بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 378

اسلامی بایستی بر اساس بعضی از بنیادهای قانونی به کار گمارده شود. نهضت آزادی نگران است که

بختیار و شورای سلطنت تسلیم نشوند. آنهایی که این موضوع را زمینه قرار می دهند بایستی از خوش بینی

بیجا اجتناب ورزند.

1 مأمور سیاسی سفارت استمپل با مقامات نهضت آزادی، توسلی و امیرانتظام (قویا از اسم آنها

محافظت شود)، در اواخر غروب 19 ژانویه و دوباره با انتظام در ظهر 20 ژانویه صحبت کرد. هر دو آنها از

نتایج راهپیمایی خوشحال بودند. ارزیابی آنها این بود که در این مراسم راهپیمایی بیش از 5/2 میلیون نفر

شرکت کردند (دیگران منجمله مطبوعات داخلی تعداد را بین 4/1 الی 8/1 میلیون نفر ذکر کرده اند) و روز

بدون خشونتی به پایان رسید. توسلی یادآور شد 2 گروه چپی کوشش کردند که خود را در قسمتی از

راهپیمایی جا دهند اما از داخل جمعیت بدون حادثه ای توسط گروههای انتظامی راهپیمایی بیرون رانده

شده اند. تمام شعارها، اسلامی بودند. افراد نهضت آزادی قبول کردند که روحیه جمعیت کمی کسل تر از

راهپیمایی عاشورا بود، اما هردو آنها (و نیز اغلب اشخاص دیگری که ما با آنها صحبت کردیم) این را به

یأس مربوط به رفتن شاه منتسب می نمایند. حالا که شاه رفته است مردم نگران چیزهای دیگری هستند،

هوا، محصولاتشان، کمبود بنزین و غیره...

2 انتظام گفت: کمیته اعتصابات منتخب خمینی امروز کار را شروع کرد. دکتر یداللّه سحابی به عنوان

رئیس و دکتر محمد جواد باهنر یک رهبر روحانی و علی اکبر معین فر به عنوان اعضاء برگزیده شده اند. این

گروه 2 عضو اضافی دیگر انتخاب خواهند کرد. انتظام گفت سحابی در حال بررسی بود که آیا او

(امیرانتظام) بایستی در کمیته باشد یا نه، زیرا که او کارهای هماهنگ کننده بیشتری در جای دیگر انجام

می دهد. انتظام گفت به هر صورت کار کمیته را دنبال خواهد کرد. در جواب سؤال، امیر انتظام تأیید کرد که

فرمان کمیته شامل هر دو بخش عمومی و خصوصی بوده است و هدف تلاشها به حرکت در آوردن مجدد

کشور می باشد. مأمور سفارت اشاره کرد که نخست وزیر کوششهای زیادی می کند که بخش عمومی را

از 21 ژانویه به سرکار بازگرداند. اگر هدف کمیته همین بود خیلی مفید خواهد بود که کارش با سرعت

کافی پیشرفت نماید، که از ایجاد برخورد جلوگیری به عمل آید. زیرا هر دو طرف متعهد به بازگشت به

سرکار، شده اند. امیرانتظام این مطلب را دریافت و تأکید کرد که این توافق همچنین کمک خواهد کرد که از

عناصر چپیها که کوشش می کنند به حرکت کارگران لطمه بزنند، جلوگیری به عمل آید (نظریه: ما امیدواریم

که این کوشش برای توافق به سرعت کافی انجام گیرد اما این موضوع به زودی انجام خواهد گرفت).

3 توسلی گفت سازمان دهندگان حزب توده اعلامیه ای منتشر کرده و تقاضای گردهمایی بزرگ چپیها

(و احتمالاً ضد مذهبی) برای پیش از ظهر 21 ژانویه را نموده اند. محل تظاهرت میدان قزوین با یک میل

فاصله در شمال ایستگاه راه آهن تهران در خیابان ششم بهمن خواهد بود، (نظریه: بجز شرکت توده و

چپیهای رادیکال در فعالیتهای دانشگاه این اولین و بزرگترین آزمایش قدرت حزب توده است که با

شرکت جمعیت بیشتری خواهد بود. در حقیقت اگر این اولین را راهپیمایی سازمان یافته چپ، جنبه عملی

به خود بگیرد ممکن است انگیزه سودمندی برای میانه روهای نهضت آزادی باشد که کوشش خود را برای

سرعت بخشیدن در پیدا کردن یک راه حل سیاسی میانه به کار برند.)

4 در یک صحبت جداگانه دکتر میناچی (حامی آیت اللّه شریعتمداری) تأیید کرد که مذاکرات

فی مابین مخالفین و نمایندگان بختیار برای چگونگی حل اختلاف بین شورای انقلاب منتخب خمینی و


صفحه 379

شورای سلطنت به پیش می رود. میناچی گفت که شورای خمینی هنوز افرادش نامگذاری نشده که قسمتی

از آن به این دلیل است که مذاکرات در مورد ارتباط طرح ریزی شده بین آن شورا و شورای سلطنت هنوز

ادامه دارد. میناچی گفت که آیت اللّه رفسنجانی و مطهری امکان دارد آنها را همراهی کنند، غرض از این

مسافرت این خواهد بود که خمینی را راضی کنند که بپذیرد که شورای سلطنت اسلامی بایستی رابطه

قانونی با رژیم کنونی داشته باشد وگرنه روحانیون میانه رو در اینجا آن را کاملاً قبول نخواهند کرد.

میناچی نخواهد گفت که چگونه امکان دارد این موضوع تحقق پیدا کند ولی فکر می کرد که شاید شورای

اسلامی بتواند انتصاباتش را از شورای سلطنت به عنوان قسمتی از جریان انتخابات بگیرد.

5 انتظام نگرانی کمی متفاوت را در مورد وضعیت سیاسی باز ابراز کرد. او گفت که خمینی در شرف

اعلان شورای انقلاب اسلامی بود، که هم اکنون نخست وزیر و کابینه را انتخاب کرده است. (او ادعا کرد که

اسامی را نمی داند و احتمالاً اسامی را می دانست.) مشکل این است که بختیار از دادن استعفا خودداری

کرده است. (مطبوعات صبح امتناع علنی بختیار را از انتقال قدرت به خمینی چاپ کرده اند: «یک

کاردینال به جای یک نخست وزیر نمی نشیند.») انتظام فکر می کند که شورای سلطنت و مجلس تا

حدودی حاضر به استعفا و کناره گیری شده اند (نظریه: ما فکر می کنیم این عمل بی موقع و زودرس

می باشد) و جدیت لازم می باشد تا اینکه بتوان بختیار را از سر راه برداشت؛ دولت آمریکا می بایست

بختیار را نصیحت به کناره گیری نماید. مأمور سیاسی سفارت متذکر شد که بختیار نخست وزیر قانونی

است و این عامل مهمی در نگهداشتن ارتش پشت سر یک دولت غیر نظامی می باشد. مأمور سیاسی نقطه

نظرهای شخص خود را با جسارت بیان کرد و گفت اگر طرحهای خمینی امیدی به تحقق دارند برخی

مطابقتها با فرمهای قانون اساسی لازم خواهد بود. انتظام که به نظر می رسد با صحبت مصالحه و سازش که

در پاراگراف قبلی ذکر شده آشنا نیست، سری به علامت توافق تکان داد و از موضوع صرف نظر نمود.

6 تجزیه و تحلیل: میزان مشخص سردرگمی و نامطمئنی از طرف هر دو میناچی و انتظام دقیقاً

اشاره بر این دارد که مخالفین هیچ ایده روشنی از اینکه چنانچه بختیار و دیگر نهادهای دولت از تسلیم

شدن امتناع ورزند وضعیت به کجا می انجامد، ندارند. میناچی که ذاتاً یک خوش بین است، سدی در مقابل

سؤال چگونگی حل مسأله شورای سلطنت در مقابل شورای انقلاب اسلامی نمی بیند. بختیار متذکر شده

است که اگر تحت فشار قرار گیرد نتیجه احتمالاً یک به دستگیری قدرت خونین توسط ارتش می باشد.

مشکل عکس العمل نظامی در مقابل پیشنهادات خمینی و فقدان هرگونه استمرار منطبق با قانون اساسی

در مورد راه حل خمینی، دخالت رهبران مذهبی میانه رو را قویتر نموده است. اگرچه شریعتمداری در

گذشته تمایلی به اختلاف داشتن به صورت علنی با خمینی نشان نداده است، ما مطلعیم که وی در 19

ژانویه مصاحبه ای با مطبوعات داشته که تا حدی از دولت بختیار حمایت می کند و اصرار دارد که شورای

انقلاب اسلامی بایستی اساسی منطبق با قانون اساسی داشته باشد. خمینی به هیچ وجه مقام برتر خود را از

دست نداده است ولی فرسایشی (در مقام او) وجود دارد و اگر گروه رهبران مذهبی داخل کشور تمایل به

ایستادن در کنار امتناع بختیار در مورد کنار رفتن خودش از صحنه داشته باشند. سپس وقایع ممکن است

خمینی را علیرغم لجاجتش وادار به حرکت در جهت مصالحه بنماید.

7 پیش بینی احتیاطی در دستور کار است. سفیر و دیگر مأموران گزارش دهنده متوجه شده اند منابع

وزارت خارجه مطبوعات را که ظاهرا تا حدی بر اساس گزارشات تلکس ما از جریاناتی که در بالا بدان


صفحه 380

اشاره شده بوده اند سابقه اطلاعات قرار داده اند و به مذاکراتی که در داخل ایران بر سر موقعیت خمینی

جریان دارد تا اندازه ای آب و رنگ داده اند. میناچی یک خوش بین ثابت می باشد و خمینی همیشه لجوج

بوده است. مراحل مذاکرات ایرانیان هرگز یک مدل استدلال معتدل و روان نبوده و همیشه نسبت به

جریانات بیرونی حساس بوده است. ما فکر می کنیم برای چند روز و هفته حساس آینده، نیازی به هیچ

نظریه ای در مورد این جریان وجود ندارد. اگر دلایلی برجسته برای توجیه مطبوعات در مورد سابقه وجود

داشته باشد (و ما در اینجا نمی توانیم مجسم کنیم آنها چه خواهند بود)، ما معتقدیم صحیح تر و نیز

محتاطانه تر خواهد بود که نظریه ای مهار شده تر و کمتر خوش بینانه همراه با کلمات عالی هادینگ کارتر

(سخنگوی وزارت خارجه ) راجع به تقاضاهای مأیوس کننده ارائه گردد.

شایعات سیاسی در میان برگزیدگان جوان

سند شماره (30)

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 21 ژانویه 1979 برابر با اول بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن خیلی محرمانه

موضوع: شایعات سیاسی در میان برگزیدگان جوان

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 خلاصه: دستیار سابق در شرکت ملی نفت ایران و مدیر کل سابق وزارت بازرگانی در مورد: رابطه

بین ژنرال ناظم و ژنرال جم، «مبارزه ترور شخصیت» بر علیه ژنرال خسروداد، استعفای وزیر دادگستری،

نفوذ مارکسیستها روی وقایع، سنجابی، شرکت ظلی معاون دبیر وزارت امور خارجه در تظاهرات 19

ژانویه و مجموعه ای از دیگر موضوعات، اظهار نظر نمودند. (پایان خلاصه)

3 مطالب زیرین یادداشتهایی از گفتگوی 9 ساعته روز 20 ژانویه با بهرام چوبین، دستیار سابق دکتر

پرویز مینا در شرکت نفت می باشد. چوبین به طور کلی صادق است. ولی راست یا دروغ باشد کمربند

انتقال بدون تشخیص چیزی که می شنود، می باشد. در طول قسمتی از این زمان (9 ساعته) مصطفی

انصاری یک مدیر کل اسبق در وزارت بازرگانی به دو مأمور سفارت و چوبین پیوست.

4 ژنرال ناظم و ژنرال جم: ژنرال ناظم چند ماه پیش استعفا داد. او کمی خل و خیلی خشن است.

چوبین گفت ناظم دو استعفا نامه به شاه نوشت که اولین نامه رد شد. در جواب به نامه دوم که فحش آمیز و

تهدید کننده بود، شاه فقط موافقت نمود که ناظم را بازنشسته گرداند، ناظم و جم فامیل هستند و جم احترام

فوق العاده ای برای قضاوت ناظم قائل است. چوبین ادعا نمود این ناظم بود که جم را متقاعد نمود که مقام

وزارت جنگ را نپذیرد.

5 ژنرال خسروداد: چوبین گفت برای متوقف نمودن مبارزه هدایت شده توسط مارکسیستها برای

ترور شخصیت علیه ژنرال خسروداد که قوی و قادر است و 12 یا 16 هزار رنجر او هنوز می توانند کنترل

کشور را در 24 ساعت به دست بگیرند، باید کاری انجام گیرد.

6 خاطرات شریف امامی: شریف امامی، نخست وزیر قبلی در خاطراتش به سختی از سفیر سولیوان

انتقاد خواهد نمود. او به دوستانش می گوید که هر بار او با سفیر گفتگو کرد، سولیوان بدون توجه به اینکه

چه می گذرد وی را ترغیب نمود که معتدل تر شود. (پدر چوبین و شریف امامی از زمان مدرسه با هم

دوستان صمیمی بوده اند.)


صفحه 381

7 وزیری، وزیر دادگستری: چوبین اظهار نمود که وزیری در حقیقت استعفا نموده که یک حزب

سوسیال دموکراتیک که بختیار نخست وزیر نهایتا به آن خواهد پیوست تشکیل دهد. (نظریه: مزخرف)

8 چوبین به گروهی به نام «کمیته 28» که برای حمایت از بختیار تشکیل شده، پیوسته است. هر عضو

قرار است 5 عضو جدید دیگر به گروه بیفزاید. این موضوع در جریان گفتگوها گم شد و مأمور سفارت

نفهمید که کمیته 28 چه کسانی هستند.

9 مارکسیستها: چوبین اظهار داشت که اقلیتهای منظم مارکسیت در حقیقت خیلی از اعتصابات را

کنترل می نمایند و بجز اینکه به زودی (اعتصابات) متوقف شود، به طور مؤثری جنبش مذهبی را در اختیار

خود خواهند گرفت. چوبین هم اکنون شریکی در شرکت مهندسی دلتا که یک پیمانکار است و کارهایی

(هم اکنون فعال نیست) در پالایشگاه تهران، در IGAT-II و در کارخانجات NGLدر مناطق نفتی

خوزستان دارد. یکی از کارمندان او یک مارکسیست جوان به نام سوارکی است که به توضیح دادن در مورد

اینکه چگونه گروه او جریان وقایع را هدایت می نمایند علاقه مند است. طبق گفته چوبین سوارکی می گوید

خمینی هرگز باز نمی گردد؛ ما به او اجازه نمی دهیم. چوبین پیشنهاد ارائه جزوه های مارکسیستی را نمود

که توسط سوارکی به او داده شده و سوارکی زیر حقایق اصلی را خط کشیده است و بقیه را «سخنان

ستایش آمیز برای مصرف مذهبی» می نامد. چوبین همچنین گفت شایعه ای وجود دارد که در یک حمله

مشترک چند هفته پیش، ساواک و سیا یک برنامه 30 صفحه ای برای یک به دستگیری قدرت توسط

کمونیستها در 7 مرحله که تخمین زده شده است 4 تا 5 سال طول می کشد را پیدا نمودند.

10 سنجابی: سنجابی برای مدت مدیدی اسمش در لیست حقوق شرکت ملی نفت ایران با حقوق

ماهانه 21000 تا 24000 تومان (3000 دلار ماهیانه) بوده است. حدود 10 تا 12 سال پیش سنجابی با

ساواک در معرفی چپیها در دانشگاهها همکاری نمود. چوبین اظهار داشت علاوه بر این سنجابی متولد

ایران نیست. (اطلاعات بیوگرافی ما اشاره می کند که وی در منطقه ایلیاتی سنجاب نزدیک کرمانشاه متولد

شده است.) چوبین در مورد تلاش برای ترغیب او به تشکیل دولت گفت شاه با سنجابی با این حقایق رو به

رو شد و تهدید نمود که اگر سنجابی همکاری نکند سابقه او را فاش خواهد نمود. (نظریه: البته سنجابی

امتناع ورزید.)

11 ظلی، معاون دبیر وزارت امور خارجه: مصطفی انصاری گفت که در 19 ژانویه به دنبال یک

برخورد در وزارت خارجه بین آنهایی که می خواستند «انسجام با مردم را نشان دهند» و دیگرانی که

احساس می نمودند وزارت خارجه بایستی دور از کشمکش بماند، ظلی به طوری که گفته شده گروهی را

برای پیوستن به راهپیمایان هدایت نمود.

12 به طوری که گفته شده رئیس مجلس به دنبال تعداد زیادی از دیگر نمایندگان استعفا می نماید که

دست بختیار را در اداره نمودن توسط فرمان، باز بگذارد. (نظریه: این جنبه عجیب شایعه استعفای همگانی

یک چیز برای توضیح دادن دارد: نمایندگان مستعفی احتمالاً به نظر می رسد که در حالی که با بختیار

همکاری می نمایند، از خمینی هم پیروی می کنند و ضمناً از مسئولیت فرار می کنند. چیزی که آن را به نظر

غیرمحتمل می رساند این است که پیش اغلب نظرها این کار به شانس بختیار برای به دست آوردن هر نوع

قدرت معنوی بیشتر صدمه می رساند، اگر که آن را از بین نبرد. حکومت به وسیله فرمان تحت چنین

شرایطی مورد سؤال قرار خواهد گرفت.)


صفحه 382

13 مهران، وزیر سابق دارایی و اقتصاد خارج شده است و اکنون در لندن است.

14 هویدا: چوبین داستان میکروفون پشت گل میخک هویدا را که در مطبوعات دیده شده تکرار

نمود. او اضافه کرد که نوارهای گفتگوهای متهم کننده توسط هویدا با شاه و دیگران در مقر هیئت نمایندگی

ایران در سازمان ملل توسط برادر هویدا ذخیره شده و اکنون از آنجا، برای نگهداری مطمئن آنها، خارج

شده است.

سند شماره (31) خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 22 ژانویه 1979 برابر با دوم بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 خلاصه: ایران در انتظار خمینی است. بختیار عهد می کند که محکم بایستد. خشونت طرفدار و ضد

رژیم. چپیها آشکارا تظاهرات می کنند. آیت اللّه های میانه رو خود را از بختیار دور می کنند. در تبریز شایع

شده که به خاطر اینکه شریعتمداری عامل ساواک خوانده شده بین طرفداران شریعتمداری و خمینی

درگیری به وجود آمد. حمله به خانه بهاییان در غرب ایران. پایان خلاصه.

3 انتظار می رود که خمینی نزدیک ظهر روز جمعه وارد شود؛ هرچند منابع در مورد زمان و شرکت

هواپیمایی اختلاف دارند. (بعضی می گویند ارفرانس؛ دیگران می گویند کارکنان ایران ایر به سرکار باز

می گردند تا آیت اللّه را بازگردانند.) خمینی در این اثنا به طوری که گزارش شده مجدداً اظهار داشته که

نمایندگان مجلس باید مقامهای خود را رها کنند و همچنین شورای سلطنت. او از ارتش خواست که با

دولتی که به زودی تشکیل می گردد همکاری نمایند. ما شب گذشته از یک مصاحبه با رسانه های انگلیسی

به طور غیر مستقیم مطلع شدیم که خمینی به طوری که گفته شده است فاش ساخته که وی معامله ای با

ارتش انجام داده است.

4 بختیار، نخست وزیر، دیشب ملت را مورد خطاب قرار داد و اظهار داشت که وی استعفا نخواهد کرد

باقی خواهد ماند تا از قانون اساسی دفاع نماید. او علاوه بر این تقاضای پایان بخشیدن به تظاهرات و

اعتصابات را نمود و از مطبوعات به خاطر انتشار پیامهای مسموم انتقاد نمود. او اضافه نمود که «هیچ

توهین دیگری را نسبت به ارتش» تحمل نخواهد نمود. به هر صورت او قبول کرد که اختلافاتی در

نیروهای مسلح بین گروههای مذهبی و غیر مذهبی به وجود آمده است. بختیار ادعا نمود که قویترین

نخست وزیر ایران می باشد چون که او صادقانه حکومت می کند. او اظهار داشت اعتصاب کنندگان

دستوراتشان را از دشمنان خارجی می گیرند که روی دولت فشار بیاورند، دولت هم اکنون تمام تقاضاهای

کارگران را انجام داده است. 5 نفر از 21 نماینده مجلس که استعفا نمودند، از استعفایشان صرف نظر نمودند

تا مجلس استحکام پیدا کند. شورای امنیت ملی ایران شب گذشته تشکیل جلسه دادند ولی ما نمی دانیم چه

تصمیمی گرفته شد.

5 چپیها به صورت فزاینده ای آشکارتر گردیده اند. مارکسیستها دیروز چندین هزار نفر را برای

گردهمایی در دانشکده فنی تهران جمع آوری کردند. دانشجویان مسلمان راهپیمایان را اذیت کردند و در

حالی که ظاهرا هیچ جنگ خیابانی وجود نداشت، مقدار زیادی کشمکش و تعدادی نزاع وجود داشت.


صفحه 383

مطبوعات گزارش کرده اند یک هواخواه مسلمان که با اتومبیلش به سختی و عمداً به داخل جمعیت راند، به

وسیله نیروهای امنیتی مارکسیست کتک زده شد. در این اثنا حزب توده در پاریس تأییدش را در مورد

شورای انقلاب اسلامی خمینی اعلام نمود. حزب توده خصوصا اظهارات خمینی بر علیه مداخله ایالات

متحده در ایران را مورد تأیید قرار می دهد. تمام نیروهای ضدامپریالیستی باید متحد شوند؛ بنابراین توده

یک دولت طرفدار خمینی را حمایت می کند. موضوع مارکسیست اسلامی که مدتها توسط خیلی از

مخالفین رد می شد، اکنون آشکارتر از آن است که نادیده گرفته شود.

6 در استانها آشوب به وجود آمده ولی ظاهرا بین گروههای مخالف و موافق رژیم، تا چپ در مقابل

راست. 10 نفر دیروز در برخوردهایی در شیروان و قوچان (شمال شرقی ایران) کشته شدند. تعداد

بیشتری روز شنبه در مشکین شهر نزدیک تبریز کشته شدند دولت می گوید یک نفر کشته شد ولی افراد

محلی می گویند تا 40 نفر کشته شدند. همچنین حداقل یک مرگ در هرسین نزدیک کرمانشاه وجود

داشت. دسته های چماقدار طرفدار شاه (در جاده بندر پهلوی)، آمل و دیگر شهرها حمله کرده اند.

چماقداران همچنین اتومبیلها را شب گذشته در خیابان پهلوی تهران متوقف کردند.

7 اعتصابات بدون کاسته شدن ادامه می یابد. کارگران (کارکنان) مخالف شب گذشته درست پس از

اینکه وی سخنرانیش را شروع نموده بود برق را قطع کردند، و قدرت پخش برنامه رادیو را برای رادیوهای

باطری دار کاهش دادند. کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران رسما از قبول رئیس جدید شان، امیر مسعود

برزین، خودداری نموده اند. کارکنان وزارت دادگستری نیز اظهار داشته اند هیچ وزیری را که توسط

بختیار منصوب شده است قبول نخواهند نمود.

8 مبارزات داخلی مذهبی آشکار گردیده است. در پاسخ به یک گفته بختیار که سکوت آیت اللّه در

مورد دولت او نشانه رضایت است، آیت اللّه شریعتمداری، گلپایگانی، مرعشی نجفی و روحانی

اعلامیه های جداگانه ای منتشر نموده و این تصور را که آنها از نخست وزیر حمایت می نمایند رد کردند.

مطبوعات فکر می کنند این پس از اینکه خمینی شریعتمداری را به خاطر حمایت مخفیانه از بختیار مورد

حمله قرار داد واقع شد. منبع مطبوعاتی ایران که در گذشته گزارشاتی قابل اطمینان تهیه کرده است، به

مأمور سفارت گفت که خمینی به طور خصوصی شریعتمداری را متهم به طرفداری آمریکا و ابزار سیا

بودن کرد که در نتیجه آن شریعتمداری گفت چنان گفته ای را از یک کمونیست می توان انتظار داشت.

9 کنسول تبریز شایعات زیادی که طرفداران شریعتمداری بر علیه طرفداران خمینی در خیابانها

مبارزه می کنند را گزارش می کند. (تبریز خانه شریعتمداری است.) همچنین شایعاتی مبنی بر اینکه

شریعتمداری یک عامل ساواک است منتشر شده است.

10 مطبوعات پر از گزارشات تفرقه در ارتش، خصوصا گزارش یک اعتصاب غذا توسط تقریبا

4000 نفر افراد نیروی هوایی در پایگاههای شاهرخی و وحدتی، می باشد. به طوری که گزارش شده

حدود 1000 نفر در پایگاه هوایی بندرعباس شب شنبه تظاهرات آرامی برگزار کردند. به نظر می رسد پایه

و اساس برای تمام این گزارشات وجود دارد ولی ما تأییدی برای جزئیات آن نداریم.

11 کنسول تبریز شاهد مکالمات تلفنی دو سرباز با تهران (یکی وظیفه و دیگری حرفه ای) بود که آنها

در مورد وضعیتی که پس از بازگشت خمینی در روز جمعه ایجاد می شود ابراز نگرانی نمودند و توسط

خانواده هایشان در تهران آدرسهایی به آنها داده شد که اگر می خواهند فرار کنند به آنجا بروند. تبریز مثل


صفحه 384

اغلب شهرها تعطیل باقی می ماند. هیچ فرماندار و شهرداری وجود ندارد و پلیس از خیابانها بیرون کشیده

شده و در زندان قدیمی تمرکز پیدا کرده اند. گروههای مذهبی و چپی دو روز پیش در دانشگاه برخوردی

داشتند.

12 ما مطلع شده ایم که حدود 10 روز قبل در شهر کوچک میاندوآب، موقعی که 80 خانه آتش زده

شد 2000 بهائی بی خانه شدند.

13 امروز شیراز بجز برای یک تظاهرات (آرام) کوچک نزدیک کنسولگری و به طرف یکی از

قصرهای شاه در آنجا آرام بود، ولی همچنین شامل فریادهای «یانکی به خانه ات برگرد» نیز بود.

اطلاعات بیوگرافیک درباره دولت جدید

سند شماره (32)

از: سفارت آمریکا در تهران تاریخ: 23 ژانویه 1979 برابر با 3 بهمن 1357

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.

طبقه بندی: سری غیر قابل رؤت برای خارجیان گزارشگر: پرت

موضوع: اطلاعات بیوگرافیک درباره دولت جدید

1 (محرمانه) جزئیات مربوط به شاهپور بختیار، نخست وزیر، در 16276 78 CRM ارائه شد.

2 (سری) احمد میرفندرسکی وزیر امور خارجه در سال 1918 در یک خانواده وزارت

خارجه ای متولد شد. او تحصیلات ابتدایی خود را در تفلیس، جایی که پدرش عنوان کنسولی

داشت،گذراند و تحصیلات متوسطه اش را در تهران انجام داد. در سال 1937 وارد دانشگاه آمریکایی در

بیروت شد و با درجه ای در حقوق از مدرسه سنت جوزف بیروت، تحصیلات دانشگاهیش را تکمیل کرد.

وی خدمت خود در وزارت خارجه را در سال 1947 آغاز کرد و مشاغلش شامل دبیر سومی در مسکو از

1949 تا 1953؛ مأموریت کوتاهی در تهران در 1953؛ دبیر دومی در لاهه از 1953 تا 1956؛ کفالت

مدیریت قسمت عهدنامه ها و امور حقوقی از 1953 تا 1957 مستشار در دهلی نو از 1957 تا 1960؛

سرکنسول در استانبول از 1960 تا 1962؛ مدیر بخش اقتصادی در 1962 بوده اند. پس از مدت کوتاهی

که مدیر اداره دوم سیاسی در 1963 بود، در مارس همان سال مدیر کل امور سیاسی شد. در ژوئن 1964

او به عنوان معاون امور سیاسی و پارلمانی انتخاب شد. سپس از ژوئیه 1965 تا سپتامبر 1971 به عنوان

سفیر در مسکو خدمت نمود و پس از آن قایم مقام وزارت امور خارجه شد. در اکتبر 1973 از خدمت

اخراج شد که ظاهرا به این سبب رخ داد که وی به هواپیمای شوروی که مأمور تأمین اعراب در حال جنگ

بود اجازه داد از فضای هوایی ایران عبور کند، علیرغم آنکه شاه حدود خشکی اعمال کرده بود و بدین

ترتیب نظر نامطبوع شاه را برای خود خرید. از آن زمان او جز شغل کوچک مشاور وزیر خارجه چیز

دیگری در دست نداشته است. در واقع او در نتیجه خشمش از اخراج شدن و همچنین مطابق گزارشها به

سبب یک اشکال اعتیاد به الکل چندین سال است که از صحنه بیرون مانده است. واضح است که

میرفندرسکی گنجینه ای از تجارب با خود دارد و همکارانش در وزارتخانه با نظر احترام به وی می نگرند.

در مسکو او فرستاده موفقی بود، دلیلش این است که زبان آنها را با تبحر صحبت می کند و از قراری که

گزارش شده در روزهای جوانیش پس از صرف مقدار زیادی ودکا به رقص و آواز روسی پرداخت. از

طرف دیگر او در مقام معاونت پارلمانی در 1964 در دفاع از لایحه اعطای مصونیت سیاسی به مستشاران


صفحه 385

نظامی آمریکا فوق العاده با ضعف عمل کرد. او مردی کوچک با پوست زیتونی و فردی صمیمی و جذاب

است. بعضی مقامات دولت آمریکا او را در شرایط فشار به هیچ وجه شایسته اعتماد کامل ندانسته اند.

میرفندرسکی سه فرزند دارد. او علاوه بر آلمانی و انگلیسی، روسی و فرانسه را به خوبی تکلم می کند.

(باید متذکر شد که اطلاعاتی که وزارت امور خارجه در مورد چند فقره از مناصب گذشته اش تسلیم نموده،

شدیدا با سوابق ما درباره احوال اولیه اش مغایرت دارند. این اطلاعات چنین می گویند که ورود به خدمت

در 1942، خدمت در مقام دبیر سومی و دبیر دومی در مسکو از 1946 تا 1951، اداره گذرنامه در 1951

و دبیر دوم و دبیر اول در لاهه از 1952 تا 1956 بوده است.)

3 (بدون طبقه بندی) لطفعلی صمیمی، وزیر پست و تلگراف و تلفن: حدوداً 57 سال دارد. وی در سال

1954 در رشته مهندسی مکانیک فارغ التحصیل شد و سال بعد به اداره بی سیم پیوست. صمیمی که یکی از

بنیانگذاران حزب ایران (یکی از اجزای جبهه ملی) است، در اوت 1954 به زندان افکنده شد. در 1963

پس از هفت سال تعلیق خدمت دوباره او را بر سر کار آوردند. وی سپس به مطالعات تخصصی در مهندسی

ارتباطات در فرانسه و آلمان پرداخت. پس از آن به عنوان رئیس اداره مطالعات و مدیر خدمات پستی

وزارت پست و تلگراف و تلفن خدمت کرد. آخرین مقام او بازرس وزارت پست و تلگراف بوده است.

4 (بدون طبقه بندی) محمد مشیری یزدی، معاون مالی و اداری نخست وزیر: در سال 1921 به دنیا

آمد. او از دانشگاه تهران مدرکی در علوم سیاسی دریافت داشته است. ورودش به خدمت دولت در وزارت

حرفه و تجارت در 1940 بود و در 1946 به علت حجم کارش به وزارت کار انتقال یافت. مشاغلش از

این قرار بوده اند: مدیرکل اداره کار اصفهان؛ رئیس ادارات کار در خوزستان و تهران؛ عضو هیئت رئیسه

هیئت تعاون عمومی تهران؛ مدیر کل اداری وزارت کار؛ ناظر دولت در سازمان بیمه های اجتماعی

کارگران و قائم مقام دائمی وزیر کار. در ژوئن 1971، او رئیس هیئت مدیره شرکت وامهای پس انداز

مسکن شد. مشیری یزدی با... سازمان ملل و برنامه اصل چهار ایالات متحده کار کرده است. او به فرانسه

و انگلیسی صحبت می کند.

5 (خیلی محرمانه) منوچهر کاظمی، وزیر کشاورزی و منابع طبیعی: 64 سال دارد. او در مهندسی و

اقتصاد مدارکی در دست دارد و حداقل بخشی از کار دانشگاهیش را در هاروارد گذرانده است. او در

سازمان برنامه و بودجه خدمت کرده و به مقام معاونت آن سازمان رسیده است. او دوست آمریکاییها، ولی

منتقد رژیم شناخته می شود. وی به فرانسه و انگلیسی حرف می زند.

6 (خیلی محرمانه) عباسقلی بختیار، وزیر صنایع معادن و تجارت: پسر عموی نخست وزیر است. او

که متولد سال 1927 است، مدارکی در حقوق و ادبیات از دانشگاه تهران، مهندس شیمی از دانشگاه

گلاسکو و دکترا در شیمی از دانشگاه لندن به دست آورد. سوابق او شامل مناصبی به عنوان مدیر فنی

شرکت سرمایه شکر؛ سخنران دانشکده فنی دانشگاه تهران؛ رئیس اکتشافات گاز و پتروشیمی شرکت نفت

با مسئولیت طرح ریزی برای مجموعه پتروشیمی آبادان و ( در 1966) مدیر اجرایی شرکت مشترک

پتروشیمی آبادان بوده است. پس از آن وی با عنوان معاون صنعتی وزارت امور اقتصادی و دارایی خدمت

کرد. در اوائل 1975 این مقام را ترک و به سازمان خریدهای نظامی منتقل شد. شایعات گویای این هستند

که خروج او از وزارت امور اقتصادی و دارایی به دنبال یک کشمکش بر سر مسائل سیاسی با انصاری و

نجم آبادی بود. بختیار وضع سلامتیش متزلزل بوده و ادعا شده که یک حمله قلبی به سراغش آمده است.