سند شماره (14)
از: سفارت آمریکا، تهران تاریخ: 6 مارس 79 15 اسفند 57
به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی. سی. فوری
طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره سند: 2727
موضوع: فعالیت ویژه کردها
1 تمام متن خیلی محرمانه
2 خلاصه: سقوط دولت بختیار و ضعف جاری در تهران به احیاء احساسات هویت طلبی در میان
کردهای ایران منجر شده است. در حال حاضر، رهبری کردها محتاطانه پیش می رود و روی این مسئله
پافشاری می کنند که تقاضای آنها فقط خود مختاری در میان ملت ایران است. با این حال، رهبری کردها
مشخص کرده است که در مورد اهداف خود جدی است، و اگر ضروری باشد، کردهای ایران جهت تحقق
آن خواهند جنگید. در یک نمایش بزرگ قدرت در 2 مارس، 000/200 نفر در مهاباد راهپیمایی کردند.
دولت از یک سیاست تردیدآمیزی پیروی کرده است که هم عدم توانایی فعلیش جهت اعمال حاکمیت در
کردستان، و هم ترسش را از اینکه ممکن است جنبش نتایج غیر قابل کنترلی داشته باشد، منعکس می کند
(پایان خلاصه)
3 سقوط دولت بختیار بلافاصله از طریق یک احیای احساسات هویت طلبی در ناحیه بزرگی در
امتداد مرز ایران و عراق به وسیله 5/3 میلیون سکنه اقلیت نیرومند کردهای ایران، دنبال گردید. گزارشاتی
از آشوب در ناحیه، دولت مهدی بازرگان و آیت اللّه خمینی را وادار کرد، که هیئتی را به ریاست داریوش
فروهر، وزیر کار و امور اجتماعی و دکتر محمد مکری به کردستان بفرستند تا به نمایندگی از طرف آنها
منابع آشوب را شناسایی کرده و در حد امکان آن را در نطفه خفه کنند. به هر حال مشکل هر دو طرف،
دولت موقت و خمینی، این است که کردها به زیرکی و هوشیاری دیده اند که اضمحلال ارتش و سستی
سازمانهای مجری قانون به این معنی است که در حال حاضر تهران به ندرت می تواند به تقاضای
خودمختاری کردها رسیدگی کرده، و یا به طور بالفعل از انجام بعضی جنبه های برنامه آن ها جلوگیری
کند.
4 اما علیرغم قدرت نسبی موقعیت جاریشان، به نظر می رسد رهبران کردها مایلند محتاطانه عمل
کنند. گروه اصلی، شامل حزب دموکرات کردستان و پیروان شیخ عزالدین حسینی، امام جمعه مهاباد، این
خط را اتخاذ کرده اند که کردها فقط خودمختاری تحت لوای دولت ایران را می خواهند. 10 اسفند
عبدالرحمن قاسملو، دبیر کل حزب دمکرات کردستان ادعا نمود که صحبت از یک جنبش جدایی طلب به
وسیله عناصری شروع شده که می خواهند از اوضاع آشفته جاری ایران استفاده کنند، و با بعضی
کشورهای بیگانه که نام برده نشدند، تماس دارند. قاسملو گفت که حزب دمکرات کردستان معتقد است که
روابط خارجی، دفاع ملی، امور مالی و برنامه ریزیهای دراز مدت اقتصادی بایستی مستقیما در اختیار
دولت مرکزی باشد. وی افزود که با وجود این، امور ایالتی بایستی به ایالتها واگذار شود، و مشخصا ذکر
گردیده که سیاستهای مربوط به مدیریت محلی، فرهنگ و آموزش در این مقوله می باشند.
5 حسینی خطی شبیه به این اتخاذ کرده و در 13 اسفند گفت که معتقد است که اگر به کردها آن نوع
خودمختاری را که می خواستند داده شود، استقلال ایران تقویت می گردد، چون «دشمنان ملت
نمی توانستند تحت نام خلق کرد توطئه چینی کنند». با وجود این حسینی چندین بار شک خود را اظهار
داشته نسبت به اینکه دولت مرکزی سیاست لازم را برای حل مسئله از خود نشان دهد. در 13 اسفند
حسینی ترس خود را از اینکه ممکن است اطرافیان خمینی نگذارند او از آنچه که در کردستان می گذرد به
طور کامل آگاه شود، بیان نمود. او گفت که مطمئن بود که آیت اللّه آماده خواهد بود تا حقوق کردها را به
رسمیت بشناسد، ولی در ادامه اخطار کرد که اگر دولت بازرگان یا هر دولت دیگری که به جای آن بیاید به
خواسته های خلق کرد اعتنا نکند، دچار مشکلاتی خواهد گشت. او قول داد که پیروانش کوشش خواهند
کرد که از راههای صلح آمیز به اهداف خود برسند. اما امکان جنگ مسلحانه را هم رد نکرد. به عنوان
محرک برای اینکه دولت روش مسالمت آمیزی در پیش بگیرد، حزب دمکرات کردستان، نیز این امکان را
مطرح کرده است که تن در ندادن به توافق سیاسی از جانب تهران صرفا منجر به این خواهد شد که رهبری
جنبش کردها به دست رادیکالهای جوان سپرده شود.
6 در راهپیمایی بزرگ 11 اسفند مهاباد حزب دمکرات کردستان قطعنامه ای صادر کرد که یک
جمع بندی از موقعیت کردها بود. قطعنامه نکات زیر را در برداشت: مرزهای کردستان بایستی توسط خلق
کرد و با توجه به شرایط تاریخی، اقتصادی و جغرافیایی تعیین شود. اظهار نظر: کلمه آخری بدین معنی
است که کردها مدعی ناحیه ای خیلی بزرگتر از خود استان کردستان هستند. سرزمینهای کردنشین شامل
آن استان، کرمانشاهان، ایلام و بخش جنوبی آذربایجان غربی، ناحیه ای به وسعت 140000 کیلومتر مربع
و جمعیتی حدود 3 میلیون نفر: می باشد. (پایان اظهار نظر)
بایستی یک پارلمان کردی، از طریق انتخابات عمومی، به وجود آید که بالاترین قدرت قانونی در استان
داشته باشد. تمام ادارات دولتی در ناحیه بایستی به طور محلی اداره شوند. بایستی یک ارتش خلقی
وجود داشته باشد، اما پلیس و ژاندارمری بایستی منسوخ شده و یک گارد ملی جانشین آن گردد. عوامل
اجرائی قانون در کردستان بایستی تحت کنترل محلی باشند. زبان کردی بایستی زبان رسمی ادارات
دولتی استان و مدارس متوسطه باشد. زبان فارسی می تواند به عنوان زبان رسمی دوم باقی بماند.
آزادی بیان و آزادی مطبوعات، حقوق اتحادیه و سازمان اتحادیه های صنفی بایستی تضمین شوند، و
خلق کرد بایستی آزادانه قادر به مسافرت و انتخاب شغل خود باشند.
تقریب 000/200 نفر برای راهپیمایی بیرون آمدند، که برای تأکید برای تحقق خواسته هایشان، خیلیها به
طور وضوح مسلح بودند.
7 دولت موقت بر سر یک دو راهی نامطلوب قرار گرفته: در یک طرف، سخنگویان متعددی، به منظور
آرام کردن کردهایی که (سخنگویان) می دانند تا وقتی که فلج تقریبی موجود در مرکز حکمفرماست، قابل
مهار نیستند، بیانات آشتی جویانه صادر می کنند. از طرف دیگر، همین سخنگویان همچنین درباره
یکپارچه بودن کشور ایران با لحن خشن صحبت کرده اند، صحبتی که رهبری کرد را نسبت به اشتیاق دولت
در مورد پذیرش تمام خواسته هایشان می کند، اما صحبتی است که دولت به طور واضح امیدوار است که از
رشد تمایلات هویت طلبانه در بین سایر اقلیتها، و همچنین خود کردها، جلوگیری کند.
اعدام سالار جاف، یک عضو کرد مجلس سابق در 14 اسفند که ظاهرا به دلیل کوششهای او در
پشتیبانی شاه بوده، استعداد آن را دارد که در کردستان به عنوان عملی تلقی شود که انگیزه شوم تری داشته
است. نتیجه پایانی ممکن است که رادیکال شدن روز افزون جنبش کردها و در نهایت مواجهه خشونت بار
با دولت مرکزی باشد.سولیوان
قیام کردها در سنندج
سند شماره (15)
از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 20 مارس 7929 اسفند 57
به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.فوری
طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره سند: 003136
موضوع: قیام کردها در سنندج
1 (تمام متن خیلی محرمانه)
2 خلاصه: در 27 اسفند، کردهای مسلح در سنندج ساختمانهای دولتی را به تسخیر خود در آوردند.
آتش بس 27 اسفند کوتاه مدت بود. (پایان خلاصه)
3 در بعد از ظهر 27 اسفند درگیریهای شدید در سنندج در مرکز استان کردستان به وقوع پیوست.
هنوز مشخص نیست چه چیز آن را تسریع کرد. رادیو دولتی ایران، صدای انقلاب ایران، گزارش کرد که
تعدادی دیگر از اشخاص مسلح ناشناخته به پادگان شهر رفتند و درخواست مهمات کردند، ولی با ممانعت
امام جمعه سنندج رو به رو شدند. بعد از آن مغازه های شهر بسته شده و ساکنین در خارج استانداری جمع
شدند. در آن هنگام، بنا به گفته صدای انقلاب ایران عناصر ضد انقلاب شروع به تیراندازی به سوی
جمعیت کردند و تعدادی چند کشته و زخمی شدند. مطبوعات که شاید کمتر به وسیله خودسانسوری که
در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران اجرا می شود منع می شوند، حوادث را با اندکی تفاوت گزارش
می دهند. کیهان اینترنشنال در 29 اسفند می گوید که گروه مسلح از کردهایی تشکیل شده بود که به وسیله
روحانی مسئول کمیته انقلاب مستقر در پادگان سنندج درخواست مهماتشان رد شده بود. تیر اندازی
زمانی آغاز شد که یک گروه که شامل کردهایی بودند که درخواست مهمات کرده بودند، برای اعتراض به
اعمال آن روحانی به طرف استانداری حرکت کردند. به گفته صدای انقلاب ایران بعدا تعدادی عناصر
فرصت طلب و ضدانقلاب رادیو تلویزیون محلی ملی ایران را به تصرف خود درآوردند و به اسم فرمانده
ارتش که نمایندگان آیت اللّه خمینی و طرفداران دولت بازرگان هستند، شروع به گزارش ادعاهای دروغ
کردند. مطبوعات می گویند وقتی که تیر اندازی شروع شد، کردها فرمانده پادگان سنندج همچنین
تسهیلات رادیو تلویزیون ملی ایران و تأسیسات ارتشی و تعدادی پلیس و ژاندارم را به اسارت و تصرف
خود درآورده و بعد پادگان را به تسخیر خود در آوردند.
4 در هر صورت، درگیری شاید با کشته شدن تعدادی و مجروح شدن تعداد بیشتری تا بعدازظهر 27
اسفند ادامه یافت. (انتظام سخنگوی دولت موقت به مطبوعات گفت که نمایندگان کرد به او گفتند که 82 نفر
کشته و بیش از 200 نفر مجروح شدند. انتظام معتقد بود که منشأ این اتفاق سوءتفاهم درباره حمل و نقل
گندم دولت موقت ایران بوده.) در اواسط روز 28 اسفند خمینی یک درخواست برای قطع درگیری مخابره
کرد. پیام خمینی مدعی شد که شروع خشونت به وسیله گروهی از مردم بود که نمی خواهند بین مسلمانان
صلح باشد. او گفت که جنبش هیچ ستیزی با برادران اهل تسنن ندارد و همه اعضای یک ملت هستند و به
یک قرآن اعتقاد دارند. هر کس که به ارتش، پلیس و ژاندارمها که به عقیده او پاسداران منافع و استقلال
مردم مسلمان هستند حمله کند، از مردم مسلمان نیست، بلکه عامل اجنبی است.
5 اواخر روز 28 اسفند صدای انقلاب ایران اعلام کرد که آتش بس به وقوع پیوسته است، اما ظاهرا
بلافاصله شکسته شد و این گمان به وسیله تکرار پخش اطلاعیه خمینی و پخش تقاضاهای دیگری از
طرف رهبران مذهبی کرد سقز مبنی بر متوقف کردن تیراندازی، در اوائل 29 اسفند، تقویت می شود. تا
آنجایی که ما می توانیم تشخیص دهیم درگیری تا ساعت 13 به وقت محلی روز 29 اسفند ادامه داشت. ما
به خاطر اکراهمان در نزدیک شدن به رابطین کردمان در این زمان، به دلیل اینکه مبادا این گمان را به وجود
آوریم که به طریقی در رابطه با قیام در سنندج کاری انجام دادیم، در به دست آوردن اطلاعات با کمبود
مواجه شده ایم.
6 در حالی که به نظر می رسد که این اتفاق یک اتفاق آنی بوده است و یک اتفاقی که تعداد زیادی از
رهبران کرد احتمالاً نمی خواستند که در این زمان روی دهد. این نشانگر دو عاملی است که همچنان دولت
موقت را به ستوه می آورد. اولی این است که حاکمیتش در مناطق دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف
است. اخیرا شخصی که تا از منطقه برگشته بود به ما گفت که در حال حاضر به سبب کوتاهیهای (غفلت)
موجود کردها در عمل از خودمختاری قابل توجهی برخوردار هستند. ثانیا به نظر می رسد که سنی های
ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعی در ایران هستند. دولت موقت علاوه بر مشکلات جاری با کردها
که اکثریت قاطع آنها سنی هستند، همچنین با مخالفت قابل توجه از جانب دیگر مناطق سنی نشین نیز رو
به رو شده است. آخرین واقعه (به غیر از یکی در سنندج) هنگامی که نیروهای ضدانقلابی (تقریبا اغلب از
سنی های محلی) در 26 اسفند، پست ژاندارمری را در جزیره نزدیک بندرعباس تسخیر کردند، اتفاق
افتاد.
سولیوان
شورش کردها در سنندج
سند شماره (16)
از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 21 مارس 79 1 فروردین 58 به: وزارت امور خارجه، واشنگتن،
دی. سی. فوری
طبقه بندی: خیلی محرمانهشماره سند: 3155
موضوع: شورش کردها در سنندج
1 تمام متن خیلی محرمانه
2 صدای دولتی انقلاب ایران در اخبار امروز صبح خود خبری از آتش بس جدید در سنندج پخش
نکرد و این امر موجب شد که ما نتیجه بگیریم، احتمالاً جنگ در آنجا ادامه دارد. تکرار پخش درخواست
آیت اللّه طالقانی مبنی بر اینکه کردها سلاح بر زمین بگذارند، اول در غروب روز 29 اسفند و دوباره امروز
صبح، همچنین دلیلی بر تأیید این نکته است. آیت اللّه طالقانی کردها را هموطن ایرانی خوانده و هم مذهب
خوانده و اظهار داشته است که تقاضای قانونی آنها برآورده خواهد شد و آیت اللّه خمینی آماده شده است
که نماینده شخصی خود را به کردستان بفرستد، تا به شکایات رسیدگی نماید.
3 ما شک داریم که اعزام نماینده شخصی از جانب خمینی تأثیر زیادی داشته باشد. خمینی، بازرگان
و دولت موقت نمایندگان شخصی خود را به کردستان و همچنین سایر نقاطی که تمرکز اقلیتهای قومی در
آنجا زیاد است گسیل داشته اند. استقبال متفاوتی از این نمایندگان به عمل آمده، گاهی اوقات استقبال
بسیار سرد و بعضی مواقع خصمانه بوده است.
4 ما گزارشهای بیشتر و بیشتری درباره ناآرامی در میان اقلیتهای قومی در ایران، از جمله ترکهای
آذربایجان (در تلگرام جداگانه فرستاده شده) می شنویم. ما گمان می کنیم این پدیده که بر شدت ماجرا
خواهد افزود؛ در واقع مشکل بسیار جدی را برای دولت موقت مطرح خواهد نمود.
سولیوان
شورش کردها در سنندج
سند شماره (17)
به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی. سی. فوریتاریخ: 22 مارس 79 2فروردین 58
از: سفارت آمریکا، تهران
طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره سند: 3170
موضوع: شورش کردها در سنندج
1 تمام متن خیلی محرمانه
2 علیرغم ادامه جنگ در سنندج، در تاریخ 1 فروردین دو هیئت عالیرتبه عازم سنندج شدند. یک
گروه شامل آیت اللّه طالقانی و دو تن از نزدیکترین معتمدان خمینی است و از قرار معلوم اواخر شب گذشته
با گروهی از رهبران کردها به سرپرستی احمد مفتی زاده ملاقات کردند. صبح روز 2 فروردین رادیو دولتی
انقلاب ایران اعلام کرد که گروه طالقانی و مفتی زاده امروز نیز به مذاکرات خود ادامه خواهند داد. هیئت
دوم به سرپرستی جوادی وزیر کشور و مدنی وزیر دفاع بود. روز 2 فروردین در ساعت 8 به وقت محلی،
ظاهرا شورشیان کرد بیشتر نقاط شهر را اشغال کردند، هر چند پادگان هنوز در دست ارتش است و از قرار
معلوم از ارومیه (سابقا رضاییه) و تهران به وسیله هلیکوپتر نیروی تقویتی به آنجا ارسال می شود. در
بیانیه ای که رادیو انقلاب ایران در 1 فروردین پخش کرد مدعی شد که هیچ نیرویی در خارج پادگان وجود
ندارد، لیکن بی.بی.سی در تاریخ 2 فروردین گزارش کرد که تانکهایی در خیابانهای شهر دیده می شود.
3 ما تردید داریم صلحی که طالقانی و مفتی زاده در مورد آن توافق کنند، آثار پاینده ای داشته باشد.
در هفته های اخیر مفتی زاده در میان رهبران میانه رو ُکرد شخصیت برجسته ای بود؛ لیکن ما گمان می کنیم
که جنگ در سنندج ظرف چند روز گذشته موضع میانه روها را در بین خلق کرد به شدت ضعیف کرده
است. خبرگزاری فرانسه گزارش کرده است که رهبری در سنندج به دست نیروهای رادیکالتر، احتمالاً
شامل عناصر فداییان افتاده است. این جنگ دولت موقت را با سخت ترین مبارزه طلبیهایی که تاکنون با آن
مواجه شده روبرو ساخته است. اگر پادگان سنندج مجبور به تسلیم یا تخلیه شود، ضعف ارتش تأیید
خواهد شد و در نتیجه دیگر گروه های ناراضی احتمالی تشویق خواهند شد که در مورد خواسته های خود
پافشاری کنند.
سولیوان
قیام کردها در سنندج
سند شماره (18)
از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 24 مارس 79 4 فروردین 58
به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی. فوری
شماره سند: 3194طبقه بندی: خیلی محرمانه
موضوع: قیام کردها در سنندج
1 (خیلی محرمانه) به نظر می رسد که دولت موقت توانسته با میانجیگری آیت اللّه طالقانی فرصت
بیشتری برای حل مشکلات کردستان به دست بیاورد. آتش بس 2 فروردین هنوز در آغاز روز 4 فروردین
ادامه دارد. گرچه تشنج به میزان بالا باقی مانده است. طالقانی و سایر همراهانش در روز3 فروردین که در
میدان مرکزی شهر سنندج جمعیت بزرگی را مخاطب قرار داده بودند، از سوی عده ای از حاضرین مورد
سؤال قرار گرفتند. خبرگزاری فرانسه گزارش می دهد که کردهای مسلح هنوز به مقدار زیادی در شهر
دیده می شوند.
2 (خیلی محرمانه) طالقانی قرار بود که در اواخر روز 3 فروردین به تهران باز گردد که در آنجا
تقاضاهای اکراد را به دولت موقت تسلیم خواهد نمود. طالقانی قبل از خروج از سنندج در حالی که برای
خواستهای کردها ابراز همدردی می کرد، گوشزد کرد که برای حل مشکلاتی که در درخواست
خودمختاری مطرح شده، زمان لازم است. این متاعی است که دولت موقت احتمالاً مقدار زیادی از آن
ندارد. موضع دولت این است که فقط رهبران نسبتا میانه رو کرد مانند احمد مفتی زاده از سنندج و شیخ
عزالدین حسینی از مهاباد را به رسمیت بشناسد، در صورتی که به نظر می رسد آنهایی که خواستار
راه حلهای رادیکال تر هستند به طور فزاینده ای در حال رشد می باشند. اگر دولت موقت در جهت رسمیت
دادن به خودمختاری قابل ملاحظه ای که اکنون عملاً در کردستان وجود دارد حرکت نکند که می تواند
احتمالاً با این کار میانه روهای کرد را راضی بنماید به احتمال زیاد به زودی با خواستهایی به مراتب
تندروانه تر از خواستهای کنونی مواجه خواهد شد.
3 (طبقه بندی نشده) در این میان، در حرکتی که فقط به صورت کلی مربوط به کردستان می شود
کابینه، تصمیم خود را مبنی بر سفر نخست وزیر بازرگان، معاونش امیر انتظام و وزیر دفاع، مدنی که امروز
4 فروردین به مقصد خوزستان و سپس در 5 فروردین به مقصد تبریز حرکت خواهد نمود، اعلام کرد. هر
دو ناحیه صحنه اعتراضات قوی بوده اند و این سفر به منزله بررسی در مورد مسائل مردم تبلیغ شده است.
سولیوان
نظرات کردها درباره عراق و ایران
سند شماره (19)
از: دیوید ریوتر تاریخ: 9 می 1979 19 اردیبهشت 58
وزارت کشوریادداشت برای بایگانیخیلی محرمانه
از طریق: مری آن کیسی
موضوع: نظرات کردها درباره عراق و ایران
در تاریخ 3 ماه می، به دعوت محمد دسکی نماینده حزب دمکرات کردستان، با او نهار خوردم.
هدف ظاهری دسکی حفظ ارتباط با مأموران وزارتخانه بود. حین صرف نهار وی نکات ذیل را متذکر
شد:
روابط عراق و ایران:
عراق با استفاده از جلال طالبانی قصد دارد کردهای ایران را تحریک نماید. هدف عراق این است که
ثابت نماید، اگر ایران با عراق همکاری ننماید بغداد می تواند وضع را مشکل کند.
هدف عمده عراق این است که مطمئن شود دولت جدید در تهران، قرارداد الجزیره را معتبر می شمارد.
با توجه به محدودیتی که طی اقامتش در عراق داشته است، خمینی گرایش خاصی نسبت به حکومت
بغداد ندارد.
روابط نزدیک بغداد و شاه یک خاطره تازه است. کمی قبل از سقوط شاه خواهر وی یک زیارت پر
تبلیغات از اماکن متبرکه شیعیان به عمل آورد.
کردهای عراق در ایران:
کردهای عراقی در ایران گمان می کنند که حکومت جدید تهران برخلاف شاه به آنان اجازه خواهد داد
که در مناطق کرد نشین سنتی ایران اقامت نمایند.
به هر حال، تعداد کمی از کردهای عراقی در واقع به مناطق کردنشین بازگشته اند.
کردها و دولت محلی در ایران:
در یکی از استانهای ایران که کردها در آن اکثریت دارند، رهبری کردها یک شورای محلی سنتی را
تشکیل داد.
شورا بر اساس ابتکار محلی بر پا شد، بدون آنکه دستوری از کمیته های تهران گرفته باشد.
رهبری کردها با حزب دمکرات کردستان ارتباط داشته است.
در دیگر استانهای ایران که اقلیت کرد بسیاری دارد، ترکمنها زودتر از همه کمیته های محلی تشکیل
داند.
شخص، عدم تمرکز عمده ای را در ایران احساس می کند. ارتباط مناطق مرزی با مرکز سست است.
نظر عراق در مورد مسئله کردها:
عراقیها نگران اقلیتهای کرد خود هستند.
اخیرا عراق، ترکیه را تحت فشار قرار داده است تا کردهای آنکارا را تحت کنترل شدید قرار دهد.
جنبش کرد بارزانی:
پسران ژنرال بارزانی فقید در حزب دمکرات کردستان فعال باقی مانده اند.
ادریس به امور سیاسی رسیدگی می کند.
مسعود به امور نظامی رسیدگی می کند.
یک نیروی وفادار به طالبانی که از جانب دولت بغداد حمایت می شدند اخیرا به وفاداران بارزانی در
نزدیکی تقاطع مرزهای ترکیه ایران عراق حمله کردند. دوستان کرد ما در ترکیه ورق را برگردانده و
واحد طالبانی را به خاک و خون کشیدند.
یادداشت: مری آن گمان می کنم که سخنان دسکی اساسا موافق با گزارشهای بغداد (بغداد 1006) و
اخبار ترکیه (آنکارا 2868، وزارت امور خارجه 113267) باشد.
کردها و مسکو
سند شماره (20)
خیلی محرمانه
24 اردیبهشت 58
شماره گزارش 1179
کردها و مسکو
خلاصه
(طبقه بندی نشده) ناآرامیهای اخیر ایران بار دیگر توجه محافل بین المللی را بر کردها متمرکز کرده و
سؤالاتی را در مورد حمایت شوروی از آرمان آنها برانگیخته است. از لحاظ تاریخی، هر گونه تحولی در
جو سیاسی هر یک از پنج کشور سوریه، عراق، ایران و اتحاد شوروی که اقلیت کرد زیادی دارند، منجر به
دگرگونیهایی در تمرکز فعالیتهای عمومی اکراد می شود و علیرغم تقسیمات قبیله ای و ایدئولوژیکی،
تحولات در یک کشور بر کردها در سایر نقاط تأثیر می گذارد.
(خیلی محرمانه) سقوط شاه موازنه سیاسی و نظامی در ایران و خلیج را تغییر داد و امید یک
خودمختاری ملی وسیعتر را در میان کردهای ایران به وجود آورد. اکنون کشورهای همسایه در مورد
امکان سرایت ناآرامی ایران به خّطه آنان نگران هستند. در عین حال نسبت به سیاست شوروی در قبال
کردها تردید دارند.
(خیلی محرمانه) در حالی که شورویها در گذشته گاه به گاه به کردها کمک کرده اند، هیچ دلیلی برای
اثبات این کار در حال حاضر وجود ندارد. در واقع، مسکو نهایت سعی خود را به عمل می آورد که از دور
ناآرامیهای کنونی اکراد دور بماند. به هر حال از اوائل دهه 1970، روابط شوروی با تمام دولتهای
کشورهای درگیر مداوما بر نیازها و منافع کردها اولویت داشته است.
شرح نقشه صفحه بعد:
مناطق کردنشین با خطوط مورب نشان داده شده است.
(طبقه بندی نشده) تاریخچه
ناآرامیهای اخیر ایران بار دیگر توجه محافل بین المللی را بر کردها متمرکز کرده و سؤالاتی را در مورد
حمایت شوروی از جنبش تجزیه طلبانه آنها مطرح ساخته است. تقریبا1510میلیون کرد در مناطق
کوهستانی که شامل مرزهای ترکیه، عراق، ایران، سوریه و اتحاد شوروی است، ساکن هستند. بیشترین
تعداد یعنی 5 میلیون نفر در ترکیه کمترین تعداد یعنی 000/100 هزار نفر در ارمنستان شوروی زندگی
می کنند. بسیاری از این قبیله نشینان تندخوی مستقل در دهکده های کوچک که بر روی تپه های پر خاک
و خاشاک در کردستان سنتی واقع است، گرد آمده اند. لیکن تعداد روبه رشدی از آنها به ویژه در