بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 426

سهمگین باشد... به هر حال این احتیاج به یک رهبری دارد و سفارت تردید دارد که شریعتمداری مایل

باشد که از برج آجر گلیش پایین بیاید و در سنگر بجنگد. حتی اگر او مزاجا و خلقا برای رهبری یک جناح

مخالف شایسته باشد (که نیست)، روابط گذشته او با رژیم شاه او را به واسطه امکان افشای این معاشرتها،

لکه دار و زخم پذیر می سازد» (سند 39)

در مورد عملکردها و نقطه نظرات آقای شریعتمداری انشاءاللّه در مجموعه های آینده بیشتر بحث

خواهد شد. برخوردهای عملی خط میانه بعد از انقلاب بیشتر بر اساس رهنمودهای آمریکا و برخاسته از

مفاهیم دمکراسی غربی و انگیزه های جاه طلبیهای فردی و گروهی عناصر این طیف بود. نشریات

گوناگون، فریادهای حقوق بشری و امثال آن از سوی عناصر خط میانه صرفا مسائلی نبوده که به خاطر

نفس دمکراسی و اعتقادشان به اجرای آنها مطرح شده باشد بلکه بیانگر تلاشهایی بود که برای نشان دادن

علایمی از حیات خط میانه در صحنه سیاسی ایران و قدمهایی در جهت هماهنگ نمودن و واحد عمل

کردن این خط در برابر خط اسلامی انقلاب صورت می گرفت. این اعمال به اضافه عملکردهای لیبرالی

دولتمردان موقت بارقه های امیدی بود برای آمریکا تا نسبت به حضور و تداوم سیاستهای امپریالیستیش

در ایران نگرانی به خود راه ندهد و حتی ترس آمریکا از ارسال کمکهای مالی و علنی به این گروهها ناشی

از این سیاست بود که: «هرگونه ارتباط ضمنی با دولت آمریکا می تواند با توجه به انزجار عمومی نسبت به

سیاستهای آمریکا به معنای مرگ گروه سیاسی جدید تلقی گردد.» (سند 10). در این میان عملکردهای

خط شریعتمداری و همگامی با کلیه باند ضد انقلاب همان گونه که در سند شماره 14 و سندهای دیگر

آمده تحت پوشش حزب خلق مسلمان تأییدی است بر گفتار بالا:

«به علاوه، خود جنبش علائم فزاینده ای از عدم اتحاد نشان می دهد، که حزب خلق مسلمان وفادار به

آیت اللّه شریعتمداری به طور فزاینده ای آماده رقابت با تسلط نیروهای وفادار به خمینی می باشد. حزب

جمهوری خلق مسلمان در چنگ زدن به موضوع آزادی مطبوعات به عنوان یک چماق سیاسی برای

استفاده از رقبای اسلامیش سرعت به خرج داده است.

خود شریعتمداری چند روز پیش گفت.که دولت موقت ایران اختیار قانونی برای ترویج قوانین جدید

را ندارد...»(سند 26)

عکس العمل نسبت به دولت بازرگان


صفحه 427

سند شماره (1)

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 28 فوریه 7919 اسفند 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتنخیلی محرمانه

موضوع: عکس العمل نسبت به دولت بازرگان

1 عصر روز 25 فوریه مأمور سفارت برای شام به خانه یکی از کارمندان ایرانی قسمت بازرگانی

سفارت دعوت شده بود. کارمند همسر یک نمایشنامه نویس است و همچنین یک دوست نقاش و شوهر

بازرگان او را نیز دعوت کرده بود. مطالب زیرین برخی برداشتها از گفتگوهای میهمانی می باشد..

2 تمامشان خیلی شدید طرفدار بختیار بودند. یکی از آنها جدل نمود که (بختیار ) در درگیرشدن با

خیلی از مشکلاتی که روبرو شد خیلی کند بوده است. ولی سه نفر دیگر موافقت داشتند که او در جلوگیری

از یک کودتای نظامی که کشته های زیادی به جای می گذاشت و وضعیت را خیلی بدتر از آنی که اکنون

می باشد می کرد، موفق بوده است. آنها خصوصا از ناسیونالیسم و تعهدش به دموکراسی تمجید نمودند.

3 هیچکدام به طور اخص نسبت به دولت بازرگان مطمئن به نظر نمی رسیدند چون که دولت او به نظر

می رسد که فاقد کنترل خیلی از عوامل که اکنون در صحنه سیاست مشغول بازی هستند، می باشد. آنها از

اینکه (در روزنامه) خوانده بودند که بازرگان اعدام چهار ژنرال را از مطبوعات آگاهی پیدا کرده بود

وحشت زده بودند، و از بابت امتناع دولت در فاش نمودن اسامی اعضای دادگاهی که ژنرالها را محکوم

نموده بودند مضطرب بودند. تاکتیکهای دولت موقت از ظرف آنها خیلی متفاوت از تاکتیکهای رژیم

قدیمی دیده نمی شد. دولت جدید احتمال دیکتاتور بودن و در هر موردی را مثل خلف خود نشان می دهد.

این نظر ارائه شده که حداقل در گذشته یک عامل امنیت در خیابانها وجود داشت و یک نفر می توانست

شب را بخوابد. تعداد اسلحه های آزاد و دستهایی که آنها می یابند، ترساننده است.

4 یک خطر احتمالی کمونیستها وجود دارد با این حال آنها در مورد ابعاد آن خطر نامطمئن هستند.

یزدی، قطب زاده و بنی صدر به عنوان بد ذات دیده می شوند و این حقیقت که خیلی از افراد اطراف خمینی

10 تا 15 سال گذشته را خارج از ایران گذرانده اند ناخوشایند است چون که آنها با واقعیتهای جاری کشور

در تماس نیستند. آنها احساس می کنند که اشخاصی مثل آنها که به هیچ وجه حامیان رژیم گذشته نیستند،

ولی انقلابیون فعالی نیز نیستند، باید شروع به درگیر شدن در یک تلاش برای جلوگیری از بی اعتدالیها

بنمایند.

5 میزبان اشاره کرد که بیشتر کارمندان رادیو تلویزیون ملی ایران هنوز در اعتصابند، خصوصا آنهایی

که در قسمت تلویزیون کار می کنند. اعتصاب به خاطر سانسور مستمر ادامه پیدا می کند. احساس این است

که مطبوعات نیز علیرغم اعلامیه های دولت که سانسور نمی شوند، سانسور می شوند. قطبی رئیس سابق

رادیو تلویزیون به نظر می رسد که دو طرفه بازی می کند که خودش را در موقعیتی از قدرت دوباره تثبیت

نماید. به طوری که گزارش شده او در هر دو گردهمایی چپی ها و مذهبی ها ظاهر شد.

6 کمیته خمینی به وزارتخانه های دولت حمله نموده است، منجمله دفتر شهردار که یکی از اقوام یکی

از میهمانان در آنجا کار می کند، همان طوری که کارمندان برای پرس و جو به کناری برده می شوند کمیته به

تلاشش برای نابود کردن افراد ساواک ادامه می دهد.

7 شایعاتی که مورد بحث قرار گرفت اینها بودند:بختیار به وسیله بازرگان که وی را پنهان نموده است


صفحه 428

پناه داده شد. نظریه: آن طوری که در تلکس جداگانه گزارش شد، گمان بر این است که بختیار در پاریس

باشد. به هر حال برای وی خیلی مشکل بوده است (اگر نه غیر ممکن ) که بدون همکاری نخست وزیر فعلی

به آنجا رسیده باشد. خمینی قرار است که در چند روز آینده به قم حرکت کند و از شریعتمداری خواسته

است که به تبریز مراجعت نماید. شریعتمداری امتناع ورزیده است.

8 انتظار کلی همه در میهمانی شام این بود که حد اقل یک تا دو سال لازم خواهد بود قبل از اینکه

وضعیت شروع به عادی شدن بنماید.

9 خیلی از نظرات که در طول مهمانی ابراز شد در یک مقاله که در یکی از مطبوعات انگلیسی زبان در

27 فوریه جلب شد. منعکس شده بود.

شخصیتهای ایرانی

سند شماره (2)

تاریخ: اول مارس 1979 3 فروردین 1358خیلی محرمانه

موضوع: شخصیتهای ایرانی

1 (تمام متن خیلی محرمانه است)

2 وقتی که من در روز اول مارس با سنجابی وزیر امور خارجه صحبت کردم، او در اشاره ای به من

گفت که شهریار روحانی با ونس ملاقات کرده بود. او می خواست که ما این را بدانیم که روحانی نماینده

دولت ایران نیست. او گفت که روحانی جوان خوبی است و داماد یزدی می باشد، ولی هیچ مقام رسمی

ندارد. آمریکا می تواند با او به طور غیر رسمی مدارا کند و به اصطلاح راه بیاید، ولی نماینده رسمی، کاردار

است که من او را بنام فقیه شناختم. او گفت که به زودی نماینده ارشدتری معرفی خواهد شد.

3 سپس من در مورد موقعیت سناتور ابورزک که گفته بود کنسول قانونی دولت ایران است، سؤال

کردم. سنجابی گفت که آنها نام آن مرد را شنیده اند، ولی او هیچ ارتباطی با دولت ایران ندارد.

4 نظریه: همان طوری که دپارتمان از سخنان دیشب بازرگان استنباط می کند، او و کابینه اش نسبت به

چیزی که آنها به عنوان غصب مقام توسط تمام مقامات ایرانی منصوب شده از طرف خود رجوع می نماید،

حساس می باشند. من این طور تشخیص می دهم که روحانی جوان ممکن است سودمند به نظر آید ولی

وزارتخانه باید درک کند که دولت بازرگان به افرادی از نوع او با سوءظن و خشم می نگرد. این دولت اگر

چه در زمان حاضر بازده و کارآیی زیادی ندارد، ولی اگر ما بخواهیم که آن در مصدر قدرت بماند باید به

قدرت و تمامیت آن احترام بگذاریم.«سولیوان»

فساد در زمان پهلویها

سند شماره (3)

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 3 مارس 79 12 اسفند 57

به:وزارت امور خارجه واشنگتن خیلی محرمانه

موضوع: فساد در زمان پهلویها

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 در جواب سؤالی که از طرف مأمورین سیاسی استمپل و تامست در اول مارس در مورد بیانیه

منتسب به دکتر ناصر میناچی وزیر اطلاعات و جهانگردی و اوقاف (قویا حفاظت شود) که 100 میلیون


صفحه 429

دلار رشوه در رابطه با یک قرارداد هلیکوپتر پرداخت شده است، میناچی گفت که دولت وی مدرکی دال بر

فساد در سطح وسیعی در بالاترین سطوح رژیم پهلوی و منجمله خانواده شاه دارد. سپس او پرونده ای

رانشان داد و گفت این در وزارت دادگستری به دست آمده و شرح یک تحقیق است که چندین سال قبل

توسط دادستان انجام شده بود. طبق گفته میناچی کشفیات دادستان توسط دستور شخص شاه بایگانی

شده بود. او سپس قطعاتی منتخب از پرونده را خواند که بیشتر آن در باره فعالیتهای ابوالفتح محوی بود که

میناچی گفت امتیاز یک شرکت انحصاری در سطوحی چند از هلیکوپتر گرفته تا کامپیوتر به او داده شده

است. طبق پرونده، محوی بازپرداختهایی برای قراردادهای بی شماری که با شرکتهای خارجی ترتیب

داده بود، دریافت نموده است. میناچی اشاره کرد محوی به خاطر نقشش به عنوان واسطه برای تعدادی از

اعضای خانواده سلطنتی (او به اسنادی از پرونده در مورد چند تن از پهلویها اتخاذ سند کرد تا این موضوع

را ثابت نماید) و همچنین به عنوان ترتیب دهنده خوشگذرانی شخص شاه مورد لطف بوده است. میناچی

یادآور شد که تمام کوشش به کار برده خواهد شد تا آنهایی که درگیر بوده اند تحویل دادگاه انقلاب داده

شوند. اما این ممکن است مشکل باشد زیرا خیلی از افراد (تحت تعقیب ) بزرگ منجمله محوی خیلی وقت

است که فرار کرده اند.

3 اهمیت پرونده میناچی دعوایی نیست که بر علیه کسانی که متهم به فساد هستند به وجود می آورد

(در حقیقت خیلی از اینها دست نویس بود و شان می داد که چیزی جز نتیجه اولیه تحقیقات نیست) بلکه اثر

روانی احتمالی آن بر روی افکار عمومی ایرانیان است. همانند لیست کمونیستهای سناتور جوزف مک

کارتی محتمل است که لیست به عنوان سند غیر قابل بحث از فساد در سطوح بالای رژیم پهلوی پذیرفته

شود، یک قبولی که ممکن است در موارد به خصوص به وسیله حقیقت اصلی تضمین نشود. اهمیت یا خطر

برای ما این است که بیشتر معاملاتی که در پرونده ذکر شده مسائل خارجی و اکثرا آمریکایی را درگیر

می سازد، به طور مثال جریان بل هلیکوپتر (آن نگرانیها)، و لذا آمریکا ممکن است خواسته یا ناخواسته و

صرف نظر از گناه و یا بی گناهی مورد اتهام تند و شدیداللحن قرار گیرد.

انقلاب اسلامی تند (ترشروی ) می شود

سند شماره (4)

خیلی محرمانه

از:سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 8 مارس 79 17 اسفند 57

به:وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: انقلاب اسلامی تند (ترشروی ) می شود.

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 خلاصه کمیته خمینی دستور داده است که تمام مقامات ارشد 15 سال گذشته دستگیر شوند یک

منبع تخمین می زند که این می تواند بین 16000 تا 000/30 باشد. استانداران دولت ایران در استانها مورد

قبول واقع نشدند. منابع نزدیک به اداره کنندگان زندان کمیته می گویند که اعدامها به مراتب بیشتر از آن

است که تأیید می شود و به شدت از آمریکا در مورد حقوق بشر انتقاد کردند. روی معانی انقلابی تأکید

بیشتری می شود. حمله خمینی به دولت راه را باز می گذارد برای اینکه فداییان به نام او عمل کنند. از هم

پاشیدگی، اغتشاش و خشونت خصوصیات برجسته سیاستهای امروز در ایران هستند. (پایان خلاصه).


صفحه 430

3 هدایت اسلامی نیا(مراجعه کنید به گزارش قبلی در مورد این منبع) به فوریت تقاضا نمود استمپل

مأمور سیاسی را در صبح روز 8 مارس ببیند، یک نماینده سابق مجلس (751971) و ورشکسته سیاسی

سال گذشته. او گفت دو نفر از بهترین منابع مذهبی به وی اطلاع داده اند که دو یا سه روز قبل کمیته خمینی

تصمیم گرفت که تمام مقامات ارشد دولتی برای 15 سال گذشته را دستگیر نمایند.ممنوعیت در مورد

مسافرتشان اولین قدم بود( قبلاً گزارش شد) و کمیته ها شروع به پخش شدن برای جمع آوری افراد

نموده اند، دکتر موسوی یک دوست نزدیک او که تازه از قم بازگشته است گفت جو در مرکز کمیته شبیه

دوران تروریسم در انقلاب فرانسه است، خصوصا در آستانه سخنرانی خمینی برای طلبه های علوم دینی

در 7 مارس (در گزارش وضعیت 8 مارس گزارش می شود) که دولت ایران را ضعیف خواند. اسلامی نیا

گفت دستگیریها به 16000 تا 30000 نفر خواهد رسید، اگر که کمیته تصمیمش برای دستگیری مقامات

ارشد شهرستانها نیز عملی کند. اسلامی نیا گفت 4 نفر از رابطهای او در مرکز استانها گزارش می کنند که

استانداران منصوب شده دولت ایران بوسیله کمیته های محلی بازداشت شده اند و بوسیله نامزدهای محلی

که از طرف مردم انتخاب شده اند جایگزین گردیده اند.

4 اسلامی نیا و یک منبع دیگر نزدیک به چندین گروه از دانشجویان مذهبی در دانشگاه تهران گفتند،

تعداد اعدامها خیلی بیشتر از آن است که اعلام شده، خصوصا در استانها که تصفیه حسابهای قدیمی

صورت می گیرد. کمیته ها یک یا دو مجرم اصلی را می گیرند و در مورد مرگ آنها حداکثر تبلیغات را

می کنند، سپس به آرامی تا حدود یک دوجین از دیگران را، (طبق گفته منبع دانشگاهی اغلب ساواکیهای

سطح پایین) می کشند. اسلامی نیا موسوی نظریه های نسبتا تندی در مورد سیاست حقوق بشر آمریکا و

فقدان موضعگیری قابل مشاهده از طرف واشنگتن در مورد اعدامهای کوتاه و دستگیریها دارند. اسلامی

نیا با حالت طرب انگیزی سؤال نمود آیا مجازات مرگ برای لواط و تازیانه زدن برای زنا ( هردو در

مطبوعات در روزهای اخیر مطرح شد) قسمتی از برنامه حقوق بشر دولت ایالات متحده برای ایران

بوده است. هر دو نفر ادامه دادند که اکنون سؤال و جواب آشنا این است که سیاست حقوق بشر ایالات

متحده شاه را فقط برای این ضعیف نمود که به چیزی بدتر ختم شود. در یک گفتگوی جداگانه مأمور

سیاسی شنید که سناتور اسبق خانم منوچهریان در 7 مارس یک هیئت نمایندگی زنان را به دفتر

نخست وزیری هدایت کرد و از دولت ایران تقاضا نمود که اجازه ندهند زنان به قرون وسطی بازگردند.

گردهمایی در عصر روز 8 مارس روز بین المللی زن برگزار شده بود و درست در زمانی واقع شد که خمینی

در قم به شدت از حضور زنان برهنه در دولت عصبانی شده بود و دستور داد که تمام کارمندان دولت

خودشان را بپوشانند. منوچهریان گفت آماده است که گروه وکلای زن را به اتحاد عملی با فداییان هدایت

کند تا اینکه ببیند دست آوردهای گذشته از بین رفته اند.

5 در چند روز گذشته، شخصیتهای دولت ایران به طور فزاینده ای انقلابی به نظر رسیده اند. این شامل

انتقادات بیشتری از نقش ایالات متحده در ایران نسبت به انتقاداتی که در طی دو هفته اول که انقلاب

صورت می گرفت، می شد. بالاترین حد عصبانیت خمینی در 7 مارس در مورد دولت خودش با عنوان

ضعیف و نه به اندازه کافی انقلابی بود. فارغ التحصیلان دانشگاهی که در عصر روز 7 مارس با مأمور

سیاسی ملاقات نمودند خوشحال بودند که حمله خمینی به دولت ایران به فداییان این شانس را می دهد که

به اسم خمینی به دولت ایران حمله کنند. مقامات در سطح متوسط دولت ایران حمله خمینی به دولت ایران


صفحه 431

را به طور باور نکردنی احمقانه توصیف کردند و گفتند این کار راه را برای فداییان باز می کند که خودشان را

از همیشه بیشتر با انقلاب ممزوج نمایند و بعضی از مجاهدین دست چپی که در هفته گذشته سر و

صداهایی مشابه به راه انداخته بودند را به همکاری برای هدف انقلابی خودشان بپذیرند.

6 طی تلفنهای کوتاه به دفتر نخست وزیر در صبح امروز، آنجا را بی قاعده و کارمندان را در بی نظمی

یافتیم. تلاش خمینی (به شکل مائو) برای همیشگی کردن انقلاب، قبل از اینکه وی حتی کنترل کاملی

داشته باشد، به طور مخاطره آمیزی نزدیک به آشکار نمودن آنچه که از قدرت در ایران باقی مانده است

شد. آشوب تحریک شده به عقیده اکثریت عظیمی از ناظران ایرانی برای اجتناب از خشونت را غیر ممکن

ساخت. به نظر خیلی ها دولت انقلابی میانه رو نمی تواند زیر ضربه های پتک مانند 5 روز گذشته دوام

بیاورد، چونکه قادر نیست در زمانی که کمیته های انقلاب و فداییان مسلح فقط احکام خود را به طور

خیلی مؤثری به اجرا می گذارند، اختیاراتش را وسعت ببخشد. مثال خوب برای این موضوع زمانی رخ داد

که مأمور سیاسی یک مسافرت 7 مایلی به خانه اسلامی نیا کرد. با اینکه در جهت موافق از دو راه بندان

کوتاه گذشت، مأمور سیاسی سه ماشین که به وسیله گلوله های تیراندازانی از خفا متوقف شده بودند را دید.

دو تا از اتومبیلها در خروجی خیابان میرداماد از اتوبان قرار داشت که در یکی هنوز بدن راننده که روی

فرمان خم شده بود وجود داشت.

سولیوان

بروس عزیز

سند شماره (5)

خیلی محرمانه

جناب آقای بروس لینگن10 مارس 1979 19 اسفند 57

کاردار سفارت آمریکا تهران

بروس عزیز:

اجازه دهید تا خصوصیت نهاری را که این هفته من و پیتر با آگاه و منصور فرهنگ صرف کردیم برایتان

توصیف کنم.

اول، غذا: حتی با استاندارد شهریار روحانی ساده بود. (ولی گمان می کنم سفیر فروغی همین را در

مورد همبرگری که او با من در طبقه هشتم صرف کرد، گفته باشد.)

دوم، فرهنگ یک ضمیمه خوشایند به قسمت روابط عمومی سفارت خواهد بود. او در صحبت کاملاً

ماهر، باهوش، و یک معتقد واقعی و یک آزادیخواه مدنی معترف می باشد. او و آگاه گفتند که ما

(آمریکاییها) احتمالاً گروهها را کمک می کنیم یا خوشحال هستیم که روسها شورشیان افغان را سرکوب

می کنند (به خاطر اینکه هر دو ابرقدرت با انقلاب اسلامی مخالفند). ولی او در مخالفت با محدودیت در

مورد مطبوعات خارجی و تا درجه پایین تری مطبوعات تهران صادق است. او تمایلی دانشگاهی دارد که

زمانی که دفاع می کند انتقاد نیز بکند. او گفت توسط بهزادنیا از او تقاضا شده که از اقدامات دولت موقت

ایران در مقابل مطبوعات در تلویزیون دفاع بکند. فرهنگ گفت وی موافقت نمود که در تلویزیون حاضر

شود، ولی گفت «من به شما حمله می کنم، چون که من قویا با اقدامات شما مخالفم.»

فرهنگ از اوائل دهه 60 در کالیفرنیا بوده است و من به بی میلی او در قبول یک مقام رسمی که ممکن


صفحه 432

است ارتباطی با کارت سبز داشته باشد، مشکوک هستم. علاقه دو پسر او به بیس بال و بی میلی همسرش

برای سرزمینی بدون موزیک همچنین ممکن است نقشی در حرکت او در اینجا داشته باشد.

دوستدار شما

هنری پرشت

آسایش و مکان و محل شهروندان ایرانی

سند شماره (6)

خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 12 مارس 79 21 اسفند 57

به: وزارت امور خارجه واشنگتن فوری

موضوع: آسایش و مکان و محل شهروندان ایرانی

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 علیرغم اظهارات خصوصی بسیاری از مقامات دولت ایران نسبت آمریکاییها، احساسات ضد

آمریکایی به عنوان یک عاملی که می بایستی رویش حساب شود، باقی مانده است. کارمندان سفارت

رابطین ایرانی را در ملاقات کردن با آنها، به خصوص در میان انظار، بی میل یافته اند. بنابراین ما معتقدیم که

در حال حاضر اینکه سفارت به دنبال اقامتگاه ها و خانه های منابع بگردد، بی فایده خواهد بود. در اوضاع

کنونی ایران اینگونه پرس و جوها به توسط خیلیها بد تعبیر می شود و افراد رابط ممکن است به عامل «سیا»

بودن و یا بدتر متهم شوند. در چنین زمانی و به محض اینکه شرایط عوض شود، ما از پی گیری تقاضای

اطلاعات خوشحال خواهیم بود.

3 کارمندان سفارت تا حدی در جریان فعالیتهای عادی، اطلاعات خواهند آورد، و البته آنها را

گزارش خواهند داد. در میان اشخاصی که ذکرشان در تلگراف مرجع رفت از روی قراین انتظار داریم که

عبداللّه و نصراللّه انتظام سالم باشند، زیرا آنها اشخاص مسن و قدیمی هستند و افرادی هستند که برای

چندین سال نقش فعالی در دولت شاه نداشتند. آنها مانند بسیاری از اشخاص سرشناس دیگر نمی دانند که

در آینده چه انتظاری را باید از دولت جدید داشته باشند و احتمالاً تا آنجایی که ممکن است خود را مخفی

می کنند. چنین افرادی به ندرت به تلفن جواب می دهند و یا حتی اجازه می دهند که دیگران درباره محل

زندگی شان صحبت کنند.

4 در ضمن، اظهارات پروفسور جیمز بیل در مجله تایم در مورد احساس طرفداری از آمریکا در

میان مقامات عالیرتبه رهبری فعلی مذهبی در روزنامه های محلی پخش می شود. متأسفانه بیل از یزدی و

انتظام که هر دو از افراد مهم دولت بازرگان هستند، اسم می برد. در شرایط فعلی این عمل فقط می تواند به

آنها صدمه بزند و ممکن است به این منجر شود که آنها گامی به جهت «اثبات» اینکه «عامل» آمریکا

نیستند، بردارند. از آنجایی که سفارت برای کمکهای عملی بسیار گسترده به این دو، در میان سایرین،

وابسته است، چنین حادثه ای ممکن است به تنهایی انعکاس به خصوصی داشته باشد. این مسئله یک بار

دیگر مضر بودن اظهارنظرهای هر مقام مهم رسمی و غیر رسمی را در مورد ایران نشان می دهد. مردم

عامی ایران فرق بین رسمی و غیر رسمی را نمی دانند.

سولیوان

اولین ملاقات با وزیر جدید دفاع


صفحه 433

سند شماره (7)سری

تاریخ: 19 مارس 1979 28 اسفند 57

برای اقدام به:وزارت خارجه واشنگتن، دی سی. فوری

وزارت دفاع واشنگتن، دی سی. فوری

موضوع: اولین ملاقات با وزیر جدید دفاع

1 تمام متن سری

2 خلاصه: در جریان یک ملاقات طولانی و دوستانه نمایندگان سفارت و نمایندگان وزارت دفاع

ایران یکسری کامل از موضوعاتی را که در جریانات و محموله های نظامی تأثیر می گذارد، هم در گذشته و

آینده، مورد بحث قراردادند.

3 ژنرال گست رئیس هیئت مستشاری نظامی و کنسول سیاسی لامبراکیس در 19 مارس به مدت

یک ساعت و چهل و پنج دقیقه با مدنی وزیر جدید دفاع ملی و تعدادی از ایرانیان منجمله دکتر طاهرزاده

که به جای ژنرال طوفانیان منصوب شده و آقای اعتصام که به زودی تهران را به قصد واشنگتن ترک

خواهد نمود، که در آنجا کاردار سفارت ایران خواهد شد، ملاقات نمودند. ژنرال گست یک گزارش مفصل

تهیه می کند؛ مطالب عمده در زیر می آید:

4 پس از مروری بر یادداشت تفاهم 21 فوریه و دیگر موضوعات برجسته به وسیله گست، مدنی

پاسخ داد. او گفت ایران از گروه بندیهای بین المللی دور خواهد ماند و بنابراین بر ضد هیچ کس متفق

نخواهد شد. با این حال ایران برای حفاظت از اسراری که به وسیله دیگر کشورها به او به صورت محرمانه

داده شده است، احساس مسئولیت خواهد نمود و بنابراین از تجهیزات فوق پیچیده 14 اف، موشکهای

مختلف و غیره که گست تقاضا کرده،حفاظت خواهد نمود.

5 مدنی تقاضای حداکثر اطلاعات در مورد قراردادهای برجسته را نمود و گست نسخه هایی از

موافقتنامه 1947 ایالات متحده ایران که در مورد موقعیت هیئت مستشاری نظامی راهنمایی می کند و

همچنین یک نسخه از MOU(یادداشت تفاهم) با یادداشتهای تشریحی را به او داد. مدنی گفت دولت

جدید تمام قراردادها را بررسی خواهد کرد و تصمیم خواهد گرفت که کدامیک را می خواهد حفظ نماید او

گفت دولت ایران برخی کارشناسان آمریکایی را در کشور احتیاج خواهد داشت و وقتی از او سؤال شد که

آیا تقاضای گست برای جایگزین کردن بعضی از کارشناسانی که هنوز در اینجا هستند با افرادی مناسبتر

از آنها قابل قبول می باشد، به طور مثبت و به علامت توافق سر تکان داد.

6 مدنی سؤال کرد که آیا دولت ایالات متحده سیستمهای تسلیحاتی فوق پیچیده مثل 14 Fیا

هلیکوپترهای 1AHJ (کبرا) را در صورتی که دولت ایران تصمیم بگیرد که دیگر به آنها احتیاجی ندارد،

بازخرید خواهد کرد. گست گفت که وی موضوع را با واشنگتن مطرح خواهد نمود. مدنی گفت برای مثال

بازپرداخت می تواند شکل لوازم یدکی برای دیگر سیستمها را داشته باشد. اعتصام در مورد انتقال به کشور

سوم سؤال نمود و گست شرایط دولت ایالات متحده برای اجازه های به خصوص در مورد انتقال هر

تجهیزاتی از پیچیده ترین تا ابتدایی ترین را تشریح نمود.

7 گست فوریت برقراری ارتباط با دولت ایالات متحده به طور کتبی در ارتباط با تنخواه گردان ایران

جهت تصمیمات دولت ایران درباره لغو تجهیزات را تشریح نمود. مدنی اشاره نمود که دولت ایران تصمیم