بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 356

انتصاب شفقت به دست آورده باشد. مخالفین اگر که باور کنند انتصاب شفقت برای جلوگیری از کودتا

لازم است ممکن است مایل باشند که ساکت بمانند.

پیش نویس گزارش حقوق بشر

سند شماره (14)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 11 ژانویه 1979 برابر با 21 دی 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: پیش نویس گزارش حقوق بشر

1 با در نظر گرفتن وضعیت شدیدا بحرانی در ایران، سفارت از نویسندگان پیش نویس گزارش برای

بررسی مسائل پیچیده با روشی مؤثر قدردانی می کند. ما فقط دو تغییر در مورد زبان برای پیشنهاد داریم،

ولی تعدادی مشاهدات (رعایتها) که یا ممکن است اگر که برخی احتمالاًت به وقوع بپیوندد در گزارش

جای داده شود و یا به عنوان سابقه برای ارائه نظرات و یا گواهی دادن مورد استفاده قرار گیرد.

2 تغییرات پیشنهادی در زبان: در پاراگراف 6، آخرین جمله کلمه (سخت = STRICT) را خارج کنید.

کنترلهای حکومت نظامی در مورد فعالیت سیاسی در تئوری خیلی محکم بودند ولی در عمل کاملاً سست.

در حقیقت رژیم حکومت نظامی به خودی خود آنقدر ملایم بوده است به طوری که علیرغم اتهامات

مخالفین برخلاف این موضوع و بعضی استثناهای قابل ذکر از این قابلیت انعطاف در مشهد و قزوین در

طول دو هفته گذشته، تقریبا به اسمش خیانت می کند. در پاراگراف 7 (1)، Cدستگیری اختیاری، جمله

آخر بایستی به طوری که خوانده می شود تجدید نظر گردد:

علاوه بر این در طول اعتصاب تأسیسات نفتی که در پاییز 1978، روی داد، دولت ایران اعلام نمود که

کارگران اعتصابی که از بازگشت سرکار امتناع بورزند متهم به خرابکاری و در یک محکمه ویژه محاکمه

خواهند شد. این کار در حقیقت هرگز انجام نگرفت. اعلامیه دولت ایران به نظر می آید که جنگ روانی بوده

است و با اجرای موافقتنامه بازرگان در اوایل ژانویه 1970 تمام احزاب به توافق می رسند که هیچ

محاکمه ای تحت اعلامیه قبلی وجود نخواهد داشت.

3 البته گزارش، وارد از هم پاشیدگی اساس اجتماعی که در سه یا چهار ماه گذشته در ایران روی داده

است نمی شود و نباید هم بشود. با این حال، از هم پاشیدگی و تجزیه در اجرای عدالت و برخی موارد

اتفاقی غیر قابل اجتناب در اداره قضایی سیستمی که قبلاً زیر فشار سخت قرار داشت، اثر حل مسئله

قدرت بوده است. تا حد زیادی به خاطر تلاشهای وزیر دادگستری اخیر، نجفی، وضعیت به سختی تحت

کنترل درآمده است. وزیر دادگستری جدید بختیار، یحیی صادق وزیری که نیز یک قاضی محترم است،

مشکلاتی غیر قابل اجتناب در سازماندهی به کارش در وضعیتی نیمه انقلابی خواهد داشت اگر که به

مدت کافی در مقامش دوام بیاورد که تلاش نماید این کار را انجام دهد.

4 مطالب بالا توسط این حقیقت که مبارزه بر علیه فساد، بزرگترین موضوع منفرد سیاسی است که

کشور آن را در مقابل دارد، پیچیده می شود و اولین مشکلی خواهد بود که بختیار، نخست وزیر اظهار داشته

است که وقتی رأی اعتماد گرفت با آن که درگیر خواهد شد. حالت کشور طبق گفته بعضی وکلای مهم و

معلمین قانون (قانونی) می تواند دولت ایران را وادار به محاکمه نمایشی نمایندگان سیاسی رژیم سابق برای


صفحه 357

فساد و دیگر اتهامات بنماید. تعدادی از ایرانیان که از اثر سیاست حقوق بشر ایالات متحده انتقاد

می نمودند خیلی دقیق مراقب خواهند بود که ببینند آیا دولت ایالات متحده در دفاع از حقوق طرفداران

سیستم سیاسی قبلی همان قدر قوی هست که قبلاً در دفاع از مخالفین بوده است.

5 خوشبختانه قدم های سطح پائینی که دولت ایالات متحده تاکنون در جهت مسائل حقوق بشر در

ایران برداشته است، توجه خودش را به ابراز نگرانیهای خصوصی معطوف خواهد نمود. آیا این در

بخشهایی که ممکن است در اجتناب ورزیدن یا حداقل خنثی سازی افراط کاریها سودمند باشد لازم

خواهد شد برعکس، چون که گروههای خصوصی قبلاً در حمایت از حقوق شخصیتهای مخالف صدایشان

بلند بوده است، برای ما سودمند خواهد بود اگر که آنها علاقه شان را به طی مراحل قانون ایران بدون توجه

به اینکه مدافعان چه کسانی ممکن است باشند حفظ نماید. با در نظر گرفتن حساسیت دولت و مخالفین

نسبت به این گروهها، این همچنین می تواند فشار سازنده ای را بر علیه افراط گرایی قانون به کار گیرد. در

این ارتباط می توان اشاره نمود که کمیته دفاع از حقوق و آزادی بشر اکنون موافقت نموده است که با

وزارت دادگستری در برقراری حقوق کامل قضایی برای مردم همکاری نماید.

سند شماره (15)

خیلی محرمانه

از: گریگوری پرت، مأمور سیاسی تاریخ: 11 ژانویه 1979 21 دی 57

یادداشت برای بایگانی

من در 11 ژانویه با سیاوش دهش ملاقات کردم: یک بازرگان جوان ثروتمند که از ایالات متحده برای

کمک به رژیم بازگشته است (محل اقامت اصلی او دالاس است). او می خواست که از سیاست ما در رابطه

با عزیمت شاه مطلع شود و از اینکه فهمید ما می خواهیم منتظر بمانیم و اجازه دهیم که آن (عزیمت شاه)

روی دهد ناراحت بود. او گفت ارتش بدون شاه متلاشی خواهد شد و از طرف دیگر نیروهای چپ از

خمینی به عنوان یک وسیله استتار برای به دست گرفتن قدرت استفاده خواهند کرد. او تقاضاهای افزایش

یابنده از طرف مخالفین را متذکر شد و پیش بینی نمود که پس از عزیمت شاه چپ به دولت برای آزاد

گذاشتن او در رفتن (شاه) بدون محاکمه حمله خواهد نمود. بنابراین گروه خمینی بختیار را پایین خواهد

کشید. دهش تمایل شدیدی به ضربت زدن به مخالفین مثل 1953 داشت و علیرغم مخالفت من اصرار

می ورزید که این کار هنوز نمی تواند انجام شود: فقط اشاره کنید و ما می توانیم در عرض 48 ساعت تمام

این میمونها را جمع آوری کنیم او استدلال می کرد که ارتش هنوز دست نخورده در حالی که در 1953

خیلی از هم پاشیده بود. او و دو ستانش هنوز امیدوار بودند که از رفتن شاه ممانعت به عمل آورند و یا در

هر حالتی بازگشت شاه به قدرت را حتمی کنند او به طور خاص از شاه تحسین نمی کند ولی معتقد است

کشور بدون او نمی تواند با ثبات باقی بماند. دهش نمایانگر طبقه ای است که خوشبختیش را زیر سایه

پهلوی ها به دست آورد. آنها افرادی هستند که ما انتظار داریم از شاه دفاع کنند ولی در حقیقت هیچ کاری

به جز آماده شدن برای مهاجرت انجام ندادند. بنابراین من از اینکه دهش اینجا در تلاش بود تحت تأثیر

قرار گرفتم، اگرچه گروه او دیگر در موقعیتی نیست که نظم را برقرار نماید، که دیر یا زود از جانب دیگر

نیروها خواهد آمد (برقراری نظم). نگرانی او از مخاطره به دستگیری قدرت به وسیله چپیها بی اساس


صفحه 358

نیست ولی آن خطری است که به خاطر نقصان آینده نگری رژیم و خام دستی مخالفین ایران باید هم اکنون

با آن رو به رو شد.

حامیان شاه منتظر موقعیت برای تغییر موضع هستند

سند شماره (16)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 11 ژانویه 1979 21 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: حامیان شاه منتظر موقعیت برای تغییر موضع هستند

1 مشاور سیاسی سفارت با آقای علی شاپوریان و دکتر انوشیروان افراسیابی در تاریخ 11 ژانویه

ملاقات کردند. شاپوریان چند سال قبل به عنوان مشاور مطبوعاتی سفارت در واشنگتن خدمت کرده و

بعد هم در لندن کار می کرده و چندی پیش هم معاون وزیر مطبوعاتی بوده است و تا 3 ماه قبل هم به عنوان

رابط عمومی شاهدخت اشرف فعالیت می کرده است. او در حال حاضر مدیر انتشاراتی مرز نو یک

قسمت انتشاراتی که به وسیله گروه انتشارات فرانکلین اداره می شود می باشد. افراسیابی یک پزشک

است که در تهران و انگلیس دوره دیده است و گرداننده یک زایشگاه در مرکز شهر تهران است و تا 5 سال

قبل به عنوان سرهنگ در ارتش خدمت می کرد و عضو حزب مردم علم بوده و تا برکناری هویدا برای

روزنامه رستاخیز و بعد از آن برای اطلاعات و کیهان مقاله نوشته است. این اشخاص معلوم است که

مخالف نیستند.

2 بعد از گفتگو و توضیح اینکه آمریکا موقعیت کنونی را چطور می بیند، شاپوریان گفت بیشتر ایرانیان

ساکت هستند و از شاه حمایت می کنند و از اینکه شاه بخواهد ایران را ترک کند نگران هستند. در صحبت

از حس بی مسئولیتی روزنامه ها در کشور، او گفت که موافقت تیمسار ازهاری را در چند هفته گذشته برای

انتشار یک روزنامه که «تنها واقعیات را گزارش دهد» و هر از چند گاهی حتی به دولت ازهاری هم حمله

کند جلب کرده است و دولت احتیاج به سرمایه داشته و بدین دلیل تحقق نیافته است.

3 بعد افراسیابی عقیده خود را ابراز داشت و گفت دو چیز بایستی فورا انجام پذیرد: اول اینکه شاه

باقی بماند و ریاست ارتشی را که با شدت عمل در عرض 48 ساعت کنترل اوضاع را به دست می گیرد

عهده دار شود، که این کار را می توان با نظامیان شخصی نما که کارهای مربوط به دولت را در دست

می گیرند، انجام داد. این کار کلاً با خونریزی صورت خواهد گرفت ولی ارزش انتخاب و بررسی را دارد.

4 به نظر افراسیابی راه دوم این بود که دولت آمریکا شاه را تمام شده تلقی کند و یک دولت ائتلافی

متشکل از ارتش، جبهه ملی و شخصیتهای مذهبی و بقیه اشخاص بجز کمونیستها روی کار آورد که این

دولت بتواند روی کار بوده و از تسلط کمونیستها جلوگیری کند. او احساس کرد که زمان برای این کار هم

خیلی دیر شده. دولت آمریکا بدون فوت وقت بایستی وارد عمل شود زیرا چشم پوشی از این کار به

کمونیستها شهامت و جرأت خواهد داد و راه حل مطلوب نخواهد بود.

5 مشاور سیاسی تفسیر افراسیابی را در مورد وضع بحرانی مملکت قبول کرد و گفت که تجزیه و

تحلیل افراسیابی و راه حل او خوب است ولی باید به خاطر داشت که کشور آمریکا کشوری است خارج از

ایران و در امور داخلی ایران دخالت نمی کند. ما از دولت مشروطه که توسط شاه برگزیده شده بود حمایت


صفحه 359

کردیم و از مشروطه حمایت خواهیم کرد و از هر تصمیمی که شاه انتخاب و در آینده بگیرد پشتیبانی

خواهیم کرد.

6 تفسیر: این نمونه دیگری بود از تجزیه و تحلیل افراد وفادار به شاه که خود را با اوضاع روز وفق

داده اند (باد از هر طرف بوزد به همان طرف می روند). آنها عموما با این طرز تفکر ما که افرادی نظیر آنها

بایستی تشکیلات وسیعتری با طرحهای مؤثری در میان طبقه میانه رو و برای آگاهی آنها که در کشاکش

بحران سیاسی هستند و برای تحرک آنها ارائه دهند، موافقت کردند. معهذا آنها راه طولانی در پیش دارند.

اولین ملاقات با کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی

سند شماره (17)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 14 ژانویه 1979 24 دی 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: اولین ملاقات با کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی

خلاصه: سنجابی در اولین ملاقات با سفارت از اهمیت فوری عملی کمی برخوردار بود (گذشته از

احتیاج مشخص برای ممانعت مردم از تحریک ارتش پس از اینکه شاه کشور را ترک می کند)، ولی

خواهان برقراری ارتباط می باشد. او روشنفکر و دارای تصور طرفداری غرب نسبت به دولت ایالات

متحده، که تمایل برای حمایت ما را می رساند. او عدم تمایلش را به کار کردن با دولت بختیار یا وارد شدن

به هرگونه شورای سلطنتی که از طرف شاه منصوب باشد را تأیید کرد. او خودش را کاملاً با خمینی در یک

صف قرارداد و گفت وی شخصا یک رژیم سلطنتی مطابق با قانون اساسی را اگر که بتوان با خمینی راجع به

آن صحبت نمود، ترجیح خواهد داد و خطر ناشی از کمونیستهای داخلی را کم ارزش نمود. به عبارت

دیگر، او گفت وی نسبت به خطرات از جانب اتحاد شوروی هوشیار است، خصوصا در میان اقلیتهای

ایرانی و سؤال نمود که آیا دولت ایالات متحده نسبت به مردم ایران ایمان دارد. او گفت یک ملت خوشحال

ایرانی می تواند نفوذی مثبت روی کشورهای همسایه مثل افغانستان، عراق و حتی مردم مسلمان اتحاد

شوروی داشته باشد. (پایان خلاصه)

1 کریم سنجابی رهبر جبهه ملی کنسول سیاسی را در خانه یکی از بستگان در 11 ژانویه برای اولین

تماس واقعیش با سفارت آمریکا در سالیان دراز (بیش از یک دهه و نیم) پذیرفت. ملاقات به درخواست

او بود و برای اینکه بختیار نخست وزیر را ناراحت نکند به آرامی صورت پذیرفت. خانه یک عمارت

بزرگ در شمال تهران می باشد. کنسول سیاسی پس از اینکه توسط خدمتکار به داخل راهنمایی شد، وارد

یک سالن پذیرایی وسیع شد که به طور پراکنده مبلمان شده بود و بجز آتشی که در بخاری دیواری که در

انتهای سالن شعله ور بود، نور کمی داشت. سنجابی موقر مسن از یکی از دو مبل راحتی بلند شد که به

استقبال کنسول سیاسی بیاید و ملاقات به زبان فرانسه و به صورت رو در رو و صندلیهایی که به فاصله 10

یارد از یکدیگر قرار داشت و خدمتکاری که به طور گاه به گاه چای، آجیل و میوه می آورد دنبال شد. آنجا

صحنه یک فیلم خوب بود.

2 سنجابی با بررسی مختصر از آخرین گفتگویش با شاه شروع نمود که به شاه گفته بود وی انتصاب به

نخست وزیری را به شرطی که شاه کشور را ترک کند و خمینی قبولی انتصاب از طرف وی را تأیید نماید


صفحه 360

می تواند بپذیرد. شاه در امتناع ورزیدن یکدنده بوده است. با این حال چند روز بعد صدیقی (سنجابی

تلاش صدیقی را نادیده گرفت، هرچند وی شخصا چند چیز خوب در مورد صدیقی گفت) پیش سنجابی

آمد (بدون مشورت قبلی) که بگوید از او خواسته شده که شب گذشته شاه را ببیند و شاه نخست وزیری را

به جبهه ملی پیشنهاد کرده است، با این قول که در این جریان کشور را ترک نماید. سنجابی این تحول را

مورد استقبال قرارداد و لی گفت شرط سوم (تأیید خمینی) هنوز بایستی گرفته شود و جبهه ملی باید برای

دیدن خمینی به پاریس برود. سنجابی که به عنوان رهبر جبهه عمل می کند سپس موضوع را با اللهیار

صالح که با این جریان موافقت نمود مطرح کرد.

3 آن روز عصر وقتی که وی بازگشت، نماینده AEP از او تقاضای عکس العمل نسبت به اعلامیه

رسمی بختیار که بختیار با تشکیل دولت جدید به تقاضای شاه موافقت نموده است را کرد. این اولین باری

بود که سنجابی در مورد آن چیزی می شنید. او با بختیار تماس گرفت و وی (بختیار) از بازپس گرفتن

حرف خود امتناع ورزید. شورای اداره کننده جبهه ملی سپس جلسه تشکیل داد و بختیار را از حزب ایران

اخراج نمود. سنجابی و به علاوه خودش، شورای هفت نفره مرکب از دکتر آذر (وزیر آموزش و پرورش

مصدق، مثل خود سنجابی)، دکتر شمس الدین امیرعلایی (وزیر دادگستری مصدق)، دکتر مبشری (قاضی

و مدیر کل وزارت دادگستری در دولت علی امینی)، داریوش فروهر ( رهبر حزب ملت ایران)، رضاشایان

(رهبر گروه سوسیالیست ایران) و ابوالفضل قاسمی (دبیر کل جدید حزب ایران)، آن را آشکار نمودند

(اخراج بختیار را).

4 سنجابی توضیح داد که وی به شاه گفته بود هرگونه به دستگیری قدرت توسط جبهه ملی باید به

طریقی صورت گیرد که مردم در خیابانها به آن به عنوان پیروزیشان بنگرند. این نوعی از شور و اشتیاق را

از آنها می گیرد که به دولت کمک می نماید تا نظم را برقرار نماید. روش به وجود آمدن دولت بختیار به

طریقی بود که در مقابل این قرار می گیرد. او گمان نمی برد که آن (دولت بختیار) بتواند خودش را مستقر

نماید. گذشته از این موافقت بدون حداقل اجازه ضمنی از طرف خمینی به معنای جدایی از جنبش مذهبی

خواهد بود (چیزی که جبهه ملی نمی توانست تحمل نماید).

5 سنجابی سپس مستقیما از دولت ایالات متحده درخواست نمود که «نسبت به مردم ایران ایمان

داشته باشید». او گفت «ما ظرافت و موقعیت جغرافیایی سیاسی خودمان را درک می کنیم». با روسها در

مرزها و قرار گرفتن ایران در بین عراق، افغانستان و غیره، ایران منطقه ای است که شدیدا مهم (او گفت:

حتی مهمتر از اروپای غربی برای ایالات متحده) و شکننده ترین می باشد. ایرانیها با صمیمیت منافع

مشترکی با ایالات متحده و دموکراسی های اروپای غربی دارند.

6 سنجابی ادامه داد: شاه بدون سابقه شریر و مستبد بوده است. خانواده سلطنتی کاملاً فاسد است.

ایرانیان مثلی دارند: «وقتی سر فاسد شود، بدن بدون معطلی آن را دنبال می کند.» شیوع این فساد

نارضایتی گسترده ای را به وجود آورده، و آن خمینی را به وجود آورده است. به هر حال ایران کشوری

است بزرگ، مهم و ثروتمند. مردمش تحصیل کرده تر از آنی هستند که بودند، (نظریه: علیرغم «دولت

شریر، فاسد») بعضی اصلاحات برای پیش رفتن در یک جهت ملی و دموکراتیک سوسیالیستی لازم

هستند. ولی اگر مردمش خوشحال باشند، قدرت ایران می تواند نفوذی پرمنعفت روی همسایه هایی از

قبیل عراق، افغانستان و حتی مردم مسلمان اتحاد شوروی داشته باشد.


صفحه 361

7 در پاسخ به سؤالی، سنجابی گفت وی با کمونیستها و چپیها در داخل ایران خیلی آشنا نیست. او با

خیلی از آنها در ایالات متحده و اروپای غربی آشناست. آنها ناامیدانه تجزیه شده اند. فرقه های طرفدار

روسها، مائوئیست ها، اعضای توده، مبارزین ضد توده (که خیلی از آنها اعضای مأیوس قبلی هستند). او به

تازگی یک جزوه 40 صفحه ای را که توسط آنها نوشته شده بود و به حزب توده به عنوان برده کور

امپریالیسم شوروی حمله می کند دیده بود. سنجابی معتقد است که نفوذ کامل آنها در اینجا کم و قابل اداره

کردن است.

8 سنجابی گفت: به عبارت دیگر باید به دقت مواظب روسها بود، خصوصا در تحریک اقلیتها. خود

سنجابی یک کرد است و با وضعیت در غرب آشنایی دارد. در جنوب کردستان تجزیه طلبی وجود ندارد

تعدادی در منطقه سنجاب، مرکز و بیشتر در شمال، نزدیک رضائیه هستند. ولی آنها بدون درد سر

می توانند کنترل شوند.

9 در پاسخ به یک نظریه سنجابی توافق داشت که 2 یا 3 نفر با عقاید چپی در اطراف خمینی هستند که

وی آنها را ناسیونالیست های متخاصم نامید. قطب زاده با کمونیستهای فرانسوی تماسهایی داشته است

ولی لزوما این کار او را یک کمونیست نمی کند. دکتر یزدی مذهبی است. هر دو نسبت به جبهه ملی خیلی

خشمگین هستند، که وی نمی داند چرا. بنی صدر که شخصا خیلی جاه طلب است با جبهه ملی است. او

اشاره کرد محمد مکری «استاد تحقیق» در یک انستیتوی فرانسوی نیز چنین است. (کنسول سیاسی از

یک منبع با اطلاع مذهبی دیگر توضیح عدم اطمینان خمینی نسبت به سنجابی و جبهه ملی از زمان

مشاجره ای که مصدق با کاشانی بیش از 25 سال پیش داشت را دریافت نموده است. طبق این تئوری

خمینی هرگز مصدق را برای متحد شدن با شاه و خدمت نمودن به عنوان نخست وزیر او وقتی که وی به

اندازه کافی قدرت داشت که وی را (شاه را) سرنگون سازد، نبخشیده است. علاوه بر این، این منبع اضافه

می کند، خمینی فکر می کرد که مصدق و افراد او در اجازه دادن به حزب توده برای نزدیک شدن به آنها

بی احتیاط بوده اند که در نتیجه آن، عمل متقابل ایالات متحده را برانگیخت که شاه را حفظ نمود. با یک

چنین سابقه ای خمینی هیچ دلیلی نمی بیند که برای قدرت دادن به جبهه ملی دوباره اعتماد کند. این تشریح

متقاعد کننده ترین تشریحی است که ما برای توصیف عدم اطمینان آشکار خمینی نسبت به جبهه ملی و

سنجابی شنیده ایم.)

10 در اظهارنظر راجع به دیگر رهبران جبهه ملی، سنجابی اظهار کرد که وی برای کار کردن با

بازرگان همیشه مشتاق بوده است ولی به صورتی شرایط همیشه هم پیمان می شوند که آنها را از هم جدا

نگاهدارند. حتی در روزهای قدیم دکتر سحابی و بازرگان کمی از بقیه جبهه ملی جدا ماندند. سنجابی

گفت وی از برنامه قطعی خمینی (برای یک جمهوری اسلامی) مطلع نیست، ولی مطمئن است از قانون

اساسی به دور نیست. خمینی ممکن است به موقعش یک رژیم سلطنتی مطابق قانون اساسی را قبول نماید

ولی بایستی موافقت او را جلب نمود. به طور مثال برای جبهه ملی، سنجابی همیشه این موضع را گرفته که

این فرم نیست که مهم می باشد بلکه اساس و شالوده واقعی مهم است. او شخصا شکل جمهوریهای عراق و

یا افغانستان را دوست ندارد و یک رژیم سلطنتی با قانون اساسی مدل اروپایی غربی را ترجیح می دهد.

می توان موضعی اتخاذ نمود که ولیعهد که صغیر است معصوم می باشد. درست همان طوری که در مورد شاه

فعلی زمانی که جایگزین پدرش شد گفته می شد، اکنون شاه از پدرش بدتر شده است. (او به طور ضمنی


صفحه 362

قبول نمود که این یک استدلال قوی برای رژیم سلطنتی مطابق قانون اساسی نیست، حداقل نه تحت

سلسله پهلوی).

11 سنجابی ادامه داد اگر بختیار بتواند تشنج خیابانها را پایین بیاورد، اعتصاب کنندگان را به سر کار

بازگرداند و دانشگاهها را باز کند، مخالفین می توانند به او زمانی را که وی تقاضا می نماید بدهند ولی

سنجابی فکر نمی کرد او موفق گردد. او شروع بدی داشته است و کابینه ای از افراد بی ماهیت و نه حتی

تکنوکرات های مشهور دارد. آن حتی نمی تواند به عنوان یک دولت انتقالی دوام بیاورد. در پاسخ به یک

سؤال مستقیم سنجابی گفت وی نمی تواند با دولت بختیار پس از آنچه که اتفاق افتاده کار کند. این موضوع

شخصی نیست بلکه موضوعی اصولی و اخلاقی است.

12 سنجابی با آمادگی با کنسول سیاسی موافق بود که رفتار ارتش بایستی مورد توجه قرار گیرد.

کنسول سیاسی این پیام را به او داد که ما در تلاش آرام کردن افسران هستیم، ولی رهبران مخالف نیز باید از

پیش سازماندهی کنند که روزی که شاه کشور را ترک می کند شاهد تظاهرات بی نظم که ارتش را تحریک

بنماید نباشند. سنجابی موافقت داشت ولی پیشنهاد کرد کمکی خواهد بود اگر که بعضی افسران با شاه

کشور را ترک نمایند و یا قبل از اینکه او برود توسط وی برکنار شوند. کنسول سیاسی پاسخ داد که بعضی از

آنها قبلاً کشور را ترک کرده اند. همان طوری که سنجابی می داند و وی امید داشت حضور مستمر برخی

دیگر به عنوان بهانه ای برای تحریک ارتش قاپیده نشود، خصوصا چون که بعضی افسران و سربازان ممکن

است از عزیمت شاه ناآگاه و شدیدا عصبانی باشند. سنجابی گفت آن نمی تواند اتفاق بیفتد.

13 سنجابی اضافه کرد البته ممکن است محاکمات کوچکی در مورد چند افسر در جریان تعویض

ارتش شاه به یک ارتش ملی وجود داشته باشد. کنسول سیاسی گفت وی امیدوار است که چنان محاکماتی

مرتبط به اقداماتی که توسط این افسران در جریان اجرای وظایفشان انجام شده نباشد. سنجابی مطمئنا

نمی خواست که تکرار محاکمات نورنبرگ را در ایران ببیند. سنجابی گفت وی نمی خواهد و موضوع را رها

کرد (نظریه: ولی ما مشکوک هستیم که وی عقاید خویش را اظهار نکرد.)

14 کنسول سیاسی کمی به سنجابی در مورد گرایش وی در جهت یک شورای سلطنت فشار آورد،

منجمله تمایل خود سنجابی به خدمت در آن. سنجابی در مورد هر شورایی که توسط شاه منصوب گردد

منفی بود. او گفت شاه قادر به انتصاب رهبران خوب در چنان شورایی نمی باشد. شورای سلطنت در هیچ

حالتی نمی تواند قدرت بیشتری از آنچه که مطابق قانون اساسی به شاه اجازه داده شده به کار گیرد.

بنابراین کسی که دولت را اداره می کند مهمتر است. سنجابی سپس برای یک دقیقه ایده یک کمیته ملی

برای تعیین سیاست برای یک دولت را مورد بحث قرارداد (هرچند اصرار بر چنان کمیته ای در حقیقت

تلاشی برای جایگزینی و اجرای وظایف یک دولت است). او کمیته 20 تا 30 نفره غیره رسمی که به عنوان

مشاوران دولت مصدق در روزهای قدیمی خدمت می کرد را یادآور شد. او به یاد آورد که آنها هر یک یا دو

هفته یک بار تشکیل جلسه می دادند.

15 سرانجام سنجابی این نکته را متذکر شد که مخالفین چیزی بر علیه اقلیتهای مذهبی ندارند. او

نظرات کنسول سیاسی را قبول داشت که بهاییها ممکن است ترسی در دل داشته باشند، ولی او گفت این

(ترس) فقط از جمعیتهای سطح پایین است، نه از رهبری مخالفین (نظریه: این تفاوتی ایجاد نمی کند).

یهودیها به خاطر همکاری با اسرائیل چیزی را از دست خواهند داد ولی مردم به صورتی دیگر با آنها


صفحه 363

دشمنی ندارند. او به سیاست مدارا که به زمان شاه عباس بر می گردد اشاره کرد. همان طوری که او کنسول

سیاسی را با آرزوهای حسن نیت و امید به آینده ای بهتر به خارج راهنمایی می کرد گفت وی خوشبین

است.

16 نظریه: در این اولین ملاقات با سفارت، سنجابی می خواست که چیزی را که وی حسن نیّت

خودش، عقاید روشنفکرانه و گرایش طرفدار غرب را برای توجه دولت ایالات متحده ولی به طور غیر

مستقیم می داند منتقل کند. در کنار تمایل وی برای کار در جهت عدم تحریک ارتش چیزی که وی گفت از

اهمیت عملی فوری برخوردار نبود. بدون اصرار آشکار، وی امیدوار است که دولت ایالات متحده وی را و

حزبش را به عنوان بی خطر برای منافعش در ایران و در حقیقت یک متحد سیاسی معرفی نماید. به هر

صورت سنجابی از موضعی که قبلاً رسما اتخاذ نموده بود به طور قابل توجهی فراتر نرفت و در حقیقت ما

شک داریم که وی در این زمان به آن اندازه برای گفتن به ما چیزی داشته باشد. او امیدوار بود که صحنه را

برای آینده تنظیم نماید.

گزارش سیاسی امنیتی

سند شماره (18) خیلی محرمانه

به: وزارت امور خارجه واشنگتن تاریخ: 15 ژانویه 1979 25 دی 57

موضوع: گزارش سیاسی امنیتی

خلاصه: خمینی بر همکاری با ارتش در مقابل اوباشها اصرار می ورزد. اعضای شورای انقلاب

اسلامی وی اعلام شدند. گروهی مسئولیت ترور کریم را به عهده می گیرد. تظاهرات گسترده ای که متضمن

برادری با سربازان می باشد. سنا دولت بختیار را تأیید می کند. تظاهرات بیشتری در پیش است. (پایان

خلاصه)

1 تظاهرات گسترده ای دیروز به وقوع پیوست ولی عموما منظم و بدون خشونت بودند. در کرمان به

طوری که گزارش شده گروههای مردم به مشروب فروشیها و سینماها خسارت وارد آوردند، این یک

استثناء بود. کنسولگری تبریز گزارش می کند که تروریستها امروز صبح یک سرگرد پلیس (فرمانده حوزه

یک) و دو محافظ او را با آتش اسلحه های اتوماتیک هنگامی که سرگرد خانه اش را ترک می کرد ترور

کردند.

2 شبکه عدالت خلق به کسب انگیزه ادامه می دهد. آیت اللّه قمی از مردم درخواست نمود که امنیت

مشهد را به دست گیرند. کمیته استانی جبهه ملی در تبریز درخواست مشابهی نمود و حتی مطبوعات از یک

دادگاه خلقی فعال در شهر کوچک ارومیه نزدیک رضائیه گزارش می کنند. به طوری که گزارش شده

دادگاه 4 نفر مرد را به اعدام محکوم کرد. مطبوعات همچنین گزارش می کنند دو پلیس به وسیله تیراندازی

شب شنبه در بهبهان زخمی شدند.

3 سید جلال الدین تهرانی به ریاست شورای سلطنت منصوب شد. چون که شورا تحت ماده 42

تشکیل شده التزام قانونی مراجع به عضویت آن وجود ندارد. به همین خاطر است که قاضی دیوان عالی،

برای مثال، در شورا نیست.

4 کارکنان برق اعلام اعاده خاموشیهای شبانه از ساعت بیست و پانزده دقیقه تا بیست و یک و چهل و

پنج دقیقه را نمودند و اپراتورهای تلفن از این پس تلاشهایشان را برای توقف کار روزانه از ساعت 10 تا