انجمن ایران و آمریکا در شیراز بسیار خوب است. در حالی که استرداد ساختمان و دیگر وسایل لازم
خالی از اشکالات نیست، ولی باور کنید که چه ساختمانی در دسترس باشد و چه نباشد (در صورت نیاز
می توانیم مکانی اجاره کنیم) این مرکز 20 ساله زبان (در شیراز) و نهاد خیلی معتبر نقش حیاتی در دوباره
سازی روابط ایران و آمریکا در این شهر مهم دارد.
7 تا بهار یا سال آینده به نظر من بار دیگر خواهیم توانست ایرانیان را در برنامه بازدیدهای بین المللی
به خصوص برنامه های چند منطقه ای درگیر سازیم. بخش روزنامه نگاری به نظر امیدوار کننده تر
می باشد.
8 در جواب نکات خاصی که در جلسه مورد بحث قرار گرفت، ما برداشتهای زیر را ارائه می کنیم:
الف: مسافرت متخصصین آمریکایی و شخصیتهای معروف به ایران: اینگونه سفرها بسیار مفید است ولی
به منظور کسب فایده بیشتر بهتر است، اینگونه سفرها محرمانه ترتیب داده شود (تماس آشکار مقامات
دولتی آمریکا مثمرثمر و آسان نمی باشد). البته ممکن است استثناهایی وجود داشته باشد. (مثلاً، ملاقاتی
که از طریق ویلیام گریفت انجام شده بود خیلی موفقیت آمیز بود)، به خصوص در باره متخصصین شایسته
در سیاست خارجی و احتمالاً دیگر محدوده ها. این گونه سفرها اگر به وسیله اشخاص مردمی صورت
گیرد خیلی خوب است، اما اگر ایالات متحده پیشخدمت شد، مفاهیم سیاسی باید مورد توجه قرار گیرد(
عطف به منابع که در رساله اصلی آورده شده). اگر به طور خصوصی صورت پذیرفت افراد بایستی که با
ایران جدید بستگی و در آن اعتبار داشته باشند و چون سفیر یانگ نسبت به هدف بهبود روابط ایران و
آمریکا متعهد باشند.
ب: رهبران مذهبی ایرانی در آمریکا در بزرگداشت سالگرد هجرت: موافقیم، ولی اعتراف می کنیم که
احتمال نمی رود رهبران مذهبی حضور پیدا کنند. احتمال بیشتر این است که متخصصین اسلامی ایران
(دانشگاهیان) در مراسم شرکت کنند. این موضوع به هیچ وجه دلخواه نبوده و تنها به عنوان راه دوم
می تواند، توصیه گردد. حمایت و پشتیبانی مادی باید در اختفا از طریق کمیته بزرگداشت هجرت ترتیب
داده شود و شامل نمایندگانی از دیگر کشورها نیز باشد.
ج: دانشمندان ایرانی در آمریکا: در حال حاضر مناسب نیست (بجز در مورد برنامه فولبرایت)، اما
بعدها با آرامتر شدن اوضاع و باز شدن دانشگاهها قابل توصیه است. توصیه می کنیم از افراد به خصوص
در مجمعی بین المللی چون سمینار سالزبورگ، اجتماعات بین المللی دانشگاهی، جلساتی از نوع
ASPEN (اگر چه خود ASPENبه خاطر ارتباط با بنیاد پهلوی زیاد مناسب نیست) استفاده کنید.
د: کنفرانس دانشجویان ایرانی: می توان از کنفرانس NAFSA که به وسیله دانشجویان ایرانی برگزار
می شود برای بحث پیرامون مشکلات دانشجویان ایرانی در آمریکا استفاده نمود. (ولی چندان رغبتی
نسبت به آنها ندارد) باور کنید با در نظر داشتن موضع طرفدار چپ و ضد خمینی و بعضی دانشجویان
ایرانی در اینجا و در ایالات متحده این موضوع ناگزیرا مفاهیم فرعی سیاسی مشکوکی را به وجود
می آورد.
9 باور کنید وقتی که میزبان کارمندان اجازه دهد، صدای آمریکا بایستی بخش برنامه به زبان فارسی
را مورد توجه قرار دهد.
1) مطالب بیشتری درباره وقایع ایران. خارج از محدوده سیاسی
2) مجموعه ای از مطالعات و مراکز اسلامی در آمریکا،
3) مصاحبه با دانشمندان آمریکایی (ایران شناسها)، مقامات رسمی و چهره های مردمی مناسب
(مانند، سفیر یانگ و رمزی کلارک)
10 کاردار موافقت می کند.
11 امیدواریم نکات اشاره شده به اهداف شما کمک کند. تقاضا می شود مکانی در هر گونه ارتباطات
دیگر که درباره این امور جریان می یابد جزو مخاطبین دریافت کننده رونوشت قرار گیرد.
مدرسه برای پسر وزیر میناچی
سند شماره (32)
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 16 سپتامبر 79 25 شهریور 58
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی. فوریمحرمانه
موضوع: مدرسه برای پسر وزیر میناچی
1 پسر وزیر ارشاد ملی میناچی قصد دارد پاییز در دانشگاه جورج واشنگتن در رشته فوق لیسانس
دانشکده مهندسی مکانیک حضور یابد. پسر میناچی به نامه علی میناچی برای شروع دانشکده در تاریخ
4 سپتامبر تأخیر داشته و تا تاریخ 26 سپتامبر به آمریکا وارد نخواهد شد.
2 خیلی ممنون خواهم شد اگر وزارت امور خارجه با اداره پذیرش بخش فوق لیسانس تماس گرفته
برای اطمینان اینکه پسر میناچی هنوز هم پذیرفته خواهد شد.لینگن
مدرسه برای پسر وزیر میناچی
سند شماره (33)
از:وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی.تاریخ: 17 سپتامبر 79 26 شهریور 58
به:سفارت آمریکا تهران فوریخیلی محرمانه
موضوع: مدرسه برای پسر وزیر میناچی
1 ثبت نام نهایی در دانشگاه جورج واشنگتن برای ترم پاییز در تاریخ 17 سپتامبر به پایان رسید، اما
دانشگاه استثنائا موافقت کرد که علی میناچی را بپذیرد و برنامه مناسب منجمله تدریس خصوصی در
صورت نیاز برای او ترتیب دهد.
علی میناچی باید بلافاصله پس از ورودش به واشنگتن با آقای ویلیام شاناهان رئیس پذیرش
مهندسی در شماره 725 خیابان 23 N.W اطاق 103 تماس بگیرد.ونس
آقای وزیر عزیز
سند شماره (34)
سفارت ایالات متحده آمریکا
تهران ایران19 سپتامبر 1979 28 شهریور 1358
آقای وزیر عزیز:
سفارت در تاریخ 16 سپتامبر تلگراف زیر را در خصوص دیر رسیدن فرزند شما به دانشگاه جورج
واشنگتن، به وزارت امور خارجه در واشنگتن فرستاده است.
«فرزند (پسر) آقای میناچی وزیر ارشاد ملی قصد دارد در پاییز در دانشگاه جورج واشنگتن در رشته
فوق لیسانس در دانشکده مهندسی مکانیک حضور یابد.
پسر میناچی به نام علی میناچی برای شروع دانشکده در تاریخ 4 سپتامبر تأخیر داشته و تا تاریخ 26
سپتامبر به آمریکا وارد نخواهد شد. خیلی ممنون خواهیم شد اگر وزارت امور خارجه با اراده پذیرش
بخش فوق لیسانس تماس گرفته برای اطمینان اینکه پسر میناچی هنوز هم پذیرفته خواهد شد»
اکنون سفارت جواب زیر را از وزارت امور خارجه واشنگتن دریافت کرده است.
«ثبت نام نهایی در دانشگاه جورج واشنگتن برای ترم پاییز در تاریخ 17 سپتامبر به پایان رسید، اما
دانشگاه استثنائا موافقت کرد که علی میناچی را بپذیرد و برنامه مناسب برای او فراهم آورد منجمله
تدریس خصوصی اگر احتیاج باشد. علی میناچی باید بلافاصله پس از ورودش به واشنگتن با آقای
ویلیام شاناهان رئیس پذیرش مهندسی در شماره 725 خیابان 23 N.W. اطاق 103 تماس بگیرد.»
من امیدوارم که این اطلاعات برای شما مفید باشد. پسر شما باید موقعی که به واشنگتن می رود این
نامه را با خود ببرد تا در موقع ورودش به مقامات اداره مهاجرت نشان دهد.
دوستدار شما
ال بروس لینگن
کاردار
مدرسه پسر میناچی
سند شماره (35)
از: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی.تاریخ: 5 اکتبر 1979 13 مهر 58
به:سفارت آمریکا در تهران محرمانه
موضوع: مدرسه پسر میناچی
1 (تمام متن محرمانه )
2 طبق اطلاع واصله آقای علی میناچی در دانشکده مهندسی در دانشگاه جرج واشنگتن ثبت نام
کرده و الآن سرکلاس می رود.کریستوفر
سند شماره (36)
خیلی محرمانه
از:وزارت امور خارجه واشنگتنتاریخ: 12 اکتبر 79 21 آذر 58
به:سفارت آمریکا تهران
گزارشگر: هنری پرشت
موضوع: ملاقات پیشنهاد شده
1 تمام متن خیلی محرمانه
2 گذشته از چیزهای دیگر (برای مثال: هیچ تظاهرات خصمانه ای برنامه ریزی نشده) و با اجازه شما
من می خواهم که سرانجام شما را ملاقات کنم، عصر روز شنبه به پان آمریکن وارد می شوم (20 اکتبر) و
صبح روز 30 اکتبر عزیمت خواهم نمود. می خواهم که هر دقیقه بیداری را پر کنم و خودم را برای فعالیتها
کاملاً در اختیار شما بگذارم. پیشنهادات زیر را ارائه می کنم که البته ممکن است نشدنی و یا نامناسب باشد:
ملاقاتهایی با میناچی و یزدی که من در دوره قبل از انقلاب با آنها ملاقات کردم. شما را در
ملاقاتتان با چمران اگر که قبلا با او ملاقات نکرده اید همراهی می کنم. کسی، احتمالاً رضا صدر را، در
مورد درهم ریختگیهای بازرگانی و تلاشهای ما برای همکاری در ایجاد نظم در آن، ببینید.
آیا امکان دارد که با بهشتی یا دیگر رهبران سیاسی یا ناظران زیرک ملاقات نمود؟ اگر امکان پذیر
باشد معتقدم که ملاقات نمودن با سخنگوی انجمنهای یهودی و بهایی سودمند خواهد بود. چطور است
ملاقاتی با یهودیان دست چپی که از انقلاب حمایت می کنند، داشته باشیم؟
حدود 2 روز را در خارج از تهران می گذرانم. نظرات (شما) مورد قبول است، ولی پیشنهاد می کنم
که از طریق ساوه، کاشان و چند دهکده که می شناسم در روز جمعه به وسیله اتومبیل مسافرت کرده و یک
روز را در اصفهان گذرانده و به وسیله هواپیما صبح یکشنبه بازگردیم.
میل دارم که نهاری را به طور خصوصی با دوست قدیمی علیرضا فرهمند مثل گذشته ها بگذرانم.
3 هر چیزی را که بتوانم حمل نمایم و شما و کارمندان خواسته باشید می آورم، ماریان پیشنهاد می کند
که برای آن سوئیفت و هم کلاسیهای سابق خرید کند.
هنری عزیز
سند شماره (37)
سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 10 اکتبر 1979 24 آذر 58
طبقه بندی نشده رسمی غیر اداری
هنری عزیز:
من از یادداشت مذاکره 17 سپتامبر شما متوجه شدم که گاه گاهی با محمود فروغی تماس دارید. وقتی
که دوباره او را دیدید امیدوارم که با او خواهید گفت که من و پنی، او و همسرش را از روی بیشترین علاقه از
روزهای قدیمی در کابل به یاد داریم.
من با شما موافقم، فروغی یک جنتلمن واقعی ایرانی است. امیدوارم که شما به او بگویید که این طریقی
است که من او را به یاد می آورم. همچنین به او بگوید که خانواده اش که شامل چندین فرزند که با
آمریکائیها ازدواج کرده اند می باشد، خوشبخت و سعادتمند باشند.
با گرمترین درودها
دوستدار شما
بروس لینگن
آقای هنری پرشت مدیر امور ایران
اداره امور خاور نزدیک و آسیای جنوبیوزارت امور خارجه، واشنگتن، دی سی.
مکان: سالن پذیرایی وزارت خارجهزمان: 17 سپتامبر 1979 26 شهریور 58
یادداشت مذاکرهمحرمانه
شرکت کنندگان: سفیر کبیر محمود فروغی
هنری پرشت بخش امور خاور نزدیک / ایران
فروغی یک جنتلمن کلاسیک ایرانی، متمدن، رفتار ممتاز، مغرور به خانواده و کشورش، و واقع گرا
است. پدرش دو بار نخست وزیر رضا شاه بود و تنها فردی بود که شاه پیر توانست در سال 1941 وقتی که
کشورش اشغال شده بود به او تکیه کند. برادرش وزیر فرهنگ شریف امامی بود و هم اکنون در زندان
است. محمود فروغی یک مقام ارشد وزارت امور خارجه ایران و سفیر کبیر در ایالات متحده (اوایل دهه
شصت) و افغانستان بود. او چند سال پیش به خاطر اینکه نمی توانست فساد را تحمل نماید از وزارت
خارجه استعفا کرد. پاییز گذشته هویدا از او خواست که وزیر دربار شود، چون که آنها به کسی احتیاج
داشتند که به شاه نه گوید، فروغی این شرط را مطرح کرد که یک پاکسازی واقعی منجمله در مورد اعضای
خانواده سلطنتی وجود داشته باشد، خلافکاران بزرگ باید محاکمه و اعدام شوند. فروغی انتخاب نشد و
بعدا در آن سال ایران را ترک کرد. او برای به دست آوردن تبعیت ایالات متحده اقدام نموده است.
فروغی معتقد بود که برتری ملاها یک دوره گذرا است، ولی می ترسد که ممکن است کوتاه نباشد،
ملاها برای اداره امور پیچیده کشور مجهز نیستند ولی سؤال این است که چه نوع دولتی جانشین آنها
می شود. او ایمان دارد که ملی گراهای میانه رو غلبه خواهند کرد، ولی او همچنین از قدرت فزاینده
کمونیستها می ترسد. من گفتم که بزرگترین گناه شاه این بود که ایران را از یک نسل رهبران سیاسی محروم
نمود. فروغی توافق داشت و اشاره کرد که پدرشاه هم چنین کاری را کرد. این غم انگیز است که هیچ
شخصیت مردمی خارج از روحانیت وجود ندارد در 50 1949 سنجابی، بازرگان و دیگر جبهه ملی ها
ناشناخته بودند. 3 سال طول کشید که پیروانی پیدا کنند. این احتیاج اکنون در ایران هست با 3 تا 4 سال
دموکراسی که به گروهی از رهبران سیاسی اجازه دهد که خود را نشان دهند و در صحنه ملی آزمایش
شوند. خطر این است که چپ یا راست راه توسعه سیاسی را ببندند.
من خطوط اصلی سیاستی که ما در قبال ایران دنبال می کنم را برای فروغی تشریح کردم. او فکر می کند
که این مهم است که به مردانی نظیر بازرگان قدرت بخشیده شود برای اینکه آنها مردانی پاک و قابل هستند
و تنها امید ایرانی در حال حاضر می باشند. ایالات متحده به طور بدی از شکست در انجام کامل سیاست
حقوق بشر دولت در پاییز گذشته صدمه دید. حمایت ایالات متحده از حقوق بشر یک محرک بزرگ برای
مخالفان بوده است، آنها وقتی که مخالفت شدت گرفت و حمایت آشکار وجود نداشت، ناامید شدند.
همچنین صدمه زیادی به وسیله زاهدی به آمریکا وارد شد. هر بار او به ایران بازمی گشت تا راهنماییهای
بدی به شاه بکند. دوستان آمریکا چاپلوسانه فروتنی کردند چون که ایرانیان زاهدی را پیغامبر واشنگتن
می دیدند. من به فروغی مشکل سختی را که ایالات متحده در درگیری با تمایل شاه به آمدن به اینجا روبرو
بود گفتم. آیا امکان دارد که شاه ادعایش را از تاج و تخت انکار نماید؟ فروغی گفت ما می بایستی تشخیص
می دادیم که شاه شخصی ضعیف بود که مقدراتش در هر بحرانی به وسیله دیگران نجات داده می شد. اگر
دولت موقت ایران پیشنهاد معامله ای با او می کرد، وی ممکن بود که ادعایش را پس بگیرد. ولی هیچ
دورنمایی برای این موضوع همان طور که در افغانستان بوده است وجود ندارد. شاه به سختی مورد تنفر
است. ایرانیها ممکن است فکر کنند که سه سال پیش وضعشان بهتر بود. ولی هیچ کس از عزیمت شاه
پشیمان نیست. فروغی فکر می کند خیلی خیلی برای ایالات متحده و برای غرب بد خواهد بود اگر که شاه
در اینجا سکنی گزیند. ایرانیان این را نخواهند فهمید. آنها قبولی ما را به عنوان عملی بر علیه ایران و بر علیه
منافع دراز مدت خودمان خواهند دید. بگذار شاه به آفریقای جنوبی برود. هرکسی روابط نزدیک او را با
آن رژیم می دانست. او یک دوست حقیقی ایالات متحده نبوده است و ما را برای مزیت خودش مورد
استفاده قرار داده است.
فروغی گفت که وی با میانه روترین گروه از چهار گروه شورشی افغانستان در تماس است. نماینده آنها
از لندن به او برای صوابدید تلفن زد. نظر او این بود که «یک جمهوری اسلامی ترتیب ندهید.»
او گفت بدبختانه، آن (جمهوری اسلامی مترجم ) برای تمامی مخالفین افغانی الزامی به نظر می رسد.
پرشت
مباحثه یک وکیل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران
سند شماره (38)
از: سفارت آمریکا در تهرانتاریخ: 15 اکتبر 1979 23 مهر 1358
به:وزارت امور خارجه واشنگتن دی.سیخیلی محرمانه
گزارشگر: الیزابت سوئیفت
موضوع: مباحثه یک وکیل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران
1 تمام متن خیلی محرمانه
2 قائم مقام کنسول سیاسی سفارت در دهم اکتبر با ع. ک. لاهیجی، وکیل برجسته و نایب رئیس
کمیته ایرانی دفاع از حقوق بشر ملاقات ناهاری داشت (منبع حافظت شود). فضای ملاقات بسیار
دلتنگ کننده بود، چرا که لاهیجی احساس می کرد امیدهای او و دیگر نیروهای مترقی برای انقلاب ایران
بر باد رفته اند و او نمی داند آنها چگونه می توانند، انقلاب را به مسیر اصلی بازگردانند.
3 لاهیجی دوست نزدیک نزیه، متین دفتری و وزیر جدید علوم آموزش عالی و فرهنگ، حسن
حبیبی می باشد. او همچنین به وزیر امور خارجه ابراهیم یزدی نزدیک بود، که به لاهیجی شغلی در وزارت
امور خارجه پیشنهاد کرده بود و او از پذیرفتن آن امتناع ورزیده بود. او پیش از انقلاب در کانون وکلا فعال
بوده و پس از فوریه یکی از اعضای گروه کوچک وکلا که خمینی را در نگارش قانون اساسی جدید یاری
کردند، بوده است.
4 وضعیت عمومی: لاهیجی گفت که در حال حاضر برای یک وکیل غیر ممکن است که بتواند در ایران
کار کند. او و دیگر اعضای کمیته حقوق بشر شب قبل از این جریان به طور جدی درباره امکان انحلال
کمیسیون حقوق بشر بحث کرده اند. سیستم دادگاههای انقلاب بسیار قدرتمند است. لاهیجی گفت که از
ابتدا با ایده دادگاههای انقلاب مخالف بوده چون می ترسید آنها به صورت یک نهاد دائمی درآیند. در این
دادگاهها هیچ تأمینی برای مدافع وجود ندارد.
جلسات خیلی کوتاه و مختصر بوده و عموما 2 تا 3 ساعت طول می کشد، این هیچ وقتی برای متهم
باقی نمی گذارد تا بتواند مدارکی جمع کند و از خودش دفاع کند. وکلا اجازه ورود به این دادگاهها را
ندارند. لاهیجی وکیل یکی از ژنرالهای رژیم قبل بوده است، ولی بیش از دو ماه به او اجازه ملاقات با متهم
را نداده اند، او هیچ اطلاعی از اینکه چه زمانی این ژنرال محاکمه خواهد شد نداشت. کمیسیون حقوق بشر
تا به حال تعداد بی شماری نامه به خمینی و رهبران دولتی نوشته اند و در آن به این وضعیت اعتراض
کرده اند ولی تا به حال جوابی نگرفته اند. در حال حاضر بیان کردن چنین مطالبی تدریجا خیلی خطرناک
می شود. او به مورد حسن نزیه اشاره کرد، و گفت برای مثال اگر قرار باشد مقالاتی بر علیه دولت کنونی
ایران بنویسید و یا از یکی از طرفداران شاه در محاکمه اش دفاع کند، ممکن است با اتهامات و مسایل
دروغین مواجه بشود، همچنانکه نزیه شد.
5 در رابطه با فقدان قدرت در وزارت دادگستری لاهیجی گفت که این شغل دادستانهای دادگستری
است که درباره اتهامات وارد بر نزیه تحقیق کنند نه دادستانهای دادگاه انقلاب، شهشهانی، دادستان، خیلی
ضعیف و بدون قدرت بوده است و حتی اعتراضی هم نکرده بود. لاهیجی صریحا فکر می کند که سیستم
دادگاهها بیش از پیش اسلامی خواهد شد و دادگاههای انقلاب قضاوتهای خیلی خلاصه حداقل تا
هنگامی که خمینی در قدرت است باقی می ماند، و در سیستم جدید جایی برای وکلای تحصیل کرده غرب
وجود نخواهد داشت.
6 در خلال مباحثه، مأمور سیاسی نگرانی خودش را درباره سلامتی متین دفتری ابراز داشت و اظهار
امیدواری کرد که او در امان باشد. لاهیجی گفت که متین دفتری در وضع بدتری از نزیه قرار دارد، چرا که از
حمایت افرادی چون بازرگان یا شریعتمداری برخوردار نیست. لاهیجی گفت که دفتری دوست خیلی
نزدیکی است، ولی در مورد مشکلات فعلی او خود مقصر است.. او اعتبارش را نزد رهبران میانه روی
دولت موقت ایران مانند بازرگان، به خاطر ارتباط نزدیکش با گروهها چپ، از دست داده است. متین
دفتری رهبران گروههای چپ را به جبهه دمکراتیک ملی خود راه داده و اجازه داده تا آنها به وسیله
توصیه های خود او را به مواضع افراطی سوق دهند. در طی چهارماه گذشته او از سازمان خود در جهت
حمایت از فداییان استفاده کرده و همچنین سعی کرده از شرکت آنها در جنبشهای خودمختاری طلبانه
کردستان، خوزستان و ترکمن صحرا حمایت کند. این مسئله حامیان قبلی او مانند بازرگان را منزوی کرده
بود. پس از تظاهرات آزادی مطبوعات که در تاریخ 11 اوت انجام شد، زمانی که دولت انقلابی علیه او
اقدام کرد، او هیچ حامی نداشت.
نظریه: لاهیجی نگفت، ولی به نظر می رسد که اشاره کرد که متین دفتری هنوز در ایران است، اما
سفارت همچنین توسط یک رابط مطبوعاتی ایرانی مطلع شده است که متین دفتری در آلمان است.
7 مأمور سیاسی سفارت تلاش کرد از لاهیجی در مورد بهترین طریق حمایت آمریکا از کوششهایی
که برای بهبود وضع حقوق بشر صورت می گیرد، مطالبی را بیرون بکشد. اگر چه سؤال به خوبی برایش
روشن نبود، ولی به نظر می رسد که فشار پشت پرده به افرادی مانند بازرگان و یزدی را به هرگونه مقابله
علنی ترجیح می داد. به نظر می رسد لاهیجی احترام مختصری برای بازرگان قائل است و او را فردی
ضعیف، خوش نیت و کاملاً بی قدرت می دید.
نظریه: سفارت چندین هفته سعی کرده بود که با لاهیجی تماس بگیرد. اگر چه او چند دفعه خارج از
شهر بوده، ولی جالب توجه است که این ملاقات اتفاقا بلافاصله بعد از نشر خبر صحبتهای کاردار با
صباغیان درباره اعدام سناتورها صورت گرفت.لینگن
شکل گیری نیروهای مخالف داخلی
سند شماره (39)
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 16 اکتبر 1979 24 مهر 1358
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سیخیلی محرمانه
گزارشگر: الیزابت آن، سوئیفت
موضوع: شکل گیری نیروهای مخالف داخلی
1 تمام متن خیلی محرمانه
2 در جلسه نهار 10 اکتبر، یکی از وکلای تهران ع. ک. لاهیجی (منبع حفاظت شود) درباره نقطه
نظرهای سیاسی خود با قائم مقام کنسول سیاسی سفارت بحث کرد. لاهیجی، یک غیر مذهبی میانه روی
حامی انقلاب و مخالف شاه درباره حکومت خمینی بسیار ناامید است و صریحا درصدد یافتن طرقی برای
تأثیرگذاری بر آن می باشد.
3 لاهیجی گفت در حال حاضر خمینی توده ها را در ایران کنترل می کند، از روشنفکران میانه روی
چون او برای جلوگیری از ایجاد یک حکومت کاملاً اسلامی به دست خمینی، جز کار اندکی برنمی آید.
خمینی، همچون شاه سابق، به طور فزاینده ای منزوی نگاه داشته شده و توسط افراد بله قربان گو محاصره
شده است، اکثر مشاورینش افرادی ضعیف همچون بازرگان یا فرصت طلب چون چمران و صباغیان
هستند، آیت اللّه بهشتی جهت گیری غربی، که خیلی قوی نیست دارد و یزدی نیز همچنین بسیار جاه طلب
است.
4 لاهیجی خاطرنشان کرد که او در ابتدا از خمینی پشتیبانی می کرد، اما خمینی از زمانی که لاهیجی
او را در پاریس دیده بود تغییر کرده است. در آن زمان، خمینی به میانه روها گفته بود که روحانیون باید
خارج از صحنه سیاست قرار گیرند. لاهیجی گفت او و بسیاری از حقوقدانان دیگر (شامل وزیر جدید
فرهنگ و آموزش عالی، حسن حبیبی) پیش نویس اصلی قانون اساسی را بر طبق اصول غربی نوشته
بودند. حبیبی پیش نویس را درست قبل از اینکه خمینی تهران را به مقصد قم ترک کند به او داده است.
خمینی گفت که پیش نویس را دوست دارد ولی مایل است با رهبران مذهبی قم در این باره بحث کند. این
رهبران نسبت به غیرمذهبی بودن پیش نویس اعتراض کردند و زمانی که خمینی پس از چند هفته این
پیش نویس را به حقوقدانان برگرداند، تغییرات اسلامی زیادی در آن گنجانده شده بود. حقوقدانان این
تغییرات را در پیش نویس وارد نمودند و پیش نویس، که لاهیجی فکر می کرد قابل قبول باشد، به مجلس
خبرگان فرستاده شد و اکنون آن چنان تغییر یافته که قابل بازشناسی نیست. لاهیجی فکر می کرد که
خمینی در تعقیب قانون اساسی اسلامی تری است که توسط مجلس خبرگان تنظیم شود، مخصوصا او به
دنبال ایده ولایت فقیه می باشد. قدرت مطلقه، مطلقا ایجاد فساد می کند و خمینی ظاهرا تصمیم گرفته که
باید خودش مملکت را اداره کند.
5 لاهیجی گفت در حالی که پشتیبانی توده های مردم، هنوز از خمینی قدرتمندترین مرد ایران را
می سازد، او تمام گروههای مترقی را بیزار کرده است. متجاوز از دو هفته گذشته این گروهها گفتگوهایی را
آغاز کرده اند تا نیروهایشان را در یک گروه جمع کنند تا بتوانند خمینی را مجبور کنند که در پیش نویس
قانون اساسی تجدید نظر کند. سازمان دهندگان این گروه امیدوارند که بتوانند جبهه ای از میانه روهای
مسلمان و رهبران غیر مذهبی به وجود آورند. آنها قصد ندارند هیچ یک از چپگرایان مسلمان یا فداییان را
در فعالیتهایشان شرکت دهند چون اختلافات طرفداران شریعتمداری و چپیها خیلی زیاد است. گروه
جدید متشکل است از مسلمانان میانه رو در حزب جمهوری خلق مسلمان که در رابطه با شریعتمداری
است و میانه روهای غیرمذهبی جبهه ملی کاظم حبیبی (احتمالاً حسیبی باشد مترجم ) و جنبش حسن
جوادی (بلکه حاج سید جوادی باشد مترجم). مضافا این گروهها در حال مذاکره با مجاهدین خلق
هستند، چون آن را یکی از قویترین نیروها در ایران می دانند.
نظریه: سفارت شایعاتی را دریافت کرده بود که نیروهای میانه رو در حال تلاش برای سازماندهی
خود می باشند، ما نشنیده بودیم که آنها سعی می کنند تا مجاهدین را نیز زیر چتر خود بیاورند.