شکست بخوریم، این شکست برای تمام اسلام خواهد بود و دیگر دولتهای ملل مسلمان امکان دارد که
تشجیع شده و بر علیه اعتقاد عمل کنند.
(نظریه: آشکار نیست که آیت اللّه تا چه درجه ای در برنامه ریزی تظاهرات عاشورا سهیم است. به هر
صورت در این وقت کم موعظه های وی برای طرفدارانش که در 10 دسامبر در خانه ها باقی بمانند به نظر
می رسد که زیاد به کار نیایند.)
7 سرانجام نوری اظهار نگرانی کرد که درگیری در عاشورا ممکن است از دولت شروع شده و
خشونت مفرط می تواند هرگونه تغییری برای یک توافق مطابق با قانون اساسی را به خطر اندازد. وی
پیشنهاد کرد که ایالات متحده از نفوذش بر نیروهای مسلح و شاه جهت جلوگیری از تیراندازی به
تظاهرکنندگان استفاده نماید. مأمور سفارت هیچ گونه نظریه ای در مورد این تقاضا ابراز نکرد.
8 مأمور سفارت نامه ای که به طوری که مشهور است از آیت اللّه خویی می باشد و مردم را تشویق
می کند که با اعتدال در مبارزه شان علیه رژیم رفتار کنند را به نوری نشان داد و پرسید آیا این نامه جریان
تظاهرات را تحت تأثیر قرار نمی دهد؟ نوری اظهار داشت که نامه تکثیر مجدد از یک نسخه اصلی مربوط
به دو سال پیش توسط پیروان خویی است. او سپس اشاره کرد که دیدار اخیر ملکه با خویی توسط دولت
عراق و بدون آگاهی قبلی به خویی، ترتیب داده شده بود.
آیت اللّه مجبور شد این گونه به شکایت ایرانیان پاسخ دهد که وی وقتی فرح را در آستانه در دید از بستر
بیماری برخاست و اگر که از پیش می دانست که فرح می آمد با دیدار او موافقت نمی کرد. (نظریه: با اینکه
بقیه این داستان با اطلاعات سفارت از دیگر منابع مطابقت دارد، ولی این اولین ادعا است که نامه خویی
انتشار مجدد نسخه قدیمی توسط دیگران می باشد.)
9 با به خاطر داشتن مرجع ب، مأمور سفارت پرسید آیا نوری می تواند مقادیری از کتابها و مواد
درسی که در مدارس دینی مختلف در ایران تدریس می شود فراهم آورد. نوری به منظور افزایش درک از
اسلام با انجام آن موافقت کرد. نوری که حدود 40 سال دارد و کمی چاق است فارغ التحصیل مدارس
مذهبی قم، مشهد و نجف می باشد.
در عین حال او دو درجه لیسانس و یک دکترا در حقوق اسلامی از دانشگاه تهران دارا می باشد. او
اشاره کرد پیش از اینکه به عنوان یک آیت اللّه شناخته شود حدود 25 سال تحصیل مورد نیاز بوده است،
علاوه بر تعلیم، شهرت به عمل صالح نیز شرط قبلی می باشد. در مورد نوری، وی یک بیمارستان، 5
کلینیک و چندین مدرسه کوچک مذهبی در محل تولد خود وقف کرده است.
نوری به هیچ وجه کلیشه یک ملای گمنام که مأمور سفارت انتظار داشت باشد، نیست. وی فردی
مطلع و میانه رو بود و به وضوح با دیگر عناصر مخالف در هماهنگی بود. وی به خاطر فعالیتهای سیاسی
زندانی شد که احتمالاً مقام او را در میان سلسله مراتب اسلامی بالاتر برد. او در برخورد خونین در 8
سپتامبر در میدان ژاله آیت اللّه رهبر (اصلی) بود، به طوری که گزارش شده ولی تلاش نمود تا جمعیت را از
مقابل ارتش پراکنده کند، ولی مورد توجه واقع نشد. هنوز امکان پذیر نیست که اهمیت او را نسبت به دیگر
آیت اللّه های درجه دوم از قبیل طالقانی ارزیابی نمود. او تلاش دارد که فضایی متواضعانه به وجود آورد و
در رفتارش نسبت به پیروانش مغرور نیست. در هر صورت مأمور سفارت مظنون است که بیشتر تواضع او
ریاکاری است که به واسطه موقعیت او لزوم پیدا می کند. نوری آشکارا نسبت به دانش خود و این حقیقت
که وی 17 کتاب و جزوه منتشر نموده که برخی از آنان به زبانهای اروپایی و شرقی ترجمه شده مغرور
می باشد. وی به خاطر نظرات ضداسرائیلی شدید مشهور می باشد (همین طور پیروانش) و این نظرات
توسط جزوه وی در مورد جنایات اسرائیل در لبنان نشان داده شده است (این جزوه به خاطر عکس خوبی
که از نوری داشت برای INR/OIL/B ارسال شد). تنها اشاره به اسرائیل که در این رابطه مطرح شد، نظریه
وی در این مورد بود که رژیم فاقد نمایندگی مردم ایران تصمیم گرفت که بدون مشورت با مردم در جنگ
ظفار دخالت کند، و به اسرائیل نفت بفروشد.
10 در پایان گفتگو نوری موافقت کرد که به مأمور سفارت در ملاقات با دیگر آیت اللّه ها کمک کند.
نوری اشاره کرد که وی همچنین مایل است زمانی که دقت کافی برای تفکر در مورد نتایج این گفتگو
داشت، دوباره و احتمالاً برای شش یا هفت ساعت با مأمور سفارت ملاقات کند.
نقشه اقبال برای نجات ایران
سند شماره (23)
طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 9 دسامبر 78 18 آذر 57
از: وزارت امور خارجه واشنگتن
به: سفارت آمریکا تهران
موضوع: نقشه اقبال برای نجات ایران
1 تمام متن خیلی محرمانه
خلاصه: اقبال در نظر دارد که یک روزنامه سیاسی را شروع نماید که در ابتدا و با توافق شاه و دولت،
برای برقراری اعتبار روزنامه دولت و رژیم را مورد حمله قرار می دهد و سپس شروع به نابودی خمینی به
عنوان یک رهبر مخالف با نفوذ می نماید. اقبال حس می کند که شاه می تواند نقشی سودمند هم در بعد
زمانی (برنامه زمانبندی) سریع و هم احتمالاً در سال آینده، به وسیله اعمال نفوذ بر ارتش و به عنوان
شخصیت با اختیار ضروری و همان طوری که مؤسسات سیاسی دیگر توسعه پیدا می نمایند، بازی کند.
اقبال کاملاً آماده است که اگر به حل بحران جاری کمک می کند، شاه را به دور بیندازد. او متقاعد است که
اگر ارتش به مدت 6 ماه در قدرت باقی بماند، از رها کردن آن امتناع خواهد ورزید.
اقبال احساس می کند که لازم است ژنرال جم در یک زمانی بازگردد و امور ارتش را دوباره به دست
گیرد. او وزیر دادگستری فعلی نجفی را یک کاندیدای عالی و تمیز برای نخست وزیری آینده می بیند،
مشروط بر اینکه نجفی از دولت فعلی قبل از اینکه آلوده شود استعفا دهد.
2 خسرو اقبال، برادر نخست وزیر پیشین و رئیس شرکت ملی نفت، در 4 و 6 دسامبر با بخش خاور
نزدیک / ایران ملاقات کرد. او گفت که قصد دارد هرچه که می تواند برای نجات کشور انجام دهد (ولی
چنین بیانی را در مورد شاه اظهار نکرد). طرح او براساس شروع مجدد یک روزنامه سیاسی است که او در
زمان جنگ جهانی دوم آن را داشت. او این کار را فقط با موافقت دولت و شاه خواهد کرد و ادعا می کند که
امام جمعه تهران را به عنوان فرستاده خود برای این منظور در نظر گرفته است. برای چند هفته اول او درنظر
خواهد داشت که به طور کلی به دولت و رژیم حمله کند و همچنین به شاه، ولی با ملایمت بیشتر. هنگامی
که اعتبار و شهرت روزنامه برقرار شد، او سپس به طرف مقصود واقعی خود که تلاش برای محدود ساختن
خمینی به عنوان یک رهبر مخالف با نفوذ است پیش خواهد رفت.
اقبال گفت هنگامی که نفوذ خمینی کاهش پیدا کرد، دیگر ملاها را می توان با تطمیع کنترل کرد.او
تعریف کرد که چگونه برادرش وقتی که نخست وزیر و رئیس شرکت ملی نفت بود، همیشه مبالغ قابل
توجهی پول روی ملاها خرج می کرد. از نظر اقبال قطع چنین پرداختهایی خطرناکترین اشتباهی بود که
آموزگار در زمان نخست وزیریش مرتکب شد. اقبال متقاعد است که تمام این کار می تواند در عرض دو
ماه انجام شود.
3 پس از اینکه او موفق به کاهش نفوذ خمینی شد، اقبال بازگشت ژنرال جم به پست سابقش به عنوان
فرمانده کل نیروهای مسلح را می بیند. او احساس می کند که این موضوع مطلقا ضروری می باشد، چون که
به نظر او جم تنها کسی است که از احترام نه فقط نظامیان بلکه شاه و همچنین غیرنظامیان برخوردار
می باشد. او حتی می تواند جم را در نقش دوجانبه ای که اکنون به وسیله ازهاری ایفا می شود ببیند. اقبال
گفت که او با ژنرال جم در لندن صحبت کرده بود. جم به او گفته بود که نمی خواهد کاری بکند که شاه را
ناراحت کند، ولی اگر ملت به او احتیاج داشت آماده خواهد بود.
به هر صورت ارجحیت اقبال برای نخست وزیری یک غیرنظامی است و اولین کاندید او برای این مقام
وزیر دادگستری فعلی نجفی می باشد. برطبق گفته اقبال، نجفی پاک و خیلی مورد احترام است.اقبال
متذکر شد که اگر نجفی قرار است نخست وزیر شود، بایستی که خیلی زود از دولت فعلی با عدم موافقت به
صورت آشکار با سیاستهایش استعفا کند. اقبال گفت وقتی نجفی شغل فعلی خود را تقبل کرد، تقاضا کرد
که از طرف شاه به ساواک، پلیس و مقامات دربار دستور داده شود که با او در تحقیقات مربوط به فساد
همکاری کنند.
شاه موافقت نمود، ولی چیزی اتفاق نیفتاد. بعد از 4 روز او استعفایش را تسلیم نمود و فقط وقتی
موافقت نمود باقی بماند که رئیس پلیس پیش او آمد و به او گفت که از طرف شاه به او دستور داده شده که با
وی همکاری نماید. اقبال این را به عنوان یکی از چند نمونه ای که او عدم صمیمیت مستمر شاه در انجام
وعده ها و آزادی سیاسی می نامید، ذکر کرد. اقبال گفت که اگر شاه در هر صورت صمیمی شود می تواند به
تلویزیون برود و مردم را در مورد این حقیقت متقاعد سازد، ولی مردم را نمی توان گول زد.
4 اقبال احساس می کند که خیلی مهم است که شاه حداقل دو کار را انجام دهد:
الف: ساواک را به عنوان یک سازمان منسوخ کند، بعضی از وظایف آن می تواند به وسیله پلیس و
ارتش انجام شود؛
ب: توسط خودش و نه از طریق کمیته سه نفره مبلغ ثروتی را که اعضای خانواده سلطنتی به طریق
نادرست انباشته کرده اند تصدیق کند و تمام داراییهای آنها در ایران را مصادره کند و آن را به مردم
بازگرداند. اقبال همچنین فکر می کرد که او نیز باید چنین کاری را با تمام ثروتش در ایران بنماید.
5 اقبال با حرارت متذکر این نکته شد که صحبت کردن راجع به دولت ائتلاف ملی احمقانه است، برای
اینکه مطابق روش انجام کارها به طریقه ایرانی واقعا هیچ ائتلافی وجود ندارد. فقط منازعه و درگیری
داخلی مداوم بدون بودن شخصی در قدرت و اختیار حقیقی وجود خواهد داشت.او فکر نمی کرد که
رهبران مخالف سیاسی توانایی رهبری کشور را داشته باشند و اضافه کرد که در هیچ موردی آنها، نماینده
گروه پیروان زیادی نیستند. اقبال احساس می کرد که یک دولت با تسلط مذهبی هیچ شانس موفقیتی
نخواهد داشت.
6 اقبال خیلی هراسان است که اگر بر سر قدرت بودن ارتش برای 6 ماه ادامه یابد، آنها دیگر تمایل
نداشته باشند که قدرت را از دست بدهند. او فکر نمی کند که یک دولت نظامی راه حل مشکلاتی که ایران با
آن رو به روست، باشد.
7 اقبال در حالی که بیشتر سرزنش را به خاطر مسائلی که به وجود آمده اند، متوجه علم و هویدا
می دانست، آماده پذیرش رفتن شاه اگر به حل بحران فعلی کمک کند، می باشد. در عین حال در صورتی که
این بتواند نتیجه دهد، اقبال یک نقش سودمند برای شاه برای آینده نزدیک و احتمالاً تا یک سال می تواند
ببیند. آن نقش برقراری قدرت و اختیار روی ارتش و عمل به عنوان شخص باقدرت ضروری و در حالی
که مؤسسات سیاسی جدید به وجود می آیند، می باشد. اقبال فکر نمی کند که انتخابات خود بخود هیچ
راه حل نهایی را فراهم آورد.
8 در حالی که او در حرفهای زیادش تقاضای حمایت ایالات متحده برای طرحش را نکرد، ولی با
این وجود آشکار بود او برخوردار بودن از چنین حمایتی را دوست دارد. او پس از بازگشتش به تهران در
هفته آینده با لامبراکیس در تماس خواهد بود.
برنامه های مخالفین برای آینده
سند شماره (24)
طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 10 دسامبر 1978 برابر 19 آذر 57
از: وزارت امور خارجه واشنگتن
به: سفارت آمریکا تهران
موضوع: برنامه های مخالفین برای آینده
1 ما چندین سؤال درباره گفتگویی که در تلکس مرجع گزارش شد داریم.
آیا کمیته دفاع از حقوق بشر و آزادی نماینده دیگر گروهها در مذاکرات مشترک با دولت یا در
تماسها با آمریکاییها و انگلیسی ها می باشد؟ (پاراگراف تلکس مرجع)
اگر قرار باشد که شاه با شورای سلطنت موافقت نماید و سپس ایران را ترک کند آیا او مجاز خواهد
بود که ابتدا اعضای شورای سلطنت را انتخاب نماید؟ (پاراگراف 4)
آیا وی همچنین مجاز خواهد بود که کابینه جدید را انتخاب نماید؟ (پاراگراف 4)
آیا کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر از سفرای ایالات متحده و بریتانیا انتظار دارد که لیستهای
کابینه و شورای سلطنت را برای انتخاب توسط شاه به او عرضه کنند؟ آیا از سفرا انتظار می رود که لیست را
تأیید کرده و به شاه اصرار نمایند که آن را قبول کند؟ (پاراگراف 4).
2 از نظر سفارت چه کسی برای مذاکره راهپیمایی صلح آمیز 9 دسامبر عمدتا مسئول بود. (تلکس
مرجع به علی امینی اشاره می کند؛ دیگر گزارشات به سنجابی اشاره دارند و به زاهدی نیز نسبت داده شده
است.)
سند شماره (25)
طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 11 دسامبر 1978 برابر با 20 آذر 57
از: سفارت آمریکا تهران
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: برنامه 17 ماده ای مخالفین
1 در آخر روز 10 دسامبر چندین منبع مطبوعاتی متن قطع نامه 17 ماده ای را که گفته می شود، توسط
تظاهرکنندگان در اجتماع میدان شهیاد تأیید شد، به دست آوردند. ما قادر نبوده ایم که حقایق مربوط به این
قطعنامه را که ظاهرا توسط گروههای مخالف شاه در بین مطبوعات توزیع شد، تصدیق کنیم.
گزارشاتی وجود دارد که این قطعنامه فقط در 10 دسامبر توزیع شده و در 11 دسامبر اعلام خواهد شد.
2 مطالب زیرین خلاصه قطعنامه است که توسط نمایندگان محلی مطبوعات برای سفارت تهیه شد:
1) خمینی رهبر است، 2) سرنگونی رژیم، 3) جمهوری اسلامی، 4) دفاع از حقوق بشر، 5) حذف
دولت نظامی، 6) اجرای تقاضاهای مذهبی، 7) آزادی زنان، 8) حقوق کامل کارگران، 9) پایان
سوءاستفاده از قدرت، 10) اصلاحات کشاورزی، 11) حمایت کامل از اعتصابیون، 12) ضد فقر، 13)
تیراندازی به تظاهرکنندگان خیانت است، 14) ادعاهایی که کمونیسم بین المللی در پشت جنبش است
مزخرف مطلق است، 15) اسلام بیشتر، 16) آزادی زندانیان سیاسی، 17) مبارزه ادامه خواهد یافت.
3 معلوم نیست چه کسی این قطعنامه را تهیه کرده یا چه کسی در تظاهرات آن را برعهده گرفته. برنامه
نشانه هایی از ردپای خمینی را دارد، ولی در چندین مورد از خط همیشگی خمینی معتدل تر است. بنابراین
می تواند از طرف مخالفین میانه روتر باشد که به اجازه خمینی حرکت می کنند.
شورای سلطنت
سند شماره (26)
از: وزارت امور خارجه واشنگتن تاریخ: 12 دسامبر 1978 21 آذر 57
به: سفارت آمریکا تهران
خیلی محرمانه
موضوع: شورای سلطنت
امکان دارد که در اول وقت اداری فردا به وقت واشنگتن شرحی از اساس قوانین ایران برای موضوع
شورای سلطنت به ما بدهید. ما در قانون اساسی 1906 یا قانون متمم قانون اساسی 1907 هیچ اشاره ای
به شورای سلطنت نمی بینیم. شاید ما نسخه ای که اصلاحات اخیر را منعکس سازد نداریم.
در هر حال، امکان دارد به ما بگویید قانون ایران در رابط با نایب السلطنه و شورای سلطنت چه چیزی را
معین می دارد؟
محسن پزشکپور رهبر حزب پان ایران
سند شماره (27)
سازمان مرکزی اطلاعات (سیا) خیلی محرمانه
تاریخ: 13 دسامبر 1978 22 آذر 57
محسن پزشکپور
رهبر حزب پان ایران (از سال 1948)
نحوه خطاب به او: آقای پزشکپور
محسن پزشکپور از افرادی بود که به بنیانگذاری حزب پان ایران در سال 1948 کمک کرد. این حزب
در دوران رونقش طی سالهای دهه 1960 و اوائل دهه 1970 یک سازمان ناسیونالیست افراطی،
ضداجنبی و طرفدار اصالت رأی حکومت بود که بسیاری از ناظران را به یاد حزب نازی می انداخت.
گروه پزشکپور عملاً از هیچ جذبه عمومی برخوردار نبود و احتمالاً هنوز هم نیست. در 1947 زمانی
که دولت حزب رستاخیز ملت ایران را تنها حزب قانونی شناخت، حزب پان ایران منحل شد.
پزشکپور به حزب رستاخیز پیوست، اما در سال 1977 به عضویت کمیته پارلمانی دفاع از حقوق بشر
درآمد و از دولت انتقاد کرد. در ژوئن 1978، او با این ادعا که حزب رستاخیز مسئول بسیاری از
«بحرانهای جامعه ایرانی» است، از حزب رستاخیز استعفا کرده و تجدید فعالیت حزب پان ایران را اعلام
نمود. او همچنان به انتقاد از دولت در مسائل مختلف ادامه می دهد. (خیلی محرمانه)
طی یک دهه که در خلال نخست وزیری محمد مصدق (531951) آغاز می شود، پزشکپور همچنان
رهبر رسمی حزب پان ایران باقی ماند، اما بیشتر اوقات فعالیتی نداشت. با بازگشت به صحنه سیاست در
سال 1961 او پس از اینکه داریوش فروهر کناره گیری کرد و گروه خود، حزب ملت ایران را تشکیل داد،
تنها رهبر حزب شد. دولت از این حزب برای حمله به رئیس جمهور وقت مصر، جمال عبدالناصر استفاده
می کرد اما در بقیه موارد آن را تحت مهار شدیدی نگاه می داشت. با موافقت شاه، به پزشکپور اجازه داده
شد تا در انتخابات سال 1976 به عنوان کاندیدا شرکت کند و برای مجلس رأی آورد. (خیلی محرمانه)
پزشکپور به علت تعصب میهن پرستی افراطیش، شهرت بدی یافته است. او مدت زیادی است که روی
«ایرانی بودن» چندین سرزمین خارج از ایران منجمله تحت الحمایه سابق انگلیس، بحرین که ایران
نسبت به آن یک ادعای تاریخی داشته اصرار ورزیده است.
در سال 1970 زمانی که شاه با تصمیم انگلستان به دادن اجازه برای یک سنجش آرای عمومی در
بحرین (که به نفع استقلال داده شد) موافقت نمود، پزشکپور برای خرده گیری از دولت طرحی را تسلیم
نمود. شاه که خشمگین شده بود جریان وجوهات به حزب پان ایران و پشتیبانی از آن را قطع کرد و آشکار
نمود که پنج نماینده این گروه دوباره انتخاب نخواهند شد. با این حال شاه بعدا آرام گرفت و پزشکپور کار
خود را در قوه مقننه ادامه داده است. (خیلی محرمانه)
پزشکپور حدودا 61 ساله است و دارای یک مدرک لیسانس قضائی از دانشگاه تهران می باشد و عضو
هیئت اجرائی جامعه وکلا است.او چند مقاله به علاوه یک کتاب به نام «ما چه می خواهیم» نوشته است،
وی به انگلیسی تکلم می کند.
شورای سلطنت
سند شماره (28)
طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 13 دسامبر 1978 22 آذر 57
از: سفارت آمریکا تهران به: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: شورای سلطنت
1 مرجع الف و ب نظر مخالفین در مورد طرح شورای سلطنت در مفاد (مفهوم) را ارائه می دهد. این
براساس ماده 38 قانون متمم قانون اساسی که در 9 سپتامبر 1967 اصلاح شد، می باشد و در زیر به طور
کامل نقل شده.
در صورت انتقال تاج و تخت، ولیعهد شخصا وقتی که به سن 20 سالگی می رسد (براساس سال
شمسی محاسبه می شود) وظایف شاه را ایفا می نماید. اگر او به این سن نرسیده باشد، شهبانو، مادر ولیعهد
سلطنت را به دست می گیرد، مگر اینکه شخص دیگری به وسیله شاه برای آن مقام نامزد شده باشد.
نایب السلطنه بایستی شورائی مرکب از نخست وزیر، رؤسای هر دو مجلس (سنا و شورا) رئیس دیوانعالی
و 4 شخصیت دانا و مشهور دیگر کشور که به وسیله نایب السلطنه انتخاب می شوند تشکیل دهد، و
نایب السلطنه بر طبق قانون اساسی وظایف شاه در قانون اساسی را با شورا تا زمانی که ولیعهد به سن 20
سالگی می رسد به دست می گیرند. در صورت مرگ یا استعفای نایب السلطنه، شورا موقتا وظایف
نایب السطنه را انجام می دهد تا زمانی که نایب السلطنه دیگری (نه یک عضو از خانواده قاجار) از طرف
مجلسین منصوب شود. در صورت ازدواج مجدد توسط شهبانو نایب السلطنه باید از شورا استعفا دهد.
2 شورای سلطنتی آن طوری که در قانون دیده می شود، اساسا برای راهنمایی نایب السلطنه است.
نظر جبهه ملی این است که شاه شورای سلطنت را برقرار (تعیین) می نماید و بعد آن را معرفی می کند؛ نه
اینکه شهبانو وظایف نایب السلطنه را ایفا نماید. سپس استعفا می نماید و قدرتش (اختیاراتش) را به شورا
منتقل می نماید. اساس برای این شرطی است که در جمله ماقبل آخر برای شورا آمده، که به عنوان
نایب السلطنه پس از مرگ یا استعفای نایب السلطنه عمل نماید.
مطابق گفته دکتر میناچی نایب السلطنه جدید تا زمانی که پارلمان منتخب آزاد جدید وضعیت سلطنت
را مورد توجه قرار نداده است، تعیین نمی شود و بنابراین شورای سلطنت را در موضع اعمال اختیارات
سلطنتی قرار می دهد تا جدایی طبقات مردم متحقق شود. در حالی که این دقیقا طریقی نبود، که ماده 38
وقتی اصلاح شد در نظر بوده که اجرا شود. سناریوی مخالفین به نظر می رسد که شرایط قانون را داشته
باشد.
مکالمه تلفنی با سفیر ایران زاهدی 17 دسامبر
سند شماره 29
تاریخ: 17 دسامبر 1978 26 آذر 57طبقه بندی: سرّی
از: سفارت آمریکا در تهران به: وزارت امور خارجه واشنگتن
مرجع: تهران 12203
موضوع: مکالمه تلفنی با سفیر ایران زاهدی 17 دسامبر
1 اردشیر زاهدی عصر هفدهم سپتامبر بعد از صرف ناهار با شاه به من تلفن کرد و گفت وی
می خواست اقدامات انجام گرفته در مورد موضوعات مختلفی که من و او در 13 دسامبر گفتگو کرده بودیم
را گزارش دهد.
2 نخست راجع به سؤال بانک مرکزی، او گفت که تحقیقات نشان داده بود که این مسئله بیشتر اداری
است تا سیاسی. بنابراین تصمیم گرفته شد تا خوش کیش تعویض شده و سمیعی جایگزین او شود. این
پیشنهاد در 18 دسامبر به سمیعی داده می شود.
3 در رابطه با شرکت نفت تصمیم گرفته شده است که انتظام (عبداللّه) رئیس ظاهری شرکت نفت باشد.
زیرا او یکی از معدود افراد واجد شرایط تحت منشور شرکت ملی نفت ایران است، سپس مینا و نابغ به
عنوان دو معاون بازگردانده خواهند شد و اداره شرکت را به عهده خواهند گرفت.
4 راجع به مسئله اعتصابات گمرکی او پیشنهاد قابل توجهی نداشت. او گفت که تصمیم گرفته شده
است که تا بازگشت به تهران از اجلاسیه اوپک (خوشبختانه عصر هفدهم دسامبر است) صبر شود. از آنجا
که مخالفان 18 دسامبر را روز اعتصابات عمومی اعلام کرده اند. زاهدی امید کمی دارد که قبل از آن کاری
انجام پذیرد. برنامه او برای گرد هم آوردن گروهی از شهروندان برجسته برای ناهار که با یک ملاقات با
شاه دنبال می شود، به خاطر این مشکل که بسیاری از آنها با یکدیگر اختلاف دارند و از صرف ناهار با هم
امتناع می ورزند در هم ریخته شده است. او هنوز امیدوار است که در آینده نزدیک 10 یا 15 نفر را برای
صرف چای با شاه گرد هم جمع کند.
5 او سعی دارد یک گروه از بازاریها را (او صحبت از 2 هواپیمای دربست پر می کرد) برای فشار وارد
کردن روی خمینی که موضعش را نرم کند به پاریس بفرستد. او می گوید اینها اشخاص بااهمیتی هستند که
از آشوب اقتصادی فعلی صدمه می بینند. او امیدوار است که چند روحانی نیز با آنها باشند.
6 زاهدی خودش 18 دسامبر به اصفهان خواهد رفت تا سعی کند که طرفداران متعصب شاه را
هماهنگ کند و از برخورد بیشتر آنها جلوگیری کند. از آنجا که من در روز 18 دسامبر با شاه ملاقات دارم،
موافقت کردیم که 19 دسامبر با هم ملاقات داشته باشیم تا تبادل نظر کنیم. سولیوان
اضافات لیست شورای سلطنت
سند شماره (30)
خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 18 دسامبر 1978 27 آذر 57
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.
مرجع: تهران 12168
موضوع: اضافات لیست شورای سلطنت
میناچی به سفارت اطلاع داده است که در 17 دسامبر اسامی 2 نفر به لیست اعضای شورای سلطنت
آینده اضافه شده است. آنهایی که اضافه شدند: علی امینی نخست وزیر سابق که در حال مذاکره بین
مخالفین و دولت ایران بوده است و دیگری دکتر کریم سنجابی رئیس فعلی جبهه ملی می باشد. میناچی در
پاسخ به سؤالی گفت: این دو به لیست اضافه شدند تا لیست نامزدها را به 8 نفر برسانند.(1)
سولیوان
مذاکره با رهبر قشقایی
1- این متن در کتاب 26 سند لاتین نداشت.