بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 775

یک قرآن اعتقاد دارند. هر کس که به ارتش، پلیس و ژاندارمها که به عقیده او پاسداران منافع و استقلال

مردم مسلمان هستند حمله کند، از مردم مسلمان نیست، بلکه عامل اجنبی است.

5 اواخر روز 28 اسفند صدای انقلاب ایران اعلام کرد که آتش بس به وقوع پیوسته است، اما ظاهرا

بلافاصله شکسته شد و این گمان به وسیله تکرار پخش اطلاعیه خمینی و پخش تقاضاهای دیگری از

طرف رهبران مذهبی کرد سقز مبنی بر متوقف کردن تیراندازی، در اوائل 29 اسفند، تقویت می شود. تا

آنجایی که ما می توانیم تشخیص دهیم درگیری تا ساعت 13 به وقت محلی روز 29 اسفند ادامه داشت. ما

به خاطر اکراهمان در نزدیک شدن به رابطین کردمان در این زمان، به دلیل اینکه مبادا این گمان را به وجود

آوریم که به طریقی در رابطه با قیام در سنندج کاری انجام دادیم، در به دست آوردن اطلاعات با کمبود

مواجه شده ایم.

6 در حالی که به نظر می رسد که این اتفاق یک اتفاق آنی بوده است و یک اتفاقی که تعداد زیادی از

رهبران کرد احتمالاً نمی خواستند که در این زمان روی دهد. این نشانگر دو عاملی است که همچنان دولت

موقت را به ستوه می آورد. اولی این است که حاکمیتش در مناطق دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف

است. اخیرا شخصی که تا از منطقه برگشته بود به ما گفت که در حال حاضر به سبب کوتاهیهای (غفلت)

موجود کردها در عمل از خودمختاری قابل توجهی برخوردار هستند. ثانیا به نظر می رسد که سنی های

ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعی در ایران هستند. دولت موقت علاوه بر مشکلات جاری با کردها

که اکثریت قاطع آنها سنی هستند، همچنین با مخالفت قابل توجه از جانب دیگر مناطق سنی نشین نیز رو

به رو شده است. آخرین واقعه (به غیر از یکی در سنندج) هنگامی که نیروهای ضدانقلابی (تقریبا اغلب از

سنی های محلی) در 26 اسفند، پست ژاندارمری را در جزیره نزدیک بندرعباس تسخیر کردند، اتفاق

افتاد.

سولیوان

شورش کردها در سنندج

سند شماره (16)

از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 21 مارس 79 1 فروردین 58 به: وزارت امور خارجه، واشنگتن،

دی. سی. فوری

طبقه بندی: خیلی محرمانهشماره سند: 3155

موضوع: شورش کردها در سنندج

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 صدای دولتی انقلاب ایران در اخبار امروز صبح خود خبری از آتش بس جدید در سنندج پخش

نکرد و این امر موجب شد که ما نتیجه بگیریم، احتمالاً جنگ در آنجا ادامه دارد. تکرار پخش درخواست

آیت اللّه طالقانی مبنی بر اینکه کردها سلاح بر زمین بگذارند، اول در غروب روز 29 اسفند و دوباره امروز

صبح، همچنین دلیلی بر تأیید این نکته است. آیت اللّه طالقانی کردها را هموطن ایرانی خوانده و هم مذهب

خوانده و اظهار داشته است که تقاضای قانونی آنها برآورده خواهد شد و آیت اللّه خمینی آماده شده است

که نماینده شخصی خود را به کردستان بفرستد، تا به شکایات رسیدگی نماید.

3 ما شک داریم که اعزام نماینده شخصی از جانب خمینی تأثیر زیادی داشته باشد. خمینی، بازرگان


صفحه 776

و دولت موقت نمایندگان شخصی خود را به کردستان و همچنین سایر نقاطی که تمرکز اقلیتهای قومی در

آنجا زیاد است گسیل داشته اند. استقبال متفاوتی از این نمایندگان به عمل آمده، گاهی اوقات استقبال

بسیار سرد و بعضی مواقع خصمانه بوده است.

4 ما گزارشهای بیشتر و بیشتری درباره ناآرامی در میان اقلیتهای قومی در ایران، از جمله ترکهای

آذربایجان (در تلگرام جداگانه فرستاده شده) می شنویم. ما گمان می کنیم این پدیده که بر شدت ماجرا

خواهد افزود؛ در واقع مشکل بسیار جدی را برای دولت موقت مطرح خواهد نمود.

سولیوان

شورش کردها در سنندج

سند شماره (17)

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن، دی. سی. فوریتاریخ: 22 مارس 79 2فروردین 58

از: سفارت آمریکا، تهران

طبقه بندی: خیلی محرمانه

شماره سند: 3170

موضوع: شورش کردها در سنندج

1 تمام متن خیلی محرمانه

2 علیرغم ادامه جنگ در سنندج، در تاریخ 1 فروردین دو هیئت عالیرتبه عازم سنندج شدند. یک

گروه شامل آیت اللّه طالقانی و دو تن از نزدیکترین معتمدان خمینی است و از قرار معلوم اواخر شب گذشته

با گروهی از رهبران کردها به سرپرستی احمد مفتی زاده ملاقات کردند. صبح روز 2 فروردین رادیو دولتی

انقلاب ایران اعلام کرد که گروه طالقانی و مفتی زاده امروز نیز به مذاکرات خود ادامه خواهند داد. هیئت

دوم به سرپرستی جوادی وزیر کشور و مدنی وزیر دفاع بود. روز 2 فروردین در ساعت 8 به وقت محلی،

ظاهرا شورشیان کرد بیشتر نقاط شهر را اشغال کردند، هر چند پادگان هنوز در دست ارتش است و از قرار

معلوم از ارومیه (سابقا رضاییه) و تهران به وسیله هلیکوپتر نیروی تقویتی به آنجا ارسال می شود. در

بیانیه ای که رادیو انقلاب ایران در 1 فروردین پخش کرد مدعی شد که هیچ نیرویی در خارج پادگان وجود

ندارد، لیکن بی.بی.سی در تاریخ 2 فروردین گزارش کرد که تانکهایی در خیابانهای شهر دیده می شود.

3 ما تردید داریم صلحی که طالقانی و مفتی زاده در مورد آن توافق کنند، آثار پاینده ای داشته باشد.

در هفته های اخیر مفتی زاده در میان رهبران میانه رو ُکرد شخصیت برجسته ای بود؛ لیکن ما گمان می کنیم

که جنگ در سنندج ظرف چند روز گذشته موضع میانه روها را در بین خلق کرد به شدت ضعیف کرده

است. خبرگزاری فرانسه گزارش کرده است که رهبری در سنندج به دست نیروهای رادیکالتر، احتمالاً

شامل عناصر فداییان افتاده است. این جنگ دولت موقت را با سخت ترین مبارزه طلبیهایی که تاکنون با آن

مواجه شده روبرو ساخته است. اگر پادگان سنندج مجبور به تسلیم یا تخلیه شود، ضعف ارتش تأیید

خواهد شد و در نتیجه دیگر گروه های ناراضی احتمالی تشویق خواهند شد که در مورد خواسته های خود

پافشاری کنند.

سولیوان

قیام کردها در سنندج


صفحه 777

سند شماره (18)

از: سفارت آمریکا، تهرانتاریخ: 24 مارس 79 4 فروردین 58

به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی. فوری

شماره سند: 3194طبقه بندی: خیلی محرمانه

موضوع: قیام کردها در سنندج

1 (خیلی محرمانه) به نظر می رسد که دولت موقت توانسته با میانجیگری آیت اللّه طالقانی فرصت

بیشتری برای حل مشکلات کردستان به دست بیاورد. آتش بس 2 فروردین هنوز در آغاز روز 4 فروردین

ادامه دارد. گرچه تشنج به میزان بالا باقی مانده است. طالقانی و سایر همراهانش در روز3 فروردین که در

میدان مرکزی شهر سنندج جمعیت بزرگی را مخاطب قرار داده بودند، از سوی عده ای از حاضرین مورد

سؤال قرار گرفتند. خبرگزاری فرانسه گزارش می دهد که کردهای مسلح هنوز به مقدار زیادی در شهر

دیده می شوند.

2 (خیلی محرمانه) طالقانی قرار بود که در اواخر روز 3 فروردین به تهران باز گردد که در آنجا

تقاضاهای اکراد را به دولت موقت تسلیم خواهد نمود. طالقانی قبل از خروج از سنندج در حالی که برای

خواستهای کردها ابراز همدردی می کرد، گوشزد کرد که برای حل مشکلاتی که در درخواست

خودمختاری مطرح شده، زمان لازم است. این متاعی است که دولت موقت احتمالاً مقدار زیادی از آن

ندارد. موضع دولت این است که فقط رهبران نسبتا میانه رو کرد مانند احمد مفتی زاده از سنندج و شیخ

عزالدین حسینی از مهاباد را به رسمیت بشناسد، در صورتی که به نظر می رسد آنهایی که خواستار

راه حلهای رادیکال تر هستند به طور فزاینده ای در حال رشد می باشند. اگر دولت موقت در جهت رسمیت

دادن به خودمختاری قابل ملاحظه ای که اکنون عملاً در کردستان وجود دارد حرکت نکند که می تواند

احتمالاً با این کار میانه روهای کرد را راضی بنماید به احتمال زیاد به زودی با خواستهایی به مراتب

تندروانه تر از خواستهای کنونی مواجه خواهد شد.

3 (طبقه بندی نشده) در این میان، در حرکتی که فقط به صورت کلی مربوط به کردستان می شود

کابینه، تصمیم خود را مبنی بر سفر نخست وزیر بازرگان، معاونش امیر انتظام و وزیر دفاع، مدنی که امروز

4 فروردین به مقصد خوزستان و سپس در 5 فروردین به مقصد تبریز حرکت خواهد نمود، اعلام کرد. هر

دو ناحیه صحنه اعتراضات قوی بوده اند و این سفر به منزله بررسی در مورد مسائل مردم تبلیغ شده است.

سولیوان

نظرات کردها درباره عراق و ایران

سند شماره (19)

از: دیوید ریوتر تاریخ: 9 می 1979 19 اردیبهشت 58

وزارت کشوریادداشت برای بایگانیخیلی محرمانه

از طریق: مری آن کیسی

موضوع: نظرات کردها درباره عراق و ایران

در تاریخ 3 ماه می، به دعوت محمد دسکی نماینده حزب دمکرات کردستان، با او نهار خوردم.

هدف ظاهری دسکی حفظ ارتباط با مأموران وزارتخانه بود. حین صرف نهار وی نکات ذیل را متذکر


صفحه 778

شد:

روابط عراق و ایران:

عراق با استفاده از جلال طالبانی قصد دارد کردهای ایران را تحریک نماید. هدف عراق این است که

ثابت نماید، اگر ایران با عراق همکاری ننماید بغداد می تواند وضع را مشکل کند.

هدف عمده عراق این است که مطمئن شود دولت جدید در تهران، قرارداد الجزیره را معتبر می شمارد.

با توجه به محدودیتی که طی اقامتش در عراق داشته است، خمینی گرایش خاصی نسبت به حکومت

بغداد ندارد.

روابط نزدیک بغداد و شاه یک خاطره تازه است. کمی قبل از سقوط شاه خواهر وی یک زیارت پر

تبلیغات از اماکن متبرکه شیعیان به عمل آورد.

کردهای عراق در ایران:

کردهای عراقی در ایران گمان می کنند که حکومت جدید تهران برخلاف شاه به آنان اجازه خواهد داد

که در مناطق کرد نشین سنتی ایران اقامت نمایند.

به هر حال، تعداد کمی از کردهای عراقی در واقع به مناطق کردنشین بازگشته اند.

کردها و دولت محلی در ایران:

در یکی از استانهای ایران که کردها در آن اکثریت دارند، رهبری کردها یک شورای محلی سنتی را

تشکیل داد.

شورا بر اساس ابتکار محلی بر پا شد، بدون آنکه دستوری از کمیته های تهران گرفته باشد.

رهبری کردها با حزب دمکرات کردستان ارتباط داشته است.

در دیگر استانهای ایران که اقلیت کرد بسیاری دارد، ترکمنها زودتر از همه کمیته های محلی تشکیل

داند.

شخص، عدم تمرکز عمده ای را در ایران احساس می کند. ارتباط مناطق مرزی با مرکز سست است.

نظر عراق در مورد مسئله کردها:

عراقیها نگران اقلیتهای کرد خود هستند.

اخیرا عراق، ترکیه را تحت فشار قرار داده است تا کردهای آنکارا را تحت کنترل شدید قرار دهد.

جنبش کرد بارزانی:

پسران ژنرال بارزانی فقید در حزب دمکرات کردستان فعال باقی مانده اند.

ادریس به امور سیاسی رسیدگی می کند.

مسعود به امور نظامی رسیدگی می کند.

یک نیروی وفادار به طالبانی که از جانب دولت بغداد حمایت می شدند اخیرا به وفاداران بارزانی در


صفحه 779

نزدیکی تقاطع مرزهای ترکیه ایران عراق حمله کردند. دوستان کرد ما در ترکیه ورق را برگردانده و

واحد طالبانی را به خاک و خون کشیدند.

یادداشت: مری آن گمان می کنم که سخنان دسکی اساسا موافق با گزارشهای بغداد (بغداد 1006) و

اخبار ترکیه (آنکارا 2868، وزارت امور خارجه 113267) باشد.

کردها و مسکو

سند شماره (20)

خیلی محرمانه

24 اردیبهشت 58

شماره گزارش 1179

کردها و مسکو

خلاصه

(طبقه بندی نشده) ناآرامیهای اخیر ایران بار دیگر توجه محافل بین المللی را بر کردها متمرکز کرده و

سؤالاتی را در مورد حمایت شوروی از آرمان آنها برانگیخته است. از لحاظ تاریخی، هر گونه تحولی در

جو سیاسی هر یک از پنج کشور سوریه، عراق، ایران و اتحاد شوروی که اقلیت کرد زیادی دارند، منجر به

دگرگونیهایی در تمرکز فعالیتهای عمومی اکراد می شود و علیرغم تقسیمات قبیله ای و ایدئولوژیکی،

تحولات در یک کشور بر کردها در سایر نقاط تأثیر می گذارد.

(خیلی محرمانه) سقوط شاه موازنه سیاسی و نظامی در ایران و خلیج را تغییر داد و امید یک

خودمختاری ملی وسیعتر را در میان کردهای ایران به وجود آورد. اکنون کشورهای همسایه در مورد

امکان سرایت ناآرامی ایران به خّطه آنان نگران هستند. در عین حال نسبت به سیاست شوروی در قبال

کردها تردید دارند.

(خیلی محرمانه) در حالی که شورویها در گذشته گاه به گاه به کردها کمک کرده اند، هیچ دلیلی برای

اثبات این کار در حال حاضر وجود ندارد. در واقع، مسکو نهایت سعی خود را به عمل می آورد که از دور

ناآرامیهای کنونی اکراد دور بماند. به هر حال از اوائل دهه 1970، روابط شوروی با تمام دولتهای

کشورهای درگیر مداوما بر نیازها و منافع کردها اولویت داشته است.

شرح نقشه صفحه بعد:

مناطق کردنشین با خطوط مورب نشان داده شده است.

(طبقه بندی نشده) تاریخچه

ناآرامیهای اخیر ایران بار دیگر توجه محافل بین المللی را بر کردها متمرکز کرده و سؤالاتی را در مورد

حمایت شوروی از جنبش تجزیه طلبانه آنها مطرح ساخته است. تقریبا1510میلیون کرد در مناطق

کوهستانی که شامل مرزهای ترکیه، عراق، ایران، سوریه و اتحاد شوروی است، ساکن هستند. بیشترین

تعداد یعنی 5 میلیون نفر در ترکیه کمترین تعداد یعنی 000/100 هزار نفر در ارمنستان شوروی زندگی

می کنند. بسیاری از این قبیله نشینان تندخوی مستقل در دهکده های کوچک که بر روی تپه های پر خاک

و خاشاک در کردستان سنتی واقع است، گرد آمده اند. لیکن تعداد روبه رشدی از آنها به ویژه در


صفحه 780

عراق و ترکیه مجذوب و فور نسبی در زندگی شهری شده اند و به نیروی کار شهری ملحق گشته اند. در

عراق بسیاری از کردها در دهکده هایی که دولت ایجاد کرده ساکن شده اند، جایی که نیروهای امنیتی و

ارتش می توانند فعالیتهای آنها را که از قدیم شامل حمل اسلحه، قاچاق و راهزنی بوده است به نحو بهتری

کنترل کنند.

از لحاظ تاریخی، هر تحولی در جو سیاسی هر یک از کشورهایی که اقلیت کرد قابل توجهی دارند،

منجر به جابجایی کانون فعالیتهای کردهای آن کشور می شود. علیرغم تقسیمات گوناگون قبیله ای و

ایدئولوژیکی در میان خود اکراد، تحولات در یک کشور و کردهایی که در کشورهای مجاور زندگی

می کنند، تأثیر می گذارد. در سالهای 1920 و 1930 کردهای ترکیه به قیامهای عظیمی علیه گرایشهای

مادیگرایانه و تمرکزدهنده آتاتورک دست زدند و خواهان حق خود مختاری و ایالتی کردن کردستان که

در قرارداد «سورز» در سال 1920 به آنان وعده داده شده بود، گردیدند. از آن زمان تاکنون عراق تا حد

زیادی نقطه مرکزی بوده است. در سالهای 1930 و 1940 قبیله با نفوذ بارزانی علیه دولت عراق شورش

کرد. حکومت بغداد به کمک انگلیسیها شورش را سرکوب کرد. در سال 1943 ملا مصطفی بارزانی فقید به

ایران گریخت، جایی که کردها در سال 1945 «جمهوری خلق کرد» را در استان کردستان اعلام کردند. با

سقوط جمهوری در سال 1946 بارزانی به شوروی رفت و در آنجاپناهنده شد.

کردهای عراق تا سال 1958 بالنسبه خاموش ماندند تا آنکه سقوط رژیم سلطنتی عراق بار دیگر

رؤیاهای خود مختاری را در آنها زنده کرد. دولت جدید که توسط ژنرال «عبدالکریم قاسم» رهبری و

توسط روسها حمایت شد، کردهای بارزانی را مورد عفو قرار داد و اجازه داد که ملا مصطفی به کشور باز

گردد. معهذا، این آشتی دیری نپایید و در سال 1961 بارزانی بار دیگر طرفدارانش را به کوهستانها برد.

کردهای عراق تحت فرماندهی بارزانی نسبتا در انزوا قرار گرفته بودند، تنها کمک محدودی از ایران

دریافت می داشتند. علاوه بر اینکه در بین خود اکراد تفرقه ایجاد شده بود، بارزانی فرماندهی قبایل

کوهستانهای شمال را عهده دار بود و حزب شهرنشین تر دمکرات کردستان به فرماندهی «جلال طالبانی»

مناطق جنوبی تر را، معهذا، خود دولت قاسم با مشکلات داخلی احاطه شده بود و قادر نبود توجه کاملی

نسبت به اقلیتها داشته باشد.

عدم توانایی قاسم در سروکار داشتن با کردها یکی از علل سقوط وی در سال 1963 بود. دولت بعث

جدید قول خود مختاری بیشتری را به کردها داد و اشاره کرد که آن دولت احتمال دارد که بخواهد

تقاضاهای کردهای را مبنی بر اینکه در قانون اساسی جدید، معاونت ریاست جمهوری و جانشینی

فرماندهی نیروهای مسلح و یک سوم اعضای کابینه را به کردها اختصاص دهد، را بپذیرد. لیکن وقتی

دولت بغداد سخنی از نوعی اتحاد با سوریه و یا مصر راند، کردها بر تقاضاهایشان پافشاری کردند، زیرا بیم

آن داشتند که مبادا در کام اکثریت عرب فرو روند. در اواسط سال 1963 نیروهای عراقی به پناهگاههای

کردها حمله کردند. نزاع و اختلاف داخلی بار دیگر بارزانی و پیروانش را نجات داد، و در پاییز 1963

دولت بعثی سقوط کرد و یک دولت ائتلافی به رهبری برادران عارف روی کار آمد.

برادران عارف هم سعی کردند که با کردها مصالحه نمایند، لیکن احساسات پان عربی این امر را غیر

ممکن ساخت پس از 18 ماه آتش بس دولت مرکزی به کردها حمله کرد. طی این مدت، بارزانی حزب

دمکرات کردستان را پاکسازی کرد و بسیاری از مخالفانش را وادار ساخت که رهبری او را بپذیرند. در


صفحه 781

عین حال او باب مذاکره را با کمونیستها و بعثیها که حالا از صحنه قدرت به دور و مایل به همکاری با

کردها بودند، باز کرد. احتمالاً پاکسازی حزب دمکرات کردستان تلاش نظامی کردها را تضعیف کرد، به

هر حال در طول تابستان و زمستان 1965 دولت مرکزی کردها را مجددا تا پناهگاههای کوهستانی شان

عقب راند. معهذا، در بهار 1966 تهاجم به پایان رسید و هر دو طرف در مورد آتش بس توافق کردند. سپس

دولت عارف پیشنهاد امتیاز جدیدی را به بارزانی داد که بلافاصله مورد قبول واقع شد. آتش بس 2 سال به

طول انجامید.

در سال 1968 دولت عارف سقوط کرد و بار دیگر بعثیها به قدرت رسیدند. آنها با توسل به جلال

طالبانی تلاش کردند که میان کردها نفاق ایجاد کنند، و هنگامی که اقدام آنها با شکست مواجه شد، یک

تهاجم جدید را آغاز کردند، که به سبب اختلافات داخلی و کمک ایرانیان به کردها عقیم ماند. در سال

1970 دولت مرکزی طرح 15 ماده ای خودمختاری قبایل را در مناطق شمال عراق ارائه کرد و قرار شد

ظرف 4 سال به مرحله اجرا درآید.

معهذا در بین سالهای 75 1970 بعثیها بر آن شدند که نفوذ خود را در حومه کشور تحکیم بخشند و

باب مذاکره با ایرانیها را گشودند. هنگامی که زمان اجرای طرح 15 ماده ای فرا رسید، دولت بغداد از تعهد

خود سر باز زد.

بنابراین بار دیگر کردها دست به اسلحه زدند، لیکن این آخرین بار بود. در سال 1975، ایران و عراق

به توافق رسیدند. شاه مرزهای کشور خود را بست و حمایت از کردها را متوقف ساخت و در نتیجه تأمین

اسلحه و مخفیگاه برای کردها از بین رفت. با آنچه که انجام شد، عراقیها توانستند به راحتی مناطق

کردنشین را تحت کنترل درآورند. در اوائل سال 1979 بارزانی که مدت 30 سال هسته مرکزی تجمع

کردها بود در حال تبعید در واشنگتن درگذشت.

(خیلی محرمانه) فرصتهای جدید

سقوط شاه از اریکه قدرت، توازن سیاسی و نظامی را در ایران و خلیج از اساس تغییر داد. و با این امر

امید خود مختاری ملی بیشتر، اگر نه استقلال، را در میان کردهای ایران بارور ساخت.

با بالا گرفتن بحران آنها به طور فزاینده ای در تقاضاهایشان برای خودمختاری فعال و صریح شدند.

انبارهای قابل توجه اسلحه و مهمات به دستشان افتاد و در واقع نیروهای امنیتی و ارتشی در مناطق

کردنشین از فعالیت بازماندند. در ماه مارس و آوریل در زد و خورد با حکومت مرکزی کردها نشان دادند

که دولت ایران هنوز آنقدر ضعیف است که قادر به اعمال قدرت واقعی بر کردهای ایران نیست و احتمالاً

مجبور خواهد بود که امتیازاتی را درنظر بگیرد.

معهذا، تاکنون کردها مدعی بودند که تنها طالب خود مختاری فرهنگی و مشارکت در امور روزانه

خودشان هستند و استقلال نمی خواهند. لیکن در عین حال ممکن است با انبار کردن اسلحه و مهمات

بپردازند تا در صورتی که مقامات سیاسی به تقاضاهایشان پاسخ مثبت ندهند، یک جنگ چریکی گسترده

را آغاز نمایند. معهذا، به علت نداشتن رهبر برجسته از فعالیت باز ماندند.

به سبب رویدادهای ایران دولتهای ترکیه و عراق نگران احیاء فعالیت کردها در کشورهایشان

هستند. بعضی از ترکها ادعا می کنند که کردهای ترکیه از جانب شوروی حمایت و مسلح می شوند و


صفحه 782

تلاش می کنند به منظور بر پایی یک کردستان مستقل به رفقایشان در ایران بپیوندند.

معهذا، کردهای ترکیه، جز در چند مورد ماجراجویی فردی نسبت به جنبش بارزانی در عراق، حتی در

خلال دوره های خودمختاری وسیعترش، واکنش نشان ندادند. خط مشی رسمی عراق این است که مسئله

کردها کهنه شده، زیرا با سیاست دولت بغداد مبنی بر استقرار و اعطای امتیازات اقتصادی به کردها از

بحران اوضاع کاسته شده است. سفارت آمریکا(دفتر حفاظت منافع آمریکا در بغداد) معتقد است که

عراقیها صرفا مشکلات را به امید از بین رفتن آن نادیده می گیرند.

اخیرا، دولت بغداد سربازان بیشتری را به مناطق کردنشین اعزام داشته تا مرز با ایران را بسته و بر

جریان امور نظارت دقیق داشته باشد.

از نظرگاه شوروی

(طبقه بندی نشده) روابط شوروی با کردها هر چند سطحی، لیکن نسبتا قدیمی است. احتمالاً مسکو

برای اولین بار در اوائل سالهای 1920 روابط خود با کردها را شروع کرد معهذا نتیجه زیادی عایدش نشد.

زیرا در آن زمان اتحاد شوروی بیشتر به حفظ روابط صحیح با ترکیه و ایران و مقابله با نفوذ آمریکا در این

منطقه علاقه مند بود. در جریان جنگ دوم جهانی، شورویها بخشی از ایران را اشغال کردند تا فعالیت

آلمانها را در آنجا متوقف سازند، راههای کمک رسانی را باز نگهدارند و بار دیگر با انگلیسیها برابری

کنند. در دسامبر 1945 شورویها حمایت خود را جهت ایجاد یک جمهوری مستقل خلق کرد اعلام داشتند

و از عقب نشینی نیروهای خود از ایران طبق قولی که «در کنفرانس تهران» در سال 1943 داده بودند، سر

باز زدند. لیکن در مواجهه با اعتراض بریتانیا و ایالات متحده، مسکو عقب نشست و جمهوری کرد سقوط

کرد.

(طبقه بندی نشده) با سقوط رژیم سلطنتی در عراق در سال 1958، مسکو برای بازگشت بارزانی

پافشاری کرد؛ شاید به این امید که احتمالاً وی پس از گذراندن سالیان طولانی تبعید در اتحاد شوروی یک

سرمایه باارزشی در عراق باشد. در ابتدا، بارزانی احتمالاً به توصیه شوروی به نوعی اتحاد با

کمونیستهای عراق دست زد. معهذا، در اواسط سال 1959، این اتحاد از بین رفت و بارزانی نهضت کردی

خود را از تمام کسانی که آلوده مسلک کمونیستی بودند، پاک سازی کرد.

هنگامی که دولت قاسم در عراق در سال 1961 سرکوبی اکراد را آغاز کرد، شورویها اقدامی در جهت

کمک انجام ندادند، هر چند احتمالاً مسکو از دولت قاسم و جهتی که انقلاب عراق در پیش گرفته بود

دلسرد گشته بود، لیکن روابط آن کشور با بغداد از اهمیت بیشتری نسبت به برقراری هر گونه رابطه با کردها

برخوردار بود.

(طبقه بندی نشده) با سقوط دولت قاسم تلاش مسکو برای دور ماندن از صحنه به طور فزاینده ای

مشکل شد. رژیم بعثی جدید شدیدا ضد کمونیست بود. هنگامی که در سال 1963 جنگ میان کردها و

نیروی دولت مرکزی آغاز شد، اتحاد شوروی علنا جانب اکراد را گرفت. براساس پافشاری کردها

مغولستان برون مرزی مسئله کردها را در دستورالعمل سازمان ملل گنجاند و در تاریخ 6 می 1963،

«پراودا» از مبارزه کردها برای خود مختاری پشتیبانی و از سرکوبی عراق شکایت کرد. بعدها، در ماه

ژوئن، نشریه «ستاره سرخ» دولت بغداد را متهم کرد که به قتل عام کردها پرداخته است. لیکن حمایت