بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 528

و قصدی برای دخالت ندارد، منتشر شده است. لورتون در پایان نتیجه گیری کرد که تا زمانی که این نوع

اتهامات و جوی که از آن ناشی می شود ادامه یابد، بهبود مناسبات آمریکا و افغانستان دشوار خواهد بود.

لورتون از گوروی خواست که تحولات افغانستان و مشکلات عمده حکومت تره کی را ارزیابی کند.

گوروی اظهار عقیده کرد که جمهوری دمکراتیک افغانستان با مشکلاتی که همه انقلابها با آن مواجه

هستند رو به رو است زیرا طبقات قدیم و جدید برای کنترل اوضاع با یکدیگر رقابت می کنند.

گوروی خاطر نشان ساخت که یک سنت نیرومند مذهبی در افغانستان وجود دارد و گفت که این خود

یک منبع مخالفت با رژیم است که می خواهد کلیسا را از دولت جدا کند و مذهب را از سیاست دور کند. او

همچنین سنتهای خود مختاری بعضی از گروههای قبیله ای را گوشزد کرد و گفت که عده ای از ناراضیان از

مرز افغانستان گذشته و وارد پاکستان شده اند و به فعالیتهای ضد جمهوری دمکراتیک افغانستان

می پردازند. گوروی ادامه داد که جمهوری دمکراتیک افغانستان از مقدار زیادی پشتیبانی برای برنامه های

اصلاحاتی خود (از قبیل اصلاحات ارضی) که به سود توده های مردم افغانستان است برخوردار است. به

عقیده گوروی نظامیان کلید پیشرفت یک انقلاب در کشورهای رو به رشد هستند.

لورتون پرسید که آیا رژیم واقعا «از سوی توده ها» پشتیبانی می شود یا خیر و اظهار داشت که بخشهای

بزرگی از جمعیت عمومی به نظر می آید که مخالفت خود را با رژیم در شورش هرات و ترک افغانستان به

مقصد پاکستان بیان داشته اند. لورتون گفته که اینها نشانه هایی کمتر از پشتیبانی عمومی توده ها برای رژیم

هستند و واکنش تدابیر شدیدی را که رژیم علیه مخالفان در پیش گرفته اند تشکیل می دهند. گوروی پاسخ

داد که هر اقدامی باعث اقدام متقابل می شود و درباره نیاز انقلاب به دفاع خود از لنین نقل قول کرد که او

یادآوری کرد که تعداد بزرگی از روستاییان روسیه با انقلاب روسیه مخالفت می کردند زیرا آنها فاقد

تحصیل و بیسواد بودند و نمی دانستند منافع واقعی آنها در کجاست. به عقیده او وظیفه رهبران حکومت

افغانستان پرورش توده ها درباره منافع حقیقی آنها است و این فرآیند را یک امر بسیار دشوار توصیف

کرد.

لورتون در پایان گفت که در واقع برای مردم افغانستان اوضاع و احوال بسیار دشواری در پیش است

زیرا جمهوری دمکراتیک افغانستان به نظر می رسد نابودی نهادهای قدیمی را به نفع ساختهای جدید، بر

کوشش به کار کردن با این نهادها یا از طریق این نهادها ترجیح می دهد.

«دروغ بزرگ» به صورت ابزار استاندارد خلقیها در می آید

سند شماره (15)

از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 8 می 1979

به: وزیر امور خارجه در واشنگتنطبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره 3557

موضوع: «دروغ بزرگ» به صورت ابزار استاندارد خلقیها در می آید

1 (تمامی متن محرمانه)

2 خلاصه: نتیجه نطقهای فراوان و کنفرانسهای مطبوعاتی که در جریان روزهای اخیر از سوی نور

محمد تره کی رئیس جمهوری و حفیظ اللّه امین، نخست وزیر به مناسبت سالگرد انقلاب ترتیب داده شده

بود، چین و چروکهای سیاسی جدیدی را به وجود آورده است و از جمله اشاره بر آن شده است که


صفحه 529

اصطکاک بین دو رهبر ممکن است واقعیت داشته باشد. تکذیبهای صریحی درباره اینکه در جلال آباد

شورشی رخ داده و یا اینکه رژیم زندانیان سیاسی خود را شکنجه می دهد، نشان دهنده آن است که «دروغ

بزرگ» ممکن است تاکتیک ترجیحی رژیم در سروکار داشتن با مسائل ناگوار بوده باشد. مداخله ادعائی

از سوی ایران و پاکستان و «امپریالیسم» بهانه اصلی حکومت برای ادامه مخالفت در داخل کشور است در

حالی که کنایه های نیمه سرپوشیده ای به کشورهای «برادر» (به ویژه چکسلواکی) که ممکن است به

رهبران پرچمیست تبعید شده پناهندگی دهد به عمل آمده است.(پایان خلاصه.)

3 مناسبات تره کی و امین: علیرغم توصیف پرافاضه تره کی از سوی امین به عنوان «شکوهمندترین

شخصیت در تاریخ افغانستان» (که اشخاص برجسته ای از قبیل داریوش و اسکندر کبیر و چنگیز خان و

تیمور لنگ و احمدشاه درانی و بانو میلر و فلاشمن را کنار می گذارد) اشاراتی همچنان ظاهر می شود که

اختلافات بین این دو رهبر ممکن است وجود داشته باشد. نور محمد تره کی در جریان یک کنفرانس

مطبوعاتی در پاسخ به تقبیح و محکوم کردن پرستش فرد، درباره خود او از سوی امین، تره کی از روی

تواضع گفت که مردم افغان «احساس محبت و احترام نسبت به من دارند» به طوری که آنها اصرار دارند

همه جا عکس او را نصب کنند. تره کی افزود که حکومت دستوراتی درباره پایان دادن به این عمل صادر

کرده است ولی رژیم برای ممانعت از بیان احساسات مردم متوسل به زور نخواهد شد. (اظهار نظر: تعداد

زیادی از عکسهای تره کی اخیرا ناپدید شده است.) در همین کنفرانس مطبوعاتی تره کی این اطلاع را به

نحو قاطعی تکذیب کرد که امین گفته است یا حتی اطلاع داده است که بعضی از دشمنان ناشناخته

می کوشند رئیس جمهوری افغانستان را «تحت نفوذ خود» درآورند. (مرجع 8) تره کی از روی گستاخی

اصرار داشت که امین «به هیچ وجه چنین چیزی نگفته است» و اینکه او یقین دارد که گفته او حقیقت دارد

زیرا او «همه مصاحبه های امین را که در یک سال گذشته انجام گرفته خوانده است».

4 حقوق بشر: امین ضمن رد گزارشهای مفصل که به وسیله شهود عینی و قربانیان تأیید شده است،

مبنی بر اینکه رژیم بسیاری از زندانیان در بازداشت خود را از لحاظ جسمی در معرض بد رفتاری قرار

می دهد (و از جمله شب هنگام زندانیان سیاسی بدون محاکمه اعدام می شوند، بعضی از قسمتهای بدن

زندانیان در معرض شوک الکتریکی قرار می گیرد) مدعی شد که «ما به وقار انسانی لطمه ای نزدیم حتی

هنگامی که با اشخاصی سروکار داشته ایم که علیه خلق ما و کشور ما توطئه می چیدند». امین اضافه کرد:

«ما علیه هیچ کس وسائلی را که با احترام به وقار انسانی تضاد دارد به کار نبرده ایم». تره کی اصرار ورزید

که تنها بین 1000 تا 1100 زندانی سیاسی در بازداشت به سر می برند. ( اظهارنظر: ما تصور می کنیم که

رقم زندانیان سیاسی عملاً بیش از 10 هزار نفر است)

5 امنیت داخلی: گناه مشکلات امنیت داخلی همچنان به «عوامل نفوذی بیگانه» و به ویژه سربازان

ملبس به لباسهای افغانی «از پاکستان و ایران نسبت داده شده است. تره کی به طور غیر مستقیم پذیرفت که

در شمال غربی افغانستان زد و خوردهایی در جریان است او اصرار داشت که خشونت در اطراف میمنه

(یک منطقه ترکمن نشین در نزدیکی مرز شوروی) کار «رخنه گران ایرانی» بوده است که به دنبال عصیان

در هرات فرار کرده بودند. تره کی هم چنین اعلام داشت که «مداخله» از سوی ایران و پاکستان رژیم را

ناگزیر ساخته است که مقررات منع عبور و مرور شبانه را در کابل بیش از یک سال پس از انقلاب همچنان

حفظ کند. تره کی درباره واقعیات مربوط به چند نقطه اشاره کرده و این موضوع را تکذیب کرد که اخیرا در


صفحه 530

جلال آباد حوادثی اتفاق حوادثی اتفاق افتاده تا چه رسد به اینکه ارتش دست به عصیان زده است. تره کی

با اصرار گفت که هیچ کس (و به ویژه شیعیان) به علت اعتقادات مذهبی خود دستگیر نشده اند.

6 هدفهای انقلاب: تره کی پذیرفت که ساختن یک جامعه سوسیالیستی، یک وظیفه دراز مدت است

ولی او مدعی شد که «شالوده» یک جامعه سوسیالیستی ظرف «6 تا 10 سال آینده» ریخته خواهد شد. و

اما درباره ماهیت رژیم، تره کی خاطر نشان ساخت که «دمکراسی بدین معنی است که تدابیری برای سود

اکثریت اتخاذ شود» و افزود که ما می توانیم جمهوری دمکراتیک افغانستان را یک دیکتاتوری دمکراتیک

افغانستان بنامیم، زیرا جمهوری دمکراتیک افغانستان به نفع 98% از مردم است.

7 مناسبات با ایران و پاکستان: طبق اظهار رهبران افغانستان «قدرتهای ارتجاعی منطقه» (مقصود

ایران و پاکستان) با پشتیبانی «امپریالیست» (مقصود آمریکا و انگلیس) به انجام «تجاوز مسلحانه» علیه

افغانستان ادامه می دهند که به «شهادت تعداد زیادی از مردم» منجر شده است که از جمله زنان و کودکان و

اشخاص مسن در میان آنان بوده اند. تره کی مدعی شد که از هشتم آوریل 1979 به بعد «سربازان پاکستان

یازده بار به خاک افغانستان تجاوز کرده اند».

تره کی با اصرار گفت که همه تجاوزهای بعدی از سوی نیروهای مسلح افغانستان «با پشتیبانی دوستان

بین المللی افغانستان» دفع خواهند شد. تره کی افزود «ما ضیاءالحق را دشمن خود نمی دانیم ولی ممکن

است دیر یا زود او از اعزام رخنه گران به این کشور خودداری کند».

8 مناسبات با کشورهای سوسیالیستی: تره کی اصرار داشت که تنها بین 1000 و 1100 مستشار

روسی در افغانستان وجود دارد که از این عده حدود 300 نفر در دستگاههای نظامی افغانستان خدمت

می کنند. (اظهار نظر: ما معتقدیم که تقریبا 1000 مستشار نظامی روسی در اینجا وجود دارد و تعداد

مستشاران غیرنظامی حدود 2500 نفر است.) او پیشنهاد کرد خبرنگاران خارجی این رقم را با اوضاع در

ایران و پاکستان و سایر کشورها مقایسه کنند که در آنجا بین 60 تا 70 هزار آمریکایی و سایر مستشاران

حضور دارند. درباره کمکهای نظامی از جانب اتحاد جماهیر شوروی، تره کی مدعی شد که «آنچه که ما

نیاز داریم و می توانیم آنها را به کار بریم دریافت می کنم». در جبهه سیاستی تره کی اصرار داشت که

«مناسبات برادرانه» بین افغانستان و چکسلواکی دلالت بر آن می کند که چکسلواکی «هرگز به ببرک

کارمل سفیر سابق و همکاران پرچمیست او یا سایر دشمنان انقلاب پناه نخواهد داد».

9 مناسبات حزب با نهضت بین المللی: طبق اظهار تره کی حزب دمکراتیک خلق افغانستان

«همبستگی تاریخی با سه نهضت عمده ضد امپریالیستی» داشته است. این سه نهضت عبارتند از: «جبهه

جهانی صلح و ترقی» و «نهضت بین المللی طبقه کارگر» و «نهضتهای آزادیبخش ملی و اجتماعی در

سراسر جهان.»

10 نتیجه گیری: به غیر از این فرمول بندیهای جدید، وفور لفاظیها در سطح عالی در اطراف نخستین

سالگرد انقلاب، مطالب، قدیمی بوده است. تکذیب علنی وقوع حوادث (از قبیل شورش جلال آباد و

شکنجه زندانیان و غیره) از سوی دستگاه رهبری ظاهرا همان تاکتیک «دروغ بزرگ» است که از طرف

آنها در پیش گرفته شده و بدین ترتیب از حیثیت و اعتبار داخلی رژیم کاسته شده است. در این ارتباط

تکذیب ناشیانه تره کی درباره اینکه امین گفته است که بعضی اشخاص می کوشند رهبر بزرگ را تحت تأثیر

قرار دهند با اشاره به اینکه امین جزئی از دستگاه رسمی در مطبوعات تحت کنترل دولت است بسیار


صفحه 531

جالب توجه است. اشاره های تره کی خطاب به پراگ (چکسلواکی) نیز ممکن است به عنوان حمله به سایر

کشورهای «برادر» (مثلاً یوگسلاوی و حتی اتحاد جماهیر شوروی) باشد که ممکن است اکنون یا در

مرحله دیگری به رهبران پرچمیست پناه دهند. در این ارتباط چنین به نظر می رسد که به هر اندازه که رژیم

خلقی در تحکیم امنیت داخلی خود ناتوان باشد به همان اندازه رهبران خلقی ممکن است از این نگرانی

داشته باشند که «دوستان بین المللی» آنها در جستجوی یک دستگاه رهبری چپگرای دیگری برای

پشتیبانی باشد.آمستونز

نقش فعلی روسیه در افغانستان

سند شماره (16)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 9 می

به: وزارت امور خارجه واشنگتن طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: نقش فعلی روسیه در افغانستان

1 خلاصه: درگیری شوروی در افغانستان در هفته های اخیر به صورت بارزی افزایش یافته است،

ولی هنوز به حدود مبالغه شده ای که اغلب در مطبوعات جهان گزارش شده نرسیده است. اگر چه این

امکان وجود دارد که نیروهای رزمی شوروی در درگیری داخلی افغانستان مداخله نمایند. ولی نظر ما این

است که اتحاد جماهیر شوروی احتمالاً تلاش خواهد نمود تا از افتادن در چیزی که می تواند تله ای از نوع

ویتنام باشد اجتناب ورزند.

2 با در نظر داشتن این حقیقت که عناصر انتخاب شده این گزارش توسط وزارتخانه در پاسخگویی به

تجسسهای کنگره و جامعه مورد استفاده قرار خواهد گرفت (تلکس مرجع)، سفارت اطلاعات زیر را در

مورد درگیری فعلی شوروی در افغانستان ارائه می کند که افشای آن به عملیات ما در اینجا به طور جدی

زیان وارد نمی کند و یا منابع ما را مورد مخاطره قرار نخواهد داد.

3 علیرغم بدتر شدن وضعیت امنیتی در سراسر کشور حضور شوروی در افغانستان از نظر کمی، در

ماههای اخیر افزایش قابل توجهی پیدا ننموده است. تعداد مستشاران نظامی روسی در حدود کمی بالاتر

از 1000 نفر باقی مانده است. (و احتمالاً هنوز در حدود 2500 نفر مستشار غیر نظامی روسی در آن

کشور به سر می برند.)

ما بر این اعتقاد داریم که تعداد زیادی از وابسته های روسی به شوروی تخلیه شده اند، هر چند سفارت

شوروی این را تکذیب می کند.

4 از نظر کیفی چنین به نظر می آید که نفوذ مستشاران روسی در هفته های اخیر و خصوصا پس از

دیدار ژنرال روسی «ا. ا. پیشیف» رئیس اداره سیاسی نیروهای مسلح در آوریل، مشخص تر شده باشد. اگر

چه دلیل اعلام شده برای سفر «پیشیف» بالا بردن سطح آموزش سیاسی نیروهای افغانستان بوده، ولی وی

به همراه یک گروه بزرگ از کارمندان رسمی شوروی به افغانستان آمد و گمان بر این می رود که جنبه های

مختلف پشتیبانی نظامی از ارتش و نیروی هوایی افغانستان را مورد بررسی قرار داده باشد.

ما همچنین از اداره و هدایت افزایش یافته وزارتخانه های مختلف کشوری توسط روسها مطلع

می باشیم.

5 بهترین لوازم از نظر کیفی که شوروی تاکنون برای افغانستان تهیه دیده است عبارتند از هواپیماهای


صفحه 532

جنگنده میگ 21 و سوخو 7 و هلیکوپترهای توپدار 24 MI و تانکهای 62 Tعلیرغم شایعات

خلاف و مکرر، افغانیها هنوز به هواپیمای میگ 32 مجهز نشده اند.

6 سفارت شایعات گسترده ای که خلبانان روسی در برخی مأموریتهای عملیاتی هواپیماهای

افغانستان بر علیه هدفهای چریکی شرکت دارند را مورد ارزیابی قرار داده است. ما هیچ دلیل محکمی

برای رد این امکان در دست نداریم و تا زمانی که چنان هواپیمایی با خلبان روسی آن دچار حادثه نشود

مشکل خواهد بود که این شایعات را اثبات کنیم. از آنجایی که برخی از تجهیزات جدید از قبیل

هلیکوپترهای توپدار 24 MIاز تجهیزات جنگی قدیمی تر افغانستان پیچیده تر هستند، گمان بر این

می رود که پرسنل روسی در فعالیت آموزشی سنگینی شرکت دارند و چندین گزارش وجود دارد که

هلیکوپترهای 24 MI در عملیات علیه شورشیان مورد استفاده قرار گرفته اند. از آنجایی که این یک

سیستم پیچیده تسلیحاتی است ما اطمینان نداریم که زمان کافی برای آموزش افغانیها جهت پرواز با این

هلیکوپترها به تنهایی وجود داشته است. بنابراین کاملاً امکان پذیر است که روسها در پرواز آن

هلیکوپترهایی که در عملیات مورد استفاده قرار گرفته است کمک کرده باشند و در عین حال خلبانان

افغانی را تعلیم داده باشند.

7 چون مستشاران نظامی روسی در نیروی زمینی افغانستان در تمام سطوح تا گردان و همچنین در

چندین واحد تخصصی کوچک حضور دارند، غیر عادی خواهد بود اگر هر چند وقت یک بار در عملیات

نظامی دستگیر نشوند.

8 مهمترین سؤال این است که آیا می توانیم انتظار داشته باشیم که نیروهای روسی را در درگیری

افغانستان ببینیم ؟

ما فقط می توانیم ناظر باشیم که از چنان احتمالی جلوگیری به عمل نیاید. ماده 4 معاهده جدید دوستی

افغانستان شوروی منعقد در 5 دسامبر 1978 شرط می کند که طرفین 00011 با یکدیگر مشاوره

می نمایند و بر اساس توافق، اقداماتی به عمل می آورند که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی دو کشور را

تضمین نماید.» ماده به این ترتیب خاتمه می پذیرد:» به منظور انسجام بخشیدن به توانایی دفاعی طرفین

قرارداد، آنها بایستی که به توسعه همکاری در زمینه نظامی بر اساس موافقتنامه های مناسبی که بین آنها

منعقد شده ادامه دهند.»

9 خیلی از ناظران دیپلماتیک اظهار نظر کرده اند که عبارت پردازی دقیق ماده 4 به نظر می رسد که

اتحاد شوروی را قادر می سازد که با یک تیر دو نشان بزند. به نظر می رسد که این ماده به نیروهای روسی

اجازه می دهد در زمان صلح به افغانستان وارد شوند، ولی همچنین حاوی زبان گریز می باشد که به روسها

اجازه می دهد درخواست کمک رژیم خلقی را نادیده بگیرند. شایع است که افسران ارشد روسی به خلقیها

اطمینان شفاهی داده اند که اتحاد جماهیر شوروی هر چه که لازم باشد برای حفاظت از انقلاب انجام

خواهند داد. در حالی که خلقیها در گفتگو با دیپلماتها و مطبوعات خارجی (کابل 3538) اظهار داشته اند

که مطمئن می باشند که اتحاد شوروی به آنها در رویارویی با مداخلات روشن نیست آیا واقعا آنها چنین

اطمینانی را دارا می باشند. رهبری تره کی امین بدون شک آگاه است که راههای دیگری نیز برای رژیم

آنها به صورت ناآشکار وجود دارد (از جمله رهبران تبعیدی حزب پرچم).

10 هر چند این سفارتخانه به تخصص سفارت مسکو در تجزیه و تحلیل روسیه در مورد وضعیت


صفحه 533

افغانستان احترام می گذارد (که کرملین بایستی به آن هم به عنوان یک فرصت و هم آشفتگی بنگرد)، این

مورد در کابل موضوع خیلی از تفکرات می باشد. بعضی استدلال می کنند که شوروی مایل است تا از یک

رکود اقتصادی در باتلاق جنگی داخلی از نوع ویتنام اجتناب ورزد، در حالی که دیگران معتقدند که ما

بایستی در آستانه وضعیت نظیر 1968 چکسلواکی باشیم. اتحاد شوروی ممکن است به خاطر اینکه

انقلاب افغانستان در خطر است «حرکتی» صورت دهد. در این رابطه اتهامات مکرر شوروی در مورد

مداخله ایالات متحده، چین، پاکستان و دیگر کشورها می تواند به عنوان زمینه ای قانونی و تبلیغاتی برای

چنان حرکتی به کار گرفته شود. علاوه بر این شکایتهای مکرر خلقیها که سربازان پاکستانی و ایرانی در

لباس افغانی در افغانستان فعالیت می نمایند، می توانند بخشی از این تدارکات سیاسی باشد.

11 چرا اتحاد شوروی باید تصمیم به مداخله بگیرد؟ افغانستان بر خلاف آنگولا، اتیوپی یا یمن با

خود شوروی هم مرز است. در حقیقت این کشور آشوب زده در مجاورت چندین جمهوری مسلمان

آسیایی مرکزی شوروی که حساس می باشد قرار دارد. مسکو به صورت قابل درکی در مورد امکان یک

رشته به هم پیوسته از کشورهای اسلامی محافظه کار که در طول و یا نزدیک مرزهای جنوبی آن از

پاکستان، ایران قرار می گیرد، نگران است (و اگر که اتحاد اخوان رژیم خلقی را سرنگون کند، این جریان

می تواند رخ دهد). اتحاد شوروی همچنین سرمایه گذاریهای سیاسی، اقتصادی، استراتژیک، نظامی و

پرستیژ کافی در افغانستان خلقی دارد. محتمل نیست که مسکو بدون برخی تلاشها جهت حفظ آنها بگذارد

که از دست بروند.

به عبارت دیگر تقریبا هر رژیم افغانی که بر رژیم خلقی پیشی بگیرد، احتمالاً احساس خواهد کرد که

بایستی با حقیقت جغرافیایی سیاسی همسایه بزرگ شمالی کشور به توافق برسد. (همان گونه که در

مورد دولتهای افغانستان در 60 سال گذشته متغیر بوده است.)

تقاضای اطلاعات در مورد افغانستان و جمهوری دمکراتیک خلق یمن

سند شماره (17)

از: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی.تاریخ: 11 می 79

به: سفارت آمریکا در تهرانطبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: تقاضای اطلاعات در مورد افغانستان و جمهوری دمکراتیک خلق یمن

1 تمام مطالب خیلی محرمانه است.

2 سفارت بایستی تا به حال تلگرافهایی درباره نقش شوروی در افغانستان دریافت کرده باشد و قبلاً

مجاز بوده است که بیشتر این اطلاعات را با دولت موقت ایران در میان بگذارد. به علاوه شما می توانی از

IMRجدید زیر به شماره 94905 وزارت خارجه (که برای سفیر سولیوان در اواخر مارس تهیه شده)

استفاده کنید که حاوی اطلاعات وسیعی است که از منابع آزاد دریافت شده است.

3 افغانستان: تفسیر شوروی از افغانستان در دو سه هفته گذشته کاهش یافته است. در حالی که

مطبوعات شوروی به اشاره ضمنی به اینکه ایالات متحده و پاکستان در پشت افغانستان هستند، ادامه

می دهند که ضمنا تکرار و درجه اعتبار این اشارت ضمنی کاهش پیدا کرده است. به هر حال مسکو هنوز با

شدت به چین حمله می کند. برای مقابله با احساسات ضد شوروی در دنیای مسلمین که به واسطه حمایت

مسکو از کابل صورت پذیرفته، سعی بر این شده که وجهه اقلیتهای مسلمان در شوروی تقویت شود. دوبار


صفحه 534

در ماه گذشته رادیو شوروی پیامهایی را از مفتی تاشکند که سیاست شوروی در مورد آزادی مذهب و

وضعیت اسلام در شوروی را ستوده است پخش کرد. در عین حال شوروی مواظب بوده تا روی روابط دو

کشور تأکید گردد و جهت گیری مارکسیستی حزب دمکراتیک خلق افغانستان را بی اهمیت جلوه دهد.

4 پوشش رسانه های گروهی شوروی از اولین سالگرد انقلاب افغانستان در 27 آوریل بدون عیب

بود. برژنف و کاسیگین تبریکاتشان را ارسال داشتند در حالی که تفسیر آنها روی پیشرفتی که در 12 ماه

اخیر حاصل شده بود، تأکید می کرد اما اضافه می کرد که هنوز راه طولانی در پیش است. علیرغم تعهدات

پشتیبانی مکرر روسها، روسها دقت داشتند که بر وضعیت عدم تعهد جمهوری دموکراتیک افغانستان تأکید

کنند.

مسکو هنوز حزب دمکراتیک خلق افغانستان را به عنوان یک حزب کمونیست نشناخته و احتمال هم

نمی رود که تا زمانی که وضعیت افغانستان و کنترل جمهوری دموکراتیک افغانستان بر کشور احاطه پیدا

نماید چنین کاری را انجام دهد. در واقع نشانه ای وجود دارد که شوروی از روابط نزدیک با رژیم تره کی

متأسف است ولی تعهد آنها برای تبادل آن همچنان پابرجاست. در هر صورت شوروی به حزب

دمکراتیک خلق افغانستان به عنوان حزب پیش قراول و به انقلاب افغانستان به عنوان روح پرولتاریای

بین المللی اشاره می کند. ساسلو عضو اداره سیاسی، اخیرا اظهار داشت که افغانستان مثل اتیوپی و

موزامبیک در جهت سوسیالیست شدن قرار دارد. این جهت گیری همراه با پیشرفت است ولی راه درازی،

در پیش دارد تا بتواند شروع به ساختن سوسیالیسم واقعی کند.

5 علیرغم کوششهای کابل مبنی بر متوقف ساختن فعالیت شورشیان، به نظر می رسد که جنگ در

افغانستان شدت و گستردگی شدیدی یافته است. کنترل دولت بر نواحی استانهای کنارها، ننگاهار و پکتیا

کم به نظر می رسد و جنگ در آن مناطق سنگین بوده است. آشوبهایی در حومه کابل اتفاق افتاده است. در

خلال جشن سالانه هیچ ناراحتی جدی مخصوص (عمدتا به خاطر هماهنگی تدارکات امنیتی شوروی)

وجود نداشته ولی اخبار ترور مقامات عالیرتبه افغان و مستشاران روسی پا بر جا باقی می ماند. طبق اخبار

واصله تا به حال عده ای از روسها در یک شورش آشکار نظامی در جلال آباد کشته شده اند.

6 مسکو در پاسخ به نیازهای کابل، ظاهرا به کمکهای نظامیش افزوده است. بیشتر این کمکها قبلاً در

قراردادها وجود داشته ولی تاریخ ارسال آنها تمدید شده است. طبق گزارشهای معتبر مطبوعات، در حال

حاضر بیشتر از 3000 مستشار روسی در افغانستان به سر می برند که 1000 نفر از آنها پرسنل نظامی

هستند، اتحاد جماهیر شوروی اخیرا حدود دوجین هلیکوپتر 24 MIجنگی ارسال داشته و از آنجایی

که هیچ خلبان افغانی نیست که روی این هلیکوپترها تعلیم دیده باشد، خلبانان روسی ممکن است تا زمانی

که خلبانان افغانی تعلیمات ببینند با این هلیکوپترها به عملیات بپردازند. در اوایل آوریل ژنرال پیشیف،

رئیس هیئت مدیره سیاسی ارتش و نیروی دریایی، در رأس یک هیئت به کابل آمد تا احتمالاً وفاداری

ارتش و تعلیمات آن را مورد بحث قرار دهد و همچنین احتمالاً وضعیت را برای مسکو بررسی کند و

شانسهای رژیم تره کی برای ادامه بقاء را مورد ارزیابی قرار دهد.

7 جمهوری دمکراتیک خلق یمن: اسماعیل، مرد شماره یک جمهوری دمکراتیک خلق یمن ضمن

دیدارش از اتیوپی در اوایل مه علنا از اتحاد جماهیر شوروی و کوبا برای کمکهایشان در جنگ این کشور

با (یمن جنوبی) تشکر کرد و جمهوری دموکراتیک خلق یمن را در زمره پیشقراولان انقلاب کبیر اکتبر


صفحه 535

قلمداد کرد. مسکو در سراسر درگیری در عدن مستقر بود. در حالی که در خلال جنگ هیچ افزایش مهمی

در ارسال اسلحه صورت نگرفته بود، مجموعه های ارسالی شوروی به جمهوری دمکراتیک خلق یمن از

تابستان گذشته زیاد بوده و احتمالاً جمهوری دمکراتیک یمن آنچه احتیاج داشته دریافت داشته است.

8 همچنین به نظر می رسد که مسکو از یک صلح میانه طرفداری می نمود و به طور علنی از تلاشهای

اعراب برای خاتمه دادن به درگیری ستایش نمود. قبل از اینکه جنگ روی دهد اتحاد شوروی در تلاش

بود تا روابطش را با عربستان و یمن (YAR)بهبود بخشد. امکان دارد که عراق به سهم خود در تلاش برای

جلوگیری از رشد نفوذ شوروی در شبه جزیره عربستان وسیله ای بوده باشد.

9 در خلال هفته آخر ماه آوریل، کمیته همبستگی آفریقا آسیای شوروی مهماندار یک هیئت

نمایندگی از جبهه خلق برای آزادی عمان بود. از ژانویه به این طرف مطبوعات شوروی چندین مقاله

انتقادی در مورد عمان و دولت سلطان (عمان) انتشار داده اند که بر این در اشاره دارد که برخورد ایران و

انقلابیون ظفار (حالا که دیگر ایران جهت حمایت از دولت عمان نیرو در اختیار آنها نمی گذارد) ممکن

است تجدید شود. مسکو به طور اخص از امتناع در حمایت از تحریمهای بغداد و قطع ارتباطات با مصر در

جریان صلح خاورمیانه مکدر شد. 10 ما به پاراگراف 5 تلکس مرجع به طور جداگانه پاسخ خواهیم داد.

نماینده گیلانی پیشرفت در متحد کردن گروههای مختلف افغانی را گزارش می دهد

سند شماره (18)

از: سفارت آمریکا در اسلام آباد

به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: سری

شماره سند: 5531

موضوع: نماینده گیلانی پیشرفت در متحد کردن گروههای مختلف افغانی را گزارش می دهد

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 خلاصه: همایون آصفی، وکیل افغانی از پاریس که روز 23 آوریل همراه با سید احمد گیلانی به

سفارت مراجعه کرد، از مأمور سفارت در تاریخ 13 ماه مه همراه با گزارش از پیشرفت حاصله در ایجاد

وحدت در میان گروههای مستقر در پیشاور دیدن کرد. آصفی همچنین درباره موقعیتها در زد و خورد بین

نیروهای مخالف و سربازان، جمهوری دمکراتیک افغانستان اطلاع داد. وی قسمتهایی از یک هواپیمای

میگ 21 را که به گفته او به وسیله نیروهای مخالف در اواخر ماه آوریل به دست آمده است نزد ما باقی

گذاشت.

3 آصفی، که پس از دیدار قبلی خود از سفارت در سراسر پاکستان سفر می کند تا وحدت نهضتهای

مخالف را تحقق بخشد، گفت «اتحاد پر معنای» سه گروه (جبهه آزادی بخش ملی افغانستان، گروه گیلانی،

و گروه میان گل جان) اکنون 90 درصد محقق است و باید تا روز 18 می اعلان شود. موافقتنامه حاصله به

وسیله رهبران این سه سازمان در پیشاور امضاء خواهد شد و به مطبوعات (در سراسر جهان) اعلان

خواهد شد. این اتحاد شامل هماهنگی فرماندهی در عملیات صحرایی و همکاری در سطوح بالا در

پیشاور خواهد بود.

4 آصفی همچنین ترتیبی داده است تا بازرگانان افغانی خارج از کشور یک ایستگاه رادیویی را که از

اروپا خریداری شده و تحت رهبری کمیته متحد گروه در وزیرستان نصب خواهد شد، سرپرستی کنند.