بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 684

مستقر کرده باشد، این مسئله می تواند شاهد جدیدی بر کمبود قابل مشاهده حمایت نظامی از امین باشد.

کارائوس مانوگلو از ما تقاضا کرد تا اخباری را که راجع به نصب سلاحهای زمین به هوا در باگرام می باشد،

مورد ملاحظه قرار دهیم.

9 تصفیه ها: ترکها شنیده اند که ژنرال یاکوب رئیس ستاد ارتش افغانستان و آجودان سابق ترکی هم

تصفیه خواهد شد، آنها همچنین مطلع شده اند که وزیر امور عام المنفعه (داخلی مترجم) «پنجشیری»

(مأخذ ه پاراگراف پنجم) که یکی از آخرین وزرای دولت امین است، تنها پنج روز پس از به قدرت رسیدن

به دلایل پزشکی به مسکو رفته است.

10 اقدامات خواسته شده: ما از هرگونه تایید و یا تفسیری که سازمان و یا کابل بتواند در مورد

گزارشات ترکیه به ما عرضه کند، سپاسگزاریم، به خصوص اگر این گزارشات راجع به استقرار سلاحها در

ایستگاه باگرام باشد، ما از این تأییدات و تفسیرات در مذاکراتمان با ترکها استفاده می کنیم.

اسپیرز

سفیر آلمان شرقی در افغانستان عوض می شود

سند شماره (56)

از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: 25 اکتبر 1979

به: وزارت امور خارجه در واشنگتن

طبقه بندی: خیلی محرمانه

مرجع:کابل 6309

موضوع: (خیلی محرمانه) سفیر جدیدی از آلمان شرقی جانشین سفیری می شود که در کوششهای

تابستان گذشته برای گسترش پایگاه سیاسی رژیم نقش عمده ای داشت

1 (خیلی محرمانه) خلاصه سفیر جدیدی از آلمان شرقی به مقامات کابل معرفی شده است که

جانشین هرمن شوسیائو، که در تلاشهای تابستان گذشته برای «گسترش پایگاه سیاسی» رژیم حزب خلق

نقش عمده ای داشت، بشود. مسئله اینکه آیا واقعا آتشی پشت آن دود سیاسی بود یا نه هنوز مبهم باقی

مانده است، اما مقداری شک و تردید وجود دارد که آیا حفیظ اللّه امین نخست وزیر وقت که هدف اصلی

این سری جریانات، که شوسیائو عامل اصلی آن بود، از موضوع باخبر بوده است یا خیر. درست در زمانی

که قطعی شد که قدرت امین قابل محدود شدن نیست، شوسیائو به طور ناگهانی کابل را ترک کرد.

اما شواهد قطعی راجع به شواهد و عوامل خروج و جانشینی وی هنوز کاملاً روشن نیست. به هر حال،

حداقل در کوتاه مدت این طور به نظر می رسد که روسها راه دیگری جز پشتیبانی از اقدامات و کوششهای

امین برای تحکیم انقلاب، ندارند.

2 (خیلی محرمانه) در شب 24 اکتبر، جمهوری دمکراتیک افغانستان اعلام کرد که با انتصاب «کرافت

بامبل» (منابع وزارت امور خارجه افغانستان تأیید کردند که اسم وی از نظر املائی درست نوشته شده

است) به عنوان سفیر جدید جمهوری دمکراتیک آلمان در کابل موافقت کرده اند. در این گزارش کوتاه

جزئیات بیشتری گفته نشده است.

3 (خیلی محرمانه) نظریه: بامبل به جای هرمن شوسیائو سفیر سابق جمهوری دمکراتیک آلمان که

مهره اصلی در تلاشهای تابستان گذشته روسیه برای تشویق جمهوری دمکراتیک افغانستان به گسترش


صفحه 685

پشتیبانی برای پایگاه سیاسی بود. خواهد آمد.

شوسیائو، همراه با واسیلی سافرونچک و همکاران دیپلماتش در آن زمان رک و راست در مورد

مشکلات داخلی خلقیها و مخصوصا نیاز مبرم جمهوری دمکراتیک افغانستان به توسعه پشتیبانی در

کشور، صحبت می کرده است. بعضی از گزارشهای تایید نشده حاکی از آن است که او جزء لاینفکی از

تلاشهای منصوب به شوروی در جهت محدود کردن قدرت حفیظ اللّه امین بوده است، زیرا وی شخصی

تبهکار و گرداننده سیاستهای خفقان آور و افراطی جمهوری دمکراتیک افغانستان بود.

4 با گذشت زمان، قدرت سیاسی امین، با وجود تلاشهای آشکار روسها برای بستن دست و پایش رو

به افزایش گذاشت و امین چند بار در معرض عموم اشاره کرد که وی از مانورهای شوروی که توسط

شوسیائو و سافرونچک در سطح شهر می شود آگاه می باشد. مدت کوتاهی پس از آنکه مشخص شد که

قدرت امین در حال کاهش نیست، (شوسیائو به طور ناگهانی کابل را ترک کرد. احتمالاً به دلیل اینکه وی

از شکستگی پا رنج می برد و احتیاج به 6 ماه اقامت در آلمان جهت جوش خوردن پایش داشت، همکاران

آلمان شرقی ما در اینجا هیچ اشاره ای در آن زمان و یا در خلال این مدت نکرده اند که آیا شوسیائو برای

پست سفیری به کابل باز خواهد گشت یا خیر.

5 (خیلی محرمانه) مثل اکثر عوامل این جریان مبهم، دلایل انتصاب بامبل هنوز روشن نیست و

خروج دائمی شوسیائو می تواند دلایل زیادی داشته باشد. بدیهی ترین دلیل اینکه، با توجه به مشکلات

پزشکی، جمهوری دمکراتیک آلمان به جای اینکه برای بهبودی کامل شوسیائو صبر کند باید جای خالی

وی را پر کند. دلیل دیگر اینکه شوسیائو در جهت هدفش مبنی بر گسترش پایگاه کارکرده بود و به

کارهایش به عنوان «سخنگوی» روسها دیگر در کابل احتیاجی نبود. همچنین امکان دارد که امین که قرار

بود که قدرت وی در میان مخالفان داخلی از طریق سیاسی محدود گردد به شوسیائو دستور خروج

ناگهانی را داده است و این عمل احتمالاً به این خاطر صورت گرفته که نشان داده شود که امین در حقیقت

رهبر افغانستان می باشد که حاضر نیست که قدرتش را واگذار کند، حتی اگر دوستان نزدیکش، یعنی خود

روسها در پشت پرده مشغول تلاشهایی باشند تا چنین امری پیش بیاید. به هر حال ما معتقدیم که خروج

ناگهانی و جایگزینی شوسیائو بیشتر انگیزه سیاسی داشته است تا انگیزه پزشکی علت این امر هر چه

باشد، در نتیجه تیراندازیهای مبهم 14 سپتامبر، روسها در کوتاه مدت راه دیگری جز پشتیبانی از اقدامات

امین جهت سرکوب شورشیان و تحکیم امنیت انقلاب ندارند.امضاء بلاد

اطلاعات یک شخص ترک در رابطه با اوضاع در افغانستان

سند شماره (57)خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا کابل 30 اکتبر 1979

به: سفارت آمریکا آنکارا با حق تقدم 3743

موضوع: اطلاعات یک شخص ترک در رابطه با اوضاع در افغانستان

1 (تمامی متن خیلی محرمانه )

2 طبق تقاضای سفارت آنکارا، در پاراگراف 10 از مرجع، این سفارت مشاهدات زیر را درباره

نکات مورد بحث باقره عثمان اوغلو ارائه می دهد:

(الف) درگیریهای امین شوروی: اگر چه در گذشته دلایلی وجود داشت که روسها دیگر راه حلهای


صفحه 686

سیاسی را برای بی ثباتی اوضاع افغانستان بر ادامه رهبری غیر مردمی و ظالمانه حفیظ اللّه امین ترجیح

می دادند، اکنون مسکو آشکارا، حداقل برای دوره کوتاهی، از وی حمایت می کند. ما با قره عثمان اوغلو

موافق هستیم که روسها اکنون بدون شک و تردید امین را به پیروی از یک مشی معتدل در صورت امکان،

به خاطر گسترش محبوبیت پایگاه خود، راهنمایی می کنند. ما همچنین از غیبت سفیر پوزانف از طریق

گزارش فشرده غیر معمولی ارائه شده به وسیله وزیر خارجه شاه ولی در ششم اکتبر مطلع شده ایم که

احتمال نشانه هایی می باشد که نقش شوروی را در 14 سپتامبر می توان به عنوان ضدامین ملاحظه نمود. به

هر حال در گفتگوی اخیر با یک دیپلمات از جنوب آسیا، وزیر مشاور روسی سافرونچک تلاش کرد تا

نقش 14 سپتامبر پوزانف را کاهش بدهد و آن را به عنوان کوششی برای نجات صلح میان دسته جات در

حال جنگ حزب افغانستان توصیف نمود. در 29 اکتبر پوزانف شدیدا از امین در برابر سفیر معرفی نشده

بریتانیا هیلیرفرای تحسین نمود (ما باید اضافه کنیم که کارمندانی در این سفارت هستند که بر این عقیده

می باشند که شیوه های گذشته گفتگو میان امین و روسها یک «بازی گل یا پوچ» بوده است و اینکه مرد قوی

پرطاقت از هنگام شروع دوره خلقی عامل مسکو بوده است).

اشاره امین به «دیکتاتوری پرولتاریا» در سخنرانی دهم اکتبرش چیز تازه ای نیست. او و رئیس

جمهور پیشین نورمحمد ترکی در گذشته گاه به گاه از این اصطلاح سود جسته اند. این عبارت وی که «...

تمامی نواحی مهم تولیدی می بایستی جزو اموال عمومی در نظر گرفته شوند» در محتوی از مطمئن کردن

امنیت اموال خصوصی ناشی می شود (قولی که مکرر از طرف رهبریت خلقی به «سرمایه داران ملی »

افغانستان داده شده است)، در حالی که تهدیدی است برای محروم کردن دارندگان «کالاهای اجتماعی» از

«قدرتی که کار و زحمت دیگران را از طریق مالکیت خصوصی تصاحب می کند.» این فرمول همچنین یک

عبارتی را که ما قبلاً شنیده ایم تکرار می کند.

(ب) پناهندگی: ما فکر نمی کنیم که سه وزیر نظامی تبعیدی هنوز در سفارت شوروی باشند؛ اگر واقعا

آنها آنجا بلافاصله خواستار حفاظت شده بودند. اتفاق نظر در این مورد این است که وطنجار که شاید به

وسیله گلابزوی همراهی شده، در خانه اش در حومه پکتیا بوده باشد. سافرونچک اخیرا به دیپلمات

آسیای جنوبی گفت که هر دوی آنها «هنوز آزاد هستند.» به عقیده بسیاری از ناظران محلی آنها سعی

دارند با نیروهای نظامی بی گناه در بخش جنوب شرقی افغانستان همکاری کنند.

همچنین این احتمال است که وطنجار و گلابزوی ممکن است در شوروی باشند، برای اینکه روسها

فعالیتهای آنها را تحت کنترل قرار دهند، اگر چه یک کارمند عالیرتبه سفارت روس این موضوع را که در

سوم اکتبر به آمستوتز سفارش نموده است، تکذیب نمود (کابل 7318). بسیاری معتقدند که مزدوریار

مرده است، اما یک دیپلمات آسیای جنوبی اظهار می دارد که سافرونچک اخیرا به وی گفته است که

مزدوریار در اطراف اقامتگاه خود در پایگاه تانک پل چرخی تحت بازداشت خانگی نگهداشته می شود.

اگر این موضوع حقیقت داشته باشد، او احتمالاً از جانب امین تحت حفاظت روسها می باشد (روسها

احتمالاً آن پایگاه را اکنون در کنترل دارند)، و بدون شک اگر او تحت کنترل خلقی قرار می گرفت بلافاصله

(امین) او را به قتل می رساند. محرک روسها در چنین وضعیتی حفظ فشار بر امین خواهد بود که از وجود

رهبران افغانی در تبعید (یعنی پرچمیستها) در ذخیره دان روسها دردمندانه اطلاع دارد.

(ج) پوزانف: با توجه به نکات خوب گزارش شده توسط شاه ولی که روز 6 اکتبر خطاب به


صفحه 687

اروپای شرقی بوده، ما همچنین بر این اعتقادیم که پوزانف احتمالاً، اگر در خلال واقعه آنجا

نبوده باشد، حداقل بلافاصله بعد از تیراندازی در قصر حضور داشته است.

ما هم فکر می کنیم منطقی این است که ترکی بنا به اقتضاء زمان هدف واقع شده باشد و نفر دوم در

نتیجه این عملیات از اول انقراض «رهبر بزرگ» را مورد نظر نداشته است.

ما از اعدام هیچ یک از «وزرای متمرد» که در طی سال پیش در قصر صورت گرفت اطلاعی نداریم. به

چه کسی قره عثمان اوغلو اشاره می کرده است؟ (وزیر دفاع پیشین عبدالقادر، که با حیله به قصر آورده

شد... محلی که او دستگیر گردید گفته می شود که او هنوز در زندان پل چرخی زنده می باشد).

(د) اعتمادی: بعد از سبک و سنگین کردن تعدادی از گزارشات موثق، ما نیز متاسفانه به این نتیجه

رسیده ایم که نخست وزیر پیشین نوراحمد اعتمادی در واقع اعدام گردیده است، اگر چه رژیم امین مکررا

کوشش کرده است که گناه آن را به گردن ترکی و رئیس پیشین ستاد کل افغانستان (AGSA)اسداللّه

بیندازد، اعدام احتمالاً بعد از روی کار آمدن 14 سپتامبر امین صورت گرفته است. اخبار مداوم درباره

طرحهای شوروی برای استفاده از «اعتمادی» به عنوان یک جایگزین سیاسی برای امین ظاهرا سرنوشت

پیرمرد را مختوم کرد.

(ه) موشکهای سام در باگرام: پایگاه هوایی باگرام تحت کنترل روسیه است و بنابراین امین قادر نیست

که هیچ سلاح مخصوصی را بدون موافقت و حمایت روسیه در آنجا نصب و انبار کند. افغانها ظاهرا برای

مخالفت با برتری نیروی هوایی پاکستان، از زمان حکومت داودخان موشکهای سام در اختیار داشتند.

ضمنا هیچ نشانه ای وجود ندارد که نیروی هوایی افغان، که در عمل تحت کنترل روسیه است، تا زمانی که

روسها می خواهند او در مصدر قدرت باقی بماند تهدیدی برای امین به شمار بیاید.

(و) پاکسازیها:در حال حاضر به نظر نمی رسد که رئیس ستاد، یاکوب، در معرض هیچ درد سر سیاسی

قرار داشته باشد. در واقع، او اخیرا به کمیته مرکزی حزب حاکم معرفی شده بود. وزیر کارهای عمومی پنج

شیری، که اعتقاد بر این است زمانی تمایلات پرچمی داشته است، در واقع بعد از کودتای امین به منظور

«معالجات پزشکی» به مقصد مسکو عزیمت نمود و از آن زمان نامش در وسائل ارتباط جمعی به چشم

نمی خورد. او به خوبی می توانست قربانی بعدی پاکسازی باشد. در چنین شرایطی روسها توانستند

احتمالاً به وی در «مخفیگاه» خود پیشنهاد پناهندگی بدهند.

3 لطفا درودهای همکاران قره عثمان اوغلو در سفارت آمریکا را که مشتاقانه او را از روزهای

تصدیش به عنوان کاردار ترکیه در کابل به یاد می آورند ارسال نمایید.بلاد

گفتگوهای سفیر ریاض با پیراچه در رابطه با مسائل مربوط به افغانستان

سند شماره (58)

از: سفارت آمریکا در اسلام آباد:تاریخ: 31 اکتبر 1979

به: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی سی

شماره: 2425

موضوع: گفتگوهای سفیر با پیراچه در رابطه با مسائل مربوط به افغانستان

1 تمامی متن محرمانه

2 من روز سی و یک اکتبر با ریاض پیراچه که اکنون سه هفته است به عنوان دبیر اضافی در وزارت


صفحه 688

امور خارجه انجام وظیفه می کند و سابقا سفیر پاکستان در کابل بوده است گفتگو کرده ام. پیراچه کارهای

وزارت امور خارجه را در غیاب آقاشاهی وزیر امور خارجه و شهنواز دبیر امور خارجه اداره می کند. قائم

مقام رایزن سیاسی سفارت از همراهان من و رانا مدیر وزارت امور خارجه در امور آمریکا از همراهان

پیراچه بود.

3 با استناد به تلگرافهای مرجع الف و ب من توجه پیراچه را درباره نظر آمریکا نسبت به موضع

جمهوری دمکراتیک افغانستان در مورد روابط با ایالات متحده آمریکا جلب کردم و آن گاه نکات اصلی

که در ملاقات روز بیست و هفت اکتبر بین حفیظ اللّه امین رئیس جمهوری افغانستان و «بلاد» کاردار

آمریکا مورد بحث قرار گرفته به اطلاع پیراچه رساندم. پیراچه به دقت گوش می کرد و یادداشت بر

می داشت (مرجع د).

4 وقتی که من صحبت را تمام کردم پیراچه نکات ذیل را مورد توجه قرار داد:

جالب است که بلاد به جای اینکه با شاه ولی ملاقات کند با امین ملاقات کرده است و شاید این بدان

معنی است که جمهوری دمکراتیک افغانستان بیش از آنچه از صحبتها استنباط می شود میل به مناسبات

گرم با ایالات متحده دارد.

امین ممکن است خود را بیش از اندازه نزدیک به شورویها احساس کند و می خواهد به مسکو و

دیگران علامت بدهد که او تماما پایبند نیست.

پس از نوزدهم سپتامبر شایعات متعددی در کابل درباره این میل به بهبود مناسبات جمهوری دمکراتیک

افغانستان و ایالات متحده جریان داشت و به نظر حکومت پاکستان چنین می آید که شاید این تمایل از

جانب شورویها به آنها القاء شده است.

سه عامل منع کننده در روابط ایالات متحده و جمهوری دمکراتیک افغانستان (قتل دابز سفیر

آمریکا، پر کردن سفارت آمریکا با کارمندان و اتکای فزاینده افغانستان به اتحاد جماهیر شوروی) ظاهرا

در نتیجه گفتگو با بلاد تغییری نکرده است.

امین با کاربرد شعار جدید «امنیت، عدالت و مشروعیت» چهره جدیدی را در محک آزمایش قرار

می دهد. شاید این موضوع سازشکارانه نسبت به مناسبات با ایالات متحده و پاکستان جزئی از این چهره

باشد.

5 من از پیراچه درباره مناسبات پاکستان با جمهوری دمکراتیک افغانستان پرسیدم و او نکات زیر را

به اطلاع رساند.

امین و جمهوری دمکراتیک افغانستان درباره دیدارهای متقابل با شور و شوق صحبت می کنند، تا

این مرحله سه فقره دیدار طرح ریزی شده، ولی تاریخ آن تعیین نشده است. آن سه فقره دیدار عبارتند از:

دیدار آقاشاهی از کابل و دیدار شاه ولی از اسلام آباد و دیدار ضیاءالحق از کابل. آقا شاهی درباره تاریخ

دیدارش پس از ایام عید (که روز اول نوامبر آغاز می شود) تصمیم خواهد گرفت و شاید برای سفر خود در

اواسط نوامبر موافقت خواهد کرد. شاه ولی به دیدار متقابل خواهد پرداخت، ولی زمان آن هنوز در دست

نیست سرانجام ضیاء در یک تاریخ بعدی دیدار خواهد کرد. دعوتنامه های رسمی از مشاور خارجی و

رئیس جمهوری تسلیم شده است.

حکومت پاکستان انتظار ندارد که از این سری ملاقاتها نتیجه قابل ملاحظه به دست آید.


صفحه 689

الطاف شیخ سفیر جدید پاکستان در کابل قرار است روز ششم نوامبر به مأموریت جدید خود برود.

6 من گمان می کنم که پیراچه دوست خوبی برای شهنواز خواهد بود و نقش فعالانه ای در کارهای

وزارت امور خارجه خواهد داشت. او فراوان صحبت می کند و ظاهرا موضوع مورد علاقه او اکنون

افغانستان است.

خواهیم دید که او درباره موضوعی که هنوز به مرحله تفحص نرسیده است چه عملکردی خواهد

داشت. من او را از زمانی که ما هر دو در رانگون (پایتخت برمه) سفیر بودیم می شناسم و نظر مساعدی

نسبت به او دارم.


صفحه 690

بسمه تعالی

اسنادی که در این بخش ارائه می شوند تعداد معدودی از گزارشهای به جای مانده از قرارگاه سیا در

تهران می باشد که به علت همجواری ایران با افغانستان توسط قرارگاه سیا در کابل دائما در جریان وقایع

عام آنجا قرار می گرفته و نسخه هایی از گزارشهای عملیاتی کابل را تا آنجا که به فعالیتهای قرارگاه تهران

مربوط می شده دریافت می داشته است.

نکته قابل تذکر تفاوت این اسناد با سندهایی است که در قسمتهای دیگر کتاب مشاهده شده و این

است که گزارشهای عملیاتی منحصرا برای استفاده عوامل سیا در تهران بوده و در قسمتهای سیاسی

سفارتخانه گردش نداشته، دیگر آنکه کسب اطلاعات توسط سیا یک کار حرفه ای و کاملاً مخفی بوده و

مانند فعالیتهای بخشهای سیاسی سفارتخانه با مانورهای دیپلماتیک آمیخته نیست و منابع، اطلاعات

خود را درازای پول یا وعده های حمایت سیاسی فروخته اند. در گزارشهای خبری فقط توضیحی کلی

درباره منبع و موقعیت وی داده می شود و این گزارشها در اختیار مقامات ارشد سفارتخانه ها و تأسیسات

نظامی آمریکا نیز قرار داده می شوند. در گزارشهای عملیاتی منابع با نام رمز اشاره شده اند و در صورتی که

مورد لزوم یک واحد سیا باشد هویت او نیز به طور جداگانه صرفا برای عوامل سیا در یک منطقه اعلام

می شود. نام رمز منابع از دو حرف انگلیسی پیشوند و یک کلمه به علاوه یک شماره در انتها (که عموما 1

می باشد) تشکیل شده و دو حرف پیشوند نشان می دهد که منبع در ارتباط با چه کشوری فعالیت می کند.

مثلاً در مورد ایران دو حرف پیشوند اس. دی (sd) و در مورد افغانستان جی ای (ge) می باشد مانند اس.

دی. لور/1، وجی.ای.کاریون / 1. برای سهولت خواندن معمولاً در گزارشهای عملیاتی پس از آنکه نام

رمز منبع به طور کامل برای بار اول ذکر می شود برای اختصار در یک پرانتز حرف اول کلمه همراه با شماره

انتهایی آن آورده می شود. مثلاً اختصار جی. ای لیبل / 1 به صورت ل / 1 در می آیند. علاوه بر این نامهای

رمز شماره دار، نامهای رمز بدون شماره نیز هستند که برای معرفی موضوع گزارش یا یکی از موسسات و

بخشهای سیا به کار می روند. آن دسته که به موضوع گزارش مربوط می شوند در ابتدای گزارش سطر سوم

یا چهارم نوشته می شود و تا آنجا که در اسناد این بخش استفاده شده از این قرارند: کیو. آر.کابل: این عنوان

نشان می دهد که گزارش به فعالیتهای عملیات مخفی سیا در ارتباط با سازمانها و تشکیلات مختلف

کشورها و جریانات سیاسی مربوط می شود.

کیو. آر. میستیک: این عنوان نشان می دهد که گزارش به فعالیتهای تهیه متون اخبار جعلی، مقالات،

اعلامیه ها و به طور کلی مکتوباتی که در ارتباط با جریانهای سیاسی است مربوط می شود.

کیو.آر.میستیک نام رمز یکی از واحدهای سیا که این کارها را انجام می دهد نیز می باشند.

ال. دبلیو. شل: این عنوان کلاً به عملیات مخفی در ارتباط با وسائل ارتباط جمعی جهانی مربوط می شود.

جی. ای. لیبل / 1 که نام رمز یکی از منابع مطرح شده در اسناد است یک فرد افغانی است که ظاهرا در

شرکت هواپیمایی آریانا کار می کرده و از طرف آن شرکت با سرپرستی عده ای دانشجوی همکارش جهت

شرکت در دوره های آموزش شرکت هواپیماسازی داگلاس به آمریکا اعزام شده بود. از قرار معلوم او یک

منبع جدید و تازه استخدام شده بوده است.

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام


صفحه 691

سند شماره (1)سری

از: بخش خارجه/لوس آنجلس 20781 (به کفالت هگرآپ)تاریخ: 9 شهریور 1358،31 اوت 79

به: کابل، رئیس رونوشت برای فرانکفورت، آلمان، اسلام آباد، رم، تهران. اعضاء

هشدار شامل منابع و شیوه های اطلاعاتی است حساس اس. جی. سویرل دبلیو او. مولد.

جی. ای. لیبل جی. ای. پلاستیک

عطف به: الف رئیس 504525 ب. اسلام آباد 40289

ج: کابل 24591 د: کابل 24580 ه. رم 77466

1 دستیار رئیس پایگاه در عصر 8 شهریور، آبامونته مأمور پایگاه را به جی.ای. لیبل/ 1 (ل/1)

معرفی کرد. در این ملاقات که بیش از یک ساعت طول کشید، پایگاه خبرهای ذیل را در جواب به

تلگرامهای مرجع یا در رابطه با آنها به دست آورد. همچنین داستان قتل سفیر دابز نیز که بر روی نوار

کاست ضبط شده و... خیلی کمی با پاراگراف 1 ه و ا و تلگرام واشنگتن 499386 دارد (برای تمام

مخاطبین ارسال نشده) اخذ گردید. به خلاصه ذیل توجه کنید. تصویر رئیس پلیس فعلی کابل به نام لال

محمد و یک افسر ارتش به نام سرگرد قدری که به عنوان طرفدار عبدالولی وصف شده نیز گرفته شده، نوار

کاست و تصویر به ستاد ارسال خواهد شد.

2 خلاصه ای از (ماجرای) ترور سفیر دابز، رئیس پلیس کابل که یک سرهنگ نیروی هوایی است

همراه با دو تن از دستیارانش (نامشان در نوار ذکر شده) به منزل ل/1 دعوت شده بودند. لال محمد پس از

مدت کوتاهی عزیمت نمود و دو زیر دست خود را که با حالت مستی به سمت.... رفتند ترک کرد. این دو

فرد منبع داستان ل/1 هستند. آنها مأمور شلیک 20 ثانیه ای مسلسل به سمت یکی از اتاقهای هتل بودند

که در آن سفیر دابز پیش از آنکه لال محمد و تعدادی افسر دیگر پلیس به آن اتاق هجوم آورند، نگهداری

می شد.

این دو مرد از فراز سقف بانکی که در آن طرف خیابان بود به سوی اتاق آتش گشودند و به محض آنکه

شلیک را قطع کردند جمع همراه لال محمد در را با زور باز نمودند. به گفته این دو مرد، سفیر دابز در یک

صندلی خون آلود نشسته بود و هنگامی که گروه لال محمد وارد اتاق شد وی تقریبا مرده بود یا در حال

جان دادن بود. ل /1 معتقد است که لال محمد شخصا سفیر را کشت، اما نمی تواند دلیل یا شاهدی بر این

عقیده بیاورد. این خبری که دو افسر پلیس مست داده اند، نظریات ل/1 را تأیید نمی کند. ل /1 می گوید که

لال محمد خودش به او گفت که بیش از 200 افغان کشته است، ل /1 از لال محمد متنفر است و فکر می کند

که وی یک قصاب است و دست به هر کاری می زند.

3 ل /1 اظهار داشت که درگیری اخیر در قندهار توسط قدوس خان و یک سرگرد نیروی زمینی

افغانستان به نام عصمت و یک ملا به نام عبدونفعی سازمان داده شده و رهبری می شود. قدوس که مقام

ریاست دارد یکی از پسرهایش به دست دولت فعلی کشته شده و یک پسر دیگرش در زندان به سر می برد و

امکان دارد که او نیز مرده باشد. قدوس عضو پیشین سنای افغانستان بوده است، به گفته ل /1، این گروه از

ولی حمایت می کنند.

4 سردار ولی نتوانسته ویزای پاکستانی بگیرد. این خبر مستقیما از سردار ولی طی مکالمه تلفنی که

در 7 شهریور با ل /1 داشته، به دست آمده است.