بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 326

سند شماره (42)

خیلی محرمانه تاریخ: 1 ژانویه 79 11 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی. فوری

موضوع: اظهار نظرهای جمشید هرمز رئیس سابق فدراسیون دانشجویان ایران در اطریش

1 جمشید هرمز معمار تحصیل کرده اطریش رئیس فدراسیون دانشجویان ایرانی ضد شاه در دوران

دانشجویی خود در وین بوده است. او هنگامی که در میتینگی از فدراسیون جهانی دانشجویان دانشگاهها

در آلمان شرقی شرکت کرده بود، به وسیله ساواک شناسایی شد و در سال 1971 هنگامی که به ایران

بازگشت دستگیر شد. هرچند هرمز مدعی است که عضویت در فدراسیون در آن زمان غیرقانونی نبود. بنا

به اظهارات هرمز از او بازپرسی شد و تحت شکنجه قرار گرفت. (از جمله او را از یک پلکان به پایین پرتاب

کردند که سبب شد بعدا تحت عمل جراحی دیسک قرار گیرد. به مدت 14 ماه در زندان انفرادی نگهداری

می شد، بدون اینکه هیچ گونه اتهامی به او وارد شده باشد. پس از 18 ماه زندان او را به محاکمه احضار

کردند و آن هم پس از اخطار بیست دقیقه ای به او و بدون هیچ تدارک قبلی، او مقصر شناخته شده و به 19

ماه زندان محکوم شد که 18 ماه آن را گذرانده بود. در 31 دسامبر در یک نهار در خانه دکتر هرمز

میربابایی، هرمز اظهارنظرهای زیر را برای مأمور سفارت ایراد کرد.

2 او مدعی شد که نظریات او مشابه نظریات اکثریت دانشجویان ایرانی و جامعه دانشجویان است و

اعلام کرد که نتیجه ایده آل تقلاها و کشمکشها نه تنها استعفا بلکه تشکیل یک دادگاه خلق برای محاکمه

شاه به دلیل جنایاتش خواهد بود. چنین دادگاهی باید طبق نص صریح قوانین ایران بوده و به شاه اجازه

دهد که برای دفاع از خویشتن از ایران یا سایر کشورها که حاضر باشند از او دفاع کنند، وکیل بگیرد. هرمز

اطمینان داشت که نتیجه هرگونه جریان منصفانه قانونی علیه شاه، «میخکوب کردن این خون آشام به دیوار

خواهد بود». (این ترجمه آزاد مطلبی است که به دقت احساس او را منتقل می کند). معذالک هرمز احساس

می کند که نتیجه بالمال مبارزه سیاسی در ایران و شکل هر حکومت آینده ایرانی بایستی با آرای مردم،

شکل بگیرد. تنها شرط او این خواهد بود که هر حکومت ایرانی باید بیان آزاد نظریات سیاسی را اجازه

دهد.

3 هرچند او مدعی است که ضدآمریکایی نیست و اصرار دارد که مردم ایران دعوایی با مردم آمریکا

ندارند، هرمز شدیدا مخالف سیاست ایالات متحده در ایران است. او گفت ایالات متحده درس عبرتی از

پشتیبانی از دیکتاتورها در کره جنوبی، شیلی و ویتنام، نیاموخته و همان اشتباهات را در ایران مرتکب

شده است. سیاستمداران ایالات متحده دایره تماسهای خود را به آنهایی که نزدیک به شاه هستند، محدود

کرده و بنابراین ایران را از دریچه امپریالیسم نظاره کرده اند. علاوه بر این حکومت ایالات متحده، شاه را

همواره برای دادن آنچه که خواسته است آماده دیده و بنابراین ایالات متحده از جنایات متعدد و

افراط کاریهایی که شاه و خانواده او مرتکب شده اند چشم پوشی کرده است.

مردم ایران هنوز کاملاً مخالف ایالات متحده نیستند. ولی پشتیبانی مداوم علنی ایالات متحده از شاه نه

تنها مردم را نسبت به آن بیگانه می کند. بلکه برای هر حکومت آینده ایران، همکاری با دولت ایالات

متحده را دشوار خواهد ساخت. سولیوان

دیدگاه محمدحسین خان قشقایی راجع به کاندیدایی بختیار و ژنرال فریدون جم


صفحه 327

سند شماره (43)

تاریخ: 2 ژانویه 1979 12 دی 1357

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزیر امور خارجه واشنگتن

گزارشگر: اسکودرو

شماره سند: 10063 تهران

موضوع: محمدحسین خان قشقایی راجع به کاندیدایی بختیار و ژنرال فریدون جم اظهارنظر می کند

1 اول ژانویه طی بحثی با محمدحسین خان قشقایی در آپارتمانش، ایلخان قشقایی، به کارشناس

سفارت گفت که خانواده قشقایی آماده هستند از شاهپور بختیار به عنوان نخست وزیر تحت شرایطی

حمایت کنند. دوستی بین این دو به زمان رضاشاه بازمی گردد و بین خانواده های بختیار و قشقایی

ازدواجهای زیادی طی صد و پنجاه سال گذشته انجام گرفته است. ولیکن محمدحسین خان تأکید کرد که

حمایت قشقایی از دولت بختیار، اگر که تشکیل شود، در صورتی که شاهپور دست خالی نیاید خیلی بیشتر

خواهد بود. محمدحسین خان معتقد است که اگر بختیار سوم ژانویه بدون اعلام رفتن شاه برای معالجه

پزشکی و یا به هر دلیل دیگری زمام نخست وزیری را به دست گیرد، مردم در ششم ژانویه بر علیه بختیار

تظاهرات خواهند کرد. در ضمن صحبت، محمدحسین خان یک پیغام تلفنی از گچساران دریافت کرد که

حاکی از تظاهرات 3000 بختیاری و قشقایی بود، او اشاره کرد که اگر بختیار بدون گرفتن امتیازاتی از شاه،

نخست وزیری را قبول کند، آبروی بختیاریها می رود و محبوبیت او در میان ایل کم خواهد شد.

2 طبق گفته محمدحسین خان مردم کمتر نگران نفت و بنزین خواهند بود و بیشتر متوجه اعمال

بختیار در مورد ساواک و ارتش خواهند بود. سازمان امنیت باید منحل شود و اگر به سازمان مشابهی

احتیاج هست اسم آن را باید عوض کرد. حکومت نظامی باید زودتر پایان گیرد و خیلی از ژنرالهای

بلندپایه باید برکنار شوند.

محمد حسین خان که از رهبری ارتش ایران خصوصا ژنرال اویسی خشنود نیست، به کارشناس

سفارت در مورد ژنرالهای ایرانی اخطار کرد و گفت آنها مانند فرماندهان متحدین در جنگ جهانی دوم

نیستند، بلکه مانند قدرت طلبانی در لباس نظامی هستند که رتبه های خودشان را با وفاداری به دست

آورده اند و نه با توانایی نظامی. البته یک استثناء در این مورد، فریدون جم، می باشد. محمدحسین خان او

را روز دوم ژانویه ملاقات می کند. او سقوط محبوبیتش به سه عامل بستگی داشت.

جم دستور شلیک به تظاهرات 1971 از تهران به کرج را احمقانه خوانده بود، او متوجه نبود که رئیس

ساواک وقت، نصیری با شاه، که در آن موقع در پاکستان بوده، مشورت کرده و اجازه رسمی برای شلیک

گرفته بود.

مخالفت جم بابت خرید تجهیزات نظامی جدید قبل از تعلیم کادر ایرانی برای نگهداری و محافظت از

دستگاههای موجود. مخالفتش توسط طوفانیان و دکتر ایادی به شاه گزارش شده بود.

جم در پاکستان، گفته بوده که شاه را به عنوان برادر دوست می دارد و شاه این را به عنوان سخنی

گستاخانه یافته بود.

3 محمدحسین خان، که امروز صبح با بختیار ملاقات کرده بود و می خواهد دوباره در روز دوم ژانویه


صفحه 328

او را ببیند، او (بختیار) را این گونه تشریح کرد که بیش از حد ساده صحبت می کند و یک سیاستمدار موفق

نیست. مخصوصا در زمینه مذهب، بختیار ناخوشنودیش را برای خمینی آشکار می کند و محمدحسین

خان معتقد است، بهتر است بختیار سکوت کند.

4 برای محمدحسین خان هنوز روشن نیست که آیا بختیار موفق خواهد شد کابینه ای تشکیل بدهد یا

نه. تصمیم سنجابی مبنی بر اخراج او از جبهه ملی و نظر اعضاء حزب ایران بختیار، این است که او به طرف

اعمال انحصارطلبانه و غیرهماهنگی پیش می رود و این حامیانش را کم خواهد کرد.

5 هومن خان قشقایی پسر محمدحسین خان هم حضور داشت و گفت که فرق کمی، بین برنامه بختیار

و سنجابی وجود دارد و چرا شاه نباید سنجابی را انتخاب کند که از حمایت بیشتری برخوردار است،

پدرش جواب داد که اولاً بختیار مرد خمینی نیست. ثانیا اینکه بختیار با مسئله رفتن شاه با ظرافت

برخورد کرد، ولیکن سنجابی آن را فورا و قاطعانه با شاه مطرح کرد. لحظه ای که او اینکار را کرد شاه گفتگو

را پایان داد و گفت دیگر مسئله ای برای بحث نیست.

6 هومن همچنین به شایعات تکراری در مورد اینکه خارجی ها نباید اجازه داشته باشند ایران را ترک

کنند، اشاره کرد، چرا که برای تأمین احتیاجات اساسی صنایع بعد از رفتن شاه ضروری هستند. در همان

حال هومن کاملاً متوقع است که شاه بماند و یا برگردد یا اگر یک دولت غیرنظامی مفید واقع شود،

خارجیان و مخصوصا آمریکاییان مورد حمله گروههای چریکی قرار خواهند گرفت. هومن و پدرش

معتقد هستند که شاه آنقدر زرنگ هست که طرح بازگشت به ایران را به وسیله کودتا، بعد از اینکه دولت

غیرنظامی عدم کارآیی خودش را ثابت کرد، پیاده کند.

محمدحسین خان، شاه را به عنوان باهوشترین رهبر ایرانی طی دو قرن اخیر می داند، ولی معتقد است

دو مسئله به او ضربه زده اند، ناتوانی او در حفظ قاطعیت و طمع او برای پول و قدرت.

سولیوان

خسرو قشقایی

سند شماره (44)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 3 ژانویه 1979 13 دی 57

از: وزارت امور خارجه واشنگتن

به: سفارت آمریکا تهران

موضوع: خسرو قشقایی

1 خسرو قشقایی در 2 ژانویه با مسئول بخش ایران در اداره امور خاور نزدیک ملاقات نمود تا

نظراتش را در مورد بحران ایران ارائه دهد. قشقایی به طور مستقیم گفت تا زمانی که شاه در ایران باقی

بماند هیچ راه حلی امکان پذیر نخواهد بود. او ایالات متحده را ترغیب به تماس با نیروهای خمینی در

ایران که او آنها را به عنوان قابل ترین در کشور می داند، نمود. او اشاره کرد که برخی اختلاف عقاید بین

خود او و اعضای خانواده اش وجود دارد و اینکه پدرش به امید اینکه دستگیر خواهد شد و سمبلی از

مخالفت قشقایی با شاه خواهد شد. به ایران بازمی گردد. او هیچ اعتمادی به اینکه بختیار قادر خواهد بود

که یک دولت بادوام تشکیل دهد، نداشت و هیچ طرفداری (هواخواهی) برای تلاشهای نخست وزیر

منصوب شده ابراز نداشت.


صفحه 329

2 قشقایی واشنگتن را به مقصد مونیخ جایی که او اقامت دارد، ترک نمود.

3 ما این را برای سابقه گزارش می کنیم و هیچ درکی از اهمیت آن برای سیاستهای ایران یا ایلی

نداریم.

نظرهای بازاریها درباره نامزدی بختیار و ادامه رویارویی

سند شماره: (45)

طبقه بندی: سرّی تاریخ: 3 ژانویه 79 برابر با 13 دی 57

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی. سی.

موضوع: نظرهای بازاریها درباره نامزدی بختیار و ادامه رویارویی

خلاصه: یک نفر بازاری برجسته منعکس کننده نفرت عاطفی نسبت به رژیم و ظلم و ستمهای آن است

(او به این ستم ها اعتقاد دارد) به آمریکاییها اخطار می شود که به خاطر پشتیبانی از شاه ما صدمه خواهیم

دید. (پایان خلاصه).

1 مأمور سفارت روز دوم ژانویه با حاج علی اصغر کاشانی یک بازاری ذینفوذ ملاقات کرد. وی گفت

که بازاریها پس از اندکی بحث، تصمیم گرفتند از پشتیبانی از شاهپور بختیار به عنوان نخست وزیر

خودداری کنند. آنها بختیار را بسیار نزدیک به شاه می دانند آنها همچنین بختیار را فرصت طلب تر از آن

می دانند که از او پشتیبانی کنند، حتی اگر بختیار ثابت کند که موفق شده است عزیمت شاه را فراهم کند.

اگر بختیار نخست وزیر شود بازار همچنان به امید ساقط کردن بختیار و جایگزین کردن او به وسیله

شخصی که به عقیده کاشانی منتخب حقیقی مردم است، یعنی کریم سنجابی بسته خواهد ماند.

2 هنگامی که مأمور سفارت اظهار نظر کرد که ادامه مخالفت با یک حکومت غیرنظامی که می کوشد

تقاضاهای مردم را برآورده کند، منجر به ارتکاب شقاوتها از قبیل آنچه که اخیرا در مشهد انجام گرفت

خواهد شد، کاشانی در پاسخ با حرارت اظهار داشت که چنین چیزهایی هم اکنون در پایتخت انجام

می گیرد. روز سی و یک دسامبر جمعیت انبوهی، خانه یک سرهنگ ساواکی را که در خیابان بهار سکونت

داشت، مورد حمله قرار داد. سرهنگ را زنده گرفته و جمعیت او را تکه تکه کرد در حالی که همسر و

فرزندان او در میان آتشی که خانه سه طبقه او را با خاک یکسان کرد، سوزانده شدند.

کاشانی مدعی است که خود او بقایای این خانه و قسمتهایی از جسد مرد مقتول را که در تاریخ اول

ژانویه در معرض تماشای مردم قرار گرفته بود، دیده است در میان خاکسترهای زیرزمین این خانه به

اظهار کاشانی، ابزار شکنجه کشف شد.

هنگامی که مأمور سفارت وحشیگری از این نوع را از هر کدام از طرفین که باشد تأکید کرد کاشانی

خشمناکتر شد. او حادثه ای را که در قزوین اتفاق افتاده بود نقل کرد که در آن یک کودک در زیر زنجیرهای

تانک له شده بود و مادر کودک هنگامی که برای نجات او می شتافت به ضرب گلوله از پای درآمد. او هم

چنین مراسم (تشییع جنازه سه جوان ایرانی را در روز دوم ژانویه در بهشت زهرا که خود او در آن حضور

داشت تشریح کرد. این سه جوان ایرانی از قرار معلوم به طوری که گفته می شود روز سی دسامبر زیر

شکنجه در زندان اوین مرده بودند. اجساد این سه جوان بدون آنکه پوشانده شده باشند بر روی تابوتها بر

در گورستانها گردانده می شد تا جمعیت مشاهده کند که چگونه بدن آنها سوزانده شده و ناخنهای انگشتان


صفحه 330

آنها کنده شده بود.

کاشانی فریاد زد این کاملاً طبیعی است که مردم نوکران رژیمی را که چنین کارهایی را انجام می دهند

مورد حمله قرار دهند. (در این مرحله کاشانی واقعا سخت برآشفته بود. یکی از این روزها مأمور سفارت

انتظار دارد که شاهد آن باشد که دهان او از خشم کف کند). (پایان اظهارنظر)

3 هنگامی که کاشانی توانست بار دیگر خود را کنترل کند. نطق مفصلی در این باره کرد که چگونه

بازاریان مسئولیت همه این جنایات را به گردن آمریکا می اندازند و آن هم به خاطر پشتیبانی درازمدت ما

از رژیم خیمه شب بازی شاه (آنچه نوشته شده همان است)، کاشانی آن گاه خاطرنشان ساخت خشم

فزاینده مردم علیه آمریکا ممکن است، منجر به حملاتی علیه افراد آمریکایی در تهران بشود. در این زمینه

کاشانی به مأمور سفارت توصیه کرد تا فوق العاده با احتیاط باشد و فعالیت خود را در خارج از محوطه

سفارت تقلیل دهد.

4 اظهار نظر سفارت: متأسفانه صدای این بازاری منعکس کننده احساسات بخشهای رو به افزایش

جمعیت ایران است. سفارت هر روز در معرض دریافت تقاضاها و توصیه در اینباره است که ما کاری

درباره شاه انجام دهیم. زیرا شاه آمریکاییان را مانند یک لنگر به پایین می کشاند. سولیوان

دیدگاه پرویز آموزگار درباره بختیار نخست وزیر، و آینده ایران

سند شماره (46)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 5 ژانویه 79 برابر با 15 دی 57

از: سفارت آمریکا در تهران

به: وزارت امور خارجه آمریکا واشنگتن دی. سی.

موضوع: نقطه نظرهای پرویز آموزگار مدیر دانشگاه مشهد درباره بختیار نخست وزیر، و آینده ایران

1 برطبق اظهارات پرویز آموزگار مدیر دانشگاه مشهد و عضو جامعه روشنفکران دانشگاهی که شاید

بیشتر محصلین شامل آن نیستند، مایل است به بختیار یک فرصت مناسب داده شود تا او خودش را نشان

دهد. معهذا چنانچه روی کار آمدن بختیار، با بیانیه ای از جانب شاه حاکی از مریضی او و ترک کشور برای

معالجه پزشکی و پس از آن خروج فوری شاه، همراه نباشد، جامعه دانشگاهیان مخالفت خود را تقریبا

فورا ابراز خواهد داشت.

بدیهی است بعضی از عناصر مخالف بختیار، او را برخلاف بیانیه خیلی استقبال شده او در تشریح 28

مرداد به عنوان روزی که شاه بر علیه دولت ملی کودتا کرده، محکوم نمودند. تظاهرات و پلاکاردهای

ضدبختیار در حال حاضر در مشهد به چشم می خورد و مقام رسمی سفارت هم دو نمونه از شعارهای ضد

بختیار را بر روی دیوارهای تهران دیده است.

2 داماد آموزگار، علی ضیایی و خواهرش مخدره ضیایی با این احساس بسیاری از ایرانیان هم

عقیده اند که بیشتر ناراحتیهای ایرانیان و موقعیت جاری ایران از آمریکا ناشی می شود و آمریکا را در این

مورد سرزنش می کنند. در حالی که آنها می پذیرند که آمریکا در گذشته چاره ای جز همکاری با شاه

نداشته است. اما آنها اشاره به یک سری سیاستهای اشتباه آمریکا کردند، از جمله در زمینه برنامه اصل

چهار که شامل ارائه ضعیف برنامه ها و تبادلات فرهنگی و محدودیت تماس سفارت با هواداران شاه و به

کار گماردن رئیس سابق سیا هلمز به عنوان سفیر و تغییر روابط اطلاعاتی آمریکا به سازمان ICA(آژانس


صفحه 331

ارتباطات بین المللی) (که خیلی شبیه به سازمان سیا به نظر می آید) و فقدان همبستگی بین مقامات

آمریکایی و ادامه حمایت فعلی آمریکا از شاه در حالی که بسیار روشن است که بیشتر توده مردم خواستار

او نیستند.

3 اگر چه آنها موافق ترک فوری شاه می باشند اما آموزگار و دیگران تأکید می کنند که ایران به نهاد

سلطنتی نیازمند است و امکان دارد که شاه فعلی با محدود کردن خود در امور سلطنت (اگر او مایل به چنین

کاری باشد) پس از اینکه یک دولت ملی اوضاع را در دست گرفت، به ایران برگردد.

شاه در تمامی بحران فعلی، خیلی دیر و کم امتیازاتی داده است و اگر از ترک کشور با حفظ شخصیت

خودداری کند، هر نوع امکان بازگشت، و موقعیتش را در تاریخ و آینده خاندان پهلوی را به مخاطره

می اندازد و باید منتظر سقوط باشد.

کابینه ای که جدیدا معرفی شد

سند شماره (47)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 6 ژانویه 79 16 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: کابینه ای که جدیدا معرفی شد

1 کابینه اساسا آن طوری که به وسیله خبرگزاریها گزارش شده صبح امروز به وسیله نخست وزیر

برگزیده، شاهپور بختیار به شاه معرفی شد. منصوبین اینها هستند:

کشور خود بختیار، شامل کنترل روی پلیس، ژاندارمری، و احتمالاً ساواک.

جنگ ژنرال فریدون جم (که در راه بازگشت از لندن می باشد).

امور خارجه احمد میرفندرسکی، که در سال 1973 به وسیله شاه از قائم مقامی وزارت خارجه به

طوری که گزارش شده به خاطر تجاوز به حدود شاه در اجازه دادن به پروازهای روسی از فراز ایران در

زمان جنگ 1973 اعراب و اسرائیل برکنار شد.

دادگستری یحیی صادق وزیری، یک وکیل و قاضی حرفه ای که کرد می باشد.

اطلاعات و جهانگردی سیروس آموزگار، قبلاً چیزی مثل یک دست چپی، نویسنده و

روزنامه نگار، با نخست وزیر قبلی جمشید آموزگار ارتباطی ندارد.

اقتصاد و دارایی رستم پیراسته، بانکدار بین المللی، نماینده سابق چیس مانهاتان بانک در اینجا

محمد مشیر یزدی قائم مقام نخست وزیر برای امور مالی و اداری، کارمند عالیرتبه وزارت کار

(منجمله قائم مقام دائمی) که مثل اینکه یک دوست قدیمی بختیار باشد.

کشاورزی منوچهر کاظمی، با تجربه در PBO، بانک ملی، فارغ التحصیل هاروارد در سال 1920، با

آمریکاییها دوستانه است ولی از رژیم انتقاد می کند.

صنایع و معادن عباسقلی بختیار، پسرعموی نخست وزیر که کارمند عالیرتبه دولت، با سابقه در

شرکت ملی نفت که در این پست اخیر به عنوان معاون این وزارتخانه خدمت کرده است، شاید نسبت به

آمریکاییها حساس باشد.

آموزش و پرورش دکتر محمدامین ریاحی، کارشناس برجسته آموزش و پرورش و روزنامه نگار.


صفحه 332

کار و امور اجتماعی منوچهر آریانا، کارمند دولت در وزارت کار که به طوری که گزارش شده

پسرعموی ژنرال آریانا بازنشسته می باشد (یکی از آن ژنرال هایی که اشاره شد مورد قبول بعضی مخالفین

می باشند).

PPTLUTF علی صمیمی مقام رسمی

بهداری منوچهر رزم آرا، دکتر تحصیل کرده در آمریکا

مسکن جواد خادم، یک پیمانکار ساختمانی خیلی فعال، به طوری که گزارش شده احساساتی و

شاید ضدآمریکا.

2 هیچ کدام از منصوب شدگان قبلاً به عنوان وزیر خدمت نکرده اند. جم و میرفندرسکی هر دو سفیر

کبیر بوده اند. جدا از برخی فعالیتهای شدیداللحن ضدرژیم در یک یا دو مورد (آموزگار کاظمی) کابینه

متشکل از تکنوکرات هایی با سابقه طولانی در محدوده های کارشناسی و سوابق پاک از نظر موضوع فساد

هستند.

3 کابینه شامل هیچ کدام از مخالفین سیاسی که زمانی شایع شده بود به آن می پیوندند نیست. اینها

شامل افرادی از قبیل محمد درخشش، رئیس اتحادیه معلمین (برای فرهنگ و هنر)، مهندس احمد

مصدق، پسر مصدق (برای راه) و حتی سخنگوی مذهبی حقوق بشر ناصر میناچی (برطبق شایعات اخیر)

نمی باشند.

4 وزارتخانه هایی که بدون وزیر می مانند عبارتند از: بازرگانی، فرهنگ، برنامه ریزی و بودجه (اگر از

بین نرفته باشد)، راه، نیرو، علوم و آموزش عالی، همچنین وزرای سنتی (تشریفاتی) کشور برای چیزهایی

از قبیل امور پارلمانی و امور اجرایی. همچنین وزیری برای اوقاف وجود ندارد، مطابق گزارشاتی که ما

داشته ایم این محدوده ممکن است به رهبری مذهبی تسلیم شود.

5 اطلاعات بیوگرافی ویژه بیشتری به دست خواهیم آورد.

یکی دیگر از مخالفین میانه رو با بختیار مخالفت می کند

سند شماره (48)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 7 ژانویه 79 17 دی 57

از: سفارت آمریکا در تهران به: وزارت امور خارجه آمریکا واشنگتن دی سی

گزارشگر: لامبراکیس

موضوع: یکی دیگر از مخالفین میانه رو با بختیار مخالفت می کند

1 رهبر اتحادیه معلمین و مخالف سیاسی میانه رو، محمد درخشش، در یک تماس مختصر تلفنی در

روز هفتم ژانویه مخالفت کامل خود را با دولت بختیار بیان کرد. او این موضوع را که کاندیدای مقامی

(برخلاف گزارشی که سفارت در هفته گذشته از دیگر منابع کسب کرده بود) بوده است، تکذیب کرد. افراد

متعدد دیگری از گروهش تقاضای بختیار را قبول نکرده اند.

2 درخشش گفت اگر کسانی (مانند سمیعی) از احزاب مخالف جزء کاندیداها هستند، از افراد

عالیرتبه و سرشناس نیستند. او گفت این مطلب را می دانم که وزیر جدید علوم (ریاحی) یکی از اعضای

فعال ساواک می باشد. درخشش سالها قبل برای او که معلمی بیکار بود کاری تهیه کرده بود. دیگر افراد

جدید کابینه تا همین اواخر جزء مقامات رسمی و عضو حزب رستاخیز بوده اند و به کار گرفتن آنها یک


صفحه 333

جوک است.

3 وقتی مأمور سیاسی درباره این فکر شاه که می خواهد به تعطیلات برود، پرسید درخشش گفت که

وی تحت تأثیر واقع نشده است شاه قبلاً هم به مسافرت و تعطیلات رفته و برگشته است این سفر آخر، سفر

دائمی که لازم است نمی باشد.

4 درخشش گفت که شاه همیشه در تصمیم گیریش عقب است روی کار آوردن دولت بختیار کاری

بود که یکسال قبل باید می کرد ولی حالا خیلی دیر است. این مملکت مریض یک علاج و دوای واقعی

می خواهد، نه داروها و قرص های گرد سفید (یعنی مسکن مترجم). او دوباره به مورد موضع گروه

خودش تأکید کرد که شاه بایستی برود تا از قدرت خمینی کاسته شود و اجازه داده شود که میانه روهای

اصلی روی پای خود بایستند. 5 درخشش در سومین اعلامیه هفتگیش دیروز به بختیار حمله

کرد.سولیوان

واسطه سیاسی مأیوسانه و تشکیل گروه سیاسی میانه روی دیگر

سند شماره (49)

طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 7 ژانویه 1979 برابر با 17 دی 57

از: سفارت آمریکا تهران

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: واسطه سیاسی مأیوس گردیده است؛ با این حال گروه سیاسی میانه روی دیگری تشکیل شد

خلاصه: واسطه کهنه کار سیاسی به خاطر ناشایستگی مستمر دولت ایران مأیوس شده است. او

مشاهده می کند که حزب (کمونیست) توده خیلی فعال می شود. تلاشهای فعلی او در جهت تشکل یک

گروه میانه رو در پشت سر علی امینی است که وسیله ای خواهد بود برای حمایت از دولت بختیار تا زمان

انتخابات (پایان خلاصه).

1 مأمور سفارت در 4 ژانویه با هدایت اسلامی نیا واسطه سیاسی دائمی چندین ساله که مأمور سیاسی

با وی برای حدود یک سال در تماس بوده است، ملاقات نمود. او صریحا از سیر حوادث دلسرد بود. دولت

ایران به طور تعجب آوری در مقابله با بحران بی لیاقت بوده است و در نتیجه فعالیت حزب توده گسترده تر

می شود. او گفت چند تن از دوستانش از جنوب اشاره کرده اند که سازمان دهندگان قدیمی توده ای در

آشوبهای کارگری اخیر درگیر بوده اند. (نظریه: این با آنچه که ما از منابع دیگر شنیده ایم مطابقت دارد.)

2 اسلامی نیا سپس گفت وی تعدادی از دوستان که در مقامهای مختلف هستند را دور هم جمع کرده تا

گروهی را در پشت سر علی امینی تشکیل دهند (این گروه از دولت بختیار حمایت خواهد نمود، ولی

خودش را برای انتخابات آماده خواهد نمود.) او اشخاص زیر را به عنوان اعضای اولیه گروه معرفی کرد:

آقای فضایلی: رهبر سابق حزب مردم،

عبدالحسین طباطبایی: نماینده سابق مجلس از شیراز،

ناصر زهتاب فرد: رئیس اصناف (گروه نظارت بر قیمتها)،

منوچهر ساعد وزیری: نماینده سابق مجلس و در حال حاضر یک مقاله نویس روزنامه؛

آقای حکمت یزدی: یک بازرگان؛

آقای تیمور و آقای رزان از اصناف؛