بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 308

سند شماره (25)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 11 دسامبر 1978 برابر با 20 آذر 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: برنامه 17 ماده ای مخالفین

1 در آخر روز 10 دسامبر چندین منبع مطبوعاتی متن قطع نامه 17 ماده ای را که گفته می شود، توسط

تظاهرکنندگان در اجتماع میدان شهیاد تأیید شد، به دست آوردند. ما قادر نبوده ایم که حقایق مربوط به این

قطعنامه را که ظاهرا توسط گروههای مخالف شاه در بین مطبوعات توزیع شد، تصدیق کنیم.

گزارشاتی وجود دارد که این قطعنامه فقط در 10 دسامبر توزیع شده و در 11 دسامبر اعلام خواهد شد.

2 مطالب زیرین خلاصه قطعنامه است که توسط نمایندگان محلی مطبوعات برای سفارت تهیه شد:

1) خمینی رهبر است، 2) سرنگونی رژیم، 3) جمهوری اسلامی، 4) دفاع از حقوق بشر، 5) حذف

دولت نظامی، 6) اجرای تقاضاهای مذهبی، 7) آزادی زنان، 8) حقوق کامل کارگران، 9) پایان

سوءاستفاده از قدرت، 10) اصلاحات کشاورزی، 11) حمایت کامل از اعتصابیون، 12) ضد فقر، 13)

تیراندازی به تظاهرکنندگان خیانت است، 14) ادعاهایی که کمونیسم بین المللی در پشت جنبش است

مزخرف مطلق است، 15) اسلام بیشتر، 16) آزادی زندانیان سیاسی، 17) مبارزه ادامه خواهد یافت.

3 معلوم نیست چه کسی این قطعنامه را تهیه کرده یا چه کسی در تظاهرات آن را برعهده گرفته. برنامه

نشانه هایی از ردپای خمینی را دارد، ولی در چندین مورد از خط همیشگی خمینی معتدل تر است. بنابراین

می تواند از طرف مخالفین میانه روتر باشد که به اجازه خمینی حرکت می کنند.

شورای سلطنت

سند شماره (26)

از: وزارت امور خارجه واشنگتن تاریخ: 12 دسامبر 1978 21 آذر 57

به: سفارت آمریکا تهران

خیلی محرمانه

موضوع: شورای سلطنت

امکان دارد که در اول وقت اداری فردا به وقت واشنگتن شرحی از اساس قوانین ایران برای موضوع

شورای سلطنت به ما بدهید. ما در قانون اساسی 1906 یا قانون متمم قانون اساسی 1907 هیچ اشاره ای

به شورای سلطنت نمی بینیم. شاید ما نسخه ای که اصلاحات اخیر را منعکس سازد نداریم.

در هر حال، امکان دارد به ما بگویید قانون ایران در رابط با نایب السلطنه و شورای سلطنت چه چیزی را

معین می دارد؟

محسن پزشکپور رهبر حزب پان ایران


صفحه 309

سند شماره (27)

سازمان مرکزی اطلاعات (سیا) خیلی محرمانه

تاریخ: 13 دسامبر 1978 22 آذر 57

محسن پزشکپور

رهبر حزب پان ایران (از سال 1948)

نحوه خطاب به او: آقای پزشکپور

محسن پزشکپور از افرادی بود که به بنیانگذاری حزب پان ایران در سال 1948 کمک کرد. این حزب

در دوران رونقش طی سالهای دهه 1960 و اوائل دهه 1970 یک سازمان ناسیونالیست افراطی،

ضداجنبی و طرفدار اصالت رأی حکومت بود که بسیاری از ناظران را به یاد حزب نازی می انداخت.

گروه پزشکپور عملاً از هیچ جذبه عمومی برخوردار نبود و احتمالاً هنوز هم نیست. در 1947 زمانی

که دولت حزب رستاخیز ملت ایران را تنها حزب قانونی شناخت، حزب پان ایران منحل شد.

پزشکپور به حزب رستاخیز پیوست، اما در سال 1977 به عضویت کمیته پارلمانی دفاع از حقوق بشر

درآمد و از دولت انتقاد کرد. در ژوئن 1978، او با این ادعا که حزب رستاخیز مسئول بسیاری از

«بحرانهای جامعه ایرانی» است، از حزب رستاخیز استعفا کرده و تجدید فعالیت حزب پان ایران را اعلام

نمود. او همچنان به انتقاد از دولت در مسائل مختلف ادامه می دهد. (خیلی محرمانه)

طی یک دهه که در خلال نخست وزیری محمد مصدق (531951) آغاز می شود، پزشکپور همچنان

رهبر رسمی حزب پان ایران باقی ماند، اما بیشتر اوقات فعالیتی نداشت. با بازگشت به صحنه سیاست در

سال 1961 او پس از اینکه داریوش فروهر کناره گیری کرد و گروه خود، حزب ملت ایران را تشکیل داد،

تنها رهبر حزب شد. دولت از این حزب برای حمله به رئیس جمهور وقت مصر، جمال عبدالناصر استفاده

می کرد اما در بقیه موارد آن را تحت مهار شدیدی نگاه می داشت. با موافقت شاه، به پزشکپور اجازه داده

شد تا در انتخابات سال 1976 به عنوان کاندیدا شرکت کند و برای مجلس رأی آورد. (خیلی محرمانه)

پزشکپور به علت تعصب میهن پرستی افراطیش، شهرت بدی یافته است. او مدت زیادی است که روی

«ایرانی بودن» چندین سرزمین خارج از ایران منجمله تحت الحمایه سابق انگلیس، بحرین که ایران

نسبت به آن یک ادعای تاریخی داشته اصرار ورزیده است.

در سال 1970 زمانی که شاه با تصمیم انگلستان به دادن اجازه برای یک سنجش آرای عمومی در

بحرین (که به نفع استقلال داده شد) موافقت نمود، پزشکپور برای خرده گیری از دولت طرحی را تسلیم

نمود. شاه که خشمگین شده بود جریان وجوهات به حزب پان ایران و پشتیبانی از آن را قطع کرد و آشکار

نمود که پنج نماینده این گروه دوباره انتخاب نخواهند شد. با این حال شاه بعدا آرام گرفت و پزشکپور کار

خود را در قوه مقننه ادامه داده است. (خیلی محرمانه)

پزشکپور حدودا 61 ساله است و دارای یک مدرک لیسانس قضائی از دانشگاه تهران می باشد و عضو

هیئت اجرائی جامعه وکلا است.او چند مقاله به علاوه یک کتاب به نام «ما چه می خواهیم» نوشته است،

وی به انگلیسی تکلم می کند.

شورای سلطنت


صفحه 310

سند شماره (28)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 13 دسامبر 1978 22 آذر 57

از: سفارت آمریکا تهران به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: شورای سلطنت

1 مرجع الف و ب نظر مخالفین در مورد طرح شورای سلطنت در مفاد (مفهوم) را ارائه می دهد. این

براساس ماده 38 قانون متمم قانون اساسی که در 9 سپتامبر 1967 اصلاح شد، می باشد و در زیر به طور

کامل نقل شده.

در صورت انتقال تاج و تخت، ولیعهد شخصا وقتی که به سن 20 سالگی می رسد (براساس سال

شمسی محاسبه می شود) وظایف شاه را ایفا می نماید. اگر او به این سن نرسیده باشد، شهبانو، مادر ولیعهد

سلطنت را به دست می گیرد، مگر اینکه شخص دیگری به وسیله شاه برای آن مقام نامزد شده باشد.

نایب السلطنه بایستی شورائی مرکب از نخست وزیر، رؤسای هر دو مجلس (سنا و شورا) رئیس دیوانعالی

و 4 شخصیت دانا و مشهور دیگر کشور که به وسیله نایب السلطنه انتخاب می شوند تشکیل دهد، و

نایب السلطنه بر طبق قانون اساسی وظایف شاه در قانون اساسی را با شورا تا زمانی که ولیعهد به سن 20

سالگی می رسد به دست می گیرند. در صورت مرگ یا استعفای نایب السلطنه، شورا موقتا وظایف

نایب السطنه را انجام می دهد تا زمانی که نایب السلطنه دیگری (نه یک عضو از خانواده قاجار) از طرف

مجلسین منصوب شود. در صورت ازدواج مجدد توسط شهبانو نایب السلطنه باید از شورا استعفا دهد.

2 شورای سلطنتی آن طوری که در قانون دیده می شود، اساسا برای راهنمایی نایب السلطنه است.

نظر جبهه ملی این است که شاه شورای سلطنت را برقرار (تعیین) می نماید و بعد آن را معرفی می کند؛ نه

اینکه شهبانو وظایف نایب السلطنه را ایفا نماید. سپس استعفا می نماید و قدرتش (اختیاراتش) را به شورا

منتقل می نماید. اساس برای این شرطی است که در جمله ماقبل آخر برای شورا آمده، که به عنوان

نایب السلطنه پس از مرگ یا استعفای نایب السلطنه عمل نماید.

مطابق گفته دکتر میناچی نایب السلطنه جدید تا زمانی که پارلمان منتخب آزاد جدید وضعیت سلطنت

را مورد توجه قرار نداده است، تعیین نمی شود و بنابراین شورای سلطنت را در موضع اعمال اختیارات

سلطنتی قرار می دهد تا جدایی طبقات مردم متحقق شود. در حالی که این دقیقا طریقی نبود، که ماده 38

وقتی اصلاح شد در نظر بوده که اجرا شود. سناریوی مخالفین به نظر می رسد که شرایط قانون را داشته

باشد.

مکالمه تلفنی با سفیر ایران زاهدی 17 دسامبر

سند شماره 29

تاریخ: 17 دسامبر 1978 26 آذر 57طبقه بندی: سرّی

از: سفارت آمریکا در تهران به: وزارت امور خارجه واشنگتن

مرجع: تهران 12203

موضوع: مکالمه تلفنی با سفیر ایران زاهدی 17 دسامبر

1 اردشیر زاهدی عصر هفدهم سپتامبر بعد از صرف ناهار با شاه به من تلفن کرد و گفت وی

می خواست اقدامات انجام گرفته در مورد موضوعات مختلفی که من و او در 13 دسامبر گفتگو کرده بودیم


صفحه 311

را گزارش دهد.

2 نخست راجع به سؤال بانک مرکزی، او گفت که تحقیقات نشان داده بود که این مسئله بیشتر اداری

است تا سیاسی. بنابراین تصمیم گرفته شد تا خوش کیش تعویض شده و سمیعی جایگزین او شود. این

پیشنهاد در 18 دسامبر به سمیعی داده می شود.

3 در رابطه با شرکت نفت تصمیم گرفته شده است که انتظام (عبداللّه) رئیس ظاهری شرکت نفت باشد.

زیرا او یکی از معدود افراد واجد شرایط تحت منشور شرکت ملی نفت ایران است، سپس مینا و نابغ به

عنوان دو معاون بازگردانده خواهند شد و اداره شرکت را به عهده خواهند گرفت.

4 راجع به مسئله اعتصابات گمرکی او پیشنهاد قابل توجهی نداشت. او گفت که تصمیم گرفته شده

است که تا بازگشت به تهران از اجلاسیه اوپک (خوشبختانه عصر هفدهم دسامبر است) صبر شود. از آنجا

که مخالفان 18 دسامبر را روز اعتصابات عمومی اعلام کرده اند. زاهدی امید کمی دارد که قبل از آن کاری

انجام پذیرد. برنامه او برای گرد هم آوردن گروهی از شهروندان برجسته برای ناهار که با یک ملاقات با

شاه دنبال می شود، به خاطر این مشکل که بسیاری از آنها با یکدیگر اختلاف دارند و از صرف ناهار با هم

امتناع می ورزند در هم ریخته شده است. او هنوز امیدوار است که در آینده نزدیک 10 یا 15 نفر را برای

صرف چای با شاه گرد هم جمع کند.

5 او سعی دارد یک گروه از بازاریها را (او صحبت از 2 هواپیمای دربست پر می کرد) برای فشار وارد

کردن روی خمینی که موضعش را نرم کند به پاریس بفرستد. او می گوید اینها اشخاص بااهمیتی هستند که

از آشوب اقتصادی فعلی صدمه می بینند. او امیدوار است که چند روحانی نیز با آنها باشند.

6 زاهدی خودش 18 دسامبر به اصفهان خواهد رفت تا سعی کند که طرفداران متعصب شاه را

هماهنگ کند و از برخورد بیشتر آنها جلوگیری کند. از آنجا که من در روز 18 دسامبر با شاه ملاقات دارم،

موافقت کردیم که 19 دسامبر با هم ملاقات داشته باشیم تا تبادل نظر کنیم. سولیوان

اضافات لیست شورای سلطنت

سند شماره (30)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 18 دسامبر 1978 27 آذر 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

مرجع: تهران 12168

موضوع: اضافات لیست شورای سلطنت

میناچی به سفارت اطلاع داده است که در 17 دسامبر اسامی 2 نفر به لیست اعضای شورای سلطنت

آینده اضافه شده است. آنهایی که اضافه شدند: علی امینی نخست وزیر سابق که در حال مذاکره بین

مخالفین و دولت ایران بوده است و دیگری دکتر کریم سنجابی رئیس فعلی جبهه ملی می باشد. میناچی در

پاسخ به سؤالی گفت: این دو به لیست اضافه شدند تا لیست نامزدها را به 8 نفر برسانند.(1)

سولیوان

مذاکره با رهبر قشقایی

1- این متن در کتاب 26 سند لاتین نداشت.


صفحه 312

سند شماره (31)

طبقه بندی: محرمانه تاریخ: 21 دسامبر 1978 برابر با 30 آذر 57

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری

موضوع: مذاکره با رهبر قشقایی

1 در 17 دسامبر مأمور سفارت با ملک منصور خان قشقایی برادر ناصرخان ایلخان قشقایی ملاقات

نمود. این ملاقات کاملاً اتفاقی نبود بلکه به سبب مذاکراتی بود که از طرق دیگر با برادران قشقایی انجام

گرفته بود. مأمور سفارت هیچ سعی ننمود که مکالمه را به جهت سیاسی سوق دهد. به هر حال ملک

منصورخان پس از ارائه یک سخنرانی مفصل و نه کاملاً بی طرفانه درباره سابقه قشقاییها به عنوان مردمی

جنگجو، خانواده خود را علیرغم آنچه که بر آنها رفته بود، حامی شاه دانست. او گفت که «من یک فرد

عادی نیستم، من یک خان بزرگم، با این حال در یک اتاق اجاره ای زندگی می کنم، نمی توانم به سرزمین

قشقایی بازگردم و این به اصطلاح پارلمان، زمینهای مرا از اصفهان تا خلیج فارس گرفته است». او

خصوصا از نصیری رئیس پیشین ساواک که با وی یک رقابت شخصی داشت و اسداللّه علم که ملک

منصور خان فکر می کند که طبقه خود و خاطره پدرش، جناب امیر شوکت الملک را به دور انداخت، انتقاد

کرد.

2 ملک منصورخان تصور می کند که ناصرخان، برادرش که پس از معالجه ناراحتی چشمش در

مونیخ، به تازگی به ایالات متحده بازگشته ممکن است به زودی به ایران مراجعه کند، ناصرخان به

خانواده اش اطلاع داده که در دو هفته آینده منزل او را آماده سازند.

3 نظریه: تندی ملک منصور خان از روی سادگی بود، همان طور که آرزویش برای دستیابی دوباره به

آنچه که فکر می کند است، همین حال را دارد. اگر برادرانش نیز به همین نحو فکر کنند و اگر شاه حاضر

باشد از حمایت آنها از مصدق چشم پوشی کند، احتمالاً معامله ای صورت خواهد گرفت که برای شاه،

حمایت خانواده صاحب ریاست قشقایی را در قبال ارزش آن حمایت تضمین خواهد نمود.

سولیوان

گرایش انگلیس نسبت به شورای سلطنت

سند شماره (32)

طبقه بندی:خیلی محرمانه تاریخ: 22 دسامبر 1978 1 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: گرایش انگلیس نسبت به شورای سلطنت

1 رئیس دفتر سفارت انگلیس، دیوید میرز به مأمور سفارت، استمپل گفت که اخیرا انگلیسیها طرح

میناچی برای شورای سلطنت را شنیده اند، در جواب به تقاضای میناچی برای رساندن آن به شاه، هم سفیر

انگلیس و هم میرز به میناچی گفتند که انگلیسیها هر نظریه ای را برای شاه چنانچه از طرف او سؤال شد

برای خود محفوظ خواهند نمود. میرز تأکید کرد که انگلیسیها هیچ تعهدی برای مطرح نمودن موضوع به

طور مطلوب (به طرفداری) نداده اند و آماده حمایت از ایده شورای سلطنت، هم اکنون و همچنین دخالت


صفحه 313

در امور داخلی ایران به هیچ طریقی نیستند.

2 میرز این طور ادامه داد که میناچی حقیقت را در توضیح موضع آمریکا برای انگلیسیها پوشانیده

است و ادعا نموده که مأمور سفارت گفته است که طرح شورای سلطنت به طور مطلوبی به سفیر کبیر

(آمریکا) عرضه (معرفی) خواهد شد.

مأمور سفارت میرز را مطمئن ساخت که ایالات متحده برای شورای سلطنت متمایل به طرفداری

نبوده و چنان اشاره ای به میناچی نکرده است.

3 میرز این عقیده را ابراز نمود که میناچی در تلاش است که مفهومی از شورای سلطنت را که به مقدار

زیادی با نظرات آیت اللّه متناسب است به خمینی عرضه دارد و در عوض در تلاش است که فرمولی مشابه

ولی نه یکسان را (مسافرت و شورای سلطنت به عنوان یک هیئت موقت) به شاه عرضه نماید.

میناچی تاکنون در هیچ کدام از طرق موفق نبوده است. به عقیده میرز اضافات یا دوباره

تفسیرکردنهای میناچی از تلاشهای ایالات متحده و بریتانیا، به سادگی تلاشهای وکیل خوب ایرانی برای

بیرون کشیدن چیزی می باشند. میرز خیلی نگران این موضوع به نظر نمی رسید و گفت فکر بریتانیا این

است که به گوش دادن به میناچی ادامه دهد زیرا در آینده ممکن است وی، سودمند باشد.

4 مأمور سفارت قبلاً ناخوشایندی سفارت ایالات متحده در مورد طریقه ای که مواضع ایالات

متحده و انگلیس، هر دو، به طور بدی برای طرف دیگر تفسیر شده است را به میناچی ابراز نموده. احساس

ما این است که اگر قرار باشد میناچی سرانجام سودمند باشد، به میزان قابل توجهی بهتر خواهد بود اگر که

او طرح آزمایشی خود را محکمتر نگهدارد.

طرح بازگشت ناصرخان قشقایی

سند شماره (33)

طبقه بندی: خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: طرح بازگشت ناصرخان قشقایی

1 مأمور سفارت در 23 دسامبر با هوشنگ شهبازی، وابسته فامیل عمده قشقایی، برای شنیدن

مباحثه در مورد مزیت بازگشت ناصر خان ایلخان قشقایی به ایران برای شاه ملاقات نمود. شهبازی با

آمادگی قبول کرد که به موازات اسکان دادن قبایل طبیعت و خوی آنها تغییر کرده است. به هر صورت او

مدعی بود که ناصرخان نفوذی فوق العاده در میان افرادش و در میان رهبران مذهبی در استان فارس دارا

می باشد. به علاوه طبق گفته شهبازی، قشقایی جای نفوذ و اهمیت را در میان هزار فامیل ایران پر می کند و

بازگشت او به تقویت حمایت آنها برای ابقای سیستم فعلی کمک می کند. ناصرخان به ویژه به ژنرال زاهدی

نزدیک بود و به طوری که منتسب است همراه با زاهدی دستی در مرگ رئیس پلیس مصدق، ژنرال افشار

طوس داشت.

2 شهبازی، قشقایی را یک خان باهوش و زیرک ولی با ضعف منجمله پول دوستی و تمایل به

بازگشت به موقعیت احترام (تشریفات) و قدرت تقریبا شبیه به آن چیزی که او در زمینهای ایل قبل از

تبعیدش برخوردار بود، توصیف نمود. ناصرخان اصلاً از جبهه ملی طرفداری می کند؛ به این خاطر که در


صفحه 314

دهه 1950، شاه بزرگترین تهدید را در مقابل برخورداری رؤسای ایلها و مالکان بزرگ از امتیازات سنتی

آنها مطرح نمود. شهبازی معتقد است که ناصرخان در حال حاضر این فکر را در نظر خواهد آورد که ابقای

شاه چیزی است که با یک دیدگاه سنتی نسبت به ساخت قدرت در ایران سازگاری و بنابراین مطلوبیت

دارد. می توان فرض نمود که وی به عنوان یک عضو قدیمی جبهه ملی مورد استقبال سران جبهه ملی فعلی

قرار خواهد گرفت، خصوصا بدلیل اینکه او میلی به تصدی مقام سیاسی نخواهد داشت.

3 آیا ناصرخان باید بازگردد؟ شهبازی معتقد است سودمند خواهد بود که وی برای چند روزی به

منظور بالا بردن اعتبارش دستگیر گردد. زمانی که آزاد شود، ناصرخان قادر نخواهد بود که مستقیما با

خمینی مخالفت کند و همچنین چنان تناقضی مطلوب نخواهد بود، چون که حداقل بعضی از مخالفین را به

زور به موضعی افراطی تر در دفاع از خمینی می کشاند. بلکه کمک ناصرخان در داخل مجالس مخالفین،

بحث به طرفداری از لزوم حفظ شاه خواهد بود. در فارس و خصوصا در شهرهایی از قبیل شیراز و جهرم

نفوذ ناصرخان می تواند به برقراری نظم کمک کند. خصوصا نظر به اینکه بویراحمدی ها و کنفدراسیون

خمسه احتمالاً از رهبری قشقایی پیروی می کنند.

4 شهبازی که اظهار می دارد او هنوز در مورد این موضوع به ناصرخان یا فامیل او دسترسی پیدا

نکرده است و سؤال کرد که آیا مأمور سفارت مایل به ملاقات برادران ناصرخان برای گفتگوهای بیشتر

می باشد. مأمور سفارت پاسخ داد که وی در موقعیتی نیست که اثر بازگشت ناصرخان یا تمایل دولت ایران

به بازگشت وی به ایران را ارزیابی نماید.

به هر صورت چون که دولت ایران او را تبعید نموده است هر بحثی یا موافقتی درباره بازگشت وی به

طور صحیح باید روی دولت ایران متمرکز شود.

ایالات متحده در هیچ موردی قدمی نامتناقض با حمایتش از شاه برنخواهد داشت و مأمور سفارت به

این دلیل مشکوک است که گفتگوی پیشنهاد شده با برادران ناصرخان واقع شود، مگر اینکه پیشنهاد مورد

علاقه دولت ایران باشد.

5 نظریه: شاه چون که در طول سالیان از روی قصد، قدرت رهبران سنتی جامعه ایران را بدون

همراهی سودمندی در میان قسمتهای دیگر جامعه کاهش داده است، در حال حاضر او خود را کاملاً متکی

بر ارتش برای حمایت داخلیش درمی یابد. تحت این شرایط ظهور حامیان قدرتمند سنتی ممکن است

جالب واقع شود.به هر صورت، دولت ایران باید صرفه های نهانی حضور ناصرخان در مقابل اثر محتمل

بازگشت وی روی سلطه شکننده رهبری مخالفین میانه رو که به گفتگو با شاه در مورد دولت ائتلافی

انتقالی نزدیک می شوند را به دقت اندازه گیری نماید. در دهه گذشته رایج بوده که نفوذ رؤسای ایلیاتی و

دیگر عناصر رهبری سنتی در ایران را پایین بیاورند. بدون نظر دادن راجع به درجه نفوذ حفظ شده به

وسیله خانواده قشقایی ایلخانی، ما ذکر می کنیم که تجدید حیات اسلامی بر این اشاره دارد که آن یک

دسترسی خیلی سهل الوصول است.

گروه پیشنهادی طرفدار شاه


صفحه 315

سند شماره (34)

طبقه بندی:خیلی محرمانه تاریخ: 26 دسامبر 1978 برابر با 5 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: گروه پیشنهادی طرفدار شاه

1 جرج ناتانسون، یک تاجر آمریکایی که در ایران ارتباطات خوبی دارد، روز سیزدهم و بیست و یکم

دسامبر به سفارت آمد تا در مورد افکاری که راجع به یک گروه مخفی برای حمایت از شاه دارد گفتگو کند.

او برای بخش بازرگانی به عنوان یک گرداننده بزرگ شناخته شده است که با دربار رابطه دارد و با آزادی

به شاهزاده اشرف و ملکه فرح مراجعه می کند. او پرت مأمور سفارت را مرتبه اول دید و دفعه دوم پرت و

لامبراکیس کنسول سیاسی را ملاقات نمود. انوشیروان باتمانقلیچ او را همراهی می کرد. او که یک عضو

خانواده مشهور باتمانقلیچ است می گوید 4 سال پیش در (SAIS) دانشگاه علوم امور بین المللی و

دیپلماسی جان هاپکینز به تحصیل اشتغال داشت.

2 ناتانسون با عبارات گسترده بازرگانی و تجارتی راجع به سازماندهی یک برنامه ضربتی از طرف

شاه برای روابط عمومی و برای کارهای خوب اقتصادی جهت خنثی کردن آشوب صحبت می کرد. هر دو

نفر با عبارات توطئه آمیز صحبت می کنند، ولی در گفتگو راجع به آنچه که در فکرشان است، اقدام سیاسی

را به وضوح دنبال می نمایند. آنها می گویند که قصد دارند از منابع خصوصی در ایالات متحده و یا جای

دیگر پول تأمین نمایند تا پروژه های رفاهی و اجتماعی خیلی نمایانی را در جنوب تهران و جاهای دیگر

شروع کنند و در مورد آنها تبلیغات به راه بیندازند.

3 ناتانسون این نکته را تذکر می دهد که وی به دنبال همکاری با حمایت ایالات متحده نیست، ولی

تماس مجدد با سفارت را حفظ می کند (او به تازگی درخواست یک ملاقات برای امروز 26 دسامبر را نمود

و پرت او را خواهد دید.) کنسول سیاسی عاقلانه فکر کرد که چندین بار به وضوح در 21 دسامبر عنوان و

تصریح نمود که هر چه گروه ناتانسون انجام می دهد در هیچ حالتی نباید به درگیری دولت ایالات متحده

تفسیر یا نمایانده شود. علاوه بر آن کنسول سیاسی به ناتانسون و باتمانقلیچ توصیه کرد که تمام

طرحهایشان را به دقت با شخصی که واقعا از طرف شاه نمایندگی دارد در میان بگذارند، چون که این کار

واقعا مربوط به ایرانیان است و آمریکاییهایی که نمایندگی دولتی ندارند نباید کاری را انجام دهند. که مغایر

با طرز فکر شخصی شاه می باشد. او اشاره کرد که آمریکاییها پیشنهادات بدون وسوسه ای راجع به

چگونگی اداره کردن مشکلات به شاه می داده اند، ولی شاه ایده های شخصی خودش را در مورد استراتژی

مناسب دارد و این امتیاز متعلق به او است. ناتانسون با هر دو این موارد توافق داشت، ولی صراحتا ما فکر

می کنیم که تصریح و تأکید قابل توصیه است. باتمانقلیچ در نظر دارد در چند روز آینده مسافرتی به ایالات

متحده داشته باشد و اگر مایل باشد با هر کسی از دولت ایالات متحده تماس بگیرد، اسم پرشت را در

وزارت خارجه دارد. (ما فکر کردیم عاقلانه است که او را در آن جهت هدایت کنیم.)

4 ناتانسون با آزادی راجع به منافع گسترده تجاری صحبت می کند (شاید در مورد آنها اغراق

می کند.) او از آمریکاییها و دیگرانی نام می برد که خیلی از آنها نوعی از کار مخفی در سابقه شان وجود

دارد. در میان آمریکاییها و دیگرانی که اشاره شد، گریگوری لیما، بروس مک نیل، بیل (خسرو) ایلرز، و