آشوب داخلی جابه جا کند، چون که یک حمله عمومی پرچمیها به خلقیها احتمالاً زخم زبانهایی برای
تره کی در بر خواهد داشت. در این رابطه درخواست برای پیروی از موعظه های خیبر (کسی که قبل از
مرگش به طوری که گزارش شده طرفدار اتحاد خلق پرچم در سال 1977 بود) و این ادعا که «انقلابیون
واقعی» در داخل حزب خلق هستند، می توانند نمایانگر یک درخواست از تمام چپیها (پرچمیها و
خلقیهایی که از آنها رفع توهم شده) برای تشکیل یک جبهه متحد برای برکناری امین و همکارانش باشد.
به هر حال با سرعت باید اضافه کنیم که انتقادات تلخ بی شمار ضد غربی بر این نتیجه گیری تأکید دارد که
سیاستهای اساسی یک رژیم چپی افغانستان (حتی بدون امین) احتمالاً تا درجه زیادی تعدیل نخواهد شد.
5 سرانجام پیدایش تنهای این اعلامیه ها در چنان حجمی (فی الواقع هر هیئت دیپلماتیک یک نسخه
یا بیشتر را دارا می باشد) و روش پخش آنها نشان می دهد که به دلایلی پلیس و مقامات امنیتی قادر
نبوده اند که نشر تبلیغات برای برکناری مرد قوی کشور را سرکوب کنند. باید دید که چه مدتی این وضعیت
ادامه پیدا می کند، ولی امین به قضاوت ما از آن نوع سیاستمدارانی نیست که به آرامی چادرش را جمع کند
و به دیگران اجازه بدهد که انقلابش را از اوتحویل بگیرند.
6 دیگر تبلیغات ضد امین که در اینجا شنیده نشده امین را به عنوان یک جاسوس سیا مجسم می کند
که مأموریتش این بوده که اعتبار روسیه شوروی در افغانستان را نابود کند.
وادار کردن افغانستان به یافتن راه حل سیاسی برای جنگ داخلی
سند شماره (41)
به: وزیر امور خارجه در واشنگتنبه تاریخ: 18 ژوئیه 79
خیلی محرمانه
موضوع: کوشش شوروی در وادار کردن جمهوری دمکراتیک
افغانستان به یافتن راه حل سیاسی درباره کشمکشهای داخلی
1 تمامی متن محرمانه
2 خلاصه: برخی از تحولات اخیر در افغانستان القاء کننده این مطلب است که انتظار می رود اتحاد
شوروی مبارزه ای را برای «کمک» به دستگاه رهبری جمهوری دمکراتیک افغانستان که دست خوش
منازعات داخلی است برای یافتن یک راه حل سیاسی به جای راه حل صرفا نظامی به راه بیندازد و بدین
وسیله با رشد مخالفت در داخل و خارج مقابله کند. اقداماتی که تاکنون به عمل آمده در حالی که مجالی
برای تنفس به رژیم افغانستان و اتحاد شوروی داده است، احتمالاً برای تضمین آینده انقلاب کافی نباشد و
از قرار معلوم تغییرات حساستری لازم خواهد بود. معذالک راههای اختیاری که در این جهت وجود دارد
معدود است و اگر مسکو بخواهد از نجات جمهوری دمکراتیک افغانستان به وسیله مداخله نظامی مستقیم
اجتناب کند و خلقیها را بر سر کار نگهدارد عزیمت «داوطلبانه» یک یا دو عضو درجه یک دستگاه رهبری
جمهوری دمکراتیک افغانستان اجباری خواهد بود. ما هنوز اطمینان نداریم که «توصیه» اتحاد شوروی از
سوی دستگاه رهبری افغانستان مورد توجه قرار خواهد گرفت یا خیر و این امر تا اندازه زیادی وابسته به
دیپلماسی شخصی واسیلی سافرونچک سفیر شوروی خواهد بود. واسیلی سافرونچک، دیپلمات ارشد
شوروی اخیرا به منظور رفع بحران افغانستان به این کشور آمده است و ممکن است برای یافتن یک راه
خروج مطمئن از اوضاع درهم برهم کنونی مسئولیت کاملی به عهده داشته باشد. البته راههای متعدد و
مجهولات همچنان باقی است، ولی اطمینانهای مداوم شوروی به «مردم» افغانستان و وقایع اخیر درباره
افزایش مداخله شوروی در زمینه های نظامی در این کشور، دلالت بر آن می کند که «ضمانت» انقلاب
ممکن است عامل تلقینی برای خلقیها در ازای قربانیهایی باشد که برای دگرگون کردن جریان حوادث
جاری لازم است. (پایان خلاصه)
3 جستجو برای یافتن راه حل سیاسی مشکلات داخلی افغانستان در جریان می باشد. ظرف چند
هفته گذشته تحولاتی روی داده است که دلالت بر آن می کند که حکومت افغانستان شاید به اصرار اتحاد
شوروی در جستجوی وسائل سیاسی، به جای راههای صرفا نظامی، برای مقابله با مخالفان داخلی خود
است. رژیم با کمال جسارت هر چند نه چندان با مهارت، برنامه اصلاحات ارضی خود را با موفقیت پایان
یافته اعلام داشته است (مرجع الف) و بدین ترتیب از ایجاد مخالف بیشتر در جهت خطوطی که از زمان
آغاز این اصلاحات ظاهر شده بود اجتناب کرده است. همچنین براساس اشاره هایی که حفیظ اللّه امین
نخست وزیر افغانستان به عمل آورده است مبارزه جمهوری دمکراتیک افغانستان برای با سواد کردن
مردم که باعث خصومت در این جامعه فوق العاده محافظه کار که بیشتر افغانیها مایل نیستند زنان آنها حتی
تا سطوح ابتدایی تحصیل کنند یا در «معرفی معلمان مرد واقع بشوند، به زودی به عنوان یک «موفقیت»
اعلام خواهد شد. طبق اعلامیه 11 ژوئیه جمهوری دمکراتیک افغانستان در اجرای چندین فقره «امتیاز به
بخش خصوصی اقتصاد از جمله کوششهای دیگری است که برای آرام کردن مخالفان از ترس سیاستهای
آینده اقتصادی این رژیم به عمل آمده است. بدین ترتیب به حکومت افغانستان ظاهرا از تعدادی از
اصلاحات جاه طلبانه و فرسایش دهنده خود صرف نظر کرده است و این لزوما نه به دلیل اینکه این
اصلاحات غلط بوده یا ضروری نبوده است بلکه بدان دلیل که این اصلاحات در نتیجه شوق خارج از حد
آغاز شده و با مقاومتهای جدی رو به رو شده است.
4 گزارشهای «مذاکرات» در میان رژیم و شورویها و چندین نفر از رهبران حکومتهای سابق همچنین
نشان دهنده پوششی جهت برقراری نوعی «جبهه ملی» (مرجع ب) است. اظهار نظرهای دیپلماتهای آگاه
اروپای شرقی و شوروی در اینجا این فرضیه را قابل باور می سازد. (مرجع ج) بدین مناسبت گزارشهای
مربوط به آزادی پرچمیستها از زندان (مرجع د) و چاپ و توزیع وسیع نامه های «زیرزمینی» آنها، بعدا در
حمله به کسانی از جمله امین و سایر رژیم، این اعتقاد را تقویت می کند که بعضی از نیروها برای فراهم
کردن نوعی دستگاه رهبری و حزب که پایگاه وسیعتری از حزب دمکراتیک افغانستان دارد، کار می کنند.
5 در جبهه سیاست خارجه نیز نشانه هایی هویدا شده است که یک برنامه عمرانی برای اجتناب یا
عقب کشی از رویارویی در پیش است. دیدار شاه محمد دوست معاون وزیر امور خارجه در اوایل ماه ژوئیه
از اسلام آباد مهمترین تحول در جهت این خط مشی است زیرا اخیرا اعتدال خفیفی در مبارزه تبلیغات ضد
پاکستانی افغانستان مشاهده شده است. علاوه بر این ما اخیرا نشانه های بسیار کوچکی از صلح طلبی
مقامات مشاهده کرده ایم که عبارتند از حضور نسبتا در سطح عالی مقامات افغانستان در ضیافت چهارم
ژوئیه ما و نخستین ملاقات بین امین و یک مدرس وابسته به اداره ارتباطات بین المللی آمریکا به ابتکار
افغانستان.
این ملاقات ممکن است نشان دهنده آن باشد که جمهوری دمکراتیک افغانستان مایل است که سطح
مناسبات دوجانبه ما که در ماههای اخیر به پایین ترین مرحله رسیده بود، بالاتر رود.
6 دیپلمات عالی مقام شوروی ممکن است نقش راسپوتین مانند را در این تحولات ایفا کرده باشد.
همه این نشانه ها از اوائل ماه ژوئن گذشته با ورود واسیلی سافرونچک سفیر سابق شوروی در غنا و
نماینده دائمی سابق شوروی در سازمان ملل متحد و یک دیپلمات ارشد برخوردار از ارتباطات پابرجای
سیاسی که ظاهرا صلاحیت حد اعلا را در خدمت به عنوان مرد شماره 3 در سفارت شوروی در کابل دارد
ظاهر شده است (درجه تشریفاتی واسیلی سافرونچک را هیچ کس باور نمی کند). از قبل از اینکه
سافرونچک به افغانستان بیاید داستانهایی در کابل و در مسکو جریان داشت مبنی بر اینکه وی به عنوان
نوعی «مشاور»برای عالیترین سطوح افغانستان خدمت خواهد کرد و این داستانها با حوادث بعدی تأیید
می شد. با توجه به تجربیات سافرونچک به عقیده ما می توان چنین نتیجه گرفت که او با دستوراتی برای
کوشش در پیدا کردن یک راه حل سیاسی به جای راه حل صرفا نظامی این کشور دستخوش منازعات، به
کابل آمده است و شاید مهمترین وظیفه او آن باشد که مانع آن شود که جمهوری دمکراتیک افغانستان
تقاضای کمک نظامی مستقیم از شوروی برای حفظ خود کند. بدین مناسبت بیشتر ناظران معتقدند که
سافرونچک در سفارت شوروی در کابل وظیفه عادی ندارد. هر چند سوءظنها درباره مأموریت
سافرونچک حدسیاتی بیش نیست معذالک ما معتقدیم که انتصاب ناگهانی او برای خدمت در سفارت
شوروی در کابل و اوضاع و احوال ویژه ای که درباره این تصمیم وجود داشت و وضع او از زمانی که وارد
کابل شد و تحولات سیاسی که در بالا ذکر شد، به روشنی نشان می دهد که مسکو جمهوری دمکراتیک
افغانستان را وادار می کند (اگر نگوییم تحت فشار قرار می دهد) تا برای معکوس کردن جریان حوادث
اقداماتی به عمل آورد و اصالت انقلاب را حفظ کند.
7 شرایط محلی که ممکن است انگیزه فشار شوروی به جمهوری دمکراتیک افغانستان برای یافتن
یک راه حل سیاسی باشد از این قرار است: ناتوانی ظاهری رژیم افغانستان (یا عدم تمایل آن) به اقدام به
ابتکار خود که باعث تثبیت و خامت اوضاع امنیتی و سیاسی در خارج از شهرها بشود یا پایگاه پشتیبانی
از حکومت را توسعه دهد. این عوامل احتمالاً بزرگترین انگیزه برای هر گونه تصمیم شوروی به واداشتن یا
متقاعد کردن یا تحت فشار قرار دادن دستگاه رهبری افغانستان برای جستجوی راه حل سیاسی درباره
مشکلات خود خود خواهد بود. همچنین مسکو ممکن است بحق خواسته باشد تمایل جمهوری
دمکراتیک افغانستان را به تشدید تشنجات با همسایگان خود (به ویژه پاکستان) منحرف کند و این
گرایشی است که ممکن است افغانستان را بر آن دارد تا برای مقابله با «تجاوز» (تلگرام مرجع ف) از
شوروی استمداد کند. علاوه بر این سردی روابط افغانستان و ایالات متحده و کاهش شدید برنامه
مساعدتهای اقتصادی آمریکا (به ویژه از زمانی که کمیته ویژه مجلس سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در
تاریخ 13 ژوئیه به کاهش برنامه کمک رأی داد) همچنین از نظر کرملین به عنوان اقدامی علیه منافع
وسیعتر شوروی تلقی خواهد شد زیرا مسکو یا کشورهای تابع آن ناگزیر خواهند بود جبران این کندی
کمکها را در صورت خارج شدن کمک دهندگان دنیای آزاد بنمایند و همچنین اتکاء بیشتر جمهوری
دمکراتیک افغانستان به شورویها احتمالاً ناآرامیهای داخلی را تشدید خواهند کرد، به جای آنکه اوضاع
را بهبود بخشد. در آخرین تحلیل این نگرانی که احتمال فریاد وانفسای افغانستان بیشتر شود و براساس
شرایط موافقتنامه دو جانبه سال 1978 در لحظه ای که مسکو منافع وسیعتری دارد، به طوری که مایل
نیست این منافع در نتیجه تصمیم به مداخله به خطر افتد، از جمله آخرین انگیزه هایی است که باعث اعزام
سافرونچک به مأموریت خود در کابل است.
8 راه حل سیاسی به احتمال مستلزم «امتیازهای بیشتر» از آنچه تاکنون رو آمده خواهد بود: براساس
آنچه که ما از انگیزه های قیام کنندگان استنباط کرده ایم، ما معتقدیم که رهبران جمهوری دمکراتیک
افغانستان بایستی برای آنکه بتوانند روند اوضاع را در خارج از شهرها تغییر دهند باید چشم انداز
جالبتری برای مردم فراهم کنند.
برنامه های مختلف اصلاحاتی یقینا به میزان زیادی به رشد خصومت داخلی نسبت به رژیم کمک کرده
است ولی انگیزه اصلی بیشتر دهقانان افغانی که اسلحه به دست گرفتند درک آنها از این است که خلقیها
ضد خدا و کمونیست و عروسکهای خیمه شب بازی شورویها هستند. برای رفع کردن این گونه اعتقادات که
در میان افغانیها ریشه دوانده است مهارت فوق العاده و امتیازات قابل توجه، مافوق آنچه که رژیم تاکنون به
مردم داده است لازم خواهد بود. اینکه آیا شورویها و رهبران جمهوری دمکراتیک افغانستان بتوانند
اقدامات لازم بعدی خود را با توافق یکدیگر انجام دهند یا خیر در آینده معلوم خواهد شد ولی هیچ گونه
شکی نیست که آنها وظیفه بسیار سنگینی به عهده دارند.
9 راههای اختیاری که در دسترس باشد چندان زیاد نیست. اگر در واقع رشد مخالفت در نتیجه
اقدامات سرکوبگرانه حکومت افغانستان تاکنون مهار نشده است راههای بیشتری برای ایجاد یک رژیم
دیگر که بتواند امکان برگرداندن جریان را داشته باشد و در عین حال اصالت انقلاب را تهدید نکند چندان
زیاد نخواهد بود.
10 محتمل ترین و شاید ضروریترین امری که ممکن است اتفاق بیفتد این است که تغییراتی در
عالیترین سطح رهبری جمهوری دمکراتیک روی دهد که در بر گیرنده بر کنار شدن امین یا تره کی یا هر دو
باشد. براساس نشانه هایی (از قبیل وفور پخش تراکتهای مخفی که در بیشتر آنها به امین حمله شده است)
و بر اساس «احساس» کلی در میان عملاً همه اشخاص افغانی که با ما تماس دارند، می توان گفت که تره کی
به عنوان یک رئیس بدن شخصیت تلقی می شود که نباید جدی گرفته شود و شر اصلی همانا امین است که
از جمله مسؤل سیاستهای ستمگرانه دستگیری و شکنجه و اعدام شناخته شده و همچنین نیروی محرک
در برنامه های زجر دهنده اصلاحی و همچنین مرد پر حرارت افغانستان در جانبداری از اتحاد جماهیر
شوروی به شمار می رود. بنابراین هر گونه کوشش صمیمی برای اینکه نیروهای پراکنده در افغانستان از
طریق یک تغییر دستگاه رهبری گرد هم جمع شوند به احتمال باید برکناری یا حتی بهتر از این بگوییم
مرگ امین را در بر داشته باشد. (در این سرزمین قصاص، یکی از رهبران خلقی باید بهای سنتی را برای
مرگ هزارها نفر بپردازد.) ما می توانیم سناریویی را پیش بینی کنیم که در آن تره کی به عنوان «رهبری
بزرگ» ولی فاقد توانایی سیاسی باقی بماند. در این موقع «پرستش فردی» نسبت به تره کی که مدام در
حال افزایش است (که برگزاری جشن شصت و دومین سال تولد او اخیرا با زرق و برق فراوان در تاریخ 14
ژوئیه انجام گرفت و مظهر چنین پرستش فردی است) بر آن دلالت می کند که برکناری تره کی برای انقلاب
بسیار دردآور خواهد بود و تنها به عنوان آخرین علاج می تواند صورت بگیرد. در ضمن باید گفت که
تره کی هنوز هم در میان عناصر غیر خلقی جامعه افغانستان و به ویژه در میان صفوف اشخاص
تحصیلکرده مورد احترام است.
11 البته مهمترین مسئله این است که آیا شورویها وزنه به اندازه کافی دارند که «توصیه» آنها تره کی یا
امین را متقاعد کند که خود را به خاطر انقلاب قربانی کنند. همه چیز به این امر بستگی خواهد داشت که این
توصیه در چه لفافه ای عرضه می شود. شاید مؤثرترین برداشت در این جهت این فرضیه خواهد بود که
وضع امور برای این حکومت به مرحله ای رسیده است که صرف موجودی انقلاب ایجاب می کند که بعضی
از اعضای دستگاه رهبری جمهوری دمکراتیک افغانستان شرافتمندانه و داوطلبانه کنار بروند. در عین
حال مسکو آینده انقلاب را از طریق تعهد به پشتیبانی بیشتر نظامی و اقتصادی «تضمین» خواهد کرد
اظهارات اخیر از سوی برگزیدگان شوروی که در آن وعده پشتیبانی از «مردم» افغانستان داده شده است و
ورود دهها خلبان هلیکوپتر شوروی به افغانستان نشان می دهد که مسکو احتمالاً رهبران جمهوری
دمکراتیک افغانستان را درباره پشتیبانی مداوم از سوی شوروی علیرغم مبارزه همزمان جهت یک راه
حل سیاسی اطمینان می دهد.
12 محاسبه های غلط شوروی یا رفتار ناجور آن یا تصمیم باند تره کی و امین درباره آن که آنها راه
دیگری جز ادامه همان راهی که در پیش گرفتند ندارند، ممکن است به احتمال قوی هر گونه جستجو را
برای یک راه حل غیر نظامی در مقابل عصیانگری منع کند. ما شک داریم از اینکه شورویها میل داشته
باشند یا بتوانند برکناری هر کدام از رهبران جمهوری دمکراتیک افغانستان را پیش ببرند؛ هر چند مسکو
ممکن است احتمالاً از هر عنصری که تمایل به حل و فصل این کشمکش دارد «پشتیبانی» کند تا کار به
استمداد مستقیم نظامی شوروی نکشد. این امر ممکن است شامل یک کودتا از سوی نظامیان افغانستان
باشد.
13 عصیانگری تره کی با امین با شکست مبارزه شوروی که ممکن است روی دهد، به احتمال علامتی
«از همان نوع» از جانب جمهوری دمکراتیک افغانستان باشد. یعنی موضعی که به کشمکشها و خونریزی و
بی ثباتی بیشتر منجر شود. این آستانه خشونت البته متضمن عواقب جدی امنیتی برای خارجیانی که در
این کشور اقامت دارند خواهد بود.
14 نتیجه گیریها: ما ممکن است در میان کوششهای شورویها قرار گرفته باشیم که می خواهند سیاست
افغانستان را در جهتهایی که ممکن است رشد مخالفان داخلی را متوقف سازند و خصومت عناصر داخلی
و بیگانه را نسبت به این رژیم کاهش دهند تا در آخرین تحلیل مسکو ناگزیر نباشد با استمداد کمک نظامی
مستقیم از سوی افغانستان مواجه شود. در این حال اظهارات برگزیدگان شوروی و نشانه هایی درباره
مداخله های فزاینده نظامی شوروی نشان دهنده سیاستی به موازات این کوششها از سوی شوروی برای
تأمین آینده انقلاب هر چند شاید بدون ترکیب کنونی رهبران افغانستان است.
15 شاید سافرونچک مرد پشت صحنه رهبری کننده این درام ویژه است ولی مشکلات و دامهایی که
در مقابل او و رهبران جمهوری دمکراتیک افغانستان قرار گرفته بسیار عظیم است و مجهولات معادله
همچنان بیشمار است.
آمستوتز
مشارکت دادن عبدالصمد حامد وزیر سابق رژیم سلطنتی را در گفتگوها
سند شماره (42)
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 18 ژوئیه 1979
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: روسها به طور مکرر عبدالصمد حامد وزیر سابق رژیم
سلطنتی را در گفتگوهای جبهه ملی شرکت داده اند
1 تمام متن محرمانه است.
2 بر طبق گفته یک مقام سفارت پاکستان روسها اخیرا در مذاکرات جبهه ملی شان عبدالصمد حامد را
که یک بار به عنوان وزیر برنامه ریزی و قائم مقام نخست وزیر در زمان ظاهرشاه خدمت می کرد شرکت
داده اند.
3 حامد که به وسیله بعضی افغانها به عنوان یک پرچمی غیر کمونیست توصیف شده است، به طوری
که گزارش شده به وسیله خلقیها در 4 ژانویه امسال دستگیر شده است.آمستوتز
شورویها به دنبال جانشین حفیظ اللّه امین
سند شماره (43)
از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 18 ژوئیه 1979
به: وزیر امور خارجه در واشنگتن طبقه بندی: سری
شماره: 5459
موضوع: سفیر جمهوری دمکراتیک آلمان گزارش می دهد که شورویها امیدوارند
یک حکومت با پایگاه وسیعتری را جانشین حفیظ اللّه امین نخست وزیر بنماید.
1 (تمامی متن سری)
2 خلاصه: من همین تازگی یک ملاقات فوق العاده با دکتر هرمن شوسیائو سفیر جمهوری دمکراتیک
آلمان انجام داده ام. این ملاقات به علت آنچه که او درباره مقاصد شوروی در اینجا افشاء کرد و از جمله
احتمال یک اقدام پشتیبانی شوروی برای از میدان به در بردن حفیظ اللّه امین، یک ملاقات فوق العاده بود.
ظرف سه هفته گذشته ما نشانه هایی درباره احتمال یک کودتای داخلی به کمک شوروی، هم از سفیر
جمهوری دموکراتیک آلمان (کابل شماره 5246) و قبلاً از واسیلی استفانویچ سافرونچک (کابل4888)
مشاور وزیر شوروی دریافت داشته ایم این بار سفیر جمهوری دمکراتیک آلمان بسیار فراتر رفته و
نارضایی شوروی را از جمهوری دمکراتیک افغانستان و دو راهی که شوروی در مقابل آن قرار گرفته و
نمی داند چه کار کند و احتمال یک کودتای داخلی حزبی برای کنار گذاشتن امین ابراز داشت. او اشاره کرد
که این امر ممکن است در ماه اوت صورت بگیرد. (پایان خلاصه)
3 روز هفده ژوئیه من از آقای شوسیائو دیدن کردم. او قبلاً در تاریخ 9 ژوئیه از فلاتین کاردار دیدن
کرده بود و علاوه بر اینکه می خواستم دیدار تشریفاتی او را باز پس دهم. وی از بهانه باز پس دادن دیدار
تشریفاتی استقبال کرد. ما مدت یک ساعت با یکدیگر صحبت کردیم. در میان سفرای کشورهای
کمونیستی طرفدار مسکو شوسیائو سفیر جمهوری دمکراتیک آلمان شاید از همه زیرکتر و باهوشتر باشد
و بدون شک شخصی است که بیش از دیگران می توان به او نزدیک شد. در میان دیپلماتهای کمونیست
طرفدار مسکو تنها اوست که به طور منظم از دیپلماتهای غربی و جهان سوم دیدن می کند و دوست دارد
درباره افغانستان به بحثهای سیاسی صمیمانه بپردازد. او خود را یکی از مهمترین منابع اطلاعات درباره
تحولات در جامعه دیپلماتیک کمونیستی و اخیرا درباره طرز فکر شوروی نشان داده است.
4 عدم رضایت شوروی از جمهوری دمکراتیک افغانستان: دیروز ما گزارشی (تلگراف مرجع) در
تجزیه و تحلیل فشارهایی که ظاهرا برای یک دگرگونی داخلی در دستگاه رهبری جمهوری دمکراتیک
افغانستان اعمال می شود فرستادیم. آنچه شوسیائو در ملاقاتی که با هم داشتیم به من گفت همه اینها و از
جمله وجود مذاکرات پشت پرده از سوی سافرونچک، مشاور وزیر شوروی با رهبران حزب دمکراتیک
خلق افغانستان و دیگران، درباره یک دگرگونی داخلی را تأیید می کرد. شوسیائو به کرات گفت که روسها
بر سر وخامت اوضاع در افغانستان عمیقا نگران می باشند. او گفت: «آنها می دانند که رژیم کمتر از
پشتیبانی عموم برخوردار است و کنترل کشور را از دست می دهد.» او در ضمن گفتن این موضوع به من
همچنین گفت: «ما مصمم هستیم انقلاب را نجات دهیم.»
5 شوسیائو به وضوح تقصیر آشوبهای جمهوری دمکراتیک افغانستان را به گردن حفیظ اللّه امین
نخست وزیر و وزیر امور خارجه انداخت. او امین را به عنوان «مردی نیرومند» در افغانستان توصیف کرد
او گفت: «امین شخصا تمامی حکومت را اداره می کند و ارتش و وزارت کشور را در کنترل خود دارد و همه
تصمیمات مهم را او می گیرد.» او گفت امین از لحاظ طرز اجرای برنامه های اقتصادی و اصلاحاتی دولت
مرتکب خطاهایی شده و به ویژه از طرز اقدام «خشن» علیه اشخاصی که بر اساس ظن او ممکن بود با او
مخالفت کنند. اشتباه کرده است.
6 شوسیائو تره کی را به عنوان یک مرد بی اثر قلمداد کرد. او تره کی را به عنوان یک مربی مهربان و
فیلسوف و نویسنده پیر که دارای حسن نیت است و از تمجیدهایی که از او در مطبوعات می شود (و به ویژه
عکسهایی که از او چاپ می شود) بسیار خوشش می آید معرفی کرد. شوسیائو گفت: «ظن ما این است که او
اطلاعی درباره آنچه که در کشور می گذرد ندارد.»
7 مانورهای شوروی: شوسیائو تأیید کرد که سافرونچک مشاور وزیر شوروی از سوی مسکو
مأموریت گرفته است تا یک «دگرگونی ریشه ای» در حکومت ایجاد کند و شوسیائو گفت این مأموریت
بدان منظور به سافرونچک داده شده است که برای سفیر شوروی چندان خوب نیست که دیده شود سرگرم
این مذاکرات حساس است. شوسیائو آن گاه ادامه داد: «اگر این مذاکرات با شکست مواجه شود و یا
سافرونچک به عنوان یک عنصر نامطلوب از افغانستان اخراج شود این امر کمتر جلب توجه خواهد کرد و
برای اتحاد شوروی کمتر اسباب زحمت خواهد شد تا اینکه پوزانف سفیر شوروی اخراج شود.»
8 اما اینکه چه چیزی ممکن است اتفاق بیفتد شوسیائو به روشنی گفت که یک کودتای نظامی داخل
حزب از طریق برکنار کردن امین و شاید دیگران چیزی است که روسها قصد آن را دارند. شوسیائو گفت که
اکنون تفرقه های عمیقی در داخل حزب دمکراتیک خلق افغانستان وجود دارد و بسیاری از اعضای
برجسته آن از جریان کنونی حوادث و رهبری امین ناراضی اند و گفت آنچه که ضرورت دارد یک نخست
وزیر جدید است که «مرد نیرومندی» است و با «سیاستهای کنونی» هیچ گونه ارتباطی ندارد.
9 وقتی که من نام وطنجار وزیر دفاع یک کاندیدای احتمالی را ذکر کردم شوسیائو چنان رفتار کرد
که گویی من او را در افشای راز مهمی غافلگیر کرده ام. پس از مکث کوتاهی او گفت «وطنجار» یک
سیاستمدار نیست ولی البته نظامیان کلید هرگونه تغییر خواهند بود. آن گاه او ادامه داد که وطنجار از آغاز
وقوع انقلاب هرگز نطقی ایراد نکرده است که در مطبوعات چاپ شده باشد و اینکه نظریات دقیق سیاسی
او برای افکار عمومی روشن نیست و گویی تلویحا چنین می خواست بگوید که وطنجار «پرونده اش پاک
است.» معذالک شوسیائو چنین اشاره کرد که در حالی که وطنجار ممکن است نقشی در کودتای متقابل
داشته باشد احتمال نمی رود که نخست وزیر شود «زیرا تجربه کافی ندارد.»
10 شوسیائو چندین بار گفت: «ما اکنون شاهد فصل آخر این حکومت هستیم.» او از قرار معلوم
اصطلاح «فصل آخر» را لااقل سه بار برای من به کار برده و اما اینکه این تغییر چه زمانی اتفاق خواهد افتاد
شوسیائو اشاره کرد که این تغییر ممکن است هر لحظه اتفاق بیفتد ولی به احتمال قوی زمان وقوع آن ماه
اوت خواهد بود. او گفت همسر خود را به زودی برای یک «استراحت سه یا چهار هفته» به برلین شرقی
می فرستد و آن گاه او به من گفت که خود او نمی تواند در تابستان جاری کابل را ترک کند زیرا ماه اوت
بسیار داغ خواهد بود و مقصود من هوا نیست.» قبلاً در جریان مکالمه او گفته بود که اوضاع در داخل
حکومت بسیار بی ثبات است و امنیت کابل هر لحظه ممکن است به وخامت بگراید و در واقع با چنان
سرعتی که «تخلیه افراد خانواده غیر ممکن خواهد بود.»
11 منافع شوروی: شوسیائو گفت که هیچ گونه «تغییر ریشه ای» در داخل حزب در اینجا نمی تواند
بدون پشتیبانی شوروی صورت گیرد و اینکه منافع شوروی بایستی از سوی هر حکومت افغانستان به
حساب آورده شود. او گفت: «هر چه باشد مرزهای افغانستان با اتحاد شوروی مشترک است و همان
طوری که شما به هر چه در کانادا و مکزیک اتفاق بیفتد علاقه مندید، اتحاد شوروی نیز منافعی در
افغانستان دارد. او گفت بدین ترتیب در یک راه حل سیاسی باید سه عامل را به حساب بیاوریم: «نجات
آبروی شوروی، نجات آبروی حزب افغانستان، حزب دمکراتیک خلق افغانستان و نجات آبروی
مسلمانان.»
به مناسبت آبروی شوروی شوسیائو گفت روسها باید مناسبات و حیثیت خود را با «سایر احزاب در
سراسر جهان» به حساب بیاورند. او گفت اگر دیده شود که شورویها حزب افغانستان را به حال خود
می گذارند این امر یک اثر ناهنجاری بر روی احزاب در کشورهای دیگر که با مسکو مناسبات دوستانه
دارند خواهند داشت. این اظهارنظر با اظهارنظر قبلی او (در پاراگراف چهار) مبنی بر اینکه «ما باید انقلاب
را نجات دهیم» جور در می آید.
12 مسئله مداخله نظامی شوروی در افغانستان: در نزدیکیهای پایان مذاکره شوسیائو داوطلبانه این
مسئله را به میان گذاشت. او گفت می داند که در میان جامعه دیپلماتیک درباره اینکه شورویها در آخرین
تحلیل، مداخله نظامی در افغانستان را در نظر خواهند داشت حدسهایی زده می شود شوسیائو گفت: «اگر
شورویها چنان کاری بکنند این امر یک مسئله را حل خواهد کرد ولی مسئله دیگری را به وجود خواهد
آورد.»
او ادامه داد که مداخله شوروی ممکن است حکومت کنونی را کنار بگذارد و بدین ترتیب یک مسئله را
حل کند. معذالک این امر مسئله دیگری را ایجاد خواهد کرد و آن اینکه «تمامی ملت افغانستان علیه
شورویها قیام خواهد کرد همان طوری که در قرن نوزدهم افغانیها علیه مهاجمان انگلیسی قیام کردند. او
گفت بنابراین برای روسها مداخله نظامی معنایی نخواهد داشت.