سافرونچک به او در تاریخ 24 ژوئیه گفت که روسها در جستجوی راه حلی نظیر تشکیل یک جبهه ملی در
کابل هستند.
3 احتمالاً، در دستورالعملهای شورویها، سفیر آلمان شرقی، هرمن شوسیائو درباره برقراری یک
تماس جبهه ملی با دیگر دیپلماتهای در کابل صحبت می کند. ما اطلاع داریم که او با سفیر پاکستان در
تاریخ بیست و هفتم ژوئن در این مورد صحبت کرده و همچنین با سفیر فرانسه در سوم ژوئیه نیز صحبت
کرده است. در خلال این نشستها، شوسیائو درباره شایستگی رهبری خلقی سؤالاتی کرد. در مهمانی روز
استقلال آمریکا در تاریخ چهارم ژوئیه، شوسیائو پرسید که آیا می تواند مرا (آمستوتز) در تاریخ هشتم یا
نهم ژوئیه ملاقات کند. من از او انتظار دارم با من در این زمینه کار کند.
4 ما تلگرافهای مرجع را تکرار می کنیم.فلستیسن
سفیر جدید افغان در ایران یک عضو عالیرتبه دیگر پرچم است
سند شماره (32)
از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 2 ژوئیه 79
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی.سی.
طبقه بندی: خیلی محرمانه کابل 5308
رونوشت به: سفارت آمریکا تهران
شماره سند: 5308
موضوع: سفیر جدید افغان در ایران یک عضو عالیرتبه دیگر پرچم است
1 مطالب کمی برای افزودن به اطلاعات بیوگرافی دکتر نجیب کم سن و سال: که سابقا اسم سید
نجیب اللّه را به کار می برد، و در اعلامیه رسمی انتصاب وی به سفارت تهران وجود داشت، داریم (تلگرام
مرجع). از قرار معلوم فقط یک سال است که خارج از مدرسه پزشکی می باشد و به دنبال انقلاب 27
آوریل، چند هفته ای معاون وزیر کشور بود. در تقسیم بعدی پستها (که به طور وضوح ادامه دارد)، نجیب،
عضو سابق جناح پرچم از حزب دمکراتیک خلق افغانستان، «معاون مخصوص» نورمحمد تره کی، رئیس
شورای انقلاب شد؛ انتصابی که هرگز بر ملا نشد.
2 انتصاب نجیب در تهران، بدون چون و چرا، بخشی از تصفیه جاری عناصر طرفدار پرچم در سطوح
بالای رهبری سیاسی رژیم جدید می باشد. از شش سفیر افغانی که پذیرش آنها به طور قطع خواسته شده
است، هیچ یک به عنوان خلقی شناخته نشدند، در حالی که پرچمی بودن پنج نفر از آنها تأیید شده است.
آینده ببرک معاون نخست وزیر (رهبر سابق پرچم) در بالای لیست شایعات کابل جای دارد. در حال
حاضر تعبیر مطلوب این است که او از قبول پستی در خارج خودداری کرده است و در کابل خواهد ماند تا
چه پیش آید. در این رابطه، ما نیز هیچ نشانی از اینکه این رویداد فرعی به خصوص منجر به اقدامات
امنیتی تشدید شده در پایتخت شده باشد، مشاهده نمی کنیم، اما اینکه رژیم در درخواست خود از کشور
میزبان برای موافقت با پذیرش این سفرا احساس فوریت می کند، می تواند حاکی از این باشد که تره کی و
همکارانش ترجیح می دهند که رقبایشان بدون معطلی از افغانستان خارج شوند. یک دیپلمات ایرانی به ما
گفت، سه روز پس از اینکه اسم نجیب تسلیم دولت ایران شد، سفیر داودی (سفیر ایران در کابل مترجم)
به وزارت امور خارجه احضار شد و پرسیده شد که تأخیر به چه علت است؟ ظاهرا دولت ایران به ناچار
پذیرفت و در طی دو روز پذیرش را اعطا کرد.آمستوتز
رژیم افغانستان در روز استقلال آمریکا نمایش حسن نیت می دهد
سند شماره (33)
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 5 ژوئیه 1979
به: وزارت خارجه واشنگتن طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: رژیم افغانستان در روز استقلال آمریکا نمایش حسن نیت می دهد
1 (محرمانه) نمایندگان دولت افغانستان در مهمانی روز 4 ژوئیه ما، بر خلاف آنچه که در ضیافتهای
اخیر دیگر سفارتخانه های کشورهای آزاد دنیا در کابل دیده شد، بلند مرتبه بودند. کسانی که در ضیافت
ما حضور داشتند عبارت بودند از:
پروفسور محمود سوما وزیر آموزش عالی و عضو اداره سیاسی حزب دمکراتیک افغانستان، دکتر
عبدالرشید جلیلی، وزیر آموزش آموزش و پرورش و یک خلقی مهم دیگر و مهندس محمد اسماعیل
دانش وزیر صنایع و معدن که تقریبا در پایین هرم کابینه قرار دارد. در مقایسه، بلند مرتبه ترین خلقی که در
ضیافت امسال تولد ملکه انگلیس حضور داشت، دوست معاون وزیر خارجه بود. (نظریه: خلقیها از دست
بی بی سی عصبانی هستند.) در هر صورت با مقایسه با سال پیش ما چند درجه ای پایین آمده ایم. در آن
موقع حفیظ اللّه، امین وزیر خارجه در ضیافت ما شرکت کرد.
2 در 4 ژوئیه روزنامه کابل تایمز که به وسیله دولت کنترل می شود عکس پرزیدنت کارتر را در صفحه
اول چاپ کرد و گزارش نمود که تره کی یک تلگرام تبریک برای او فرستاده است. این یک عمل عادی
دولت افغانستان برای تمام روزهای ملی کشورهایی که با کابل روابط دیپلماتیک دارند می باشد.
3 همان روزنامه یک مقاله دوستانه درباره ایالات متحده چاپ کرد که آن نیز یک عمل مرسوم در
روزهای ملی می باشد. متن مقاله خوشحال کننده بود و اشاره می کرد که مردم آمریکا در نتیجه تلاشها و
مبارزات سخت از استقلالشان حفاظت کردند.
کابل تایمز به «پیشرفتها و دستاوردهای آمریکا» که برای مردم دنیا آشکار است استناد کرد. روزنامه
اشاره کرد که مردم افغانستان و آمریکا حداقل در یک موضوع مهم اشتراک دارند و آن کوشش و تلاششان
بر علیه استعمار در ابتدای دست اندازی استعمارگران می باشد. هم جمهوری دمکراتیک افغانستان و هم
ایالات متحده استعمار را برای اولین مرتبه در منطقه ها و قاره هایشان رد کردند.
4 کابل تایمز با اشاره به اینکه افغانستان و ایالات متحده برای سالها روابط عادی داشته اند، ارزش
همکاریهای اقتصادی و فرهنگی آنان منجمله تجربیات تحصیلی تعداد زیادی از افغانها را به عنوان دلیل
اقامه کرد. روزنامه اشاره کرد که رژیم خلقی این روابط دوجانبه را در حالت عادی نگاه می دارد.
5 ما متوجه یک سکوت در تبلیغات ضد آمریکایی از زمان یادداشت اعتراض 30 ژوئن به دوست،
معاون وزیر امور خارجه درباره عکسهای تسلیحات ضبط شده آمریکایی دروغین در مطبوعات
افغانستان شده ایم.
هشدار شوروی در خصوص مداخله ایالات متحده در افغانستان
سند شماره (34)طبقه بندی: سری
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 5 ژوئیه 1979
به: وزارت خارجه واشگنتن
موضوع: یادداشت اعتراض به سفیر شوروی در کابل در مورد اظهارات
رسانه های گروهی شوروی در خصوص مداخله ایالات متحده در افغانستان
1 تمام متن سری است
2 همان طور که در پاراگراف 4 تلکس مرجع دستور داده شده بود،من در ساعت 3 بعد از ظهر روز 5
ژوئیه، یعنی زودترین موقع ممکن که قرار ملاقات امکان پذیر بود با الکساندر ام. پوزانف، سفیر شوروی در
کابل ملاقات کردم و نقطه نظرهای وزارت خارجه را با او در میان گذاشتم.
3 پوزانف پس از گوش دادن به نقطه نظرهای وزارت خارجه گفت رسانه های گروهی شوروی فقط
آنچه را که مطبوعات دنیا راجع به مداخله خارجی در امور داخلی افغانستان می گفته اند تکرار کرده است.
پوزانف اظهار داشت که او از صحبت های پرزیدنت تره کی و حفیظ اللّه امین این برداشت را کسب کرده است
که رهبران خلقی سندی مبنی بر مداخله خارجی در امور افغانستان به دست آورده اند. من پاسخ دادم که ما
اغلب به خلقیها برای نشان دادن سندی که آنها فکر می کنند درگیری دولت ایالات متحده را نشان می دهد
اعتراض کرده ایم. من اضافه کردم تاکنون هیچ گونه سندی ارائه نشده است. پوزانف گفت که افغانستان
خواهان روابط خوب با ایالات متحده است. به عنوان شاهدی بر این مدعا او موضوع شرکت مقامات
سطح بالای رژیم خلقی در ضیافت 4 ژوئیه ما را اقامه کرد. او علاوه بر این گفت با وجود این سند روشن که
پاکستان در امور افغانستان مداخله می کرده است، رژیم خلقی مسؤلانه یک گفتگوی نوید بخش را با
اسلام آباد شروع کرد. پوزانف نتیجه گیری کرد که اتحاد شوروی از چنین پیشقدمیهای صلح جویانه که از
صلح و ثبات در این منطقه حفاظت می کند استقبال می نماید. من پاسخ دادم که ما در این اهداف اشتراک
داریم و با بازگشت به تم اصلی یادداشت اعتراضیه تأکید کردم که تبلیغات غیرمسؤلانه از قبیل مورد 27
ژوئن روزنامه تاس، فقط وضعیت را ملتهب تر می کند و به دست آوردن آن اهداف را به تأخیر می اندازد.
عبدالحکیم طبیبی به عنوان وزیر مختارافغانستان در سازمان ملل منصوب شد
سند شماره (35)
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 9 ژوئیه 1979
به: وزارت امور خارجه واشنگتنطبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: دکتر عبدالحکیم طبیبی به عنوان وزیر مختار هیئت نمایندگی
افغانستان در سازمان ملل منصوب شد
1 تمام متن محرمانه است
2 خلاصه: در 3 ژوئیه جمهوری دمکراتیک افغانستان سفارت را از انتصاب دکتر عبدالحکیم طبیبی
به نمایندگی دائمیش در سازمان ملل با رتبه وزیر مختار مطلع نمود.
این انتصاب یکی از بهترین انتخابات جمهوری دمکراتیک افغانستان است ولی ما متوجه شدیم که طبیبی
در نظر دارد زمانی که بتواند از افغانستان خارج شود پناهنده شود.(پایان خلاصه)
3 در 3 ژوئیه وزارت امور خارجه جمهوری دمکراتیک افغانستان سفارت را از انتصاب دکتر
عبدالحکیم طبیبی در هیئت نمایندگی دائمیش در سازمان ملل با رتبه وزیر مختار مطلع ساخت و ویزای
لازم را برای ایالات متحده درخواست نمود. برنامه ریزی شده بود که طبیبی در 4 ژوئیه از کابل عزیمت
نماید ولی زمان ورود به نیویورک اعلام نشده بود. در 3 ژوئیه سفیر کبیر فرانسه (لطفا محافظت شود) به
کاردار گفت که وی بی سروصدا برای طبیبی و خانواده اش ویزای فرانسه صادر کرده است. او فکر می کند
طبیبی که یک مقام برجسته و ارشد افغانی است معتقد شده که زمان برای پناهنده شده فرا رسیده است.
طبیبی فقط موافقت کرد که به منظور خروج مجدد از افغانستان با خانواده اش در نیویورک ظاهر شود.
طبیبی، که یک دیپلمات ارشد است، از اینکه مأمور جزء منصوب شده از طرف یک رژیم خلقی باشد
منزجر بود. در هر صورت انگیزه اصلی او برای پناهنده شدن تنفر از رژیم خلقی است.
4 اطلاعات بیوگرافی: دکتر طبیبی که در 24 ژوئیه 1924 در کابل متولد شد، در 1964 از دانشکده
حقوق دانشگاه کابل فارغ التحصیل شد و در همان سال به وزارت امور خارجه افغانستان پیوست. از 53
1948 او به عنوان یک وابسته در سفارت افغانستان در واشنگتن خدمت نمود. موقعی که آنجا بود یک
فوق لیسانس (1952) از دانشگاه جورج واشنگتن و یک دکترا در حقوق با درجه ممتاز از دانشگاه
آمریکن (1954) دریافت نمود. او سپس در هیئت نمایندگی دائمی افغانستان در سازمان ملل منصوب شد
(611956) و به طور متوالی به عنوان دبیر اول، کنسول و وزیرمختار خدمت نمود. طبیبی در 1961 به
عنوان سفیر در یوگسلاوی منصوب شد. در 1965 او به وزارت دادگستری و دادستانی کل منصوب شد و تا
زمان استعفایش در 1966 در کابینه باقی ماند. در 1968 او به سفارت ژاپن منصوب شد. از 1970 تا
1973 او به عنوان نماینده سیاسی افغانستان در هند خدمت نمود. در ماه می سال 1973 او به عنوان
نماینده دائمی افغانستان در سازمان ملل منصوب شد که تا کودتای اکتبر 1972 که داودشاه ظاهر را از
سلطنت خلع کرد در این مقام باقی ماند. طبیبی در 1975 به عنوان رئیس کمیسیون بین المللی حقوق
انتخاب شد. (او از 1962 عضوی از این هیئت بوده است). در ماه می 1976 طبیبی پیشنهاد انتخاب مجدد
به ریاست کمیسیون بین المللی حقوق را از دست داد، ولی در 1977 متعاقبا برای ادامه دوره خاتمه نیافته
یک عضو دیگر برگزیده شد. طبیبی انگلیسی را خوب و کمی فرانسه صحبت می کند. او در طول دوره
خدمتش با مقامات آمریکایی، به طور ویژه ای خوب بوده است. دکتر طبیبی امیدوار است که در خروج از
افغانستان با همسرش نجیبه و دو پسرش عبداللّه و نجیب اللّه و دخترش، دنیا، همراه باشد.
5 نظریه: انتخاب این دیپلمات قادر و باتجربه به جای دکتر بسم اللّه ناهک که از نظر دیپلماتیک بدون
تجربه است، یکی از انتصابات زیرکانه دیپلماتیکی است که تاکنون به وسیله رژیم خلقی انجام گرفته است.
متأسفانه به خاطر سرویس خارجی تهی شده افغانستان، به نظر می آید که یک فرد خوب دیگر از دور
خارج می شود.
دانشگاه کابل آشوب در محوطه دانشگاه
سند شماره (36)
از: سفارت آمریکا کابلبه: وزارت امورخارجه در واشنگتن
طبقه بندی: خیلی محرمانه
تاریخ: 10 ژوئیه 79
موضوع: دانشگاه کابل آشوب در محوطه دانشگاه
1 تمام متن محرمانه
2 خلاصه دستگیری استادان و پذیرفتن دانشجویان در دانشگاه کابل تشنجاتی را در آنجا فراهم
کرده است. در محوطه دانشگاه اعمال خشونت گزارش داده شده است. نفوذ شوروی در دانشگاه افزایش
یافته است و به طوری که که معلوم شده شورویها با انحطاط کیفیت آموزشی به موازات توسعه سریع تعداد
دانشجویان از سوی رژیم به ویژه از سوی مؤمنین به حزب خلق ارتباط داده شده اند.(پایان خلاصه)
3 چند عامل نزدیک به هم باعث شده است که تشنجاتی در دانشگاه آشکار شود. جمهوری
دمکراتیک افغانستان بر تعداد دانشجویان، به ویژه مؤمنین به حزب خلق افزوده است. ولی کارمندان و
تأسیسات مادی دانشگاه با این افزایش هماهنگ نیستند. به اظهار بعضی از استادان در ماههای مارس و
آوریل چهار هزار نفر بر تعداد دانشجویان افزوده شده است و این رقم به معادل 53% افزایش نسبت به هفت
هزار و پانصد دانشجویی است که سال گذشته ثبت نام کرده اند. محمد سوما، وزیر آموزش عالی طی
گفتگویی در جریان یک ضیافت در تاریخ 5 ژوئیه گفت که در حال حاضر حدود ده هزار دانشجو در
دانشگاه حضور دارند. که این رقم از زمان کودتای آوریل سال 1978، 33% افزایش را نشان می دهد. (او
به یک مأمور دیگر سفارت گفته بود که یازده هزار و پانصد دانشجو ثبت نام کرده اند.)
سوما اعتراف کرد که این توسعه سریع در چهار زمینه مشکلاتی به وجود آورده است که عبارتند از
کمبود تعداد کلاسها و کمبود خوابگاهها و کمبود مدرسان و همچنین تنزل در کیفیت آمادگی دانشجویان
تازه وارد به دانشگاهها. او اظهار خوش بینی کرد که عملیات ساختمانی و تحولات «طبق برنامه 5 ساله»
این «مشکلات دردآلود» را رفع خواهد کرد. در این حال او چنین برآورد کرد که ظرف 5 سال آینده تعداد
دانشجویان از حدود 20 هزار نفر کنونی دو برابر افزایش خواهد یافت و نیز «مشکلات کوشش به مقابله با
توسعه دانشگاهها تا مدت زیادی گریبانگیر ما خواهد بود.» (سیستم آموزش عالی افغانستان شامل
دانشگاه کابل و دانشگاه قندهار و پلی تکنیک از قرار معلوم آکادمیهای تربیت معلم که اکنون جزئی از
وزارت آموزش و پرورش است، به زودی به صورت جزئی از وزارت آموزش عالی در خواهد آمد.) سوما
گفت که یکی از هدفهایی که از اولویت برخوردار است، برقراری مجموعه های وابسته دانشگاهی در
سراسر کشور است. او گفت که 2 مجموعه از این نوع در مزار شریف و قندهار در چهار چوب برنامه 5 ساله
تکمیل خواهد شد.
4 افزایش جوانان خلقی (که آنها را «آدمهای خودکار» نامگذاری کرده اند) در دانشگاه کابل
اصطکاکهای سیاسی در میان دانشجویان، که سابقا دژ مستحکم احساسات پرچمیستی بوده است، را
برانگیخته است. در ماههای بعد از کودتا عده ای از پشتیبانان پرچم چه در میان استادان و چه در میان
دانشجویان وفاداری خود را از حزب پرچم و حزب خلق تغییر داده اند. همین شش ماه قبل یک ناظر
اظهارنظر کرد که اعتقادات سیاسی دست چپی در دانشگاه با نسبت 60 به 40 به نفع خلقیها نسبت به
پرچمیها می باشد. وی گفت که این تناسب اکنون بشدت تغییر کرده است و خلقیها بار دیگر نسبت به
پرچمهای در اقلیت قرار گرفته اند.
5 نفوذ و حضور شوروی در دانشگاه افزایش یافته است و شورویها را با انحطاط کیفیت آموزشی در
دانشگاه ارتباط می دهند. یک رئیس دانشگاه روسوفیل (دوستدار روس) زبانهای انگلیسی آلمانی و
فرانسه را به عنوان زبان تدریس حذف کرد و در نتیجه چندین دانشکده، به ویژه دانشکده های مهندسی و
علوم فلج شد. تدریس در حال حاضر به زبان روسی انجام می گیرد (هر چند این وضع نیز ممکن است بار
دیگر تغییر کند زیرا متکلمین به زمان پشتو به تدریج بانفوذتر می شوند) در حالی که کتابهای درسی هنوز به
زبان انگلیسی است. و هر یک از آنها نسبت به دیگری نامربوط است. این موضوع را یک دانشجوی سال
چهارم مهندسی به من گفت.در ضمن مطالعه زبان روسی بشدت تقویت شده است. موافقتنامه هایی که
اخیرا بین جمهوری دمکراتیک افغانستان و شورویها امضاء شده، شامل رشته های زبان و ادبیات روسی
در سراسر دانشگاه و وارد کردن مطالبی به آن زبان است در عین حال مبادله دانشجویان و استادان با
کشورهای غربی رو به کاهش است و چنین مبادله ای با کشورهای سوسیالیستی به ویژه اتحاد شوروی
افزایش سریع می یابد.
6 رژیم تصفیه استادان غیر قابل اعتماد از لحاظ سیاسی را آغاز کرده است.به عنوان نمونه دکتر م.
حیدر، رئیس سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسی (که از فرانسه درجه دکترا دارد)، دکتر غفور عارفی از
دانشکده حقوق و علوم سیاسی (دارای درجه دکترا از دانشگاه ایندیانا)، پروفسور علی آقا بلخی از
دانشکده اقتصاد، پروفسور حبیب و رحمان هلاح از دانشکده ادبیات (دارای درجه فوق لیسانس از
دانشگاه میشیگان)، پروفسور قائم هاشمی از دانشکده ادبیات، دکتر عبدالرزاق فلول از دانشکده ادبیات
(درجه دکترا از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا). در ضمن یک دکتر از دانشکده پزشکی (و شوهر یک کارمند
آژانس بین المللی ارتباطات آمریکا) از دفتر خود بیرون کشیده شده و به وزارت کشور برده شده است و از
قرار معلوم از آنجا به بعد ناپدید شده است. پس از یک هفته انتظار وحشتناک به یک تحقیق بی سر و صدا
از سوی خانواده او چنین پاسخ شدیدی داده شد: «صبور باشید.» پس از پنج هفته خانواده او بار دیگر
پرس جو کردند به آنها گفته شد: «چرا شما این قدر بی صبر هستید؟» خویشاوندان نتوانستند اطلاع یابند
که این دکتر در کجا بازداشت شده یا چرا بازداشت شده و اینکه آیا او هنوز زنده است یا خیر.
7 دانشجویان دستگیر می شوند و به نظام برده می شوند. به ما گفته شده است که دو هزار دانشجو
دستگیر شده و یا «داوطلبانه» برای انجام وظیفه در نیروهای مسلح برده شده اند. بعضی از این سربازهای
تازه وارد واقعا ثبت نام می کنند و انگیزه آنها وعده عضویت در حزب است. معذالک بسیاری از دیگران
برای اجتناب از فشار دست و پا می زنند. بیم و هراس آنها موجبات تشنجات زیادی را فراهم می کنند.
8 خشونت جسته و گریخته و مرگبار در محوطه دانشگاه، قسمتی از این تشنج را نشان می دهد. در
روز 23 ژوئن یعنی روزی که زد و خوردهای مختصری در جاده میوند درگرفت، از قرار معلوم بمبی در
اتومبیل یک عضو حزب خلق (در جلو دانشکده مهندسی منفجر شد که در نتیجه یک دانشجو کشته و دو
دانشجوی دیگر شدیدا مجروح شدند. در حدود همان وقت بمب دیگری در نقطه دیگری از محوطه
دانشگاه منفجر شد بدون آنکه آسیبی به بار آورد. علاوه بر این منابع می گویند که اخیرا دو دانشجوی زن
وابسته به حزب خلق در یکی از آزمایشگاههای محوطه دانشگاه به قتل رسیده و جسدهای آنها مثله شده
است. دو دانشجوی دختر نیز از قرار معلوم اخیرا دستگیر شده و به زندان پل چرخی انتقال داده شده و از
قرار معلوم سربازان، آنها را مورد تجاوز قرار داده اند. این دختران بعدا آزاد شده اند و اکنون در بیمارستان
بستری هستند.
9 اظهار نظر: دانشگاه در حالت فعل و انفعال به سر می برد. ولی در حال عصیان، هنوز نشانه هایی از
اینکه رژیم نتواند این تشنجات را مهار کند یا نارضایتی زاینده را سرکوب کند وجود ندارد. ما نیز
نمی توانیم احتمال اینکه این ناآرامی و خشونتهای جسته و گریخته در دانشگاه ممکن است به یک مشکل
جدی برای دولت تبدیل شود کنار بگذاریم. ما همچنان مراقب اوضاع و تحولات دانشگاه خواهیم بود.
فلاتین
وضع کنونی افغانستان از لحاظ عصیان
سند شماره (37)
از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 10 ژوئیه 79
به: وزیر امور خارجه در واشنگتن
طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: وضع کنونی افغانستان از لحاظ عصیان
1 یادداشت مقدماتی. (استفاده محدود اداری) به قضاوت این سفارت محتویات این گزارش می تواند
برای استفاده اعضای کنگره و اعضای برگزیده رسانه ها یا نمایندگان حکومتهای دوست در اختیار آنها
گذارده شود. طبقه بندی کلی این گزارش خیلی محرمانه تعیین شده است، معذالک اگر مقامات واشنگتن
ترجیح بدهند که بعضی از مطالب آن در این مرحله افشاء نشود، همه نتیجه گیریهایی که در این گزارش ابراز
شده می تواند به عنوان نتیجه گیریهای حساس تلقی شود.( پایان یادداشت مقدماتی).
2 خلاصه: (استفاده محدود اداری) در حالی که تابستان داغ پرگرد و غبار بر افغانستان مستولی
می شود، رژیم خلقی جمهوری دمکراتیک افغانستان همچنان با گسترش کند ولی مداوم فعالیت شورشیان
در سراسر قسمت اعظم کشور مواجه است. هر چند خلقیها با کمال کارایی و قدرت تصمیم و سرعت و
بی رحمی با مبارزه طلبیهای شورشیان مقابله کرده اند معذالک رژیم افغانستان هنوز نشان نداده است که
قادر است از لحاظ نظامی یا سیاسی با حالت عصیان عمومی که در حال گسترش است و داراییهای
حکومت را به فرسایش می برد مقابله کند. گروههای مختلف شورشیان هنوز فاقد سازمان یافتگی کافی
داخلی و هماهنگی استراتژیک با یکدیگر و رهبریت مرکزی و پشتیبانی معنادار خارجی و تهیه یک محور
دیگر ایدئولوژیک و سیاسی که در اطراف آن بتوانند گرد هم آیند، می باشند. شورشیان مانند خود خلقیها،
دستخوش فرسایش از لحاظ افراد و مصالح هستند. از سوی دیگر قبایل شورشی افغان می توانند از سنت
دیرینه فعالیت چریکی استفاده کنند و نیازهای ساده لجستیکی آنها باعث می شود که آنها بتوانند از زمین و
آنچه که از تاراج کاروانهای دولتی به دست می آورند ارتزاق کنند. هر چند آینده بسیار نزدیک چشم انداز
شومی برای خلقیها دارد، معذالک کادر حزبی سرسخت و سازمان یافته خلقیها صفوف وفاداران به خلق را
به عنوان اشخاصی محکم و ایثارگر نگه نگه می دارد و عناصر کلیدی نیروهای مسلح (مثلاً سپاه زرهی و
واحدهای برگزیده کماندویی و نیروی هوایی) همچنان از رژیم حمایت می کنند. هر چند اوضاع از
نقطه نظر چپگرایان بسیار جدی است معذالک آن قدرها بد نیست که باعث شود خلقیها برای مداخله
مستقیم شوروی استمداد کنند. هنوز زودتر از آن است که رهبری مصمم و سرسخت تره کی و امین را از
میدان به در رفته تصور کنیم. (استفاده محدود رسمی).
3 اوضاع نظامی: فعالیت چریکی همچنان در سراسر اغلب ایالات افغانستان در گسترش است،
همچنان که یک ماه پیش بود (تلگراف مرجع). رژیم خلقی در حال حاضر کمتر از نیمی از کشور را در
کنترل خود دارد و بیشتر آن نیز تنها در ساعات روز است. (همان طوری که یک رئیس قبیله اخیرا گفته بود
«عصیان افغانستان مانند یک معاشقه مطبوع است و بیشتر عملیات شب هنگام انجام می گیرد.» نیروهای
دولتی برای حفظ نقاط اصلی و پرجمعیت به کار می روند و بیشتر جاده های اصلی و ارتباطات و بهترین
نواحی کشاورزی و بعضی از پاسگاههای دور افتاده کلیدی که به حیثیت و اعتبار دولت وابستگی دارند؛
مانند اسد آباد، حکومت نشین ایالت کنار (که به نام چیغه سرای نیز معروف است) که در آنجا سربازان
جنگزده خلقی ماهها با منظره پرچمهای پر اهتزاز سبز اسلامی در تپه های مجاور مواجه هستند.
4 (استفاده اداری محدود) هر چند خلقیها مدعی هستند که جاده منطقه جلال آباد به اسدآباد را در
کنترل خود دارند، به ندرت اتفاق می افتد که یک اتومبیل دست به این سفر خطرناک بزند بدون آن که لااقل
یک گلوله به آن اصابت و آن را سوراخ بکند. یک خودروی ویژه متعلق به طرح سازمان ملل متحد اخیرا از
اسدآباد برداشته شد و هنگامی که از جاده بیرون آورده می شد به شکل یک پنیر سوئیسی در آمده بود که
بیش از یکصد گلوله به آن اصابت کرده و با گلوله مشبک شده بود. این جاده به خصوص نشان دهنده انتهای
دیگر میزان «کنترل دولتی است.» بیشتر جاده های اصلی معمولاً در کنترل دولت است، معذالک اگر
شورشیان با موفقیت قسمتی از یک شاهراه کلیدی را ببندند نیروهای دولتی معمولاً ظرف سه یا چهار
ساعت از آن نقاط دور می شوند. چند جاده از قبیل جاده هایی که از کوههای پکتیا که پر از شورشیان است
عبور می کند و به پاسگاه دولتی خست منتهی می شود. تنها به ندرت باز است. بنابراین خلقیها برای
پشتیبانی از نیروهای خود در چنین مناطقی به پشتیبانی هوایی متوسل می شوند.
5 (استفاده اداری محدود) در حالی که در بعضی از ایالات زد و خوردها در حال حاضر بشدت کمی
ادامه دارد، در ایالات شرقی شرقی بدخشان و کنار ننگرهار و پکتیا و پکتیکا، اخیرا زد و خوردهای
شدیدی در جریان بوده است. نیروهای خلقی یک شهر و مقداری اسلحه و مهمات و وسائط نقلیه و آذوقه و
آنچه که برای دستگاه رهبری کابل بیش از همه ناراحت کننده است، تعدادی سرباز نیز از دست دادند. هر
روز سربازان خلقی در جریان عملیات کشته و یا مجروح می شوند و یا مفقود می شوند و ارتباط آنها با
مرکز قطع می شود و اغلب نیز آنها جبهه خود را تغییر داده و به شورشیان می پیوندند. اخیرا واحدهایی به
تعداد یک گروهان از کنترل خلقی خارج شده اند. در یک یا دو مورد حتی گردانها ناپدید شده اند. این امر
رژیم را دچار کمبود نفرات در فرماندهیهای اصلی در سراسر افغانستان نموده است. تصفیه های سیاسی،
کادر افسران را ناتوان کرده است و در نتیجه کادرهای غیرنظامی یا افسران جزء جوان وفادار به رژیم در
رأس واحدهای بزرگ نظامی قرار گرفته اند و این امر با مساعدت نزدیک و فعال مستشاران نظامی
شوروی صورت گرفته است. این مستشاران همان طوری که قبل از انقلاب خلقیها متداول بود معمولاً
اونیفورمهای افغانی به تن می کنند.
6 (استفاده محدود اداری) کفگیر رژیم ظاهرا برای به دست آوردن رزمندگان به ته دیگ رسیده است
و به راههایی از قبیل متقاعد کردن دانشجویان جوان دانشگاه و دانش آموزان جوان دبیرستانها به داوطلب