بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 342

سند شماره (3)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 9 ژانویه 79 19/ 10/57

به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری

گزارشگر: اسکودرو

شماره سند: 430

موضوع: وضع قزوین

1 خلاصه: کارشناس سفارت در 8 ژانویه به همراه یکی از اعضای فعال جبهه ملی، شمس الدین صدر

به قزوین در فاصله دو ساعتی تهران رفت. کارشناس سفارت در مجلس عزاداری مسجد محل و

راهپیمایی عظیم و آرامی شرکت کرد و دیدگاه دست اولی نسبت به نتایج شلوغیهای جدی که در قزوین در

دو هفته گذشته صورت گرفته است، به دست آورد. وضع آن قدر که کارخانه شایعه سازی تهران توصیف

می کند، بد نمی باشد ولی با تأیید 186 نفر کشته و تعداد غیر مشخصی زخمی و مقدار زیادی مغازه و خانه و

یک هتل که غارت و سوخته شده اند، اوضاع به اندازه کافی بد است. تنفر عمیقی که کارشناس سفارت در

مشهد حس کرد، آنقدر در قزوین قوی نمی باشد ولی مردم هیچ حمایتی برای شاه و بختیار و یا هرکس

دیگر غیر از خمینی ابراز نمی کردند. (پایان خلاصه)

2 در سفر کارشناس سفارت در 8 ژانویه با مبارز جبهه ملی، شمس الدین صدر، برادر او دکتر احمد

صدر حاج سید جوادی (اعضای یک خانواده قدیمی و قدرتمند قزوین) و یک عضو عادی جبهه ملی دکتر

خاوری (نام اول نامعلوم) از قزوین بازدید کردند. هدف به دست آوردن اطلاعاتی در مورد شرایطی بود که

به دنبال آن خشونت شدیدی روی داده بود که تجار شایعه تهران آن را شبیه به وحشیگری در مشهد کرده

بودند. در موقع ورود، کارشناس سفارت مستقیما به دیدن مسجد 500 ساله صفوی برای شنیدن سخنان

یک سری آخوند و ملا و یک مجتهد که جمعیت چندین هزار نفری داخل مسجد و حیاط را برای

راهپیمایی روز بزرگداشت عزاداری خمینی تحریک و آماده می کردند، رفت. جالبترین سخنرانی که

کارشناس تا به حال شنیده بود آن بود که توسط احمد صدر حاج سید جوادی که یکی از ماهرترین

سخنرانان فارسی زبان هست اجرا شد. وقتی که صدر، نه با اسم و رسم، صرفا به عنوان یک خبرنگار از

تهران معرفی شد، از او با فریادهای ساواکی، ساواکی، استقبال شد ولی بعد از چند دقیقه جمعیت مال او

بود. او آنها را از طرفی به طرف دیگر می برد تا وقتی که او صحنه ای را توصیف می کرد که رئیس پلیس

نجف آباد (نزدیک اصفهان) با کلت خود به هوا شلیک کرد تا جمعیتی را که می خواستند به کسانی که در

درگیریهای محلی زخمی شده بودند خون بدهند پراکنده کند. نصف جمعیت به وضوح گریه می کردند... با

وجود وضع حساس، جمعیت دستورات مجتهدی را که شیشه شکستن و سوزاندن و سنگ پرانی و آزار

سربازان را در طی راهپیمایی منع می کرد، محترم شمردند.

3 راهپیمایی مستقیما خارج از مسجد و به داخل خیابانها در جایی که راهپیمایان دیگر به آنها ملحق

می شدند کشانده شد. کارشناس سفارت آمریکا به محل محترمانه ای راهنمایی شد، یعنی پشت ردیف

روحانیون، ملاها، پرچم ها، شعارها و عکسهای خمینی و شهدای قزوین که راهپیمایی را رهبری می کرد.

با چنین ادای احترامی و چنین تعداد زیادی از راهپیمایان احساساتی، رد کردن شرکت در راهپیمایی


صفحه 343

می توانست خیلی زننده باشد و کارشناس سفارت برای چند خیابان رل تظاهرکننده ای که شعار نمی داد را

قبول کرد تا موقعیت مناسبی پیش آید و از صف خارج شود. مانند راهپیماییهای عاشورا و تاسوعا در

تهران، راهپیمایی قزوین هم بسیار منظم بود. حدود 15 هزار نفر (خبر نگار بی. بی. سی. دیوید لین که

حضور داشت حدود 50 هزار نفر تخمین می زد ولی این مسخره است) در هنگهای 500 نفری تنظیم شده

بودند و سرود می خواندند. اینها توسط افرادی که شعارها را حمل می کردند و فواصل ثابتی را از گروه

جلویی حفظ می کردند، از هم جدا می شدند. راهپیمایی همچنین حدود 300 نفر زن چادری به همراه

داشت. (تفسیر: وجود این همه زن نشانه عمق احساسات ضدشاهی در قزوین است، جایی که زنان به

ندرت خانه های خودشان را برای هر منظوری ترک می کنند.) مأموران انتظامات جوان، با دستبندهای

قرمز، نظم راهپیمایی را حفظ می کردند و مانع می شدند که جمعیت زیاد به نقاط حساس نزدیک شود؛

مانند پادگان ارتشی که توسط زنجیر مردم حفاظت می شد. راهپیمایی ظاهرا آرام بود. کارشناس سفارت

هیچ خشونتی را ندید، صدای تیر و یا شایعه زدوخوردی در رابطه با راهپیمایی نشنید.

4 راهپیمایان قبلی اینقدر خوش شانس نبودند. در 27 دسامبر حدود 500 نفر که از ایستگاه

ژاندارمری می گذشتند توسط یک ژاندارم به نام زنجانی به آنها تیراندازی شد، سه نفر کشته شدند، و 6 نفر

به دام آن ژاندارم افتادند (مشخص نیست چطور) و سه نفرشان فورا کشته شده بودند، یکی زخمی شد و

بعد مرد، یکی به پایش تیر خورد و جوانان دیگر فرار کردند و خبر را پخش کردند. در 28 دسامبر مردم به

خیابانها ریختند و 96 نفر دیگر کشته شدند.

5 در شب اول و دوم ژانویه، ملاها در یکی از بیمارستانهای محلی به خاطر خانواده های کشته

شدگانی که از دادن جسدهای کشته شدگانشان جهت تدفین جلوگیری شد، اعتصاب نشسته کردند. تا

صبح جمعیت زیادی بین 40 تا 50 هزار نفر (به گفته دکترهای بیمارستان) برای حمایت جمع شده بودند.

در ضمن ارتش با نیروی 700 نفری از زنجان تقویت شده بود. سربازان حمله کردند و جمعیت را متفرق

کردند و در خشونتهای بعدی در دوم و سوم ژانویه که طی آن ارتش به وضوح از کنترل خارج شده بود،

حداقل 83 نفر دیگر کشته شده بودند. سربازها به یک گروه از راهپیمایان که از بازار خارج می شدند

تیراندازی کردند و آن طور که گزارش کرده اند 32 نفر کشته شدند. (نظریه: کارشناس سفارت محل سوراخ

شده تیر را در دیوارها و درها مشاهده کرد که از ارتفاع زانو تا بالای سر متفاوت بود. بازار مانند هر جای

دیگری از شهر برای عزاداری تعطیل بود، لذا غیر ممکن بود که داستان این جریان را تأیید کنیم، ولی روشن

بود که تیراندازی بر علیه جمعیت، در آن محوطه بسته، تلفات زیادی خواهد داشت.)

6 ارتش، مغازه های زیادی را غارت کرد و سپس آتش زد. کارشناس سفارت از مغازه ای که

گاوصندوق آن مانند قوطی ساردین باز شده بود، دیدن کرد. بزرگترین و جدیدترین هتل قزوین، پاساژ

هتل، که 45 اطاق و 48 مغازه داشت کاملاً غارت شده بود، که این به ضرر صاحب طرفدار خمینی آن، علی

زاهدی تمام شده بود که 35 میلیون تومان (5 میلیون دلار) ضرر داشت. می گویند ارتش همچنین تانکها را

به داخل چندین داروخانه برد، داروها را غارت کرد و بعد آنها را آتش زد. چندین دکتر هم از تهران و

شهرهای دیگر برای کمک به زخمیان آمدند. دکترهای محلی دیگری اعلام کردند که زخمیها را مجانی

درمان خواهند کرد و خانه های دو نفر از این دکترها مورد حمله سربازها قرار گرفت و آتش زده شد.

کارشناس سفارت، خانه یکی از اینها، دکتر (نام اول نامعلوم) دفتری را بازدید کرد. آیت اللّه خمینی خواسته


صفحه 344

است که شهرهای دیگر، غذا و کمک به قزوین بفرستند ولی گزارش می کنند که ارتش سه کامیون از این

چنین وسایلی را توقیف کرده است. گفته می شود که بیشتر از 700 اتومبیل آتش زده شده اند، گفته های

تأیید نشده زیادی هستند که ارتش خیلی از کشته ها و زخمیها را به محل حمل کرده و بعضی از اینها را در

یک گور دسته جمعی زنده زنده، در محلی خارج از قزوین به نام آب گیلکی دفن کرده است.

7 اظهار نظر: جو قزوین عصبی بود ولی به هیچ وجه قابل مقایسه با انتقام جویی شدیدی که بر مشهد

در سفر اخیر و بعد از دیدار کارشناس سفارت حاکم بود، نمی باشد. کارخانه شایعات مانند معمول وقایع

قزوین را بزرگ کرده. مثلاً با وجودی که دو کودک توسط تانکهای ارتش مجروح شده بودند، درست

نیست (با تأکید) که راهپیمایان در قزوین زیر تانکها له شده اند و یا اینکه از تانکها برای خرد کردن

خانه های مخالفین فعال استفاده شده است. تأثیر درگیریها این بوده که قزوینیهای مخالف را بیشتر متحد

کرده و در برابر هر کاری که شاه بکند می ایستند. کارشناس سفارت قادر نبود کسی را در شهر پیدا کند که

نسبت به شاه یا بختیار دید خوبی داشته باشد. نظر کلیه مردم شاید بهتر از همه توسط هتلدار قبلی، زاهدی،

توصیف می شود که می گفت: مردم از هر کسی که خمینی به عنوان نخست وزیر انتخاب کند حمایت

خواهند کرد و نه از هیچ کس دیگر. خیلی از قزوینیها به چنین غارتهایی توسط ارتش در مشهد و نجف آباد

اشاره می کنند و در روش محترمانه ایرانی اشاره می کند که آن اعمال ارتش به عنوان قسمتهایی از توطئه

عظیمتر ارتش، هماهنگ شده بود. وزارتخانه باید توجه داشته باشد در حالی که پرونده های بیمارستانها

تعداد کشته ها را تأیید می کند منابع بقیه اطلاعات بالا بیطرف نیستند. در قزوین هیچ کس بیطرف نیست

ولیکن آنقدر افراد مختلف، همین داستان را تکرار کرده اند که کارشناس سفارت تا حد زیادی از وقایع

مطمئن است. کارشناس با ارتش تماس نگرفت. داستان آنها این است که فقط 12 نفر در زدوخوردهایی که

توسط حمله مردم شهر به سربازان صورت گرفت، کشته شده اند. دکترها اصرار دارند که هیچ سربازی در

قزوین از سوم دسامبر کشته نشده است. در این موقع یکی با کارد زخمی شده بود ولی پس از عمل جراحی

خوب شد.

8 نظریه: سازماندهی و ماهیت صلح آمیز راهپیمایی خیلی شگفت انگیز بود. مخصوصا با در نظر

گرفتن وقایع اخیر، در حالی که در تهران استنباط می شود که رهبران اسلامی و دیگر رهبران مخالفین

ممکن است دیگر کنترل کامل بعضی از عناصر جمعیتها را نداشته باشند. این به روشنی در مورد قزوین

صدق نمی کند.سولیوان

نظرات بختیار در مورد فروشهای نظامی و رابطه امنیتی

سند شماره (4)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 9 ژانویه 19 دی 57

به: وزیر امور خارجه واشنگتن

موضوع: نظرات بختیار در مورد فروشهای نظامی و رابطه امنیتی

1 دو گزارشگر به طور محرمانه نظرات بختیار نخست وزیر برگزیده که به وسیله او و دفترش به آنها

داده شده است را به ما گفتند.

2 طبق گفته اولین گزارشگر، بختیار اعلام خواهد نمود که وی در نظر دارد (از نظر در دسترس بودن


صفحه 345

وجوه) مطالب زیرین را بررسی نماید:

مجموع 12 میلیارد دلار خریدهای نظامی از ایالات متحده که هم اکنون در راه است.

مجموع 10 میلیارد دلار از انگلیس که اکنون در راه است.

200 هواپیما از ایالات متحده.

هواپیماهای رادار پرواز کننده و شش کشتی از آلمان غربی.

3 در همین رده ولی با ویژگی کمتر، بختیار به گزارشگر دیگر گفته است که او فروشهای نظامی

خارجی را از نظر (الف) پول موجود و (ب) احتیاجات نظامی، مورد بررسی قرار می دهد. در این جریان

بختیار گفت او به قراردادهایی که هم اکنون امضاء شده احترام خواهد گذارد مگر اینکه کاملاً با منافع ایران

مغایر باشند. او گفت که از وزیر دارایی خواسته است لیست آنچه را که ایران می تواند از عهده برآید تهیه

نماید. بختیار توضیح داد که کارگران خارجی که حقوقهای زیاد می گیرند و کاری انجام نمی دهند باید

بروند.

4 سرانجام او گفت ایران هرگز دوباره ژاندارم خلیج فارس نخواهد بود، ولی خریدهای نقدی و

انتقالی از ایالات متحده اگر که آمریکا موافقت نمود همچنان امکان پذیر خواهد بود.

بختیار نخست وزیر در مسیر موقعیت سیاسی جاری

سند شماره (5)

سری

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 9 ژانویه 79 19 دی 57

به: وزارت امورخارجه واشنگتن

موضوع: بختیار نخست وزیر در مسیر موقعیت سیاسی جاری

خلاصه: بختیار دولتش را در 11 ژانویه به مجلس و 13 ژانویه به سنا معرفی خواهد نمود. شاه احتمالاً

تا رأی اعتماد برای ترک ایران صبر خواهد نمود. او انتظار دارد تا 30 نماینده بر علیه دولت صحبت کنند.

طبق گفته بختیار هنوز تلاشهایی به عمل می آید که ژنرال جم به دولت بپیوندد. بختیار شورای سلطنت را

در بعد از ظهر 9 ژانویه با شاه مورد بحث قرار می دهد. اصفهان شهر بعدی خواهد بود که حکومت نظامی در

آن لغو خواهد شد. (پایان خلاصه)

1 نخست وزیر، مأمور سیاسی استمپل را برای یک ملاقات کوتاه در 9 ژانویه پذیرفت و گفت که

وی دولتش را در 11 ژانویه به مجلس معرفی خواهد نمود. برای سرعت بخشیدن به جریان تأیید، نخست

وزیر دولت جدید و برنامه را در صبح 13 ژانویه به سنا معرفی خواهد نمود و سپس برای مذاکره به مجلس

باز خواهد گشت. او گفت تعدادی از نمایندگان (شاید 30 نفر) می خواهند بر علیه دولت صحبت کنند:

«اکنون تمام آنها می خواهند نشان دهند که چقدر میهن پرست هستند.» در جواب به سؤال، او رأی اعتماد

نهایی را در نزدیک پایان هفته آینده (ایرانی) 16 یا 17 ژانویه، انتظار دارد (اما از دیگر منابع فهمیده ایم که

نخست وزیر با ضربات سنگینتری از آنچه انتظارش می رفت مواجه شده است.)

2 بختیار گفت شاه احتمالاً تا رأی اعتماد برای ترک ایران صبر خواهد نمود ولی پس از آن خیلی

سریع پیش خواهد رفت. (بعضی محافل عقیده دارند که شاه ممکن است پس از اینکه دولت به هر دو

مجلس معرفی شد حرکت کند. در حال حاضر وضعیت خیلی متحرک به نظر می رسد.)


صفحه 346

3 نخست وزیر گفت هنوز تلاشهایی به عمل می آید که ژنرال جم به کابینه بپیوندد و فشار (برای

پیوستن او) وارد می شود. بختیار می گوید با وجود این اگر لازم باشد او یک کاندید دیگر آماده دارد. او

ترجیح داد که از او در این زمان نام نبرد. (سفیر کبیر گفت برداشت خودش این است که جم قطعا حذف شده

است.)

4 بختیار ترکیب شورای سلطنت را در بعد از ظهر ژانویه با شاه مورد بحث قرار می دهد. بختیار گفت

علاوه بر اعضای قانونی (نخست وزیر، رؤسای دو مجلس و رئیس دیوانعالی) او نامهایی از قبیل عبداللّه

انتظام (رئیس شرکت نفت)، غلامحسین صدیقی (نخست وزیر نامزد شده قبلی)، و شاید کریم سنجابی

(رهبر جبهه ملی که قبل از اینکه از او خواسته شود از آن امتناع ورزیده است) را پیشنهاد خواهد نمود؛ مقام

چهارم برای شاه خواهد بود که منصوب نماید. حالت بختیار اشاره بر این داشت که او انتظار دارد یک

معامله بر سر ترکیب شورا صورت گیرد.

5 برقراری مجدد نظم اجتماعی، بیشتر وقت نخست وزیر را می گیرد. او گفت امروز اطمینان بیشتری

نسبت به وفاداری ارتش حس می کند و گفت حس می کند که قادر است به طور خیلی رضایتبخش با

رئیس جدید ستاد، ژنرال قره باغی کار کند. تصمیم لغو کردن حکومت نظامی شیراز به نظر می رسد که

موفق بوده باشد. اگر تمام کارها خوب پیش برود، اصفهان شهر بعدی خواهد بود که حکومت نظامی از آن

برداشته می شود؛ احتمالاً اوایل هفته آینده.

6 نخست وزیر در سلامت و روحیه عالی به نظر می رسد. رئیس دفتر کابینه او به مأمور سیاسی (با

قدری تعجب) گفت نخست وزیر روزانه تا 8 یا 9 بعدازظهر بدون نشان دادن هر گونه اثری کار می کرده

است.

ابتکار ناتانسون و دیگر پیشرفتها

سند شماره (6) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 9 ژانویه 79 19 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

موضوع: ابتکار ناتانسون و دیگر پیشرفتها

1 مقام رسمی سفارت، پرت، در 28 دسامبر با جورج ناتانسون و همکارش گریگوری لیما ملاقات

کرد. لیما یک روزنامه نگار عمومی است که قبلاً برای کیهان بین المللی مقاله می نوشته. او صاحب یک

شرکت روابط عمومی است (آودوریس) و ادعا می کند که ارباب رجوع های متشخصی دارد. او نزد

کارکنان رسمی روزنامه کیهان به خاطر مقالاتش اشتهار خوبی دارد.

2 گرچه ناتانسون کار گروهش را تلاشی برای ابقای شاه معرفی کرد، اما لیما گفت که شاه نمی تواند

بماند. همچنان که بسیاری دیگر می گویند، او گفت که افراد میانه رو که از خمینی متنفر بوده و می ترسند،

جرأت نمی کنند مادامی که شاه در ایران است از خمینی جدا شوند. اگر شاه به طور غیر رسمی مملکت را

ترک کند، می توان راه حلی پیدا کرد. شاید هم سرانجام او را به مملکت برگرداند، هرچند که حتی این

سناریو نیز خالی از خطر نیست. لیما ادامه داد که با گروههای میانه رو طرفدار غرب که می خواهند افراد

مارکسیست و مارکسیست اسلامی دور از قدرت بمانند در تماس می باشد. مأمور رسمی سفارت موافقت

کرد که با او در تماس باشد.


صفحه 347

3 آقای ناتانسون در دوم ژانویه به سفارت آمد و گفت حالا او نیز پی برده است که شاه نمی تواند باقی

بماند. مهمترین چیز نجات ایرانی است که طرفدار غرب باشد و افراطیون را از قدرت دور نگه دارد. او

هنوز می خواهد که یک برنامه توسعه ضربتی، ترجیحا به صورت یک شرکت غیر انتفاعی و نیز یک شرکت

انتفاعی تأسیس کند. او می گوید که برنامه ای برای ملاقات با معاون کل دربار، تیمسار فردوست ترتیب

داده و سعی دارد که زاهدی را هم ببیند.

ناتانسون درباره گروه میانه روی که با لیما در تماس هستند صحبت کرد. او جلال عبده را نام برده ولی

از دادن دیگر اسامی خودداری کرد. او اضافه کرد که گریگوری لیما به عنوان نوعی مدیر مطبوعاتی برای

بختیار نخست وزیر کاندید شده است. لیما فهرستی از سؤالات به اضافه جوابهای احتمالی آنها برای

کنفرانس 3 ژانویه بختیار حاضر کرده بود.

4 ناتانسون مشتاق است که پروژه های توسعه خود را ادامه داده و پرسید که چطور می تواند برای

تجدید فعالیت دو شرکت قبلی یکی مرکز تجارتی آمریکای لاتین (غیر انتفاعی) و دیگر شرکت ترخیص

کالای پان امریکن (انتفاعی) اجازه بگیرد. مأمور سفارت گفت که سفارت به هیچ وجه نمی خواهد حتی به

طور غیر مستقیم در این مورد دخالت کند. ناتانسون موافقت کرد (تفسیر: او همیشه موافقت می کند ولیکن

دوباره برای هماهنگی بیشتر باز می گردد) و گفت که امکان دارد مستقیما با دولت آمریکا در واشنگتن

اقدام کند. مأمور سیاسی سفارت هیچ گونه توصیه ای در مورد قانونی بودن شرکتهای سابق ناتانسون به

عمل نیاورد، ولی موافقت کرد اگر وی مایل باشد مشورتی در مورد افتتاح یک شرکت صرفا خصوصی

داشته باشد و او را در تماس با بخش اقتصادی قرار دهد. او بعد از اینکه برنامه اش را با دولت ایران ترتیب

داد با سفارت تماس خواهد گرفت.

5 نظریه: اگر چه ناتانسون قدری غیر عادی است ولی احمق نیست. او یک بلوف زن نمی باشد و اگر که

یک قرارداد مناسب از طرف ایرانیان دریافت کند بدون شک سعی خواهد کرد که با برنامه های سریع العمل

و به وسیله پروژه های توسعه ای کار را پیش ببرد. عقایدش به هیچ وجه مضحک نیست و اینک که قبول

کرده شاه رفتنی است، این فکرش به نظر منطقی تر می آید. اینکه بتواند علاقه ایرانیان را جلب کند موضوع

دیگری می باشد؛ اما او در زمینه پروژه های بزرگ توسعه در گذشته دست داشته است. در عین حالی که او

فورا بیانیه سفارت را پذیرفت که دولت آمریکا در این زمینه دخالتی نخواهد کرد ولی به روشنی نوعی

دخالت را ترجیح می دهد و سعی خواهد کرد که در صورت راه افتادن پروژه اش این دخالت را به دست

آورد.

ظهور یک گروه سیاسی میانه رو دیگر به رهبری عدنان مزارعی

سند شماره (7)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 9 ژانویه 79 19 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.گزارشگر: پرت

موضوع: ظهور یک گروه سیاسی میانه رو دیگر به رهبری عدنان مزارعی

1 دکتر عدنان مزارعی استاد اقتصاد دانشگاه تهران و کارمند سابق سفارت در بخش اقتصادی بنا به

تقاضای خود در دوم ژانویه با مأمور سیاسی ما پرت ملاقات کرد. مزارعی در این ملاقات خواستار


صفحه 348

حمایت اخلاقی آمریکا از گروه سیاسی خود، (راما) (رسالت انسانی ملت ایران) شد. این گروه مبتنی بر

ایدئولوژی نوع دوستی است که قادر است ایران را از فشار قدرت مارکسیستها و اسلامیهای افراطی نجات

دهد.

2 مزارعی در این ملاقات مدت زیادی در مورد ایدئولوژی و گروهش صحبت کرد. او گفت مکتب او

ترکیبی از جنبه های خوب کاپیتالیسم و سوسیالیسم است. او مدتی است که در این مورد مطالبی انتشار

داده و صحبت کرده و در سال 1965 او سعی کرد حزب مشابهی تشکیل دهد به نام «رستاخیز انسانی ملت

ایران» که اینک به جای کلمه منفور «رستاخیز» کلمه رسالت را قرار داده است. مزارعی گفت که با

درخشش تماس گرفته و قرار شده که هر کدام که موفقیت کسب کردند دیگری را کمک کند. مزارعی ادعا

کرد که گروه وی 150 نفر عضو مشهور که اغلب وکیل و دانشمند هستند، دارد و در حدود هزار نفر هوادار

دارد که در تهران و شهرستانها شعبه هایی ایجاد کرده است. مزارعی درصدد تشکیل جلسات هفتگی و

انتشار روزنامه است. آرزوی او این است که روزی رهبر بزرگترین گروه سیاسی ایران شود.

3 در مورد وضع فعلی سیاسی، مزارعی دیدگاه بسیاری دیگر را که با ما در تماس هستند منعکس

کرده و می گوید: خمینی امروز در قدرت کامل می باشد و این به دلیل خشم و کینه ای است که مردم نسبت به

شاه دارند. اما اگر شاه ایران را ترک کرده بود فورا گروههایی ظاهر می شد و گروههایی مانند راما، جبهه

ملی و سایر گروهها جدا و مستقل از خمینی اعلام موجودیت می کردند؛ لکن در حال حاضر جرأت چنین

کاری را ندارند زیرا هرکسی که با خمینی مخالفت کند به نظر می رسد که از شاه حمایت می کند و

احساسات عموم بر علیه وی برانگیخته خواهد شد. بنابراین او اصرار می کرد که وادار کردن شاه به ترک

کشور حتی اگر تحت شرایطی که منجر به بازگشت مجدد او شود، در این مرحله امری اجباری است. تا

زمانی که شاه باقی بماند هیچ راه حلی وجود ندارد. مزارعی عجله ای برای انتخابات فعلاً ندارد زیرا در این

صورت پیروزی از آن بنیادگرایان مذهبی خواهد بود.

4 به مزارعی تفهیم شد که در عین حال که ما علاقه مند به مذاکره و مباحثه در مورد این موضوعات با

سیاسیون فعال هستیم نمی توانیم ( به مفهوم سابق ) از هیچ کدام آنها حمایت کنیم. البته او از ما انتظار

حمایت مالی ندارد بلکه فقط خواستار تقویت معنوی می باشد. او امیدوار است که برای تبادل اطلاعات با

ما به طور مرتب تماس داشته باشد. موافقت کردیم که دوباره با وی ملاقات کرده و در جریان تلاشهای

سیاسی او باشیم.

5 نظریه: مزارعی آدم خوش صحبت و هوشیاری است. پرونده های بیوگرافی با استخدام او در

سفارت (سال 59 58) بر خودبینی و غرور او تأکید دارند. لکن در این ملاقات او خود را خوب نشان داد.

ما هیچ نوع تأیید جدا و مستقلی از قدرت و نفوذ سیاسی او نداریم، اما هر گروه میانه رو و متمایل به غربی

که به مبارزه علیه «ملاها» برخیزد طرفی خواهد بود که البته پیشرفت آن را با علاقه دنبال خواهیم کرد.

سولیوان

گروه مخالف میانه روی دیگری با ما تماس می گیرد


صفحه 349

سند شماره (8) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 9 ژانویه 79 19 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.گزارشگر: لامبراکیس

موضوع: گروه مخالف میانه روی دیگری با ما تماس می گیرد

1 چهارم ژانویه آقای رحیم صفاری به درخواست خودش با مشاور سیاسی ملاقات کرد. صفاری

یک مخالف قدیمی رژیم شاه است که سنش حدود 60 سال می باشد. او کتابهای زیادی نوشته است. وی

می گوید که کتابها و جزوات بیشتری خواهد نوشت. او یکی از اعضای معتدل میانه روی مخالفین می باشد.

مشاور سیاسی او را در یک جشن مشروبخواری سفارت کشور سومی چند ماه پیش دیده بود.

2 صفاری توضیح داد که رئیس حزب اتحاد برای آزادی که بنی احمد نماینده مجلس دبیر کل آن

است، می باشد. او معتقد بود که این نتیجه اشتباه تاکتیکی بنی احمد بود که روز اول برای شرکت در دولت

شریف امامی اعلام آمادگی کرد و در نتیجه بعد تحت فشار مخالفین مجبور شد موضعش را تغییر دهد.

پیروان او که از این عدم تیزبینی او ناراحت شده اند سراغ صفاری آمدند و از او خواستند که رهبر اولشان

باشد. او خودش را به عنوان دوست مصدق معرفی کرد؛ حتی بیشتر از بعضی از رهبران جبهه ملی که حالا

از اسم مصدق برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.

3 صفاری روشن ساخت که او حمایت از دولت بختیار را رد کرده و یک کپی از جزوه انگلیسی که از

فارسی ترجمه شده بود به ما داد که برنامه ای را پیشنهاد می کند. خیلی شبیه به برنامه های گروههای دیگر

میانه رو، اولین نکته آن استعفای شاه و تأسیس شورایی از افراد تحصیل کرده و معتمد مردم است. هر دو

مجلس باید منحل شود و امکانات سریع انتخاب آزاد فراهم گردد؛ پایان حکومت نظامی، انحلال ساواک

و... صفاری گفت می خواهد با ما در تماس باشد.

4 نظریه: ما نمونه بالا را به عنوان نمونه دیگری از گروههای میانه رو و متفرق که امیدوارند فرصتی

بیابند تا آینده شان را اگر حوادث اجازه بدهد بازسازی کنند، تلقی می کنیم.

سولیوان

حرکت گروه استادان جهت بازگشایی دانشگاه

سند شماره (9) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 10 ژانویه 79 20 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

موضوع: حرکت گروه استادان جهت بازگشایی دانشگاه

خلاصه: گروه استادان سعی می کنند برای 13 ژانویه دانشگاه را باز کنند. آنها سعی دارند از دولت قول

عدم مداخله بگیرند. گروه آموزش (تعلیم و تربیت) در مورد محاکمات مربوط به فساد کاملاً تندرو است و

معتقد است که دولت بختیار اگر بخواهد پابرجا بماند باید اقدام قاطع به عمل آورد.

1 مأمور سیاسی در 6 ژانویه با استاد علی محمدی، استاد مدیریت در دانشگاه (احتمالاً فرح) در

تهران صحبت کرد. محمدی در رتبه اداری بالاتر از دکتر ناصر پاکدامن و گروه همراه او که 70 تا 100 نفر

متحصن در دانشگاه تهران هستند، می باشند. محمدی در حدود چهل و چند سال دارد (42 یا 43) محمدی

درجه دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد. مدتی با رادیو و تلویزیون ملی ایران همکاری داشت