6 میناچی گفت که کمونیستها نمی تواند خطر اصلی و جدی را برای انقلاب ایران تا زمانی که تعداد
آنها کم و ناچیز است داشته باشند. آنها در بعضی از شهرها منتهی با یک جمعیت کم و محدود تشکیلات
خوبی دارند. ولی پشتیبانی توده از خمینی باعث خواهد شد که آنها زیر نظر و کنترل باشند. میناچی سپس
به صحبت در باره فساد و بی رحمی و وحشیگری رژیم سابق ادامه داد و از تصمیم انقلابی در مورد اعدام
تعدادی برای جلوگیری و کاهش خشونت مردم دفاع کرد. او مقداری کمبود و نارسایی در مورد دادگاه
انقلاب را اعتراف کرد و اشاره کرد که دادگاههای انقلاب بسته خواهند شد. او نسبت به مجموعه
مسئولیتهای وزراء در رابطه با ماده 61 (قانون اساسی شاه) تحت عنوان تصدیق در مورد تعدادی اعدام
اشاره کرد. او گفت که دولت موقت ایران زمانی که به قدرت رسید با مشکلات زیادی مواجه شد ولی به
مرور آنها را حل کرده. او اصرار کرد که سه نفر شنونده آمریکایی شکیبا و صبور باشند، علیرغم
سوءقصدهای عناصر رژیم سابق به خصوص شاه که در جهت ورشکست کردن کشور تلاش می کنند،
دولت جدید موقت ایران اداره مملکت را در دست خواهد گرفت. او تعدادی از ساختمانهای عمومی را که
شاه «به گرو گذاشته بود» و وجوه آن را به حسابهای سوئیس فرستاده بود، برشمرد. او گفت که «حتی همین
ساختمان (محل خودمان) به مبلغ 35 میلیون دلار به رهن گذاشته شده بود.»
7 تعدادی از تهدیدات باقی مانده اند منجمله او تشریح کرد که ساواکیهای سابق هر شب به پاسداران
انقلاب حمله می کنند و تعدادی از آنها را می کشند. (تذکر: این برای اولین بار است که یک مقام دولتی بلند
پایه دولت موقت ایران چنین اتفاقی را تشریح می کند و معلوم است که برای انتشار مطبوعات نبوده).
میناچی به تندروی کمیته خمینی که در آبادان تعداد 40 نفر مارکسیست فدایی را در حدود پنج روز پیش
وقتی که آنها می خواستند تولید مشکل نمایند دستگیر کرده، اشاره کرد.
8 در جواب به نظریه سرویس رادیویی صدای فارسی زبان آمریکا، میناچی فورا گفت که من خیلی
از آن راضی و خوشنود هستم، که وزارت به طور دائم آن را دنبال کرده، و او آن را به بهترین وجه توصیف
کرد و آن را یکی از مهمترین سخن پراکنی ها خواند. (او حرف خود را در مورد مقایسه مثبت با بی.بی.سی
پس گرفت. ولی او مانند تعدادی از کارمندانش هرگز بی.بی.سی را دوست نداشته است).
9 نظریه: میناچی اغلب خوشبین می باشد، ولی راجع به آنچه که می گوید مطمئن است، به طوری که او
دائما مسئله ملاقات با کاردار و بازرگان و خمینی را مطرح می کرد، نشان می دهد که دیگر وقت ملاقات با
خمینی است، یک تلگراف جداگانه تقاضای ملاقات با خمینی را تحت بررسی و تحقیق قرار خواهد داد.
میناچی از سلامتی خوب برخوردار بود و نسبت به ملاقاتی که در ماه مارس گذشته با مأمور سیاسی داشته
در یک وضعیت شغلی بهتری می باشد. روشن است که قدرت با دکتر می سازد.ناس
رئیس بانک مرکزی محمدعلی مولوی و ابوالحسن بنی صدر
سند شماره (13)
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 10 می 1979 20 اردیبهشت 58
به:وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی. با حق تقدمخیلی محرمانه
موضوع: رئیس بانک مرکزی محمدعلی مولوی و ابوالحسن بنی صدر
1 (تمام متن خیلی محرمانه)
2 خلاصه: یک منبع بسیار قابل اطمینان که با محمد علی مولوی رئیس بانک مرکزی ایران معاشرت
از نزدیک دارد، گزارش می دهد که مولوی در مقابل خط مشی های ابوالحسن بنی صدر در موضع تابعیت
قرار دارد، از حمایت خمینی برخوردار نیست و از لحاظ سیاسی منحصرا متکی به آیت اللّه شریعتمداری
است. با این حال نسبت به بنی صدر که بسیاری او را یک اقتصاد دان رادیکال و یک احمق می دانند این
واهمه وجود دارد که نسبتا بخت یارش باشد تا یک مقام اقتصادی بالایی به دست آورد.
3 از قراری که گزارش شده، مولوی مدت کوتاهی پس از انتصاب خود با خمینی دیدار کرد. و
دیدگاههای خود را در مورد بانکداری که ماهیتا دیدگاههای مدرنی هستند ابراز نمود. خمینی ( در قبال
آنها) برافروخت. در اوائل مارس، ابوالحسن بنی صدر تنها کسی که به معرفی خود سخنگوی اقتصادی در
دوران پیش از کودتا برای خمینی بود و اکنون نیز مفسر پر سر و صدای نظریه اقتصادی انقلاب (مرجع
الف)، و اکبر هاشمی رفسنجانی که یک ملاست به عضویت در هیئت کنترل ذخیره اسکناس بانک مرکزی
به جای دو نماینده مجلس انتخاب شدند. در آن زمان ما در گزارشهایمان اهمیت چندانی برای آن قائل
نشدیم، چرا که فکر می کردیم این هیئت در تعیین خط مشی نفوذ کمی دارد و از آن کمتر وجهه اش به عنوان
سکویی برای نفوذ اجتماعی است. منبع ما می گوید که بنی صدر و آن ملا دفترشان را مجاور اتاقهای رئیس
بانک قرار دادند و اینک او را کنترل می کنند، او بدون تصویب آنها به هیچ کار مؤثر دست نمی زند.
4 بنی صدر در آغاز چندان به تبعیت از اقتصاد معمول کتابها اعتقاد نداشت و اقتصاددانان حتی آنها که
ملتزم انقلاب بودند (تلگرام مرجع الف) دیدگاههای وی را نسخه ای که فاجعه اقتصادی به بار می آورد
می دانستند انکار تمامی قروض خارجی، ملی کردن بانکها، بانکداری بدون بهره، خاتمه دادن به نفوذ
خارجی در بانکداری، سازمانهای خدماتی دیگر و تعلیم و تربیت، و محدودیت تولید نفت تا 40 درصد
سطوح پیشین تولید مشمول این نسخه بودند. شاید حضور و رابطه متقابل با گروههایی که در تهران بودند
موجب گردید که او در سخنرانی 13 مارس خود در بانک مرکزی تحت عنوان «سیستم بانکداری در
جمهوری اسلامی» تعدیلاتی در دیدگاهش به عمل آورد. او ضمن طرفداری از لزوم تغییرات درباره
تغییرات ریشه ای سریع هشدار داد. در مورد نرخهای بهره، او گفت که الغای آنها تنها بازاریها را ثروتمند
خواهد کرد و تنها نتیجه اش بدتر کردن وضع موجود اقتصاد خواهد بود. ملی کردن بانکها هیچ موفقیتی به
بار نخواهد آورد. او باز هم نفوذ خارجی را خصوصا در بانکداری و صریحا بانک توسعه را به عنوان تعیین
کننده سیاست و مجری سیاست ورشکسته صنعتی کردن مورد حمله قرارداد (این دیدگاه تماما هم غلط
نیست). او برای بانکداری ایران پنج مشخصه ذکر کرد (1) نرخ بالای بهره (2) کمبود اعتبارات
سرمایه گذاری خصوصا برای فقرا (3) تنظیم ناقص آن توسط بانک مرکزی که دائما سیاست پولی
ورشکسته ای داشت، (4) با نداشتن بازپرداخت و ROLL -OVER و (5) تحت نفوذ بانکهای خارجی.
5 بنی صدر همچنان به ایراد سخنرانیها (هر چند نه به اندازه یک یا چند سخنرانی در روز طی اولین
ماه پس از کودتا) و نوشتن در مطبوعات ادامه می دهد. رابطهای ما به طوری که اذعان کرده اند تعصبات
خود را ارائه می کنند، اما همه وی را یک احمق به حساب می آورند. از طرف دیگر با صحبت فراوان در
مورد اینکه شغل وزارت امور اقتصادی در دولت آینده به او داده خواهد شد اکثر آن رابطها نفوذ رو به
تزایدی را برای وی پیش بینی می کنند. تا هنگامی که اطلاعات مربوط به داشتن یک شغل تقریبا تمام وقت
در بانک مرکزی به دستمان نرسیده بود، ما نمودار نسبتا پایین فعالیت وی را تصور می کردیم ناشی از قطع
نفوذ و فعالیت اقتصادی وی می باشد، این نتیجه گیری ظاهرا غلط از آب درآمد.
6 شرح احوال: ابوالحسن بنی صدر حداقل 15 سال پیش از بازگشت خمینی در خارج بسر برده است.
مطابق مطمئن ترین اطلاعاتی که در دست است او در فرانسه در رشته اقتصاد دانشجو و محقق بوده است.
وی می گوید که ایران را از آن جهت ترک کرده که سانسور در آن کار تحقیق را غیر ممکن می ساخت. از
قراری که گزارش شده وی یکی از میزبانان خمینی در فرانسه بوده و همراه وی به ایران مراجعت نمود. یک
مقام ارشد دولت ایران در ماه ژانویه به مأمور سفارتخانه اظهار داشت که از دیدن بنی صدر در گروه خمینی
متعجب گردید. او به خوبی وی را به خاطر می آورد که همکارش در پژوهشکده تحقیقات و مطالعات
اجتماعی و یکی از فعالین جبهه ملی بدون کشش عمیق دینی یا چپ رادیکال بود.
ناس
تظاهرات ضد آمریکایی برنامه ریزی شده
سند شماره (14)
خیلی محرمانه
از:سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 23 می 1979 2 خرداد 58
به:وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی فوری
موضوع: تظاهرات ضد آمریکایی برنامه ریزی شده
1 تمام متن خیلی محرمانه
2 خلاصه: مسیرهای راهپیمایی برای تظاهرات 24 و 25 می هر دو در مطبوعات محلی منتشر شد.
راهپیمایی 25 می برنامه ریزی شده که در جلوی سفارت تمام شود. آنچه که رسانه های گروهی از صبح
23 می ارائه می دهند نسبت به ایالات متحده خصمانه تر شده است. ارزیابی ما این است که دولت موقت
ایران خواهان خشونت نیست، ولی خواستار متذکر شدن درباره مداخله منتسب به ایالات متحده در امور
داخلی ایران می باشد. احتمال وقایع خشونت بار که منجر به حمله به سفارت می شود قابل توجه باقی
می ماند. احتیاطهای اضافی امنیتی اتخاذ می شود. پایان خلاصه.
3 رسانه ها در صبح 23 می مسیرهای راهپیمایی برای اعتراض به وسیله گروههای مخالف به رأی
سنای ایالات متحده در مورد ایران هم در 24 می و هم در 25 می را اعلام نمودند. طبیعت اعلامیه ها چنان
است که هیچ شکی وجود ندارد که دولت موقت ایران حداقل به تصمیمهای گروههایی از همه طیفهای
سیاسی تسلیم شده است. تظاهرات 24 می برنامه ریزی شده که از چهار محل جنوب و شمال سفارت در
ساعت 4 بعد از ظهر شروع شود و به طرف میدان 17 شهریور (میدان قدیمی 25 شهریور در تقاطع روزولت
و کریم خان زند و بفاصله حدود 6 بلوک از سفارت) راهپیمایی کنند. دو مسیر منجمله یکی از دانشگاه
تهران به طرف خیابان تخت جمشید و روزولت از سفارت می گذرد. ما انتظار داریم که جمعیت بین 5 تا 6
بعد از ظهر از سفارت بگذرند. راهیپیمایی های 24 می از طرف مجاهدین اسلامی و حزب جمهوری
اسلامی ( سازمان خمینی ) اعلام شده است.
4 تظاهرات 25 می از میدان ژاله و میدان 24 اسفند نزدیک دانشگاه تهران در ساعت 8 صبح شروع
می شود. هر دو مسیر راهپیمایی در سفارت به هم می رسند، احتمالاً افراد حدود ساعت 10 صبح شروع به
وارد شدن در اینجا خواهند نمود. کارخانه شایعه پردازان در میان کارمندان محلی ما برای راهپیمایی 25
می نگرانی به وجود آورده اند، ولی نه برای راهپیمایی 24 می، چون که راهپیمایی 24 می در شمال سفارت
به پایان می رسد و نه در جلوی سفارت و در زمان پس از ساعات کار روی می دهد و بوسیله گروههایی
هدایت می شود که از دولت موقت ایران حمایت می کنند، به نظر می رسد که این تلاش تهدیدی کمتر از
راهپیمایی جمعه که تلاشی توده ای است و مستقیما متوجه سفارت شده است، در بردارد. ما معتقدیم که
دولت موقت ایران می خواهد راهپیماییهای هر دو روز را به عنوان راهی برای متذکر شدن مداخله منتسب
به ایالات متحده در امور داخلی ایران را با وارد کردن حداقل زیان نسبت به اساس روابط ایران ایالات
متحده صلح آمیز نماید. مشکل این است که تقریبا تمام گروههای طیف سیاسی در راهپیمایی 25 می
شرکت می کنند. منجمله شاید فلسطینیها (روزنامه ها این نکته را متذکر می شوند که یک مسیر راهپیمایی
مستقیما در آن روز از سفارت فلسطین در ساختمان قدیمی هیئت بازرگانی اسرائیل می گذرد) و فداییان
مارکسیست که ممکن است مشتاق تحریک برای دردسر باشند. یک نکته ناراحت کننده دیگر این است که
رهبران مذهبی در دیگر موارد از راهپیمایان درخواست نمودند که آرام باشند. تا ظهر روز 23 می هیچ
آیت اللهی تاکنون چنین اعلامیه ای درباره تلاشهای 24 و 25 می صادر نکرده است. وضعیت نسبتا
انفجاری خواهد بود، و هر ذره انحرافی از خشونتهای تصادفی می تواند به وسیله عوامل مصمم ضد
آمریکایی برای روشن کردن جرقه نوعی از حمله به سفارت با اهمیت تر گردد. مأموران سیاسی به
رابطهای مذهبیشان متذکر می شوند که اعلامیه ای از جانب رهبران مذهبی مبنی بر تقاضای آرامش از
راهپیمایان خیلی سودمند خواهد بود.
5 از طرف دیگر، جدا از حساسیت ایجاد شده در مورد قطعنامه جاویتس، تهران به طور ویژه در حال
حاضر هیجان زده نیست. برای مثال مأمور کنسولی که در صبح روز 23 می در جلوی در ورودی مشغول
رسیدگی به موضوعات ویزایی بود شنید که دو دانشجو که رهبران راهپیمایی 24 می بودند به رهبر
مجاهدین محافظ سفارت ماشاءاللّه کاشانی، نزدیک شدند که به او اطلاع دهند که باطریهای
بلندگوهایشان کار نمی کند و باطریهای اضافی ندارند. آن دو تن سپس خواهش کردند که ممکن است
بلندگوهایشان را به برق سفارت وصل کنند. جواب کاشانی در ادامه گفتگو گم شد.
6 در مورد امنیت، سفارت از ساعت 3 بعد از ظهر روز 24 می حداقل کارمند را در محوطه نگه خواهد
داشت. روز جمعه قسمت اعظمی از مقامات سفارت (بجز امنیتی، فرمانده دریایی و گروههای فرماندهی)
که در نزدیک ساختمان مرکز مستقر شده اند، تمام روز در مسابقه تنیس سفارتهای انگلیس ایالات
متحده در محوطه زمین تنیس متعلق به سفارت انگلیس در قلهک در شمال تهران شرکت می کنند و
بنابراین پرسنل در اطراف محوطه سفارت آمریکا در جریان ساعات بحرانی نخواهند بود.
7 نظر افسر حفاظت منطقه ای: همان طور که در تلگراف تهران 5301 در اینجا تا حال حاضر گزارش
شد، وضعیت امنیتی ما به شرح زیر می باشد: عملیات ساختمانی ضد تروریستی در ساختمان مرکزی تا
قبل از 25 می کامل خواهد شد. درهای آهنی خارجی در مکان خودش است و درهای ضد انفجاری
داخلی در دو روز نصب خواهند شد. جعبه های پنجره های متحرک نیز در این هفته نصب خواهند شد. تمام
پنجره ها در تمام طبقات مشبک شده اند.
8 برنامه های دفاع داخلی طرح F و E طرح ریزی شده اند و پس از موافقت کاردار امروز در میان
کارمندان آمریکایی منتشر خواهد شد. کاردار امروز ملاقاتی برگزار کرد که در آن طرز عمل در صورت
حمله یک گروه 14/2 LA یا یک جمعیت خیلی زیاد به سفارت که می تواند در 24 یا 25 می روی دهد را
مورد گفتگو قرار دهد. او در نظر دارد که فردا صبح (24 می) با وزارت خارجه دولت ایران ملاقات کند، تا
دولت ایران را برای حمله مسلحانه قبلی تحت فشار قرار دهد و به وسیله دولت موقت از تکرار حادثه 14
فوریه (25 بهمن) و یا یک حمله عمومی به ساختمان مرکزی و محوطه سفارت جلوگیری کند. در حال
حاضر در PSTبیش از 900 نارنجک گاز اشک آور و مهمات تفنگ و تپانچه وجود دارد.
9 افسر حفاظت منطقه ای ارزیابی می کند که پرسنل در ساختمان مرکزی از بابت اسلحه های سبک
در امان خواهند بود، ولی نه در مقابل مواد منفجره و استفاده وسیع از مواد آتش زا. ما تجهیزات آتش
نشانی را سه برابر کرده ایم و به زودی پنجره های فرار و نردبانهای بالا رونده را در محل خواهیم داشت. از
25 می ما حالت دفاعی خودمان را افزوده ایم. ساختمان مرکزی از طرف آمریکاییهای اینجا قلعه آپاچی
نامیده می شود.
10 محافظان تفنگدار دریایی در حالت آماده باشند و در جمعه 25 می حدودا 30 آمریکایی در
ساختمان مرکزی خواهند بود و همچنین 3 کارمند بخش خدمات خارجی، دو اپراتور تلفن و راننده
کاردار و نیروهای محافظ قراردادی نیز در محوطه حاضر خواهند بود، تمامی آنها برای دفاع از سفارت،
کنترل آتش، کار ارتباطی یا خدمت به عنوان رابط با دولت ایران لازم به نظر می رسند. تمام آمریکائیهای
دیگر همان طوری که اشاره شد غایب خواهند بود و تا زمانی مه سفارت اشاره کند که خطر رفع شده باز
نخواهد گشت.ناس
اطلاعات شرح احوال کاظم رجوی نماینده دائمی ایران در دفتر سازمان ملل در ژنو
سند شماره (15)
از: هیئت نمایندگی آمریکا در ژنوتاریخ 25 می 79 4 خرداد 58
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی. رونوشت برای سفارت آمریکا در تهرانمحرمانه
موضوع: اطلاعات شرح احوال کاظم رجوی نماینده دائمی ایران در دفتر سازمان ملل در ژنو
1 به نظر می رسد که وزارتخانه درباره کاظم رجوی دیگری اطلاعات می دهد. سفیر رجوی به تاریخ
11 می با سفیر وندن هیوول شام میهمان بود و سفیر وندن هیوول یادداشت زیر را در رابطه با این ملاقات
ارائه نمود.
2 نقل قول: تردید دارم که تلگرام 122429 صادره از وزارتخانه به تاریخ 14 می 1979 در رابطه با
سن رجوی درست باشد. او یا 45 سال دارد یا اینکه چشمه جوانی را کشف کرده است. او که از دوران
مصدق علنا با شاه مخالف بوده بیشتر 15 سال گذشته را در ژنو به سر برده است. ژاک فریموند مدیر پیشین
انستیتوی فوق لیسانس مطالعات بین المللی در ژنو به او به طور قابل توجهی کمک کرده است.
3 نقل قول: رجوی رساله دکترای خود را تحت عنوان «رویزیونیسم در نظریه حکومت: مطالعه
مواضع شوروی، یوگسلاوی و چکسلواکی. تنظیم کرد. من از او پرسیدم که از نظر سیاسی چگونه خود را
معرفی می کند وی جواب داد «یک لیبرال دموکرات به مفهوم آمریکایی آن »
4 نقل قول: حکومت شاه برادر وی را به زندان محکوم نمود.رجوی با دوستان غربی خود که به نجات
زندگی برادرش کمک کردند جمعی تشکیل دادند. او می خواهد که ایران از لحاظ سیاسی بدون تعهد باشد
اما می گوید که دولت بازرگان و او هر دو برای ایالات متحده احترام بسیار قائلند و در جستجوی راههای
برقراری مجدد روابط خواهند بود.سورنسن
میانه روها علیه انقلاب اسلامی
سند شماره (16)
سری
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: ژوئن 1979 16 خرداد 58
به:وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی. فوری
موضوع: میانه روها علیه انقلاب اسلامی
1 (تمام متن سری گزارش تلگرافی)
2 خلاصه: مقام پیشین دولت ایران می گوید ارتش خود را آماده می کند تا سازماندهی کرده و از خود
در مقابل انقلاب اسلامی دفاع کند. مقامات سابق زیادی از ایران فرار کرده اند، سران رژیم سابق در تدارک
مبارزه ای علیه خمینی هستند. برخی از آنها در خارج مبارزه می کنند. (پایان خلاصه).
3 سیروس الهی (شدیدا محفوظ بماند) استاد دانشگاه ملی و همکار وزیر آموزش و پرورش سابق
منوچهر گنجی و رفیق قدیمی کارگزار سیاسی می باشد. وی میهمانی نهاری در تاریخ 14 ژوئن ترتیب داد
تا پیرامون وضع سیاسی اخیر ایران بحث کند. او حرفش را با این جمله شروع کرد که او محتاطانه تحت
تعقیب بود، به خاطر نقشی که در رژیم سابق داشته است. او در دانشگاه ملی به تدریس اشتغال دارد که
توضیح داد در بی نظمی است. او ممنوع الخروج بود ولی توسط یکی از شاگردان سابقش که مسئول لیست
بود توانست اسمش را از لیست خارج کند. او حالا آزاد است که برود و بیاید ولی می خواهد در ایران بماند
تا ببیند در آینده اسمش چه اتفاقی می افتد.
4 الهی اظهار داشت حکومت ایران خود را از بین برده اما آمریکا هم مسئول است، شما نمی توانید
شخص شاه را 30 سال نگهدارید و بعد بگذارید برود. منبع و کارشناس سیاسی صحبتی را در مورد نقش
آمریکا در ایران و اینکه آمریکا چکار می توانست و می بایست انجام دهد، آغاز کردند. او سپس به وضع
موجود اشاره کرد: او و دیگران که در رژیم سابق دارای منصب مهمی نبودند و در بسیاری موارد ضدشاه
هم بودند، با هم متحد می شوند. آنها می دانند که گروه حساس، ارتش است مخصوصا افسران، باقیمانده
آنها با افسرانی که در حال تقویت واحدهای خود برای نبرد می باشند تماس گرفته اند. چند افسر که
طرفدار انقلاب بودند از روشی که خمینی طی دو ماه اخیر پیش گرفته بدشان آمده بود. الهی سپس وارد این
صحبت شد که آمریکا باید، برای روزی که میانه روها شانس به قدرت رسیدن را پیدا کنند، ارتش را
مستحکم کند. او گفت تدارک نیروی پلیس امنیتی برای قم، خمینی و اطرافیانش را در یک موقعیت
مغشوش گذاشته بود. زیرا که در همان حالی که محافظت می کردند. می توانستند گروگان هم بگیرند. الهی
موقعیت قم را چنین تشریح کرد که غرق در بدگمانی و تردید است. جالب توجه اینکه مطبوعات 6 ژوئن
گزارش دادند که رئیس دژبانی، ژنرال رحیمی اعلام کرد که از این پس فقط همسایگان و اطرافیان خمینی
محافظت خواهند شد. نه دیگر رهبران. او تغییر مشی را به عدم همکاری از طرف رهبران مذهبی نسبت
داد. مأمور سیاسی کاملاً این مطلب را که آمریکا در نظر دارد که با ارتش بازی کند، آنچنان که الهی اظهار
کرده بود، رد کرد.
5 الهی گفت که میانه روها برای سازماندهی خود فعالیت خواهند کرد، ولی عنصر لازم برای هر
گروهی که بخواهد با خمینی به مخالفت برخیزد، نیروی ارتش است. برای این کار افسران لازم می باشند.
مأمور سیاسی به منبع یادآور شد که شاه ارتش قوی داشت، اما پایگاه سیاسی را فاقد بود. او متعجب بود که
چگونه میانه روها می خواستند مسئله را به این طریق حل کنند. منبع جواب داد که تعدادی از وزرای سابق
و ژنرالها از ایران فرار کرده اند. وزیر خود او منوچهر گنجی ظرف 24 ساعت گذشته وارد آمریکا شده است
حداقل دو ژنرال ارشد، در عرض دو هفته از ایران فرار کرده اند. گروه الهی و بقیه امیدوارند که با
شریعتمداری متحد شوند. او گفت رئیس سابق ستاد ارتش ژنرال قره باغی تحت حمایت شریعتمداری در
خفا به سر می برد، که این مسئله این امید را به میانه روها داده است، که وقتی شریعتمداری وضع را مناسب
ببیند با آنها کنار خواهد آمد. (نظریه: تمام مطالب بالا، با چیزهایی که از جاهای دیگر شنیده ایم مطابقت
دارد. فقط اطلاعات در مورد محل اقامت گنجی جدید است.)
6 الهی می دانست که به زودی مأمور سیاسی پس از یک مأموریت 4 ساله ایران را ترک می کند و
می خواست به مأمور سیاسی اطلاع دهد که گروه میانه روها درصددند که جریان خود را به چند مأمور
رسمی دولت آمریکا و چند تبعه آمریکایی از جمله رهبران مهم کنگره و آنها که قبلاً در جریان مسائل ایران
بوده اند، مانند سفرای سابق آمریکا در ایران، در میان بگذارند. شخصی که تماس اولیه را خواهد گرفت یک
شخصیت مهم است، ولی الهی از ذکر نامش خودداری کرد. کوشش خواهد شد که آمریکا و سایر کشورها
از خمینی حمایت نکنند و یا حداقل او را به سوی مفاهیم دموکراسی غربی سوق دهند، حال هر چه
می خواهد نامیده شود (یک گل رز با هر اسم دیگر...)
7 گفتگو با تقاضای اینکه آمریکا نباید در حالی که ایران در عذاب است سرش را در شن فرو کند، به
پایان رسید. مأمور سیاسی پاسخ داد اگر میانه روها قادر باشند که موفق شوند خوش به حالشان و اگر نه
مایه تأسف است. در هر حال آمریکا علنا اعلام کرده است که در امور داخلی ایران دخالت نمی کند و به این
مسئله مقید است. الهی موافق بود که اگر مداخله آمریکا کشف گردد به منزله مرگ حرکت میانه روها
خواهد بود. ولی الهی اصرار داشت که آمریکا به منظور مقاصد روانی مخفیانه حمایت کند. مأمور سیاسی
گفت که جواب هنوز نه می باشد، اما الهی موافقت کرد که تماس بگیرد.
8 نظریه: این صحبتها شبیه مذاکراتی بود که در گذشته با افراد دیگر داشتیم و به طور مشروح گزارش
شده است، زیرا الهی دسترسی به گنجی، امین علیمرد (رئیس سابق خدمات شهری) و چند نفر دیگر از گروه
مؤسس را داشته است ( و ما معتقدیم هنوز دارد). از صحبتهایش خیلی واضح بود که آنهایی که مانده اند و
مارک فساد در گذشته را نخورده اند، امیدوارند که در پیشرفت آینده ایران تأثیر بگذارند.
ناس
میانه روها علیه انقلاب اسلامی
سند شماره (17)
سری
از: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.6 ژوئن 1979 16 خرداد 1358
به:سفارت آمریکا در تهران
مرجع: تهران 5857
موضوع: میانه روها علیه انقلاب اسلامی
دوست واشنگتنی منوچهر گنجی تأیید نموده که او اکنون در آمریکا است و در حالت مخفی به سر
می برد. ونس
چپ، راست و دانشگاهها
سند شماره (18)
خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 11 ژوئن 79 21 خرداد 58
به:وزارت امور خارجه واشنگتن، دی. سی. فوری
موضوع: چپ، راست و دانشگاهها
1 تمام متن محرمانه
2 خلاصه: (جناح) راست اسلامی در ماه گذشته روی استادان تحصیل کرده غرب فشار آورده است.
چندین نفر (از آنان ) به خاطر روابط منتسب با CIA اخراج شده اند. سیاست آموزشی درهم ریخته است.
گروههای چپ مرتبط با دانشگاه متفرق باقی می مانند. منبع نزدیک به چپیهای دانشگاهی معتقد است که
آنها قادر نخواهند بود قبل از اکتبر پیشنهادی جدی برای قدرت ارائه دهند. چیز خیلی محتمل تر برخورد
جدی در درگیری با مسئله قانون اساسی در تابستان خواهد بود. یادداشت بیوگرافی (پایان خلاصه).
3 مأمور سفارت با علی محمدی استاد دانشگاه که در جنبش استادان خیلی فعال بوده است ملاقات
نمود. او در دوره دسامبر ژانویه کمک زیادی به سفارت کرده است، ولی در صحبت کردن با مأمور سفارت
بی میل بوده است به این خاطر که به وسیله رقبای دانشگاهی خود به طور نزدیکی پاییده می شده است. در
موقع استماع سخنان او مأمور سیاسی در حال ترک پست بود. او موافقت نمود که به طور خصوصی برای
چند دقیقه در خانه ملاقات کند. به عنوان عضو هیئت اداره کننده سازمان ملی دانشگاهیان، وی در تماس
وسیعی با تمام فرقه های صحنه دانشگاه بوده است.
4 منبع بشدت از طریقی که انقلاب می رفت دلتنگ بود. او گفت دست راستی های اسلامی (فداییان
اسلام آیت اللّه خلخالی و یک گروه دیگر، (انجمن اسلامی) پا پیچ استادان تحصیل کرده غرب شده اند. این
همان گروهی بود که لیست مشترکین مجله USICAرا از فداییان چپ گرفته و گیرندگان را به عنوان عوامل
CIAمارک زده اند. منبع گفت او اطلاع دارد که بین 15 تا 20 نفر از استادان به زور این موضوع و به اضافه
بهانه های گاه و بی گاه دیگر اخراج شده اند. در جواب به این سؤال که چرا این مسلمانها هستند و نه چپیها
که این کار را می کنند، او پاسخ داد که چپ جرأت نمی کند (آنها می دانند که اگر به افراد تحصیل کرده غرب
حمله کنند، آنها نیز به عنوان عوامل KGBمارک دار و پاپیچ می شوند. منبع فکر می کند که نوعهای اسلامی
بنیادگرا مبارزه ای را برای نابود کردن ریشه نفوذ غرب ساز کرده اند. حتی به بعضی از استادان که همسران
خارجی دارند حملات لفظی شده است.
5 در نتیجه این حملات و آشفتگی کلی، سیاست آموزشی یک فاجعه می شود. بودجه ها برای تحقیق
در اغلب دانشگاهها در حدود 50 درصد کاهش داده شده است. اعضای کادر آموزشی ناراضی هستند،
ولی از گفتن هر چیزی در جو غالب هراس دارند. خیلی به قید کفالت امسال تابستان از ایران خارج
خواهند شد. منبع ( و دیگرانی که ما با آنها گفتگو کرده ایم) هرسان است که این کار نهایتا سیستم دانشگاهی
را به عنوان مکانی آموزشی برای محققین و مدرسین مشهور نابود گرداند. منبع قبلاً گفته بود که سیاسی
کردن دانشگاهها این اثر را دارا می باشد، همچنین حملات فزونی گرفته در مورد استادان این اطمینان را
داده است که عزیمتها به حد رمیدن خواهد رسید. این مشکل فارغ التحصیلان جوان دبیرستانی را حتی
حادتر می گرداند. هر سال 000/600 نفر دبیرستان را به پایان می رسانند ولی فقط 000/30 نفر مکانهایی