جلال آباد حوادثی اتفاق حوادثی اتفاق افتاده تا چه رسد به اینکه ارتش دست به عصیان زده است. تره کی
با اصرار گفت که هیچ کس (و به ویژه شیعیان) به علت اعتقادات مذهبی خود دستگیر نشده اند.
6 هدفهای انقلاب: تره کی پذیرفت که ساختن یک جامعه سوسیالیستی، یک وظیفه دراز مدت است
ولی او مدعی شد که «شالوده» یک جامعه سوسیالیستی ظرف «6 تا 10 سال آینده» ریخته خواهد شد. و
اما درباره ماهیت رژیم، تره کی خاطر نشان ساخت که «دمکراسی بدین معنی است که تدابیری برای سود
اکثریت اتخاذ شود» و افزود که ما می توانیم جمهوری دمکراتیک افغانستان را یک دیکتاتوری دمکراتیک
افغانستان بنامیم، زیرا جمهوری دمکراتیک افغانستان به نفع 98% از مردم است.
7 مناسبات با ایران و پاکستان: طبق اظهار رهبران افغانستان «قدرتهای ارتجاعی منطقه» (مقصود
ایران و پاکستان) با پشتیبانی «امپریالیست» (مقصود آمریکا و انگلیس) به انجام «تجاوز مسلحانه» علیه
افغانستان ادامه می دهند که به «شهادت تعداد زیادی از مردم» منجر شده است که از جمله زنان و کودکان و
اشخاص مسن در میان آنان بوده اند. تره کی مدعی شد که از هشتم آوریل 1979 به بعد «سربازان پاکستان
یازده بار به خاک افغانستان تجاوز کرده اند».
تره کی با اصرار گفت که همه تجاوزهای بعدی از سوی نیروهای مسلح افغانستان «با پشتیبانی دوستان
بین المللی افغانستان» دفع خواهند شد. تره کی افزود «ما ضیاءالحق را دشمن خود نمی دانیم ولی ممکن
است دیر یا زود او از اعزام رخنه گران به این کشور خودداری کند».
8 مناسبات با کشورهای سوسیالیستی: تره کی اصرار داشت که تنها بین 1000 و 1100 مستشار
روسی در افغانستان وجود دارد که از این عده حدود 300 نفر در دستگاههای نظامی افغانستان خدمت
می کنند. (اظهار نظر: ما معتقدیم که تقریبا 1000 مستشار نظامی روسی در اینجا وجود دارد و تعداد
مستشاران غیرنظامی حدود 2500 نفر است.) او پیشنهاد کرد خبرنگاران خارجی این رقم را با اوضاع در
ایران و پاکستان و سایر کشورها مقایسه کنند که در آنجا بین 60 تا 70 هزار آمریکایی و سایر مستشاران
حضور دارند. درباره کمکهای نظامی از جانب اتحاد جماهیر شوروی، تره کی مدعی شد که «آنچه که ما
نیاز داریم و می توانیم آنها را به کار بریم دریافت می کنم». در جبهه سیاستی تره کی اصرار داشت که
«مناسبات برادرانه» بین افغانستان و چکسلواکی دلالت بر آن می کند که چکسلواکی «هرگز به ببرک
کارمل سفیر سابق و همکاران پرچمیست او یا سایر دشمنان انقلاب پناه نخواهد داد».
9 مناسبات حزب با نهضت بین المللی: طبق اظهار تره کی حزب دمکراتیک خلق افغانستان
«همبستگی تاریخی با سه نهضت عمده ضد امپریالیستی» داشته است. این سه نهضت عبارتند از: «جبهه
جهانی صلح و ترقی» و «نهضت بین المللی طبقه کارگر» و «نهضتهای آزادیبخش ملی و اجتماعی در
سراسر جهان.»
10 نتیجه گیری: به غیر از این فرمول بندیهای جدید، وفور لفاظیها در سطح عالی در اطراف نخستین
سالگرد انقلاب، مطالب، قدیمی بوده است. تکذیب علنی وقوع حوادث (از قبیل شورش جلال آباد و
شکنجه زندانیان و غیره) از سوی دستگاه رهبری ظاهرا همان تاکتیک «دروغ بزرگ» است که از طرف
آنها در پیش گرفته شده و بدین ترتیب از حیثیت و اعتبار داخلی رژیم کاسته شده است. در این ارتباط
تکذیب ناشیانه تره کی درباره اینکه امین گفته است که بعضی اشخاص می کوشند رهبر بزرگ را تحت تأثیر
قرار دهند با اشاره به اینکه امین جزئی از دستگاه رسمی در مطبوعات تحت کنترل دولت است بسیار
جالب توجه است. اشاره های تره کی خطاب به پراگ (چکسلواکی) نیز ممکن است به عنوان حمله به سایر
کشورهای «برادر» (مثلاً یوگسلاوی و حتی اتحاد جماهیر شوروی) باشد که ممکن است اکنون یا در
مرحله دیگری به رهبران پرچمیست پناه دهند. در این ارتباط چنین به نظر می رسد که به هر اندازه که رژیم
خلقی در تحکیم امنیت داخلی خود ناتوان باشد به همان اندازه رهبران خلقی ممکن است از این نگرانی
داشته باشند که «دوستان بین المللی» آنها در جستجوی یک دستگاه رهبری چپگرای دیگری برای
پشتیبانی باشد.آمستونز
نقش فعلی روسیه در افغانستان
سند شماره (16)
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 9 می
به: وزارت امور خارجه واشنگتن طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: نقش فعلی روسیه در افغانستان
1 خلاصه: درگیری شوروی در افغانستان در هفته های اخیر به صورت بارزی افزایش یافته است،
ولی هنوز به حدود مبالغه شده ای که اغلب در مطبوعات جهان گزارش شده نرسیده است. اگر چه این
امکان وجود دارد که نیروهای رزمی شوروی در درگیری داخلی افغانستان مداخله نمایند. ولی نظر ما این
است که اتحاد جماهیر شوروی احتمالاً تلاش خواهد نمود تا از افتادن در چیزی که می تواند تله ای از نوع
ویتنام باشد اجتناب ورزند.
2 با در نظر داشتن این حقیقت که عناصر انتخاب شده این گزارش توسط وزارتخانه در پاسخگویی به
تجسسهای کنگره و جامعه مورد استفاده قرار خواهد گرفت (تلکس مرجع)، سفارت اطلاعات زیر را در
مورد درگیری فعلی شوروی در افغانستان ارائه می کند که افشای آن به عملیات ما در اینجا به طور جدی
زیان وارد نمی کند و یا منابع ما را مورد مخاطره قرار نخواهد داد.
3 علیرغم بدتر شدن وضعیت امنیتی در سراسر کشور حضور شوروی در افغانستان از نظر کمی، در
ماههای اخیر افزایش قابل توجهی پیدا ننموده است. تعداد مستشاران نظامی روسی در حدود کمی بالاتر
از 1000 نفر باقی مانده است. (و احتمالاً هنوز در حدود 2500 نفر مستشار غیر نظامی روسی در آن
کشور به سر می برند.)
ما بر این اعتقاد داریم که تعداد زیادی از وابسته های روسی به شوروی تخلیه شده اند، هر چند سفارت
شوروی این را تکذیب می کند.
4 از نظر کیفی چنین به نظر می آید که نفوذ مستشاران روسی در هفته های اخیر و خصوصا پس از
دیدار ژنرال روسی «ا. ا. پیشیف» رئیس اداره سیاسی نیروهای مسلح در آوریل، مشخص تر شده باشد. اگر
چه دلیل اعلام شده برای سفر «پیشیف» بالا بردن سطح آموزش سیاسی نیروهای افغانستان بوده، ولی وی
به همراه یک گروه بزرگ از کارمندان رسمی شوروی به افغانستان آمد و گمان بر این می رود که جنبه های
مختلف پشتیبانی نظامی از ارتش و نیروی هوایی افغانستان را مورد بررسی قرار داده باشد.
ما همچنین از اداره و هدایت افزایش یافته وزارتخانه های مختلف کشوری توسط روسها مطلع
می باشیم.
5 بهترین لوازم از نظر کیفی که شوروی تاکنون برای افغانستان تهیه دیده است عبارتند از هواپیماهای
جنگنده میگ 21 و سوخو 7 و هلیکوپترهای توپدار 24 MI و تانکهای 62 Tعلیرغم شایعات
خلاف و مکرر، افغانیها هنوز به هواپیمای میگ 32 مجهز نشده اند.
6 سفارت شایعات گسترده ای که خلبانان روسی در برخی مأموریتهای عملیاتی هواپیماهای
افغانستان بر علیه هدفهای چریکی شرکت دارند را مورد ارزیابی قرار داده است. ما هیچ دلیل محکمی
برای رد این امکان در دست نداریم و تا زمانی که چنان هواپیمایی با خلبان روسی آن دچار حادثه نشود
مشکل خواهد بود که این شایعات را اثبات کنیم. از آنجایی که برخی از تجهیزات جدید از قبیل
هلیکوپترهای توپدار 24 MIاز تجهیزات جنگی قدیمی تر افغانستان پیچیده تر هستند، گمان بر این
می رود که پرسنل روسی در فعالیت آموزشی سنگینی شرکت دارند و چندین گزارش وجود دارد که
هلیکوپترهای 24 MI در عملیات علیه شورشیان مورد استفاده قرار گرفته اند. از آنجایی که این یک
سیستم پیچیده تسلیحاتی است ما اطمینان نداریم که زمان کافی برای آموزش افغانیها جهت پرواز با این
هلیکوپترها به تنهایی وجود داشته است. بنابراین کاملاً امکان پذیر است که روسها در پرواز آن
هلیکوپترهایی که در عملیات مورد استفاده قرار گرفته است کمک کرده باشند و در عین حال خلبانان
افغانی را تعلیم داده باشند.
7 چون مستشاران نظامی روسی در نیروی زمینی افغانستان در تمام سطوح تا گردان و همچنین در
چندین واحد تخصصی کوچک حضور دارند، غیر عادی خواهد بود اگر هر چند وقت یک بار در عملیات
نظامی دستگیر نشوند.
8 مهمترین سؤال این است که آیا می توانیم انتظار داشته باشیم که نیروهای روسی را در درگیری
افغانستان ببینیم ؟
ما فقط می توانیم ناظر باشیم که از چنان احتمالی جلوگیری به عمل نیاید. ماده 4 معاهده جدید دوستی
افغانستان شوروی منعقد در 5 دسامبر 1978 شرط می کند که طرفین 00011 با یکدیگر مشاوره
می نمایند و بر اساس توافق، اقداماتی به عمل می آورند که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی دو کشور را
تضمین نماید.» ماده به این ترتیب خاتمه می پذیرد:» به منظور انسجام بخشیدن به توانایی دفاعی طرفین
قرارداد، آنها بایستی که به توسعه همکاری در زمینه نظامی بر اساس موافقتنامه های مناسبی که بین آنها
منعقد شده ادامه دهند.»
9 خیلی از ناظران دیپلماتیک اظهار نظر کرده اند که عبارت پردازی دقیق ماده 4 به نظر می رسد که
اتحاد شوروی را قادر می سازد که با یک تیر دو نشان بزند. به نظر می رسد که این ماده به نیروهای روسی
اجازه می دهد در زمان صلح به افغانستان وارد شوند، ولی همچنین حاوی زبان گریز می باشد که به روسها
اجازه می دهد درخواست کمک رژیم خلقی را نادیده بگیرند. شایع است که افسران ارشد روسی به خلقیها
اطمینان شفاهی داده اند که اتحاد جماهیر شوروی هر چه که لازم باشد برای حفاظت از انقلاب انجام
خواهند داد. در حالی که خلقیها در گفتگو با دیپلماتها و مطبوعات خارجی (کابل 3538) اظهار داشته اند
که مطمئن می باشند که اتحاد شوروی به آنها در رویارویی با مداخلات روشن نیست آیا واقعا آنها چنین
اطمینانی را دارا می باشند. رهبری تره کی امین بدون شک آگاه است که راههای دیگری نیز برای رژیم
آنها به صورت ناآشکار وجود دارد (از جمله رهبران تبعیدی حزب پرچم).
10 هر چند این سفارتخانه به تخصص سفارت مسکو در تجزیه و تحلیل روسیه در مورد وضعیت
افغانستان احترام می گذارد (که کرملین بایستی به آن هم به عنوان یک فرصت و هم آشفتگی بنگرد)، این
مورد در کابل موضوع خیلی از تفکرات می باشد. بعضی استدلال می کنند که شوروی مایل است تا از یک
رکود اقتصادی در باتلاق جنگی داخلی از نوع ویتنام اجتناب ورزد، در حالی که دیگران معتقدند که ما
بایستی در آستانه وضعیت نظیر 1968 چکسلواکی باشیم. اتحاد شوروی ممکن است به خاطر اینکه
انقلاب افغانستان در خطر است «حرکتی» صورت دهد. در این رابطه اتهامات مکرر شوروی در مورد
مداخله ایالات متحده، چین، پاکستان و دیگر کشورها می تواند به عنوان زمینه ای قانونی و تبلیغاتی برای
چنان حرکتی به کار گرفته شود. علاوه بر این شکایتهای مکرر خلقیها که سربازان پاکستانی و ایرانی در
لباس افغانی در افغانستان فعالیت می نمایند، می توانند بخشی از این تدارکات سیاسی باشد.
11 چرا اتحاد شوروی باید تصمیم به مداخله بگیرد؟ افغانستان بر خلاف آنگولا، اتیوپی یا یمن با
خود شوروی هم مرز است. در حقیقت این کشور آشوب زده در مجاورت چندین جمهوری مسلمان
آسیایی مرکزی شوروی که حساس می باشد قرار دارد. مسکو به صورت قابل درکی در مورد امکان یک
رشته به هم پیوسته از کشورهای اسلامی محافظه کار که در طول و یا نزدیک مرزهای جنوبی آن از
پاکستان، ایران قرار می گیرد، نگران است (و اگر که اتحاد اخوان رژیم خلقی را سرنگون کند، این جریان
می تواند رخ دهد). اتحاد شوروی همچنین سرمایه گذاریهای سیاسی، اقتصادی، استراتژیک، نظامی و
پرستیژ کافی در افغانستان خلقی دارد. محتمل نیست که مسکو بدون برخی تلاشها جهت حفظ آنها بگذارد
که از دست بروند.
به عبارت دیگر تقریبا هر رژیم افغانی که بر رژیم خلقی پیشی بگیرد، احتمالاً احساس خواهد کرد که
بایستی با حقیقت جغرافیایی سیاسی همسایه بزرگ شمالی کشور به توافق برسد. (همان گونه که در
مورد دولتهای افغانستان در 60 سال گذشته متغیر بوده است.)
تقاضای اطلاعات در مورد افغانستان و جمهوری دمکراتیک خلق یمن
سند شماره (17)
از: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی.تاریخ: 11 می 79
به: سفارت آمریکا در تهرانطبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: تقاضای اطلاعات در مورد افغانستان و جمهوری دمکراتیک خلق یمن
1 تمام مطالب خیلی محرمانه است.
2 سفارت بایستی تا به حال تلگرافهایی درباره نقش شوروی در افغانستان دریافت کرده باشد و قبلاً
مجاز بوده است که بیشتر این اطلاعات را با دولت موقت ایران در میان بگذارد. به علاوه شما می توانی از
IMRجدید زیر به شماره 94905 وزارت خارجه (که برای سفیر سولیوان در اواخر مارس تهیه شده)
استفاده کنید که حاوی اطلاعات وسیعی است که از منابع آزاد دریافت شده است.
3 افغانستان: تفسیر شوروی از افغانستان در دو سه هفته گذشته کاهش یافته است. در حالی که
مطبوعات شوروی به اشاره ضمنی به اینکه ایالات متحده و پاکستان در پشت افغانستان هستند، ادامه
می دهند که ضمنا تکرار و درجه اعتبار این اشارت ضمنی کاهش پیدا کرده است. به هر حال مسکو هنوز با
شدت به چین حمله می کند. برای مقابله با احساسات ضد شوروی در دنیای مسلمین که به واسطه حمایت
مسکو از کابل صورت پذیرفته، سعی بر این شده که وجهه اقلیتهای مسلمان در شوروی تقویت شود. دوبار
در ماه گذشته رادیو شوروی پیامهایی را از مفتی تاشکند که سیاست شوروی در مورد آزادی مذهب و
وضعیت اسلام در شوروی را ستوده است پخش کرد. در عین حال شوروی مواظب بوده تا روی روابط دو
کشور تأکید گردد و جهت گیری مارکسیستی حزب دمکراتیک خلق افغانستان را بی اهمیت جلوه دهد.
4 پوشش رسانه های گروهی شوروی از اولین سالگرد انقلاب افغانستان در 27 آوریل بدون عیب
بود. برژنف و کاسیگین تبریکاتشان را ارسال داشتند در حالی که تفسیر آنها روی پیشرفتی که در 12 ماه
اخیر حاصل شده بود، تأکید می کرد اما اضافه می کرد که هنوز راه طولانی در پیش است. علیرغم تعهدات
پشتیبانی مکرر روسها، روسها دقت داشتند که بر وضعیت عدم تعهد جمهوری دموکراتیک افغانستان تأکید
کنند.
مسکو هنوز حزب دمکراتیک خلق افغانستان را به عنوان یک حزب کمونیست نشناخته و احتمال هم
نمی رود که تا زمانی که وضعیت افغانستان و کنترل جمهوری دموکراتیک افغانستان بر کشور احاطه پیدا
نماید چنین کاری را انجام دهد. در واقع نشانه ای وجود دارد که شوروی از روابط نزدیک با رژیم تره کی
متأسف است ولی تعهد آنها برای تبادل آن همچنان پابرجاست. در هر صورت شوروی به حزب
دمکراتیک خلق افغانستان به عنوان حزب پیش قراول و به انقلاب افغانستان به عنوان روح پرولتاریای
بین المللی اشاره می کند. ساسلو عضو اداره سیاسی، اخیرا اظهار داشت که افغانستان مثل اتیوپی و
موزامبیک در جهت سوسیالیست شدن قرار دارد. این جهت گیری همراه با پیشرفت است ولی راه درازی،
در پیش دارد تا بتواند شروع به ساختن سوسیالیسم واقعی کند.
5 علیرغم کوششهای کابل مبنی بر متوقف ساختن فعالیت شورشیان، به نظر می رسد که جنگ در
افغانستان شدت و گستردگی شدیدی یافته است. کنترل دولت بر نواحی استانهای کنارها، ننگاهار و پکتیا
کم به نظر می رسد و جنگ در آن مناطق سنگین بوده است. آشوبهایی در حومه کابل اتفاق افتاده است. در
خلال جشن سالانه هیچ ناراحتی جدی مخصوص (عمدتا به خاطر هماهنگی تدارکات امنیتی شوروی)
وجود نداشته ولی اخبار ترور مقامات عالیرتبه افغان و مستشاران روسی پا بر جا باقی می ماند. طبق اخبار
واصله تا به حال عده ای از روسها در یک شورش آشکار نظامی در جلال آباد کشته شده اند.
6 مسکو در پاسخ به نیازهای کابل، ظاهرا به کمکهای نظامیش افزوده است. بیشتر این کمکها قبلاً در
قراردادها وجود داشته ولی تاریخ ارسال آنها تمدید شده است. طبق گزارشهای معتبر مطبوعات، در حال
حاضر بیشتر از 3000 مستشار روسی در افغانستان به سر می برند که 1000 نفر از آنها پرسنل نظامی
هستند، اتحاد جماهیر شوروی اخیرا حدود دوجین هلیکوپتر 24 MIجنگی ارسال داشته و از آنجایی
که هیچ خلبان افغانی نیست که روی این هلیکوپترها تعلیم دیده باشد، خلبانان روسی ممکن است تا زمانی
که خلبانان افغانی تعلیمات ببینند با این هلیکوپترها به عملیات بپردازند. در اوایل آوریل ژنرال پیشیف،
رئیس هیئت مدیره سیاسی ارتش و نیروی دریایی، در رأس یک هیئت به کابل آمد تا احتمالاً وفاداری
ارتش و تعلیمات آن را مورد بحث قرار دهد و همچنین احتمالاً وضعیت را برای مسکو بررسی کند و
شانسهای رژیم تره کی برای ادامه بقاء را مورد ارزیابی قرار دهد.
7 جمهوری دمکراتیک خلق یمن: اسماعیل، مرد شماره یک جمهوری دمکراتیک خلق یمن ضمن
دیدارش از اتیوپی در اوایل مه علنا از اتحاد جماهیر شوروی و کوبا برای کمکهایشان در جنگ این کشور
با (یمن جنوبی) تشکر کرد و جمهوری دموکراتیک خلق یمن را در زمره پیشقراولان انقلاب کبیر اکتبر
قلمداد کرد. مسکو در سراسر درگیری در عدن مستقر بود. در حالی که در خلال جنگ هیچ افزایش مهمی
در ارسال اسلحه صورت نگرفته بود، مجموعه های ارسالی شوروی به جمهوری دمکراتیک خلق یمن از
تابستان گذشته زیاد بوده و احتمالاً جمهوری دمکراتیک یمن آنچه احتیاج داشته دریافت داشته است.
8 همچنین به نظر می رسد که مسکو از یک صلح میانه طرفداری می نمود و به طور علنی از تلاشهای
اعراب برای خاتمه دادن به درگیری ستایش نمود. قبل از اینکه جنگ روی دهد اتحاد شوروی در تلاش
بود تا روابطش را با عربستان و یمن (YAR)بهبود بخشد. امکان دارد که عراق به سهم خود در تلاش برای
جلوگیری از رشد نفوذ شوروی در شبه جزیره عربستان وسیله ای بوده باشد.
9 در خلال هفته آخر ماه آوریل، کمیته همبستگی آفریقا آسیای شوروی مهماندار یک هیئت
نمایندگی از جبهه خلق برای آزادی عمان بود. از ژانویه به این طرف مطبوعات شوروی چندین مقاله
انتقادی در مورد عمان و دولت سلطان (عمان) انتشار داده اند که بر این در اشاره دارد که برخورد ایران و
انقلابیون ظفار (حالا که دیگر ایران جهت حمایت از دولت عمان نیرو در اختیار آنها نمی گذارد) ممکن
است تجدید شود. مسکو به طور اخص از امتناع در حمایت از تحریمهای بغداد و قطع ارتباطات با مصر در
جریان صلح خاورمیانه مکدر شد. 10 ما به پاراگراف 5 تلکس مرجع به طور جداگانه پاسخ خواهیم داد.
نماینده گیلانی پیشرفت در متحد کردن گروههای مختلف افغانی را گزارش می دهد
سند شماره (18)
از: سفارت آمریکا در اسلام آباد
به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: سری
شماره سند: 5531
موضوع: نماینده گیلانی پیشرفت در متحد کردن گروههای مختلف افغانی را گزارش می دهد
1 تمام متن خیلی محرمانه
2 خلاصه: همایون آصفی، وکیل افغانی از پاریس که روز 23 آوریل همراه با سید احمد گیلانی به
سفارت مراجعه کرد، از مأمور سفارت در تاریخ 13 ماه مه همراه با گزارش از پیشرفت حاصله در ایجاد
وحدت در میان گروههای مستقر در پیشاور دیدن کرد. آصفی همچنین درباره موقعیتها در زد و خورد بین
نیروهای مخالف و سربازان، جمهوری دمکراتیک افغانستان اطلاع داد. وی قسمتهایی از یک هواپیمای
میگ 21 را که به گفته او به وسیله نیروهای مخالف در اواخر ماه آوریل به دست آمده است نزد ما باقی
گذاشت.
3 آصفی، که پس از دیدار قبلی خود از سفارت در سراسر پاکستان سفر می کند تا وحدت نهضتهای
مخالف را تحقق بخشد، گفت «اتحاد پر معنای» سه گروه (جبهه آزادی بخش ملی افغانستان، گروه گیلانی،
و گروه میان گل جان) اکنون 90 درصد محقق است و باید تا روز 18 می اعلان شود. موافقتنامه حاصله به
وسیله رهبران این سه سازمان در پیشاور امضاء خواهد شد و به مطبوعات (در سراسر جهان) اعلان
خواهد شد. این اتحاد شامل هماهنگی فرماندهی در عملیات صحرایی و همکاری در سطوح بالا در
پیشاور خواهد بود.
4 آصفی همچنین ترتیبی داده است تا بازرگانان افغانی خارج از کشور یک ایستگاه رادیویی را که از
اروپا خریداری شده و تحت رهبری کمیته متحد گروه در وزیرستان نصب خواهد شد، سرپرستی کنند.
آصفی از قرار معلوم به پسر عموی خود، شهنواز که در وزارت امور خارجه پاکستان کار می کند، درباره
مقاصد خود اطلاع داده و تقاضای اجازه کرده است که تجهیزات رادیو وارد شود. آصفی تصویب وزارت
امور خارجه را گزارش نداده است، بلکه گفته است: «شهنواز به من نگفت که فعالیت را در این زمینه متوقف
کنم.»
5 آصفی گفت گروههای قبیله ای افغانستان اخیرا در پشتیبانی از فعالیتهای شورشیان فعالتر شده اند
و وزیرهای فعالانه از تاریخ 11 می به زد و خوردها پیوسته و منگالها، تاجیکها، ازبکها و افریدیها همه از
لحاظ اصولی موافقت کرده اند که به این جنگها بپیوندند ولی فاقد تشکل برای هماهنگ کردن کوششهای
خلقهای خود می باشند. عامل دیگری که باعث تردید این گروههای قومی و قبیله ای شده است نبودن
رهبری است که دارای موقعیت ملی باشد که آنها خود را به او نسبت دهند. آصفی گویا نامه ای دارد که به
وسیله همه این گروهها امضاء شده و به عنوان ظاهرشاه است. در این نامه از ظاهر شاه خواسته شده است به
افغانستان بازگردد یا اینکه عبدالولی، کانونی به عنوان نقطه تلاقی برای فعالیتهای مخالفان قرار گیرد. طبق
اظهار آصفی، در نامه مورد بحث به پادشاه افغانستان، توضیح داده شده است که، مقصود گروهها استقرار
مجدد سلطنت نیست و شخص سلطان تنها به عنوان یک شخص تشریفاتی مورد استفاده قرار می گیرد نه به
عنوان پادشاه حکمروا.
6 آصفی گفت او از شهنواز مدیر کل وزارت خارجه پاکستان درباره اینکه ظاهرشاه یا عبدالولی
اجازه یابد پایگاهی در پاکستان برقرار کند سؤال کرده است. شهنواز در پاسخ گفته است: «شاید کمی بعد،
ولی نه اکنون.» شهنواز گویا به آصفی گفته است که شورویها اقداماتی نزد وزارت امور خارجه به عمل
آورده و با دادن اجازه به خاندان سلطنتی افغانستان به سکنی گزیدن در اینجا از طرف حکومت پاکستان
مخالفت کرده اند.
7 هنگامی که درباره پشتیبانی خارجی از گروههای مخالف سؤال شد آصفی گفت جمهوری خلق
چین، امارات متحده عربی و عربستان سعودی همه قول مساعدت داده اند ولی هنوز کاری عملی در این
مورد انجام نداده اند، به محض اینکه اعلامیه اتحاد گروهها صادر شد، آصفی قصد دارد به امارات متحده
عربی و عربستان سعودی، برای پیگیری تحقق وعده های آنان سفر کند. او آن گاه قصد دارد از طریق، رم
برای تسلیم دعوت نامه ها به ظاهرشاه و عبدالولی به پاریس بازگردد این امکان وجود دارد که او قادر
باشد توقفی نیز در ایران داشته باشد، زیرا جامعه هزاره در پاکستان اظهار آمادگی کرده است تا تماس او را
با آیت اللّه خمینی برقرار کرده و او بتواند از این محفل نیز استفاده کند.
8 آصفی می گوید گروههای واقع در پیشاور تمایل دارند از اینکه شک کنند شورویها، برای نجات
حکومت خلقیها در افغانستان این کشور را تحت هر عنوانی که شده، اشغال می کنند. او می گوید نخستین
اقدام بعد از وحدت بخشیدن به گروههای اصلی، تماس با شورویها در یک سرزمین بیطرف و برقراری
مناسبات براساس واقعیات اوضاع خواهد بود، یعنی اینکه هیچ رژیمی در کابل نمی تواند بدون مناسبات
حسنه با اتحاد شوروی وجود داشته باشد. آصفی مدعی است، که این مقاصد در حال حاضر قابل ذکر
نخواهد بود، زیرا در چنین صورتی مذهبیون افراطی دچار سوءتفاهم شده و وحدت غیر ممکن خواهد
بود.
9 آصفی ظاهرا برای منعکس کردن نظریات سید احمد گیلانی و سایر رهبران در منطقه پیشاور، به
مأمور سفارت هشدار داد که ضیاء ناصری، شهروند آمریکایی (AMCIT) شاید یک مأمور دوجانبه باشد.
آصفی مدعی است که ضیاء ناصری سال گذشته با حفیظ اللّه امین در سازمان ملل متحد ملاقات کرده و
اندکی پس از آن از کابل دیدن کرده است. او پس از آن که مجددی، رهبر «جبهه ملی آزادی بخش
افغانستان» او را نزد خود رد کرده بود در پیشاور ظاهر شده و خود را به گیلانی ربط داده است. آصفی گفت
گیلانی اکنون از دوستی با ضیاء ناصری تأسف می خورد و می خواهد بفهماند که بین او و این آمریکایی
مناسباتی وجود ندارد.
10 آصفی گزارش داده است که نیروهای مخالف سه هواپیمای میگ متعلق به جمهوری دمکراتیک
افغانستان را سرنگون کرده اند. اولی در «وزا» در منطقه «زدران» در ایالت «پکتیا» در تاریخ 25 آوریل
دومی در دهکده پچاراگان در پکتیا و آخری در روز نهم ماه می در نزدیکی خوست در پکتیا. او مشخص
نکرد که این هواپیماها چگونه سرنگون شده اند ولی چند قطعه از بقایای هواپیما را، شامل پنج پلاک
هواپیما که از میگ اولی جدا شده، همچنین عکسهایی از هواپیما را نزد مأمور سفارت به امانت سپرد.
رونوشت از طریق POUCHED به مصرف کنندگان ذیعلاقه توسط اداره کنستایل INR/RNA/SDA
سابقه تحصیلاتی وزیران و معاونان وزیر حکومت افغانستان
سند شماره (19)
از: سفارت آمریکا در کابل
تاریخ: 14 می 1979
به: وزارت امور خارجه
موضوع: سابقه تحصیلاتی وزیران و معاونان وزیر حکومت افغانستان
به پیوست فهرستی از سابقه تحصیلاتی و آموزشهای وزیران و معاونان وزیر در حکومت جمهوری
دمکراتیک افغانستان تقدیم می شود. با مقایسه اطلاعاتی که درباره این مقامات با توجه به اطلاعاتی که
درباره افرادی در جمهوری دمکراتیک افغانستان در حکومت اولیه ای که پس از انقلاب 27 آوریل 1978
سر کار آمدند، آشکار است که لااقل از لحاظ تحصیلات این گروه آبرومندتر از گروه پیشین است. چهل و
دو نفر از مأمورین درجه یک در حکومت کنونی تحصیلات قبل از دانشگاهی یا آموزش حرفه ای را
گذرانده اند که 29 نفر آنها در افغانستان و 13 نفر آنها در خارج بوده و 17 نفر آنها از تحصیلات دانشگاهی
یا پیشرفته بهره مند شده اند. در عوض در حکومت اول جمهوری دمکراتیک افغانستان تنها 29 بوروکرات
در سطح وزیر و معاونت وزیر دارای آموزش قبل از دانشگاهی بوده اند و 12 نفر آنها آموزش پیشرفته
داشته اند. معذالک همان طوری که در مورد گروه اول می توان گفت عده کمتری از مقامات کنونی
آموزشهایی داشته اند که با مسؤلیتهای کنونی آنها وفق داشته باشد. همچنین این نکته جالب است که یازده
وزیر و معاون وزیر در ایالات متحده تحصیل کرده اند. در حالی که فقط شش نفر آنها تحصیلاتشان در
اتحاد شوروی بوده است. هیچ کدام از این مقامات تا اندازه ای که ما اطلاع داریم در کشورهای دیگر
کمونیستی تحصیل نکرده اند.
پیوست.