کردهای جوان شهرنشین حاکمیت دارند، به نظر نمی رسد که حتی در شهرهای بزرگ شرقی نیز محبوبیت
داشته باشند. این امر احتمالاً نتیجه یک فاصله نسل با نسل و فرهنگی بین کردهای جوان تحصیلکرده و
اکثریت محافظه کارتر و پایبند رسوم است که توسط برگزیدگانی که انتخاب و جذب (سیستم) شده اند،
رهبری می شوند. به علاوه گروههای طرفدار عمل خودشان مدتها دعوا داشته اند بر سر اینکه آیا از دیگر
گروههای تندروی ترکیه جدا مانده و به دنبال استقلال باشند یا با پرولتاریای ترکیه در «نبردش علیه
سرمایه داری» همکاری کرده تا در عاقبت امر به خودمختاری کردها در چهارچوب کشور ترکیه نائل
آیند. (سری)
اگرچه در مورد روابط بین کردهای ترکیه با کردهای خارج ترکیه اطلاعات قلیلی در دست است.
کردهای ترکیه برای تشکیل مساعی سیاسی با همسایگان کردشان در ایران و عراق تمایل کمی نشان
داده اند. به نظر می رسد که وابستگیهای قبیله ای از پیوندهای قومی بیشتر اهمیت داشته باشند. برای مثال
دسته های نزاع گر طالبانی و بارزانی در عراق طی منازعات خود در مناطق مرزی ترکیه مورد پشتیبانی
بعضی کردهای ترکیه و مخالفت بعضی دیگر قرار گرفته اند. اختلاف زبانی ممکن است جزئی از توجیه این
عدم همکاری باشد. اگرچه تقریبا نیمی از تمامی کردها به لهجه کورمانجی تکلم می کنند. در ترکیه فقط
کردهای استان حکاری به این لهجه صحبت می کنند. (سری)
سوریه
سوریه
روابط بین دولت سوریه و اقلیت کرد نشانی از خصومت و کشمکش که خصیصه روابط بین کردها و
دولتها عراق و ایران بوده، نداشته است. از زمان اعطای استقلال سوریه به دست فرانسه در سال 1964
فعالیت ضد دولتی که در آن کردها شرکت داشته باشند، کم به چشم خورده است. معهذا مصادر قدرت در
سوریه ترس آن را داشته اند که ناآرامی در میان کردهای مناطق دیگر بتوانند به سوریه گسترش یابد. مثلاً
به هنگام ناآرامیهای عمده کردها در عراق، سوریه از نزدیک مراقب کردهای خود بوده است. به علاوه هر
از چندگاهی در اقدامات دولت علیه کمونیستها، رهبران ناسیونالیست کردها نیز دستگیر شده اند.
حساسیت دولت نسبت به دخالت کردها در فعالیتهای کمونیستی روی هم رفته بی پایه نیست، زیرا
پایه گذار و رهبر حزب کمونیست سوریه که حزبی طرفدار شوروی و قانونی است، خالد بکتاش، یک کرد
بوده و حزب کمونیست مدتهاست که از اقلیت کرد استخدامهایی در سطح وسیع داشته است. (طبقه بندی
نشده)
در سالهای اخیر اقلیت کرد نسبتا فعالانه در سیاست سوریه شرکت داشته است. بعضی از برجسته ترین
رهبران سوریه منجمله دو تن از رؤسای جمهور گذشته، حسین الزعیم و عبیدالشیشکلی کرد بوده اند.
تحت حکومت پرزیدنت اسد که خود یکی از اعضای اقلیت علوی است وضع اکثر گروههای اقلیت در
سوریه عموما خیلی خوب بوده است. (طبقه بندی نشده)
اکثر کردهای سوریه به حاکمیت مرکزی اعتماد ندارند و وابستگیشان به قبیله خود احتمالاً از تعهد آنها
به کشور سوریه یا یک ملت کرد قویتر است. به هرحال، اقامت نسبتا بی اضطراب آنها در سوریه و جذب
تدریجیشان، عدم اعتماد به مصادر امر در سوریه را کاهش داده است. به علاوه دمشق برای تضعیف تسلط
کردها بر شمال شرق کشور، اقامت اعراب در منطقه را تشویق نموده است. معهذا در دو سال گذشته کردها
به طور چشمگیری از عراق به جانب شمال سوریه روانه گشته اند. آنها کمتر از کردهایی که مدتها مقیم
سوریه بوده اند، جذب شده اند. (CNF)
ما نشانه ای از وجود فعالیت متشکل کردها در راه جدایی از سوریه در دست نداریم. چندین سال است
که حزب دمکرات کردستان در سوریه قدغن گشته است. یک منبع در اوائل 1979، گزارش داده که روانه
شدن کردها از عراق تشنجات بین عرب و کرد در شمالشرق را شدت می بخشد. اما علامتی از اینکه مسئله
جدی شده باشد، موجود نیست. هیچ حزب یا رهبری برجسته کرد در محل فعالیت ندارد تا پشتیبان
ناسیونالیسم کردی در سوریه باشد. (CNF)
پیش از برقراری روابط حسنه بین سوریه و عراق در اکتبر 1978، سوریه به کردهای ناراضی در عراق
به رهبری جلال طالبانی کمک می رساند. طالبانی تسلیحات می گرفت و پیروانش در پایگاههای واقع در
شمال شرق سوریه تعلیم می یافتند. پس از خاتمه مدت منشور اقدام ملی مشترک بین سوریه و عراق در
اواخر 1978 کمک سوریه به طالبانی قطع شد و او از آن کشور اخراج گردید. اگرچه سوریها در صورتی که
بخواهند تجدید روابط کنند، احتمالاً هنوز می توانند با طالبانی تماس بگیرند، ولی شاهدی دال بر اینکه
آنها در حال حاضر به کردهای ناراضی در عراق یا ترکیه یا ایران کمک می رسانند، به چشم نمی خورد.
همچنین مدرکی در تأیید اینکه آن گروه از کردهای سوری که مستقل از دولت عمل می کنند به هم نژادان
خود کمک می رسانند، موجود نیست. (محرمانه )
شوروی
شوروی
مواضع و سیاستها در قبال کردهای کشورهای مجاور
مواضع و سیاستها در قبال کردهای کشورهای مجاور:
امکان وجود دخالت شوروی در اقلیتهای کرد ایران، ترکیه و عراق موضوع نگرانی جدی دولتهای آن
کشور بوده است. شورویها قطعا علاقه خواهند داشت که از کردهای کشورهای همسایه در جهت پیشبرد
مقاصد خود در منطقه استفاده کنند، به طور دقیقتر، یعنی بر رژیمهایی که مواضع ضد شوروی اتخاذ
کرده اند، فشار وارد آوردند.
به هرحال تمایلات شوروی به حمایت از اقلیتهای کرد در کشورهای دیگر با خواست شوروی به اینکه
این کشور را بیش از حد در تنگنا قرار نداده و بدین ترتیب احتمال ایراد لطمه جدی به روابط دوجانبه را به
وجود نیاورند مقید می گردند. با این وجود گردآوری و رساندن کمک غیرمستقیم برای کردها از طریق
افراد ثالث (اعم از کشور، سازمان یا اشخاص مترجم) یک انتخاب وسوسه کننده و بسیار عملی برای
شورویهاست. (سری)
در ایران شورویها، به دنبال پیشبرد روابط خود با رژیم متکی به خمینی هستند تا منابع ذخیره اقتصادی
خود در آنجا را حفظ کرده تداوم سیاستهای ضدآمریکایی دولت را تشویق نموده و از سرکوب عناصر چپ
درون کشور، خصوصا آنهایی که متمایل به شوروی هستند، جلوگیری کند. در عین حال آنها مایلند که
وسایل ظهور رژیمی که بیشتر طرفدار شوروی باشد را فراهم آورند. به عنوان جزئی از یک کوشش
بلندمدت برای فرسایش نهانی دولت و پیشبرد نظریات چپ،آنها تلاشهای حزب توده را برای ایجاد یک
جبهه متحد تمام احزاب چپ و رخنه در نیروهای خمینی مورد حمایت قرار داده اند. در این رابطه شایسته
تذکر است که قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان پیوندهای دیرینه با حزب توده دارد. در زمان
مصدق او یکی از فعالان توده بود و در ضمن تبعید خود همچنان در امور حزب فعال ماند. (SNF NC OC)
از آنجایی که شورویها امیدوارند در صورتی که رژیم فعلی قادر به ضبط و ربط اوضاع نباشد یک
دولت متمایلتر به شوروی سرآورد، آنها در جلوگیری از ایجاد ثبات در کشور توسط دولت سود می برند،
به این دلیل فعالیتهای خرابکارانه اقلیتهای ایران منجمله کردها در جهت منافع شوروی است (SNF NC
OC)
پیش از سقوط شاه، شواهد اندکی از ارتباط شوروی با جنبش چند سال اخیر کردها در داخل ایران به
چشم می خورد. احتمالاً این نمایانگر فرض شوروی بود که کنترل دولت بر کردها عملاً کامل بوده و
کوشش برای دخالت شاه را به دشمنی برخواهد انگیخت. با خیزشی که در ماه اخیر در فعالیت کردهای
ایران رخ داده و با درهم شکستن کنترل ایران بر حرکاتی که در سرحدات واقع می شوند، شورویها احتمالاً
به ایفای عمل فعالانه تری وسوسه شده اند. (طبقه بندی نشده)
شورویها از طریق رادیویی مخفی خود در باکو به نام صدای ملی ایران حمایت خود از خواستهای
کردها برای خودمختاری در چهارچوب کشور ایران را اعلام داشته اند.(1)
به گفته یک منبع شورویها همچنین وسایل تماس بین حزب توده حزب کمونیست عراق، دسته اکراد
طالبانی را فراهم نموده اند. این منبع اظهار داشت که حزب توده حمایت خود را از طالبانی در یک جنگی
چریکی علیه دولت مرکزی اعلام کرده بود، او گفت اگر چه پیشنهادهای همکاری تاکنون مورد قبول
طالبانی قرار نگرفته بودند، رهبران حزب توده این خوش بینی را داشتند که طالبانی در عین حالی که
کمونیست نیست، ممکن است در عاقبت به ایجاب شرایط عملی، کمک را بپذیرد. (SNF NC OC)
شاهد قانع کننده ای بر کمک مادی بلاواسطه شوروی به جنبش کردها در ایران وجود ندارد؛ اگرچه
اتهامات تأیید نشده ای مبنی بر ارائه یا تهیه چنین کمکی ایراد شده است. با در نظر گرفتن دشواری در به
دست آوردن چنین شاهدی در مناطق دورافتاده مرزی مرتبط با این قضیه، فقدان تأییدیه برای این اتهام به
معنی این نیست که شورویها به جنبش مذکور کمک مادی نمی رسانند. به هر حال شورویها احتمالاً نسبت
به درگیر شدن در هر اقدام حمایتی به مقیاس وسیع اکراه دارند. در عین حال آنها احتمالاً به گردآوری و
رساندن تسلیحات روسی به کردها از طریق افراد ثالث توجهی نخواهند کرد. چنین سیاستی آنها را قادر
می سازد که هم دخالت خود را تکذیب کنند و هم به طور غیرمستقیم فعالیتهای مخل ثبات در ایران را حفظ
کنند. (SNF)
در عراق، حمایت شوروی از قضیه کردها در طی سالها در رابطه معکوس با موفقیت آن در جلب نظر
حکومت مرکزی در بغداد، فراز و نشیب داشته است. در اوائل سالهای 1960، مسکو قویا از خودمختاری
کردها در عراق حمایت کرد و در اوائل سالهای 1970، شورویها سعی کردند بین کردها و رژیم بعثی که با
آنها در حال ایجاد روابط نزدیک بودند، وساطت نمایند. با به هم خوردن مذاکرات بین کردها و رژیم بعثی
در سال 1974 و از سرگرفتن جنگ، شورویها به طور کامل از بغداد حمایت کردند. این تصمیم زمانی اتخاذ
شد که شوروی کل موقعیت خود در خاورمیانه را رو به ضعف دید: مصر به جانب ایالات متحده روی
1- شورویها بین خواسته های حقه ”گروههای اقلیت برای خودمختاری محلی“ و آنچه که آنها تمایلات ”تجزیه طلبانه مورد حمایت امپریالیسم“ می نامند ٬ تمایز آشکار قائل می شوند. این منعکس کننده ادعاهای خود به اعطای چنین خودمختاری به بسیاری از اقلیتهایشان و همچنین تمایلشان به میدان ندادن به این گروهها برای اعلام خواسته های تجزیه طلبانه است. (خیلی محرمانه)
آورده بود و کشورهای دیگر عرب (منجمله عراق) جهت اقتصادشان هرچه بیشتر به طرف غرب
می گرایید. شورویها که آشکارا نگران از دست دادن دوستی عراق و مشتاق فروش تسلیحات در ازای پول
نقد بودند، از قرار معلوم در انتخاب چاره چندان زحمتی نداشتند. (طبقه بندی نشده)
از زمان قرارداد الجزیره در مارس 1975، که عملاً به جنگ کردها در عراق خاتمه داد، روابط شوروی
و عراق به تدریج بدتر شده اند. هرچند ارتباط تسلیحاتی که برای هر دو طرف سودمند است، برقرار مانده
است. شورویها از بهبود روابط عراق با ایران و عربستان سعودی و همچنین روی آوردن عراق به غرب
برای تسلیحات و تکنولوژی غیرنظامی ناراحت بوده اند. به علاوه، آنها با بی توجهی نسبت به حزب
کمونیست عراق و سرکوب آن توسط بعثی ها شکست خورده اند. طبق گزارشات، نارضایتی رو به تزاید
شورویها، زمانی که طالبانی در اواسط 1978، خواستار کمک شد آنها را در موضع مساعد قرار داد. (SNF
NC OC)
به گفته یک منبع طالبانی در اواسط 1978، به جانب شورویها روی آورد، چون سوریها که تا آن موقع
از او پشتیبانی می کردند کمک خود را قطع نمودند تا روابط خود را با عراق بهبود بخشند. منبع گزارش داد
که هم شورویها و هم سوریها متعاقبا به طالبانی کمک رساندند و تشویق نمودند که به دنبال آشتی با
گروههای دیگر کرد در شمال غرب عراق باشند. چندین گزارش دیگر حاکی از آنند که شورویها با
اقدامات طالبانی در 1978 همدلی داشتند و حزب کمونیست عراق را تشویق کردند که با عناصر کرد
مصمم به سرنگون کردن رژیم بعث ارتباط برقرار کند. به هر حال، هیچ شاهدی در تأیید اینکه شورویها
واقعا چنین کمک را رساندند وجود ندارد. (SNF NC OC)
در عین حالی که گزارشهای مبنی بر حمایت شورویها از طالبانی ممکن است بی پایه باشند، رهبران
عراقی ظاهرا آنها را باور کردند. صدام حسین در یک گفتگو در ژوئن 1979 ابراز نگرانی کرد که گروه
طالبانی تحت کنترل شوروی است،که سعی دارد از یک کشور همسایه (سوریه) در جهت ایجاد مشکل
استفاده جوید. این نظر با گفته اش در اواخر 1977 بدین مضمون که شورویها در آن زمان در ارتباط با
کردها دانسته نمی شوند، تناقض داشت. این نحوه درک عراقیها بدون شک به ضدیت رو به تزاید عراق با
شوروی و سرکوب حزب کمونیست عراق کمک کرده است. (SNF NC OC)
از اواسط 1978، گزارشی از ارتباط شوروی با عناصر کرد عراق به دست نیامده است. این ممکن است
به خاطر معطوف شدن توجه به فعالیتهای کردی در ایران باشد، جایی که فرصتهای جدید وجود دارد.
همچنین ممکن است که این امر حساسیت شوروی را، نسبت به لطمات وارده بر روابطش با عراق و تمایل
آن به جلوگیری از ایجاد تشنجات بیشتر یا تحریک به سرکوب کمونیستهای عراق منعکس کند. (سری)
در ترکیه، تمایل شوروی به حفظ روابط حسنه با آنکارا از دخالت مستقیم آن در جنبش کردها
جلوگیری می کند. اوائل امسال یک هوادار مشی کردهای شیعه در جستجویی که برای جلب حمایت
داشت، مورد قبول سفارتخانه های شوروی و بلغارستان در آنکارا واقع نشد. یک کارمند سفارت شوروی
به او توضیح داد که کشورش از به خطر انداختن مقاصد مقدم خود برای توسعه تجارت با ترکیه و متحد
ساختن چپ ترکیه در یک خط طرفدار مسکو واهمه دارد. (خیلی محرمانه)
معهذا مقامات دولتی ترکیه تأکید دارند که شورویها تسلیحات، تعلیمات نظامی و کمک مالی در اختیار
کردهای مخالف می گذارند. آنها ادعا می کنند که در شرق ترکیه انبارهای مخفی مملو از سلاحهای ساخت
شوروی کشف شده اند و در مرزهای سوریه، ایران و شوروی قاچاق اسلحه جریان دارد. عبور از مرز
شوروی به ترکیه بدون باقی گذاردن اثر می تواند نسبتا به سادگی صورت پذیرد. در اوائل 1979، دستگاه
اطلاعاتی ترکیه گزارش داد که یک رهبر قبیله کرد، تعلیمات شورشگری را در شوروی فراگرفته و قرار بود
که از طریق ایران به جنوب شرقی ترکیه رخنه داده شود. (SNF)
در غیاب مدرک قابل اطمینان، ما نمی توانیم تأیید کنیم که مسکو کمک مستقیم در اختیار کردهای
ترکیه می گذارد. با این وجود، مسکو بدون شک می خواهد از راندن هرگونه گروه سیاسی که در آینده
ممکن است با آن ناچار به معامله شود، اجتناب ورزد. یک وابسته نظامی شوروی در آنکارا اخیرا به
همتای آمریکاییش اظهار داشت که مقاصد کردها در جهت کسب«تساوی و خودمختاری محلی» بود به
جای اینکه بخواهند که خود یک کشور باشند و شوروی حمایت «معنوی» خود از جنبش کردها آشکار
خواهد کرد. (CNF)
سیاست در قبال کردهای اتحاد شوروی
سیاست در قبال کردهای اتحاد شوروی
تعداد قلیل کردها در شوروی که در 1979 برابر 100000 نفر یا کمتر از 5 درصد کل جمعیت کردهای
تخمین زده شده بهانه ای به دست شوروی می دهد تا مدعی ذی نفع بودن در مسئله کردها باشد. اکثر کردها
شوروی به صورت جماعات پراکنده در قفقازیه جنوبی زندگی می کنند و بسیاری خصوصا شهرنشینان
آنها به تدریج در فرهنگهای غالب منطقه جذب می شوند. (طبقه بندی نشده)
اکثریت غالب کردهای شوروی، کردی را به عنوان زبان مادری خود تکلم می کنند، اما آشنایی با
روسی و زبانهای دیگر منطقه در حال شیوع است. مثلاً در آذربایجان نسل قدیمی تر به کردی حرف
می زنند. اما افراد جوانتر هرچه بیشتر فقط آذربایجانی یا روسی صحبت می کنند. خالص ترین جوامع کرد
در ارمنستان واقعند و در آنجا کردها طریقه سنتی زندگی خود را حفظ کرده اند و رسوم فرهنگی کرد به
قوت خود باقی هستند. (طبقه بندی نشده)
در مقایسه کردهای شوروی از تأسیسات فرهنگی فراوانی برخوردارند که این نمایانگر اهمیتی است
که رژیم شوروی برای کردهای خود به عنوان یک ذخیره بالقوه سیاست خارجی قائل است. در مدارس
روستاهای کردنشین، زبان کردی تدریس می شود. «ریاتازا» روزنامه ای کردی است که در ایروان، مرکز
ارمنستان انتشار می یابد و در رادیو برنامه هایی به زبان کردی پخش می شود. مرکز مطالعات کردی در
ایروان که تنها مرکز از این نوع در شوروی است، رشته هایی در زبان و فرهنگ کردی عرضه می کند و به
زبان کردی مجلات و آثار شعرا و نویسندگان کرد که بعضی از آنها در جماعات کرد خارج از شوروی
شهرت دارند، انتشار می دهد. یکی از مقاصد اصلی این مرکز تقویت ادعای شوروی است بر اینکه کردها
در اتحاد شوروی از چنان تسهیلات فرهنگی برخوردارند که در دسترس بقیه آنها در خاورمیانه نیست.
(خیلی محرمانه)
رژیم آنجا چندان دلیلی نمی یابد که بترسد سیاست پرورش شعور قومی کردهای خارج موجب
احساسات دردسرآفرین پان کردی در کشور شود. تعداد کردها در اتحاد شوروی اندک است و رژیم
می تواند بر اکثریت شهری تر و باسوادتر ارمنی در عمل به عنوان یک قوه بازدارنده حساب کند. احتمال
داده نمی شود که ارمنی ها، قتل عام ترکیه را که در آن کردها وظیفه ای ایفا کردند از یاد ببرند، مسکو به
مناسبتهایی ناچار شده که ارمنی ها را از تبعیض قائل شدن علیه اقلیت کرد برحذر دارد (طبقه بندی نشده)
نتیجه گیری
نتیجه گیری
سقوط رژیم شاه و فرض امکان کنترل اکثر مناطق کردنشین ایران به توسط کردها، تمایلات آنها را
برای خودمختاری بیشتر نه فقط در بین کردهای ایران بلکه در بین کردهای کشورهای همسایه، عراق و
ترکیه، برآورده است. حداقل تا یک حدی روابط بین کردها و دولت کشورهایی که در آن زندگی می کنند، به
وسیله جهت وقایع ایران مشخص می شود. اگر حکومت مرکزی تهران بتواند با مذاکره و مصالحه سلطه
خود را بر نواحی تحت کنترل کردها مجددا برقرار کند، پیش بینی صلح مستمر بین اقلیت کردها و سایر
دول منطقه زیاد خواهد بود. از طرف دیگر اگر دولت ناگزیر به استفاده از زور شود، درگیری حاصله از
مرزهای کشوری خواهد گذشت و کردهای کشورهای همسایه را درگیر خواهد کرد. (خیلی محرمانه)
رابطه بین کردهای ایران و دولت تهران تا حدود زیادی بستگی به برداشت و تفسیر هرکدام از رابطه بین
حکومت مرکزی و حقوق اقلیتها در قانون اساسی که فعلاً در دست تهیه است دارد. دولت و رهبران مذهبی
نمی خواهند به اقلیتها آنقدر امتیاز بدهند که یکپارچگی مملکت را به خطر بیندازند و از طرف دیگر آنها
مایلند به سازشی برسند که آنها را ساکت نگهدارد. کردها به خاطر سهمشان، نمی خواهند که منافع
ثروتهای نفتی ایران را از دست بدهند. در عین حال مایل نیستند که خودمختاری واقعی را که بنا نهاده اند از
دست بدهند و رهبران خاصی خواهان آزادی برای رقابت با سایر رقبایشان بر سر نفوذ سیاسی در
کردستان می باشند. (خیلی محرمانه)
اگرچه تلاشی به وسیله دولت در جهت بسط کنترلش در منطقه کردنشین منجر به برخوردهای جدی
در اواخر ژوئیه شد، ولی به نظر نمی رسد که در آینده نزدیک جنگی تمام عیار بین کردها و دولت انقلابی در
ایران محتمل باشد. امید اندکی وجود دارد که دولت به این زودیها قادر به بازسازی ارتش یا توسعه
نیروهای منظم خود تا سطح لازم برای اعمال مجدد سلطه در مناطق کردی باشد. رهبران کرد، به خاطر
سهمشان که به نظر نمی رسد که آماده یک تلاش کامل جهت پاکسازی باقیمانده نیروهای دولت مرکزی در
منطقه باشند. علاوه بر این محتمل نیست که جمعیت محلی، علیرغم نژادپرستی قویشان، از یک جنگ
مسلحانه طولانی در شهرها و روستاهایشان حمایت کنند. (خیلی محرمانه)
اگر آنها کردها صلاح بدانند، حتی اگر به وسیله عدم اتحادشان ممانعت شوند، می توانند فعالیتهای
مداوم مخالف خود را انجام دهند و تبادلات برون مرزی ایران را با اروپا و شوروی دچار وقفه کنند. اگر
اکثر قبایل کرد مایل به همکاری باشند، مبارزه طلبی کردها در مورد کنترل مرکزی جدی تر خواهد شد. به
نظر می رسد که رقابتهای دینی، قبیله ای، شخصی در بین کردها، به خاطر انقلاب و خودمختاری محلی که
در حال حاضر از آن برخوردارند فقط کمی تسکین یافته باشد. این اختلافات احتمالاً دوباره ظاهر خواهد
شد و حتی احتمالاً هنگامی که رهبران مختلف سعی در بهره برداری از روابط جدیدشان با دولت مرکزی
بکنند، تشدید خواهد شد. به هر حال جدی ترین خسارتی که کردها با آن مواجه هستند کمبود حمایتهای
اساسی مستمر، چه پنهان و چه آشکار، از جانب دولت همسایه می باشد. حمایتی مانند آنچه که شاه قبل از
1975 برای کردهای عراقی فراهم می آورد. محتمل نیست که عراق و ترکیه و یا شوروی چنین نقشی
بازی کنند. شوروی فقط هنگامی که به این نتیجه برسد که بهترین منافعش در تلاش برای سرنگون کردن
رژیم خمینی و جایگزینی آن با یک دولت چپی حفظ خواهد شد، چنین حمایتی را فراهم خواهد کرد.
(SNF)
تا هنگامی که وضعیت بی ثبات فعلی وجود داشته باشد، دولت مرکزی و رهبران کرد ایران به دقت
فعالیتها یکدیگر را زیر نظر دارند. در عین حال انتظار می رود که رهبران گروههای مختلف کرد فعالانه
درصدد کسب نفوذ بیشتر بین پیروان و طرفداران خود باشند. حوادث نسبتا جزئی با محاسبات نادرست
می توانند منجر به درگیریهای مسلحانه شوند. که بعضی از آنها جدی خواهند بود: درگیری بین کردها و
نیروهای دولت مرکزی، بین کردهای مخالف و کردهای طرفدار خمینی و بین حامیان رهبران رقیب
قبایل. (خیلی محرمانه)
در ترکیه دولت، سبعانه در مقابل هر تلاشی از جانب کردها جهت کسب خودمختاری سیاسی بیشتر،
مقاومت خواهد نمود. اگرچه ممکن است به طور ناگزیر آزادی بیشتری برای بیان میراث فرهنگیشان به
کردها اعطا کند. کردها می دانند که دولت، ارتش و نیروهای امنیتی زیادی در استانها مستقر کرده است و
قادر است آنها را به سرعت تقویت کند. به هر حال مهمترین مانع برای درک خواسته کردهای ترکیه در
مورد خودمختاری بیشتر، فقدان رهبری منفردی است که توانایی متحد کردن گروههای مجزای کردها را
داشته باشد. در حالی که رهبران کرد فعال در سیاست ترکیه اغلب نظریات سیاسی مخالف خود را
نگهداشته اند، خیلی از رهبران کرد مهم یا جذب و یا ترسانده شده اند. (سری)
معهذا تا هنگامی که آنکارا در تحلیل بردن کردهای ترکیه در جامعه ترکها شکست بخورد، آنها مظنون
به تجزیه طلبی و پان کردیسم باقی خواهند ماند. اگر کردهای ایران خودمختاری بیشتری را از رژیم جدید
ایران برای خود تضمین کنند و اگر دولت آنکارا در مقابله با مشکلات بسیار شدید اقتصادی و سیاسی
موفق نشود، کردهای ترکیه ممکن است تشویق شوند که با (حکومت مرکزی) آنکارا از در مبارزه درآیند.
(سری)
توانایی کردهای عراق برای مقابله مؤثر با ارتش عراق وابسته به اقتدار سیاسی داخلی دولت بغداد و
حمایت جاری از کردها از جانب ایران یا سایر کشورها می باشد. تا نیمه سال 1979، بغداد به اندازه کافی
در مقابل مشکلات در ایران یا مشکلات بالقوه با شیعه ها در جنوب نگران نشده است که مراقبت و یا
واحدهای نظامی خود در شمال را تغییر دهد. احتمال نمی رود که دولت چیزی بیشتر از خودمختاری
فرعی که قبلاً در مناطق خود مختار سه استان کردنشین اعطا کرده، را مجاز بداند. (سری)
عراق دارای یک بافت سیاسی و اقتصادی بسیار متمرکز که در آن فضایی برای عدم تمرکز که
ناسیونالیستهای کرد مطرح کرده اند نیست.در مهمترین شرایط، ممکن است که به کردها اجازه داده شود از
طریق مکانیسمهای موجود، شوراهای اجرائی و مقننه، نقش وسیعتری را ایفا کنند. به هرحال اکثر کردها
احتمالاً خودمختاری سیاسی پیشنهادی دولت را که به نحو محدودی تعریف شده است.قابل قبول تلقی
خواهند کرد. آن اکثریت احتمالا برای مسئله جذب (جذب کردها در سیستم عراق مترجم)
راه حل نظامی را نمی پسندند و مطمئن هم نیستند که جانشین دولت بعثی، اوضاع کردهای عراق را
بهبود بخشند. (سری)
شانس کمتری وجود دارد که دولت سوریه در آینده خود مختاری بیشتری به کردها اعطا کند، از طرف
کردها هم فشار اندکی برای انجام چنین کاری وجود دارد و دولت به دلیل ترس از اینکه دیگران، مثلاً
دروزیها، تقاضای مشابه ای بکنند، از فراهم آوردن هر گونه خود مختاری برای اقلیتها خودداری خواهند
کرد. (خیلی محرمانه)
ترکیه و عراق به دلیل نیاز به وارد نیامدن لطمه ای به روابطشان با ایران، احتمالا به ممانعت از اتحاد
شوروی برای کمک مستقیم به کردهای کشورشان ادامه خواهند داد. اما مسکو احتمالات تماسهای خود
را با گروههای منتخب کردها حفظ خواهد کرد و ممکن است که به طور غیر مستقیم و از طریق واسطه از
آنها حمایت کند. در ایران، حمایت محتاطانه از کردها به تشویق ناپایداری مستمر کمک می کند که ممکن
است عملاً یک رژیم چپ گرایی که بیشتر طرفدار شوروی باشد بر سر کار آورد. در عراق هم، چنین
اقداماتی به تحت فشار قرار دادن رژیمی که به طور فزاینده مستقل و ضد شوروی می شود، کمک
می کند.(سری)
اگر چه شوروی نمی خواهد روابط خود را با ایران، ترکیه و عراق به خاطر کمک به کردها به هم بزند.
ولیکن ممکن است از طریق گروههای ثالثی این کار را انجام دهد. در ایران حمایت از کردها ممکن است
منجر به حکومتی چپی و طرفدار شوروی بشود. در عراق نیز چنین است. دادن امکانات فراوان فرهنگی
به کردهای روسی و حمایت از خواستهای بر حق کردها این مسئله را در ذهن حکومتهای منطقه حفظ
خواهد کرد که روسها امکانات و ظرفیت ایجاد اختلاف بین اقلیتهای آنها را دارند. (سری)
ضمیمه
ضمیمه
بیوگرافی های انتخابی
بیوگرافی های انتخابی
کامران اینان (ترکیه)
کامران اینان (ترکیه)
تلاشهای طولانی سناتور کامران اینان برای مبارزه با سلیمان دمیرل بر سر رهبری حزب عدالت، در
ژوئن 1979، هنگامی که او تصمیم خود را دال بر ترک سیاست به منظور سفیر ویژه شدن در وزارت امور
خارجه اعلام کرد، خاتمه یافت. او در سال 1973، انجمنهای دیپلماتیک را برای نمایندگی استان
زادگاهش، بیتلیس، ترک کرد. او در طی 1975 تا 1977 به عنوان رئیس کمیته روابط خارجی سنا خدمت
کرد، او همیشه یک محافظه کار مستقل و صادقی در حزب عدالت بوده است. تصمیم او برای استعفا از
حزب به دنبال رد کردن تلاشهای او برای برکناری دمیرل از جانب کنوانسیون حزب بود. احتمالاً درک
اینکه سابقه کردی و همسر سوئیسیش اشکال سیاسی جدی است، تصمیم او را برای استعفا برانگیخت.
(خیلی محرمانه)
حکمت ستین (ترکیه)
حکمت ستین (ترکیه)
سابقه سیاسی حکمت ستین، معاون نخست وزیر به درخشانی دوست قدیمیش بولنت اجویت
نخست وزیر، بوده است.
ستین در سال 1937،در قسمت شرقی دیاربکر به دنیا آمد و در جوانی به آنکارا رفت و یک لیسانس
اقتصاد از دانشگاه آنکارا گرفت.سپس به آمریکا رفت و فوق لیسانس اقتصاد را از ویلیام کالج در سال
1965 دریافت کرد. از سال 1971 تا 1977 به عنوان رئیس بخش برنامه ریزی اقتصادی دفتر
برنامه ریزی کشور کار کرد. ستین که در 1977 به وسیله اجویت به دنیای سیاست راه یافت. به سرعت