چنانچه امینی نخست وزیر شود، یک اصلاح طلب خواهد بود تا یک انقلابی. او از چشم پوشی از آشوب و
اغتشاش امتناع می ورزد و حکومت نظامی را (با توسل کمتری به زور) برای یک دوره نامشخص ادامه
خواهد داد. او هر کاری که برای فعالیت مناطق نفتی لازم باشد انجام می دهد. او پارلمان فعلی را منحل
خواهد کرد و انتخابات جدیدی برای استقرار یک جو دموکراتیک سالم که نیازهای مردم بر طبق قانون
بتواند برآورده شود، برگزار خواهد نمود. او به یک دولت از متخصصین توجه دارد، ولی احتمالاً مجبور
است که یک چاشنی از سیاستمداران و نمایندگان مذهبی چنانچه به او کمک کردند که قدرتش را به دست
آورد، شامل نماید. او که بیشتر بحران فعلی را متوجه سیاستهای اقتصادی درک نشده و برنامه ریزی
اقتصادی غیرمعقول می داند، احتمالاً هزینه دفاعی را کم می کند که توسعه بیشتر را تأمین مالی کند. او
تلاش خواهد نمود که سیاستهایی از قبیل اصلاحات ارضی بیشتر که پیش بردن توزیع عادلانه تر ثروت
ملت را تقویت می کند اتخاذ نماید.
او همچنین تلاش خواهد نمود که فرار سرمایه از کشور را متوقف نماید. او می گوید تمام اتهامات فساد
مقامات رسمی در طول 15 سال گذشته را تحقیق خواهد نمود و تمام متجاوزین را محاکمه می نماید. در
اوائل 1978 امینی از استمرار شاه در قدرت حمایت می کرد در سپتامبر با پشیمانی استعفایش را طلب
می کرد و در اوایل نوامبر به نظر رسید که او متمایل به یک سلطنت مطابق قانون اساسی می باشد (حداقل
برای حال حاضر)(سرّی)
زندگی و حرفه اولیه
امینی در حقوق و اقتصاد از دانشگاه پاریس یک دکترا دارد. پس از یک سری پستهای قضائی و مالی
دولتی در 1947 به عضویت پارلمان انتخاب شد. او به عنوان وزیر اقتصاد ملی (19511950)، دارایی
(55 1953)، و دادگستری (1955) خدمت نموده است. او در ایالات متحده در طول سالهای 58
1955 سفیر کبیر بود. (طبقه بندی نشده)
وقتی در می 1961، امینی نخست وزیر شد ایران در اواسط حادترین بحران سیاسیش از 1953 به بعد
بود. او پارلمان را منحل نمود، اصلاحات سریعی را اعلام کرد و مقامات نظامی و دولتی بسیاری را به اتهام
فساد دستگیر نمود. زمان تصدی او گردبادی از اصلاحات با کمی حمایت از طرف هر کس بجز شاه بود و
آن هم نامشخص بود.
امینی کارهای زیادی انجام داد ولی در ژوئیه 1962 اختلاف با شاه، یک بحران بودجه ای مالی،
ناآرامیهای اجتماعی مرتبط با به تعویق انداختن انتخابات و خستگی شخصی منجر به استعفای او شد.
(محرمانه)
پس از استعفایش امینی تحت مراقبت پلیس قرار گرفت و از فعالیت مخالف سیاسی وی ممانعت به
عمل آمد. او به محاکمه برای معاملات نادرست زمین که ظاهرا همسر او و اعضای خانواده اش را هم
گرفتار می کرد تهدید شد. (به نظر می رسید که وی شخصا صادق است). در اواخر دهه 1960 دولت در پی
این بود که او را با اتهامات قدیمی فساد و خدمت به عنوان جاسوس شرکتهای نفتی خارجی بی اعتبار
سازد. او ظاهرا دهه بعدی را به اداره کردن و افزایش ثروت به ارث برده قابل توجه خود و کشف راههایی
برای بازگشت به قدرت پرداخت.
اطلاعات خصوصی
امینی 71 ساله، گاهی بدون در نظر گرفتن عواقب صحبت می کند و ممکن است یک رگ انتقامجویی
داشته باشد. او خیلی شوخ، باهوش و خوش صحبت است. او به میزان وسیعی در ایالات متحده، اروپا و
خاورمیانه مسافرت نموده است.
مادر او عضوی از سلسله قاجار بود که تا زمانی که پدر شاه فعلی به سرنگونی آنها در 1921 کمک
نمود بر ایران حکومت کردند. امینی فرانسه را به طور سلیس و به اندازه کافی انگلیسی صحبت می کند.
(محرمانه)
کریم سنجابی دبیرکل، کمیته اجرائی جبهه ملی
سند شماره (14)
خیلی محرمانه
تاریخ: 8 دسامبر 1978 17 آذر 57
کریم سنجابی
دبیرکل، کمیته اجرائی جبهه ملی (از سپتامبر 1978)
خطاب می شود: آقای سنجابی
در 23 اوت 1978 کریم سنجابی احیای ائتلاف جبهه ملی دهه 1950 را به عنوان جبهه ملی ایران
(معمولاً به آن با عنوان جبهه ملی رجوع می شود) اعلام نمود. جبهه ملی فعلی که هنوز از لحاظ حمایت
عامه آزمایش نشده است، یکی از بزرگترین و وسیعترین گروه مخالفین سیاسی سازمان داده شده می باشد.
سنجابی، جبهه ملی فعلی را به عنوان یک سازمان رسمی ولی نه یک حزب سیاسی رسمی توصیف می کند.
جبهه ملی قدیمی از محمد مصدق نخست وزیر در کشمکش او بر سر قدرت با شاه حمایت می کرد. پس از
سقوط مصدق خیلی از اعضای جبهه ملی از کشور گریختند و به اروپا یا ایالات متحده رفتند، سنجابی در
ایران باقی ماند. در 1977 پس از سالها عدم فعالیت اجباری و در پاسخ به نشانه های اعطای آزادیهای
سیاسی او شروع به پرداختن به امر مهم نوسازی جبهه ملی نمود. (محرمانه)
سنجابی در اعلامیه اوت 1978 خود به تندی به شاه شخصا حمله نمود و برنامه اعطای آزادیهای
سیاسی او را یک ریاکاری خواند. در اظهارات بعدی او ادعا نمود که جبهه ملی در آینده هر انتخاباتی را
تحریم خواهد نمود. مگر اینکه آزاد باشند و تقاضای یک تحقیق در ثروتهایی را که به وسیله بعضی ایرانیان
اندوخته شده بود نمود. او گفت که وی هیچ مخالفتی با ادامه سلطنت ندارد مشروط بر اینکه آن یک
سلطنت واقعا مطابق با قانون اساسی باشد و اینکه دولت باید بین دموکراسی واقعی و حکومت نظامیان
یکی را انتخاب نماید. سنجابی اظهار داشت که جبهه ملی تقاضای سه عامل در هر دولت آینده را می نماید:
ناسیونالیسم، دموکراسی و سوسیالیسم. (طبقه بندی نشده)
در اکتبر 1978، سنجابی به پاریس رفت که رهبر مخالف مذهبی در تبعید، آیت اللّه روح اللّه خمینی را
ببیند که پیروان او از لحاظ شماره خیلی بالاتر از جبهه ملی است. در آنجا آنها یک اعلامیه مشترک منتشر
کردند که شامل سه نکته بود:
از رژیم سلطنتی نباید حمایت شود،
جنبش اسلامی ملی نمی تواند یک رژیم سلطنتی غیرقانونی را تأیید کند،
دولت باید براساس اصول دموکراتیک که به وسیله یک رفراندوم تأیید می شود، باشد.
سنجابی در 10 نوامبر به ایران بازگشت و یک اطلاعیه تند که هر ائتلافی یا همکاری را با شاه و دولت
رد می کرد منتشر نمود.او ادعا نمود که با خمینی به یک توافق رسیده اند (و ممکن است وی اتحادی با
خمینی تشکیل داده باشد). روز بعد وی دستگیر شد، یک اقدام از طرف دولت که آشکارا به معنی دلگرم
کردن سیاستمداران مخالف میانه رو و دلسرد نمودن آن رهبران مخالفی که سرنگون کردن شاه را در نظر
قرار داده بودند بود. سنجابی در 6 دسامبر آزاد شد. (محرمانه)
جبهه ملی
جبهه ملی یک سازمان دربرگیرنده چندین گروه است که اعضای آن اغلب کارمندان حرفه ای طبقه
متوسط می باشند. اعضای جبهه ملی به طور کلی در درخواست از شاه برای تبعیت او از قانون اساسی
1906 متحد هستند، ولی به طور دیگر به مقدار زیادی با هم اختلاف دارند.
بعضی تمایل دارند با شاه همکاری کنند به این امید که قدرتی در 7 ژوئن 1979 به دست آورند.
دیگران تمایل دارند که در انتخابات شرکت کنند ولی می خواهند که اختیارات شاه را به طور اساسی
کاهش دهند و بیشتر اعضای تندرو می خواهند که شاه استعفا دهد. سنجابی ظاهرا تصمیم گرفته که
سرنوشت خودش را با افراطی ترین جزء جبهه ملی طرح بریزد و این تصمیم منجر به ملاقاتش با خمینی و
دستگیری بعدی وی شد.
زندگی اولیه و حرفه
کریم سنجابی در 1904 متولد شد. او یک کرد و عضوی از ایل سنجابی است. در سن 13 سالگی او با
دیگر اعضای ایل برای سه سال به بغداد تبعید شد. (در طول جنگ جهانی دوم او و بعضی از اعضای
خانواده، منجمله پدرش به وسیله نیروهای اشغالگر انگلیسی دستگیر شدند، تا این تاریخ او از انگلیسیها و
ارتش نفرت داشت.)
او یک درجه حقوق از دانشگاه تهران در 1928 دریافت نمود و سپس هفت سال بعد را در فرانسه،
جایی که یک دکترا در حقوق از دانشگاه پاریس دریافت نمود سپری کرد. (تز او این عنوان را داشت: رفرم
کشاورزی در ایران) پس از بازگشت به ایران او در 1935 به وزارت آموزش و پرورش وارد شد و سپس در
1940 به وزارت دارایی وارد شد. در اواسط 1940 او به بنیانگذاری حزب ایران که بعدا یک جزء اصلی
جبهه ملی شد کمک نمود. یک وکیل موفق و با دستمزد بالا در تهران، او در 1944 رئیس دانشکده حقوق
دانشگاه تهران شد و در 1946 معاون رئیس آن دانشکده. (محرمانه)
سنجابی که یک حامی قدیمی مصدق بود با او در طول دوره برتریش همکاری نزدیکی داشت. پس از
اینکه نخست وزیر سرنگون شد، سنجابی مخفی شد. بعدا او از مقام دانشگاهیش برکنار و زندانی شد. در
موقع آزادیش برای مدت زمانی از سیاست دور ماند به هر صورت او در 1960 فعالیت سیاسی را از
سرگرفت و عضوی از کمیته مرکزی حزب ایران شد، او همچنین به دانشگاه بازگشت.
او در سال 1961 مجددا دستگیر شد و آزاد شد، دوباره در 1963 دستگیر شد و در 1965 آزاد شد.
او که از این زندان آخری از نظر فیزیکی و روانی خسته بیرون آمد، به دانشگاه تهران به عنوان استاد
بازگشت، ولی از فعالیت سیاسی خودداری نمود. او از صحنه دور ماند تا اینکه وقایع 1978 به جبهه ملی
اجازه تجدید سازمان پس از یک وقفه 25 ساله را داد. (محرمانه)
اطلاعات خصوصی
سنجابی معتدل ولی صریح است. او به کردی، فرانسه و عربی صحبت می کند و کمی انگلیسی می داند.
سنجابی ازدواج کرده است.
او و همسرش فخری سه فرزند دارند. (طبقه بندی نشده)
ناصر میناچی از رهبران جبهه ملی
سند شماره (15)سرّی
تاریخ: 8 دسامبر 1978 17 آذر 1357
ناصر میناچی رهبر جبهه ملی
ناصر میناچی وکیل و عضو فعال حقوق بشر و یکی از دو رئیس بازار تهران که پایگاه سنتی مخالفین
مسلمانان است، می باشد. او همچنین خزانه دار کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر می باشد. در مقام رئیس
هیئت مدیره حسینیه ارشاد مرکز مذهبی در تهران او مدتها طرفدار و حامی پشت پرده رهبران مذهبی
میانه رو مخالف بوده و او دوست نزدیک آیت اللّه کاظم شریعتمداری می باشد. (این مرکز اخیرا بعد از 5 سال
بسته بودن به دلیل ایراد سخنرانیهایی علیه شاه، دوباره گشایش یافته است.) (سرّی)
میناچی منطقی و میانه رو از رژیم جعفر شریف امامی (اوت نوامبر 1978) حمایت نموده و اظهار داشته
که مذهبیون میانه روی مخالف باید در جهت آزادیهای سیاسی با دولت همکاری کنند. او معتقد است که
شاه حامی ایران در مقابل آنارشیسم و کمونیسم می باشد. در اکتبر 1978 او به منظور دیدن روح اللّه خمینی
رهبر مذهبی مخالف به پاریس رفت و هم اکنون در پی آن است که راه گریزی و چاره ای در مورد
درخواستهای افراطی خمینی پیدا کند. او معتقد است که خواستهای خمینی امکان دارد آرام و نرم شود و
قانون اساسی هم نجات پیدا کند، در صورتی که رهبران مذهبی میانه رو از برنامه ای حمایت کنند که به
موجب آن شاه کشور را ترک کرده و یک شورای کشوری جایش را بگیرد، شورائی که پشتیبان یک دولت
آشتی ملی خواهد بود و اختیار عمل لازم برای برگزاری هرچه سریعتر انتخابات آزاد خواهد داشت.
(سرّی)
میناچی مدتهاست که احساس کرده کوششهایش در مورد حقوق بشر وی را در معرض خطر قرار داده
و به عنوان یک سپر محافظتی او سرسختانه و قاطعانه در پی آن بوده که تأیید رسمی ایالات متحده را در
مورد فعالیتهایش به دست آورد. او در اوت 1978 از واشنگتن به منظور مذاکره با مقامات حقوق بشر
وزارت امور خارجه دیدار کرد. او با مقامات سفارت ایالات متحده در تهران بی تزویر و ساده بوده و
اطلاعات می داده است. (سرّی)
مهدی پیراسته رهبر جبهه دفاع از قانون اساسی
سند شماره (16)
خیلی محرمانه
تاریخ: 8 دسامبر 78 17 آذر 57
مهدی پیراسته رهبر جبهه دفاع از قانون اساسی (از اوت سال 1978)
آقای پیراسته خطاب می شود
مهدی پیراسته یک فرصت طلب پرزرق و برق است. هنگامی که او جبهه دفاع از قانون اساسی را به
عنوان گروه سیاسی خویش که مدعی پشتیبانی 300 ایرانی است، تأسیس کرد، اعلام داشت که مقصود از
این جبهه «مبارزه برای آرمان اجرای موثر قانون اساسی بر طبق تعالیم اسلام» است. وی در یک مکالمه با
مأموران آمریکایی در اکتبر 1978 گفت که برنامه او شامل اصول سازش با مخالفان مذهبی است، تا این
مخالفان را از سایر عناصر ضدشاه جدا کند و تصور می شود که این مخالفان با خود او متفق خواهند شد و
سایر مواد برنامه او عبارتند از: پیروی از یک مبارزه ضدفساد مؤثرتر و اصلاح روندهای بوروکراتیک
برای اینکه عوام الناس از آن سود ببرند. (خیلی محرمانه)
پیراسته مناسبات خوبی با جامعه تشیع دارد و مدعی است که آزادی چندین نفر از پیروان آیت اللّه
خمینی، رهبر تبعید شده مذهبی مخالف دولت، را از زندان به دست آورده است. پیراسته برای سالها
خواسته است که نخست وزیر شود و به طوری که گفته می شود، تماسهای خوبی با دربار دارد، ولی آخرین
سمت مهم دولتی او، سفیر ایران در عراق در طول سالهای 1964 تا 1967 و سفیر ایران در بلژیک در طی
سالهای 67 تا 71 بوده است که این پستها را خود او تبعید تلقی می کند. او ظاهرا نسبت به ایالات متحده
نظر مساعد دارد، ولی این موضع ممکن است ناشی از این اعتقاد باشد که این کشور دارای نفوذ قابل
ملاحظه ای در امور داخلی ایران است. بعضی از مأموران سفارت آمریکا در تهران سوءظن دارند که او یک
عامل انگلیس است (محرمانه) سوابق حرفه ای.
پیراسته مدعی است که درجه دکترا از دانشگاه تهران دارد، ولی به احتمال قوی او فقط یک لیسانس
حقوق دارد. پس از 14 سال در سیستم دادگاهها و وزارت دادگستری در سال 1946 به سمت دادستان
تهران منصوب شد و به سرعت استعدادی برای رشوه گیری و اختلاس و توطئه چینی سیاسی و انجام
کارهای حمایتی برای اشخاص مطلوب از جمله چند نفر از اشخاصی که با شاهدخت اشرف خواهر
دوقلوی شاه وابستگی داشتند، نشان داد.
در سال 1948 وارد مجلس شد و از طرفداران پروپاقرص شاه در جریان مبارزات او با محمد مصدق
نخست وزیر ایران (سالهای 195153) بود. بعدا او به عنوان استاندار فارس (1959 61) و خوزستان
(196263) خود را یک مدیر مؤثری که دارای شم اتخاذ آرمانهای عمومی بود نشان داد. او در سال
1963 به عنوان وزیر کشور خدمت کرد.
خصوصیات شخصی
پیراسته در حدود 71 ساله است. حیله گر و بی شرف و از لحاظ روشنفکری سطحی و پرحرف و عاشق
شهرت، لاف زن و گاهی ناهنجار است. معذالک او مرد عمل بوده و سابقه ای از کارهای انجام شده دارد.
او به اندازه کافی انگلیسی صحبت می کند ولی زبان فرانسه او صریح تر است.
احمد بنی احمد رهبر حزب اتحاد برای آزادی
سند شماره (17)
خیلی محرمانه
تاریخ: 8 دسامبر 78 17 آذر 57
غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
احمد بنی احمد رهبر حزب اتحاد برای آزادی
آقای بنی احمد خطاب می شود
احمد بنی احمد یک آموزگار کهنه کار و از سال 1975 عضو مجلس است. در 9 نوامبر 1978 در
اعتراض به سیاستهای دولت، از کرسی نمایندگی تبریز استعفا داد. او که در سیاست با انتقادات مستمر خود
دیگران را اذیت می کند، نسبت به دولتهای اخیر نیز انتقاد داشته است. او آمار تلفات منتشره توسط دولت
نخست وزیر وقت، جعفر شریف امامی پس از تظاهرات سپتامبر 1978 را مورد دعوا قرار داده و در ادامه
آن به یک اعتصاب غذا دست زد که تا استعفای دولت طول کشید. در اکتبر او خواستار کنار گذاشتن
طرحهای خرید دو رأکتور اتمی از فرانسه شد. با این ادعا که در تصمیم به خرید، فساد و بی قاعده گیهایی
وجود داشتند. بنی احمد طالب تشکیل کابینه اتحاد ملی به عنوان وسیله اعاده ثبات به کشور است و دولت
نخست وزیر غلامرضا ازهاری را متهم به عجز در پایان دادن ناآرامیهای داخلی نمود. او در سیاست
جاه طلب بوده و ظاهرا با رهبران سیاسی دیگر، بازارها، مراکز سنتی اسلامی قدرت، از کانالهای ارتباطی
برخوردار است. (خیلی محرمانه)
بنی احمد که عضو پیشین حزب رو به فنای رستاخیز ملت ایران، که شاه آن را برای پیشبرد انقلاب شاه
و مردم خود ایجاد کرد، بوده است، در ژوئیه 1978 تشکیل گروه سیاسی خود را اعلام نمود. اما کناره گیری
خود را از حزب رستاخیز تا اوت 1978 زمانی که متقاعد شد می تواند با مصونیت کناره گیری کرده و
حزب خود را ایجاد کند، اعلام ننمود. حزب اتحاد برای آزادی او که تمایلات سوسیالیستی چپ دارد، به
طور وسیعی در دست برگزیدگان است و هواداران کمی داشته و فاقد برنامه است. در ماه اکتبر هنگامی که
بنی احمد در رم در یک «کنگره دانشجویان ایرانی غیرکمونیست» حاضر بود، اعلام کرد که حزبش
تقاضای عضویت در سوسیالیست بین الملل را خواهد کرد. (خیلی محرمانه)
بنی احمد در خانواده ای مشهور و محترم در آذربایجان چشم به دنیا گشود. پس از اخذ دیپلم ادبیات از
کالج معلمان رضاییه، بنی احمد به نوبت، معلم، مدیر و ناظم مدارس مختلف منطقه گردید. در دهه 1950
پس از تکمیل خدمت نظام خود کفیل ریاست اداره آموزش و رئیس اداره اوقاف شد.
(خیلی محرمانه)
بنی احمد حدودا 58 سال دارد و سه کتاب نوشته است. وی به ترکی و انگلیسی تکلم می کند. (بدون
طبقه بندی)
عبدالکریم لاهیجی از رهبران جبهه ملی
سند شماره (18)
خیلی محرمانه
تاریخ: 8 دسامبر 78 7 آذر 57
اداره مرکزی مراجعات
سازمان مرکزی اطلاعات (سیا)
عبدالکریم لاهیجی رهبر جبهه ملی
نحوه خطاب «آقای لاهیجی» است.
وکیل برجسته مخالف، عبدالکریم لاهیجی تاکنون از تعداد زیادی از موارد حقوق بشر دفاع کرده و
یکی از افراد برجسته مخالف رژیم در کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر بوده است. او چندی بعد از دفاع از
11 دانشجو در یک دادگاه مدنی به دلیل کوفتگی و جرح در آوریل 1978 به طور جزئی بستری شد.
محمد درخشش رهبر پیشین حزب اتحاد ملی
سند شماره (19)
سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
اداره مرکزی مراجعات 8 دسامبر 78 17 آذر 57
سازمان مرکزی اطلاعات (سیا)
محمد درخشش رهبر پیشین حزب اتحاد ملی
نحوه خطاب «آقای درخشش» است
محمد درخشش که از سران مخالفین سیاسی است، مدت کوتاهی در سال 1961 به عنوان وزیر
آموزش و پرورش خدمت کرد. در سال 1973 او به عنوان سخنگوی حزب اتحاد ملی که در آن موقع تازه
تشکیل شده بود و خواستار اجرای انقلاب شاه و مردم بود، انتخاب گردید. همچنین درخشش زمانی یکی
از سران کلوپ مهرگان، که اینک از هم پاشیده شده و دوست نزدیک امیر اسداللّه علم متوفی، نخست وزیر
پیشین و دوست نزدیک شاه بود. (سرّی)
کاظم شریعتمداری رهبر مخالفین مذهبی
سند شماره (20)
خیلی محرمانه
تاریخ: 8 دسامبر 1978 17 آذر 57
سازمان مرکزی اطلاعات (سیا)
کاظم شریعتمداری رهبر مخالفین مذهبی
کاظم شریعتمداری یک آیت اللّه (یعنی رهبر سرشناس) است و مدتها جزء چهره های ارشد شیعه بوده
است. در خلال یازده ماه تظاهرات، ناآرامیها و شورشهائی که از ژانویه 1978 شروع شده اند، وی خود را
به عنوان سخنگوی اجتماعی مخالفان مذهبی و بانفوذترین روحانی شیعه در کشور نشان داده است.
بنابراین گزارشها، در سپتامبر وی خود را «تنها» رهبر شیعه اعلام کرد.
در صورتی که وی واقعا چنین عنوانی به خود نسبت داده باشد، بدون شک با آیت اللّه روح اللّه خمینی که
وی نیز چنین ادعایی دارد، برخورد خواهد داشت. (خمینی چهارده سال در تبعید به سر برده و دشمن
آشتی ناپذیر شاه است و خواهان پایان سلطنت می باشد) جماعت مذهبی بیشتر از آنچه ناظران غربی در
نظر داشتند، متفرق است و حسادت میان رهبران رواج دارد. با ظهور فعالیتهای اخیر ضد شاه، این رقابتها
و شکستگیها ممکن است کمتر شده باشد، ولی همچنان باقی مانده اند. (خیلی محرمانه)
شریعتمداری برخلاف بسیاری از روحانیون هم سنخش با مدرنیزاسیون مخالفت نمی ورزد و با
تداخل بعضی عقاید غربی در اسلام موافق است و تأکید دارد که با هرگونه تحولی مخالف نیست. ایراد
اساسی او به دولت پیرامون ماده 27 متمم قانون اساسی 1907 می باشد. این ماده مربوط به مراقبت پنج
رهبر برجسته مذهبی بر قانونگذاری به منظور تطابق با اسلام است و حاوی حق وتوی روحانیت، هم بر
مجلس و هم بر پادشاه است. شاه طی مدرنیزه کردن کشور به سادگی ماده 27 را نادیده گرفته است.
شریعتمداری اصرار دارد که رهبران روحانی باید صاحب حق قانونی خود در قانونگذاری و نظارت بر
اجرای قوانین باشند. (خیلی محرمانه)
در گذشته شریعتمداری بیشتر از خمینی تمایل به توافق با شاه نشان داده است. به هر حال با پیش آمدن
حوادث سه ماه گذشته، این طور به نظر می رسد که وی ناچار به انتخاب مواضع مبارزه جویانه تری شده
باشد. او بین کابینه 6 نوامبر 1978 غلامرضا ازهاری و کابینه های قبل از آن، اختلافی جز در تاکتیک
نمی بیند و اخطار کرد که اگر کابینه ای غیرنظامی جانشین آن نشود، عواقب بدی در پی خواهد داشت. او
حتی ندای خمینی برای ایجاد یک جمهوری اسلامی که در آن روحانیت صاحب قدرت و نفوذ بسیار
خواهد بود را تکرار کرده است. او معتقد است که این گونه حکومت دمکراتیک است، زیرا اکثریت قاطع
ایرانیان مسلمانند. (خیلی محرمانه)
زندگانی و مشی اولیه
کاظم شریعتمداری در حدود 1902 در یک خانواده روحانی به دنیا آمد. وی تحصیلات دینیش را در
شهر خود، تبریز شروع کرد و در شهرهای مقدس قم و مشهد و نجف و کربلا ادامه داد. در اوائل 1960 وی
به عنوان مجتهد شناخته شد و بعد به مقام مرجعیت دست یافت. در نهایت عنوان آیت اللّه را به دست آورد.
پایگاه سیاسی اصلی وی بازار تبریز بود. اما نفوذ او در تبریز و آذربایجان نیز، موج زنان پیش رفت.
تجار بازار کمکهای زیادی هم به شریعتمداری و هم به خمینی داده اند. شریعتمداری پایگاه دیگری را در
قم برپا نمود، جایی که وی در حال حاضر یک مدرسه مذهبی را که جزو معتبرترین مدارس در جهان شیعه
به شمار می رود، اداره می کند. (قم یک شهر شلوغ و تجارتی است که در جنوب غربی تهران قرار دارد و
همچنین مرکز زوار و تعلیم به شمار می رود. در قم جایی برای الکل، قمار، فیلم و زنان ملبس به لباسهای
امروزی وجود ندارد. در طی برخوردی که بین نیروهای پلیس و نیروهای مذهبی در قم روی داد بحران
یک ساله ایران شروع شد). (خیلی محرمانه).
اطلاعات شخصی
شریعتمداری مرد ساکتی است که همواره رداهای سیاه و خاکستری می پوشد و عمامه سیاهی بر سر
دارد که او را از اولاد علی، اولین امام شیعیان نشان می دهد. او عربی تکلم می کند و کارشناس قانون
تجارت شیعه است. آیت اللّه ازدواج کرده است، معلوم نیست آیا فرزندی دارد یا نه. (بدون طبقه بندی)
گزارش سیاسی امنیتی 8 دسامبر 78