، منجمله پدرش به وسیله نیروهای اشغالگر انگلیسی دستگیر شدند، تا این تاریخ او از انگلیسیها و
ارتش نفرت داشت.)
او یک درجه حقوق از دانشگاه تهران در 1928 دریافت نمود و سپس هفت سال بعد را در فرانسه،
جایی که یک دکترا در حقوق از دانشگاه پاریس دریافت نمود سپری کرد. (تز او این عنوان را داشت: رفرم
کشاورزی در ایران) پس از بازگشت به ایران او در 1935 به وزارت آموزش و پرورش وارد شد و سپس در
1940 به وزارت دارایی وارد شد. در اواسط 1940 او به بنیانگذاری حزب ایران که بعدا یک جزء اصلی
جبهه ملی شد کمک نمود. یک وکیل موفق و با دستمزد بالا در تهران، او در 1944 رئیس دانشکده حقوق
دانشگاه تهران شد و در 1946 معاون رئیس آن دانشکده. (محرمانه)
سنجابی که یک حامی قدیمی مصدق بود با او در طول دوره برتریش همکاری نزدیکی داشت. پس از
اینکه نخست وزیر سرنگون شد، سنجابی مخفی شد. بعدا او از مقام دانشگاهیش برکنار و زندانی شد. در
موقع آزادیش برای مدت زمانی از سیاست دور ماند به هر صورت او در 1960 فعالیت سیاسی را از
سرگرفت و عضوی از کمیته مرکزی حزب ایران شد، او همچنین به دانشگاه بازگشت.
او در سال 1961 مجددا دستگیر شد و آزاد شد، دوباره در 1963 دستگیر شد و در 1965 آزاد شد.
او که از این زندان آخری از نظر فیزیکی و روانی خسته بیرون آمد، به دانشگاه تهران به عنوان استاد
بازگشت، ولی از فعالیت سیاسی خودداری نمود. او از صحنه دور ماند تا اینکه وقایع 1978 به جبهه ملی
اجازه تجدید سازمان پس از یک وقفه 25 ساله را داد. (محرمانه)
اطلاعات خصوصی
سنجابی معتدل ولی صریح است. او به کردی، فرانسه و عربی صحبت می کند و کمی انگلیسی می داند.
سنجابی ازدواج کرده است.
او و همسرش فخری سه فرزند دارند. (طبقه بندی نشده)
ناصر میناچی از رهبران جبهه ملی
سند شماره (15)سرّی
تاریخ: 8 دسامبر 1978 17 آذر 1357
ناصر میناچی رهبر جبهه ملی
ناصر میناچی وکیل و عضو فعال حقوق بشر و یکی از دو رئیس بازار تهران که پایگاه سنتی مخالفین
مسلمانان است، می باشد. او همچنین خزانه دار کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر می باشد. در مقام رئیس
هیئت مدیره حسینیه ارشاد مرکز مذهبی در تهران او مدتها طرفدار و حامی پشت پرده رهبران مذهبی
میانه رو مخالف بوده و او دوست نزدیک آیت اللّه کاظم شریعتمداری می باشد. (این مرکز اخیرا بعد از 5 سال
بسته بودن به دلیل ایراد سخنرانیهایی علیه شاه، دوباره گشایش یافته است.) (سرّی)
میناچی منطقی و میانه رو از رژیم جعفر شریف امامی (اوت نوامبر 1978) حمایت نموده و اظهار داشته
که مذهبیون میانه روی مخالف باید در جهت آزادیهای سیاسی با دولت همکاری کنند. او معتقد است که
شاه حامی ایران در مقابل آنارشیسم و کمونیسم می باشد. در اکتبر 1978 او به منظور دیدن روح اللّه خمینی
رهبر مذهبی مخالف به پاریس رفت و هم اکنون در پی آن است که راه گریزی و چاره ای در مورد
درخواستهای افراطی خمینی پیدا کند. او معتقد است که خواستهای خمینی امکان دارد آرام و نرم شود و
قانون اساسی هم نجات پیدا کند، در صورتی که رهبران مذهبی میانه رو از برنامه ای حمایت کنند که به
موجب آن شاه کشور را ترک کرده و یک شورای کشوری جایش را بگیرد، شورائی که پشتیبان یک دولت
آشتی ملی خواهد بود و اختیار عمل لازم برای برگزاری هرچه سریعتر انتخابات آزاد خواهد داشت.
(سرّی)
میناچی مدتهاست که احساس کرده کوششهایش در مورد حقوق بشر وی را در معرض خطر قرار داده
و به عنوان یک سپر محافظتی او سرسختانه و قاطعانه در پی آن بوده که تأیید رسمی ایالات متحده را در
مورد فعالیتهایش به دست آورد. او در اوت 1978 از واشنگتن به منظور مذاکره با مقامات حقوق بشر
وزارت امور خارجه دیدار کرد. او با مقامات سفارت ایالات متحده در تهران بی تزویر و ساده بوده و
اطلاعات می داده است. (سرّی)
مهدی پیراسته رهبر جبهه دفاع از قانون اساسی
سند شماره (16)
خیلی محرمانه
تاریخ: 8 دسامبر 78 17 آذر 57
مهدی پیراسته رهبر جبهه دفاع از قانون اساسی (از اوت سال 1978)
آقای پیراسته خطاب می شود
مهدی پیراسته یک فرصت طلب پرزرق و برق است. هنگامی که او جبهه دفاع از قانون اساسی را به
عنوان گروه سیاسی خویش که مدعی پشتیبانی 300 ایرانی است، تأسیس کرد، اعلام داشت که مقصود از
این جبهه «مبارزه برای آرمان اجرای موثر قانون اساسی بر طبق تعالیم اسلام» است. وی در یک مکالمه با
مأموران آمریکایی در اکتبر 1978 گفت که برنامه او شامل اصول سازش با مخالفان مذهبی است، تا این
مخالفان را از سایر عناصر ضدشاه جدا کند و تصور می شود که این مخالفان با خود او متفق خواهند شد و
سایر مواد برنامه او عبارتند از: پیروی از یک مبارزه ضدفساد مؤثرتر و اصلاح روندهای بوروکراتیک
برای اینکه عوام الناس از آن سود ببرند. (خیلی محرمانه)
پیراسته مناسبات خوبی با جامعه تشیع دارد و مدعی است که آزادی چندین نفر از پیروان آیت اللّه
خمینی، رهبر تبعید شده مذهبی مخالف دولت، را از زندان به دست آورده است. پیراسته برای سالها
خواسته است که نخست وزیر شود و به طوری که گفته می شود، تماسهای خوبی با دربار دارد، ولی آخرین
سمت مهم دولتی او، سفیر ایران در عراق در طول سالهای 1964 تا 1967 و سفیر ایران در بلژیک در طی
سالهای 67 تا 71 بوده است که این پستها را خود او تبعید تلقی می کند. او ظاهرا نسبت به ایالات متحده
نظر مساعد دارد، ولی این موضع ممکن است ناشی از این اعتقاد باشد که این کشور دارای نفوذ قابل
ملاحظه ای در امور داخلی ایران است. بعضی از مأموران سفارت آمریکا در تهران سوءظن دارند که او یک
عامل انگلیس است (محرمانه) سوابق حرفه ای.
پیراسته مدعی است که درجه دکترا از دانشگاه تهران دارد، ولی به احتمال قوی او فقط یک لیسانس
حقوق دارد. پس از 14 سال در سیستم دادگاهها و وزارت دادگستری در سال 1946 به سمت دادستان
تهران منصوب شد و به سرعت استعدادی برای رشوه گیری و اختلاس و توطئه چینی سیاسی و انجام
کارهای حمایتی برای اشخاص مطلوب از جمله چند نفر از اشخاصی که با شاهدخت اشرف خواهر
دوقلوی شاه وابستگی داشتند، نشان داد.
در سال 1948 وارد مجلس شد و از طرفداران پروپاقرص شاه در جریان مبارزات او با محمد مصدق
نخست وزیر ایران (سالهای 195153) بود. بعدا او به عنوان استاندار فارس (1959 61) و خوزستان
(196263) خود را یک مدیر مؤثری که دارای شم اتخاذ آرمانهای عمومی بود نشان داد. او در سال
1963 به عنوان وزیر کشور خدمت کرد.
خصوصیات شخصی
پیراسته در حدود 71 ساله است. حیله گر و بی شرف و از لحاظ روشنفکری سطحی و پرحرف و عاشق
شهرت، لاف زن و گاهی ناهنجار است. معذالک او مرد عمل بوده و سابقه ای از کارهای انجام شده دارد.
او به اندازه کافی انگلیسی صحبت می کند ولی زبان فرانسه او صریح تر است.
احمد بنی احمد رهبر حزب اتحاد برای آزادی