مأمور سیاسی نظر دیگری نداد بجز اینکه انتظار تکذیب آشکار اینکه ایالات متحده می خواهد خمینی
آسیب ببیند را داشت.
7 نظریه: اگر چه میانه روها و حتی نهضت آزادی به خمینی فشار می آورند که نباید، آنها با زیرکی به
تلاش برای کشانیدن او به داخل سیستم، بدون وجود آمدن انفجاری اساسی، پرداختند. سابقه ای که یکی
از طرفین درباره قهرمانیهای جریانات پوشیده دو ماه گذشته و از هم پاشیدن (سیستم) را که مورد انتظار
بود مطرح کرد، شاید مطالب بالا دلسرد کننده نباشد ولی به نظر می رسد که آن روی اصل جدیداً کشف شده
ایران که به بهترین نحو می تواند به آخرین مرحله آزمایش قدرت بدون برخورد توصیف شود تکیه داشته
باشد.
گفتگو با ایرانیان
سند شماره (36)
از: دفتر وابسته دفاعی ایالات متحده تهران تاریخ: 25 ژانویه 1979 برابر با 5 بهمن 1357
به: سازمان اطلاعات دفاع واشنگتن، کاخ سفید واشنگتن
سری، غیر قابل رؤیت برای خارجیان
اخطار: شامل روشهای جاسوسی
موضوع: گفتگو با ایرانیان
خلاصه: این گزارش گفتگوی بین وابسته دفاعی و دریادار سابق احمد مدنی (اکنون دکتر) را در یک
میهمانی شام در عصر 24 ژانویه 1979 در خانه دکتر حاج علیلو، صاحبخانه وابسته دفاعی، در بر
می گیرد.
جزئیات: الف) چندین هفته پیش از طرف صاحبخانه وابسته دفاعی از وی دعوت شد که آیا او میل
دارد با دریادار بازنشسته احمد مدنی گفتگو کند، (یک وزیر احتمالی کشور در دولت آینده ایران) و سفری
به قم برای صحبت با آیت اللّه شریعتمداری داشته باشد. پس از گفتگو با سفیر کبیر درباره یک ملاقات با
شریعتمداری، تصمیم گرفته شد که یک غیر نظامی در این زمان بهترین خواهد بود. وابسته دفاعی سپس به
صاحبخانه اطلاع داد که در یک تاریخی در آینده، خیلی خوب خواهد بود که به قم مسافرت نماید و
احتمالاً در بهار؛ ولی در حال حاضر او قادر به رفتن نخواهد بود. به هر حال وابسته دفاعی اظهار داشت که
یک ملاقات با دریادار مدنی خیلی خوشایند خواهد بود، چون که ما هر دو افسران نظامی هستیم و مدنی
می تواند اطلاعاتی راجع به تمایلات و افکارش درباره یک دولت جدید ایران ارائه دهد. ملاقات شب
گذشته، نتیجه این گفتگوها بود.
ب) پس از تعارفات معموله و صحبتهای کوتاه راجع به سابقه (دریادار مدنی پسر یک ملا است،
مشروبات الکلی نمی نوشد، سیگار نمی کشد و یک مسلمان دیندار است)، گفتگوها به سیاست و دولت
مورد نیاز در ایران (نظر مدنی) کشید. دریادار مدنی اظهار داشت که آیت اللّه خمینی قطعاً در جمعه 26
ژانویه به ایران وارد می شود و اضافه نمود که او دیروز با بختیار نخست وزیر صحبت کرده است و
برنامه هایی تنظیم شده است که بختیار زمام امور دولت را به بازرگان، منتخب آنها (پیروان خمینی) برای
نخست وزیری جدید بدهد.
دریادار مدنی اظهار داشت که دکتر بختیار در یک مقام بالای دولتی، احتمالاً وزیر جنگ، حفظ خواهد
شد. وابسته دفاعی سپس پرسید که آیا ژنرال جم برای آن مقام در نظر گرفته نشده است و مدنی پاسخ داد
که او (جم) یک ژنرال قوی و قادر به اداره ارتش می باشد. وابسته دفاعی سؤال کرد که آیا مدنی برای پست
وزارت کشور در نظر گرفته نشده است و آیا او آن مقام را قبول خواهد کرد؟ او به هر دو سؤال جواب مثبت
داد و اضافه نمود که کار زیادی باید در وزارتخانه انجام پذیرد چون که تجدید سازمان اساسی در ساواک،
ژاندارمری و پلیس ملی باید صورت گیرد. او گفت قدرت ساواک سازمان داده شده به وسیله سیا به مقدار
زیادی باید کاهش داده شود و تجدید بنا گردد. افسران فاسد هستند و شکنجه ها باید موقوف شود. وابسته
دفاعی سپس اظهار داشت که تا آنجایی که او اطلاع دارد از زمانی که ژنرال مقدم ریاست ساواک را به عهده
گرفته است شکنجه دیگر در ساواک مورد استفاده قرار نمی گیرد. مدنی گفت ممکن است این موضوع
صحیح باشد ولی در ساواک افسران صادقی نداریم و سپس اضافه نمود که تمام ژنرالها در ساواک و در
ارتش فاسد و نادرست هستند. وابسته دفاعی با تأکید پاسخ داد که او خیلی زیاد ژنرالهای مسلمان،
سخت کوش و صادق را در ارتش ملاقات نموده که رهبری عالی ارتش را می توانند فراهم آورند. مدنی
جواب داد اغلب آنها باید باز نشسته شوند چون که فاسد هستند.
ج) دریادار مدنی اظهار داشت که ارتش ایران اجبار ندارد که بزرگ باشد، فقط 000/10 نفر در نیروی
دریایی، 000/15 نفر در نیروی هوایی و 000/100 نفر در نیروهای زمینی. او گفت هیچ تهدیدی از
جانب همسایگان مسلمان نسبت به ایران وجود ندارد و روسها را حتی با نیروهای نظامی بزرگ ایران
نمی توان متوقف نمود. او سپس با حالت خطابت پرسید چرا ما تمام این سیستمهای مدرن و گرانقیمت
تسلیحاتی را احتیاج داریم؟
د) دریادار مدنی سپس اظهار داشت که ایالات متحده در حمایت از دولت فاسد شاه مرتکب اشتباه
شد. خیلی مشابه آنچه ما در کوبا انجام دادیم. او اضافه نمود که ایالات متحده باید دولت جدید ایران را
حمایت کند (یک دولت بازرگان حمایت شده به وسیله خمینی). افسر گزارش دهنده سؤال کرد که آیا
منظور او این است که ایالات متحده باید از یک جمهوری انقلابی اسلامی حمایت کند. او پاسخ داد که اینها
فقط الفاظی هستند که نشان دهنده چیزی نیستند و اینکه دولت جدید ایران یک دولت سوسیالیست بدون
سلطنت خواهد بود. افسر گزارش دهنده سؤال کرد نه حتی یک رژیم سلطنتی بدون قدرت شبیه انگلیس،
او به سرعت پاسخ داد که هیچ رژیم سلطنتی برای آن دوران به هیچ وجه در تاریخ ایران روی نداده است.
ه) افسر گزارش دهنده اظهار داشت که وی معتقد است ارتش، یک دولت خمینی را قبول نخواهد کرد و
اینکه یک کودتای نظامی احتمالاً بر هر تغییرات در دولت غیر نظامی پیشی خواهد گرفت. مدنی اظهار
داشت که آن یک خودکشی خواهد بود و اینکه او شخصا با افسران جوان که از یک کودتای نظامی حمایت
نمی کنند صحبت کرده است. او اضافه کرد که یک کودتای نظامی هدایت شده به وسیله مشاور آمریکایی
شما، ژنرال هایزر فقط مبارزه انقلابی را به تأخیر خواهد انداخت چون که مردم آماده هستند برای
آزادیشان کشته شوند. او گفت من و یک میلیون دیگر ایرانی حاضر هستیم جانهایمان را در یک انقلاب
بدهیم هر کودتای نظامی به صورت یک تلاشی آمریکایی برای حفظ کردن یک دولت غیر قانونی فاسد
دیده خواهد شد. او اضافه کرد که اگر یک کودتای نظامی روی دهد منتج به هرج و مرج و سپس به وسیله
یک دولت کمونیست دنبال خواهد شد.
و) افسر گزارش دهنده پرسید آیا خمینی بازگشتش به ایران را به تأخیر می اندازد؟ دریادار مدنی گفت
نه؛ چون که وقت آن حالا است، او باید بازگردد و یک دولت جدید تأسیس نماید.
نظرات وابسته دفاعی ایالات متحده.
وابسته دفاعی معتقد است که دریادار مدنی یک طرفدار غرب و به طور نسبی فردی مذهبی و با هوش
است. او یک افسر سابق نیروی دریایی است که چون نمی توانست با توسعه حجیم و پرخرج نیروی دریایی
موافقت کند و نمی توانست فسادی را که با این توسعه نیروی دریایی همراه بود تحمل کند به بازنشستگی
زودرس هدایت شد. او یک دکترا در سیاست و اقتصاد به دست آورده (گفته خویش) و اخیرا در تدریس
در دانشگاههای ایران درگیر بوده است. او بشدت اشاره کرد که مشکلات در ایران به وسیله ایالات متحده
همدستی و طرفداری و تنزل داده شده است و اینکه او این مطلب (فکر) را از زمان ثبت نام در کالج جنگ
دریایی ایالات متحده عوض نکرده است او به نظر می رسد که در صحبتش دوستانه (مخلص) باشد ولی
افسر گزارش دهنده احساس می کند او ممکن است یک فرصت طلب الهام گرفته باشد که منتظر بازگشتن
به جریان اصلی امور دولت می باشد. او مانند خیلی از ایرانیان تلاش می نماید که طرف خود را با
معاشرتهای سطح بالای خودش و آگاهی باطنی از چیزی که دارد روی می دهد و اینکه چقدر خوب مطلع
می باشد تحت تأثیر قرار دهد. دریادار مدنی عنوان می کند که وی ضد کمونیست می باشد و اینکه ایران
نمی خواهد برای همکاری و پشتیبانی به طرف شرق روی بیاورد. او عنوان داشت که از آمریکاییها و
غربیهای مورد نیاز برای بازگشت جهت کمک به ایران در بهبودی اقتصادی آن درخواست خواهد شد.
صرف نظر از قابلیتهای واقعی او، دریادار مدنی از طرف میانه روهای اسلامی و ایرانیان زیرک
(دکترها، وکلا، استادان، تجار و روحانیت) به عنوان یک افسر صادق، یک مسلمان مخلص و یک منتخب
خوب به عنوان یک رهبر دولت آینده اگر که یک دولت غیر نظامی سوسیالیست بدون خونریزی مستقر شد
دیده می شود. دریادار مدنی ممکن است به خوبی در رده بالا قرار گیرد.
برنامه هایی که برای ورود خمینی در تهران تنظیم شده
سند شماره (37)
خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 25 ژانویه 1979 برابر با 5 بهمن 1357
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: برنامه هایی که برای ورود خمینی در تهران تنظیم شده
1 (تمام متن خیلی محرمانه)
2 خلاصه: میناچی مأمور سفارت را در مورد برنامه هایی که به طوری که گزارش شده از طرف دولت
ایران برای ورود آیت اللّه خمینی به تهران در 26 ژانویه تأیید شده است توجیه نمود. خانواده خمینی
برنامه ریزی شده که امروز وارد شوند. میناچی معتقد نیست که خمینی هیچ کدام از قدمهای آخری را در
26 ژانویه اعلام نماید.
3 دکتر ناصر میناچی، محرم آیت اللّه شریعتمداری، مخالف میانه رو و واسطه سیاسی، به استمپل مأمور
سیاسی صبح 25 ژانویه گفت که در آخر روز 24 ژانویه بختیار نخست وزیر شخصا با بازگشت
برنامه ریزی شده آیت اللّه خمینی با هواپیمای دربست ارفرانس موافقت نمود و همچنین برنامه ابتدائی
خمینی را مورد تأیید قرارداد. برنامه شامل ورود آیت اللّه بین 30/8 تا 9 صبح می باشد. ارتش فرودگاه را
بسته نگاه می دارد ورود گروه رسمی استقبال کننده را با کارت ورود اجازه می دهد. گروه شامل حدود 10
یا 12 نفر (آن طوری که اکنون برنامه ریزی شده، میناچی گفت این ممکن است افزایش پیدا کند) منجمله
روحانیت برجسته تهران از قبیل آیت اللّه طالقانی، سیدمحمد بهشتی (نایب خمینی در داخل کشور)
همچنین سیاستمداران مخالف، کریم سنجابی، مهدی بازرگان، داریوش فروهر، میناچی و دیگران
می باشد.
4 مردم به داخل فرودگاه راه داده نمی شوند، ولی جمعیت فراوانی در پای بنای یاد بود شهیاد و در
طول جاده فرودگاه منتظر خمینی می مانند. پس از مراسم استقبال اولیه خمینی مستقیما رهسپار قبرستان
بهشت زهرا در جنوب تهران از طریق میدان شهیاد، خیابان آیزنهاور، بلوار پهلوی و جاده قم می شود.
آیت اللّه در بهشت زهرا سخنرانی خواهد کرد (ظاهرا همراه با دیگران) و سپس به اقامتگاهش در مدرسه
اسلامی رفاه نزدیک مجلس فعلی رهسپار خواهد شد. آیت اللّه خمینی سپس علمای کشور را در طول 2 یا
3 روز پیش از اینکه برای قم عزیمت نماید خواهد دید.
5 طبق گفته میناچی، نخست وزیر آیت اللّه را در فرودگاه ملاقات نخواهد نمود، مگر اینکه جواب
مناسبی به نامه ای که او برای خمینی در 23 ژانویه فرستاد دریافت نماید. نامه پیشنهاد می کند که وضعیت
کشور را مورد بحث قرار دهد و با پیشنهاد تشریفاتی که خودش را در دسترس خمینی بگذارد تمام
می شود. (نظریه: ما از دیگر منابع آگاه شدیم که نامه دوستانه و نزدیک بود ولی در جهت چاپلوسی بختیار
از خمینی تا جایی که میناچی مطلب را می رساند به جلو نمی رود.) نظر به وضع کنونی، نخست وزیر در
ابتدای اقامت آیت اللّه خمینی در تهران با او تماس خواهد گرفت (نظریه: میناچی گفت کی و کجا احتمالاً
بستگی دارد به چگونگی آشکار شدن وقایع.)
6 میناچی گفت خانواده خمینی قرار است که 25 ژانویه به تهران وارد شوند و در خانه تازه اجاره
شده ای در خیابان دولت در منطقه دروس شمال تهران اقامت خواهند کرد. خمینی با آنها اقامت نخواهد
کرد چون که به دلایل سیاسی او می خواهد که در جنوب تهران با مردم خودش باقی بماند. (نظریه: میناچی
هیچ ایده ای نداشت که ورود خانواده با بسته بودن فرودگاه چگونه می تواند ترتیب داده شود، ولی به نظر
نمی رسید که فکر کند این یک مشکل است.)
7 از میناچی برای یک ارزیابی اینکه آیا خمینی مستقیما با دولت بختیار پس از وارد شدن رویارویی
می کند سؤال شد. میناچی گفت آیت اللّه به وسیله حامیان داخل کشور خود تحت فشار شدید گذاشته شده
که چنین نکند و نشانه هایی وجود داشته که اعلامیه ای برای راه حلهای نهایی تا زمانی که فرصت گفتگو و
مشاوره با علمای داخل کشور را پیدا نکرده نخواهد داد. (توضیح: ما امیدواریم که به این حالت باشد. و
نفسهایمان را نگهداشته ایم. مشاوره در رسم اسلامی عادلانه است و راه خوبی خواهد بود (شاید لازم
باشد) برای مستحکم کردن حمایت رهبران مذهبی میانه رو تر. از طرف دیگر ما می توانیم فشارهای
مخالف از طرف آنهایی که در پاریس در اطراف آیت اللّه هستند را مجسم کنیم.)
8 طبق گفته میناچی ملاقات بین افسران ارشد نظامی و مقامات ارشد خمینی هنوز واقع نشده است.
ژنرال قره باغی ادعا نمود که او در 24 ژانویه خیلی مشغول است ولی میناچی به ژنرال مقدم فشار زیادی در
مورد این موضوع آورد و گفت بازرگان و یک شخصیت بالای مذهبی آماده هستند که قره باغی را در هر
کجایی ملاقات نمایند، حتی در خانه قره باغی. میناچی فکر می کرد که ملاقات به طور آزمایشی برای
عصر 25 ژانویه تنظیم شده است. (نظریه: چنین ملاقاتی در برقرار نمودن همکاری ارتش در برنامه
توضیح داده شده در بالا و در به مرحله نهایی رسانیدن توافق در مورد اداره کردن توده های بیرون آمده (از
خانه) در 26 ژانویه مهم خواهد بود. میناچی اشاره کرد که گفتگوها در چندین سطح بین جنبش اسلامی و
ارتش در مورد این موضوع جریان دارد، ولی ملاقات سطح بالای رو در رو از نظر رهبری جنبش اسلامی
بحرانی دانسته می شود.)
9 نظریه: مطالب بالا تقریبا خوب تر از آن به نظر می رسد که راست باشد. ولی تعدادی پیش بینی وجود
دارد. امنیت بزرگترین مسأله است. علیرغم توافق ظاهری با دولت و ارتش همیشه امکان اینکه واحدهایی
با افرادی بخواهند تلاش کنند که به خمینی آسیب برسانند وجود دارد. جنبش اسلامی شدیدا درباره
امکان وجود یک قاتل متعصب از هر بخش طیف سیاسی نگران است. همچنین امکان تلاش کمونیستها یا
دیگر مارکسیستها برای عمل نفاق افکنانه وجود دارد. علیرغم فشار روی خمینی که از حد معین در موقع
ورود به وسیله اعلام دولت رقیب، تجاوز نخواهد کرد، وی ممکن است به دلیل سرسختی یا اصل اخلاقی
چنین کند. آن طور که ما می دانیم این کار قطعاً باعث عکس العمل دولت ایران که منجر به برخورد مذهبی
نظامی خواهد شد می شود. با این حال اگر سناریوی بالا عمل کند هر دو دولت ایران و مخالفین ممکن است
دوران جراحتی اثر بازگشت خمینی به ایران را با حداقل آشوب تمام کنند. این می تواند راه را برای
فشارهای مخالفین به طرفداری از ادامه قانون اساسی برای عمل کردنشان در هفته ها و ماههای آتی باز
کند.
10 مطالب بالا قبل از رسیدن اخبار مربوط به کنفرانس مطبوعاتی در پاریس که تعویق در ورود
خمینی تا یکشنبه 28 ژانویه اعلام شد تهیه شده بود. پیام پیگیری در دست تهیه است.
نظرات مخالفین
سند شماره (38)
خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 25 ژانویه 1979 برابر با 5 بهمن 1357
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: نظرات مخالفین
1 پرت، مأمور سفارت در 22 ژانویه با دکتر علی خواجوی، طرفدار جبهه ملی که قبلاً ملاقات بین
مخالفین و مأمورین سفارت را ترتیب داده بود، ملاقات کرد (نام او به طور اشتباه در تلکس مرجع هجی
شده بود). جدا از همقطارانش، خواجوی در مورد دورنمای بازگشت خمینی ابراز نگرانی و رضایت توأم
نمود. او از تضمین پیروزی بر رژیم خوشحال بود ولی حالا وی نگران خطر چپ بود. بر خلاف لحن
عمومی ملاقات قبلی که نگرانی آمریکا در مورد ماورای چپ به مقدار زیادی مورد تمسخر قرار گرفت،
خواجوی گفت وی خمینی را به عنوان آخرین مانع در مقابل یک ایران کمونیست می بیند. اگر خمینی
شکست بخورد، کمونیستها که در موقعیت خوبی قرار دارند جای او را خواهند گرفت. او بنابر این از یک
ترور یا به دستگیری قدرت توسط ارتش هراسان بود.
2 مأمور سفارت گفت دولت ایالات متحده در بعضی از این ترسها سهیم است و به این دلیل است که ما
امیدواریم مخالفین بختیار را حمایت نمایند. خواجوی گفت بختیار جرأت نشان داد، ولی او نمی تواند
حمایت عمومی را پس از اینکه اجازه داد مجلس غیر قانونی او را تأیید نماید به دست آورد. بنابر این
خواجوی فکر می کند بختیار باید به کنار برود. او امید انتخابات آزاد سریع برای به راه انداختن یک
سوسیال دموکراسی شبیه به سوئد یا فنلاند را داشت. او همچنین در مورد نفوذ بیش از حد مذهبی نگران
بود و می گفت او و دوستانش به اسلام احترام می گذارند ولی نمی خواهند که بر زندگی آنها حاکم شود.
3 خواجوی هدف گروه سیاسی جدید دوستش حاج سید جوادی «جنبش سیاسی» را یک مبارزه
غیر مذهبی بر علیه کمونیسم تشریح کرد. او گفت اگر که شنوندگان مذهبی نیستند نمی توان از مذهب برای
مبارزه با عقاید کمونیستی استفاده نمود. گروه که باید بدان به عنوان یک جنبش در داخل جبهه ملی
نگریست تا یک حزب سیاسی جدید، بحث می نماید که منافع اجتماعی کمونیسم بدون استبدادی که تحت
حکومت کمونیستی وجود دارد قابل حصول هستند.
4 نظریه: خواجوی که مردی حساس و باهوش است، نگران و سردرگم می باشد. او و خیلی، شاید
حتی اغلب، جبهه ملی ها به طور فزاینده ای قدرت گروههای مذهبی و چپی و ضعف خودشان را حس
می کنند. او امیدوار است خمینی بتواند چپیها را دور نگهدارد ولی آشکارا ایده یک جمهوری اسلامی را
دوست ندارد. او طالب یک دموکراسی پارلمانی لیبرال می باشد. گروه او همیشه نماینده اقلیت کوچکی در
داخل جنبش ملی بوده اند و اکنون برای اولین بار او و همقطارانش شروع به تشخیص آن نموده اند.
هواداران هویدا از دور خارج می شوند
سند شماره (39)
خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 26 ژانویه 1979 برابر با 6 بهمن 1357
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.
موضوع: هواداران هویدا از دور خارج می شوند
1 (تمام متن خیلی محرمانه)
2 خلاصه: وزیر قبلی که از موافقین هویدا است و وفادار به شاه، برای استعفا و کناره گیری از قدرت
که وضع ناگوار کنونی ایران را به وجود آورد، سوگواری می کند و می بیند که کمونیستها در زیر ردای ملاها
پنهان شده اند. او علاقه دارد که بازگشت شاه را ببیند. او برای این نظریه خود هیچ مدرک و گواهی ندارد،
این نظریه برخلاف تمام دلایل ماست که جنگجویی فعلی مسلمانان احتمالاً بهترین سپر در دسترس در
مقابله با تندروهای کمونیست است. (پایان خلاصه)
3 در جواب درخواست ملاقات با یک «مخالف» در خانه یکی از واسطه ها، کنسول سیاسی در 20
ژانویه با وزیر سابق بهداری (از 1965 تا 73) منوچهر شاهقلی ملاقات کرد. این طور که به نظر رسید
شاهقلی نمی دانست که کنسول سیاسی با سفارت همکاری دارد و پس از اینکه در پایان جلسه این موضوع
را فهمید اظهار نگرانی و ناراحتی کرد، زیرا در وضع کنونی «نمی خواست از کسی طرفداری کند». وی پس
از قول گرفتن از کنسول سیاسی نسبت به سری بودن کامل گفتگوها با جزئیات کامل شروع به تعریف کردن
وفاداریش به شاه، و همچنین نظراتش که متعلق به هویدا بود، نمود. شاهقلی یک جراح پلاستیک بود.
4 طی یک گفتگوی بی هدف، شاهقلی قدری به اشتباه شاه در منسوخ کردن احزاب سیاسی تأکید
کرد که در نتیجه آن اشتباه، میانه روهایی که نسبت به شاه وفادار هستند راهی برای ابراز این وفاداری
ندارند وی به عنوان رهبر قبلی حزب ایران نوین مخصوصا از اینکه می دید ایران نوین از بین رفته و
رستاخیز به وجود آمده است متأسف بود. او گفت این کار پس از اینکه شاه متوجه شد که حزب ایران نوین
تا چه حد قوی شده است، انجام پذیرفت؛ زیرا در یک دوره ای تمام کوششهای شاه و تمام پولهای بنیاد
پهلوی که از طریق شریف امامی خرج می شد، قادر نبود رأی مردم را در رامسر از یک نماینده ایران نوین به
کاندیدای حزب مردم برگرداند. وقتی که دیدند نمی توانند این کار را بکنند، شاه به این نتیجه رسید که زمان
آن رسیده است تا سازمان دیگر را که داشت قدرت می گرفت نابود گرداند.
5 شاهقلی در مورد سازمان کمونیستی در کشور ترس بیجایی داشت. او گفت که وی به داستانی که ما
نیز از چندین منبع شنیده ایم اعتقاد دارد که حزب توده در طی مدت طولانی خودش را از طریق انتخاب
جوانان 15 16 ساله و تعلیم آنها برای طلبه شدن در مدارس مذهبی قم و جاهای دیگر سازماندهی کرده
است. این کار از چندین سال قبل شد و حالا کمونیستها همان ملاهای در گوشه و کنار کشور هستند.
خمینی و سایر مردم مذهبی تصور می کنند که از طرف این ملاها در زمینه های مذهبی حمایت می شوند و از
خطر اصلی آگاه نیستند و در ضمن خمینی با به خدمت گرفتن این ملاهای جوان و طلبه های مذهبی برای
آرمانش دست رهبریت مذهبی محافظه کار را کوتاه کرده است. شاهقلی داستان (تأیید نشده) دیگری را
که قبلاً هم شنیده بودم تکرار کرد که شریعتمداری و سایر آیت اللّه های قم عملاً زندانیان ملاهای تندرو قم
هستند که خانه هایشان در محاصره آنهاست و ملاقات کنندگان توسط آنها پاییده می شوند.
6 شاهقلی گفت که ویدا حاجبی را که یک کمونیست شناخته شده است و در فرانسه تحصیل کرده و
20 سال در خارج از کشور زندگی کرده و برای 5 سال به ایران بازگشته و 6 سال گذشته را در زندان
گذرانده است، می شناسد. او حدود سه ماه قبل از زندان آزاد شده واز آن زمان هر روز 200 تا 300 نفر را
که به منزلش مراجعه می کنند می پذیرد. حدود 3 تا 4 هفته گذشته او از صبح زود و شب دیر وقت از خانه
خارج می شود. او متواضع، خوش برخورد و باهوش است و مسلما برای آرمان کمونیستی به سختی کار
می کند. شوهر کمونیست او که اخیرا از او (ویدا حاجبی) طلاق گرفته است، از ونزوئلا به پاریس آمده و در
فکر این است که به ایران برگردد. شاهقلی با تلخی گفت که کسانی که این طور خالصانه و فعالانه کار
می کنند استحقاق برنده شدن را دارند.
7 او و شخص واسطه نمونه های دیگری از اینکه چگونه کشور به سمت چپ می رود را اظهار داشتند.
وقتی شاهقلی برای شرکت در این جلسه می آید، کسی محکم به ماشین او زده است و گفته که «ماه آینده من
این ماشین را خواهم راند.» گزارشهایی رسیده که مهاجمین به طرف جنگلهای شمال (دریای خزر) رفته و
درختهای جوان را قطع کرده و می فروشند. روحیه ها از واقعیت پرت است؛ آنها در قلب انقلابی هستند که
فقیر را غنی می کند. مثال دیگر 200 مسلح افغانی بودند که روز پیش توسط دولت دستگیر شدند. (نظریه:
ما گزارش خوبی داریم از یک منبع افغانی که «افغانیهای مسلح» در واقع افغانیهای مختلف بودند که بدون
اجازه به کار اشتغال داشتند و به وسیله پلیس جمع آوری شدند.)
8 شاهقلی گفت که در یک لیست اسامی 3 هزار نفر قرار دارد که باید از طرف دولت مورد بازجویی
قرار گیرند فقط بودن نام شما در آن لیست موجب محکومیت شماست. اینها معاونان عالیرتبه وزارتخانه ها
و مدیران مشاغل هستند؛ بدون آنها چه کسی کارهای مملکت را می گرداند؟ تز شاهقلی این بود که در سال
گذشته دولت اختیار از دست داده بود. ساواک، پلیس و ارتش هیچ دستوری نمی گرفتند و نمی دانستند که
چه کنند. خمینی این موضوع را دید و به سادگی در جای خالی پا گذاشت. شریف امامی به میان آمد و مثل
نقل و نبات، امتیاز تقسیم کرد. او پیش از آنچه مردم می خواستند به آنها داد و با مخالفان وارد مذاکره نشد.
او بعضی وزرا را اخراج کرده، از نظر شاهقلی آنهایی را که نباید، بیرون کرد. هویدا خودش به طرف گرگها
پرتاب شد. ارتشبد ازهاری آن گونه رفتار کرد، زیرا می ترسید که مورد تنفر واقع شود. و او هم به طرف
گرگها پرتاب شود. هویدا می دانست که با مردم مذهبی چه کند او می دانست که پول چگونه باید توزیع
می شد تا مورد قبول واقع شود. آموزگار که منبع، یک عمر او را می شناخت (آموزگار و برادر منبع در یک
مدرسه با همدیگر بودند) برای نخست وزیری شخص مناسبی نبود. او حافظه خوبی داشت و همیشه
شاگرد ممتازی بود زیرا زیاد درس می خواند؛ ولی ایده و ابتکار نداشت.
9 جانشین وزارت شاهقلی، شیخ الاسلام زاده نسبتا مرد فقیری است. با وجود این دکتر خوبی است.
وی می بایست پول زیادی درآورد ولی در 5 سال گذشته به عنوان وزیر اجازه نداشت از منابع دیگری
کسب درآمد کند. این موضوع وقتی که قانون اجرا شد خود دلیل استعفای شاهقلی در سال 1973 بود؛
زیرا وی نمی توانست با حقوق دولت زندگی کند. او می دانست که خانواده شیخ الاسلام زاده در آمریکا
زندگی سختی دارند و در یک اتاق زندگی می کنند. اگر او در زمینه فساد وسیعی که به آن متهم شده مقصر
بود این وضع وجود نمی داشت. همچنین حقیقت در مورد معاونش آرام که همسر آمریکایی دارد صدق
می کند. او هم همچنین در مورد اتهاماتی که بر علیه اوست تقصیری ندارد. در حقیقت، شاهقلی گفت وزرا
در خانه های شیشه ای زندگی می کنند واز عهده رشوه گیری برنمی آیند. قضیه رشوه گرفتن وزرا از آنجا
ناشی می شود که واسطه ها مراجعین را به طور خصوصی به وزیر معرفی می کنند و سپس رشوه گرفته
می گویند که برای وزیر است ولی در واقع برای خودشان است.
10 شاهقلی گفت آن طور که اوضاع پیش می رود، درگیری و خونریزی اجتناب ناپذیر است. اگر
مجلس استعفا دهد، معلوم نیست که بختیار چگونه می تواند حکومت کند. هر انتخاباتی که بدون قانون
واقعی و نظم اجرا شود قطعا باعث خواهد شد که زندگی بسیاری از دست برود. حتی در شرایط بهتر،
جریان انتخابات در ایران بستگی به زور و پول دارد. تحت شرایط کنونی چیزی در حد هرج ومرج رخ
خواهد داد.
11 شاهقلی ادامه داد که اکثریت آنهایی که صدایشان در نمی آید هنوز علاقه مندند که برگشت شاه را
ببینند. خیلی از مردم هستند که شاه را دوست نداشتند ولی در هر صورت او را رهبر خود می دانستند. در
صحبت با دیگران گاهی انسان این سؤال برایش پیش می آید که «آیا شاه این را تأیید کرده؟» مردم هنوز
برای راهنمایی به او چشم دوخته اند. شاهقلی فکر می کند که هنوز خیلیها مایلند که ببینند او به روش
رضایت بخش باز می گردد، همان طور که در 1953 (1332) این کار را کرد. (نظریه: او خودش داوطلب
نبود که رهبری گروهها را برای تسریع در این عمل به عهده گیرد. ولی به نظر می رسید که همه پیشنهادات و
طرحها را مورد توجه قرار می دهد.)
12 نظریه: شاهقلی نمایانگر افرادی است که روز به روز بیشتر با آنها برخورد می کنیم. شخصی که در
سالهای آخر دوره شاه به دلایل سیاسی از مورد لطف قرار گرفتن تنزل کرد ولی هنوز وفاداریش را به
سیستم سلطنتی حفظ می کند و از جانشینان سیستم سلطنتی در هراس است. وی مانند بسیاری از مردم، بر
این تئوری که حزب کمونیست خیلی قویتر از آن است که به نظر می رسد و عملاً نهضت (امام) خمینی را در