سند شماره (52)
از: سفارت آمریکا در تریپولی تاریخ: 29 ژوئیه 79
به: وزارت امور خارجه واشنگتن، دی. سی.
طبقه بندی: سری
شماره سند: 1185
موضوع: (سری) حمایت لیبی از انقلابیون افغانستان
1 (تمام متن سری است)
2 مقام وزارت امور خارجه به ما (به طور محرمانه «اطلاع داد که جماهیریه انقلابیون افغانستان را
پشتیبانی می کند. در جواب این سؤال که آیا این پشتیبانی شامل آموزش افراد ضد تره کی نیز می باشد، منبع
جواب داد که از نظر مالی لیبی «ربع میلیون» دلار کمک نموده است، ولی از نحوه تسهیلات در رابطه با
شورشیان اطلاعی ندارد.
3 این مقام اطلاع داد که مقامات سیاسی لیبی در کابل با مشاهده بالا رفتن پرچم سرخ و ظهور
تمایلات مارکسیستی رژیم جدید «در شگفتی» فرو رفتند. وی معتقد است که کمک لیبی به شورشیان
موضوعی حساس در رابطه میان شوروی و تریپولی است. این حساسیت را می توان در توجه لیبی به
افغانستان در وسایل ارتباط جمعی مشاهده نمود.
4 نظریه: درست در زمانی که لیبی حمایت خود را از ساندنیستها و رژیم جدید نیکاراگوئه اعلام
می دارد، حمایت آنها از شورشیان افغانی نیز دلیلی بر اثبات فعالیت های انقلابی جماهیریه می باشد. حتی
نمایندگان شوروی نیز از حمایت لیبی در قبال گروههای آزادیخواه ملی آگاه هستند.
کوینلان
اطلاعات اضافی در مورد سازمان ملی دفاع از انقلاب
سند شماره (53)
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ 29 ژوئیه 1979
به: وزارت خارجه واشنگتن
طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: اطلاعات اضافی در مورد سازمان ملی دفاع از انقلاب
1 (محرمانه) خلاصه: اطلاعات تازه در مورد سازمان ملی برای دفاع از انقلاب اشاره بر این دارد که
این سازمان جدید مکلف به ایجاد هواداری از رژیم در میان توده ها خواهد بود، ولی ما پیش بینی می کنیم
که انطباق قابل ملاحظه ای در میان این سازمانهای مختلف وجود داشته باشد. به نظر نمی آید که سازمان
جدید هیچ گونه شکلی از یک «جبهه ملی» را به وجود آورد. (پایان خلاصه)
2 مقاله ای در آخرین شماره روزنامه خلق، ارگان هفتگی حزب دمکراتیک خلق افغانستان،
اطلاعات بیشتری در مورد سازمان ملی جدیدالتأسیس دفاع از انقلاب در دسترس قرار می دهد (تلکس
مرجع). طبق گزارش، سازمان در میان دیگر سازمانها برای مبارزه علیه عکس العملهای داخلی و خارجی
برای استقرار جامعه ای بدون استثمار بشر به وسیله بشر و برای به وجود آوردن اتحاد در میان نیروهای
مترقی اجتماع مناسب تشخیص داده شده بود. به علاوه سازمان فعالیتهای سازمانهای دیگر از قبیل
PDPAبا اتحادیه های کارگران و کشاورزان، کمیته های محلی برای دفاع از انقلاب، سازمانهای زنان و
جوانان حزب و اتحادیه های روزنامه نگاران و واردات صادرات را به صورت نمایانی متحد خواهد کرد.
3 یک کنگره سازمانی (اطلاعات درباره حدود و تاریخ پیشنهادی اولین جلسه این کنگره هنوز ذکر
نشده است) شورای مرکزی حدود 35 تا45 عضو را انتخاب خواهد نمود. از میان این نمایندگان 9 تا11
نفر به عضویت کمیته اجرایی انتخاب خواهند شد که رئیس آن به پیشنهاد PDPAانتخاب خواهد شد.
سازمان در برگیرنده سازمانهای دیگر، واحدهایی در سطوح محله، بخش، شهر و استان در تمام کشور
تأسیس خواهد کرد که از همتاهای کشوری و حزبی خود مستقل خواهند بود ولی با آنان به طور هماهنگ
همکاری خواهند کرد.
4 یک گروه کار مأمور شده تا طرحهایی برای اولین کنگره و عضویت آن تهیه نماید و این طرحها را در
ظرف 20 روز به اداره سیاسی PDPA تسلیم نماید (زمانی که این کار شروع شد فاش نشده است).
سرپرستی این گروه با عبدالکریم شهرایی جوزجانی (وزیر دادگستری و دادستان کل) است و دارای
اعضای زیر می باشد: محمد صادق عالمیار (وزیر برنامه ریز)، خیال محمد کاتاوازی (وزیر اطلاعات و
فرهنگ)، اسداللّه امین (معاون دوم وزیر خارجه برای امور سیاسی)، و صالح محمد پیروز (معاون وزیر
فعالیتهای عامه).
5 (محرمانه) نظریه: گر چه وظایف ویژه سازمان خیلی مبهم باقی می ماند اما، ظاهرا سازمان مسؤل
توسعه حمایت مردم از برنامه های کلی رژیم خصوصا جنگ علیه شورشیان می باشد. در هر حال سازمان
به طور آشکار مسؤل انجام فعالیتهای ضد شورشی رژیم نخواهد بود، چون که به نظر می رسد این
مسؤولیت به عهده شورای عالی دفاع از سرزمین باقی بماند. ما انتظار داریم که اصطکاک زیادی در بین
سازمانهای کشوری، حزبی و سازمان ملی دفاع از انقلاب وجود داشته باشد ولی ظاهرا رژیم با این وجود
مجبور بود که سازمانی دیگر برای کار ویژه زندگی بخشیدن به چیزی که ممکن است به نمایش دلگرمی در
میان حامیان رژیم خصوصا در خارج از پایتخت ارزیابی شود، دایر نماید.
در عین حالی که این گزارش به خصوص آن نیروهایی که از رژیم حمایت می کنند را به اتحاد دعوت
می کند ولی به نظر ما این کار دعوتی برای هیچ گونه «جبهه متحد» که احتمالاً عواملی که حامیان طبیعی
جمهوری دمکراتیک افغانستان شناخته نمی شوند را در بر بگیرد، نیست.
به نظر نمی رسد که ترمیم کابینه مخالفت رو به افزایش را خنثی کند
سند شماره (54)
از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 30 ژوئیه 1979
به: وزارت خارجه واشنگتن
طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: به نظر نمی رسد که ترمیم کابینه مخالفت رو به افزایش را خنثی کند
1 خلاصه: احتمالاً مهمترین موضوع در رابطه با انتصابات جدید کابینه انصراف حفیظ اللّه امین از مقام
وزارت امور خارجه و نقش مسلم آتی او به عنوان سرپرست وزارت دفاع می باشد. دیگر وزرا چهره های
قدیمی هستند و چنانچه این تغییرات به منظور ارائه چهره ای جدید و با اهمیت از این رژیم تحت فشار قرار
گرفته طرح ریزی شده باشند، به خودی خود برای آرام کردن مخالفت رو به افزایش داخلی ناکافی هستند.
(پایان خلاصه)
2 انتصابات شورای وزیران که در 28 ژوئیه اعلام شد عبارتند از: دکتر شاه ولی (معاون سابق نخست
وزیر بهزیستی عمومی) به عنوان معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه: دکتر صالح محمد زیری (وزیر
سابق کشاورزی و اصلاحات ارضی) به عنوان وزیر بهزیستی عمومی: دکتر عبدالرشید جلیلی (وزیر سابق
آموزش و پرورش) به عنوان وزیر کشاورزی و اصلاحات ارضی: سرگرد محمد اسلام وطنجار (وزیر
سابق دفاع) به عنوان وزیر کشور، شرجان مزدوریار (وزیر سابق دفاع) به عنوان وزیر امور خارجه،
صاحب جان صحرایی (وزیر سابق امور خارجه) به عنوان وزیر مشاور، و محمد سالم مسعودی (سفیر در
بلغارستان و به مدت خیلی کوتاهی فرانسه) به عنوان وزیر آموزش و پرورش.
3 نظریه: اعلامیه روز گذشته جمهوری دمکراتیک افغانستان که پرزیدنت نور محمد تره کی شخصا
کنترل نیروهای نظامی افغانستان را به دست می گیرد ولی مسؤولیت انجام مبارزه ضد شوروی رژیم و
اختیار امور روزانه وزارت دفاع را به حفیظ اللّه امین تفویض می کند، آشکارا اشاره بر این داشت که
رهبریت فعلی مبارزه بر علیه مخالفین داخلی را به عنوان وظیفه اصلی و اولیه خود تشخیص داده است.
اعطای مقام وزارت خارجه به شاه ولی هیچ گونه فرسایشی را در قدرت سیاسی امین نشان نمی دهد و نیاز
به تقبل هر گونه سفر خارجی از طرف امین در این موقع حساس را را رفع می کند. بر عکس نقش
بااهمیت تر شده امین در مبارزه با تجاوز خارجی که با انتصاب شاه ولی افزایش یافته است اشاره بر این
دارد که امین در حال حاضر حتی زمان بیشتری برای اختصاص به مسائل داخلی دارد.
4 هر چند به طور رسمی اعلام نشده بود که امین عنوان وزیر دفاع را به خود خواهد گرفت لیکن جا به
جایی وطنجار به وزارت کشور تردیدی باقی نمی گذارد که امین حداقل به عنوان سرپرست وزارت دفاع
فعالیت خواهد کرد. در این رابطه برخی از ناظران در اینجا معتقدند که انتقال یک افسر نظامی حرفه ای مثل
وطنجار به منظور پیشگیری از هرگونه حرکت ارتش افغانستان برای ضبط قدرت سیاسی و به امید
خنثی سازی جریان داخلی می باشد. (در این رابطه وطنجار در هر دو کودتای 1973 و 1978 یک نقش
مهم ایفا کرد.) در هر صورت دیگران فکر می کنند بدتر شدن وضعیت امنیتی در این جا نمایانگر سندی
مشهود از عدم توانایی وطنجار در به دست آوردن نتایج مثبت می باشد.
و بر اساس این استدلال چنانچه رژیم می خواست شانسی واقعی برای تغییر اوضاع به نفع خودش داشته
باشد، امین مجبور بود که قدم به میان گذارد.
5 اگر این تغییرات به خصوص کابینه برای ادامه چهره ای جدید یا پایگاهی وسیعتر از رژیم
طرح ریزی شده بودند که در نتیجه مخالفت را به طریقی ساکت نمایند، اینها به خودی خود، به طور
اسفناکی ناکافی هستند، و احتمالاً اثر کمی روی جریان وقایع داخلی، خواهند داشت. اعضای فعلی دولت
از زمان انقلاب یعنی پانزده ماه پیش در صحنه بوده اند و ما پیش بینی می کنیم هیچ کس از این روش
«چهره های قدیمی در پستهای جدید» راحتی پیدا نمی کند. البته باید دید که آیا شرکت مستقیم امین در
دولت پیشرفت مهمی در محدود کردن شورش ایجاد خواهد کرد یا خیر. ولی حداقل مسؤلیتهای جدید وی
به نظر می رسد که او را در ارتباط نزدیکتر با نیروهای نظامی قرار دهد که پایه محکمی را برای سر پا
نگاه داشتن جمهوری دمکراتیک افغانستان تشکیل می دهند.
ضیا ناصری با پروژه های جدید بازمی گردد
سند شماره (55)
از: سفارت آمریکا در اسلام آبادتاریخ: 1 اوت 1979
به: وزیر خارجه واشنگتن دی. سی.طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره سند: 8629
موضوع: ضیا ناصری با پروژه های جدید بازمی گردد
1 تمام متن محرمانه
2 ضیا ناصری افغانی آمریکایی با مأمور سفارت در اول اوت در زمانی که در بازگشت از آمریکا به
اسلام آباد وارد شد، با تلفن تماس گرفت. او گفت که چند هفته اخیر را در نیویورک و واشنگتن گذرانده
است اما قادر نبوده است به اندازه لازم با اعضای کنگره به خاطر مسافرت تابستانی اعضای کنگره
تماسهای مفیدی بگیرد.
3 ضیا توضیح داد که بازگشت او به پیشاور برای آغاز یک پروژه جدید است که او آن را درمانگاه
پشتو آمریکایی برای آوارگان افغانی می نامد. او می گوید، درمانگاه در آغاز در شهر پیشاور پایه گذاری
خواهد شد اما احتمالاً به نواحی نزدیک به جبهه افغانستان پاکستان حرکت خواهد کرد.
4 ضیا مدعی است که تعهد پشتیبانی شخصیتها و شرکتهای آمریکایی را برای تأمین منابع پزشکی،
مواد و پرسنل برای راه انداختن درمانگاه در اختیار دارد. او وانت فولکس واگن خودش را با کشتی از
نیویورک حمل کرده تا به عنوان آمبولانس برای طرح به کار گیرد. او در نظر دارد که اطبای بومی پاکستانی
را استخدام کند تا درمانگاه را اداره کنند. تا هنگامی که او بتواند حمایت بیشتر به دست آورده و دکترهای
آمریکایی را به کار گیرد.
5 با وجود شروع کار یک درمانگاه بیماران سرپایی، ضیا تصور می کند که کار پیشرفت کرده به یک
بیمارستان منظم می رسد. او در مورد جوار دولت پاکستان برای این طرح اطلاعی نداشت.
6 نظریه: ضیا ناصری به مأمور سفارت گفت درمانگاه هدف اصلی او در این دیدار خواهد بود و او تنها
به پیشرفتهای میان گروههای مخالف افغانی که با آنها تماس قبلی داشته است، گوش کرده و نگاه خواهد
کرد. او پیشرفت کار درمانگاه را هنگامی که تا چند هفته دیگر به اسلام آباد بازگردد، به مأمور سفارتخانه
گزارش خواهد داد.
7 در حالی که ما نوع دوستی ضیا را تحسین می کنیم (که ما احساس می کنیم صمیمانه است)، ما انتظار
داریم که او به موانعی که دولت پاکستان در سر راهش می نهد برخورد خواهد کرد. هم به علت مشکلات
اداری و هم حساسیتهایی که نسبت به اعمال گذشته ضیا وجود دارد. هیومل
حمایت لیبی از شورشیان افغانستان
سند شماره (56)
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.تاریخ: 1 اوت 79
شماره سند: 5820طبقه بندی: سری
موضوع: (سری) حمایت لیبی از شورشیان افغانستان
1 تمام متن سری
2 حمایت لیبی از شورشیان افغان (تلگرام عطف) در رابطه با عکس العملی است که سفیر محلی لیبی
در رابطه با رژیم خلقی از آغاز انقلاب 28 27 آوریل، 1978 اتخاذ کرده است. درست پس از این واقعه،
رژیم خلقی طی یک حرکت تلاش نمود تا ماهیت مارکسیست لنینیستی خود را با عباراتی چون «ما حامی
اسلام هستیم» در ظاهر تغییر دهد. پس از استماع این عبارت، الهادی عمرالحریک سفیر لیبی به سفیر
آمریکا گفت: «تفاوت فاحشی بین این سخن که شخص به اسلام احترام می گذارد و این گفته که وی
مسلمان است وجود دارد.
3 دیپلماتهای لیبی نسبت به تغییر و تحولات افغانستان بسیار مطلع و واقعگرا هستند. آمستوتز
ارزیابی ابتدائی از شورش در بالاحصار
سند شماره (57)
از: سفارت آمریکا در کابل تاریخ: 6 اوت 79
به: وزارت امور خارجه خارجه واشنگتن دی. سی فوری طبقه بندی: سری
شماره سند: 5967
موضوع: ارزیابی ابتدائی از شورش در بالاحصار
1 (تمام متن سری است)
2 خلاصه: به دنبال نبرد روز قبل بین شورشیان افغان و نیروهای وفادار به رژیم خلقی کابل در 6 اوت
آرامش خود را دوباره به دست آورد. پس از برقراری نظم، نیروهای طرفدار رژیم خلقی اعلام کردند که
شورش از طرف «عوامل پاکستانی و ارتجاع ایرانی» انجام شده بود. این موضوع یکی از مبارزات شدیدی
را که رژیم خلقی با آن درگیر بود نشان داده، ثابت می کند که قدرت به دست گرفتن اوضاع را نیز دارد. با
این وصف، این واقعه مشکلات دیگری را برای رژیم خلقی و یاران روسیش فراهم آورده است. (پایان
خلاصه)
3 با فرا رسیدن سپیده دم در کابل در 6 اوت، شهر کاملاً آرام بود و تحت کنترل شدید رژیم خلقی قرار
داشت. به جز چند خیابان که دائما بسته بود، آمد و شد در خیابانهایی که روز قبل به وسیله شنی تانکها
تخریب شده بود مجاز اعلام گردیده بود.
4 بسیاری از نبردهای 5 اوت به نظر می رسید در بالاحصار، صحنه مبارزات متعدد تاریخی، در
نزدیکی کابل متمرکز بوده است. اصولاً، این برخورد بین نیروهای شورشی و نیروهای مسلح و نیروهای
مسلح وفادار به رژیم خلقی صورت گرفت. علت آغاز این درگیری هنوز مبهم است. بعضی از منابع مطلع
گزارش داده اند که عناصر شورشی حمله را آغاز کردند، ولی با عدم ورود نیروهای پشتیبان نتوانستند
پیشرفتی بنماید.
با وجود اینکه نیروهای شورشی در درون بالاحصار می جنگیدند، ولی پرچم سرخ دایما در بالای
بالاحصار در اهتراز بود این نشان دهنده این امر است که آنها نتوانسته اند کنترل کامل این مرکز نظامی را به
دست گیرند. شورش 5 اوت نیز، همچون قیام هزاره شیعه در 23 ژوئیه نتوانست نیروهای حمایت کننده ای
را در شهر جلب کند، گر چه در تمام طول شب تیراندازیهای پراکنده در کابل به گوش می رسید.
5 به علت اینکه منطقه هنوز در اشغال نیروهای خلقی است نمی توان آمار و ارقام دقیقی از تلفات و
خسارات به دست آورد، ولی صدای شلیک توپخانه و تانک و تیراندازی از طریق هلیکوپترها به طرف
بالاحصار حدود دو ساعت به طول انجامید که خود نمونه کشتار بیرحمانه رژیم خلقی است. یکی از منابع
افغانی که توانسته بود به منطقه نبرد نزدیک شود اطلاع داد که تعداد بسیاری از شورشیان به قتل رسیده اند.
از شماره تلفات بی اطلاع هستیم، ولی متوجه شدیم که رژیم به روی افرادی که در حال فرار از دروازه شهر
به طرف تپه های مشرف بر بالاحصار بودند آتش گشوده است. هلیکوپترهای جنگی نیز در اطراف جاده
لوگر کابل مشغول تیراندازی و پرواز بودند، که احتمالاً متوجه شورشیان فراری بود.
6 امروز کابل حالتی خشمگین و نفرت بار به خود گرفته است. یکی از افغانها به مقام سفارت اظهار
داشت: «اگر آنها تنها این هواپیماها را نداشتند، ما مسلمانها از آنها (شورشیان مترجم) حمایت
می کردیم. این اظهارنظر خود نشان دهنده مشت کوبنده رژیم خلقی علیه شورشیان است و در دل کسانی
که خواهان پیوستن به شورشیان هستند، هراسی عظیم ایجاد می کند.
7 اظهارنظر: یکی از نقاط ضعف اصلی رژیم خلقی در مبارزه بالاحصار در 5 اوت آشکار گشت:
کاهش اعتماد روزافزون، نسبت به سربازان عادی همچنین این حقیقت که رهبری خلقی دارای قدرتی
مخوف برای سرکوبی است که عبارت است از حمایت نیروهای اصلی کشور چون واحدهای کماندو،
بریگادهای مسلح، و نیروی هوایی. همچون انقلاب 28 27 آوریل 1978، نیروهای سوار زرهی این بار
نیز ثابت کردند که یکی از عوامل مهم در کنترل کابل به شمار می روند. هلیکوپترهای جنگی نیز همین نقش
را بازی می کند، البته با میزان کمتری. همانند درگیری یا قیام 23 ژوئن، این بار هم رژیم خلقی دست به یک
سری تبلیغات زد، به این ترتیب که توسط هلیکوپتر اعلامیه هایی را در اطراف شهر می پراکندند، و یا از
طریق بلندگو آنها را قرائت می کردند، و یا از طریق رادیو و تلویزیون آنها را به صورت تبلیغات تجارتی
پخش می کردند.
8 مبارزه بالاحصار بسیار مشکلتر از مبارزه با قیام هزاره شیعه بود. در این درگیری دائما باید مراقب
وسایل و تجهیزات نظامی موجود در بالاحصار می بودند که این نگرانی را می توانستیم در چهره ناظران
خارجی و برگزیدگان افغان مشاهده نماییم. پس از قیام هرات در ماه مارس و شورش جلال آباد در
آوریل، دائما گزارشهایی درباره فرار و پیوستن نیروهای نظامی به شورشیان می رسد که بعضی از این
نیروها بسیار مهم نیز بوده اند. با وجود اینکه نیروهای نظامی کابل هنوز نسبت به رژیم وفادار مانده اند.
اما فرار نیروی نیروهای انسانی ممکن است برای رژیم و ناظران روسی مشکلات فراوان به بار آورد.
شوروی تا به حال کمکهای مادی، تجهیزات نظامی و مستشار در اختیار رژیم قرار داده است. تعداد
مستشاران به حدود 2000 نفر رسیده که بسیاری از آنها مستقیما فرماندهی واحدها را به عهده گرفته اند.
به همین دلیل می توان گفت که ماهیت درگیری شوروی در افغانستان همانند درگیری آمریکا در ویتنام
است (برای مثل: به دست گرفتن کنترل تدریجی پایگاه هوایی باگرام توسط شوروی.)
9 در صورت ادامه وخامت نیروی انسانی، رژیم خلقی احتمالاً از شوروی تقاضای نیروهای رزمنده
را خواهد نمود. که در نتیجه آن شوروی ممکن است نیروهای خود را به کابل، جلال آباد و 36 منطقه دیگر
برای «حراست نظامیان شوروی» گسیل دارد. (تبصره: محله میکرویان کابل که محل سکونت روسهاست
در طول مبارزه پنجم اوت بوسیله نیروهای نظامی به شدت حراست می شد.) پایان اظهارنظر.
10 گزارش امنیتی: به هیچ یک از مقامات آمریکایی در پنجم اوت آسیبی وارد نشد نمایندگی آمریکا
همچنان به فعالیت عادی خود ادامه می دهد.
آمستوتز
کتاب سی ام
افغانستان (2)
افغانستان (2)
ماجرای ملاقات با وزیر خارجه جدید افغانستان دکتر شاه ولی