انعکاسهای بین المللی
داود با اینکه تعهد داده که سیاست بیطرفی و عدم تعهد افغانستان را ادامه دهد، ولی باز بر روی، میل
خود به پیدا کردن یک «راه حل دایمی» بر سر مسئله پشتونستان با پاکستان تاکید نموده است. پشتونستان
اسمی است که به نواحی پشتو و بلوچی زبان ایران، افغانستان و پاکستان، مخصوصا استانهای مرزی غرب
پاکستان داده می شود. پشتوها گروه قبیله ای عمده در افغانستان هستند و خیلی از آنها به طور گسترده در
مرز افغانستان و پاکستان زندگی می کنند. حامیان پشتونستان نه در محدوده دقیق آن توافق دارند و نه در
هدفهای نهایی آن. عده ای فقط خواهان افزایش خودمختاری برای منطقه هستند و عده ای دیگر
می خواهند که پشتونستان یک کشور مستقل باشد. داود از حامیان قدیمی استقلال است و در سال 1962
مقامات آمریکایی او را به عنوان یک نفر احساساتی و بی منطق در این موضوع تشخیص دادند. وقتی که او
نخست وزیر بود، تنها در جشن سالیانه روز پشتونستان شرکت می کرد.
قبل از اینکه داود کودتایش را انجام دهد، روابط بین اسلام آباد و کابل سرد بود و به نظر می رسید که
بدتر هم می شود. محمد موسی شفیق، فردی که قبل از داود نخست وزیر بود، ظاهرا خواهان روابط خوبی
با پاکستان بود و مخصوصا به پشتونستان علاقه مند نبود.
با این وجود، احساسات عمومی او را مجبور کرد که تبلیغات علیه پاکستان را افزایش دهد و در مه
1973 پاکستان افغانها را به دخالت علنی در امور داخلی پاکستان متهم کرد. داود برعکس شفیق نگران
پشتونستان است و زمانی که او نخست وزیر بود، افراد قبیله ای و عده ای از دسته های معمولی سربازان را
جهت به حرکت درآوردن یک شورش در مرز پاکستان فرستاد. این کشمکشها در اوایل 1960 به اوج خود
رسید، زمانی که به نظر رسید دو کشور به جنگ نزدیک شدند، روابط دیپلماتیک به هم خورد و مرزها بسته
شد.
کوششهای داود تقریبا با شکست کامل رو به رو شد.قبایل پاکستان جوابی ندادند، بسته شدن مرزها (
طرح شده بود که به پاکستان ضربه بزند) بخش اصلی تجارت خارجی افغانستان را قطع نمود که در نتیجه
آن به آبروی داود خللی وارد آورد که این عمدتا در برکناری نخست وزیر در 1963 دخیل بود. از آن موقع
افغانها تبلیغات خود را زنده نگه داشته اند، ولی به تدریج از طرفداری از استقلال پشتونستان به حمایت
افزایش خودمختاری برای استانهای مرزی پاکستان تغییر موضع داده اند. طرحهای فعلی داود در مورد
پشتونستان روشن نیست. احتمالاً، او حالا بیشتر در مورد خطرات یک سیاست پشتونستان فعال برای
افغانستان و خودش واقف است.
به قدرت رسیدن داود، روابط بین تهران و کابل را که در گذشته اخیر به تدریج در حال بهبود بوده،
تهدید می کند. قبل از این کودتا، شاه ایران نگران نفوذ شوروی در افغانستان بود. روابط صمیمی داود با
شوروی ممکن است انعقاد یک معاهده در مورد تقسیم آبهای رود هیرمند و به همان اندازه دسترسی به
تسهیلات راه و بندر که شاه به افغانستان قول داده بود، را به خطر بیندازد. شاه به نظر می رسد که هر خطری
را برای وحدت پاکستان مانند خطری علیه ایران می بیند.
زندگی اولیه و سوابق
زندگی اولیه و سوابق
محمد داود در سال 1909 در کابل به دنیا آمد.
او به مدرسه انگلیسی زبان حبیبیه در کابل رفت و بین سالهای 30 1921 در فرانسه درس خواند. او بعدا
به مدرسه افسران پیاده نظام در کابل وارد شد. از سال 1932 تا 1938 داود فرماندهی عموم و فرمانده
استانهای شرق و قندهار بود، جایی که از او به عنوان کسی که تغییرات فرهنگی و اجتماعی و پیشرفتهایی
در متدهای کشاورزی به وجود آورده بود، نام برده می شد. در سال 1939 او فرمانده نظامی کابل شد و در
اوایل سال 1940 او به عنوان فرمانده عمومی نیروهای مرکزی ارتش خدمت می کرد. داود در خلال
سالهای 481946 وزیر دفاع ملی بود و بعد سفیر در کشورهای فرانسه، سوئیس و بلژیک شد. در سال
1849 او دوباره به مقام وزیر دفاع ملی منتصب شد و رئیس اولین گروه از وزرای شورای عالی کشور بود.
در سال 1953 داود به سمت نخست وزیری، وزیر دفاع و وزیر طرح ریزی منتصب شد. ظاهر شاه او را
در سال 1963 به خاطر سیاست ناسازگاری نخست وزیری در قبال پاکستان برکنار نمود. پیشنهاد شده
بود که داود می توانست مقام خودش را نگه دارد، ولی تصمیم گرفت تا به خاطر انسجام خانواده
شاهنشاهی استعفا بدهد.
انتظار در کنار صحنه، سلامتی
انتظار در کنار صحنه
بازنشستگی داود، در قدرتش و در امکان اینکه او از این قدرت برای برگشتن به سر کار استفاده کند
خللی وارد نکرد. ناظرین معتقدند که حضور این شخص قدرتمند در کنار صحنه، اعتماد عمومی را
خدشه دار کرد؛ که به عدم اجرای موفقیت آمیز تجربه ظاهر شاه در دموکراسی و تغییرات قانون اساسی او
در 1964 منتهی شد.
در اوت 1968، داود و شاه برای یک آشتی کوشش کردند. مذاکرات آنها موفقیت آمیز نبود. برطبق
گفته یک مقام دولتی افغان، در سال 1971 داود به طور خصوصی نارضایتی خودش را در مورد شاه اظهار
کرد، کسی که او احساس می کرد کشور را دارد با اهمیت ندادن و تحمل فساد اخلاقی در میان اعضای
خانواده سلطنتی خراب می کند. داود و برادرش شاهزاده محمد نعیم احساس کردند که قانون اساسی،
خانواده سلطنتی را به مشغول شدن به فساد تشویق کرده است. آنها از داشتن شغلهای اجتماعی منع شده
بودند، لذا اعضای خانواده سلطنتی کوشش کردند که روی اشخاصی که این شغلها را داشتند، تأثیر
بگذارند.
در یک پیشگویی، داود گفت که اعتماد زیاد شاه به ارتش می تواند باعث سقوط سلطنت شود. او شاه را
متهم به خفه کردن ابتکارات وزرا کرد و هنوز بر این عقیده بود که برکناری او به عنوان نخست وزیر در سال
1963 نتیجه یک کنایه و شایعه بود. طبق گفته مقام افغانی فوق، داود، شاه را وادار کرده بود که اصلاحات
لازم را انجام دهد.
سلامتی
داود تحت معالجات پزشکی در سوئیس در سال 1959 برای چیزی که در آزمایشات، دیسک جابه
جا شده شناخته شده بود، قرار گرفت.
در جستجوی کمک بیشتر پزشکی در وین در سال 1960، معلوم شد که او از تنظیم نبودن ستون فقرات و
روماتیسم رنج می برد؛ اگر چه درباره او گزارش شده که علیرغم دنبال کردن یک زندگی شبانه سنگین
بیش از آنکه بیمار به نظر برسد، سرحال بوده است.با ترک وین در آوریل 1960 او به مراکز استراحتی
اتحاد شوروی واقع در سوخی، جهت چند هفته استراحت و معاینه پزشکی رفت. در فوریه 1961 هنگامی
که در رم بود، تحت عمل جراحی برای دیسک جابجا شده اش قرار گرفت. در مدت یک ملاقات که در
انگلستان در ژوئیه 1691 داشت، مقامات انگلیسی در مورد سلامت بدنی و هوشیاری مغزی او نظر دادند.
داود در خانه اش به خاطر یک بیماری که فاش نشد برای دو هفته در اوت 1968 محبوس شد. در 1972
او از یک حالت تورم کبدی رنج می برد که بدون تکمیل معالجات تحت مداوا قرار گرفت.
ناظرین مختلف در مورد سلامت مغزی داود شک کرده اند. در 1960 چندین عضو خانواده سلطنتی به
او لقب «شاهزاده دیوانه» داده بودند. آنها گفتند که در وحشت به سر می برده اند و جرأت انتقاد از داود را
نداشته اند. همان منابع ادعا کردند که داوود به ظاهرشاه گفته تنها دلیلی که او هنوز شاه است به خاطر این
است که او به عنوان نخست وزیر می خواهد او ( ظاهرشاه مترجم) در آنجا باشد. اخیرا یک مقام دولتی
پاکستان، داود را به عنوان یک «دیوانه» واقعی توصیف کرد و ادعا کرد که رئیس جمهور یک بار تحت
معالجات روانی در شوروی قرار گرفته است. اخیرا یک روزنامه نگار، داود را مانند (کسی که) خسته و
خمود به نظر می رسد، توصیف کرد.
مسافرت
داود در رأس هیئت نمایندگی افغانستان در سال 1948 به سومین دوره مجمع عمومی سازمان ملل
متحد در پاریس رفت. در سال 1953 او به عنوان نماینده شاه در تشییع جنازه ژوزف استالین در مسکو و
در تاجگذاری ملکه الیزابت دوم در لندن شرکت کرد. او در کنفرانس کشورهای غیر متعهد در بلگراد در
سپتامبر 1961 شرکت کرد. به اضافه کشورهایی که ذکر شد، او از چین کمونیست در 1957، آمریکا در
1958، هند در 1959، ایران در 1960 و آلمان در 1961 دیدن کرده است.
دیو بازارها
«دیو بازارها»
از زمان کودتا داود در جستجوی این بوده که محبوبیت خود و تحقیرش را از خانواده سلطنتی با
پافشاری بر اینکه به او آقا داود بگویند و نه رئیس جمهور، به نمایش بگذارد. طبیعتا نرم و غیر رسمی
صحبت می کند، معمولاً ظاهری آرام دارد، ولی بعضی مواقع یک حالت وحشیانه از خود نشان می دهد.
گفته می شود که او با دوستان باوفا است، ولی گفته شده که نسبت به دشمنانش تند و حتی بیرحم است. به
عنوان نخست وزیر او با لباس مبدل مغازه ها را مورد بررسی قرار می داد، با این عقیده که از صداقت
فروشندگان مطمئن شود. به این دلیل او لقب «دیو بازارها» را به دست آورده بود. مطابق شایعات بازار،
یک نانوا را به خاطر قیمت اضافه که بر روی نان کشیده بود به وسیله زنده پختن او در اجاق (تنور) خودش
تنبیه کرد. بر طبق شایعات یک تنبیه عمومی تر (او این است که) گوش فروشندگان بی دقت را به دیوار
میخکوب می کرده است.
رئیس جمهور یک مشروب خور خوب و یک سیگارکش قهار است. در مدت بازنشستگی او کمی
علاقه به کشاورزی نشان داد. او خیلی روان ترکی، فارسی، پشتو و فرانسه صحبت می کند. او مقداری
انگلیسی می داند، اگر چه ترجیح می دهد از آن استفاده نکند.
خانواده
در 1934 داود با زینب جان، خواهر ظاهر شاه ازدواج کرد. آنها حداقل 3 پسر و 4 دختر دارند. یکی از
دخترها بین سالهای 62 1961 مقیم واشنگتن بوده است. یکی از پسران در مسکو درس می خواند، داود
یک یا دو بار در سال او را ملاقات می کند.13 اوت 1973
افغانستان در سال 1977
سند شماره (2)
از: سفارت آمریکا کابل تاریخ: 30 ژانویه 78
به: وزیر امور خارجه واشنگتن طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره سند 0820 کابل
موضوع: افغانستان در سال 1977
1 خلاصه: در سال 1977 استقلال و امنیت افغانستان بدون تغییر ماند و به این ترتیب مورد رضایت
هدفهای اصلی ما در مورد افغانستان قرار گرفت. رئیس جمهور داود کمک زیادی به بهبود ثبات منطقه ای
کرد و بدین ترتیب به تحقق یکی دیگر از هدفهای اصلی آمریکا جامه عمل پوشاند و از اینکه اوضاع درهم
و برهم پاکستان مورد بهره برداری قرار گیرد اجتناب کرد. داود به سیاست نزدیکی بین خود و بوتو، نخست
وزیر سابق پاکستان که از سال 1976 آغاز شده بود ادامه داد و هم چنین قادر شد تا با ایران به حل
اختلافات در مورد آبهای رود هیرمند (هلمند) به توافق متقابل برسد.
2 حوادث مهم روابط دوجانبه آمریکا و افغانستان از این قرار بودند:
الف: برقراری یک کمیسیون مشترک برای مبارزه با مواد مخدر.
ب: پشتیبانی افغانستان از موضع سازمان ملل متحد در مورد مسائل مربوط به جزیره گوام و
پورتوریکو.
ج: دعوت کارتر از داود برای دیدار رسمی از آمریکا. (پایان خلاصه)
3 مناسبات با آمریکا: روابط بین آمریکا و افغانستان در سال 1977 بسیار عالی بود. حکومت
افغانستان تعهد خود را نسبت به آمریکا برای برقراری یک کمیسیون مشترک به منظور کنترل مواد مخدر و
قاچاق مواد مخدر انجام داد. بر خلاف 1976 هنگامی که حکومت افغانستان تعهد خود را درباره عدم
مخالفت با آمریکا در مورد مسئله گوام و پورتوریکو پس گرفت، این بار حکومت افغانستان در سال 1977
در مورد مسئله گوام و پورتوریکو به آمریکا کمک کرد.
داود دعوت کارتر را برای دیدار از آمریکا در تابستان 1978 پذیرفت. تأمین مالی آموزش افسران افغانی
در آمریکا دو برابر شد تا بدین ترتیب سلطه شوروی در زمینه پشتیبانی خارجی نیروهای مسلح افغانستان
خنثی شود.
4 حکومت افغانستان در کوشش برای هماهنگ کردن برنامه های خود، با رهنمودهای کمکی کنگره
آمریکا، به منظور استفاده از این کمکها کوشید. نگرانی افغانستان بر سر آنچه که به نظر آنها کاهش تعهد
آمریکا در کمکهای عمرانی بود منطقه بود، ابراز شد. رهبران افغانستان اغلب به مقامات آمریکایی مقیم
افغانستان و سایر مقاماتی که از این کشور دیدن می کردند گفتند که افغانستان خواستار کمکهای
محسوس تر آمریکا و پیشنهاد متقابل آمریکا درباره حضور در این کشور برای مقابله با حضور شورویها
در آن است.
5 مقامات افغانی دو تماس سطح عالی با رهبران آمریکا در سال 1978 داشتند. هنگامی که
عبدالوحید کریم سفیر افغانستان استوارنامه های خود را در روز 23 ژوئیه به رئیس جمهوری آمریکا
تسلیم کرد، کارتر به او گفت: «ایالات متحده آمریکا تشکیل قانون اساسی شما را از نزدیک از مد نظر
گذرانده است و ما به ویژه از تسهیلات مربوط به حقوق بشر آن آگاه هستیم... ما همچنین از کوششهای
داود برای بهبود رفاه اقتصادی مردم افغان بسیار آگاه هستیم و مایلیم که در این کوشش کمکی کرده
باشیم.» رئیس جمهوری همچنین حکومت افغانستان را درباره برقراری یک کمیسیون مشترک درباره
مسئله مواد مخدر در افغانستان که دو روز قبل صورت گرفته بود مورد تمجید قرار داد و علاقه شدید
شخصی خود را در کنترل مواد مخدر بیان کرد.
6 سپس روز اول اکتبر اندکی قبل از اجلاسیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، وحید عبداللّه، وزیر
امور خارجه افغانستان با سایروس ونس، وزیر امور خارجه و اترتون، معاون او ملاقات کرد. به وحید
عبداللّه گفته شد که حکومت آمریکا مسئله تولید تریاک را در افغانستان به عنوان یک مسئله فوری و فوتی
تلقی می کند. (این نظر به وسیله سناتور ویلیام اسکات از ایالت ویرجینیا در جریان دیدار سناتور از کابل
نیز منعکس شد. سناتور ویرجینیا به داود گفته بود که کمک آینده آمریکا مشروط به فعالیت حکومت
افغانستان در کنترل مواد مخدر خواهد بود.» وحید عبداللّه به طرف آمریکایی اطمینان داد که داود شخصا
در پشت سر کوششهای حکومت افغانستان در کنترل کشت تریاک قرار گرفته است.
7 در همین ملاقات عبداللّه اظهار داشت که حکومت افغانستان خواستار روابط نزدیکتر با حکومت
جدید آمریکا و همچنین یک حضور «مشهود» آمریکا در افغانستان می باشد. وزیر امور خارجه آمریکا
پاسخ داد که آمریکا از استقلال و تمامیت ارضی افغانستان پشتیبانی می کند و به برنامه های کمکی خود
ادامه خواهد داد. ونس، همچنین ضمن اظهار نظر بیشتر خود گفت که رؤسای جمهوری دو کشور باید
همدیگر را بهتر بشناسند و در رابطه با این مسئله دعوت نامه رئیس جمهوری آمریکا را برای دیدار رسمی
از ایالات متحده آمریکا در تابستان 1978 تسلیم وزیر امور خارجه افغانستان کرد. بعد رئیس جمهوری
افغانستان این دعوت را پذیرفت.
8 مناسبات با اتحاد جماهیر شوروی: مهمترین مناسبات دوجانبه افغانستان همچنان پیوند حساس
و در عین حال سودآور این کشور با همسایه شمالی آن بوده است.شورویها ظاهرا از هر گونه مداخله ای در
امور داخلی افغانستان اجتناب کرده اند و موضع خود را به عنوان کمک کننده اصلی به افغانستان (بیش از
یک میلیارد دلار در ربع قرن اخیر، با مقایسه با کمتر از نیم میلیارد دلار از جانب ایالات متحده آمریکا
بوده است) حفظ کردند.
هر چند که در سال 1977 هیچ گونه کمک اضافی به افغانستان از سوی شورویها تعهد نشد، طرفین
مذاکراتی در ماه آوریل درباره مصرف هفتصد میلیون دلار اعتبار شوروی که تاکنون به افغانستان تعهد
شده است انجام دادند. تحویل تجهیزات شوروی به افغانستان در سال 1977 شامل سلاحهای جدید مهم،
مانند موشکهای... و زمین به هوا بوده است.
9 از 12 تا 13 آوریل، داود از اتحاد جماهیر شوروی دیدن کرد که هر دو طرف، این دیدار را یک
دیدار عادی توصیف کردند که در ضمن، جزء مهم ترین انگیزه های داود برای دریافت دعوت نامه ای از
آمریکا بوده است تا آنچه را که حکومت افغانستان به عنوان یک موازنه سیاسی بین دو ابر قدرت تلقی
می کند حفظ شود). داود در جریان دیدار از مسکو یک قرار داد جدید 12 ساله برای گسترش مناسبات
اقتصادی و بازرگانی دو کشور افغانستان و شوروی امضاء کرد.
10 مناسبات با چین: افغانیها برای فراهم کردن نوع دیگری از موازنه نسبت به سفر داود به اتحاد
شوروی، روز نهم آوریل از هیئت نمایندگی از جمهوری خلق چین تحت ریاست چای شوفان، معاون
وزارت بازرگانی خارجی این کشور پذیرایی کردند؛ ولی این دیدار نتیجه چنان برجسته ای نداشت.
11 هرچند داود در نطقی در اجتماع......... در اوایل سال اظهار امیدواری برای مناسبات رو به
توسعه دائمی با چین کرده بود، ولی در این جهت هیچ اقدام برجسته ای در سال 1977، صورت نگرفت. راه
نفوذ چین در افغانستان (که شامل بعضی طرحهای جزئی عمرانی است) کاملاً محقرانه است ولی این
طرحها نیز کافی است که نشان دهنده بی طرفی افغانستان بین مسکو و پکن باشد.
12 مناسبات با پاکستان: نزدیکی قابل ملاحظه بین داود و بوتو نخست وزیر سابق پاکستان که سال
قبل آغاز شده بود در سراسر دوره تحولات سال 1977 در پاکستان ادامه یافت. بوتو در جریان دیدارش از
کابل در ماه ژوئن (یعنی اندکی قبل از سقوطش)، با یک استقبال تشریفاتی ولی نسبتا خویشتن دار و سرد
در افغانستان رو به رو شد و در آن زمان حکومت افغانستان پیشنهاد کرده بود که مذاکرات تفصیلی درباره
پشتونستان (که از سوی افغانستان به عنوان تنها نقطه مورد اختلاف بین دو کشور توصیف شده است به بعد
از انتخابات پاکستان که در آن زمان مورد انتظار بود) موکول شود.
تفاهمهای مشابهی بعدا با ضیاءالحق، فرماندار نظامی کل پاکستان، در جریان دیدار او از کابل در تاریخ
11 10 اکتبر حاصل شد. ضیاءالحق به افغانها اطمینان داد که همه عناصر جامعه پاکستان اکنون موافق با
تشنج زدایی با افغانستان هستند، که این امر مورد توجه و رضایت افغانها قرار گرفت. افغانها نیز به نوبه خود
با دقت هر چه بیشتر از هر گونه مداخله ای در امور داخلی پاکستان اجتناب کردند؛ هر چند هنگامی که ولی
خان اخیرا از زندان آزاد شد و اجازه یافت که در فهرست سیاسیون قرار گیرد، آنها ابراز خشنودی زیادی
در این باره کردند.
13 شورویها از لحاظ ظاهر نسبت به نزدیکی افغانستان و پاکستان تاکنون هیچ گونه عکس العملی از
خود نشان نداده اند. از سوی دیگر، مقامات آمریکایی، در هر دو کشور رضایت واشنگتن را درباره این
تحول که یکی از مهمترین هدفهای منطقه ای آمریکاست. ابراز داشتند.
14 مناسبات با ایران: داود همچنین مناسبات بهتری با پسر عموی فرهنگی افغانستان، ایران،از
طریق حل مسئله مورد اختلاف بین دو کشور مربوط به تقسیم آبهای رودخانه هیرمند لااقل برای زمان
حاضر به ارمغان آورد. حکومت افغانستان پس از اینکه محمد نعیم، برادر و فرستاده ویژه داود را به تهران
فرستاد تا راه را هموار کند، اسناد مربوط به تصویب قرارداد آبهای هیرمند را که در سال 1973 امضاء شده
بود و بعد از سقوط حکومت سلطنتی که آن را مورد مذاکره قرار داده بود در حالت بلاتکلیفی به سر می برد
به تصویب رساند. نعیم همچنین تفاهم ایران را در مورد طرح کنترل سیلابها و آبیاری رود هیرمند که تا آن
زمان مورد اختلاف بود به دست آورد. افغانستان مایل بود که این طرح را در هیرمند سفلی به مورد اجرا
بگذارد. ( این طرح در مرحله تهیه است.)
15 از لحاظ جنبه منفی، معذالک، افغانها همچنان نسبت به وعده های گذشته ایران در مورد کمک به
افغانستان که افغانها به طور موجه آن را یک نوع ارتداد از جانب ایران تلقی می کردند نسبت به ایران
احساسات خوبی نداشتند. به علاوه در اواخر سال،هر دو دولت به نحو شدید، ولی در عین حال بدون
سروصدا می کوشیدند تا اختلافی را بر سر یک قطعه کوچکی از مرز بین دو کشور در نزدیکی اسلام قلعه در
جاده مشهد به هرات حل کنند. دستگاه رهبری افغانستان که از اظهار نگرانیهای شاه درباره نفوذ شوروی
در افغانستان و فقدان یک نقشه امن برای جانشینی داود سخت تحریک شده بودند، متقابلاً در هر فرصت
مناسب نگرانی خود را بر سر مسئله جانشینی در ایران عنوان می کردند.
16 روابط با سایر کشورها: در فصل پاییز، حکومت افغانستان از یک عده مقامات خارجی، در
فواصل زمانی بسیار کوتاهی پذیرایی کرد و دیدار این مقامات نتیجه چندانی به بار نیاورد: با پلگرین
توراس معاون وزارت امور خارجه کوبا (2319 سپتامبر)، پال لوشونچی رئیس جمهوری مجارستان
(18 15 اکتبر)، طه محی الدین معروف نایب رئیس جمهوری عراق (2522 اکتبر)، مانگالین دوگر
سورن وزیر امور خارجه مغولستان (3026 اکتبر). وحید عبداللّه وزیر امور خارجه افغانستان پس از
بازگشت از مجمع عمومی ملل متحد و سیاحت در ایالت کالیفرنیا از کشورهای عراق و ایران و چند کشور
ساحلی خلیج فارس دیدن کرد و در این کشورها کوشید تا مساعدت مالی کشورهای هم مذهب و ثروتمند
خود را نسبت به افغانستان جلب کند. بیشتر این جنب و جوش دیدارهای دیپلماتیک به منظور تقویت
استوارنامه های افغانستان به عنوان یک کشور فعال غیر متعهد بود، در عین حال افغانستان به نحو
جاه طلبانه ای خود را برای میزبانی در ماه مه از کمیته فرهنگی گروه کشورهای غیر متعهد آماده می کرد.
حکومت افغانستان فعالیت خود را در پشتیبانی از نهضت کشورهای غیر متعهد در چندین زمینه، از قبیل
کنفرانس دریاها و گفت و شنود اقتصادی شمال و جنوب افزایش داده است. افغانستان همچنین شدیدا
علاقه مند است تا وضع کشورهایی که به دریا راه ندارند از لحاظ عمرانی بهبود یابد و در سراسر سال
1977 هر فرصتی را برای پیشبرد این آرمان مورد بهره برداری قرار داده است.
17 هر چند مطبوعات افغانستان، که تحت کنترل دولت است، گزارش داده اند که فعالیت مربوط به
مذاکرات صلح در خاورمیانه به نحو کامل و متعادل در جریان است، حکومت افغانستان با احتیاط کامل
سیاست دیرین خود را درباره اجتناب از هر گونه درگیری همچنان دنبال کرد و در این زمینه دقت خاصی،
از زمانی که سادات با چند کشور عربی قطع رابطه کرده به کار برده است. افغانیها خود را مسلمان غیر
متعلق به نژاد سامی تلقی می کنند که از موضع گیری خاصی بجز طرفداری لفظی از آرمان عرب هیچ نفع
دیگری ندارد.
18 نظریه: منافع ایالات متحده آمریکا در پیشبرد و حفظ ثبات منطقه ای در طول سال از طریق بهبود
ناشی از احساس مسؤلیت مناسبات افغانستان با پاکستان و ایران، تحقق یافت. طرز عمل و رفتار او (داود
مترجم) در مورد مناسبات دشوار و پیچیده کشور با اتحاد جماهیر شوروی بسیار ماهرانه و از روی
توانایی صورت گرفت. از چندین لحاظ، اوضاع ژئوپلتیک افغانستان تا اندازه ای شباهت به اوضاع فنلاند
دارد و داود این مبارزه طلبی را اگر بهتر از ککونن (رئیس جمهور فنلاند مترجم) انجام ندهد، با او برابر
است. 19 برای پشتیبانی از کوششهای افغانستان در راه حفظ استقلال این کشور از فشارهای شوروی به
وسیعترین درجه ممکن که هدف اصلی سیاست آمریکا در این کشور است، ما به نشان دادن علاقه دوستانه
و محسوس خود از طریق یک حضور مشهود آمریکا در این کشور ادامه می دهیم. دیدار رسمی داود از
ایالات متحده آمریکا از اقلام کلیدی برنامه سیاسی ایالات متحده آمریکا نسبت به افغانستان در سال
1978 به شمار می رود. الیوت
سند شماره (3)خیلی محرمانه
بعضی از مهمترین شخصیتهای دولت افغانستان پس از تره کی و امین:
شاه ولی: معاون نخست وزیر، وزیر امور خارجه و عضو شورای مرکزی حزب کمونیست. او عموما به
عنوان مرد شماره سه هیئت حاکمه افغانستان شناخته می شود. اختلاف آشکاری با امین یا تره کی ندارد.
یک پزشک تحصیلکرده در افغانستان است که احتمالاً دوره هایی در چکسلواکی دیده است. او همچنین
وزیر بهداری و وزیر برنامه ریزی نیز بوده است.
محمد اسلام وطنجار، وزیر کشور: او تانکهایی را که در آخرین کودتا به کاخ حمله کردند رهبری
می کرد و همچنین در کودتای قبلی در سال 1973 رانندگی تانک فرماندهی را به عهده داشت. پس از
کودتا معاون نخست وزیر شد ولی به زودی مقامش تنزل پیدا کرد و وزیر کشور شد. (جایی که نفوذ کمی
حتی در خود وزارت کشور داشت.) بعدا به مدت کوتاهی فرمانده ارتش بود و موقعی که دولت به یک
سرباز محبوب احتیاج داشت وزیر دفاع شد و در آخرین تغییرات کابینه دوباره وزیر کشور شد.
وی به عنوان یک شخص با عرضه و جاه طلب و یک راننده تانک، شخص انعطاف پذیر که زیاد هم
باهوش نیست، شناخته شده است. هیچ کس در شجاعت و میل به ریسکهای شخصی که در وی وجود
دارد، شک ندارد. هیچ نشانه ای مبنی بر عدم وفاداری به تره کی و یا امین از خودش نشان نداده است ولی به
احتمال زیاد کسی خواهد بود که بر علیه دولت کودتا خواهد کرد (این موضوع مورد تأیید تره کی و امین نیز
هست). او کمتر طرفدار روسیه است و عقایدش کمتر از غیر نظامیها در دولت عملی است.
سرتیپ شرجان مزدوریار، وزیر امور مرزها: این وزارتخانه مهم نیست و ممکن است که کار وی تمام
شود. او اخیرا از وزارت کشور به این پست انتقال یافت. او قبلاً در آن واحد فرمانده یکی از تیپهای مسلح
نزدیک کابل، فرمانده پادگان کابل و فرمانده سپاه ارتش در کابل بود. او با وطنجار خیلی صمیمی است و به
احتمال زیاد با وی در کودتا شرکت خواهد کرد.
عبدالکریم میثاق، وزیر اقتصاد و عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست: خودش درس خوانده و در یک
خانواده فقیر بزرگ شده و زمانی از وی به عنوان مرد شماره چهار در دولت اسم برده می شد ولی احتمالاً
مقامش تنزل پیدا کرده است. اطلاعی مبنی بر اختلاف وی با رهبران حزب نداریم.
دکتر محمد اقبال، معاون اول وزارت دفاع: او مسؤل این است که ارتش را وفادار کند و در حقیقت وی
وزارتخانه را اداره می کند. (البته این موضوع ممکن است از یک ماه پیش که امین خودش مسؤل وزارتخانه
شده است فرق کرده باشد.) او مرد مورد اعتماد امین است و در حلقه دولت، عامل بسیار مهمی محسوب
می شود.
موقعیت سیاسی و نظامی در افغانستان
سند شماره (4)
موقعیت سیاسی و نظامی در افغانستان
جنگها و قیامهای قبیله ای: محلی در استانهای شرقی که پس از به قدرت رسیدن کودتاچیان طرفدار