افغانستان خارج شود.
و اما درباره احتمال واکنش جمهوری دمکراتیک افغانستان نسبت به کاهش کمک آمریکا، سینگ
گفت او هنوز هیچ گونه نشانه ای در این باره دریافت نکرده است. او گفت اصولاً شک دارد از اینکه چنین
واکنش فوری صورت گیرد.
او گفت که به دست آوردن وعده ملاقات با مقامات جمهوری دمکراتیک افغانستان به تدریج سخت تر
و سخت تر می شود. او گفت جمهوری دمکراتیک افغانستان یقینا انتظار یک نوع واکنش از سوی ایالات
متحده در برابر قتل سفیر آمریکا داشت. او معتقد است که اوضاع کنونی داخل افغانستان بسیار حساستر از
آن است که جمهوری دمکراتیک افغانستان نسبت به کاهش کمک آمریکا عکس العملی نشان دهد، حتی
اگر چنین تمایلی هم داشته باشد. او گفت که اگر عکس العملی در پیش باشد این عکس العمل بسیار نامعقول
خواهد بود. درباره موضع کمکی ایالات متحده در آینده، سینگ گفت او شدیدا طرفدار ادامه حضور
کمکی آمریکاست. او گفت که معتقد نیست که حضور کمکی آمریکا رژیم افغانستان را از قابلیت احترام
بیشتری برخوردار می کند. سینگ در حالی که گفت نمی خواهد درباره علائق و منافع ایالات متحده در
منطقه خلیج (مقصود خلیج فارس است) و نیازهای آن قضاوت کند، او معتقد است که با حفظ حضور
کمکی در این منطقه علائق ایالات متحده به یک منطقه با ثبات پیش برده می شود. او گفت که معتقد نیست
که سطح کمک آمریکا در افغانستان باید بالا باشد و در واقع او معتقد است که کمک ایالات متحده در این
کشور در آینده بسیار نزدیکی باید محقرانه باشد و از هر گونه ابتکاری برای توسعه این کمکها به جمهوری
دمکراتیک افغانستان خودداری شود. او توصیه کرد که ایالات متحده باید چنان حضوری در افغانستان
داشته باشد که چندان چشمگیر نباشد ولی این حضور باید حتما موجود باشد. او نتیجه گیری کرد که در
سال آینده یا در آن حدود هر چیزی ممکن است در این کشور رخ دهد و این دوران هر چند دوران
دشواری خواهد بود معذالک دوران جالبی نیز خواهد بود.آمستونر
اوضاع در افغانستان
سند شماره (12)
طبقه بندی: خیلی محرمانه
تاریخ: 25 مارس 79
گزارشگر: جی. بی. لامبراکیس
شماره سند: 003213
موضوع: اوضاع در افغانستان
1 تمام متن خیلی محرمانه است
2 سلطان محمود غازی، عضو خاندان سلطنتی افغانستان، رئیس سابق سازمان هواپیمایی کشوری و
توریسم، و برادر سفیر سابق افغانستان در ایران،... روز 25 مارس در ارتباط با مسئله ویزا با رایزن سیاسی
دیدن کرد. او گفت اطلاعات وسیعی درباره اوضاع در افغانستان ندارد، ولی با اشخاصی که تا سه روز قبل
از افغانستان به اینجا آمده اند صحبت کرده است.
3 او گفت قیام، توسعه یافته و حداقل هشت ایالت را در بر گرفته است. حکومت افغانستان اعتمادی به
قسمت بزرگ ارتش خود، به ویژه سربازان وظیفه ندارد و مواردی از بمباران شدن واحدهای نظامی توسط
نیروی هوایی صورت گرفته زیرا این واحدها غیر قابل اعتماد تشخیص داده شده بودند. در کابل امنیت در
شب به وسیله بسیاری از غیر نظامیان و سایر کمونیستها به جای نظامیان تأمین می شود. در واقع نظامیان تا
اندازه زیادی از شهر خارج نگهداشته می شوند.
4 طبق اظهار محمود غازی اگر حکومت افغانستان تنها می ماند، بیش از یک هفته دوام نمی آورد، ولی
محمود غازی یقین دارد که شورویها از حکومت افغانستان پشتیبانی می کنند و این حکومت را با سربازانی
از نژاد تاجیک، ازبک، و ترکمن که آن طرف مرز قرار گرفته اند تقویت می کند. این امر چیزی است که یک
بیگانه هرگز نمی تواند ثابت کند؛ با توجه به اینکه حکومت افغانستان می تواند هر چه زودتر
شناسنامه هایی برای آنها فراهم کند.
5 متأسفانه نه حکومت آمریکا نه حکومت پاکستان و نه حکومت ایران ظاهرا علاقه مند به مساعدت
به این قیام نیستند. ایرانیان احتمالاً ممکن است مساعدت مالی فراهم کنند ولی آنها نظامی ندارند و
سلاحهای آنها تقریبا به طور کامل سبک آمریکایی و غربی است. از سوی دیگر، سلاحهای چینی در دست
پاکستانیها شاید در افغانستان سودمند باشد.
6 مراتب فوق ممکن است با گزارشهای صادره از کابل و منابع دیگر تطبیق کند. خود محمود غازی
پیشنهاد دریافت یک گذرنامه ایرانی را در صورت تغییر ملیت، رد کرد و امید بازگشت به افغانستان را
هنگامی که اوضاع روزی تغییر کند و در صورتی که تغییر کند از دست نداده است.
سولیوان
کاهش کمک به افغانستان از سوی کمیته مجلس نمایندگان
سند شماره (13)
طبقه بندی: خیلی محرمانه
از: وزیر امور خارجه در واشنگتنتاریخ: 28 مارس 79
به: سفارت آمریکا در کابل
شماره: 7670
موضوع: کاهش کمک به افغانستان از سوی کمیته مجلس نمایندگان
1 در بیست و هشت مارس، کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان اصلاحیه زیر را به لایحه کمکهای
خارجی که از سوی «دروینسکی» پیشنهاد شده بود تصویب کرد:
2 هیچ کدام از وجوه مجاز که در نتیجه اصلاحیه هایی که تحت این عنوان به عمل آمده نباید برای
کمک به افغانستان اختصاص داده شود مگر اینکه رئیس جمهور تصمیم بگیرد و به کنگره گزارش دهد که
کمک به افغانستان به سود منافع ملی ایالات متحده آمریکا است.
3 اثرات این اصلاحیه عبارت است از حذف وجوهات جهت برنامه های عنوان یک (کمکهای
اقتصادی آمریکا) برای سال مالی.
ونس
روابط آمریکا و افغانستان
سند شماره (14)
طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: 11 آوریل 1979
شرکت کنندگان: واسیلی گوروی دبیر اول سفارت شوروی
رونالد دی لورتون مأمور سفارت در افغانستان
وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.
یادداشت مکالمه
موضوع: افغانستان و روابط آمریکا و افغانستان
«گوروی» گفت که او نتوانسته است تحولات در روابط آمریکا و افغانستان را از زمانی که او آخرین با
«لورتون» ملاقات کرده است درک کند و اظهار نظر کرد که در دیدار اخیر او (در هشتم فوریه) مناسبات
بین آمریکا و افغانستان «آرام» به نظر می رسید ولی از زمانی که حادثه وحشتناکی که منجر به مرگ سفیر
آمریکا در کابل شده بود یک نوع تغییر ناگهانی در این مناسبات روی داده است. او به عنوان نمونه تصمیم
آمریکا را در کاهش دادن کمکهای اقتصادی به افغانستان و پیشنهادهای کنگره را برای اقدامات دیگر از
قبیل خارج کردن سپاه صلح ذکر کرد. گوروی توضیح داد که این تحولات غیر قابل درک است زیر ایالات
متحده همیشه کوشیده است تا موضع خود را در نقاط مختلف جهان حفظ کند.
لورتون موافقت کرد که دشواریهایی در مناسبات آمریکا و افغانستان به وجود آمده و توضیح داد که هر
چند مناسبات، قبل از 14 فوریه عادی بوده است معذالک ما تعدادی مسئله در پیش داریم که از جمله
ناتوانی ما به توافق با افغانیها درباره مسائل مختلف با بردهای بین المللی است و فقدان علاقه از سوی
جمهوری دمکراتیک افغانستان در مورد بسیاری از برنامه هایی است که ما همچنان عرضه می کنیم. آنچه
که ما را به مناسبت رسیدگی به ماجرای ربودن «دابس» سفیر آمریکا، ناراحت می کند فقدان کامل
همکاری جمهوری دمکراتیک افغانستان و حتی مشورت آنها با ما در رسیدگی به این ماجرا است. لورتون
گفت همه این عوامل جزئی از تصمیم ما را برای کاهش سطح مساعدت اقتصادی آمریکا تشکیل می دهد.
گوروی آنچه را که وی به عنوان نظر ایالات متحده تلقی می کند و دائر بر آن است که شورویها قادر
بودند رفتار افغانیها را در آن زمان کنترل کنند مورد پرسش قرار داد. او گفت افغانستان یک کشور دارای
حق حاکمیت است و این امر را انکار کرد که اتحاد جماهیر شوروی قادر است به افغانها «دستور دهد» که
کاری را انجام بدهند. لورتون در اعتراض به این مطلب گفت که مسئله صدور دستور نیست، بلکه نظر ما
این است که شورویهایی که به افغانها توصیه می کنند، بایستی قادر باشند که افغانیها را به خویشتن داری
وادار کنند. در واقع شورویها در بعضی از جنبه های عملیات ضد تروریستی طبق گزارش شهود عینی نقش
عملیاتی داشته اند. لورتون خاطر نشان ساخت که با وجود این، نظر خود را به اعضای ذینفع کنگره و
دیگران بیان داشته ایم که حکومت افغانستان است که باید مسؤولیت نتایج اقدامات خود را به عهده بگیرد.
گوروی اظهار نظر کرد که با توجه به تصمیمات شدید آمریکا دشوار است بتوان دید که مناسبات
آمریکا و افغانستان پیشرفت کند. لورتون گفت که آمریکا تمایلی به تیره کردن روابط خود با افغانستان
ندارد، ولی خاطرنشان ساخت که یکی از دشواریهای اصلی در داشتن مناسبات کاری در آینده، ادامه
اتهامات ناشی از مسکو درباره مداخلات بیگانه در امور افغانستان است. لورتون خاطر نشان ساخت که
اظهار رسمی از سوی آمریکا در این مورد در تأیید بر آنکه آمریکا در امور داخلی افغانستان دخالتی نکرده
و قصدی برای دخالت ندارد، منتشر شده است. لورتون در پایان نتیجه گیری کرد که تا زمانی که این نوع
اتهامات و جوی که از آن ناشی می شود ادامه یابد، بهبود مناسبات آمریکا و افغانستان دشوار خواهد بود.
لورتون از گوروی خواست که تحولات افغانستان و مشکلات عمده حکومت تره کی را ارزیابی کند.
گوروی اظهار عقیده کرد که جمهوری دمکراتیک افغانستان با مشکلاتی که همه انقلابها با آن مواجه
هستند رو به رو است زیرا طبقات قدیم و جدید برای کنترل اوضاع با یکدیگر رقابت می کنند.
گوروی خاطر نشان ساخت که یک سنت نیرومند مذهبی در افغانستان وجود دارد و گفت که این خود
یک منبع مخالفت با رژیم است که می خواهد کلیسا را از دولت جدا کند و مذهب را از سیاست دور کند. او
همچنین سنتهای خود مختاری بعضی از گروههای قبیله ای را گوشزد کرد و گفت که عده ای از ناراضیان از
مرز افغانستان گذشته و وارد پاکستان شده اند و به فعالیتهای ضد جمهوری دمکراتیک افغانستان
می پردازند. گوروی ادامه داد که جمهوری دمکراتیک افغانستان از مقدار زیادی پشتیبانی برای برنامه های
اصلاحاتی خود (از قبیل اصلاحات ارضی) که به سود توده های مردم افغانستان است برخوردار است. به
عقیده گوروی نظامیان کلید پیشرفت یک انقلاب در کشورهای رو به رشد هستند.
لورتون پرسید که آیا رژیم واقعا «از سوی توده ها» پشتیبانی می شود یا خیر و اظهار داشت که بخشهای
بزرگی از جمعیت عمومی به نظر می آید که مخالفت خود را با رژیم در شورش هرات و ترک افغانستان به
مقصد پاکستان بیان داشته اند. لورتون گفته که اینها نشانه هایی کمتر از پشتیبانی عمومی توده ها برای رژیم
هستند و واکنش تدابیر شدیدی را که رژیم علیه مخالفان در پیش گرفته اند تشکیل می دهند. گوروی پاسخ
داد که هر اقدامی باعث اقدام متقابل می شود و درباره نیاز انقلاب به دفاع خود از لنین نقل قول کرد که او
یادآوری کرد که تعداد بزرگی از روستاییان روسیه با انقلاب روسیه مخالفت می کردند زیرا آنها فاقد
تحصیل و بیسواد بودند و نمی دانستند منافع واقعی آنها در کجاست. به عقیده او وظیفه رهبران حکومت
افغانستان پرورش توده ها درباره منافع حقیقی آنها است و این فرآیند را یک امر بسیار دشوار توصیف
کرد.
لورتون در پایان گفت که در واقع برای مردم افغانستان اوضاع و احوال بسیار دشواری در پیش است
زیرا جمهوری دمکراتیک افغانستان به نظر می رسد نابودی نهادهای قدیمی را به نفع ساختهای جدید، بر
کوشش به کار کردن با این نهادها یا از طریق این نهادها ترجیح می دهد.
«دروغ بزرگ» به صورت ابزار استاندارد خلقیها در می آید
سند شماره (15)
از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 8 می 1979
به: وزیر امور خارجه در واشنگتنطبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره 3557
موضوع: «دروغ بزرگ» به صورت ابزار استاندارد خلقیها در می آید
1 (تمامی متن محرمانه)
2 خلاصه: نتیجه نطقهای فراوان و کنفرانسهای مطبوعاتی که در جریان روزهای اخیر از سوی نور
محمد تره کی رئیس جمهوری و حفیظ اللّه امین، نخست وزیر به مناسبت سالگرد انقلاب ترتیب داده شده
بود، چین و چروکهای سیاسی جدیدی را به وجود آورده است و از جمله اشاره بر آن شده است که
اصطکاک بین دو رهبر ممکن است واقعیت داشته باشد. تکذیبهای صریحی درباره اینکه در جلال آباد
شورشی رخ داده و یا اینکه رژیم زندانیان سیاسی خود را شکنجه می دهد، نشان دهنده آن است که «دروغ
بزرگ» ممکن است تاکتیک ترجیحی رژیم در سروکار داشتن با مسائل ناگوار بوده باشد. مداخله ادعائی
از سوی ایران و پاکستان و «امپریالیسم» بهانه اصلی حکومت برای ادامه مخالفت در داخل کشور است در
حالی که کنایه های نیمه سرپوشیده ای به کشورهای «برادر» (به ویژه چکسلواکی) که ممکن است به
رهبران پرچمیست تبعید شده پناهندگی دهد به عمل آمده است.(پایان خلاصه.)
3 مناسبات تره کی و امین: علیرغم توصیف پرافاضه تره کی از سوی امین به عنوان «شکوهمندترین
شخصیت در تاریخ افغانستان» (که اشخاص برجسته ای از قبیل داریوش و اسکندر کبیر و چنگیز خان و
تیمور لنگ و احمدشاه درانی و بانو میلر و فلاشمن را کنار می گذارد) اشاراتی همچنان ظاهر می شود که
اختلافات بین این دو رهبر ممکن است وجود داشته باشد. نور محمد تره کی در جریان یک کنفرانس
مطبوعاتی در پاسخ به تقبیح و محکوم کردن پرستش فرد، درباره خود او از سوی امین، تره کی از روی
تواضع گفت که مردم افغان «احساس محبت و احترام نسبت به من دارند» به طوری که آنها اصرار دارند
همه جا عکس او را نصب کنند. تره کی افزود که حکومت دستوراتی درباره پایان دادن به این عمل صادر
کرده است ولی رژیم برای ممانعت از بیان احساسات مردم متوسل به زور نخواهد شد. (اظهار نظر: تعداد
زیادی از عکسهای تره کی اخیرا ناپدید شده است.) در همین کنفرانس مطبوعاتی تره کی این اطلاع را به
نحو قاطعی تکذیب کرد که امین گفته است یا حتی اطلاع داده است که بعضی از دشمنان ناشناخته
می کوشند رئیس جمهوری افغانستان را «تحت نفوذ خود» درآورند. (مرجع 8) تره کی از روی گستاخی
اصرار داشت که امین «به هیچ وجه چنین چیزی نگفته است» و اینکه او یقین دارد که گفته او حقیقت دارد
زیرا او «همه مصاحبه های امین را که در یک سال گذشته انجام گرفته خوانده است».
4 حقوق بشر: امین ضمن رد گزارشهای مفصل که به وسیله شهود عینی و قربانیان تأیید شده است،
مبنی بر اینکه رژیم بسیاری از زندانیان در بازداشت خود را از لحاظ جسمی در معرض بد رفتاری قرار
می دهد (و از جمله شب هنگام زندانیان سیاسی بدون محاکمه اعدام می شوند، بعضی از قسمتهای بدن
زندانیان در معرض شوک الکتریکی قرار می گیرد) مدعی شد که «ما به وقار انسانی لطمه ای نزدیم حتی
هنگامی که با اشخاصی سروکار داشته ایم که علیه خلق ما و کشور ما توطئه می چیدند». امین اضافه کرد:
«ما علیه هیچ کس وسائلی را که با احترام به وقار انسانی تضاد دارد به کار نبرده ایم». تره کی اصرار ورزید
که تنها بین 1000 تا 1100 زندانی سیاسی در بازداشت به سر می برند. ( اظهارنظر: ما تصور می کنیم که
رقم زندانیان سیاسی عملاً بیش از 10 هزار نفر است)
5 امنیت داخلی: گناه مشکلات امنیت داخلی همچنان به «عوامل نفوذی بیگانه» و به ویژه سربازان
ملبس به لباسهای افغانی «از پاکستان و ایران نسبت داده شده است. تره کی به طور غیر مستقیم پذیرفت که
در شمال غربی افغانستان زد و خوردهایی در جریان است او اصرار داشت که خشونت در اطراف میمنه
(یک منطقه ترکمن نشین در نزدیکی مرز شوروی) کار «رخنه گران ایرانی» بوده است که به دنبال عصیان
در هرات فرار کرده بودند. تره کی هم چنین اعلام داشت که «مداخله» از سوی ایران و پاکستان رژیم را
ناگزیر ساخته است که مقررات منع عبور و مرور شبانه را در کابل بیش از یک سال پس از انقلاب همچنان
حفظ کند. تره کی درباره واقعیات مربوط به چند نقطه اشاره کرده و این موضوع را تکذیب کرد که اخیرا در
جلال آباد حوادثی اتفاق حوادثی اتفاق افتاده تا چه رسد به اینکه ارتش دست به عصیان زده است. تره کی
با اصرار گفت که هیچ کس (و به ویژه شیعیان) به علت اعتقادات مذهبی خود دستگیر نشده اند.
6 هدفهای انقلاب: تره کی پذیرفت که ساختن یک جامعه سوسیالیستی، یک وظیفه دراز مدت است
ولی او مدعی شد که «شالوده» یک جامعه سوسیالیستی ظرف «6 تا 10 سال آینده» ریخته خواهد شد. و
اما درباره ماهیت رژیم، تره کی خاطر نشان ساخت که «دمکراسی بدین معنی است که تدابیری برای سود
اکثریت اتخاذ شود» و افزود که ما می توانیم جمهوری دمکراتیک افغانستان را یک دیکتاتوری دمکراتیک
افغانستان بنامیم، زیرا جمهوری دمکراتیک افغانستان به نفع 98% از مردم است.
7 مناسبات با ایران و پاکستان: طبق اظهار رهبران افغانستان «قدرتهای ارتجاعی منطقه» (مقصود
ایران و پاکستان) با پشتیبانی «امپریالیست» (مقصود آمریکا و انگلیس) به انجام «تجاوز مسلحانه» علیه
افغانستان ادامه می دهند که به «شهادت تعداد زیادی از مردم» منجر شده است که از جمله زنان و کودکان و
اشخاص مسن در میان آنان بوده اند. تره کی مدعی شد که از هشتم آوریل 1979 به بعد «سربازان پاکستان
یازده بار به خاک افغانستان تجاوز کرده اند».
تره کی با اصرار گفت که همه تجاوزهای بعدی از سوی نیروهای مسلح افغانستان «با پشتیبانی دوستان
بین المللی افغانستان» دفع خواهند شد. تره کی افزود «ما ضیاءالحق را دشمن خود نمی دانیم ولی ممکن
است دیر یا زود او از اعزام رخنه گران به این کشور خودداری کند».
8 مناسبات با کشورهای سوسیالیستی: تره کی اصرار داشت که تنها بین 1000 و 1100 مستشار
روسی در افغانستان وجود دارد که از این عده حدود 300 نفر در دستگاههای نظامی افغانستان خدمت
می کنند. (اظهار نظر: ما معتقدیم که تقریبا 1000 مستشار نظامی روسی در اینجا وجود دارد و تعداد
مستشاران غیرنظامی حدود 2500 نفر است.) او پیشنهاد کرد خبرنگاران خارجی این رقم را با اوضاع در
ایران و پاکستان و سایر کشورها مقایسه کنند که در آنجا بین 60 تا 70 هزار آمریکایی و سایر مستشاران
حضور دارند. درباره کمکهای نظامی از جانب اتحاد جماهیر شوروی، تره کی مدعی شد که «آنچه که ما
نیاز داریم و می توانیم آنها را به کار بریم دریافت می کنم». در جبهه سیاستی تره کی اصرار داشت که
«مناسبات برادرانه» بین افغانستان و چکسلواکی دلالت بر آن می کند که چکسلواکی «هرگز به ببرک
کارمل سفیر سابق و همکاران پرچمیست او یا سایر دشمنان انقلاب پناه نخواهد داد».
9 مناسبات حزب با نهضت بین المللی: طبق اظهار تره کی حزب دمکراتیک خلق افغانستان
«همبستگی تاریخی با سه نهضت عمده ضد امپریالیستی» داشته است. این سه نهضت عبارتند از: «جبهه
جهانی صلح و ترقی» و «نهضت بین المللی طبقه کارگر» و «نهضتهای آزادیبخش ملی و اجتماعی در
سراسر جهان.»
10 نتیجه گیری: به غیر از این فرمول بندیهای جدید، وفور لفاظیها در سطح عالی در اطراف نخستین
سالگرد انقلاب، مطالب، قدیمی بوده است. تکذیب علنی وقوع حوادث (از قبیل شورش جلال آباد و
شکنجه زندانیان و غیره) از سوی دستگاه رهبری ظاهرا همان تاکتیک «دروغ بزرگ» است که از طرف
آنها در پیش گرفته شده و بدین ترتیب از حیثیت و اعتبار داخلی رژیم کاسته شده است. در این ارتباط
تکذیب ناشیانه تره کی درباره اینکه امین گفته است که بعضی اشخاص می کوشند رهبر بزرگ را تحت تأثیر
قرار دهند با اشاره به اینکه امین جزئی از دستگاه رسمی در مطبوعات تحت کنترل دولت است بسیار
جالب توجه است. اشاره های تره کی خطاب به پراگ (چکسلواکی) نیز ممکن است به عنوان حمله به سایر
کشورهای «برادر» (مثلاً یوگسلاوی و حتی اتحاد جماهیر شوروی) باشد که ممکن است اکنون یا در
مرحله دیگری به رهبران پرچمیست پناه دهند. در این ارتباط چنین به نظر می رسد که به هر اندازه که رژیم
خلقی در تحکیم امنیت داخلی خود ناتوان باشد به همان اندازه رهبران خلقی ممکن است از این نگرانی
داشته باشند که «دوستان بین المللی» آنها در جستجوی یک دستگاه رهبری چپگرای دیگری برای
پشتیبانی باشد.آمستونز
نقش فعلی روسیه در افغانستان
سند شماره (16)
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 9 می
به: وزارت امور خارجه واشنگتن طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: نقش فعلی روسیه در افغانستان
1 خلاصه: درگیری شوروی در افغانستان در هفته های اخیر به صورت بارزی افزایش یافته است،
ولی هنوز به حدود مبالغه شده ای که اغلب در مطبوعات جهان گزارش شده نرسیده است. اگر چه این
امکان وجود دارد که نیروهای رزمی شوروی در درگیری داخلی افغانستان مداخله نمایند. ولی نظر ما این
است که اتحاد جماهیر شوروی احتمالاً تلاش خواهد نمود تا از افتادن در چیزی که می تواند تله ای از نوع
ویتنام باشد اجتناب ورزند.
2 با در نظر داشتن این حقیقت که عناصر انتخاب شده این گزارش توسط وزارتخانه در پاسخگویی به
تجسسهای کنگره و جامعه مورد استفاده قرار خواهد گرفت (تلکس مرجع)، سفارت اطلاعات زیر را در
مورد درگیری فعلی شوروی در افغانستان ارائه می کند که افشای آن به عملیات ما در اینجا به طور جدی
زیان وارد نمی کند و یا منابع ما را مورد مخاطره قرار نخواهد داد.
3 علیرغم بدتر شدن وضعیت امنیتی در سراسر کشور حضور شوروی در افغانستان از نظر کمی، در
ماههای اخیر افزایش قابل توجهی پیدا ننموده است. تعداد مستشاران نظامی روسی در حدود کمی بالاتر
از 1000 نفر باقی مانده است. (و احتمالاً هنوز در حدود 2500 نفر مستشار غیر نظامی روسی در آن
کشور به سر می برند.)
ما بر این اعتقاد داریم که تعداد زیادی از وابسته های روسی به شوروی تخلیه شده اند، هر چند سفارت
شوروی این را تکذیب می کند.
4 از نظر کیفی چنین به نظر می آید که نفوذ مستشاران روسی در هفته های اخیر و خصوصا پس از
دیدار ژنرال روسی «ا. ا. پیشیف» رئیس اداره سیاسی نیروهای مسلح در آوریل، مشخص تر شده باشد. اگر
چه دلیل اعلام شده برای سفر «پیشیف» بالا بردن سطح آموزش سیاسی نیروهای افغانستان بوده، ولی وی
به همراه یک گروه بزرگ از کارمندان رسمی شوروی به افغانستان آمد و گمان بر این می رود که جنبه های
مختلف پشتیبانی نظامی از ارتش و نیروی هوایی افغانستان را مورد بررسی قرار داده باشد.
ما همچنین از اداره و هدایت افزایش یافته وزارتخانه های مختلف کشوری توسط روسها مطلع
می باشیم.
5 بهترین لوازم از نظر کیفی که شوروی تاکنون برای افغانستان تهیه دیده است عبارتند از هواپیماهای
جنگنده میگ 21 و سوخو 7 و هلیکوپترهای توپدار 24 MI و تانکهای 62 Tعلیرغم شایعات
خلاف و مکرر، افغانیها هنوز به هواپیمای میگ 32 مجهز نشده اند.
6 سفارت شایعات گسترده ای که خلبانان روسی در برخی مأموریتهای عملیاتی هواپیماهای
افغانستان بر علیه هدفهای چریکی شرکت دارند را مورد ارزیابی قرار داده است. ما هیچ دلیل محکمی
برای رد این امکان در دست نداریم و تا زمانی که چنان هواپیمایی با خلبان روسی آن دچار حادثه نشود
مشکل خواهد بود که این شایعات را اثبات کنیم. از آنجایی که برخی از تجهیزات جدید از قبیل
هلیکوپترهای توپدار 24 MIاز تجهیزات جنگی قدیمی تر افغانستان پیچیده تر هستند، گمان بر این
می رود که پرسنل روسی در فعالیت آموزشی سنگینی شرکت دارند و چندین گزارش وجود دارد که
هلیکوپترهای 24 MI در عملیات علیه شورشیان مورد استفاده قرار گرفته اند. از آنجایی که این یک
سیستم پیچیده تسلیحاتی است ما اطمینان نداریم که زمان کافی برای آموزش افغانیها جهت پرواز با این
هلیکوپترها به تنهایی وجود داشته است. بنابراین کاملاً امکان پذیر است که روسها در پرواز آن
هلیکوپترهایی که در عملیات مورد استفاده قرار گرفته است کمک کرده باشند و در عین حال خلبانان
افغانی را تعلیم داده باشند.
7 چون مستشاران نظامی روسی در نیروی زمینی افغانستان در تمام سطوح تا گردان و همچنین در
چندین واحد تخصصی کوچک حضور دارند، غیر عادی خواهد بود اگر هر چند وقت یک بار در عملیات
نظامی دستگیر نشوند.
8 مهمترین سؤال این است که آیا می توانیم انتظار داشته باشیم که نیروهای روسی را در درگیری
افغانستان ببینیم ؟
ما فقط می توانیم ناظر باشیم که از چنان احتمالی جلوگیری به عمل نیاید. ماده 4 معاهده جدید دوستی
افغانستان شوروی منعقد در 5 دسامبر 1978 شرط می کند که طرفین 00011 با یکدیگر مشاوره
می نمایند و بر اساس توافق، اقداماتی به عمل می آورند که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی دو کشور را
تضمین نماید.» ماده به این ترتیب خاتمه می پذیرد:» به منظور انسجام بخشیدن به توانایی دفاعی طرفین
قرارداد، آنها بایستی که به توسعه همکاری در زمینه نظامی بر اساس موافقتنامه های مناسبی که بین آنها
منعقد شده ادامه دهند.»
9 خیلی از ناظران دیپلماتیک اظهار نظر کرده اند که عبارت پردازی دقیق ماده 4 به نظر می رسد که
اتحاد شوروی را قادر می سازد که با یک تیر دو نشان بزند. به نظر می رسد که این ماده به نیروهای روسی
اجازه می دهد در زمان صلح به افغانستان وارد شوند، ولی همچنین حاوی زبان گریز می باشد که به روسها
اجازه می دهد درخواست کمک رژیم خلقی را نادیده بگیرند. شایع است که افسران ارشد روسی به خلقیها
اطمینان شفاهی داده اند که اتحاد جماهیر شوروی هر چه که لازم باشد برای حفاظت از انقلاب انجام
خواهند داد. در حالی که خلقیها در گفتگو با دیپلماتها و مطبوعات خارجی (کابل 3538) اظهار داشته اند
که مطمئن می باشند که اتحاد شوروی به آنها در رویارویی با مداخلات روشن نیست آیا واقعا آنها چنین
اطمینانی را دارا می باشند. رهبری تره کی امین بدون شک آگاه است که راههای دیگری نیز برای رژیم
آنها به صورت ناآشکار وجود دارد (از جمله رهبران تبعیدی حزب پرچم).
10 هر چند این سفارتخانه به تخصص سفارت مسکو در تجزیه و تحلیل روسیه در مورد وضعیت