بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 295

سند شماره (16)

خیلی محرمانه

تاریخ: 8 دسامبر 78 17 آذر 57

مهدی پیراسته رهبر جبهه دفاع از قانون اساسی (از اوت سال 1978)

آقای پیراسته خطاب می شود

مهدی پیراسته یک فرصت طلب پرزرق و برق است. هنگامی که او جبهه دفاع از قانون اساسی را به

عنوان گروه سیاسی خویش که مدعی پشتیبانی 300 ایرانی است، تأسیس کرد، اعلام داشت که مقصود از

این جبهه «مبارزه برای آرمان اجرای موثر قانون اساسی بر طبق تعالیم اسلام» است. وی در یک مکالمه با

مأموران آمریکایی در اکتبر 1978 گفت که برنامه او شامل اصول سازش با مخالفان مذهبی است، تا این

مخالفان را از سایر عناصر ضدشاه جدا کند و تصور می شود که این مخالفان با خود او متفق خواهند شد و

سایر مواد برنامه او عبارتند از: پیروی از یک مبارزه ضدفساد مؤثرتر و اصلاح روندهای بوروکراتیک

برای اینکه عوام الناس از آن سود ببرند. (خیلی محرمانه)

پیراسته مناسبات خوبی با جامعه تشیع دارد و مدعی است که آزادی چندین نفر از پیروان آیت اللّه

خمینی، رهبر تبعید شده مذهبی مخالف دولت، را از زندان به دست آورده است. پیراسته برای سالها

خواسته است که نخست وزیر شود و به طوری که گفته می شود، تماسهای خوبی با دربار دارد، ولی آخرین

سمت مهم دولتی او، سفیر ایران در عراق در طول سالهای 1964 تا 1967 و سفیر ایران در بلژیک در طی

سالهای 67 تا 71 بوده است که این پستها را خود او تبعید تلقی می کند. او ظاهرا نسبت به ایالات متحده

نظر مساعد دارد، ولی این موضع ممکن است ناشی از این اعتقاد باشد که این کشور دارای نفوذ قابل

ملاحظه ای در امور داخلی ایران است. بعضی از مأموران سفارت آمریکا در تهران سوءظن دارند که او یک

عامل انگلیس است (محرمانه) سوابق حرفه ای.

پیراسته مدعی است که درجه دکترا از دانشگاه تهران دارد، ولی به احتمال قوی او فقط یک لیسانس

حقوق دارد. پس از 14 سال در سیستم دادگاهها و وزارت دادگستری در سال 1946 به سمت دادستان

تهران منصوب شد و به سرعت استعدادی برای رشوه گیری و اختلاس و توطئه چینی سیاسی و انجام

کارهای حمایتی برای اشخاص مطلوب از جمله چند نفر از اشخاصی که با شاهدخت اشرف خواهر

دوقلوی شاه وابستگی داشتند، نشان داد.

در سال 1948 وارد مجلس شد و از طرفداران پروپاقرص شاه در جریان مبارزات او با محمد مصدق

نخست وزیر ایران (سالهای 195153) بود. بعدا او به عنوان استاندار فارس (1959 61) و خوزستان

(196263) خود را یک مدیر مؤثری که دارای شم اتخاذ آرمانهای عمومی بود نشان داد. او در سال

1963 به عنوان وزیر کشور خدمت کرد.

خصوصیات شخصی

پیراسته در حدود 71 ساله است. حیله گر و بی شرف و از لحاظ روشنفکری سطحی و پرحرف و عاشق

شهرت، لاف زن و گاهی ناهنجار است. معذالک او مرد عمل بوده و سابقه ای از کارهای انجام شده دارد.

او به اندازه کافی انگلیسی صحبت می کند ولی زبان فرانسه او صریح تر است.

احمد بنی احمد رهبر حزب اتحاد برای آزادی


صفحه 296

سند شماره (17)

خیلی محرمانه

تاریخ: 8 دسامبر 78 17 آذر 57

غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

احمد بنی احمد رهبر حزب اتحاد برای آزادی

آقای بنی احمد خطاب می شود

احمد بنی احمد یک آموزگار کهنه کار و از سال 1975 عضو مجلس است. در 9 نوامبر 1978 در

اعتراض به سیاستهای دولت، از کرسی نمایندگی تبریز استعفا داد. او که در سیاست با انتقادات مستمر خود

دیگران را اذیت می کند، نسبت به دولتهای اخیر نیز انتقاد داشته است. او آمار تلفات منتشره توسط دولت

نخست وزیر وقت، جعفر شریف امامی پس از تظاهرات سپتامبر 1978 را مورد دعوا قرار داده و در ادامه

آن به یک اعتصاب غذا دست زد که تا استعفای دولت طول کشید. در اکتبر او خواستار کنار گذاشتن

طرحهای خرید دو رأکتور اتمی از فرانسه شد. با این ادعا که در تصمیم به خرید، فساد و بی قاعده گیهایی

وجود داشتند. بنی احمد طالب تشکیل کابینه اتحاد ملی به عنوان وسیله اعاده ثبات به کشور است و دولت

نخست وزیر غلامرضا ازهاری را متهم به عجز در پایان دادن ناآرامیهای داخلی نمود. او در سیاست

جاه طلب بوده و ظاهرا با رهبران سیاسی دیگر، بازارها، مراکز سنتی اسلامی قدرت، از کانالهای ارتباطی

برخوردار است. (خیلی محرمانه)

بنی احمد که عضو پیشین حزب رو به فنای رستاخیز ملت ایران، که شاه آن را برای پیشبرد انقلاب شاه

و مردم خود ایجاد کرد، بوده است، در ژوئیه 1978 تشکیل گروه سیاسی خود را اعلام نمود. اما کناره گیری

خود را از حزب رستاخیز تا اوت 1978 زمانی که متقاعد شد می تواند با مصونیت کناره گیری کرده و

حزب خود را ایجاد کند، اعلام ننمود. حزب اتحاد برای آزادی او که تمایلات سوسیالیستی چپ دارد، به

طور وسیعی در دست برگزیدگان است و هواداران کمی داشته و فاقد برنامه است. در ماه اکتبر هنگامی که

بنی احمد در رم در یک «کنگره دانشجویان ایرانی غیرکمونیست» حاضر بود، اعلام کرد که حزبش

تقاضای عضویت در سوسیالیست بین الملل را خواهد کرد. (خیلی محرمانه)

بنی احمد در خانواده ای مشهور و محترم در آذربایجان چشم به دنیا گشود. پس از اخذ دیپلم ادبیات از

کالج معلمان رضاییه، بنی احمد به نوبت، معلم، مدیر و ناظم مدارس مختلف منطقه گردید. در دهه 1950

پس از تکمیل خدمت نظام خود کفیل ریاست اداره آموزش و رئیس اداره اوقاف شد.

(خیلی محرمانه)

بنی احمد حدودا 58 سال دارد و سه کتاب نوشته است. وی به ترکی و انگلیسی تکلم می کند. (بدون

طبقه بندی)

عبدالکریم لاهیجی از رهبران جبهه ملی


صفحه 297

سند شماره (18)

خیلی محرمانه

تاریخ: 8 دسامبر 78 7 آذر 57

اداره مرکزی مراجعات

سازمان مرکزی اطلاعات (سیا)

عبدالکریم لاهیجی رهبر جبهه ملی

نحوه خطاب «آقای لاهیجی» است.

وکیل برجسته مخالف، عبدالکریم لاهیجی تاکنون از تعداد زیادی از موارد حقوق بشر دفاع کرده و

یکی از افراد برجسته مخالف رژیم در کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر بوده است. او چندی بعد از دفاع از

11 دانشجو در یک دادگاه مدنی به دلیل کوفتگی و جرح در آوریل 1978 به طور جزئی بستری شد.

محمد درخشش رهبر پیشین حزب اتحاد ملی

سند شماره (19)

سرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان

اداره مرکزی مراجعات 8 دسامبر 78 17 آذر 57

سازمان مرکزی اطلاعات (سیا)

محمد درخشش رهبر پیشین حزب اتحاد ملی

نحوه خطاب «آقای درخشش» است

محمد درخشش که از سران مخالفین سیاسی است، مدت کوتاهی در سال 1961 به عنوان وزیر

آموزش و پرورش خدمت کرد. در سال 1973 او به عنوان سخنگوی حزب اتحاد ملی که در آن موقع تازه

تشکیل شده بود و خواستار اجرای انقلاب شاه و مردم بود، انتخاب گردید. همچنین درخشش زمانی یکی

از سران کلوپ مهرگان، که اینک از هم پاشیده شده و دوست نزدیک امیر اسداللّه علم متوفی، نخست وزیر

پیشین و دوست نزدیک شاه بود. (سرّی)

کاظم شریعتمداری رهبر مخالفین مذهبی

سند شماره (20)

خیلی محرمانه

تاریخ: 8 دسامبر 1978 17 آذر 57

سازمان مرکزی اطلاعات (سیا)

کاظم شریعتمداری رهبر مخالفین مذهبی

کاظم شریعتمداری یک آیت اللّه (یعنی رهبر سرشناس) است و مدتها جزء چهره های ارشد شیعه بوده

است. در خلال یازده ماه تظاهرات، ناآرامیها و شورشهائی که از ژانویه 1978 شروع شده اند، وی خود را

به عنوان سخنگوی اجتماعی مخالفان مذهبی و بانفوذترین روحانی شیعه در کشور نشان داده است.

بنابراین گزارشها، در سپتامبر وی خود را «تنها» رهبر شیعه اعلام کرد.

در صورتی که وی واقعا چنین عنوانی به خود نسبت داده باشد، بدون شک با آیت اللّه روح اللّه خمینی که

وی نیز چنین ادعایی دارد، برخورد خواهد داشت. (خمینی چهارده سال در تبعید به سر برده و دشمن


صفحه 298

آشتی ناپذیر شاه است و خواهان پایان سلطنت می باشد) جماعت مذهبی بیشتر از آنچه ناظران غربی در

نظر داشتند، متفرق است و حسادت میان رهبران رواج دارد. با ظهور فعالیتهای اخیر ضد شاه، این رقابتها

و شکستگیها ممکن است کمتر شده باشد، ولی همچنان باقی مانده اند. (خیلی محرمانه)

شریعتمداری برخلاف بسیاری از روحانیون هم سنخش با مدرنیزاسیون مخالفت نمی ورزد و با

تداخل بعضی عقاید غربی در اسلام موافق است و تأکید دارد که با هرگونه تحولی مخالف نیست. ایراد

اساسی او به دولت پیرامون ماده 27 متمم قانون اساسی 1907 می باشد. این ماده مربوط به مراقبت پنج

رهبر برجسته مذهبی بر قانونگذاری به منظور تطابق با اسلام است و حاوی حق وتوی روحانیت، هم بر

مجلس و هم بر پادشاه است. شاه طی مدرنیزه کردن کشور به سادگی ماده 27 را نادیده گرفته است.

شریعتمداری اصرار دارد که رهبران روحانی باید صاحب حق قانونی خود در قانونگذاری و نظارت بر

اجرای قوانین باشند. (خیلی محرمانه)

در گذشته شریعتمداری بیشتر از خمینی تمایل به توافق با شاه نشان داده است. به هر حال با پیش آمدن

حوادث سه ماه گذشته، این طور به نظر می رسد که وی ناچار به انتخاب مواضع مبارزه جویانه تری شده

باشد. او بین کابینه 6 نوامبر 1978 غلامرضا ازهاری و کابینه های قبل از آن، اختلافی جز در تاکتیک

نمی بیند و اخطار کرد که اگر کابینه ای غیرنظامی جانشین آن نشود، عواقب بدی در پی خواهد داشت. او

حتی ندای خمینی برای ایجاد یک جمهوری اسلامی که در آن روحانیت صاحب قدرت و نفوذ بسیار

خواهد بود را تکرار کرده است. او معتقد است که این گونه حکومت دمکراتیک است، زیرا اکثریت قاطع

ایرانیان مسلمانند. (خیلی محرمانه)

زندگانی و مشی اولیه

کاظم شریعتمداری در حدود 1902 در یک خانواده روحانی به دنیا آمد. وی تحصیلات دینیش را در

شهر خود، تبریز شروع کرد و در شهرهای مقدس قم و مشهد و نجف و کربلا ادامه داد. در اوائل 1960 وی

به عنوان مجتهد شناخته شد و بعد به مقام مرجعیت دست یافت. در نهایت عنوان آیت اللّه را به دست آورد.

پایگاه سیاسی اصلی وی بازار تبریز بود. اما نفوذ او در تبریز و آذربایجان نیز، موج زنان پیش رفت.

تجار بازار کمکهای زیادی هم به شریعتمداری و هم به خمینی داده اند. شریعتمداری پایگاه دیگری را در

قم برپا نمود، جایی که وی در حال حاضر یک مدرسه مذهبی را که جزو معتبرترین مدارس در جهان شیعه

به شمار می رود، اداره می کند. (قم یک شهر شلوغ و تجارتی است که در جنوب غربی تهران قرار دارد و

همچنین مرکز زوار و تعلیم به شمار می رود. در قم جایی برای الکل، قمار، فیلم و زنان ملبس به لباسهای

امروزی وجود ندارد. در طی برخوردی که بین نیروهای پلیس و نیروهای مذهبی در قم روی داد بحران

یک ساله ایران شروع شد). (خیلی محرمانه).

اطلاعات شخصی

شریعتمداری مرد ساکتی است که همواره رداهای سیاه و خاکستری می پوشد و عمامه سیاهی بر سر

دارد که او را از اولاد علی، اولین امام شیعیان نشان می دهد. او عربی تکلم می کند و کارشناس قانون

تجارت شیعه است. آیت اللّه ازدواج کرده است، معلوم نیست آیا فرزندی دارد یا نه. (بدون طبقه بندی)

گزارش سیاسی امنیتی 8 دسامبر 78


صفحه 299

سند شماره (21)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 8 دسامبر 1978 17 آذر 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: گزارش سیاسی / امنیتی 8 دسامبر 78

1 آشوبهای تهران در شب گذشته نسبتا آرام ادامه یافت. تظاهراتی همراه با تیراندازی پس از ساعت

منع عبور و مرور از میدان ژاله گزارش شد، ولی تیراندازی با سر و صدای خیلی کمی از شمال تهران گزارش

شد. خرابکاران بمب آتش زایی به داخل خانه معاون وابسته نیروی هوایی انداختند، ولی مشتعل نشد. بمب

آتش زایی نیز به اقامتگاه انگلیسیها پرتاب شد ولی خسارتی به بار نیاورد.

کنسولگری شیراز برای دو شب گذشته سر و صدا و تیراندازی زیادی را پس از ساعت منع رفت و آمد

گزارش می کند.

نیروهای امنیتی محلی می گویند این سر و صداها نهایتا روی نوار ضبط شده بود؛ ولی این موضوع

غیرمحتمل است، چون که برق در بیشتر این مدت خاموش بوده است.

برخی سر و صداها حقیقی بوده اند. سربازان ظاهرا در تعقیب تظاهرکنندگان شروع به داخل شدن به

خانه ها نموده اند. خاموشیهای برق به طور غیرعادی طولانی شده اند. خاموشی شب گذشته از ساعت 21

شروع شد و تا 30/1 ادامه یافت و دوباره از 30/3 شروع شد و در بعضی نقاط شهر تا نیمروز ادامه پیدا

کرد.

کنسولگری اصفهان تظاهرات آرامی را در روز گذشته گزارش می کند. شب گذشته بمبی در کنار

آپارتمان یک شهروند آمریکایی منفجر شد. تیراندازی شدیدی از ساعت 5 تا 6 شب 7 دسامبر مشهود

بود، ولی شب گذشته تکرار نشد. تعداد معدودی مغازه و حتی یک بانک در روز گذشته باز بودند.

بیشتر مغازه ها همچنان بسته بودند. البته برق نیز دوباره خاموش بود، همچنان که در تهران نیز به این

صورت بود. کنسولگری تبریز امروز صبح تیراندازی نسبتا شدیدی را از بازار و حدود پارک گلستان

گزارش می کند.

2 امروز کلاً آرام می باشد. هیچ آشوبی از تهران گزارش نشده اعلان سفارت که وابسته ها می توانند با

هزینه دولت به ایالات متحده بروند، ناگزیرا ایجاد تحریک نمود. ما تأکید می کنیم که این یک تخلیه نیست،

ولی شهروندان نگران آمریکایی تا حدودی مصمم هستند آنچه را که می خواهند بشنوند.

پرواز ویژه پان آمریکن برای شهروندان آمریکایی که کارمند دولت نیستند و مایل هستند با هزینه

خودشان ایران را ترک کنند، نیمه شب امشب حرکت خواهد کرد.

3 حرکتهای سیاسی زیادی در جهت مصالحه بدون خشونت در دو روز قبل از یکشنبه که به عنوان

روز بزرگ برخورد اعلام شده است، وجود دارد. این تلاشها مؤثر هستند، ولی ما نسبت به اینکه آیا آنها

می توانند در این زمان دیر وضعیت را عادی نمایند، مشکوک هستیم.

دکتر ناصر میناچی از کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر به سفارت گفت که رهبریت مذهبی و دولت

ایران روی یک تظاهرات آرام توافق کرده اند (که مقامات حکومت نظامی اجازه تظاهرات وسیع را بدهند و

رهبران مذهبی آن را آرام و مذهبی برگزار کنند و عناصر تندرویی را که تلاش می کنند در آن شرکت نمایند،


صفحه 300

نپذیرند).

موافقت از طریق کمکهای علی امینی حاصل شد. راهپیمایان در 8 نقطه اجتماع خواهند کرد، پل

سیدخندان در جاده قدیم شمیران، میدان شهناز، تقاطع شاهرضا و جاده قدیم شمیران (این گروه طالقانی

خواهد بود) میدان ارک کمی بالاتر از بازار (این گروه سازمان حقوق بشر خواهد بود)، میدان گمرک، میدان

شاه در شرق بازار، میدان کندی در غرب تهران و میدان ونک. تمام گروهها به طرف تقاطع جاده قدیم

شمیران با شاهرضا برای راهپیمایی در شاهرضا به طرف میدان شهیاد رهسپار خواهند شد.

راهپیمایی قرار است از ساعت 9 تا 15 به طول انجامد. (نظریه: قابل توجه است که رهبریت مذهبی

منجمله بعضی از افراد خمینی، اگر نه خود خمینی، می گوید که با رژیم توافق پیدا کرده است، ما نسبت به

توانایی شریعتمداری یا دیگر میانه روهای مذهبی برای کنترل تندروها مشکوک هستیم. تبدیل راهپیمایی

به یک برخورد خونین نبایستی برای محرکین مشکل باشد).

4 یک منبع مطبوعاتی ایرانی که به طور کامل قابل اطمینان دانسته نمی شود به مأمور سفارت گفت که

وی دیروز با ازهاری نخست وزیر ملاقات کرد و وی گفت (ازهاری) که 50 شخصیت مهم روز گذشته

نامه ای به قم بردند که در آن از آیت اللّه ها تقاضا شد، تا گروههای مردم را آرام کنند. منبع گفت امکان دارد

شریعتمداری، گلپایگانی و نجفی در این رابطه اعلامیه ای منتشر کنند و مردم را به برگزاری آرام و مذهبی

محرم ترغیب نمایند و به آنها در مورد طرحهای خرابکاران هشدار دهند. گزارشات دیگری که ما داریم

(تلکس جداگانه) بر تردیدی قابل توجه در رأی شریعتمداری در این مورد که دقیقا چه اقداماتی باید

صورت گیرد، اشاره دارد.

5 توسلی (حفاظت شود) نماینده نهضت آزادی نیز نشانه هایی از توافق را امروز به مأمور سفارت

گزارش کرد. برای مثال متذکر شد که سربازان از اطراف مسجد هدایت جایی که جلسات جبهه ملی برگزار

می شده است، و دیگر مساجد تخلیه شده اند. او تأیید نمود که واحدهای زیرزمینی خودشان را مسلح

می نمایند، ولی تردید داشت که آنان دست به اقدامی بزنند.

جبهه ملی معتقد است ژنرال خسروداد یکی از اعضای گروه دوازده نفره است که بر علیه آن (جبهه

ملی) توطئه می نمایند و به طوری که گفته می شود به ترتیب دادن آتش سوزی 5 نوامبر کمک نموده است.

در رابطه با سؤال مهمتر مصالحه سیاسی، توسلی اظهار داشت نهضت آزادی هنوز بر کنار گذاشتن شاه به

عنوان شرط قبلی اصرار می ورزد.

وی همچنین برای یک راهپیمایی صلح آمیز در روز یکشنبه اظهار امیدواری نمود و از دولت ایالات

متحده خواست که از طریق کنترلش بر ارتش سربازان را از گشودن آتش منع کند. مأمور سفارت اتهام

«کنترل» را به تندی رد کرد و گفت دولت ایالات متحده برای صلح هرگونه نفوذی را که دارد به کار می گیرد.

6 آیت اللّه شیخ نوری از تهران به مأمور دیگری از سفارت گفت که جامعه مذهبی شاه را مطابق با قانون

اساسی می پذیرد. او در رابطه با یکشنبه گفت جامعه مذهبی خواهان یک راهپیمایی صلح آمیز است و

امیدوار است که دولت ایران نیز چنین احساسی داشته باشد.

یک توافق جامع امکان پذیر است، ولی چون که مخالفین به شاه اعتماد ندارند دولت ایالات متحده

بایستی برقراری آن را تأیید نماید.

منبع دیگری به ما گفت، آیت اللّه قمی از مشهد آماده پذیرش نقش مطابق قانون اساسی برای شاه در


صفحه 301

محدوده یک راه حل توافق شده می باشد.

7 نظریه: به نظر می رسد که اینها تماما اشاره بر این دارند که مخالفین مذهبی از یک آزمایش خونین

قدرت می گریزند. در هر حال مشکلات همچنان به قوت خود باقی می مانند، یک راهپیمایی صلح آمیز

حتی تحت بهترین سناریو، به طور غیرقابل اجتنابی شامل شعارها و پلاکاردهایی به طرفداری از خمینی و

بر علیه شاه خواهد بود. علاوه بر این هیچ خبری از پاریس نرسیده است که خود خمینی خواهان یک

یکشنبه آرام می باشد، و دولت ایران موضع عمومی خودش را که راهپیمایی مجاز نخواهد بود، تغییر نداده

است.

حتی با اینکه سربازان زبان خشن دستورات حکومت نظامی را اجرا ننموده اند، ولی آنها تاکنون به طور

مداوم اجتماعات را در تهران پراکنده نموده اند و معمولاً به بالای سرشان تیراندازی نموده، ولی به طور

گهگاهی به طرفشان تیراندازی کرده اند.

تیزبینی ایرانی آشکارا در حال عمل است. ولی روشن نیست، آیا برای دولت موفقیت آمیز خواهد بود.

گفتگو با آیت اللّه نوری

سند شماره (22)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 8 دسامبر 1978 برابر با 17 آذر 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: گفتگو با آیت اللّه نوری

خلاصه: مأمور سفارت عصر روز 7 دسامبر برای سه ساعت در خانه بازاری مشهور، حاجی کاشانی با

آیت اللّه یحیی علامه نوری ملاقات کرد. آیت اللّه نظریه ای میانه در مورد راه حل احتمالی برای آشوب

سیاسی فعلی ایران ابراز نمود، از جمله ابراز تمایل به باقی ماندن شاه به عنوان پادشاه مطابق قانون اساسی

(ولی نه به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح) مشروط بر اینکه ایالات متحده مایل به ایفای نقش ضامن

برای چنان توافقی باشد.

نوری بدون اظهار اطلاعاتی خاص در مورد تظاهراتی که برای عاشورا برنامه ریزی شده، متذکر شد که

توافقی کلی بین رهبران اسلامی و دیگر رهبران مخالف وجود داشته، که تظاهرات بایستی مسالمت آمیز

باشند. او بعضی از حامیان خود را ترغیب نمود، به جای پیوستن به تظاهرات در خانه بمانند و پیشنهاد

نمود که ایالات متحده از نفوذش برای کنترل رفتار سربازان ایرانی استفاده کند.

این ایده که ملاقاتهای بیشتری بایستی بین او و مأمور سفارت و نیز با دیگر آیت اللّه های ایرانی صورت

پذیرد مورد قبول نوری قرار گرفت. (پایان خلاصه).

1 مأمور سفارت گفتگو را با بیان موضع ایالات متحده در حمایت از شاه و تمایل ابراز شده شاه برای

قبول نقشی مطابق قانون اساسی که شامل حفظ مقام وی به عنوان فرمانده نیروهای مسلح می باشد، شروع

کرد. مأمور سفارت اظهار داشت که چنان ترتیبی از حمایت رهبران نظامی ایران نیز برخوردار می باشد.

پس از بحثی طولانی در مورد وضعیت کشمکشی که به طور سنتی بین رژیم سلطنتی و رهبران اسلامی

در ایران وجود داشته است، نوری اظهار داشت که بالاترین رجحان برای مردم ایران این خواهد بود که شاه

کشور را ترک کند و یک جمهوری اسلامی جای رژیم سلطنتی را بگیرد. در هر صورت اگر قدرتهای بزرگ


صفحه 302

و دیگران اصرار دارند که شاه به عنوان یک شخصیت مطابق قانون اساسی باقی بماند که سلطنت کندو نه

حکومت، رهبریت اسلامی این را قبول خواهد کرد. بایستی بازگشتی به قانون اساسی 1906 وجود داشته

باشد نه نسخه فعلی که از طریق اصلاحات به نفع سلسله پهلوی به فساد کشانیده شده است.

این بازگشت باعث جلوگیری از نقش شاه به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح می شود، چونکه این

اصلاحیه پس از برقراری کنترل پهلوی اضافه شد. علاوه بر این مردم به شاه اعتماد ندارند که وی تعهدات

خودش را در مورد هرگونه توافق مطابق با قانون اساسی رعایت کند، اما انتظار دارند که وی از هرگونه

فرصتی که برای تجدید استقرار قدرهای دیکتاتوریش پیش می آید، استفاده نماید.

نوری پیشنهاد کرد که ایالات متحده به عنوان قدرت خارجی که بیشترین نفوذ را بر شاه دارد به عنوان

ضامن حسن نیت شاه در هرگونه قرار و ترتیب مطابق با قانون اساسی عمل نماید.

2 دولت نظامی بایستی قبل از استقرار یک دولت مطابق با قانون اساسی از طریق رفراندوم یا

انتخابات منحل شود. نوری گفت که رهبریت اسلامی با همکاری یکدیگر می توانند اعلامیه ای منتشر کنند

که به وسیله اکثریت سربازان و افسران رتبه پایین اطاعت خواهد شد و درنتیجه ایالات متحده به ارتش

اجازه نخواهد داد که شکل استقرار صلح را در ایران تحمیل نماید. به دنبال انحلال دولت نظامی یک دولت

انتقالی بایستی به طریقی به وجود آید که بحران را پایین آورده و یک جو عمومی اطمینان در میان مردم به

وجود آورد. (چندین مرتبه در خلال مذاکره، نوری این نکته را متذکر شد که در حالی که روحانیت ایران به

اشکال زیادی رهبر انقلاب ایران است، ولی آنها نیز توسط مردم هدایت می شوند و چنانچه روحانیت به

طور ناگهانی نشان دهد که خیلی میانه رو است و یا برخلاف آن خارج از کنترل است، به سرعت توسط

مردم کنار گذاشته می شود.)

نوری معتقد بود ماهیت هرگونه دولت انتقالی بایستی یک شورای اسلامی 100 تا 150 نفره باشد که به

وسیله رهبریت اسلامی به مردم معرفی خواهند شد. شورا متشکل از نمایندگان جبهه ملی، جامعه

دانشگاهی، رهبران اسلامی و دیگر عناصر مهم جامعه ایران خواهد بود.

اعضای شورا به وسیله مردم انتخاب خواهند شد (روش تشریح نشد) و در حالی که وظایف آن تا

حدودی روشن نبود، محتمل به نظر می آید که مقصود نوری این باشد که شورا پیکر اصلی تصمیم گیری

ایران بوده باشد.

3 نوری گفت که ایرانیان در یک سیستم مطابق قانون اساسی خواهان حفظ روابط خوب با ایالات

متحده و غرب هستند و در عین حال خواهان حفظ فاصله ایشان از اتحاد شوروی می باشند.

وی امیدوار بود که ارتباط سودمند دوجانبه ای بین قیمت نفت و قیمت کالاهای وارداتی از غرب

توسط ایران به وجود آید، ولی وی این موضوع را تشریح نکرد.

نوری در پاسخ به یک سؤال گفت که جامعه اسلامی از حضور برخی مشاوران دست چپی در اطراف

خمینی نگران نیست. شاید 97 درصد تمام ایرانیان مسلمان هستند و از تعداد معدودی که ادعای

کمونیست بودن می کنند، که مطمئنا از 5 درصد بیشتر نیستند، درجه وفاداریشان به حد یک سیستم

اقتصادی سوسیالیستی است تا بنیان فلسفی کمونیسم. اسلام ریشه عمیقی در روان ایرانی دارد و به نفع

کمونیسم از بین نخواهد رفت. ترس و نگرانی از اینکه عزیمت شاه منجر به دولتی کمونیست در ایران

خواهد شد بی اساس است و توسط رژیم شاه در تلاش برای بالا بردن حمایت غرب از بقای رژیم سلطنتی