بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 471

نظرهای سیاسی خود با قائم مقام کنسول سیاسی سفارت بحث کرد. لاهیجی، یک غیر مذهبی میانه روی

حامی انقلاب و مخالف شاه درباره حکومت خمینی بسیار ناامید است و صریحا درصدد یافتن طرقی برای

تأثیرگذاری بر آن می باشد.

3 لاهیجی گفت در حال حاضر خمینی توده ها را در ایران کنترل می کند، از روشنفکران میانه روی

چون او برای جلوگیری از ایجاد یک حکومت کاملاً اسلامی به دست خمینی، جز کار اندکی برنمی آید.

خمینی، همچون شاه سابق، به طور فزاینده ای منزوی نگاه داشته شده و توسط افراد بله قربان گو محاصره

شده است، اکثر مشاورینش افرادی ضعیف همچون بازرگان یا فرصت طلب چون چمران و صباغیان

هستند، آیت اللّه بهشتی جهت گیری غربی، که خیلی قوی نیست دارد و یزدی نیز همچنین بسیار جاه طلب

است.

4 لاهیجی خاطرنشان کرد که او در ابتدا از خمینی پشتیبانی می کرد، اما خمینی از زمانی که لاهیجی

او را در پاریس دیده بود تغییر کرده است. در آن زمان، خمینی به میانه روها گفته بود که روحانیون باید

خارج از صحنه سیاست قرار گیرند. لاهیجی گفت او و بسیاری از حقوقدانان دیگر (شامل وزیر جدید

فرهنگ و آموزش عالی، حسن حبیبی) پیش نویس اصلی قانون اساسی را بر طبق اصول غربی نوشته

بودند. حبیبی پیش نویس را درست قبل از اینکه خمینی تهران را به مقصد قم ترک کند به او داده است.

خمینی گفت که پیش نویس را دوست دارد ولی مایل است با رهبران مذهبی قم در این باره بحث کند. این

رهبران نسبت به غیرمذهبی بودن پیش نویس اعتراض کردند و زمانی که خمینی پس از چند هفته این

پیش نویس را به حقوقدانان برگرداند، تغییرات اسلامی زیادی در آن گنجانده شده بود. حقوقدانان این

تغییرات را در پیش نویس وارد نمودند و پیش نویس، که لاهیجی فکر می کرد قابل قبول باشد، به مجلس

خبرگان فرستاده شد و اکنون آن چنان تغییر یافته که قابل بازشناسی نیست. لاهیجی فکر می کرد که

خمینی در تعقیب قانون اساسی اسلامی تری است که توسط مجلس خبرگان تنظیم شود، مخصوصا او به

دنبال ایده ولایت فقیه می باشد. قدرت مطلقه، مطلقا ایجاد فساد می کند و خمینی ظاهرا تصمیم گرفته که

باید خودش مملکت را اداره کند.

5 لاهیجی گفت در حالی که پشتیبانی توده های مردم، هنوز از خمینی قدرتمندترین مرد ایران را

می سازد، او تمام گروههای مترقی را بیزار کرده است. متجاوز از دو هفته گذشته این گروهها گفتگوهایی را

آغاز کرده اند تا نیروهایشان را در یک گروه جمع کنند تا بتوانند خمینی را مجبور کنند که در پیش نویس

قانون اساسی تجدید نظر کند. سازمان دهندگان این گروه امیدوارند که بتوانند جبهه ای از میانه روهای

مسلمان و رهبران غیر مذهبی به وجود آورند. آنها قصد ندارند هیچ یک از چپگرایان مسلمان یا فداییان را

در فعالیتهایشان شرکت دهند چون اختلافات طرفداران شریعتمداری و چپیها خیلی زیاد است. گروه

جدید متشکل است از مسلمانان میانه رو در حزب جمهوری خلق مسلمان که در رابطه با شریعتمداری

است و میانه روهای غیرمذهبی جبهه ملی کاظم حبیبی (احتمالاً حسیبی باشد مترجم ) و جنبش حسن

جوادی (بلکه حاج سید جوادی باشد مترجم). مضافا این گروهها در حال مذاکره با مجاهدین خلق

هستند، چون آن را یکی از قویترین نیروها در ایران می دانند.

نظریه: سفارت شایعاتی را دریافت کرده بود که نیروهای میانه رو در حال تلاش برای سازماندهی

خود می باشند، ما نشنیده بودیم که آنها سعی می کنند تا مجاهدین را نیز زیر چتر خود بیاورند.


صفحه 472

(دست زدن به چنین عملی) چه از سوی میانه روها و چه از جانب مجاهدین که با مرگ طالقانی، یک

منبع اصلی پشتیبانی در میان روحانیت را از دست داده اند، قابل درک است. به خوبی ممکن است که بین

شریعتمداری / مجاهدین پیوندی در حال رشد کردن باشد، چون به طوری که گزارش شده روزنامه ارگان

حزب جمهوری خلق مسلمان هم اکنون با کمک مجاهدین چاپ می شود (سفارت نمی تواند این گزارش را

تأیید کند). یک ائتلاف شریعتمداری / مجاهدین / جبهه ملی می تواند بسیار نیرومند و سهمگین باشد. به

هر حال این احتیاج به یک رهبری دارد و سفارت تردید دارد که شریعتمداری مایل باشد که از برج آجر

گلیش، پایین بیاید و در سنگر بجنگد. حتی اگر او مزاجا و خلقا برای رهبری یک جناح مخالف سیاسی

شایسته باشد (که او نیست). روابط گذشته او (شریعتمداری) با رژیم شاه او را به واسطه امکان افشاء این

معاشرتها، لکه بردار و زخم پذیر می سازد، به علاوه تنها معدودی از روحانیون مایلند که آشکارا از خمینی

ببرند و خود را در معرض اتهام تضعیف وحدت انقلابی قرار دهند.لینگن

نظرات یک دیپلمات ایرانی در مورد کشورش

سند شماره (40)

از:دفتر وابسته دفاعی آمریکا اسلو نروژتاریخ: 22 اکتبر 79 30 مهر 58

به: سازمان اطلاعات دفاعی واشنگتنسری

موضوع: نظرات یک دیپلمات ایرانی در مورد کشورش

خلاصه: این گزارش در مورد نظرات یک دیپلمات ارشد ایران در باره دلایل اصلی سقوط شاه، دولت

کنونی و تحولات ممکن در ایران می باشد.

جزئیات: نظرات زیر توسط یک دیپلمات ارشد ایرانی که به مأموریت به اسلو گمارده شده، در یک

مراسم رسمی که توسط مقام SRE (نام دیگر سیا م ) اسلو برگزار شد ارائه گردید.

1 در مورد دلایل اصلی سقوط شاه: افراد ارشد نادرست دولت که شاه را احاطه کرده بودند و سیاست

حقوق بشر ایالات متحده دلایل اصلی و اولیه می باشند. در ایران فقط دو طبقه از مردم وجود دارند:

ثروتمند و فقیر. فقیرها همیشه می دانستند که ثروتمندان تا حدی به وسیله دزدیدن چیزی که به فقرا تعلق

داشت ثروتمندتر می شدند، ولی آنها حس می کردند که کاری در مورد آنها نمی توانستند انجام دهند و

انجام ندادند، تا اینکه آنها شروع به اطلاع پیدا کردن در مورد حقوق بشر نمودند. فقر آن موقع بود که

خمینی قادر شد پیروانی برای خود جلب نماید که به تدریج شاه را سرنگون کنند. همان طور که آشکار شد

ما یک دیکتاتور تحصیل کرده را با یک دیکتاتور تحصیل نکرده مبادله کردیم.

2 در مورد دولت فعلی: خمینی بیش از دو سال دوام نمی آورد. ما همیشه روحانیون را به عنوان انگل

تصور می کردیم، و اکنون آنها کشور را اداره می کنند. خمینی یک مرد سالخورده است که به هیچ کاری

عادت ندارد. او قادر نخواهد بود که فشار مقامش را تحمل کند. یا می میرد و یا خصوصیات سالخوردگی را

پیدا می کند. اگر دومی اتفاق بیافتد، مردم خواهند فهمید و آنها از پیروی از او دست خواهند کشید. او کشور

را خراب می کند. فقرا اکنون کمتر از آنچه که قبلاً داشتند دارند و آشوب در کشور مطمئنا تا زمانی که کارها

بهتر شود و پیشرفت ظاهر شود، فروکش نخواهد کرد. وقتی از او در مورد شرایط جاری در دولت سؤال

شد، او گفت، مشکل می شود فهمید، چونکه او هیچ تماس مستقیمی با ایران ندارد و بیشتر اطلاعاتش را از

طریق سخن پراکنی های بی. بی. سی دریافت نموده است.


صفحه 473

3 در مورد تحولات سیاسی آتی در ایران،وقتی که نفوذ خمینی شروع به کاهش پیدا کردن نمود یا

بمیرد، شخصی که در حال حاضر بتوان او را قادر به تشکیل یک دولت جدید مورد توجه قرار داد، وزیر

امور خارجه، ابراهیم یزدی خواهد بود. از او به خوبی یاد می شود و پایگاه قدرتی را که از آنجا شروع نماید

دارا می باشد. وقتی از منبع سؤال شد در مورد یزدی چه احساسی دارد او پاسخ داد که یزدی یک فرد

تحصیل کرده است و از خمینی برای کشور بهتر می باشد.

نظریه: منبع در طول گفتگو با گزارشگر صریح و رک بود و به نظر رسید واقعا از تشریح مشکلات ایران

لذت می برد. اگر چه او صریحا این را نگفت. ولی به طور ضمنی رسانید که وقتی دوره او تمام شد احتمالاً

وی به ایران باز نخواهد گشت و با ارزیابی نظراتش در ارتباط با دولت وی گزارشگر معتقد است که او

تصمیم خواهد گرفت، بازنگردد.

گردهمایی هفتگی حزب جمهوری خلق مسلمان ایران

سند شماره (41)(1)

گزارش در مورد گردهمایی هفتگی حزب جمهوری خلق مسلمان ایران که در جمعه 19 اکتبر 1979 (27

مهر 1358) در دفتر حزب در تهران برگزار شده است

تهیه شده به وسیله علیرضا جهان شاهی

گردهمایی هفتگی جمعه گذشته حزب جمهوری خلق مسلمان پنجمین یا ششمین میتینگی بود که

حزب هفته های اخیر برپا کرده است و بر طبق گفته اشخاصی که در تمام این جلسات هفتگی شرکت

کرده اند، افزایش مؤثری در افراد شرکت کننده بوده است. اولین میتینگ فقط حدود 100 نفر را جلب کرد،

ولی این آخرین جمعه بیش از 1500 نفر برای شرکت در میتینگ تلاش کرده بودند.

موضوع اصلی سخنرانیها که به وسیله چند نفر از مقامات بالای حزب جمهوری خلق مسلمان ایراد

شد، چیزی جز موضوع ولایت فقیه نبود. تمام سخنرانان از شکلی که مجلس خبرگان ماده مربوط به

ولایت در قانون اساسی را تصویب کرد، انتقاد می کردند.

اولین سخنران رحمت اله مقدم مراغه ای بود که نماینده مجلس خبرگان از استان آذربایجان می باشد.

مقدم مراغه ای گفت: انقلاب ایران به وسیله یک گروه و طبقه خاص صورت نگرفت، بلکه تمام توده های

ایرانی، دانشجویان، کارگران، و روشنفکران در آن شرکت کردند، ولی در آخرین مراحل این انقلاب جامعه

مذهبی ایران نقش تاریخی خود را بازی کرد و رهبری انقلاب را تحت راهنمایی امام خمینی به دست

گرفت. این اشاره به امام خمینی در حقیقت یکی از معدود اشارتی بود که مستقیما به خمینی شد. برای تمام

جلسه سخنرانان منجمله مقدم مراغه ای از اشاره به خمینی اجتناب ورزیدند.

مقدم مراغه ای از ولایت فقیه انتقاد می کرد و به عنوان یک مثال از مشکلات پنهانی (احتمالی) که این

ماده از قانون اساسی در آینده می تواند به وجود آورد، گفت: فرض می کنیم که ما یک فقیه به عنوان

بالاترین مقام کشور داشته باشیم و همان طور که مجلس خبرگان تصویب کرد او فرمانده کل نیروهای

مسلح کشور است. فرض کنیم که نوعی از مشکل در کردستان، جایی که اکثریت مردم شیعه نیستند و

پیروان بخش سنی اسلام هستند، داشته باشیم. اگر فقیه تصمیمی بگیرد که نیروهای مسلح ایران را به

کردستان اعزام کند که با آشوب مقابله کنند. مردم کردستان می توانند بگویند که چیزی که دارد اتفاق

1- تصاویر لاتین این سند یافت نشد.


صفحه 474

می افتد این است که در حقیقت ارتش شیعه با دستورات مستقیم رهبر مذهبی شیعه دارد می آید که مردم

سنی کردستان را نابود کند. این می تواند به عنوان شروع یک جنگ فرقه ای در کشور باشد.

دومین سخنران دبیر کل حزب جمهوری خلق مسلمان دکتر علیزاده بود (نام کوچک او در حال حاضر

در دسترس نیست) او شنوندگان را به وسیله شروع سخنانش با شعار معروف دوران گذشته سلطنتی (خدا،

شاه، میهن) تکان داد. شاه مخلوع سالهای زیادی تلاش کرد که یک سری از اختیارات و برتریها را برای

انجام چیزهای شخصی به دست آورد ولی او در به دست آوردن تمام آنچه که می خواست، موفق نبود.

حالا که ما انقلاب کرده ایم چیزی که اتفاق افتاده است این است که ما تمام آن برتریها و اختیارات و

قدرتهای مخصوص را که شاه به دنبالش بود توی یک سینی انباشته کرده ایم و می رویم که آن را به فقیه

عرضه (تعارف ) کنیم. این چیزی نیست که مردم ایران برای آن انقلاب کردند اگر فقیه امام خمینی باشد

هیچ سؤالی نیست ولی ما چگونه می توانیم مطمئن باشیم که بعد از خمینی شخصی با شرایط مشابه رهبری

مذهبی را به دست می گیرد و بنابراین فقیه زمان می شود. این (ماده مربوط به ولایت فقیه) یک عمل

خیانت آمیز بر علیه نسلهای آینده مردم ایران است، ما انقلاب نکرده ایم به این منظور که زمینه را برای یک

نوع دیگر استبداد آماده کنیم.

من پس از این سخنرانیها به پشت جایگاه رفتم تا با مقدم مراغه ای و جند نفر دیگر از مقامات حزب

صحبت کنم. در این گفتگو مراغه ای می گفت که حتی رهبری مذهبی تشخیص داده است که قادر نخواهند

بود که موضوع ولایت فقیه را با فرم فعلی آن به مردم ایران عرضه کنند. او اضافه کرد: مجلس خبرگان

تصمیم گرفته است که یک بحث جدید را در مورد این موضوع شروع کند و من امیدوارم که تحولاتی در

این رابطه امکان پذیر باشد.

یکی از همکاران مراغه ای، یک مجتهد که با آخرین مد عرب لباس پوشیده بود، عقیده داشت که هیچ

کجای قرآن به طور مستقیم یا غیر مستقیم اشاره ای به ولایت فقیه نشده است. او می گفت: این اشخاص

دارند یک مذهب جدید من درآوردی با تمام این مزخرفات درباره ولایت فقیه را شروع می کنند.

یک تحول جالب در هفته های گذشته ورود احمد خمینی جوان، به بحث درباره ولایت بوده است. او

ورودش را با نامه ای به رئیس مجلس خبرگان آیت اللّه منتظری اعلام کرد. خمینی جوان پرسید چه خواهد

شد اگر فقیه زمان یک عراقی، یک کویتی یا یک پاکستانی باشد؟ آیا او هنوز بالاترین مقام و فرمانده کل

نیروهای مسلح در ایران خواهد بود؟ منتظری جواب داد که در چنین موردی فقیه قبل از اینکه اختیاراتی

را که برای او در قانون اساسی منظور شده است به دست بگیرد باید به تابعین ایران دربیاید.

در دومین نامه اش به منتظری، درحالیکه حمایتش را برای ایده ولایت فقیه تاکید می کرد، گفته است که

حدود و مرزهای این موضوع به منظور اجتناب ورزیدن از سردرگمی های آینده به وضوح باید تعریف

شود.

«همانطور که شما به خوبی آگاهید هیچکس نمی تواند بگوید که یک فقیه بایست به ایران باشد و چنین

شرط قبلی در هیچ کتاب فقهی که ما از آن بااطلاعیم وجود ندارد. چیزی که باید توجه شود این نیست که

چه کسی را شیعیان ایران به عنوان فقیه شناخته شده زمان در نظر دارند بلکه چه کسی را شیعیان ایران به

عنوان فقیه شناخته شدن زمان در نظر دارند. شما می دانید که بین 100 تا 150 میلیون شیعه در جهان

وجود دارند که فقط 27 میلیون آنها شیعیان ایران می باشند. به عبارت دیگر نجف را پیروی می کنند.


صفحه 475

شخصیت های شیعه ایرانی هستند که در نجف اقامت دارند وی چه انفاق خواهد افتاد اگر دولت عراق

تصمیم بگیرد که تمام ایرانیان منجمله رهبری مذهبی شیعه را از نجف از خارج کند. در این حالت

شخصیت برجسته شیعه در نجف یک عراقی می شود و او بالاترین تعداد پیروان در جهان شیعیان را رهبری

می کند.

شما گفته اید که فقیه باید به ایران بیاید. بر طبق تصویبات مجلس (خبرگان) این فقیه است که می گوید

چه باید اتفاق بیفتد و یا نیفتد. بنابراین قوانین و مقررات تصویب شده بوسیله مجلس (خبرگان) نمی تواند

بگوید که فقیه مجبور است که به ایران بیاید. این تصمیم اوست اگر تصمیم بگیرد که به ایران نیاید آیا این

بدین معنی نیست که او قدرت فقیه وقت را از دست خواهد داد؟

تاکنون جوابی از طرف آیت اله منتظری وجود نداشته است.

در میتینگ جمعه این هفته حزب جمهوری خلق مسلمان یک مرد از میان جمعیت یادداشتی برای

مقدم مراغه ای فرستاد و پرسید که آیا او می تواند به جایگاه بیاید و برای شنوندگان صحبت کند.این فرصت

به او داده شد و او به خوبی جمعیت را به یک حالت شعار دادن کشانید. «اسلامی که ما در رفراندوم به آن

رأی دادیم اسلام دکتر علی شریعتی بود نه اسلام...»

مردم که در میتینگ بودند از این شعار واقعا خوششان آمد و مرد را برای چندین دقیقه تشویق کردند.

آشکارا او نام خمینی را از آن چیزی که گفت کنار گذاشت.

میانه روی، آیا شانسی دارد؟

سند شماره (42)

از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: 26 اکتبر 79 4 آبان 58

به:وزارت خارجه واشنگتنخیلی محرمانه

موضوع: میانه روی، آیا شانسی دارد؟

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 خلاصه: احزاب سیاسی میانه روی ایران که در زمان انقلاب فعال بودند و گذشته ای طولانی از

مخالفت با شاه را دارا می باشند، به وسیله آن گروهها و افرادی که تعبیری کوته نظرانه و مستبدانه از اسلام را

دنبال می نمایند به عقب رانده شده اند. در طول چند هفته گذشته گروههای میانه رو که از یک جامعه

متوازن تر همانند یک سوسیال دموکراسی غربی طرفداری می کند به صدا درآمده اند. آنها در حالی که

مستقیما از آیت اللّه خمینی انتقاد نمی کنند، انتقاد خودشان را روی بعضی شکستهای آشکار رژیم فعلی

متمرکز نموده اند. موضع سیاسی این گروهها هنوز مشکوک می باشد. آنها خودشان را از طریق معدودی

سخنگوی غیر روحانی، برخی روحانیون لیبرال و تعدادی روزنامه کوچک مطرح می کنند. اگر چه آنها

هنوز یک نیروی اصلی در صحنه سیاسی ایران نیستند این گروهها قادر بوده اند که خودشان را به اندازه

کافی سازماندهی کنند با عقاید مخالف با عقاید دستگاه حاکم را ابراز نمایند. پایان خلاصه.

3 نقش میانه روهای روحانی و غیر روحانی جانشینان هنوز یک موضوع مورد بحث است. از

زمان انقلاب شخصیتهایی مثل متین دفتری، نزیه، فروهر، سنجابی، و خود بازرگان به وسیله خمینی و

متحدانش که در بینش حکومت روحانیون بر ایران وی مشترک هستند تحت الشعاع قرار گرفته اند. تمام

این حامیان خمینی روحانی نیستند، آنها شامل «ملاهای غیر روحانی » از قبیل قطب زاده، یزدی، چمران،


صفحه 476

طباطبایی و دیگران می باشند. این گروه بر دولت، مطبوعات، شورای انقلاب و مجلس خبرگان مسلط

شده اند. گروه مخالفانش را نادیده گرفته و عاجز نموده است. بازرگان بدون قدرت باقی می ماند، متین

دفتری و نزیه مخفی هستند، فروهر نادیده گرفته می شود، و سنجابی با تنفر شغلش را رها کرد و کشور را

ترک کرد.

4 اگر چه موضع احزاب میانه رو هنوز خیلی شکننده است، در هفته های اخیر آنها علائمی از حیات

نشان داده اند، اگر جه مهمترین ارگانهای آنها منجمله روزنامه آیندگان و مجله فکاهی آهنگر در اوت

توقیف شدند، آنها شروع به انتشار روزنامه های کوچک از قبیل خلق مسلمان (از حزب جمهوری خلق

مسلمان)، جنبش ( منتشر شده بوسیله علی اصغر حاج سید جوادی )، جبهه آزادی از حزب ایران و آزادی

از جبهه دموکراتیک ملی، نموده اند. اگر چه تیراژ این روزنامه محدود است و نفوذ چاپی کمتری از سه

روزنامه بزرگ (کیهان، اطلاعات و بامداد) دارند، آنها تفسیرهای اساسی و انتقادی در مورد وقایع ارائه

می کنند تفسیری که اغلب باتفسیر رسمی در تضاد است.

5 برای شش هفته گذشته، حزب جمهوری خلق مسلمان، گردهماییهایی در بعد از ظهر جمعه ها در

دفتر مرکزی خود ترتیب داده است. اگر چه اولین جلسه فقط حدود صد نفر را جلب نمود. مأمور سیاسی

سفارت و دستیار سیاسی در گردهمایی 19 اکتبر شرکت کردند و جمعیتی بیش از 1500 نفر را دیدند.

جمعیت عمدتا طبقه متوسط و تحصیل کرده بودند. زنان زیادی در آنجا بودند، برخی با حجاب و تعدادی

روحانی. سخنرانان شامل احمد علیزاده دبیر کل حزب جمهوری خلق مسلمان و رحمت اللّه مراغه ای رهبر

جنبش رادیکال و نماینده آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان، بودند، اگر چه مستمعین و سخنرانان هیچ

علاقه ای به رژیم گذشته نداشتند، چند اشاره به آیت اللّه خمینی وجود داشت و هیچ گفته ضد آمریکایی

وجود نداشت.

6 آنها به وسیله حملاتشان به آخوند بازی، مجلس خبرگان و تلاشهای برقراری یک دیکتاتوری

روحانیون از طریق ولایت فقیه بزرگترین پاسخ را دریافت نمودند. یکی از سخنرانان تپش جمعیت را

مشاهده نمود وقتی که وی گفت: «ما اسلام دکتر شریعتی را می خواهیم، ما اسلام... را نمی خواهیم» و پایان

را برای جمعیت خالی گذاشت که آن را پر کنند. هم مقدم مراغه ای و هم علیزاده از ولایت فقیه انتقاد

می کردند. دومی گفت: «این ماده یک عمل خائنانه بر علیه نسلهای آینده مردم ایران می باشد. ما انقلاب

نکرده ایم که زمینه را برای نوع دیگری از استبداد آماده کنیم. «پس از جلسه در یک صحبت خصوصی با

مقدم مراغه ای، وی گفت که حتی رهبری مذهبی اکنون دریافته است که قادر نخواهد بود ولایت فقیه را به

شکل فعلی آن به مردم ایران عرضه کند. «مجلس خبرگان تصمیم گرفته که بحث را در این موضوع مجددا

شروع نماید. من امیدوارم که نوعی از تحولات امکان پذیر باشد.

7 میانه روها در انتقاد از ولایت فقیه، متحدانی در میان روحانیون از قبیل آیت اللّه نوری و

شریعتمداری پیدا کرده اند که در این عقیده که چنین نهادی اگر صحیح تعریف نشود، می تواند منجر به

دیکتاتوری گردد. اشتراک نظر دارند. یکی از جالبترین تحولات ورود پسر آیت اللّه خمینی، حجت الاسلام

احمد خمینی به بحث در این موضوع بوده است. در این بحثها خمینی جوان موضعی که اشتراک زیادی با

عقیده میانه روها که ولایت فقیه آن طوری که توسط قانون اساسی تعریف شده ابهاماتی مخاطره آمیز در

بردارد، اتخاذ نموده است. سفارت این مسئله را در جزئیات بیشتر در پیام جداگانه مورد بحث قرار خواهد


صفحه 477

داد.

8 صراحت اخیر میانه روها تا حدی می تواند به سرخوردگی از بعضی جنبه های انقلاب، خصوصا

گرایش در جهت حکومت استبدادی روحانیون نسبت داده شود. میانه روها همچنین از ضعف آشکار

مدیریت دولت در مورد موضوعاتی مشخص برای جلب متحدین خارج از تشکیلات کوچک عادی

گروههایی از قبیل جنبش رادیکال، حزب ایران، و جبهه ملی استفاده کرده اند. برای مثال شکست آشکار

یک سیاست نظامی در کردستان درخواستهایی را برای مصالحه مطرح کرده است، حتی به وسیله

شخصیتهایی در داخل پاسداران انقلاب، یک مقاله نویس در روزنامه محافظه کار انگلیسی زبان تهران

تایمز اصرار بر خروج پاسدارهای غیر کرد از منطقه نموده است، مردم روزنامه حزب توده که به وسیله

اتهامات درگیر بودن شوروی در کردستان گزیده شده، تقاضای صلحی از طریق مذاکرات را نموده است.

فقط حزب دست راستی جمهوری اسلامی از طریق ارگان خود جمهوری اسلامی به اشاره به شورشیان

کرد به عنوان « مزدوران آمریکایی » ادامه داده است در هر صورت حزب جمهوری اسلامی به طور

فزاینده ای در موضعش منزوی شده است.

9 شکست دولت در تضمین امنیت فردی، تلاشهای خام آن در سانسور و افتضاحات مربوط به

سیستم دادگاههای انقلاب (رشوه و دزدی در سطحی وسیع که شخصیتی نه کمتر از دادستان پیشین تهران،

شخص آیت اللّه آذری قمی را درگیر می سازد) جذبه پیام میانه روی را گسترش داده است. روزنامه آزادی

در تاریخ 18 اکتبر حمله ای تند به سیستم قضایی انقلابی نمود و آن را متهم به چشم پوشی از دزدیهای

ایلیاوی دستیار سابق هادوی، دادستان کل در حالی که فاحشه ها و قاچاقچی های کوچک مواد مخدر را

به جلوی جوخه آتش می فرستند، نمود.

حمله اخیر به دو خبرنگار در ساختمان مجلس خبرگان، روزنامه خیلی مشهور قانونی اطلاعات را به

نوشتن یک مقاله شدیداللحن در صفحه اول با عنوان «اجازه دهید اشتباهات را تکرار نکنیم» سوق داد که

متذکر شد که مردم قم و تبریز در زمان شاه شورش کردند، چون که برای دهها سال اظهار و بیانشان از آنها

سلب شده بود.

10 تمام اینها به چه می رسد؟ مهمتر از همه، میانه روهای حزب ایران، جبهه ملی و دیگر گروهها یک

بار دیگر به آرزویشان می رسند و شروع به رک صحبت کردن می نمایند. در انجام آن، آنها مجبورند بر

چندین مانع بزرگ غلبه پیدا کنند.

الف: رسانه های گروهی به طور کلی در دست مخالفین آنها باقی می ماند، جمهوری اسلامی هر روز

خشمگین تر می شود و دیگر روزنامه های اصلی شدیدا محتاط هستند. در رادیو و تلویزیون، تحت هدایت

فرصت طلبانه و غیر روشنفکرانه قطب زاده به ندرت از برنامه روزانه مزخرفات کاذب مذهبی و به طور

پراکنده مزخرفات کاذب انقلابی انحراف پیدا می کند.

ب: تمام روشنفکران توسط تقبیحهای خمینی لکه دار شده اند، ادعای مشهور اوت وی که «ما

روشنفکر نمی خواهیم»، هنوز به خاطر آورده می شود. انتقادات تلخ او بر علیه فساد غربی تمام علائم

غربی منجمله کراوات را در چشم پیروانش مورد سوءظن قرار داده است.

11 این گروههای میانه رو هنوز موجودیتی پرمخاطره را در حاشیه های زندگی سیاسی ایران نشان

می دهند. امکان دارد که آنها آزادانه گذاشته شود تا جلساتشان را برگزار نمایند و روزنامه هایشان را منتشر


صفحه 478

نمایند، چون که آنها به جریان سیاسی بی ربط دانسته می شوند. و به هر حال در سخنرانیهای اخیرش

خمینی به آنها اخطار کرده و از آنها به جهت حملاتشان به ولایت فقیه روحانیت به تندی انتقاد کرده است.

در یک سخنرانی برای رهبران مذهبی تهران در 20 اکتبر، خمینی مستقیما به گردهمایی حزب جمهوری

خلق مسلمان اشاره کرد، با گفتن اینکه، «اخیرا در یکی از جلساتشان یکی از همین گمراهان که چیزی

راجع به اسلام نمی داند، پیشنهاد کرده که مجلس خبرگان باید منحل شود و دیگران هورا کشیده اند... شما

که حتی در رأی گیری شرکت نکردید(برای مجلس ) هیچ حقی ندارید که این را بگویید... این رهبران

مذهبی بوده اند که به شما (مخالفین ولایت فقیه) آزادی برای گفتن آنچه که می خواهید بگویید دادند. شما

وقتی که رهبران مذهبی بر علیه شاه و پدرش در تلاش بودند، مخفی بودید، حالا شما می خواهید مجلس

را منحل کنید؟ شما قدرت انجام آن را ندارید من توی دهان شما می زنم. این را متوقف کنید و به ردیف

اسلام بپیوندید و بگذارید این کشور به نظم برسد».

12 حملات خمینی به این گروه هنوز فقط حرف هستند و غیر محتمل است که شکل سرکوبی تمام

عیار که بستن روزنامه ها و ممنوع کردن گردهمایی ها و دستگیری رهبری را در برداشته، پیدا نماید خیلی

از این گروهها او رهبرانشان سوابق برجسته ای از مخالفت با رژیم سلطنتی دارند (سوابقی که نادیده گرفتن

آن مشکل است). به هر حال روحانیت تندرو و متحدانش مشغول منزوی کردن و حمله نمودن به اهداف

منفردی از میان میانه روهایی از قبیل نزیه، متین دفتری، و فروهر بودند.

13 اگر مقامات به بد اداره کردن چنان موضوعاتی از قبیل روابط ایران اعراب، امور استانی و

دادگاههای انقلابی ادامه دهند، پیام این گروههای میانه رو می تواند پیروانی وسیعتر را جلب نماید. هر جند

محتمل نیست که آنها مخالفتی مستقیم با آیت اله و موضع او در مورد مسائلی از قبیل آنهایی که در بالا

اشاره شد بنمایند. شاید آنها بتوانند آیت اللّه را قدری وادار به دادن امتیازاتی به کسانی کنند که در مورد

حکومتی برای ایران منطبق با تعالیم برداشت خاصی که بخشی از یک فرقه اقلیت آن دین دارد، با امام

اتفاق نظر ندارند.

14 در درازمدت اگر این گروهها بتوانند برخی وابستگی ها را حفظ نمایند، آنها ممکن است راه حلی

برای انحصار قدرت به وسیله روحانیون در ایران در دوران پس از خمینی ارائه نمایند. در آن زمان اعتبار

نامه های انقلابی آنها ممکن است خیلی مهم شود. ولی برای آینده نزدیک، این گروهها احتمالاً در پیرامون

سیاست ایران به سخنگویی ادامه خواهند داد، جالب توجه است، ولی قدرت واقعی کم را دارا خواهند بود.

دهمین گردهم آیی هفتگی حزب جمهوری خلق مسلمان

سند شماره (43)

26 اکتبر 1979 در مقر حزب در تهران

دهمین گردهم آیی هفتگی حزب جمهوری خلق مسلمان

تهیه شده به وسیله علیرضا جهانشاهی در 28 اکتبر 1979 6 آبان 58

گردهمایی هفتگی علیرغم هوای سرد توجه تعداد دلگرم کننده ای از افراد را به خود جلب کرده بود و تا

آنجایی که حزب جمهوری خلق مسلمان مورد توجه است، جو در حقیقت جو خوبی بود.

تعدادی از سیاستمداران برجسته در این گردهم آیی حضور داشتند، منجمله دکتر سعید فاطمی رهبر

گروه سیاسی ایران امروز و دکتر علی راسخ افشار از جبهه ملی.