بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 548

خواهد داد که به هر گونه تحول مساعدی درباره صحنه سیاسی داخلی افغانستان عکس العمل سریعتری

نشان دهد.

9 درباره خط لوله بایستی در نظر داشت که ما پانزده (15) نفر افغانی داریم که در ایالات متحده

آمریکا و 23 نفر دیگر در دانشگاه آمریکایی بیروت در چهار چوب برنامه کمکهای مالی تحصیل می کنند

و اگر ما ناگزیر شویم هزینه مربوط به خط لوله را قطع کنیم این دانشجویان ممکن است مجبور شوند به

تحصیلات خود پایان دهند، در حالی که این امر خطای آنها نبوده است. به عقیده ما این امر به نفع حکومت

ایالات متحده نخواهد بود.

10 نتیجه گیری: ما امیدواریم که وزارت امور خارجه آمریکا کنگره آمریکا را متقاعد کند تا به

رئیس جمهوری فراتر از اصلاحیه «پل استون» اختیارات دهد تا درباره منافع کلی ایالات متحده جهت

ادامه سطح محقرانه ای از کمک به افغانستان مبارزه کند و تصمیم بگیرد. همان طوری که ما بین دو ماده

اصلاحی «پل استون» و «دروینسکی» ماده اصلاحی دومی را ترجیح می دهیم.آمستوتز

ملاقات با دیپلمات روسی: قسمت اول

سند شماره (26)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 25 ژوئن 1979

به: وزارت خارجه واشنگتنطبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: ملاقات با دیپلمات روسی قسمت اول از سه قسمت

مشاهداتی بر صحنه سیاسی داخلی افغانستان

1 (تمام متن محرمانه است)

2 خلاصه: مقام بلند پایه سفارت شوروی فاش می سازد که روسها جمهوری دموکراتیک افغانستان

را ترغیب می نموده اند تا برای وسیع کردن پایگاه دولت، یک جبهه ملی ایجاد نماید، ولی تاکنون موفقیتی به

بار نیامده است. دیپلمات، طغیان را گیج کننده توصیف کرد.

3 واسیلی استفانویچ سافرونچک، وزیر مختار جدید شوروی در 24 ژوئن یک ملاقات رسمی به

طول یک ساعت با من داشت. بدون شک او جالبترین دیپلمات روسی بود که من تا آن موقع، ملاقات کرده

بودم. من صراحت او را مجذوب کننده یافتم. خصوصا برای چیزی که وی مجبور بود در مورد صحنه

سیاسی داخلی افغانستان و سیاست روسیه افغانستان (تلکس جداگانه، قسمت دوم) بگوید.

4 از گفته هایش، که بعضی در لفافه بودند و برخی دیگر اصلاً سربسته نبودند، آشکار بود که سفارت

شوروی موقعیت شوروی افغانستان را خیلی مشکل یافته است. برخی از نظریه های جالبتر

سافرونچک را در زیر ارائه می کنیم:

5 پایگاه محدود جمهوری دمکراتیک افغانستان. موقعی که من متذکر شدم گزارشاتی انتشار پیدا

کرده که رهبریت جمهوری دمکراتیک افغانستان برای گسترده تر کردن پایگاهش مذاکراتی با نخست

وزیران سابق، اعتمادی و یوسف، جهت پیوستن آنها به دولت انجام می دهد، سافرونچک سرش را تکان

داد.

او به طور محرمانه گفت: «چیزی که حقیقت دارد این است که ما رهبری جمهوری دمکراتیک

افغانستان را ترغیب نموده ایم تا به وسیله وارد کردن افراد جدید به دولت پایگاهش را گسترده تر گرداند،


صفحه 549

ولی موضوعی که حقیقت ندارد این است که ما مذاکراتی با یوسف یا اعتمادی انجام می دهیم». او در ادامه

گفت: «ایجاد یک جبهه ملی، مثل کشورهای دیگر که ایجاد کرده اند، برای آنها معقول خواهد بود.» با این

حال سافرونچک شکوه کرد که «آنها (جمهوری دمکراتیک افغانستان) نه هیچ گونه مخالفتی را مجاز

خواهند شمرد و نه مایلند که در قدرت با دیگران شریک شوند. ایده آنها راجع به وسعت بخشیدن به پایگاه

سیاسی منحصرا برای سازماندهی سازمانهای زنان،کارگران، جوانان و دانشجویان است، اما همه جزئی از

یک حزب سیاسی هستند. این پایگاه سیاسی را گسترده تر نمی نماید.» او گفت: «آنها (جمهوری

دمکراتیک افغانستان) در مورد هر گونه پیشنهاد اشتراک در قدرت حساس هستند. آنها افراد لجوجی

هستند».

6 در مورد مشکلاتی که رو در روی جمهوری دمکراتیک افغانستان قرار دارند، او گفت: «که یک

ضعف برجسته (و او مکررا به این مورد رجوع کرد) عدم حضور واقعی روشنفکران در دولت می باشد.» او

گفت: «این عدم حضور را به صورتهای زیادی می توان مشاهده نمود.» روزنامه ها بسیار بد هستند و

زندگی فرهنگی تهی است. «سافرونچک گفت که برای دولت مهم است که روشنفکران بیشتری را به خود

جلب نماید».

7 شورش: سافرونچک گفت سفارتخانه وی مسئله شورش را «خیلی گیج کننده» می بیند. آنها

نمی توانند یک رهبر قیام منفرد که بر جبهه مخالفین سلطه داشته باشد، همان طوری که خمینی و

هوشی مینه در کشورهایشان داشتند، شناسایی نمایند. سفارتخانه وی معتقد است که دولتهای ایران و

پاکستان شورشیان را ترغیب می نمایند. ایرانیها به وسیله بیانیه های رسمی و برنامه های رادیویی و

پاکستانیها به وسیله تدارک تسلیحات به طور مخفیانه و حمایت مادی. او مذهب (اسلام، یک مذهب

بسیار بد است) را به عنوان تنها و مهمترین دلیل منفرد برای یاغیگری مورد نکوهش قرار داد. او گفت توده

مردم گمان می کنند «کمونیستها علیه اسلام هستند»، و او فکر می کرد که این موضوع وظیفه جمهوری

دمکراتیک افغانستان را خیلی مشکل می کند.

8 در جایی از صحبت وقتی من به او گفتم دولت ایالات متحده به شورشیان کمک نمی کند و ما چندین

بار این را به جمهوری دمکراتیک افغانستان گفته ایم و من متعاقبا از عناوین منعکسه در مطبوعات

جمهوری دمکراتیک افغانستان که به طور مکرر در هفته گذشته آمده و به طور ضمنی می رساند که

تسلیحات ضبط شده که نشان داده شده است از ایالات متحده آمریکا (و چین) سرچشمه گرفته، ناراحت

شدم. او مجبور شد که این را بگوید: «در مذاکرات مکررم با وزرا و معاونین عالیرتبه جمهوری دمکراتیک

افغانستان حتی یک بار نشنیده ام که ایالات متحده به همکاری در شورش متهم شده باشد.» موقعی که

متذکر شدم که بیشتر تسلیحات نظامی خارجی در پاکستان ساخت ایالات متحده یا چین می باشد و

بنابراین قابل فهم است که شورشیان در طول مرزهای پاکستان چنین اسلحه هایی داشته باشند، او گفت که

رهبریت جمهوری دمکراتیک افغانستان این را می داند. در مورد روابط افغانستان ایالات متحده

سافرونچک گفت که شکایت اصلی جمهوری دمکراتیک افغانستان در رابطه با ایالات متحده در مورد

دادن اسلحه نیست بلکه درباره مطبوعات خیلی انتقادی شماست.

9 زمان تخلیه زنان و بچه ها هنوز نرسیده است. من به سافرونچک گفتم که یکی از نگرانیهای عمده

من این است که وابسته های آمریکایی چه موقع باید تخلیه شوند. من گفتم وقایعی نظیر شورش 23 ژوئن


صفحه 550

در کابل سفارتخانه ما را وادار کرد تا این سؤال را مطرح کنیم. سافرونچک پاسخ داد در عین حالی که خود

وی مجبور نیست تا در این نوع سؤالات نگران باشد (این مسؤولیت سفیر و دیگر وزیر مختارها می باشد)

ولی می تواند نگرانی مرا درک کند. او گفت: «کسی چه می داند هفته آینده یا ماه آینده چه به دنبال دارد؟» او

گفت کاری که سفارتخانه وی انجام داده این بوده است که تمام زنان و کودکان روسهایی که در خارج از

کابل کار می کنند را به شوروی فرستاده است. در مورد آنهایی که در کابل هستند او گفت که تمام

وابسته های WXJEهنوز در اینجا هستند.

او گفت، وقتی که مثل دیروز دردسری وجود دارد، ما آنها را به لحاظ امنیتی به داخل محوطه سفارت

می آوریم. او فکر می کرد جمهوری دمکراتیک افغانستان، کنترل کابل را در دست دارد و فکر نمی کرد

وضعیت امنیتی در شهر مستلزم یک تخلیه باشد.

10 اطلاعات بیوگرافی: نسبت به یک دیپلمات روسی، سافرونچک به طور فوق العاده ای صریح

است. او متمایل به دادن پاسخ به سؤالات است و وی، هم به عنوان یک فرد باهوش و هم کسی که می شود

منطقی با او صحبت کرد مرا تحت تأثیر قرار داد. وی خود را در سلسله مراتب سازمانی سفارت شوروی از

نظر حرفه ای دارای رتبه سفیر توصیف کرد ولی از لحاظ تشریفاتی در اینجا فقط به عنوان فرد شماره 3

می باشد.این به خاطر دیگر وزیر مختاران نظیر یوری ک. الکسیف است که پس از سفیر پوزانف قرار دارد.

(سافرونچک گفت مسؤلیتهای وی در رابطه با «مسائل خارجی» است. در حالی که الکسیف مسؤل

«مسائل داخلی» می باشد. منظور او از این موضوع روشن نبود ولی بعدا وی دایره فعالیت الکسیف را

اداری خواند.

ملاقات بادیپلمات روسی: قسمت دوم

سند شماره (27)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 25 ژوئن 1979

به: وزارت خارجه واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: ملاقات بادیپلمات روسی: قسمت دوم از 3 قسمت روابط روسیه افغانستان

1 (تمام متن محرمانه است)

2 خلاصه: جالب توجه ترین نظریاتی که سافرونچک در طول ملاقاتمان ابراز نمود مربوط به روابط

روسیه افغانستان بودند که به طور ویژه انکار وی در مورد آوردن سربازان روسی برای نجات جمهوری

دمکراتیک افغانستان بود. سافرونچک از لنین نقل قول کرد که «هر انقلابی بایستی از خود دفاع کند.»

(پایان خلاصه)

3 در طول بحث ما راجع به شورش و یاغیگری، من به او گفتم که در میان هیئتهای دیپلماتیک این

اندیشه وجود دارد که دولت وی (شوروی) اگر لازم باشد برای حمایت از جمهوری دمکراتیک افغانستان

سرباز خواهد آورد. سافرونچک چنین قصدی را تکذیب کرد. او به سخنرانی 11 ژوئن برژنف در مسکو

اشاره کرد که برژنف در آن گفت «ما دوستانمان را در دردسر رها نخواهیم کرد (مردم افغانستان)».

ولی با این گفته توضیح داد که «برژنف قصد نداشت که مداخله نظامی را هم مورد شمول قرار دهد.»

سافرونچک چندین بار تکرار کرد که لنین گفته است «هر انقلابی بایستی از خودش دفاع کند.»


صفحه 551

4 او با دنبال کردن مطالبش گفت که اگر روسها سرباز اعزام کنند، این کار عکس العملهای بدی از نظر

بین المللی خواهد داشت. او توضیح داد: «این کار به مذاکرات سالت و موقعیت اتحاد شوروی در دنیا لطمه

خواهد زد.» او سپس اضافه نمود: «جدا از ملاحظات بین المللی این عمل از لحاظ امور داخلی افغانستان

سیاست کاملاً بدی خواهد بود.»

من گفتم که سربازان روسی در این کشور ناهموار و کوهستانی موقعیت بدی خواهند داشت. او سرش

را به علامت توافق کامل تکان داد.

5 او در تشریح سیاست شوروی گفت: «مثل کشور شما، هدف اصلی ما در اینجا بالا بردن ثبات

منطقه ای است.» (او بایستی که برخی از بیانیه های مربوط به سیاست ما را مطالعه کرده باشد.» او گفت:

«چیزی که ما می خواهیم ببینیم یک افغانستان موفق و صلحجو است.»

6 او ادامه داد چیزی که کشور بیش از هر چیز دیگر احتیاج دارد محدود نمودن بیسوادی است. اگر

هر فردی بتواند با سواد شود و از یک آموزش ابتدایی برخوردار گردد، بهترین چیزی است که می تواند

واقع شود. سپس او شکوه نمود: «در عوض افغانیها همچنان از ما تقاضای سلاح بیشتر و بیشتری را

می نماید. (نه برای کمک بیشتر در آموزش و پرورش.)

7 من در پاسخ تأیید کردم که سیاست بلند مدت آمریکا در مورد افغانستان بر این بوده است که ثبات

را در منطقه بالا ببرد. ما میل داریم که افغانستان را با تمام همسایه هایش در صلح ببینیم و نه فقط با اتحاد

شوروی بلکه همچنین با ایران پاکستان و چین. ما نیز برای دهه ها یک علاقه بشر دوستانه در اینجا

داشته ایم، که حدودا سالی 20 میلیون دلار در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور سرمایه گذاری کرده ایم.

ما گمان می بردیم تا حدی که افغانها بتوانند سطح زندگی خودشان را از نظر اجتماعی و اقتصادی بالا

ببرند، ثبات را ترقی خواهد.

8 من همچنین به سافرونچک گفتم که به عنوان یک موضوع فرعی در سیاست ما برای تلاش در

جهت ثبات، امیدوار بودیم که افغانستان یک منطقه برخورد بین دو کشور ما نخواهد شد.

سافرونچک در پاسخ به این موضوع گفت: «من کاملاً با شما موافقم». در ادامه من به او هشدار دادم که اگر

روسها به افغانستان سرباز بیاورند، این کار به میزان زیادی به روابط شوروی و آمریکا لطمه خواهد زد. او

سرش را به علامت توافق تکان داد.

9 نظریه: من نظرات سافرونچک را مهم می دانم. احساس می کنم هر کسی می تواند استدلال کند که

تکذیب وی در مورد هر گونه قصد شوروی برای مداخله فیزیکی تنها جوابی است که یک دیپلمات روسی

مجاز به ارائه در مقابل سؤال من می باشد و دیگر اینکه نقل قوی وی از لنین در مقابل اقدامات شوروی در

اروپای شرقی ریاکارانه بود. با این حال فکر می کنم وی واقعا به چیزی که به من می گفت معتقد بود. یعنی

مداخله فیزیکی شوروی بیشتر برای منافعش زیان آور خواهد بود تا سودمند و بنابراین اتفاق نخواهد

افتاد.

ملاقات با دیپلمات روسی: قسمت سوم


صفحه 552

سند شماره (28)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 25 ژوئن 1979

به: وزارت خارجه واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: ملاقات با دیپلمات روسی قسمت سوم از سه قسمت حقوق بشر

1 (تمام متن محرمانه است)

2 خلاصه: من وضعیت اسفناک مربوط به دستگیریها و اعدامهای زندانیان سیاسی را با سافرونچک

مورد بررسی قرار دادم و سفارتخانه وی را ترغیب به کمک نمودم. (پایان خلاصه)

3 موضوع حقوق بشر در طول بحث ما راجع به شورش و یاغی گری به میان کشیده شد. وقتی

سافرونچک مذهب را به عنوان دلیل برجسته احساسات مخالفت گرایانه ذکر کرد، من به او گفتم با اینکه

موافقت دارم که مذهب مهمترین عامل منفرد می باشد، اما فکر می کنم حداقل یک دلیل عمده دیگر (یعنی،

حقوق بشر) وجود دارد که چرا جمهوری دمکراتیک افغانستان به مقدار زیادی حمایت عامه را از دست

داده است.

4 من گفتم که اطلاع پیدا کردیم زندان پل چرخی زمانی بین 000/12 تا 000/15 زندانی داشته

است. وقتی او پاسخ داد که آن زندان به اندازه کافی بزرگ نیست که آن تعداد زندانی را در خود جای دهد،

من گفتم: درست است، ولی توضیحی که به ما داده شده این بود که زندانیان به طور نوبتی برای خوابیدن

روی زمین دراز می کشیدند.» من ادامه دادم که نه تنها در آنجا هزاران نفر نگاهداشته می شد بلکه خیلیها

شبانه اعدام شدند. من گفتم که ما دلایلی داریم که حداقل 3000 زندانی از سپتامبر گذشته کشته شده اند.

هنوز یک هفته نشده است ولی ما از دستگیرهای سیاسی بیشتری اطلاع پیدا نکرده ایم و من گمان می کنم

که خانواده ای معدودی در کابل پیدا شوند که قوم و خویشی و یا دوستی را که از کارش پاکسازی شده و یا

زندانی یا اعدام شده باشد نداشته باشند. به عنوان یک انسان من به او گفتم که من این جنبه از سابقه

جمهوری دمکراتیک افغانستان را تنفرانگیز یافتم و ایکاش می توانستم در مورد آن کار بیشتری انجام

دهم.

5 سافرونچک پاسخ داد که این موضوع تازه ای است و وی چیز زیادی درباره این چیزها نمی داند،

ولی وی می دانست که جمهوری دمکراتیک افغانستان در مورد هر گونه مداخله در امور داخلیش خیلی

حساس است. او به طور ضمنی فهماند که سفارت شوروی در این مورد کار کمی می تواند انجام دهد ولی

قول داد که درباره این موضوع تحقیق نماید.

6 نظریه: من هیچ گونه خیال باطلی در خود به وجود نمی آورم که روش من به فواید خوبی منجر

خواهد شد. روسها به ندرت سابقه شایان توجهی در اعمال یا طرفداری از حقوق بشر داشته اند. هر چند

فکر می کنم که ارزیابی کردن روسها در این مورد که ما راجع به شرایط اسفناک پل چرخی مطلعیم و در

مورد آن نگران هستیم، مفید باشد.

روابط افغانستان و آمریکا رفتاری که سرهم بندی شده


صفحه 553

سند شماره (29)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 28 ژوئن 1979

به: وزیر امور خارجه در واشنگتن طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره: 4981

موضوع: روابط افغانستان و آمریکا رفتاری که سرهم بندی شده

1 (تمامی متن محرمانه)

2 من فکر می کنم که وزارت امور خارجه باید از حادثه ای که طی آن جمهوری دمکراتیک افغانستان

کوشیده بود تا یک رفتار دوستانه نسبت به آمریکا نشان دهد ولی از حد گذراند، مطلع باشد.

3 ساعت 30/6 دقیقه بعد از ظهر دیروز زنگ در خانه من به صدا در آمد من رفتم دم در و با حیرت

بی اندازه ای متوجه شدم که سوما وزیر آموزش عالی و جلیلی وزیر آموزش و پرورش در آنجا هستند.

پشت سر آنها یک محافظ تفنگ به دست ایستاده بود. من از دیدن آنها اظهار شادمانی کردم و از آنها

پرسیدم که چه کار از دست من برمی آید. آنها به یکدیگر نگاه کردند و گفتند برای شرکت در مراسم روز

ملی ما آمده اند. من از آنها تشکر کردم و در ضمن خاطرنشان ساختم که روز ملی ما تا هفته آینده، 4 ژوئیه

نخواهد آمد و دچار این وسوسه شدم که بیفزایم که آنها به مکان عوضی آمده اند (دعوتنامه حاکی از آن بود

که مراسم در محل اقامت سفیر انجام می گیرد). آنها در وضع نامناسبی قرار گرفتند و پس از اینکه با

یکدیگر به گفتگو پرداختند گفتند که از یک نفر خطایی سر زده است.

تاریخ 4 ژوئیه ما با تاریخ 4 سرطان که در تقویم افغانستان همان روز بود اشتباه شده بود. آنها از این

اشتباه معذرت خواستند و من همراه آنها تا دم اتومبیل رفتم و ما چندین بار به یکدیگر دست دادیم و اظهار

پوزش و دوستی کردیم. آنها گفتند که امیدوارند هفته دیگر بار دیگر مرا ببینند.

4 اظهار نظر: من همه این مطلب را گزارش می دهم نه به خاطر اینکه کار کارمندان جمهوری

دمکراتیک افغانستان را نشان دهم (خدا به داد کارمند بیچاره ای برسد که مسؤل این اشتباه بوده است)

بلکه برای 2 دلیل دیگر که یکی از آنها این است که جمهوری دمکراتیک افغانستان در اینکه چند وزیر و

کدام وزیران در مراسم روز ملی شرکت می کنند اهمیت می دهد، اینکه آنها 2 وزیر ارشد از جمله یک عضو

دفتر سیاسی (سوما) را در زمانی که روابط ما متشنج است به مراسم ملی ما می فرستند تنها ممکن است این

معنا را داشته باشد که آنها می خواهند یک رفتار حاکی از آشتی نسبت به ما داشته باشند و اینکه آیا

جمهوری دمکراتیک افغانستان هفته آینده پس از آنکه: (الف) آنها توسط یادداشت دیپلماتیک خبردار

شوند که من برای مشورت به واشنگتن احضار شده ام که در هفته همان 4 ژوئیه خواهد بود و (ب) اینکه ما

هفته آینده علیه تصاویر قلابی سلاحهای آمریکایی در جراید تحت کنترل دولت اعتراض می کنیم، باز هم

دو وزیر به مراسم 4 ژوئیه خواهند فرستاد قابل بحث است.

5 اهمیت دیگر این حادثه آن است که درباره طرز سروکار داشتن با روابط افغانستان و آمریکا آنها

چگونه رفتار می کنند و ظرف مدتی حدود دو هفته جمهوری دمکراتیک افغانستان (به نظر خودشان) دو

رفتار حاکی از دوستی انجام داده اند: (الف) به یک خانواده آمریکایی و افغانی به نام اریکاکنین سیلی

اجازه داده اند برای رفتن به آمریکا گذرنامه به دست آورند (ب) دو وزیر کابینه را برای شرکت در مراسم

روز ملی ما فرستاده اند. آنها ممکن است احساس کرده باشند که آمریکا به اندازه کافی ساده است تا معتقد


صفحه 554

باشد این رفتارهای اساسا غیر مهم برای ما اهمیت دارد.

من این مطلب را می گویم برای آنکه این دو رفتار در مقابل سه رفتار مهم تر دیگر و هم زمان با آن به نظر

من انجام گرفته است که عبارت است از: اقدام عمدی درباره نشان دادن «اسلحه های آمریکایی» در

مطبوعات جمهوری دمکراتیک افغانستان که به هیچ وجه اسلحه ساخته آمریکایی نبوده است با این تلویح

که آمریکا اسلحه به شورشیان می دهد؛ وتو کردن نمایش فیلم پنجاه هزار دلاری دره رود هیرمند که از

سوی آژانس بین المللی ارتباطات تأمین مالی شده است آن هم پس از آنکه دولت آمریکا با این نمایش

موافقت کرده بود؛ وتو کردن چندین بورس کمک ایالات متحده درست در زمانی که آموزش دیده ها قرار

بود عازم آمریکا شوند.

6 نتیجه ای را که می توان گرفت این است که حکومت از یک سیاست دو گانه به موازات یکدیگر

پیروی می کند در مواردی که حائز اهمیت است از قبیل نشان دادن چهره ای از ایالات متحده به مردم

افغانستان یا اجازه دادن به مردم آن به اینکه از ایالات متحده دیدن کنند. حکومت افغانستان مصمم است

یک چهره نامساعدی مجسم کند و مانع آن شود که مردم این کشور با چشمان خود ببینند که کشور ما چه

شکلی است. در مواردی که اهمیت چندان نداشته باشد و به منظور تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در

داخل کشور از قبیل دادن اجازه به یک خانواده دارای ملیت دوگانه به خروج از افغانستان یا فرستادن 2

وزیر به ضیافت روز ملی ما حکومت افغانستان روش استقبال را در پیش گرفته است. معلوم نیست که آیا

حکومت افغانستان واقعا تصور می کند که ما تا این اندازه کند ذهن هستیم که اقدامات مهمتر آنها را نادیده

گرفته و بر روی اقدامات بی اهمیت آن وزنه بیشتری قائل شویم؟

قسمت اول: فعالیتهای اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان

سند شماره (30) سری

قسمت اول: فعالیتهای اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان

الف: در حالی که هیچ مدرکی موجود نیست که شوروی در پشت سر کودتایی باشد که در 27 آوریل

گذشته به رژیم تره کی قدرت داد، آنها (شوروی) از این تغییر استقبال کرده و به سرعت کارهایی انجام

دادند تا کودتا را به سود خود برگردانند.

در اوایل خرداد 57 شوروی تعداد مستشاران نظامیش را از 350 به 650 افزایش داد؛ عملاً در تمام

وزارتخانه های افغانستان پرسنل روسی مستقر نمود مقامهای اصلی در دستگاههای امنیتی و دفاعی

افغانستان را به کنترل خود در آورد و متجاوز از 30 قرار داد اقتصادی را که در زمان داوود مورد مذاکره

قرار گرفته بودند، امضاء کرد.

ب: از آن زمان حضور شوروی در افغانستان به رشدش ادامه داده است:

اینکه یک موافقت نامه جدید تسلیحاتی به امضاء رسید؛ موافقتنامه های اقتصادی اضافی، منجمله یک

موافقتنامه چند میلیون دلاری در زمان دیدار تره کی از مسکو در دسامبر گذشته، منعقد شد.

شمار مستشاران نظامی شوروی به حداقل 1000 نفر افزایش یافت تعداد مستشاران اقتصادی

شوروی به بیشتر از 2000 نفر رسید. مستشاران نظامی شوروی در جنگ علیه شورشیان قبایل افغان با

واحدهای ارتش افغانستان همکاری کرده و احتمالاً تا به حال تلفاتی را نیز متحمل شده اند.

پ: به هر حال شاید مهمترین تحول سال 1978 امضای موافقتنامه دوستی شوروی افغانستان در


صفحه 555

دسامبر می باشد که: بر چیزی که برژنف شخصیت کیفی جدید روابط افغانستان شوروی خوانده است

تأکید کرد، نقش شوروی در افغانستان را مشروعیت بخشید و اساسا قانونی برای کمک به جمهوری

افغانستان جهت ادامه حیات آن به شوروی داد.

وسایل تقویت موقعیت کابل (رژیم حاکم) و دلسرد کردن مخالفین داخلی و خارجی را (هرچند تاکنون

بدون موفقیت بوده) در اختیار آن قرار می دهد.

ت: بر خلاف دیگر معاهده های دوستی که اتحاد شوروی با کشورهای جهان سوم منعقد کرده است

ماده مربوط به مشاوره دفاعی در پیمان با افغانستان نا محدود است که: به شوروی این اجازه را می دهد که

حضور نیروهایش را در افغانستان توجیه کند، اما لزوما آنها را ملزم به دفاع از کابل نمی کند.

ث: اتحاد جماهیر شوروی در مورد ناآرامیهای قبیله ای در افغانستان سکوت اختیار کرده تا اینکه

پراودا در 19 مارس، قطعه ای معتبر که نوشته الکساندرف بود منتشر کرد. پاکستان، مصر و چین را در

پشتیبانی از شورشیان متهم کرد. از شورشیان به نام «مسلمانان مرتجع، محافظه کار» نام برد.

ج: از آن موقع تا به حال روسیه، پاکستانیها، ایرانیها، آمریکا و انگلیس را بیشتر مقصر دانسته و اظهار

داشتند که امکان دارد عربستان سعودی نیز مداخله داشته باشد.

آنها همچنین: جنبه های انقلابی رژیم تره کی را ستوده اند.

ادعا کرده اند که دولت، طغیان مردم را فرونشانده است.

تأکید کرده اند که شورشیان عمدتا فئودالهای ناراضی بوده اند که با اصلاحات ارضی تره کی مخالفند.

اظهار داشتند که شورش تحریک شده به وسیله مذهب توسط مسلمانان دروغین هدایت می شود.

چ: روسها به صورتی واقعی تر: کمک نظامی خود را به افغانستان افزایش دادند و امکان دارد که هواپیما

و وسایل زرهی بیشتر تدارک دیده باشند. احتمالاً در عملیات نظامی مستقیما همکاری نموده و همچنین

اگر که واحدهای ارتش افغان را حمایت رزمی نکرده باشد پشتیبانی تدارکاتی فراهم کرده است و نسبت به

مداخله ارجی چه صورت علنی و چه غیر علنی اخطار کرده است.

ح: به تازگی شوروی: تأکید بر تبلیغات نظامیش را از پاکستان و ایران دور کرده است تأکیداتش را بر

نقش آمریکا و دسیسه های سیا متمرکز نموده است. با این حال کاملاً روشن کرده اند که نمی خواهند ایرانیها

و پاکستانیها در امور افغانستان دخالت کنند.

1 به طورکلی، احتمالاً قصد بر این است که توجه را از وقایع افغانستان و نقش روسیه در آن منحرف

کرده و در صورت امکان وضعیتی را به وجود آورند که دخالت وسیعتر شوروی را توجیه نمایند.

قسمت دوم نقش فعلی شوروی در افغانستان

قسمت دوم نقش فعلی شوروی در افغانستان

علیرغم بدتر شدن وضعیت امنیتی در سراسر کشور حضور شوروی در افغانستان از نظر کمّی در

ماههای اخیر افزایش قابل توجهی پیدا نکرده است. تعداد مستشاران نظامی روسی در حدود کمی بالای

1000 نفر باقی مانده است. احتمالاً هنوز در حدود 2500 نفر مستشار غیر نظامی از شوروی در آن کشور

به سر می برند. ما معتقدیم تعداد زیادی از وابسته های روسی به شوروی برده شده اند، هر چند سفارت

شوروی این را تکذیب می کند.

از نظر کیفی به نظر می آید که نفوذ مستشاران روسی در هفته های اخیر و خصوصا پس از دیدار ژنرال