بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 634

حکومتی که کمونیستی و ضداسلام و بالاتر از همه طرفدار شوروی است، می تواند پایگاه وسیع تری از

مردم برای پشتیبانی داشته باشد، سفارت ما در مسکو گزارش داده است که بعضی نشانه ها حاکی از این

است که دستگاه رهبری شوروی از هم اکنون افکار عمومی را برای تحولات سیاسی و نظامی که ممکن

است نفوذ شوروی را در افغانستان کاهش بدهد آماده می کند.

روزنامه پراودا در یک مقاله در تاریخ 28 ژوئیه بر خلاف سابق هیچ گونه اشاره ای به این واقعیت که

افغانستان و اتحاد شوروی کشورهای همسایه یکدیگرند نکرده است، در صورتی که این روزنامه در

تاریخ 7 اوت گزارشهای مفصلی درباره زدوخوردها در کابل درج کرده است.

نتیجه ای که سفارت ما در مسکو گرفته است این است که با توجه به راه های دشواری که در پیش مسکو

است ممکن است شاهد آن باشد که رژیم ترکی و امین بدون مداخله آن سقوط کند.

نتیجه هر چه باشد ظاهرا مسکو به یک مرحله چهارراهی رسیده است که درباره آن باید تصمیم

بگیرد. یا حدود مداخله خود را کاهش دهد و تا آنجایی که مربوط به کاهش نفوذ خود در افغانستان

می باشد احتمال خطرهایی را بپذیرد و یا اینکه «راه ویتنام» را انتخاب کند. اهمیت افغانستان برای مسکو

نیاز به توضیحات بیشتری ندارد. واقعیت هم مرز بودن افغانستان با شوروی نیاز به تأکید بیشتری ندارد.

گزارشهایی که از سفارت ما در اسلام آباد می رسد نیز درباره این واقعیت تأکید می کند که مقامات پاکستان

بدون استثنا همه فلسفه های غربیها را که طی آن امکان اینکه مسکو احتمالاً در فکر تضعیف سلطه خود در

افغان می باشد را به عنوان خیال خام محکوم می کنند.

اما درباره مقایسه کلی درگیری ایالات متحده در ویتنام تفاوتهای متعددی آشکارا به چشم می خورد

که عبارتند از:

موقع جغرافیایی افغانستان و شرایط و اوضاع و احوالی که این موقعیت برای تسهیلات لجستیکی

دارد.

این واقعیت که شورش افغانستان تاکنون فاقد رهبری و انسجام و سیاست بوده است.

این واقعیت که شورش از پشتیبانی مهم خارجی محروم بوده است.پایان متن

وضعیت پناهندگان افغانی در پاکستان

سند شماره (17)

از: وزارت خارجه واشنگتنخیلی محرمانه

به: سفارت آمریکا اسلام آبادتاریخ: 23 اوت 1979

موضوع: وضعیت پناهندگان افغانی در پاکستان

1 تمام متن خیلی محرمانه است

2 با تشکر از گزارشات جامع سفارت و کنسولگری پیشاور، وزارت خارجه از مشکلات فزاینده ای

که رودرروی دولت پاکستان در مراقبت از تعداد رو به افزایش پناهندگان افغانی وجود دارد کاملاً آگاه

است. ما همچنین متوجه هستیم که دولت پاکستان و کمیسیون حمایت از پناهندگان سازمان ملل در

جستجوی راههایی بوده اند که بتوان به وسیله آن کمک بین المللی را برای آن پناهندگانی که اکنون با توجه

به بعضی گزارشات به 150000 تا 200000 نفر می رسند، فراهم نماید. ما تشخیص می دهیم که

حساسیتهای سیاسی برای تمام طرفهای درگیر خصوصا پاکستانیها، افغانها و روسها وجود دارد.


صفحه 635

3 ما معتقد هستیم که به سهم خود یک ملاحظه انسانی در مشاهده اینکه مساعدت کافی برای آن

پناهندگان فراهم می آید را دارا می باشیم و فکر می کنیم این تلاش بایستی به صورت بین المللی باشد. ما

علاقه مند هستیم که کمیسیون حمایت از پناهندگان سازمان ملل در جهت شروع یک برنامه همکاری

سریعتر عمل نماید. طبیعتا هر چه انجام می شود بایستی با تأیید دولت پاکستان باشد.

4 ران دیویدسون مأمور سفارت در هفته 3 سپتامبر در ژنو خواهد بود و در نظر دارد تا در مورد مسئله

پناهندگان افغانی با کمیسیون حمایت از پناهندگان سازمان ملل مشاوره نماید. سفر او به منظور تحقیق

خواهد بود و تلاش خواهد کرد تا اطلاعات بیشتری درباره تخمین کمیسیون حمایت از پناهندگان

سازمان ملل از احتیاجات پناهندگان به دست آورد. چونکه از آنجایی که دولت ایالات متحده

محدودیتهای تهیه وجوه کمکی دارد، وی قادر نخواهد بود که تعهدات ویژه ای بنماید. قبلاً به ما گفته شده

بود که احتمال می رود درخواستی به وسیله کمیسیون حمایت از پناهندگان سازمان ملل از طرف

پناهندگان افغانی صورت پذیرد.

5 به این منظور که دیویدسون تا جایی که امکان پذیر است در مورد موضوع سابقه ذهنی داشته باشد،

ما از خلاصه کردن اطلاعاتی که در دسترس شماست و نظرات شما درباره چندین سؤال قدردانی

می نمائیم از جمله:

الف: شرایط برای پناهندگان واقعا به چه صورتی است؟

ب: چه تعداد در کمپهایی هستند که مغایر با دهات قبیله ای یا کمپهای چادری است؟

ج: پناهندگان با چه سختیهایی در زمینه زندگیهای ابتدایی که به طور سنتی با آن خو کرده اند مواجه

هستند.

د: شروع هوای زمستانی چگونه بر شرایط زندگی آنان تأثیر می گذارد؟

ه: مراقبت از پناهندگان برای دولت پاکستان تا چه اندازه ای مشکل مالی دارد؟

و: برخوردهای احتمالی دولت پاکستان نسبت به مداخله سازمان خصوصی داوطلبان در کمک به

پناهندگان از جمله شرکت آمریکاییها در فعالیتهایشان چیست؟

ز: آیا ما این سؤال را از دولت پاکستان که می توانیم نقش سودمندی در متمرکز نمودن توجه بین المللی

روی مسئله پناهندگان ایفا نمائیم را بایستی مورد توجه قرار دهیم؟ و آیا پرسنل ایالات متحده در پاکستان

بایستی به اجتناب ورزیدن از مسافرت به مناطق پناهندگان که ما فکر کردیم به خاطر امکان برداشت غلط

انگیزه های ما غیر عاقلانه است، ادامه دهند؟

سند شماره (18)

از: سفارت آمریکا کابلخیلی محرمانه

به: وزارت خارجه واشنگتنتاریخ: 25 اوت 1979

موضوع: وضعیت پناهندگان افغانی در پاکستان

1 تمام متن محرمانه است

2 عطف به سؤال هفت تلکس مرجع، ما می توانیم از رژیم خلقی انتظار داشته باشیم که با کمک

کمیسیون حمایت از پناهندگان سازمان ملل، به پناهندگان افغانی در پاکستان مخالفت نماید. از زمان


صفحه 636

انقضای برنامه بخشودگی که چند ماه پیش کابل در مورد پناهندگان اعلام کرد، جمهوری دمکراتیک

افغانستان مکررا اظهار داشته است که این تبعیدیها را به عنوان پناهنده نمی شناسد و در عوض از آنها به

عنوان جنایتکارانی یاد می کند که توسط نیروهای ارتجاعی در پاکستان مورد بهره برداری قرار گرفته اند تا

از مأمنهای بی خطری که در ورای این خط دور قرار دارند به افغانستان حمله کنند.

3 هنگامی که چند ماه پیش فکر کمک کمیسیون حمایت از پناهندگان سازمان ملل، به پناهندگان به

طور آزمایشی عنوان شد، جمهوری دمکراتیک افغانستان شدیدا علیه امکان توهین به یک عضو سازمان

ملل از طرف خود سازمان عکس العمل نشان داد. در آن زمان مقامات محلی سفارت پاکستان خاطرنشان

ساختند، پاکستان که میل ندارد بیش از این افغانهای حساس را برنجاند تصمیم گرفته تا دیگر برای کمک

کمیسیون حمایت از پناهندگان سازمان ملل، فشار نیاورد.

4 در خلال مذاکره اخیر با کاردار سفارت آمریکا، واسیلی سافرونچک وزیر مختار شوروی اشاره

کرد که وی شنیده است که کمیسیون حمایت از پناهندگان سازمان ملل، کمک به پناهندگان افغانی در

پاکستان را مد نظر قرار داده است. سافرونچک اظهار داشت که جمهوری دمکراتیک افغانستان این

مداخله سازمان ملل را غیر قابل قبول می داند.

5 نظریه: هر چند این سفارتخانه ایده حمایت کمیسیون حمایت از پناهندگان سازمان ملل از برنامه

امکان پذیر می باشد، دولت ایالات متحده به عنوان ایفاکننده نقشی فعال در تشویق مداخله کمیسیون

حمایت از پناهندگان سازمان ملل دیده نشود. این کار فقط مدرک دیگری از چیزی که جمهوری

دمکراتیک افغانستان به عنوان قصد خصومت ایالات متحده بر علیه رژیم خلقی می داند، تشکیل خواهد

داد. جمهوری دمکراتیک افغانستان ستیزه با کشورهای مسلمان یا غیر متعهد را (مثل عربستان یا هند)

مشکل تر خواهد یافت که به فراهم آوردن کمک انسانی کمیسیون حمایت از پناهندگان سازمان ملل

اصرار می ورزند.

مأموریت پاولووسکی در کابل

سند شماره (19)

از: سفارت آمریکا کابلتاریخ: 2 سپتامبر 79

به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی

طبقه بندی: سری

موضوع: (سری) مأموریت پاولووسکی در کابل

1 تمام متن سری است

2 ژنرال پاولووسکی، فرمانده نیروی زمینی اتحاد جماهیر شوروی و دوازده نفر دیگر از ژنرالهای

روسی، از 17 اوت تا به حال در میان حفاظت امنیتی شدید و پنهان کاری بسیار زیاد در کابل به سر

می برند. مقامات مسئول افغانی اظهار می دارند که مأموریت هیئت روسی به منظور «یافتن حقایق»

می باشد. نخست وزیر و وزیر دفاع حفیظ اللّه امین به مقامات رسمی رتبه پائین تر وزارت دفاع وکالت داده

است که قراردادهای معمولیشان را با هیئت روسی به امضاء برسانند.

3 نظریه: سفارت ترجیح می دهد که برای جمع کردن اطلاعات بیشتر و ارزیابی قبل از تحقیقات

بیشتر درباره مأموریت ابتدائی هیئت روسی صبر نماید. به هر حال، مسئولیتهای مخصوص و مهم نظامی


صفحه 637

رهبر آن و دیداری که هم اکنون طولانی شده و این حقیقت که چندین نوع گلوله های درخواستی «مورد

مذاکره» قرار گرفته است، حدس زده می شود که یک دلیل محتمل برای حضور پاولووسکی در اینجا

می تواند این باشد که شوروی برای دخالت نیروهایش در افغانستان دارد به طور ضمنی مواضع زمینی

خودش را ایجاد می کند، چون بالاخره ممکن است مسکو تصمیم بگیرد که چنین قدمی و کاری لازم است.

از طرف دیگر، می توان تصور نمود که پاولووسکی اینجا در اصل برای توسعه کارشناسی، در سطوح بالای

هدایت و رهبری برای عملیات ضد امنیتی در وزارت دفاع افغانستان باشد.

ارزیابی نفوذ شوروی در افغانستان

سند شماره (20)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: سوم سپتامبر 1979

به: وزیر امور خارجه واشنگتن

طبقه بندی: سری

شماره سند: 6672

موضوع: ارزیابی نفوذ شوروی در افغانستان و

درگیری آن در این کشور

1 تمامی متن سری.

2 خلاصه: در حالی که قیام مردم افغانستان در حال گسترش و تشدید است، رژیم خلقی بیشتر و

بیشتر متکی به پشتیبانی مادی و اقتصادی و مشورتی شوروی شده است. اینکه اتحاد جماهیر شوروی

بالمال ناگزیر خواهد بود نیروهای رزمی خود را مأمور افغانستان کند، هنوز یک مسئله ای است که صورت

حل نهایی نیافته است. در حالی که اتحاد جماهیر شوروی حضور نمایشی خود را در افغانستان افزایش

داده، وزنه سیاسی آن نیز بر دستگاه رهبری حزب خلق نیز رشد یافته است. اعم از اینکه این امر بهتر باشد

یا بدتر، دو طرف، لااقل در حال حاضر، ظاهرا تصمیم گرفته اند به اتفاق یکدیگر از طوفان جاری بگذرند.

«پایان خلاصه».

3 حضور نظامی شوروی در افغانستان: در حالی که کوشش حزب خلقی افغانستان علیه عصیانگری

افغانیها به طور مداوم رو به وخامت می رود، تعداد کادرهای نظامی شوروی در افغانستان به طور مداوم رو

به افزایش است، هنگامی که حزب خلق افغانستان قدرت را در تاریخ 27 و 28 آوریل 1978 به دست

گرفت، در سراسر افغانستان 800 مستشار نظامی حضور داشتند. اگر واحد بزرگ نظامی شوروی را در

پایگاه هوایی باگرام نیز به این عده بیفزاییم تعداد نظامیان شوروی در افغانستان امروز بین 3000 تا 3500

نفر خواهد شد. مقامات حزب خلق و شوروی اغلب خاطر نشان می سازند که این رقم به مراتب کمتر از

رقم مستشاران نظامی است که حکومت ایالات متحده در ویتنام یا ایران داشته است.

4 مستشاران نظامی شوروی (که تعداد کل آنها به غیر از آنهایی که در پایگاه هوایی باگرام مستقر

هستند بیش از (.... می باشند) ظاهرا با هر واحد افغانی تا سطح گردان وابسته هستند. مستشاران نظامی

شوروی همچنین ممکن است در واحدهای کوچک تخصصی از قبیل تأسیسات رادار و مخابرات وجود

داشته باشند. خلبانان شوروی که مأمور پایگاههای نیروی هوایی افغانستان می باشند گاه به گاه برای

مأموریتهای رزمی پرواز می کنند. به ویژه آنهایی که وابسته به هلیکوپترهای توپدار پیچیده 24 MI


صفحه 638

هستند. معذالک هنوز این امر تاکنون ثابت نشده است (مثلاً کادر کشته شده شوروی در نتیجه سقوط یک

هلیکوپتر) و هدایت گاه به گاه ناشیانه هلیکوپترهای 24 MI که کارشناسان دفتر وابسته دفاعی آمریکا

(مثلاً در جریان شورش پنجم اوت در «بالاحصار کابل» مشاهده کرده اند) نشان می دهد که خلبانان افغانی

به احتمال بسیار قوی هلیکوپترها را هدایت می کردند.

5 از قرار معلوم شورویها اکنون مسئول پایگاه نیروی هوایی افغان در باگرام در شمال کابل هستند.

تعداد آنها را بین 500 و 1500 نفر برآورد کرده ایم. این اوضاع ظاهرا طوری تحول یافته که به یادآورنده

الگوی افزایش درگیری حکومت آمریکا در ویتنام است.

ابتدا کادرهای شوروی برای آموزش دادن افغانیها در به کار بردن سلاحهای هوایی آنها به باگرام آورده

شدند، همراه با آنها پرسنل سرویس نیز مورد لزوم بود، به علت تهدید فعالیت عصیانگرانه در آن نزدیکی

نیروهای شوروی برای حفاظت از مناطق آموزشی و سرویس آورده شدند، این نیز منجر به آن شد که

شورویها مسئولیت دفاع از حوزه این پایگاه را به عهده بگیرند.

6 همان طور که در جریان دوران حکومت داوودخان که قبل از این دوران بود اتفاق افتاد، پرسنل

نظامی شوروی که در افغانستان انجام وظیفه می کند لباسهای متحدالشکل ارتش و نیروی هوایی

افغانستان را به تن می کنند. علیرغم داستانهایی که در بعضی روزنامه ها نقل شده بیشتر مستشاران شوروی

در افغانستان از ملیتهای اروپایی اتحاد جماهیر شوروی هستند و کمتر به چشم می خورد که کادرهایی از

جمهوریهای آسیای مرکزی اتحاد جماهیر شوروی مثلاً ازبکها یا ترکمنها یا تاجیکها در میان آنها باشند،

هر چند تشخیص هویت این نوع مستشاران بسیار دشوار خواهد بود.

7 پرسنل نظامی شوروی در کمینگاهها و عملیات رزمی با شورشیان به قتل می رسند، ولی ارقام

تلفات آنها به دست ما نیفتاده است. هر چند شورشیان سربازان افغانی را که به اسارت گرفته اند یا آزاد

می کنند و یا آنها را به اردوگاههای ویژه (که بعضی از آنها در پاکستان واقع شده است) منتقل می کنند،

شورشیان افغانستان از قرار معلوم از رویه کشتن همه افراد شوروی که به چنگ می آورند پیروی می کنند.

8 در حال حاضر اندازه گیری مؤثر بودن حضور نظامی شوروی در افغانستان دشوار است، هر چند

جریان مصالح نظامی بدون شک دارای اهمیت بسیاری در حفظ ادامه فعالیت رژیم خلقی و فراهم کردن

دستگاه رهبری «ترکی امین» با وقت مورد لزوم است. این مصالح تاکنون نتوانسته است از فرسایش

نیروهای منتجه از عصیانگری اژدها مانندی که این دستگاه رهبری با آن مواجه است جلوگیری کند. در

مرحله معینی تحلیل مداوم نیروی انسانی حزب خلق افغانستان (از طریق مرگ و فرار از جبهه ها و تغییر

جبهه ها از سوی افراد) ممکن است اتحاد جماهیر شوروی را وادار کند تا تصمیم قاطعی درباره بالا بردن

حضور نمایشی در این مبارزه از طریق وارد کردن سربازان رزمی شوروی اتخاذ کند. مثلاً در حال حاضر

پرسنل آموزش دیده به اندازه کافی تانک افغانی برای پر کردن تانکهایی که به وسیله شوروی تحویل شده

وجود ندارد.

9 حضور غیرنظامی شوروی در افغانستان: تصور می رود که مستشاران غیرنظامی شوروی متعددی

در این کشور حضور دارند که در طرحهای مختلف عمرانی و تقریبا همه وزارتخانه های افغانستان خدمت

می کنند. هر چند تهیه یک رقم مشخصی که به دقت انجام گرفته باشد بسیار دشوار است، زیرا عصیانگری

در افغانستان به مقیاسهایی رسیده است که توجه اولیه رهبران درجه یک افغانستان و شوروی را به خود


صفحه 639

جلب کرده است و فعالیتهای مستشاران غیرنظامی شوروی در ماههای اخیر تا اندازه ای تحت الشعاع قرار

گرفته است. به ویژه در وزارتخانه های امور اقتصادی، به دلایل امنیتی مستشاران غیرنظامی شوروی از

مناطق خطرناکتر فعالیت شورشیان برکنار شده اند. معذالک اتحاد جماهیر شوروی می کوشد که بعضی از

طرحها را به ویژه برای مقاصد تبلیغاتی همچنان در جریان نگهدارد. این عملیات مساعدت اقتصادی

ایالتی از حمایت سنگین نظامی و پلیسی افغانستان برخورد است. از آنجایی که بیشتر وزارتخانه ها در

کابل به علت اینکه کارمندان ارشد آنها به امور «دفاع از انقلاب» می پردازند در حال درجا زدن هستند و از

آنجایی که چند نفر وزیر و معاون وزیر در عمل وقت خود را «در جبهه» می گذرانند، فعالیتهای مستشاران

شوروی در این وزارتخانه ها به نحو قابل ملاحظه ای نظیر زمان بلافاصله بعد از انقلاب چشمگیر نیست.

معذالک یک استثنا وجود دارد و آن وزارت اطلاعات و فرهنگ است که در آنجا کارشناسان تبلیغاتی

شوروی تمامی وزنه خود را به کار می برند و دستورات مستقیم به شکل «دستورات مشورتی» صادر

می کنند و بدین ترتیب از قرار معلوم همتاهای افغانی خود را می رنجانند.

10 سرمایه گذاری شوروی در افغانستان: از تاریخ دیدار خروشچف و بولگانین از کابل در سال

1955، اتحاد شوروی در حدود یک میلیارد دلار به افغانستان سرازیر کرده است که قسمت اعظم آن به

شکل طرحهایی با وامهای با نرخ بهره نازل تأمین مالی شده است. بازپرداخت این وامها قسمتی از طریق

تحویل کالای افغانی از قبیل مرکبات حاصل از طرحهای آبیاری شوروی در جلال آباد یا گاز طبیعی از

منطقه رود سیحون و جیحون صورت می گیرد. مقامات افغانی تأکید می کنند که اتحاد جماهیر شوروی با

تقاضاهای حزب خلق برای سبک کردن بار سنگین بدهی افغانستان به شوروی موافقت کرده است.

شرایط دقیق این سازش هنوز به طور مشخصی معلوم نشده است، هر چند یک مأمور مساعدت شوروی،

اخیرا به سفارت آمریکا در مسکو (تلگراف 20152 مسکو) گفته است که اتحاد شوروی بازپرداخت

بدهیهای اقتصادی افغانستان را برای مدت 10 سال به عقب انداخته است. تحویل ساز و برگ نظامی

شوروی به افغانستان از زمانی که «انقلاب بزرگ صور» به وقوع پیوست به مقیاس بزرگی افزایش یافته

است ولی کل مبلغ این مصالح و تعهدات جدید بازپرداخت بدهیهای بابت این مصالح هنوز نامعلوم است.

اخیرا سفیر شوروی در افغانستان به کارمند سفارت آمریکا در این کشور گفته است که اتحاد جماهیر

شوروی در حدود یک و نیم میلیارد دلار برای پشتیبانی از برنامه پنج ساله رژیم خلقی در اختیار آن

گذارده است و قسمت بزرگی از این مبلغ از قرار معلوم شامل رشته اعتبارهایی بوده است که به توسط رژیم

سابق داوود خان به مصرف نرسیده است. شورویها نیز مانند سایر وام دهندگان با سرخوردگی ناشی از

توانایی محدود افغانیها در جذب این کوششهای کمکی مواجه هستند. پولهایی که به افغانستان اختصاص

داده می شود به مصرف می رسد اما نه همیشه.

11 قمار سیاسی اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان: اینکه مسکو در واقع در برانگیختن انقلاب

صور شرکت داشته است یا خیر در حالی که هم (حزب) خلقیها و هم شورویها همچنان اصرار دارند که یک

چنین هماهنگی وجود نداشته است، اتحاد جماهیر شوروی به سرعت برای این رژیم نوپای دست چپی

پس از آن حادثه، مسئولیتهای بزرگی از لحاظ پشتیبانی به عهده گرفت. به مرور زمان که دستگاه رهبری

حزب خلق مواجه با عصیانگری فزاینده مردم افغانستان شد اعتماد خود را تماما و علنا در گرو پشتیبانی و

حمایت اتحاد جماهیر شوروی گذارد.


صفحه 640

مثلاً حفیظ اللّه امین نخست وزیر، اخیرا به یک خبرنگار گفت: که اگر افغانستان از لحاظ نظامی در

معرض حمله قرار گیرد اتحاد شوروی «یقینا» همه گونه مساعدت مورد نیاز را فراهم خواهد کرد.

(تلگراف شماره 6563 کابل) بسیاری از ناظران دیپلماتیک محل معتقدند که مسکو به خود اجازه داده

است که کاملاً و علنا در این مبارزه متعهد شود.

بنابراین اتحاد شوروی استطاعت آن را ندارد که اردوی سوسیالیستی جهان، شاهد کوتاهی آن در

حفاظت از یک حزب مارکسیستی لنینیستی برادر یعنی؛ حزب دمکراتیک خلق افغانستان و یک «انقلاب

ترقی خواهانه» باشد. البته ماهیت تعهد شوروی احتمالاً از نظر مسکو دارای انعطاف هایی می باشد.

12 همچنین ممکن است که شورویها حتی خود را به طور برگشت ناپذیری نسبت به جمهوری

دمکراتیک خلق افغانستان متعهد شمارند.

دیپلماتهای محلی شوروی با زحمت زیاد این نکته را روشن می سازند که تعهد حکومت مطبوع آنها

محدود به «نجات انقلاب» و حفظ دست آوردهای اجتماعی و اقتصادی آن است (از قبیل مبارزه علیه

بی سوادی، برطرف کردن کنترل های فئودالی بر زنان و ازدواج، لغو رباخواری برای اعتبارهای کشاورزی

و اصلاحات ارضی). همان طوری که مقامات شوروی در مناسبتهای مختلف اعلام داشته اند: «عقربه

ساعت را نمی توان به عقب بازگرداند.»

این فرمول بندی نظریات شوروی از سوی بعضی از ناظران بدین معنی تلقی شده است که اتحاد

جماهیر شوروی می تواند با یک رژیم جانشین غیرحزب خلقی که متعهد به حفظ این دستاوردهای

«ترقی خواهانه» باشد زندگی کند. شورویها احتمالاً پی می برند که در صورتی که مسکو بالمآل به این نتیجه

برسد که هزینه تمام شده برای حفظ رژیم خلقی از لحاظ سیاسی و نظامی به نحو ناپذیرفتنی بالاست،

تقریبا هر نوع حکومت دیگری در کابل، درنتیجه واقعیتهای ژئوپلیتیک، ناگزیر خواهد بود مناسبات

صلح طلبانه و پایداری با همسایه بزرگ شمالی خود داشته باشد و تعهدهایی از جانب یک رژیم جدید

افغانی برای «حفظ ثمره های انقلاب صور» نیز لازم خواهد شد.

13 چشم انداز آینده بسیار نزدیک: هر چند در هفته های اخیر روشن شد که شورویها ترجیح

می دهند یک نوع سازش سیاسی که ضدیت گسترش یافته داخلی را نسبت به رژیم خلق کاهش دهد،

حاصل شود، دیگر به نظر نمی رسد که چشم انداز قریب الوقوعی برای چنین موفقیتی در این زمینه پیدا

شود. «دامنه دارتر کردن پایگاه سیاسی» رژیم افغانستان تا زمانیکه خلقیها در تصفیه همه عناصر ممکن

رقیب مداومت می کنند و حتی از فرقه های ناراضی خلقی هم نمی گذرند، دیگر ممکن نیست. به هر صورت

ترمیم پستهای کابینه در میان همان «سربازان» «طرفدار روسیه» مارکسیست لنینیستی در کابل دیگر

نمی تواند بر روی هزاران نفر از مجاهدین که در کوهستانها مستقر شده و ماههاست برای برقراری مجدد

یک هویت ملی اسلامی در افغانستان می جنگند تأثیری داشته باشد.

14 شورویها اکنون چنین به نظر می رسد که تسلیم قضا و قدر برای ادامه پشتیبانی از دستگاه رهبری

ترکی و امین شده اند، ولی با شرایطی که خود تعیین می کنند، به خلقیها ظاهرا از سوی روسها دستور داده

شده است که لحن آن جنبه هایی از انقلاب خود را که مخالف برانگیز است ملایم تر کنند. لفاظیهای

مارکسیستی لنینیستی در اینجا به مرحله گنگی رسیده است. برنامه جنجال برانگیز اصلاحات ارضی

«تکمیل شده» اعلام شده است. رهبران حزب خلق بر یکسانی برنامه های خود با اسلام تأکید کرده اند.


صفحه 641

شورویها و خلقیها نومیدانه می کوشند دفع وقت کنند. در کشوری که طول متوسط عمر از چهل سال

تجاوز نمی کند، کمونیستها می دانند که عناصر مسن تر مخالف، بالمآل از صحنه ناپدید خواهند شد. آنها

امیدهای خود را بر روی جوانان استوار کرده اند. از طریق شست و شوی مغزی تحت راهنماییهای شوروی

در رسانه های گروهی و در مدارس، متوجه شده ایم که خلقیها ممکن است عده ای از جوانان افغانی را در

صفوف خود گردآورند. علاوه بر این فارغ التحصیل های دبیرستانهای افغانستان برای تحصیلات

پیشرفته تر و آموزش بیشتر به اتحاد شوروی و سایر کشورهای کمونیست فرستاده می شوند (مثلاً اخیرا

هزار و پانصد نفر به اتحاد شوروی فرستاده شدند). بسیاری از اینها پس از دریافت شستشوی مغزی به

عنوان کادر با ارزش باز خواهند گشت و عده ای نیز ممکن است به عنوان ضدشورویهای تند و تیز

بازگردند.

15 فوری ترین مسئله در این استراتژی دفع وقت: رژیم حزب خلق تا چه مدتی می تواند در مقابل این

رویه تحلیل رفتگی نیروی انسانی ایستادگی کند؟ هر ماه از طریق تلفات میدانهای جنگ و فرار از

میدانهای جنگ و تغییر جبهه، تعداد زیادی از سربازان افغانی از دست می روند. اشخاصی که تغییر جبهه

داده اند یا از جبهه فرار کرده اند. شامل واحدهایی تا سطح تیپ هستند که همراه با سلاحهای روسی خود و

مهارتهای حرفه ای که برای کاربرد آنها به دست آورده اند به صفوف شورشیان پیوسته اند. همان طوری که

قبلاً گفته شد اتحاد جماهیر شوروی ساز و برگ نظامی سخاوتمندانه ای برای افغانستان فراهم می کند، ولی

کمبود نیروی انسانی، اکنون به چنان مرحله بحرانی رسیده است که سربازان آموزش دیده کافی برای

مجهز کردن آنها با این سلاحها وجود ندارد. و در سرتاسر افغانستان تانکهایی که بدون سرنشین هستند به

فراوانی به چشم می خورند.

16 در مرحله معینی قابل تصور است که دستگاه رهبری ترکی و امین ممکن است خود را ناگزیر

احساس کند تا تقاضای سربازان رزمی شوروی را برای حفظ بقای خود بنماید. تصور می شود که رهبران

افغانستان به ماده چهار پیمان دوستی شوروی و افغانستان که در پنج سپتامبر 1978 به امضاء رسیده

استناد کنند. معذالک عقیده ما این است که این ماده که به وسیله قانون دانان تردست شوروی تنظیم شده

است، شوروی را به طور خود به خود متعهد به مداخله نظامی در صورتی که بخواهد اقدام کند، نمی نماید.

(از سوی دیگر چنین به نظر می رسد که این ماده شوروی را مجاز می کند که حتی در زمان صلح مداخله

کند). بیشتر ناظران دیپلماتیک در محل تصور می کنند که شورویها می خواهند از یک چنین درگیری تا

زمانی که یک خط مشی خفیف تری قابل عمل باشد اجتناب کنند، ولی این امکان را منسوخ نمی کند که

اتحاد شوروی ممکن است خود را ناگزیر احساس کند که تصمیم بگیرد تا «برای نجات انقلاب» و «یک

حزب برادر» لازم شده است نیرو به افغانستان بفرستد و در چنین صورتی درگیری شوروی محدود

خواهد بود؛ مثل نیروهای ویژه هوابرد که برای حفاظت از تأسیساتی که شهروندان شوروی در آن کار

می کنند حضور دارند، معذالک بالمآل حضور نظامی اتحاد شوروی ممکن است گسترش یابد.

17 سایر ناظران دیپلماتیک در محل تصور می کنند که شورویها در آخرین تحلیل، از پشتیبانی رزمی

از رژیم خلقی در افغانستان خودداری خواهند کرد و چنین قضاوت خواهند کرد که احتمالات به نفع آن

است که مسکو بتواند با تقریبا هر نوع از رژیم جانشین رژیم کنونی مراوده و معامله داشته باشد. مسکو

احتمالاً متوجه اظهارات رهبران شورشی افغان در پیشاور (پاکستان) مانند سید احمد گیلانی شده است که