بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 508

بفرستند.

1 روسها به خاطر آنکه ممکن است برای نجات دادن یک رژیم بی اعتبار، نیروهایشان را برای مدت

نامحدودی در شوروی درگیر کنند، دست به این اقدام نخواهند زد.

2 رهبران روسیه باید عواقب و بهای مداخله مستقیم را، مخصوصا نسبت به ایران، پاکستان، هند و

سیاست بین المللی بسنجند.

3 با این حال اگر جنگهای نزدیک مرز شوروی شدت بگیرد، شوروی هواپیما، هلیکوپتر (MI-24)

خلبان و مستشاران را به کمک رژیم کابل خواهد فرستاد.

4 دولت در مقابل قیامهای قبیله ای که در حال گسترش هستند و قدرت نظامی را فرسایش می دهند،

تاکنون پیشرفتی نداشته است.

الف: اگر کاهش روحیه ارتش ادامه پیدا کند، در قدرت دولت برای نگهداشتن شهرهای مهم مثل کابل

اثر خواهد گذاشت.

ب: سربازان مجروح و سربازانی که به یاغیان پناهنده می شوند، رژیم را دچار کمبود نیرو در سراسر

کشور کرده است.

ج: با وجود کمکها و پشتیبانیهای شوروی، افغانها دچار مشکلاتی در نگهداری وسایل و تدارکات

جبهه شده اند.

1 طغیان قبایل تقریبا در نیمی از کشور گسترده است. آنها در چند نقطه، محلهای دولتی را گرفته اند و

چند جاده را هم برای چند ساعت در اختیار داشته اند ولی نتوانسته اند شهر مهمی را بگیرند.

الف: آنها فاقد رهبری مرکزی و همکاری استراتژیک هستند که آنها را متحد و تبدیل به یک نیروی

پیوسته کند.

ب: آنها هنوز قادرند فشارهایی بر رژیم برای مدتی وارد کنند.

1 آنها یک سنت و سابقه طولانی در جنگهای چریکی دارند و می توانند نیروی زیادی را بسیج کنند.

2 احتیاج آنها به سلاحهای ساده، آنها را مقدور ساخته است تا با سلاحهایی که از دولت به غنیمت

می گیرند، خودشان را مسلح کرده و زندگی کنند.

اطلاعات بیوگرافی درباره کابینه افغانستان

سند شماره (5)

از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 3 می 78

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: سری

رونوشت به: سفارت آمریکا در تهران

شماره سند: کابل 3511

موضوع: اطلاعات بیوگرافی درباره کابینه افغانستان

1 آنچه در ذیل می آید اطلاعات بیوگرافی درباره اعضای کابینه افغانستان است که در ماه می اعلام

شده و فعلاً در دسترس سفارت است.

نورمحمد تره کی: نخست وزیر و رئیس شورای انقلاب (گزارش بیوگرافیک کابل 3372)

ببرک کارمل: نایب رئیس شورای انقلاب و معاون نخست وزیر. کارمل (غالبا فقط به عنوان ببرک شناخته


صفحه 509

شده) در حدود سال 1929 در نزدیکی کابل متولد شد. او پسر یک ژنرال احتمالاً فامیل دور داود است.

وی هنگامی که در کابل بود یک دانشجوی آشوبگر بود و 5 سال (از سال 1952 تا 1956) را در زندان

گذراند. بعد از آزادیش از زندان دوره حقوق خود را به پایان رساند و با میر اکبر خیبر، رهبر کمونیست که

قتلش در 17 آوریل، اولین نشانه آشکار از ناآرامی بود که اتفاق افتاد، (گزارش کابل 3142) دوست شد.

تقریبا در سال 60 او دوست نزدیک (عاشق) آناهیتا راتبزاده شد، که اکنون وزیر امور اجتماعی است. و در

سال 1965 او برای پارلمان انتخاب شد. در 1965 به عنوان یک عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست در

کنگره آن برگزیده شد. در 1967، او در مخالفت با گروه تره کی (خلق) برای تشکیل حزب پرچم به خیبر

پیوست. به خاطر تماسهای نزدیک با ولی خان و حزب عوام ملی در پاکستان، او به عنوان یک حامی قوی

مسئله پشتونستان شناخته شده بود.

در سال 1973 او «بزرگترین تظاهرات در تاریخ افغانستان» را برای اعتراض به موافقتنامه آبهای

هیرمند با ایران، رهبری کرد. ببرک یکی از هفت رهبر کمونیستها بود که توسط حکومت داود در 25 آوریل

دستگیر شد. (کابل 3227)

حفیظ اللّه امین: معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه. امین در سال 1928 در پغمان متولد شد. در

اوایل سال 1959 او به عنوان یک چپی آشوبگر شناخته شد. امین در رشته آموزش و پرورش متوسطه در

سال 1958 از کلمبیا لیسانس گرفت و برای دو سال تحصیل اضافی (در سالهای 65 1963) به کلمبیا

بازگشت. هزینه هر دو اقامت موقتی او توسط بورس کمکی ایالات متحده تأمین شد.

امین با تره کی در اواسط سالهای 60 همکاری نمود و در دسته بندیهای بسیار سخت بین خلق و پرچم

در سال 1967 توسط پرچمیها متهم شد که عامل سیا است. به عنوان عضو مجلس عوام، امین گاهگاهی

صریحا علیه فعالیتهای ایالات متحده در افغانستان صحبت می کرد. امین هم در میان آن کمونیستهایی بود

که توسط حکومت داود در 25 آوریل دستگیر شد.

ناخدا محمد اسلام: معاون نخست وزیر و وزیر مخابرات. (گزارش کابل 3350 را ببینید)

سرهنگ عبدالقادر: وزیر دفاع. ( گزارش وزارت خارجه 110074 و دفتر وابسته دفاعی، کابل 78

0038 800 6 84 را ببینید.)

نور احمد (پنجوایی): وزیر امور داخلی. احمد یانور، یا پنجوایی، پسر یک ملاک ثروتمند در منطقه

قندهار است. به نظر می رسد که او یک فارغ التحصیل دانشگاهی باشد. انگلیسی صحبت می کند و قبل از

انتخابش برای پارلمان در سال 1965 یک کارمند جزء در وزارت امور خارجه بود. در سال 1968 او با

ببرک کارمل و حزب پرچم همکاری کرد. در پارلمان، او یک خط کمونیستی تندی را انتخاب کرد، اما

اطلاعات بیوگرافی ما به طور مبهم بیان می کند که او ممکن است رام شدنی تر و بی تعصب تر از دیگر

کمونیستها باشد.

سلطان علی کشتمن: وزیر طرح و برنامه، کشتمن در سال 1953 در کابل متولد شد. گزارش شده که او

در سال 1966 عضو کمیته مرکزی حزب دمکراتیک خلق (شکل پیشین حزب خلق) بوده است. در سال

1965 او برای به دست آوردن یک کرسی در مجلس عوام تلاش کرد ولی در انتخابات شکست خورد. در

سال 1967 او پست مدیر کلی را در بخش اقتصادی وزارت صنایع و معادن تصرف کرد. خواهران او از

اولین حامیان آناهیتا راتبزاده، وزیر امور اجتماعی، فعلی بوده اند.


صفحه 510

عبدالکریم میثاق: وزیر دارایی. (هیچ اطلاعات بیوگرافی وجود ندارد)

دکتر صالح محمد زاراری: وزیر کشاورزی. دکتر زاراری فارغ التحصیل دانشکده پزشکی دانشگاه

کابل بود: جایی که او در تمام هفت سال شاگرد اول کلاسش بود. او در انتخابات 1959 کاندیدای پارلمان

از قندهار شد. ظاهرا او گاهگاهی در حین فعالیت سیاسی دستگیر شده بود. در آن موقع او یک عضو

«کمیته مرکزی گروه ببرک» بود. یک گزارش دیگر دلالت می کند بر اینکه دکتر زاراری یک بار در اواخر

سال 1969 به دلیل اینکه حزب خلق در مقابل دستگیری او به دولت اعتراض نکرده بود، از حزب استعفا

کرد. او در آن موقع پیشنهاد کرد که توسط حزب می بایست از حفیظ اللّه امین (عضو سابق کمیته مرکزی

خلق) خواسته شود که در اعتراض علیه دستگیری او (دکتر زاراری) از پارلمان کناره گیری کند. حزب

استعفای او را به نحو کم اهمیتی در منطقه گزارش کرد. او بعدا دوباره سمت خود را در حزب خلق به دست

آورد. زاراری شوهر خواهر مدیر روابط فرهنگی و خارجی دانشگاه کابل، پیرمحمد زاراری، است.

عبدالحکیم شهرابی: وزیر دادگستری و وکیل عمومی. شهرابی در سال 1962 یک دانشجوی دو ساله

در بخش روزنامه نگاری دانشکده مراسلات بود. در آن موقع به او پیشنهاد شد که خبرنگار نیروهای

امنیتی افغان شود. یک منبع گفت که او در همان موقع در حزب کمونیست فعال بود و انتظار داشت که بدان

وسیله روزی رهبر مهمی شود. در سال 1963 شهرابی به عنوان یک کمونیست خیلی فعال آماده شده بود

که برای به وجود آوردن و تحریک کردن اختلافات بین ازبکها و پشتونها در سرپل، نزدیک مزار شریف،

مشغول فعالیت شود. در آن موقع او در بخش دایره المعارف افغان در وزارت آموزش و پرورش کار

می کرد. منبع دیگری گزارش داد که در همین موقع او به طور منظم در تمام میتینگهای حزب کمونیست

شرکت می کرد و برای انتشار تبلیغات حزب و «عقاید ضد اسلامی» وارد فعالیت شد. شهرابی یکی از

کمونیستهایی بود که توسط دولت داود در 25 آوریل دستگیر شد.

دکتر شاه ولی (آله کوزای ALEKOZAI): وزیر بهداشت عمومی. نام اخیر، آله کوزای، او را به عنوان

یک پشتون از منطقه قندهار تثبیت می کند. (شاه) ولی از مدرسه پزشکی دانشگاه کابل فارغ التحصیل شد و

دستیار یک پروفسور در مدرسه پزشکی جلال آباد بود. او ممکن است مقداری تعلیمات در چکسلواکی

دیده باشد. در زمان کودتا او معاون مدیر بیمارستان زنان دانشگاه کابل بود. (شاه) ولی یکی از هفت

کمونیستی بود که در 25 آوریل توسط حکومت داود دستگیر شد.

غلام دستگیر پنجشیری: وزیر آموزش و پرورش. پنجشیری قبلاً مدیر سانسور رادیو افغانستان

(651963) و مدیر جوایز ادبی وزارت اطلاعات و فرهنگ (1968) بود. او در سال 1969 در موقع

انتخابات پارلمانی برای برکناری «پادشاه» زندانی شد و در سال 1972 آزاد شد. قبل از دستگیرش او با

خیبر و ببرک کارمل همکاری می کرد. اما ظاهرا هنگامی که در زندان بود از حزب پرچم، که در آن یک

عضو کمیته مرکزی بود، استعفا داد. در 1970 پنجشیری و پسر عمویش یک گروه جداگانه تشکیل دادند و

آن را دموکراتیک خلق کارگری افغانستان نامیدند. او یکی از هفت نفری بود که در 25 آوریل دستگیر شد.

محمد حسن بارق شافعی: وزیر اطلاعات و فرهنگ «شاعر بزرگ افغان» شافعی، سردبیر نشریه جدید

«خلق» در 1966 و مدیر فتوگرامتری در مؤسسه نقشه کشی وزارت صنایع و معادن از سال 1960 تا

1967 بود. او همچنین مجله «پشتون جاق» را چاپ کرد و در سال 1965 مدیر «پیام امروز» بود. در سال

1968 در وزارت اطلاعات و فرهنگ در یک پست نامعلوم کار کرد. در خلال همان سال او سکرتر کمیته


صفحه 511

مرکزی پرچم شد و بعد از اینکه تره کی از آن جدا شد او در حزب پرچم باقی ماند. در 1966 در یک

گفتگوی بین تره کی و شافعی. مأمورین سفارت گزارش دادند که تره کی خیلی مشتاق شافعی بود و قبل از

پاسخ به پرسشهای مشکل با او مشورت می کرد. اگر چه زبان شافعی فرضا محدود به فارسی و پشتو است،

ولی مأمورین بر این عقیده اند که او می توانست بیشتر مکالمه هایش را به انگلیسی انجام دهد.

سلیمان لایق: وزیر رادیو و تلویزیون. (گزارش کابل 3392 را ببینید.)

اسماعیل دانش: وزیر صنایع و معادن. دانش 37 ساله است و فارغ التحصیل از مدرسه حبیبیا و

دانشکده مهندسی دانشگاه کابل می باشد. سه سال و نیم را در ایالات متحده گذراند از اوایل سالهای

1960 تا اوایل سالهای 1970 او درجه BS و MS را در معدن از دانشگاه ویرجینیای غربی ایالات متحده

به دست آورد. دانش، سه سال اضافی در مسکو گذارند، جایی که او یک لیسانس دیگر گرفت. دانش به

عنوان مدیر مرکزی معادن ذغال سنگ ایشپوشتا، و مدیر مرکزی گزارشات علمی در وزارت صنایع و

معادن خدمت کرده است و اخیرا او رئیس بخش فیزیک در مؤسسه پلی تکنیک بود. بر طبق گفته برادرش

که یک کارمند محلی خدمات خارجی سفارت است، دوستان نزدیک نور محمد تره کی، حفیظ اللّه امین و

سلطان علی کشتمن هستند، که به کابینه معرفی شدند. دانش یک عضو (حزب) خلق است.

سرهنگ محمد رایی: وزیر امور عام المنفعه. (Publik Work) (اطلاعات بیوگرافی وجود ندارد.)

محمد منصور هاشیمی (هاشمی مترجم): وزیر آب و برق. محمد منصور هاشیمی پسر محمد

هاشمی، متولد خاش، جورم، در سال 1934 است. او قبلاً معلم علوم در کالج تربیت معلم بود. از سال

1960 تا 1965، او در دانشگاه آمریکایی بیروت بود. در ماه مه 1963، او درخواست کرد برای تحصیل

یک برنامه هیجده ماهه به ایالات متحده برود. در اوت 1963 برای مسافرت به دانشگاه کلمبیا ویزا

گرفت. اطلاعات ما نشان می دهد که او به طور هفتگی در خانه یک مأمور دادگستری وزارتخانه برای

میتینگ هسته مرکزی حزب کمونیست ملاقات داشت. این ملاقاتها از نوامبر 1966 شروع شد.

پروفسور محمود سوما: وزیر علوم عالی. سوما یک پروفسور در دانشکده علوم است. او یا موافق و یا

عضو حزب خلق است. تماسش را با اعضای شناخته شده حزب حفظ کرده است.

دکتر آناهیتا راتبزاده: وزیر امور اجتماعی. در حدود سال 1929 در کابل متولد شد. او در سالهای 53

1951 در مدرسه نرسها در شیکاگو و مدرسه پزشکی در دانشگاه کابل حضور داشت. در حدود سال

1960 عاشق ببرک کارمل شد و وقتی برای پارلمان در سال 1967 انتخاب شد، با کارمل و نور احمد

همکاری می کرد. «نور» به عنوان یکی از اعضای «اتحاد سه گانه کمونیستها در پارلمان» بود. گزارش شده

که در سال 1973 آناهیتا در کمیته مرکزی حزب پرچم بوده است.

عبدالقدوس گورباندی: وزیر بازرگانی. در سال 1974 گورباندی یک عضو کمیته مرکزی پرچم بود و

دوست نزدیک ببرک کارمل. ما در حال حاضر اطلاعات دیگری نداریم.

نظام الدین تهذیب: وزیر امور قبایل. تهذیب تقریبا متولد سال 1935 در کوندوز است. در اوایل

سالهای 1960 تهذیب در کالج حبیبیا و در دبیرستان دولتی ابن سینا درس می داد. او فارغ التحصیل از

دانشکده اسلامی دانشگاه کابل است. بعدا او برای رادیو کابل کار کرد و سپس در وزارت آموزش و

پرورش در بخش دایره المعارف شغلی به دست آورد و عضو یکی از واحدهای یکی از شعبات حزب

کمونیست بود. گزارش شده که او در سال 1966 به طور منظم هر هفته در میتینگهای خانه نور محمد


صفحه 512

4 انتظام به ما اظهار داشته است که اگر ایالات متحده در یک سطح عالی علنا این گزارشها را تکذیب

نماید. او و دیگر مقامات دولتی که از خطرات ناشی از تداوم این مبارزه آگاهی دارند، اسباب بهتری برای

مقابله با این مشکل خواهند داشت.

5 ما می خواهیم که عکس العمل نشان دهیم. ما نمی خواهیم در موضع تلافی جویانه تنگی قرار

بگیریم که برای اتهامات مسخره ای که از سوی مطبوعات و عناصر در دولت موقت ایران علیه ما به عمل

می آید اعتباری قائل شویم، و هر بار که این اتهامات مطرح شد در مقام تکذیب آنها برآییم. ما همچنین

اذعان داریم تا زمانی که دولت همچنان درگیر مسئله کردستان است، بهانه مذبوحانه مناسبی برای

مطبوعات و بسیاری از چهره های سیاسی ایران خواهیم بود.

6 با وجود این، ما گمان می کنیم زمان آن فرا رسیده است که ما با یک تأکید مجدد استوار بر موضعمان

در این مورد، در وسایل ارتباط جمعی ظاهر شویم. بنابراین از وزارتخانه تقاضا می کنیم در آینده نزدیک

فرصتی برای یک مقام ارشد تصمیم گیرنده بیابد تا حمایت ما را از تمامیت ارضی و استقلال ایران مجددا

اعلام داشته و در این رابطه تأکید ورزد که اتهامات دخالت ما در کردستان کلاً بی اساس است. با چنان

بیانیه ای که از جانب یک مقام عالیرتبه در مطبوعات صادر می شود، موضع خود ما در تهران در رابطه با

چنین اتهاماتی که آنها مطرح می کنند، شدیدا تقویت خواهد شد.لینگن

مشکلات کردها

سند شماره (45)

از: سفارت آمریکا تهران تاریخ: 22 اکتبر 7930 مهر 58

به: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی. سی. فوری طبقه بندی: سری

شماره سند: 11179

موضوع: مشکلات کردها

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 از 24 مهر جنگ در مناطق کردنشین و شدیدترین آن در مهاباد ادامه داشته است. طبق نوشته

روزنامه های تهران در تاریخ 12 مهر، جنگ شدیدی به ویژه در مهاباد روی داد که طی آن یک تانک در

داخل خود شهر منهدم شد. از قرار معلوم مقداری جنگ خانه به خانه در آنجا ادامه دارد و شاید 77 نفر

کشته شده اند. زدوخوردهای پراکنده گزارش شده همچنان در سراسر مناطق کردنشین در بوکان، مریوان،

سقز و بانه ادامه دارد. در تاریخ 28 مهر تظاهرات و انفجارهای بمب در سنندج به وقوع پیوست.

3 واکنش دولت موقت ایران نسبت به جنگ گسترده، فوق العاده بی نظم و سازمان نیافته بوده است.

شکیبا، استاندار استان کردستان در تاریخ 28 مهر به نشریه تهران تایمز گفت که در استان او نقض کامل

قوانین و انتظامات حکمفرماست. او گفت پاسداران در سنندج، دستوری از شورای انقلاب دریافت

داشته اند مبنی بر اینکه در اداره تظاهرات سنندج دخالت ننمایند و بنابراین آنها کاملاً عقب نشستند.پلیس

و ژاندارمری محلی به علت خطرناک بودن اوضاع از مداخله خودداری ورزیدند و طبق گفته فرماندار، به

دنبال یک اعتصاب عمومی شهر به حالت تعطیل درآمد.

4 از قرار معلوم چمران، وزیر دفاع، هفته گذشته به منظور تلاش برای تحت کنترل در آوردن اوضاع به

کردستان رفت. مقامات سفارت شایعاتی مبنی بر مجروح شدن وی و سرتیپ فلاحی را در جملات مختلف


صفحه 513

برای آنکه اندکی اظهارات خود را اصلاح کند، گفت که این سؤال را از سفیر پاکستان نیز کرده است زیرا

پاکستان و افغانستان وجوه مشترک فرهنگی و قومی بسیاری با یکدیگر دارند.

5 آن گاه توضیح دادم که در چنین مواردی ما شناسایی رسمی اعلام نمی کنیم، بلکه همان طوری که

من انجام داده ام، خاطر نشان می سازیم که ما می خواهیم مناسبات عادی دیپلماتیک خود را ادامه دهیم.

من در واقع گفتم، ما امیدواریم مناسبات کاری نزدیکی با حکومت جدید افغانستان داشته باشیم. من

افزودم، همان طوری که در یادداشت ما اظهار شده است، من امیدوارم حکومت او به زودی از فرصت

استفاده کرده و معتبر بودن معاهدات و موافقت نامه ها را تأیید کند. تره کی درباره این پیشنهاد اظهارنظری

نکرد.

6 در چندین مورد در جریان این مبادله تعارفات مقدماتی، تره کی به زمانی که او در ایالات متحده

آمریکا گذرانده بود و دوستی او با آمریکاییها، و علاقه او به کیفیت آمریکایی، صراحت و رک بودن، اشاره

کرد. ما با هم توافق کردیم که افغانیها و آمریکاییها وجوه مشترکی با همدیگر دارند.

7 من آن گاه اظهار داشتم که می خواهم با او صریح باشم. من گفتم که، همان طوری که او می داند،

ایالات متحده آمریکا هرگز در جستجوی امتیاز استراتژیکی یا سیاسی از افغانستان نبوده است. او قبول

کرد. من گفتم که یکی از نکات اصلی سیاست ما این است که به افغانستان کمک کنیم تا استقلال، تمامیت

ارضی و هویتهای خود را حفظ کند. او با شوق و ذوق سر خود را تکان داد. من گفتم از زمانی

که انگلیسیها هند را ترک کردند، نظر ما این بوده است که تنها کشوری که می توانست استقلال افغانستان را

تهدید کند اتحاد شوروی است. و او را متوجه کردم که سیاست ما در گذشته این بوده است که بلوکهایی علیه

گسترش طلبی شوروی بسازیم، ولی اینک برداشت ما از این مسئله به مرور زمان بیش از پیش بغرنج تر

شده است.

من گفتم که با توجه به موقع جغرافیایی و نیازهای اقتصادی افغانستان ما به خوبی درک می کنیم که چرا

افغانستان مایل خواهد بود با شوروی مناسبات نزدیک داشته باشد. ولی اظهار داشتم، که اگر سیاستهای

داخلی و خارجی افغانستان از سیاستهای داخلی اتحاد شوروی غیر قابل تمیز نباشد ما ناراحت خواهیم

شد زیرا چنین وضعی هویت ملی افغانستان را محو خواهد کرد و به تشنجهایی در این قسمت از جهان

منجر خواهد شد که بالنتیجه صلح مورد تهدید قرار خواهد گرفت. من گفتم که در چنین چهارچوبی است

که سیاست غیر متعهد افغانستان را ارزیابی می کنیم.

8 در پاسخ، تره کی تأیید کرد که افغانستان یک کشور مستقل و حاکم بر سرنوشت خود است و

می خواهد چنین بماند. او گفت خوشوقت است از اینکه ایالات متحده آمریکا نظر با نرمش تری درباره

جهان دارد و اعتراف کرده است که، مثلاً در مورد ویتنام مرتکب اشتباه شده است. او اشاره به این مطلب

کرد که در خلال دوران سناتور مک کارتی در واشنگتن بوده است و خاطر نشان ساخت که نیکسون که در

آن زمان معاون رئیس جمهور بود، از آمدن به یک ضیافتی در سفارت افغانستان خودداری کرد به این دلیل

که افغانستان بسیار نزدیک به اتحاد شوروی بوده است. او اظهار خوشوقتی کرد از اینکه در حال حاضر

ایالات متحده آمریکا چنین برداشتی نسبت به کشور او ندارد.

9 آن گاه گفتم که در ارزیابی سیاستهای یک حکومت، در کشوری رو به رشد مانند افغانستان، ایالات

متحده قبل از همه متوجه آن می شود که این حکومت برای بالا بردن سطح زندگی مردم خود و تأمین حفظ


صفحه 514

حقوق بشر از لحاظ های اقتصادی،اجتماعی، سیاسی و حقوقی چه کار می کند. در این مرحله تره کی

دستخوش شور و شعف شد و به تفصیل درباره اینکه چگونه حکومت او می خواهد به مردم افغانستان

کمک کند سخن راند. او گفت که او و همکارانش بر خلاف اسلافش، در واقع درباره مردم فقیر این کشور

غمخواری می کنند و علاقه ندارند پول در بانکهای سوئیس پس انداز کنند. او گفت در قضاوت نسبت به

سیاستهای حکومت او، باید از مردم افغانستان بپرسیم که آیا آنها موافق هستند یا خیر. او گفت در گذشته،

خارجیان از اریستوکراتها و اشراف، که البته علاقه ای در کمک به فقیران نداشتند می پرسیدند، برای اینکه

چنین سیاستی رفاه آنان را تهدید می کرد. درباره حقوق بشر، تره کی گفت این یک مسئله پیچیده ای است و

هر ملتی خودش باید درباره حقوق بشری که بیشتر برای اوضاع و فرهنگ آن مردم مناسب است قضاوت

کند. او به صراحت و روشنی گفت مایل نیست که ما قضاوتهایی درباره ارزشهایی بکنیم که معادل مداخله

در امور داخلی افغانستان باشد. من به او اطمینان دادم که ایالات متحده آمریکا میل ندارد سیستم

حکومتی خود را در جای دیگر برقرار کند، ولی در عین حال درباره حقوق بشر، آمریکاییها با همه اوضاع

و احوال توجه زیادی دارند.

10 تره کی آن گاه گفت حکومت او روش سایر کشورها را از لحاظ آمادگی آنها برای کمک به

افغانستان مورد قضاوت قرار خواهد داد. او گفت که برنامه های عمران اقتصادی حکومت او هنوز تنظیم

نشده است، ولی او از ایالات متحده آمریکا تقاضای مساعدت خواهد کرد، همان طوری که از اتحاد

شوروی و سایر کشورها چنین تقاضایی خواهد کرد. او گفت شعار اصلی (مقصود او از شعار همان سیاست

است و نه شعار) حکومت او، فراهم کردن نان، لباس و مسکن برای توده هاست. من به برنامه های کمک

خودمان در سالهای اخیر و تأکید این برنامه ها بر بهداشت، آموزش و پرورش و کشاورزی برای

روستانشینان فقیر اشاره کردم. او گفت به من خواهد گفت، همچنان که به سفیر شوروی گفته است، که

برنامه های کمکی ما شکست خورده است و اینکه این شکست در نتیجه فقدان تعهد رژیم سابق بوده است.

من گفتم که موافقم که برنامه کمک ما به هدفهای خود نرسیده است. او از من پرسید چرا؟ من در پاسخ گفتم

که او کشور خود را بهتر از من می شناسد و می توانم تنها بگویم، که حکومت قبلی قادر به اجرای آن نوع

برنامه ای که ما می خواستیم اجرا بشود نبوده است. او ظاهرا از این مطلب من اظهار شادمانی کرد.

11 تره کی آن گاه گفت که می خواهد یقین داشته باشد که وقتی او موضوع «نان» را پیش کشید

مقصودش چه بوده است. او گفت می خواهد برای هزارها افغانی که کشور را ترک کرده اند تا در بی نامی در

خارجه کار پیدا کنند، کار فراهم کند. این به معنای ساختن صنایع زیر بنا خواهد بود و او اظهار امیدواری

کرد که ما در این امر به او کمک خواهیم کرد. من گفتم که به محض اینکه وزیر مربوطه در حکومت او حاضر

به بحث درباره چنین مسائلی باشد، رئیس هیئت برنامه کمک آمریکا و من خوشوقت خواهیم بود که

چنین مسائلی را مورد بحث قرار دهیم.

12 آن گاه گفتم که یک مسئله مهم دیگر از نظر ایالات متحده آمریکا ثبات این منطقه از جهان است.

من گفتم که از پیشرفتی که در سالهای اخیر در همکاری عمرانی منطقه حاصل شده است خوشحال

شده ایم. تره کی گفت که این البته، مسئله ای خواهد بود که حکومت او مطالعه که خواهد کرد. او همچنین

گفت که هنگامی که بحث درباره همکاری منطقه ای می شود، این بدان معنی نیست که همکاری با هند،

پاکستان و ایران صورت گیرد بلکه همچنین با اتحاد شوروی.


صفحه 515

13 مذاکرات با بیان مطالب خوشایند همان طوری که آغاز شده بود پایان یافت. او گفت که امیدوار

است اتحاد شوروی درباره او قضاوت بدی نداشته باشد، اگر او مسجدهای بیشتری بسازد. با همین لحن،

او اظهار امیدواری کرد، که ما قضاوت بدی نسبت به او نخواهیم داشت اگر خود او به مسجد نرود. در پایان

او گفت تمام آن چیزهایی که به من گفته است به سفیر شوروی نیز اظهار داشته است.

14 نظریه: تره کی یک مرد لاغر، با موی سفید است، که مسن تر از شصت و یک سالی که دارد به نظر

می رسد. دارای جذابیت و قدرت تلقینی است که می توان آن را به افغانیها ارتباط داد. او همچنین در نتیجه

موفقیت خود سرسخت و پر از شوق و هیجان است. هنگامی که درباره نکته ای از خود به ویژه شوق و ذوق

نشان می دهد، چشمهای او یک نوع حالت سبعی مختص به ملت افغان می گیرد. مذاکرات ما بسیار

صمیمانه بود. همچنین به نظر من یک گفت و شنود واقعی بود.

الیوت

آینده برنامه کمک ایالات متحده آمریکا در افغانستان

سند شماره (7)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 10 می 1978

به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی.

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 3805 کابل

موضوع: آینده برنامه کمک ایالات متحده آمریکا در افغانستان

1 خلاصه: به نظر ما، دستورهایی که در تلگراف مرجع درباره کمکهای ما درباره افغانستان داده شده

بسیار محدود و یک استراتژی فاقد نرمشی برای دنبال کردن منافع ما در اینجا بوده است. اگر اجازه بدهیم

که بر روی این برنامه ها «گرد و خاک بنشیند» قبل از اینکه گفتگویی درباره مسائل کمکی داشته باشیم این

امر ممکن است راهها و شقوق مختلف آینده را با رژیم جدید ببندد؛ اما توصیه می کنیم که مقاصد و

نقشه های حکومت تره کی هر چه زودتر مورد آزمایش قرار گیرد.

2 ما هنوز قادر نشده ایم تشخیص بدهیم که آیا حکومت جدید افغانستان در واقع می تواند به عنوان

یک «رژیم کمونیستی» در چهار چوب بخش 620 (F)از «قانون کمکهای خارجی» قرار بگیرد یا خیر.

حکومت تره کی به کرات این برچسب را رد کرده است و به همین جهت حتی کلمه سوسیالیستی را در

هیچ کدام از اعلامیه های رسمی خود یا مذاکرات خود با ایالات متحده آمریکا به کار نبرده است. اکثر

رهبران رژیم جدید را می توان در واقع دارای یک زمینه «حزب کمونیست» توصیف کرد (هر چند اسم

«کمونیست» هرگز از طرف احزاب چپگرای افغانستان به کار نرفته است).

دستگاه رهبری جدید به طور انکارناپذیری از طریق خشونت و خونریزی به حکومت رسیدند، ولی

آنها مدعی هستند که این خشونت برای سرنگون ساختن «دیکتاتوری مستبدانه» داود لازم بود. ما

معتقدیم که مقاصد و سیاستهای حقیقی حکومت جدید ممکن است تا مدتی قابل مشاهده نباشد.

3 حکومت جدید مطلقا به طور علنی روشن کرده است که می خواهد از هر منبعی که باشد کمک

بگیرد، منجمله از آمریکا؛ و این موضوع هم، برای من کاملاً روشن شده است و در چهارچوب کشورهای

غیر متعهد، این امر به منزله قضاوت درباره «دوستانه بودن» کشورهای خارجی با توجه به آمادگی آنها