است که به وسیله الفبای رومی (لاتین) نوشته شده است. کردهای اتحاد شوروی عمدتا از متون سیریلیک
و رومی استفاده می کنند. (طبقه بندی نشده)
دین
دین
اگرچه اکثر کردها سنی شافعی هستند، ولیکن دین هم یکی از عوامل جدایی کردها بوده است. بسیاری
از کردها درویش مسلک هستند و در گرایش صوفیگری نیز قبایل مختلف طرق متفاوتی در پیش
گرفته اند. در بسیاری از قبیله ها، رهبران مذهبی دارای رهبری منطقه ای نیز هستند و در نتیجه تفاوتها
قبیله ای افزون گشته است. در ایران و عراق در مناطقی که بعضی از کردها شیعه هستند، اختلافات مذهبی
ترکیبات بیشتری داشته است. تقریبا همه کردهای کرمانشاه و ایلام شیعه هستند. کردهای شمال، کردهای
جنوب را که شیعه هستند کرد حساب نمی کنند و از آنها به عنوان فار (ایرانی) یاد می کنند. کردهای
شوروی از فرقه های سنی و شیعه و یزیدی هستند. گروههای کوچکی از کردهای مسیحی یا یهودی
هستند که وضع فعلی آنها زیاد مشخص نیست. (خیلی محرمانه)
بافت اجتماعی
بافت اجتماعی
قبیله ای زندگی کردن نیز باعث عدم اتحاد بین کردها شده است. در طی قرنها قبیله بوده است که
بیشترین بیعت را به دست آورده است. حتی کردها هویت و وابستگی قبیله ای خود را برای سالها حفظ
کرده اند. این چنین وفاداری به قبیله و انزوای کوهستانی کردها باعث برخورد قبیله ها و شک و ظن
دوطرفه بین قبایل کرد شده است، که تا به امروز ادامه دارد. مثلاً در قیام کردهای عراق در اوائل 1960
برخی قبیله های کرد بر علیه دولت عراق و برخی دیگر بر علیه کردها جنگیدند و حتی برخی گاهی بر علیه
و زمانی بر له دولت بودند. برخی از قبایل به وسیله این عمل که یکی از شعباتش بی طرف بماند و یا به نفع
یکی از دو طرف وارد عمل شود، موقعیت خود را مستحکم کردند. (خیلی محرمانه)
به طورکلی همیشه کردها از اینکه تحت کنترل دولتمردان دولت مرکزی قرار بگیرند، خودداری
کرده اند؛ و در عوض برای راهنمایی و حمایت به رهبران قبیله ای خود مراجعه کرده اند، آنها رهبران
قبیله ای خود را آقاس خطاب می کنند و همیشه از آنها پیروی می کرده اند. آقاس اکثر وقت خود را به
مذاکره یا تخاصم با دولتها و یا سایر قبایل و یا تجارت بین قبایل یا اداره امور مشترک بین قبایل در مواقع
وجود اتحادهای قبیله ای و همچنین حل دعواهای درون قبیله ای، می گذراندند. قبایل در ازای رهبری
آقاس ها که بسیاری از آنان ملاکان ثروتمند بودند با سهیم کردن ایشان در محصول به دست آمده از زمین
قبیله یا از طریق اعانات مستقیم به صورت هدایا، آنها را یاری می نمودند.
در بعضی موارد که قبیله نسبت به زمین مورد استفاده خود جز حقوق سنتی چرا در آن حق دیگری
نداشته، آقاس ها قادر بودند که تملک حقوقی زمینهای قبیله را به دست آورده و بدین وسیله از درآمدهای
خود حفاظت و مالکیتهای بزرگی را در ضمن این کار کسب کرده اند. (طبقه بندی نشده)
اطلاعات راجع به قبایل مختلف کرد در خارج از عراق کم و یا خیلی قدیمی هستند. در عراق مهمترین
قبایل کرد عراق عبارتند از: بارزانی، طالبانی و جاف. از نظر تاریخی قبیله بارزانی جنگجوتر و مستقل تر
از سایر قبایل است. کردهای بارزانی بیشتر در شمال عراق و در اطراف دهکده بارزان نزدیک مرز ترکیه
مستقر هستند و بیشتر به کشاورزی مشغولند. آنها مدتها با سایر قبایل و کوچ نشینان که به چراگاههای آنها
آمده اند، جنگیده اند و دولت نیز در جنگ با بارزانیها از اینگونه کوچ نشینان و قبایل کمک گرفته است.
ملامصطفی بارزانی از اواخر سالهای 1930 تا زمان مرگش در اواخر 1979 رهبر بدون چون و چرای
بارزانیها بوده است. (خیلی محرمانه)
بعضی از اعضای قبیله طالبانی در دهکده های شمال غربی خانقین ساکن هستند، در حالی که اکثریت
قبیله در منطقه ای در اطراف کرکوک زندگی می کنند. یک دسته از طالبانیها که مانند بارزانیها ساکن هستند
و به کشاورزی مشغولند از طرفداران جلال طالبانی تشکیل شده اند که مدت مدیدی بر سر مسئله رهبری
نهضت کردها با ملامصطفی بارزانی به نزاع پرداخته است. سایر دسته های قبیله طالبانی توسط
شخصیتهای مختلف رهبری می شوند. (خیلی محرمانه)
گفته می شود که قبیله جاف بزرگترین قبیله کردهاست. جافها در مناطق دیالا، کرکوک و سلیمانیه در
عراق زندگی می کنند. جافها تا اواخر 1960 که توسط دولت ایران جلوگیری شد، در هنگام تابستان برای
چرای تابستانی به ایران مهاجرت می کردند. از اواخر سالهای 1960 جافها به قبیله ساکنی تبدیل شدند.
در 1970 قبیله جاف در مقابله بین حکومت وقت و بارزانی خنثی محسوب می شد. (خیلی محرمانه)
امروزه اگرچه کردها در منطقه های خود ساکن شده اند، ولیکن هنوز غرور قبیله ای. مهم محسوب
می شود. نقاط اختلاف بین آنها بر سر مناطق چراگاهی و طرفین ازدواج است. شواهدی در دست است که
پیوندهای بین قبیله ای در حال ضعیف شدن است. یک خانواده حاکم ممکن است به صورت سنتی کنترل
بعضی از دهکده ها را در اختیار داشته باشد، ولی دیگر نظم اجتماعی معمول کنترل کامل را اجازه نمی دهد.
از نقطه نظر اقتصادی هویتهای قبیله ای در مناطق شهرنشین کمتر اهمیت دارد. اگرچه تعلقات به یک قبیله
خاص ممکن است هنوز بعضی از مزیتها را به دنبال داشته باشد، اما خیلی از کردهایی که بهتر تحصیل
کرده اند با عوامل بالاتر از نسبهای کردی شناخته می شوند تا وابستگیهای ویژه قبیله ای. کردهای چپی،
رهبران قبیله ای ثروتمند و افراد مذهبی و تجار کرد را متهم کرده اند که مقدمات سرکوب کردهای فقیر را
فراهم کرده اند. (طبقه بندی نشده)
در ایران اصلاحات ارضی شاه طبقه فئودالهای مهم را از بین برده و نفوذ رهبران قبایل و خانها را به
مقدار زیادی کم کرده است. کردهای سایر کشورها نیز حمایت سنتی مالی خود را از رهبرانشان قطع
کرده اند. در حالی که کردهای جوانی مانند آنهایی که در اطراف و اکناف کردستان سنتی زندگی می کنند و
هنوز هویت قومی خود را حفظ کرده اند، خیلیها از قبایل سنتی قدیمی جدا شده اند. اثر این تغییرات به
همراه سیاست دولتهای مختلف در جهت انقیاد کردها تحت سلطه یک قدرت مرکزی، قدرت سیاسی
رهبران سنتی کردها را کم و در بعضی موارد نابود کرده است. (خیلی محرمانه)
موقعیت اقتصادی و اجتماعی
موقعیت اقتصادی و اجتماعی
سالها آشوب و مقاومت در مقابل سلطه مرکزی و سهل انگاری دولتهای مختلف و مناطق کوهستانی
مانع گسترش بهداشت عملی نوین و تعلیمات جدید در بین کردها شده است. طریقه سنتی زندگی بدوی که
به وسیله اکثر کردها اتخاذ شده، موقعیت کمتری جهت تحولات اقتصادی ایجاد کرده است. اما در سالهای
اخیر بعضی از دولتها اگر نه به هیچ دلیل دیگر، برای دلایل امنیتی به لزوم تحولات اقتصادی در منطقه
کردنشین پی برده اند. طبق قانون اصلاحات ارضی سال 1970 سرزمینهای بزرگ کردها برای تحویل به
دهقانهایی که روی آنها کار می کردند، خرد شد. از زمان پایان آشوب کردها در عراق در سال 1975 دولت
بعضی از کردها را از مناطق کوهستانی دور افتاده به دهکده هایی که براساس نمونه هایی مدرن ساخته شده
و از امکانات برق و آب و بهداشت برخوردار است، منتقل کرده است. در شوروی زندگی در مجموعه های
دهکده ای امنیت بیشتری برای کردها نسبت به موقعیت بدوی قبلیشان به همراه داشته است، ولی این به
قیمت روش زندگی سنتی آنها تمام شده است. (خیلی محرمانه)
اگر چه هنوز بعضی از قبایل بدوی مهاجر کرد وجود دارند، ولی اکثر کردها در حال حاضر کشاورز
شده اند. علیرغم استفاده از متدهای سنتی کشاورزی و لوازم قدیمی و مشکلات زمین، گفته می شود که
کشاورزی کردها نسبتا تولیدی بوده است. در جاهایی که شرایط اجازه دهد، تنباکو مهمترین محصول
است. (طبقه بندی نشده)
در خاورمیانه سطح بی سوادی در بین کردهای میانسال بسیار بالاتر از حد معمول است. معهذا در طی
چندین دهه اخیر سطح علمی کردها در بین طبقه مرفه کردها پیشرفته است. تقریبا همین گروه مرفه
شهرنشین بودند که قیام ناسیونالیستی که منجر به جمهوری مهاباد شد را برپا کردند و از آن به بعد نقش
مهمی در نهضتهای ملی کردی ایفا کردند. فارغ التحصیلهای دانشگاهی در خاورمیانه، اروپای غربی، و
آمریکای شمالی و تحصیلکرده های کرد، مایل به ترک مناطق کردنشین و رفتن به مناطق شهری و حتی
خارج از کشور برای پیدا کردن کار می باشند. در شوروی برخی از کردهای تحصیلکرده شهرنشین در
روزنامه نگاری تدریس می کنند و در بعضی مواقع در دولت محلی سهیم هستند. (طبقه بندی نشده)
ظهور ناسیونالیسم کردی
ظهور ناسیونالیسم کردی
تاریخ اولیه کردها مطالب اندکی در مورد اتحاد کردها یا هم پیوستگی ملی ثبت کرده است. اگرچه در
بعضی مناطق امارات ناپایدار کردی ایجاد شده است. قبایل منفردی که بین امپراطوریهای رقیب ترکیه و
ایران واقع بودند خود را در صف یکی از طرفین قرار می دادند و اغلب با یکدیگر می جنگیدند. در اوائل
قرن هفدهم بالاخره ناآرامیهای بین ترکیه و ایران به ثبات انجامید و سه چهارم کردها تحت کنترل عثمانیه
در ترکیه و بقیه تحت کنترل سلسله صفوی در ایران قرار گرفتند؛ اما تلاشهای چندی که در جهت نفوذ در
کردستان و یا سرکوب آنجا صورت می گرفت، موفق نبود. علیرغم یک سری طغیان در اوائل قرن نوزدهم،
هیچ علامتی دال بر اینکه قبایل کرد تشکیل ملتی را بدهند، دیده نشد. اولین مظهر ملی گرایی سیاسی
کردهای شورشی بود که در سالهای 1880 به رهبری عبیداللّه سمینانی صورت گرفت که غرض آن اتحاد
مردم کرد امپراطوریهای ترکیه و ایران در قالب یک کشور بود. اما زمانی که هر دو امپراطوری به قصد
حذف این تهدید مشترک با یکدیگر همکاری نمودند. این شورش به شکست انجامید. (طبقه بندی نشده)
درست در سالهای قبل از جنگ جهانی اول، روشنفکران کرد انجمن سری ناسیونالیست کرد را بنا
نهادند، ولی ناسیونالیسم مدرن کردها تا پایان جنگ شکل نگرفت. قول استقلال داخلی که به دنبال
شکست ترکیه داده شد، امید اهالی غیر ترک عثمانیه، از جمله کردها، را در مورد اینکه آنها قادر خواهند
بود سرزمینشان را کنترل کنند، افزایش داد.طبق قرارداد متارکه اوت 1920 که بین ترکیه و قدرتهای وقت
صورت گرفت، وجود جامعه مجزای کردها شناسایی شد و حق استقلال موقتی کردستان که امروز قسمتی
از جنوب شرقی ترکیه را تشکیل می دهد به رسمیت شناخته شد. (طبقه بندی نشده)
به هر حال قرارداد متارکه هرگز مورد تصویب قرار نگرفت و در ژوئیه سال 1923 معاهده توازن که اقلیت
کردها را نادیده می گرفت، جایگزین آن شد. «کردستان جنوبی» استان موصل عثمانی که در زمان خاتمه
جنگ تحت کنترل انگلستان بود قسمتی از استان جدیدالتأسیس عراق شد که تحت قیمومیت انگلستان
قرار گرفت. باقیمانده کردستان تحت کنترل ترکیه و عراق قرار گرفت و قسمتهایی هم در سوریه و شوروی
قرار گرفت. (طبقه بندی نشده)
کردهای ایران در طول جنگ، اوقات بهتری را گذراندند. دولت رضاخان که بعدا شاه پهلوی شد، با
سرکوب قبیله به قبیله به وسیله اسلحه و یا دوز و کلک یک ملیت متحد جدیدی را بنا نهاد. او رهبران با
نفوذ کرد را مجبور به اقامت در تهران یا جاهای دیگر کرد. آشوبهای سالهای 1920، 1926 و 1930 به
رهبری آقا اسماعیل، معروف به سیمیتقو، از قبیله شیکاک، سرکوب شد. از طرف دولت ایران تلاشهایی
صورت گرفت تا زبان فارسی در بین کردها رایج شود و لباسهای مدرن غربی بجای لباسهای سنتی کردها
مورد استفاده قرار گیرد. یک شورش در سال 1931 به رهبری شیخ تافر از قبیله حمدان با شدت سرکوب
شد و سپس دولت با مقداری واقعیت اعلام کرد که هیچ مسئله ای در مورد کردها ندارد. (طبقه بندی نشده)
در عراق شورش شیخ محمود در سلیمانیه در سال 1919 به وسیله انگلستان سرکوب شد. شورش
دیگری در سال 1923 توسط شیخ محمود که خود را شاه کردستان جنوبی خواند، یک بار دیگر سرکوب
شد، ولی این شورش حق آموزش زبان کردی در مدارس را به دنبال داشت. حقی که در معاهده ملیتهای
تحت قیمومیت انگلستان در سال 1925 ذکر شد. اگرچه سیاست خارجی بریتانیا مخالف تمایلات
تجزیه طلبانه کردها نبود ولیکن کشف نفت در جنوب ایران و امکان پیدایش نفت در شمال عراق عملاً بر
علیه حمایت بریتانیا از کردستان مستقل عمل کرد. کشف نفت در سال 1927 در منطقه کرکوک که امتیاز
آن به آمریکا و اروپاییها داده شد، عملاً تمایلات غربیها را برای حمایت از جنبش استقلال طلب کرد
متوقف کرد. (طبقه بندی نشده)
عراق که در سال 1930 استقلال یافت، در سال 1932 به منظور کسب عضویت در جامعه ملل، قانون
حفاظت از جامعه کردها را وضع کرد. اما در همان سال، تلاشهای دولت جهت تحکیم کنترل خود بر مناطق
شمالی، شورشی را که به رهبری ملامصطفی بارزانی هدایت می شد، سرکوب کرد. حملات هوایی به وسیله
انگلستان که حضور نظامی خود را بعد از استقلال عراق حفظ کرده بود، ملامصطفی و حامیانش را مجبور
کرد که به ترکیه عقب نشینی کنند. بارزانیها دوباره در سال 1943 قیام کردند و تا هنگامی که ملامصطفی در
سال 1945 به ایران گریخت، مطیع نشدند. (طبقه بندی نشده)
اشغال ایران در سال 1941 توسط روسیه و انگلستان، برای کردها این فرصت را پیش آورد که تنها
ایالت کردستان مستقل را در سالهای اخیر تشکیل دهند. در مدتی بیش از چهار سال و در مناطق اشغالی
روسها که کردستان هم شامل آن می شد، آذربایجانیها و کردها که هر دو در طی دوره اشغال علیه دولت
مرکزی قیام کرده بودند، به طور مؤثری خود را اداره کردند. در دسامبر 1945، هر دو گروه (ناسیونالیسم)
ملی گرا اعلام جمهوریهای مستقل کردند: جمهوری دمکراتیک آذربایجان (ایران) و جمهوری دمکراتیک
مهاباد. رئیس جمهور کردستان «قاضی محمد» بود که از قیام 1941 رهبری کمیته را در اختیار داشت و بر
منطقه حکمرانی می کرد. تنها حضور واحدهای نظامی روسی بود که مانع برقراری مجدد کنترل ایرانیها بر
منطقه می شد و هنگامی که روسها در می 1946 با اکراه و طبق معاهده ای که شامل ایران هم می شد از
منطقه عقب نشینی کردند، هر دو جمهوری سقوط کرد. قاضی محمد و عده ای دیگر از رهبران کرد اعدام
شدند و ملامصطفی بارزانی که فرمانده قوای نظامی جمهوری بود به عراق و سپس به شوروی فرار کرد و
مدت 11 سال در آنجا بود.(طبقه بندی نشده)
دهه ای که به دنبال سقوط جمهوری مهاباد بود، نسبتا آرام بود، زیرا دولتهای ایران و ترکیه در جهت
خلع سلاح و مقهور ساختن کردهای خود عمل کردند. این دوره آرامش، یک قیام دیگری در سال 1960
در ترکیه را به دنبال داشت، هنگامی که ترکها از عدم ثبات سیاسی که به دنبال سرنگونی دولت به وسیله
نیروهای مسلح ترکیه تشدید شد، استفاده کرده و علیه سیاستهای سرکوبگرانه دولت به طور مسلحانه
تظاهرات کردند؛ اما ارتش برای سرکوب شورش اعزام شد. (طبقه بندی نشده)
در عراق امتناع دولت از پذیرفتن تقاضاهای اکراد، منجر به یک درگیری شد که مدت 14 سال و به
همراه آتش بس های گاه به گاه طول کشید. در مدت کوتاهی بعد از به قدرت رسیدن عبدالکریم قاسم در
سال 1958، مراجعت ملامصطفی از اتحاد شوروی به عراق منجر به یک جنگ ناگهانی بین بارزانیها و
سایر قبایل کرد شد. اگرچه ملامصطفی تسلط خود را بر اکثر مردم کرد گسترش داد، اما قاسم، از ترس
اینکه بارزانیها بیش از حد قدرتمند شوند، شروع به کمک به دشمنان سنتی ملامصطفی کرد. خصومتها در
سپتامبر 1961، هنگامی شروع شد که دولت در رابطه با حمله ای به نیروهای مسلح از طرف یک قبیله
وابسته با بارزانیها، پناهگاههای سنتی بارزانیها را بمباران کرد. (طبقه بندی نشده)
مراجعت ملامصطفی به عراق، شروع یک اقدام موفقیت آمیز در جهت کنترل حزب دمکرات کردستان
بود که یک سازمان سیاسی مهم در جنبش کرد محسوب می شود. این حزب در 1946 در ایران از باقیمانده
سازمانهای سیاسی قبل از جنگ به وجود آمد و در سازماندهی و ساختمان آن نفوذ قابل توجهی از
کمونیسم مشهود بود (کمیته مرکزی و پولیت بورو). علیرغم قیمومیت شوروی بر این حزب، کنترل حزب
بیشتر به دست کسانی بوده است که استقلال کردها بیشتر برایشان مطرح بوده تا یک انقلاب اجتماعی.
(طبقه بندی نشده)
در سال 1959 ملامصطفی اعضای جناح طرفدار کمونیستها را از حزب بیرون کرد و جهت گیری
حزب را به سمت راست سوق داد. بهر صورت حزب اساسا به صورت سازمانی درون شهری با بیشترین
جاذبه اش در بین تحصیلکرده های بریده از قبیله، باقی ماند. در سال 1964 اغلب رهبران نظامی حزب،
شامل جلال طالبانی و ابراهیم احمد، معاون حزب، در جهت برکناری بارزانی از رأس حزب تلاش کردند،
اما توسط حامیان قبیله ای بارزانیها مجبور به فرار شدند. از قرار معلوم سالها بعد، دولت عراق در تلاشی
جهت تضعیف بارزانیها به جناح طالبانی کمک مالی کرد. (طبقه بندی نشده)
در طی سالهای 1961 تا 1970 دولت (عراق مترجم) چندین تهاجم را علیه کردها بنا نهاد (آغاز
کرد)، اما به دلیل عمده که ایران مایل بود به کردها کمک کند و اجازه بدهد که سرزمینش برای حمایت و
تجهیز آنها مورد استفاده قرار گیرد، موفق به سرکوب نیروهای تحت رهبری بارزانی نشد. شاه علیرغم
تجربه ایران در مقابل اقلیت کرد خودش، حمایت از کردهای عراق را به عنوان وسیله ای برای مهار یک
همسایه سوسیالیست طرفدار شوروی تلقی کرد. هم کردها و هم ارتش عراق که بارها تا حدود 80 درصد
نیروهای خود را علیه شورش به کار برده اند، خسارات زیادی متحمل شدند. بازوی نظامی حزب
دمکرات کردستان، پیشمرگه ها، نیروهای اصلی رزمنده کردها را تشکیل می دهند. (طبقه بندی نشده)
در سال 1970 با توجه به این که درگیریهای شمال موجب سقوط دولتهای مختلف شده بود، دولت
بعث عراق تحت ریاست صدام حسین موافقتنامه صلحی با ملامصطفی امضا کرد که به موجب آن امتیازاتی
به بارزانیها و حزب دمکرات کردستان داده شد. این امتیازات از امتیازات قبلی بهتر بوده و آنها را همچون
عربهای عراق آزاد و متساوی الحقوق کرد.
برنامه های فرهنگی و اقتصادی برای رفاه کردها پیاده شد. از همه مهمتر قول خودمختاری در مناطق
کردنشین به کردها داده شد. یک سرشماری رسمی صورت گرفت تا مناطق کردنشین مشخص شود.
(طبقه بندی نشده)
در خلال چهار سالی که قرار بود این موافقتنامه اجرا شود، طرفین نتوانستند در اجرای آن به توافق
برسند. این موافقتنامه سپس با ایجاد اختلاف بر سر ایالت نفت خیز کرکوک نقض شد و کردهای عراق را
متهم کردند که می خواهد طوایف عرب را در مناطق کردنشین سکونت داده و با اعطای حقوق فرهنگی و به
سایر اقلیتهای منطقه، آن منطقه را از سلطه کردها خارج نماید. کوششهایی که برای قتل بارزانی و پسرانش
صورت گرفت، این مطلب را که دولت در نظر ندارد به قرارداد احترام بگذارد، تأیید کرد. (طبقه بندی نشده)
کردها یک قانون خودمختاری را که به صورت یکجانبه به وسیله دولت در مارس 1974 به تصویب
رسید که در حقیقت کنترل دولت مرکزی را بر تمامی منطقه کردنشین باز می گرداند، به این عنوان که این
قانون از پیمان 1970 تخطی می کند، رد کردند. در همان ماه جنگ بین کردها و دولت عراق شروع شد و
مدت یک سال طول کشید. اما در اواخر سال 1974، هنگامی که واحدهای نظامی ایران در حوادث مرزی
با واحدهای نظامی عراق به طور فزاینده ای درگیر شدند، نظر شاه در مورد منافعی که ادامه حیات از
کردهای عراق به دنبال دارد، به طور وضوح عوض شد. در اینکه رهبران ایران واقعا مایل بودند که کردها
به یک پیروزی تمام عیار برسند، تردید وجود دارد. هدف اصلی او این بود که عراقیها را آنقدر مشغول
نگهدارد، تا اینکه آنها نتوانند در خط مشی او در خلیج فارس مداخله کنند. ظاهرا متوجه شد که پیروزی
کردها خطر بیشتری برای یکپارچگی و امنیت ایران در بر دارد تا پیروزی دولت عراق. (طبقه بندی نشده)
در نتیجه، ایران و عراق در مارس 1975، در طی معاهده الجزیره بر سر تعیین سرحدات و مرزهای آبی
و برقراری امنیت و اعتماد دوجانبه در طول مرزهای مشترکشان به منظور پایان دادن به تمامی
خرابکاریهایی که از جانب طرفین صورت می گرفت، توافق کردند. در موافقتنامه های دنباله قرارداد
الجزیره، عراق چندین امتیاز، چه سیاسی و چه ارضی به ایران داد. عراق مدت مدیدی اعراب و بلوچها را
به مقاومت در مقابل شاه تشویق کرده بود و ادعا می کرد که استان خوزستان ایران از سرزمینهای اعراب
است. دولت بعثی تمامی ادعاهای خود را در مورد خوزستان پس گرفت و با این مورد که مرز آبی خط
وسط شط العرب باشد، موافقت نمود. همچنان به اینکه ترتیبات مرزبندی در امتداد مرزهای خشکی با
ایران باشد، رضایت داد. ایران در عوض کمک به کردها را متوقف کرد. عراق در مقابل این امتیازها
توانست بر سر خاتمه دادن شورشهای کردی و تهدید دخالتهای خارجی به توافق برسد. (طبقه بندی نشده)
از پایان جنگ در مارس 1975، هوشیاری نظامی عراق و برنامه های جذبی اقتصادی آن در مقابل
اقلیت کرد، سطح فعالیتهای ضد دولتی را دریک حداقل حفظ کرده است. اگرچه وقایع و تلاشهایی جهت
سوءقصد به کردهایی که با دولت همکاری می کنند، صورت گرفته است بین 90000 تا 000/250 کرد،
بعد از سقوط جبهه کردها به ایران گریختند، ولی تا پایان سال 1975، اکثر پناهندگان از فرصت عفو عمومی
استفاده کرده و به عراق بازگشتند. اگرچه بارزانی عراق را ترک کرد و در آمریکا تا هنگام مرگش در مارس
1979 در تبعید به سر برد، پسرانش ادریس و مسعود تلاش کرده اند که رهبری حزب دمکرات کردستان را
به دست گیرند. (SNF).
کوشش ناسیونالیستهای کرد در ایران برای استفاده از سقوط شاه در اوائل سال 1979 منجر به
درگیریهایی با قوای دولتی شد و برخی از نواحی کردستان ایران همچنان تحت نفوذ کامل کردها باقی ماند.
در همین زمان، احیای فعالیتهای مخالف کردها در ایران موجب افزایش احساسات و فعالیتهای کردها در
ترکیه شده است.
در اواسط 1979 بالا گرفتن فعالیت ناراضیان در ایالتهای کردنشین عراق به چشم می خورد که در
ضمن آنها برخوردهای کوچکی به طور متناوب بین گشتیهای ارتش عراق و چریکهای کرد روی می داد،
اما در جنگ بین دو طرف افزایش چشمگیری پدیدار نگشته است. (SNF)
مسئله کردها و سیاست دولت ایران
مسئله کردها و سیاست دولت
مناطقی که به اسم کردستان نامیده می شود، سرزمینهایی را در پنج کشور ایران، ترکیه، عراق، سوریه و
روسیه شوروی در برمی گیرد. بررسی سیاست این دولتها در قبال کردها و اقلیتهای کرد در این کشورها در
زیر می آید. (طبقه بندی نشده)
ایران
از اواخر سال 1940 تا اوائل 1978 رژیم شاه قادر به آرام نگهداشتن نسبی کردها بود. این منظور از
طرق زیر عملی گردید: حضور نظامی گسترده در منطقه کردنشین، مسلح کردن کردهای وفادار به
حکومت، تبعید رهبران ایلی مظنون به فعالیت ضد حکومتی و توسعه امکانات اقتصادی و آموزشی در
منطقه.
کردهایی که در مقابل هواداری از حقوق کردها به حمایت از ناسیونالیسم ایرانی پرداختند در زمره
برجسته ترین طرفداران مصدق، نخست وزیر ایران در اوائل سالهای 1950 بودند. در زمان شاه عده رو به
تزایدی از کردها نظر خود را تغییر داده و آینده خود را مرتبط با آینده ایران دانستند. (طبقه بندی نشده)
بیش از 40 قبیله و کنفدراسیون کردی که در ایران وجود دارند سنتی قوی و مستمر در اختلاف و جنگ
با یکدیگر داشته اند و رهبری واحدی که اکثریت قبایل وی را قبول داشته باشند، یافت نمی شود.
اصلاحات ارضی که در جهت تضعیف اقتدار رهبران قبایل قرار دارد بیش از هر ناحیه ایران در شمال غرب
آن تأثیر و سرعت اجرا داشته است؛ هر چند که بعضی از رهبران قبایل که تصور می شده به دولت وفادارند،
اجازه یافته اند که املاک وسیعی را حفظ نمایند. به علاوه نقل مکان بسیاری از کردها جوانتر و صاحب عزم
بیشتر و تحصیلات بهتر به شهرها شماره رهبران آینده را کاسته و رفاه تعداد هرچه افزونتری از خانواده ها
را در ارتباط با پیشرفت ایران قرار داده است. (طبقه بندی نشده)
بخش بزرگی از انگیزه فعالیتهای کردی ضدرژیم شاه در سال قبل از سقوط او در ایران احتمالاً همان
احساساتی بود که مخالفین دولت در سرتاسر کشور را تحریک نمود. اگرچه ناراحتی از اعمال ضد کردی
رژیم ممکن است، آن احساسات را تقویت کرده باشد. بسیاری از کردها، منجمله بعضی که با شورش
کردها علیه دولت عراق زیاد موافق نبودند، از توافق شاه با بغداد در سال 1975 که به موجب آن کمک به
کردهای عراقی خاتمه می یافت، به نحوی احساس کردند که به خود واگذاشته شده اند. با «عملیات
سرکوبی» ارتش که متعاقبا در امتداد مرز ایران و عراق علیه کردها انجام گرفت این خشم فزونی یافت.
کردها که شدیدا خواهان خودمختاری بیشتر و دارای گروههای ثابت چریکی بودند، توانستند سریعتر از
بقیه گروههای قومی از کنترل رو به ضعف مرکز استفاده جویند. (SNF)
مواضع و سیاستهای دولت
مواضع و سیاستهای دولت
در فوریه 1979 وقتی که مهندس بازرگان زمام امور را به دست گرفت، دریافت که اتحادیه وسیعی از
رهبران مذهبی، سیاسی و قبیله ای کردها که به خوبی مسلح بوده و به وسیله نیروهای چریکی و فراریان
ارتش پشتیبانی می شوند، کنترل مناطق وسیعی از ناحیه شمال غربی کشور را در دست گرفته اند. در همان
حال که رهبران دسته های کرد، نمایندگان دولت و رهبران محلی طرفدار خمینی برای کسب موقعیت
جولان می دادند تشنجات به سرعت پا گرفت و چند رویداد خشونت بار اتفاق افتاد. (طبقه بندی نشده)
مقامات دولتی و مذهبی از یک شهروند سرشناس سنندج به نام احمد مفتی زاده حمایت کردند، و در
ماه آوریل او را تنها رهبر مذهبی و سیاسی کردها خواندند. آنها همچنین ظاهرا انتظار داشتند که رهبران
مذهبی و سیاسی کرد شیعه بتوانند در مناطق خود قدرت را به دست گیرند. اما چنان که گزارش شد چند تن
از محترمین شیعه پس از درگیریهایی با کردهای سنی ناراضی از منطقه فرار کردند.(SNF NC OC)
دولت، که از شورش آشکار کردها، که مسلح به سلاحهای غنیمت گرفته شده از ارتش بودند
می ترسید، هیئتهایی را برای تشویق کردها به مصالحه تعیین کرد. وعده های دولت جمهوری اسلامی به
اینکه این منطقه در حد معتنابهی خودمختاری خواهد داشت، اگرچه در آرام کردن اوضاع سهیم بود،
ولیکن فشار آنقدر بالا بود که منجر به درگیریهای شدیدی در سنندج و نقده شد. رویدادهای نسبتا جزئی
ماه مارس موجب یک جنگ پنج روزه پرخونریزی بین سربازان دولتی و قوای نامنظم کردها در شهر
سنندج و برخوردهایی در نقده آذربایجان غربی بین کردها و طرفداران خمینی در اواخر آوریل شدند. در
اواسط 1979، طرفداران خمینی و قوای امنیتی هنوز در حال درگیری با رهبران کرد برای کنترل
حکومتهای محلی و جمعیت منطقه بودند.
به خصوص حزب دمکرات کردستان به نظر می رسید که با جدیت سعی دارد که نفوذ و تعداد اعضای
خود را گاهی اوقات با اعمال زور گسترش دهد تا در حد ممکن برتری خود را در منطقه کردنشین
تثبیت نماید. (SNF)
سیاست دولت بازرگان در مقابل کردها، حاکی از توانایی محدود تهران در اعمال قدرت خود می باشد.
دولت با پیشنهادهایی که برای مذاکره دارد و تأکیداتش بر اینکه قانون اساسی و قوانین جدید موجبات
خودمختاری نسبی را فراهم می کنند، ظاهرا خواستار مهلت است. مقامات رسمی بارها اعلام کرده اند که
تعلیم و تربیت به زبان کردی و حفظ سنتهای محلی آزاد خواهد بود و حتی زبان کردی در رادیو و تلویزیون
و مطبوعات می توانند مورد استفاده قرار گیرد. از طرفی به موجب پیش نویس قانون اساسی که در در 15
ژوئن منتشر شده شوراهای محلی حکومت «هر ده، شهر، منطقه یا استان» را در دست دارند. (SNF)