بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 415

سناریو به پایان برسد مصالحه انجام خواهد گرفت. طبق اظهار دکتر میناچی (حفاظت شود) از جنبش

مذهبی، عامل کلیدی این خواهد بود که اعضای کامل کابینه منصوب شوند، آیت اللّه خمینی «به قم بازگشته

و امور سیاسی را به دست بازرگان بسپارد». از بحثها چنین بر می آید که اعضای نهضت آزادی ایران در

محل از موضع آشتی ناپذیر و سرکش خمینی به تنگ آمده اند و امیدوارند او را کنار بگذارند. آنها شاید

نتوانند کاملاً موفق شوند ولی در اطراف خمینی فشارهایی از جانب میانه روهای مذهبی در جریان است

که ممکن است او را به بازگشت به قم به عنوان جزئی از مصالحه همگانی هدایت کند.

8 منابع نهضت آزادی ایران ظاهرا احساس می کنند که نظامیان با سناریویی که نهضت آزادی ایران را

طبق موازین قانونی روی کار خواهد آورد کنار خواهند آمد و شاید حق با آنها باشد؛ البته در صورتی که در

این میان از رویارویی پرهیز شود. یک خطر بزرگ در حال حاضر (که حکومت ایران و جنبش اسلامی، هر

دو آن را قبول دارند) این است که چپگرایان رادیکال یا اراذل و اوباش دست به عملیات خشونت آمیز بزنند

که جنبش مذهبی را وارد میدان کنند. مهمترین عنصر در این سازش این مسأله است که چه کسی انتخابات

را اعلام کرده و آن را کنترل خواهد کرد. اگر اردوگاه خمینی (و به ویژه خود آیت اللّه) راضی باشد از اینکه

جنبش اسلامی سهم عمده را در کنترل رفراندوم درباره سلطنت در مقابل جمهوری اسلامی خواهد داشت

آن گاه آنها برای سازش بیشتر زمان کنونی حاضر خواهند بود. بختیار قبلاً به طور خصوصی خاطرنشان

ساخته است در رفراندوم و هر گونه انتخابات بعدی، آنها نقش اصلی خواهند داشت معذالک اردوگاه

خمینی نسبت به بختیار و ارتش و سایر نیروهای طرفدار شاه مانند ژاندارمری و غیره مظنون است. در

کوششهایی که برای سازش به عمل می آید این موضوع باید در نظر گرفته شود و همچنین سوءظنهای

دیگری درباره نقش ایالات متحده نسبت به نظامیان باید مورد توجّه قرار گیرد.

سولیوان

در پی علی اصغر حاج سید جوادی برای دستگیری

سند شماره (49)

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 7 فوریه 1979 برابر با 18 بهمن 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: در پی علی اصغر حاج سید جوادی برای دستگیری

1 (سری) ما در گزارش اوضاع، درباره دستگیری حاج سید جوادی اطلاع داده ایم. تماس گیرنده

استمپل به مأمور سیاسی خاطرنشان ساخته است که حاج سیدجوادی دستگیر نشده است بلکه در

مخفی گاه به سر می برد. مهندس صالح بنفتی به پترسون، مأمور سیاسی، گفت که او شب بعد از دستگیری

فرضی حاج سید جوادی با او صحبت کرده است و می داند او در مخفیگاه به سر می برد. حاج سید جوادی

یک نویسنده برجسته است و در محافل مخالف رژیم مورد تحسین و احترام است. ما سال گذشته درباره

تماس با او گزارش دادیم و مجموع نوشته های او را به وزارت امور خارجه فرستادیم و توصیه کردیم این

نوشته ها ترجمه شود. حاج سید جوادی با اتحادیه نیروهای جبهه ملی و نهضت نویسندگان (رجوع شود به

تهران الف 19، اول فوریه 1978)علاوه بر CDHRFهمکاری نزدیک داشته است. او یک رساله نویس

ماهر سیاسی است. او به طور قطعی چپگرا و ضد صهیونیست و ظاهرا ضد آمریکایی است. روش او نسبت

به اسلام ظاهرا یک روش پذیرش سیاسی است تا شور و شوق مذهبی. مقاله ای که او به خاطر آن «دستگیر


صفحه 416

شده است» حتی یک بار هم کلمه اسلام را در هیچ گونه از اشکال به کار نبرده است ولی او همواره به

«نهضت مردم ایران» و «انقلاب بزرگ ملی» اشاره می کند.

2 (خیلی محرمانه) مقاله مورد بحث در تاریخ 4 فوریه در روزنامه اطلاعات منتشر شده است. عنوان

آن این است: «پاسخ به مسلسلها». این مقاله داری یک سرتیتر فرعی دیگر بدین مضمون «ارتش از چه

چیزی دفاع می کند؟» و یک سرتیتر فرعی دیگر بدین مضمون «آنها به من پیغام داده اند که بدن مرا با

گلوله های مسلسل مشبک خواهند کرد. این است پاسخ من به مسلسل های آنها». لحن مقاله به زبان

فارسی بسیار زهرآگین است. هدف روشن آن تفرقه اندازی میان «ژنرالها» و بقیه نیروهای مسلح هست.

موضوع آن این است که ژنرالها نوکران وفادار کورکورانه شاه بودند و در چنین نقشی برای کوشش در

متوقف کردن انقلاب بزرگ ملی، مردم را کشتار کرده اند و همه این کارها را برای حفظ امتیازات رژیم

دیکتاتوری و حمایت از منافع صهیونیسم بین المللی و امپریالیسم آمریکا و شرکتهای چند ملیتی انجام

داده تا آنکه خودشان و شاه و دوستانشان بتوانند از ایران همچنان بهره برداری کنند و ثروتهای ایران را به

یغما ببرند. این ژنرالهای جنایتکار همه کوششهای خود را به کار می برند تا مانع آن شوند که افسران

«شرافتمند و میهن پرست» و درجه داران و سربازان ایران درک کنند که آنها برای حفاظت از امتیازات

جنایتکاران و منابع بیگانگان مورد بهره برداری قرار می گیرند به جای آنکه از استقلال ملی و امنیت ایران و

مردم آن دفاع کنند. زبان مقاله خشن تر، آن است که در این خلاصه آورده شده است. تعجبی ندارد که

«ژنرالها» از این مقاله به خشم آمده اند.

حاج سید جوادی که به عنوان عضو «دولت موقت» بازرگان نامزد شده است و شاید وزیر اطلاعات

باشد از اینکه به خاطر نوشتن این مقاله تحت پیگرد قرار گرفته، برای مناسبات بین ارتش و بازرگان در

صورتی که به عنوان وزیر منصوب شده باشد خبر خوبی نیست.سولیوان

فردوست طبق گزارش با جریان کنار می آید

سند شماره (50)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 7 فوریه 1979 18 بهمن 57

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی.

موضوع: فردوست طبق گزارش با جریان کنار می آید

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 در 5 فوریه جورج ناتانسون، تاجر آمریکایی و توطئه چین بین المللی به گفته خودش، با فرانک

باروز، رئیس هیئت مدیره اتاق بازرگانی ایران و آمریکا، به دیدن پرت، کارمند سفارت آمد. سفارت برای

مدتی کوششهای ناتانسون، تثبیت «برنامه های اقدام» با کمی دخالت دولت ایالات متحده را دفع کرده

است. کارمند سفارت مجبور بود که دوباره توضیح دهد که دولت ایالات متحده دخالتی در مورد نجات

رژیم (شاه مترجم) نخواهد کرد، اما این بار ناتانسون گفت که او پیغامی از جانب ارتشبد حسین فردوست

دارد. این دو نفر شب قبل ملاقات کرده بودند.

3 بنا به اظهارات ناتانسون، فردوست در پی آن است که هماهنگی و توافقی بین خمینی، دولت ایالات

متحده و عناصر طرفدار غرب مانند خودش، به وجود آورد. بختیار بیرون از ارتش طرفداران کمی دارد و


صفحه 417

وقتش رسیده که کوششها برای نرم کردن خمینی متمرکز شود. در حقیقت مطمئن شدن از اینکه دولت

جدید خمینی موفق می شود اهمیت دارد، چرا که اگر او شکست بخورد قدرت مطمئنا به دست کمونیستها

می افتد. از طرفی اگر دولت ایالات متحده به نیروهای خمینی نزدیک شود و ارزش و اهمیت یک وضعیت

طرفدار غرب را نشان دهد، حزب اسلامی پژمرده خواهد شد. اگر ما روابط نزدیک با اعضای دولت جدید

برقرار کنیم و خمینی هم قانون اساسی را قبول کند، شاید روزی حتی شاه هم قادر باشد برگردد،مشروط بر

اینکه سلطنت کند نه حکومت. فردوست اعتقاد دارد که انگلیس و روسیه در تحریک کردن این بحران با

هم همکاری می کنند (نظریه: ما اغلب این اتهام خیالی و خارق العاده را می شنویم.) و دولت ایالات متحده

باید برای نجات اوضاع اقدامی نماید؛ مخصوصا ما بایستی مطمئن شویم که ارتش خارج از صحنه سیاسی

خواهد ماند. ارتش می بایست نه بختیار را حمایت کند نه خمینی را. فردوست از سفارت انتظار پاسخ در

رابطه با موضع ایالات متحده را دارد.

4 نظریه: اگر چه ناتانسون یک رابط کاملاً قابل اعتماد نیست، ما هیچ دلیلی نداریم که در ملاقاتش با

فردوست و یا درستی پیغامش شک روا داریم. به نظر می رسد که این یک مانور زننده از جانب یکی از

نزدیکترین دوستان شاه باشد (فردی که سفارت با وی در سالهای اخیر عملاً هیچ گونه تماسی نداشته

است) صریحا با کودتا مخالفت کردن و امیدواریش در مورد سرکار آمدن دولتی طرفدار غرب و یا حتی

بازگشت شاه به پس از پیروزی خمینی. ما نمی توانیم از این امکان قوی چشم پوشی کنیم. این یک تحریک

است.

سولیوان

کتاب بیست و هشتم

خط میانه (4)


صفحه 418

صفحه 419

خط میانه (4)


صفحه 420

صفحه 421

بسم اللّه الرحمن الرحیم

اینها می خواهند که فرهنگ همان فرهنگ باشد، از

داخلش امثال آن اشخاصی که وزیر و وکیل سابق بودند و

وکیل سابق بودند اینها درآیند، همینها این کشور ما را به باد فنا

بدهند چنانکه دادند. همان وکلایی که در سابق بودند و همان

وزرایی که در سابق بودند و همان سردمدارهای سابق. همان

تحصیلکرده ها و روشنفکرهای دانشگاه داخل و خارج بودند

و همان مصیبتهایی که به این ملت وارد شد به دست همین

اشخاصی که به اسم مجاهدت و به اسم فدایی و با اسم چه وارد

شدند و نگذاشتند که این ملت بحال خودش باشد و هر چه

شما داشتید به جیب دیگران کردند و یکقدری از آن را هم

خوردند. دار و دسته شاه مخلوع همین جمعیتها بودند که الآن

برخلاف نهضت دارند فعالیت می کنند.

امام خمینی

با توجه به پیوندهای عمیق آمریکا و رژیم دست نشانده پهلوی و خصوصا شخص شاه، آمریکا حتی

در دوره هایی که شاه با بحرانها و قیامهای مردمی مواجه شد، هرگز در پی یافتن جانشینی برای این عنصر

پلید نبود، لیکن توفندگی و گسترش حرکت امت مسلمان در سال 57، آمریکا را متوجه ظهور حرکتی کرد

که مصمم است پایه های حکومت شاه وکلاً رژیم سلطنتی را از ایران برکند. آمریکا در برخوردهای اولیه در

سال 57 هنوز به عمق این حرکت و هدف اصلی آن پی نبرده بود و به خاطر تحلیلها و شناختهای غلطی که

از بافت جامعه اسلامی ایران داشت، دست به اقدامات پیش گیری کننده و تجربه شده ای که در طی سالیان

حاکمیتش در مناطق مختلف جهان به دست آورده بود زد، که از آن جمله تشکیل دولت نظامی و یا طرح

دولت ائتلاف ملی را می توان نام برد. شناخت غلط از جامعه اسلامی این گمان را برای آمریکا پیش آورد که

محرکین و مشوقین مردم در این نهضت گروهها و دستجات سابقه دار سیاسی هستند که قبلاً با آنها به

نحوی در تماس بوده است. این تماسها در آن مقطع زمانی بیانگر تمایل دو جانبه ای هم از سوی آمریکا و

هم دستجات فوق بود. اهداف عمده ای که آمریکا از این تماسها دنبال می کرد، یکی کسب اطلاعات در


صفحه 422

رابطه با ریشه های نارضایتی از رژیم و شناخت بافتهای مخالف و دیگر کانالیزه کردن این عناصر در جهت

حمایت از شاه و بالمال آمریکا بود. هدفی که گروههای فوق از این تماسها دنبال می کردند، ریشه در عمق

تفکرات و گرایشهای آنها داشت و بیشتر ناشی از بینش غربی آنان و این باور بود که هیچ حرکت مخالفی در

ایران بدون حمایت و موافقت آمریکا نمی تواند صورت بگیرد. اسناد منتشر شده در مورد ویژگیها و اصول

تفکرات این دستجات تاکنون به حد کافی روشنگر بوده است.

با رشد و تداوم حرکت امت اسلامی ایران آمریکا متوجه شد که این حرکت، ماهیتی متفاوت از این

گروهها و دستجات دارد و خصلتهای اسلامی و مردمی بر آن حکومت دارد و نه اندیشه های ملی گرایانه.

اما شخصیتهای کاذبی که افراد و دستجات فوق کسب کرده بودند و بیشتر ناشی از عدم شناخت قبلی آنان

از سوی مردم بود و هماهنگی منافقانه با فرامین و رهنمودهای امام به خاطر امکان حیات سیاسی در

جامعه ایران،آمریکا را واداشت که با توجه به شناختی که خود از این دستجات داشت، از آنان در جهت دو

امر سود جوید:

1 سوق دادن حرکت مردم به سوی سازش با شاه منوط به اینکه شاه سلطنت کند و نه حکومت و به

طور کلی سوق دادن مردم در جهت پذیرش حکومتی منطبق با قانون اساسی سال 1284 که حامی منافع

آمریکا و غرب نیز باشد.

2 در صورت شکست مرحله اول روی کار آوردن و حمایت از رژیمی که فقط از لحاظ نام و عناصر

گرداننده با رژیم شاه متفاوت باشد. ولی از هر جهت منافع غرب و آمریکا را تأمین و حفظ نماید.

پویایی انقلاب و درک ماهیت اسلامی آن و رهبریت قاطع امام، از سال 58 آمریکا را مطمئن ساخت که

از یک سو رژیم شاه رفتنی است و از سوی دیگر با روی کار آمدن رژیمی به رهبری امام دستشان از تمام

این آب و خاک و منابع این ملت قطع خواهد شد، بدین خاطر بر اجرای مرحله دوم طرح مصمم شد.

طیف گسترده خط میانه از روحانی نمایان و لیبرالهای مذهبی گرفته تا گروهها و عناصر سلطنت طلب

و غیر مذهبی علیرغم اختلافات ظاهری با یکدیگر در حفاظت از منافع آمریکا و مقابله با خط اصیل

اسلامی مشترک و متفق القول بودند. تماسها و ملاقاتهایی که در این مرحله با عناصر خط میانه صورت

می گرفت بیشتر مبتنی بر تشویق و ترغیب این عناصر در جهت اتخاذ یک موضع واحد و تشکیل جناحی

منسجم بر علیه خط امام و همگام با منافع غرب بود. شناختی که آمریکا در طی این مدت از جریانات

انقلاب و خط اسلامی نهضت به دست آورده بود، او را ملزم می کرد که بیشتر بر جناحی از خط میانه تکیه

کند که ظاهر و وجهه ای اسلامی داشته باشد و بتواند از احساس مذهبی مردم در جهت اعمال سیاستهای

سوء خود استفاده کند. بدین خاطر توجه بیشتر او بر روی عناصر نهضت آزادی، حامیان و خود

شریعتمداری و جبهه ملی متمرکز می شود.

تاکنون در کتابهای دخالتهای آمریکا در ایران، احزاب و دولت موقت (کتاب شماره 18) عملکرد این

گروههای قبل و بعد از انقلاب اسلامی آمده است، ولی اسناد این مجموع عملکرد خط ضد انقلابی این قشر

بعد از انقلاب را به گونه ای بارز و مشخص نشان می دهد.

پیروزی انقلاب به هر صورت بزرگترین مهره دست نشانده آمریکا را از منطقه بیرون کرد. خط مشی

اسلامی انقلاب و رهبریت قاطع آن که سعی در ریشه کن کردن تمامی پایگاههای کفر و شرک و نفاق داشت

در تداوم حرکت خویش مواجه با مشکلات و عکس العملهای گوناگون از جانب جناحهای مذکور شد.