جلوگیری می کنند.
شاه ظاهراً آنقدر مأیوس یا دور از واقعیت نیست که فکر کند از یک چنین مانوری در سیاست می تواند
جان سالم به در برد و درک نکند که اگر عوامفریبی از قماش بقایی را بر روی صحنه سیاسی ایران با
پشتیبانی شاهانه رها کند، چه انباری از بلایا بر روی مردم خواهد ریخت.
در صورتی که فرض شود که شایعات صحت ندارد، ادامه پخش آنها این مسئله را پیش می آورد که چه
کسی این شایعات را آغاز کرد و چه کسی آنها را در حال جریان نگه می دارد. سه فقره امکان، درباره منبع
این شایعات در زیر به ترتیب احتمال آنها تشریح می شود:
شاه و احتمالاً وزیر کشور، در حالی که در پی آن نیستند که امکان به حکومت رساندن یک چنین مرد
خطرناک و جاه طلبی را در نظر بگیرند، ممکن است این شایعات را آغاز و تقویت کرده باشند، تا پارلمان را
با حکومت هماهنگ کنند. عملاً تهدید بازگشت احتمالی بقائی، عنصری در متمایل کردن اکثریت
محافظه کار پارلمان به این اعتقاد است، که آنها نباید حکومت علا را سرنگون کنند. مبادا شاه در نتیجه
خشم خود و به وسیله آوردن چپ گرایان ناسیونالسیت قوی و انحلال مجلس یک بازرسی به مراتب
بدتری را بر منافع متعادل کشور تحمیل کند.
هواداران دکتر بقایی از جمله دستیاران سیاسی او در حزب زحمتکشان دلیل کافی دارند که چنین
شایعاتی را پخش کنند، زیرا این شایعات به حیثیت گروه آنها می افزاید. معذالک دشوار است درک شود که
چگونه چنین هیئت کوچک و بدون نفوذ از سیاستمداران می تواند این شایعات را تا چنین مدت درازی در
جریان نگه دارد. اگر آنها در واقع چنین کرده اند، منابع مالی آنها بایستی بیشتر از آنهایی باشد که تاکنون
شناخته شده بود.
همچنین ممکن است که اشخاص مختلف در نظاره بر صحنه سیاسی منطقی تصور کرده باشند که شاه
متفقین جدیدی را برای برنامه اصلاحی خود جستجو کرده باشد و اینکه آن گاه این اشخاص شایعات را
درباره بقایی پخش کرده اند، تا این تأثیر را ایجاد کنند که آنها خودشان درباره تحولات آینده سیاسی آگاه
بوده اند. این امکان وجود دارد که گروههای محافظه کار افراطی در داخل پارلمان و خارج از آن شدیداً از
آن سوءظن دارند، که شایعات را اندکی پس از روی کار آمدن حکومت علا پخش کرده است؛ تا
محافظه کاران میانه روتر را از کوشش برای رسیدن به یک سازشی با شاه بترساند. معذالک ادامه این
شایعات در جریان دو ماه اخیر اثر دلسرد کننده ای در روحیه بسیاری از محافظه کاران از جمله نمایندگان
مجلس داشته است که احساس می کنند که سازش با حکومت علا بهتر از آن است تا در معرض الطاف
بقایی قرار بگیرند و اینکه شیطانی را که آدم می شناسد، کم خطرتر از موجودی است که در بیرون زوزه
می کشد. بنابراین احتمالی به نظر می رسد که اگر محافظه کاران افراطی هواخواه زاهدی، این شایعات را
آغاز کرده اند، پس از چند هفته اول حدود و ثغور این شایعات از کنترل آنها خارج شده است.
از جانب سفیر ویلیام کرون، پسر رایزن سفارت در امور سیاسی
حزب زحمتکشان 11
سری غیر قابل رؤیت برای خارجیان
اکتبر 1959 (آذر 1337) وزارت خارجه
مظفر بقایی کرمانی
دکتر مظفر بقایی کرمانی (معمولاً دکتر بقایی خطاب می شود) رهبر حزب کارگران و یک بار دومین
شخصیت مهم در جبهه ملی، یک سابقه سیاسی به عنوان مخالف برای خود دست و پا کرده است، بدون
توجه به شکل سیاسی دولت بر سر کار، به طور دائمی یک منبع عمده مخالف بالقوه یا بالفعل در بقایی پیدا
می شود. درنتیجه در گذشته کوششهایی به عمل آمده است که او را به وسیله خریدن وفاداری رسمیش
وزارت و سفارت ساکت نمایند، که او امتناع ورزیده است. بقایی جاه طلب هدفش را بر روی کمتر از
نخست وزیری تنظیم نکرده است اخیراً گزارش شده بود که او به دو نفر از متخصصین حزب کارگران خود
وظیفه تهیه یک برنامه عمل و «کابینه در خفا» را، آماده برای استفاده در صورتی که سرانجام زمام قدرت به
دست او افتد، محول نموده است. اگر چه او فرصت طلب و زیرک است، شاهدی بر احتمال وقوع چنین
چیزی وجود ندارد.
محاسبات خوش بینانه بقایی از این اعتقاد ناشی می شود که با بدتر شدن وضعیت سیاسی، شاه (محمد
رضا شاه پهلوی) به وی به عنوان میانه روترین نماینده نیروهای اصلاح طلب، ملی گرا در ایران روی خواهد
آورد. در این فرضیه شاه تاج و تخت خود را حفظ خواهد نمود، اگر چه اختیارات او محدود و مشخص
خواهد شد. به هر حال از اواخر 1959 چنان احتمالی، با در نظر گرفتن این حقیقت که حزب کارگران
ادعای هیچ گونه نمایندگی پارلمانی نمی توانست داشته باشد، مورد سؤال به نظر رسید. آن (حزب
مترجم) غیر از روش تغییر مسیر (تغییر موضع) که به وسیله رهبر آن در پاسخ به دستورات فرصت طلبانه
اتخاذ شده که به تنهایی شامل پیروان شخصی بقایی و فاقد ساخت بنیانی (یک پایگاه توده ای) و هرگونه
جهت سیاسی می باشد. حزب کارگران ملی گرا، ضد کمونیست و به طور مبهمی در اهدافش سوسیالیست
می باشد و عمدتاً کارگران کارخانه و کاسبهای بازار را جذب می کند؛ هر چند موقعیتهایی در جذب عناصر
ناراضی تمام طبقات و قسمتهای مشخصی از ارتش و پلیس به دست آورده است. مدرکی در دست نیست
که حزب به طور موفق آن ملی گراهایی که در میان طبقات تحصیلکرده هستند و به نخست وزیر سابق،
محمد مصدق به عنوان سمبل مخالفتشان با رژیم می نگرند را جذب کرده باشد. اگر چه آن (حزب
کارگران) آزادی عملی را که دو حزب رسمی ایران از آن برخوردارند، ندارد. لیکن حزب بقایی در
محدوده های دقیقاً مشخص شده از طرف دولت تحمل می شود. حزب کارگران به طور ناموفقی از طرف
حزب رسمی مخالف؛ حزب مردم، دعوت به همکاری شد.
بقایی در سال 1297 در کرمان متولد شد تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در ایران به پایان رسانید و
درجه ای در فلسفه و آموزش و پرورش کودک از سوربن در پاریس دریافت نمود.
او حرفه اش را به عنوان استادیار فلسفه و آموزش و پرورش کودک در دانشگاه تهران از سال 1315
شروع کرد و این مقام را تا 1323 حفظ نمود. در سال 1336 او به عنوان نماینده مجلس پانزدهم از کرمان
انتخاب شد، متعاقباً در دوره های شانزدهم و هفدهم مجلس هم انتخاب شد. بقایی در مجلس با موافقتنامه
تکمیلی نفت با شرکت نفت ایران و انگلیس مخالفت کرد و یکی از نمایندگانی بود که تحت رهبری مصدق
برای طرح ملی کردن نفت فشار آورد. او به ارتش به طور آزاد برای مداخله در سیاست حمله نمود و یکی
از دشمنان رک و بی پرده رئیس ستاد، ژنرال علی رزم آرا بود. در 1338 مبارزه تمام عیار بقایی بر علیه
دولت از طریق روزنامه اش (شاهد) برای او یک طرفداری سرتاسری عمومی کسب کرد، ولی منجر به
دستگیری وی و محکومیت یک سال زندان به وسیله یک دادگاه نظامی شد. در اثر فشار عمومی در عرض
یک ماه وی آزاد شد و موضوع، بیشتر پی گیری نشد.
زمانی که مصدق در فروردین 1330 نخست وزیر شد، مظفر بقایی طلایه دار جنبش ملی گرایی بود و از
لحاظ اهمیت در جبهه ملی در درجه دوم پس از مصدق مورد توجه قرار می گرفت. در اردیبهشت 1330،
بقایی و خلیل ملکی رهبر اسبق حزب توده تحت کنترل کمونیستها، برای تشکیل حزب کارگران به هم
پیوستند، حرکتی که موقعیت بقایی را با به خدمت گرفتن کادرهای مارکسیست ملکی برای آرمان سیاسی
خودش بالا برد. به هرحال این اتحاد زودگذر بود و یک تفرقه بین دو فرقه در مهر 1331 همکاریش با
ملکی را پایان داد. بقایی خیلی زود پس از جدایی به حالت طبیعی مخالف خوانیش بازگشت و یکی از
تندترین مخالفان مصدق شد. این گسیختگی به قیمت (از دست دادن مترجم) بیشتر پیروان او در مردم
تمام شد. روزنامه بقائی، شاهد، یک روزنامه مخالف برجسته شد که بشدت از سَر و سرِّ مصدق با حزب
توده انتقاد می کرد و بقایی آن را یک حزب خارجی می دانست و در نتیجه مضر برای منافع یک ملی گرای
حقیقی. بقایی ترسان از آسیب بیگانه، خصوصاً ضد انگلیسی بود و مصدق را متهم نمود که به اندازه کافی
در محدود نمودن انگلیس در ایران به پیش نرفته است.
با سقوط رژیم مصدق در مرداد 1332، مخالفت پر سر و صدای بقایی متوجه دولت پیروز فضل اللّه
زاهدی شد که او آن را متهم به فساد و خیانت در برقراری مجدد روابط دیپلماتیک یا بریتانیا در اواخر
1332 نمود. ژنرال زاهدی که در رسیدن به یک موافقت با بقایی شکست خورد، بر علیه وی عمل نمود و
روزنامه شاهد را تعطیل کرد و تلاشهای وی برای انتخاب به نمایندگی در مجلس هیجدهم را خنثی نمود.
بقایی در سال 1954 به خاطر مبارزه در کرمان دوبار در منزل تحت نظر قرار گرفت، که مرتبه دوم برای
یک دوره یکساله بود. در آذر 1334 از اقامت اجباری خلاص شد و هدایت فعال حزب مخالفت و
خودداری از انتقاد از شاه در درخواستهایش برای اصلاحات، در اردیبهشت 1336، حق برگزاری اولین
گردهمایی سیاسی غیر رسمی را، از زمان کودتایی که جبهه ملی مصدق را سرنگون کرد، به دست آورد. او
به برگزاری گردهمایی ها، ترغیب ناراضیها برای راهپیمایی در حزبش (تنها حزب سوسیالیست در ایران)،
طرفداری از استقرار اتحادیه های صنفی و حمله به پیمان بغداد و امپریالیسم انگلیس ادامه داده است.
دولت که مواظب است اجازه ندهد، عملیات او از کنترل خارج گردد، یک کنترل دقیق روی حزب کارگران
برقرار نموده است. بقایی هنوز به خاطر تعدادی اتهامات مرتبط با فعالیتهای گذشته اش مواجه با محاکمه
می باشد، دولت اسلحه ای مؤثر در دست دارد که او را خاموش کند.
مظفر بقایی باهوش و زیرک، ولی بی ثبات در فلسفه سیاسی خود و یک هوچی (عوام فریب) بی پروا،
محسوب می شود. اگر چه موضع او در رابطه با ایالات متحده مطلب قابل ذکری نیست، اعتقاد بر این است
که وی کمتر از بریتانیا و شوروی نسبت به این کشور (آمریکا) خصمانه است. بقایی از نظر اجتماعی خوش
مشرب و معتدل و یک سخنران آتشین می باشد، که مخالفتهای تند او گاهی او را در جنگ پارلمانی درگیر
نموده است. بقایی یک مرد بزرگ توصیف شده است. درگذشته او بیماریهای خطرناکی از اثرات الکل و
مواد مخدر تحمل نموده است. او فارسی، فرانسه و کمی عربی صحبت می کند. دکتر بقایی از زنش جدا
شده.
حزب زحمتکشان 12
سری غیرقابل رؤیت برای خارجیان
تحت کنترل مداوم
گزارش اطلاعاتی حوزه مأموریت
کشور: ایران
موضوع: امکان نامزدی بقایی در انتخابات آینده
تاریخ اطلاعات: قبل از 15 اکتبر 1959 تا این تاریخ
محل و تاریخ: تهران، ایران (اواخر اکتبر 1959)
شماره گزارش: 4544 تاریخ گزارش: 5 آوریل 1960 16/1/1339
منبع: یک مأمور اطلاعاتی ایران که دسترسی به گزارشهای امور مربوط به امنیت داخلی را دارد.
ارزیابی مفاد و مضمون: (احتمالاً صحیح) (3)
1 طبق اظهار علی فراهانی، عضو برجسته حزب زحمتکشان ایران که متصدی امور مالی این حزب،
تا قبل از 11 مهر 1338 بوده است، دکتر مظفر بقایی از طریق میانجیگری شاهدخت شمس به حضور شاه
شرفیاب شده است.
2 دکتر بقایی تقاضا کرده است که او به عنوان رهبر حزب، و علی (زهری) به عنوان چهره برجسته در
این حزب، در مبارزات انتخاباتی آینده شرکت کنند. شاه با انتخاب بقایی به نمایندگی مجلس موافقت کرد،
ولی از اجازه دادن به علی زهری برای درگیر شدن در فعالیتهای سیاسی خودداری کرد. (احتمالاً و امکاناً
صحیح) (3 و 2)
3 دکتر بقایی به رهبران حزبش دستوراتی صادر کرد و آماده برای شرکت در مبارزات انتخابات به
کمک و مساعدت مالی بازرگانان کرمان شد.
4 همچنین طبق اظهار فراهانی قبل از 15 مهر 1338، دکتر قاسمی از حزب ملیون و دکتر بقایی
تصمیم گرفتند ائتلافی در بهمن 1338 تشکیل دهند. آن گاه، دکتر بقایی قرار بود در مبارزات آینده به
عنوان نامزد هر دو حزب از کرمان شرکت کند.
1) نظریه حوزه مأموریت: منبع این گزارش در ماه اردیبهشت 1338 گزارش داده بود که علی زهری
نماینده سابق، ناشر روزنامه شاهد ارگان حزب زحمتکشان و از دوستان بسیار نزدیک دکتر بقایی است.
2) نظریه حوزه مأموریت: روز 15 مهر 1338 منبع این گزارش، گزارش داد که طبق اظهار فراهانی،
دکتر بقایی هنوز هم کوششهایی برای به دست آوردن توافق شاه جهت نامزدی خود به عمل می آورد. این
امر البته با بند 2 مذکور در فوق تضاد دارد.
نظریه حوزه مأموریت: روز 18 اسفند 1338 یک مأمور امنیتی ایران که با گروههای دست راستی
تماس دارد، گزارش داد که مطمئن است که شاه به طور جدی در نظر دارد از دکتر بقایی تقاضا کند که
نخست وزیر شود، زیرا دولت اقبال درباره مسائل مربوط به اصلاحات ارضی همچنان شکست
می خورد.(1)
حزب زحمتکشان 13
محرمانه
شماره سند: 182
تاریخ: 4 ژانویه 1962 14/11/1341
از: سفارت آمریکا تهران
به: وزیر امور خارجه واشنگتن دی.سی.
موضوع: تبرئه دکتر مظفر بقایی
محکومیت دکتر بقائی، رهبر «پاسداران آزادی»، که اتهام وی تحریک پلیس به شورش بود، در تاریخ
7 دی توسط یک دادگاه استیناف نظامی رد شد. دکتر بقائی، به دنبال یک رشته فعالیتهای انتخاباتی ضد
دولتی، در شهریور 1339 دستگیر و در خرداد 1340 به دو سال زندان محکوم شد.
دکتر بقایی در جریان استیناف خواستن خود، روابطش را با جبهه ملی و قطع پیوندش را با مصدق
بررسی نمود. دفاع وی از فعالیتهایش (در دادگاه) حمله ای بسیار تند بر علیه جبهه ملی در برداشت.
استیناف خواهی دکتر بقایی و به دنبال آن آزادی وی علایق به خصوصی را در اینجا به وجود آورده و
گمانهایی را در مورد طرحهای آینده وی برانگیخته است. گمانهای اخیر در بعضی قسمتها شامل این اعتقاد
هم می شود که بقایی از طریقی، به عنوان حربه ای برای مقابله با مخالفین به خصوص جبهه ملی، توسط
دولت مورد استفاده قرار خواهد گرفت. خود بقایی در مطبوعات قویاً این مطالب را تکذیب کرده است. با
هر نقش سیاسی ایران با ظهور مجدد سیاستمداری زیرک و هوچی همچون دکتر بقایی تأثیراتی بپذیرد.
راک ول
1- توضیح: برای آشنایی خوانندگان با علایم موجود در این سند و اسناد مشابه ترجمه مطالب صفحه اول فرم چاپی سند اصلی ارایه میشود: گزارش اطلاعاتی حوزه ماموریت. نسبتاً قابل اطمینان. C . معمولاًقابل اطمینان B . کاملاً قابل اطمینان A : سنجش منبع F .( غیر قال اطمینان (به منابعی که صداقت یا وفاداریشان ٬ علیرغم کارایی مورد تردید است ٬ اطلاق می شود E. معمولاً غیر قابل اطمینان D قابلیت اطمینان را نمی توان تشخیص داد (به منابعی که آزمایش یا به حد کافی آزمایش نشده اند ٬ اطلاق می گردد). ارزیابی محتوی: 1 توسط منابع مستقل و قابل اطمینان دیگران تأیید شده است. 2 احتمالاً صادق است. 3 امکاناً صادق است. 4 مورد تردید. 5 احتمالاً کاذب است. 6 نمی توان تشخیص داد. 7 سندیت بر اساس سند اصلی.
حزب زحمتکشان 14
شماره سند: 5367 محرمانه
تاریخ: 16 ژانویه 1962 26/11/1341
کشور: ایران
موضوع: فعالیتها و نظرات مظفر بقایی از زمان آزاد شدنش از زندان
تاریخ اطلاعات: اواخر 1340 دی 1340
مکان و زمان: تهران ایران آذر 1340 دی 1340
منبع: پاراگراف: 1: معاون سیاسی مظفر بقایی منبع (F)
2: مأمور اطلاعاتی ایران (C) با دسترسی به گزارشهای مربوط به موضوعات
امنیتی داخلی.
ارزیابی مفاد (گزارش): 3
1 مظفر بقایی رهبر پاسداران آزادی و حزب زحمتکشان از زمان آزادیش از زندان در اواسط دی
گفته است که او به علی امینی نخست وزیر حمله نخواهد نمود و به دنبال برکناری او نخواهد بود تا وقتی که
امینی قبول نماید، او به عنوان نخست وزیر نمی تواند به کار ادامه دهد و اینکه وی شکست خورده است.
بقایی احساس می کند که از لحاظ سیاسی امکان پذیر است که به امینی زمان بیشتری داده شود، برای اینکه
ببینیم آیا او موفق می شود. بقایی ادعا کرد اجازه نخواهد داد(1)امینی در پست نخست وزیری باقی مانده، تا
به سادگی خود را از بین ببرد. همچنین اجازه نخواهد داد که ایمان مردم به دولتها که کمی از آن را دولت
امینی ایجاد کرده از بین برود. بقایی این حقیقت را تشخیص داد که امینی با اختلافات فاحشی رو به رو
می باشد؛ ارتش نیروهای دست راستی از قبیل اسداللّه رشیدیان، سید جعفر بهبهانی و مالکان و کسانی که به
وسیله مبارزه علیه فساد صدمه دیده یا در خطر افتاده اند، همه بر علیه امینی هستند، بقایی مشتاق پیوستن
به رشیدیان، بهبهانی، سردار فخر حکمت یا دیگر مخالفان امینی نبود. در اولین گردهمایی بقایی در 15 دی
1340 هیچ کدام از سخنرانان به طور جدی به امینی حمله نکردند. مردم کرمان از بقایی، وکیل مدافع و
سردبیر کیهان دعوت کردند که از کرمان دیدن کنند و بقایی در نظر داشت که در حدود 25 دی به آنجا
مسافرت نماید.
2 بر طبق گزارشاتی که در سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) تهیه شده، اعضای پاسداران
آزادی و حزب زحمتکشان در طول مهر و آبان و آذر 1340 به ملاقات با همدیگر ادامه دادند، منجمله
واحدهایی از دانشجویان دانشگاه، کارمندان دولت و واحدهای زندانیان آزاد شده به قید التزام. آنهایی که
حاضر بودند، مسائل بین المللی از قبیل بحران الجزایر، کنگو، بیست و دومین کنگره حزب کمونیست اتحاد
شوروی و آزمایشات اتمی را مورد بحث قرار دادند. در زمینه مسائل داخلی گروهها از آموزش و پرورش
در ایران، تأخیر در انتخابات و دولت امینی انتقاد کردند. (3)
در میان کسانی که در جلسات مختلف شرکت کردند، این اشخاص بودند:
حسین مکی (4) رضا محمدی (عضو واحد کارگری)
سید حسن وحیدی حیدر کارگر (عضو واحد کارگری)
1- برای شناخت حروف و اعداد موجود در سند به پاورقی سند شماره ٬12 حزب زحمتکشان ٬ مراجعه فرمایید.
حسین حامی- اکبر احمدی (عضو واحد کارگری)
جعفر جهان- سید حسن حسنی (عضو واحد کارگری)
ناظرزاده- کرمانی(1)(FNU)غلام علی بگ (عضو واحد کارگری)
ناصر قندی- رزقی، نانوا، (عضو واحد کارگری)
علی آبادی (استاد) (FNU)-فراهانی (FNU) (5)
مهندس عقیلی (5) (FNU)-میردامادی (FNU) 5)
محمدرضا قوانینی- تواده (FNU) (5)
سید جواد طباطبائی-محمد مروی
(رهبر بعضی واحدهای- زندانیان التزامی )
غلام علی معصومی،- معلم سید جلال حسینی
رهبر واحدهای دانشجویی
ولیزاده، کارمند رادیو ایران (FNU)-قناد. (FNU) (5)
مطوف، دانشجوی دانشگاه (FNU)-علی اصغر خبره زاده
سیاوش رضایی،- دانشجوی دانشگاه جهانگیر اشرفی
عباس لاجوردی- دانشجوی دانشگاه جواد جعفری
دباگین (FNU)- دانشجوی دانشگاه
شکری دانشجوی دانشگاه تربیت معلم (5)
نوزاد
شهریاری (5)
بزرگ نژاد (5)
یوسف زاده (5)
ولی اللّه قدیمی (5)
ناصر کاظمی (5)
نورزاد (5)
محمدعلی اکبری (5)
سعیدیان (5)
مختار یحیی زاده (5)
اظهارنظر حوزه مأموریت
1 طبق گفته یک تاجر ایرانی (B) که حضور داشت، حدود پنج هزار نفر در گردهمایی بقایی حاضر
شدند و چند نفر بر پلیس در خیابان مستقر شدند. سخنرانان غلامحسین رحیمیان، حسین مکی و بقایی
بودند. رحیمیان متذکر شد که وقتی امینی در مجلس بود چیزی به طرفداری از مردم نگفت، ولی اکنون به
عنوان نخست وزیر دفعتاً می خواهد که همه چیز برای مردم انجام دهد که رحیمیان باورنکردنی خواند
1- نام اول معلوم نیست.
چون که امینی از یکی از خانواده های ثروتمند قدیمی است. رحیمیان گفت که امینی اختلاف ما بین
خودش و آنهایی که در گردهمایی حاضر بودند را می فهمد و او می داند که محدود نمودن فساد دوستان و
خانواده او را تحت تأثیر قرار خواهد داد. امینی از برگزاری انتخابات هراسان است به خاطر اینکه
اشخاص حزب انتخاب خواهند شد و این برای او و دوستانش خطرناک خواهد بود.
مکی به اختصار سخن گفت؛ بقایی را معرفی نمود و قول به ادامه مبارزه برای آزادی داد.
بقایی گفت آنها باید امینی را مورد انتخابات راهنمایی کنند. امینی نباید اشتباهاتی را که پشتیبان او
جعفر شریف امامی و منوچهر اقبال مرتکب شدند، بکند. این حقیقت که شریف امامی و اقبال رفته اند و
بقایی میتینگ برگزار می کند، ثابت می کند که آنها مهم نیستند و بقایی و حامیانش مهم هستند. امینی با
شکست در برگزاری انتخابات، قانون را مورد بی توجهی، قرار داده است، ولی بقایی قسم خورد که برای
انتخابات مبارزه کند. بقایی چند لحظه ای در مورد کار خوبی که امینی برای محدود نمودن فساد انجام
می دهد، صحبت کرد.
2 طبق گفته رهبران جبهه ملی، اطلاعاتی از چندین نفر به جبهه ملی رسیده که شاه می خواست بقایی
تبرئه شود و بعد به او اطلاعاتی دهد که با آن به جبهه ملی حمله کند. طبق شایعاتی در چند محفل نظامی،
بقایی با قول برای حمله به جبهه آزادی ملی، آزاد شد.
3 سازمان پاسداران آزادی چند تراکت توزیع کرده بود. منجمله یادبودی برای دانشجویان کشته شده
در 1332 در دانشگاه به تاریخ 16 آذر 1340 که به وسیله دانشجویان وابسته به پاسداران آزادی امضاء
شده بود.
4 نُه نفر در این ستون از طرف ساواک اعضای شورای عالی پاسداران آزادی خطاب می شوند.
5 بر اساس حضور در گردهمایی، بقایی در حدود دو سال پیش، هویت احتمالی برخی اشخاص در
اینجا آمده است: مهندس نظام الدین عقیلی، عبداللّه شکری، حمزه بزرگ نژاد، محمدعلی یوسفی زاده، علی
فراهانی، علی اصغر قناد.
6 این گزارش با سفارت هماهنگ شد.
حزب زحمتکشان 15
تاریخ: 7 ژوئن 1962 17/3/1341محرمانه
آقای فرانک کرافورد قسمت سیاسی
آقای داگلاس مارشال قسمت کنسولی
گفتگو با دکتر بقایی در 3 ژوئن 1962
سابقه:
همان طور که می دانید حدوداً یک هفته پیش من، منصور رفیع زاده، یک دانشجوی ایرانی، را که به
ایالات متحده باز می گردد تا درسش را در فوق لیسانس اقتصاد تمام کند، ملاقات کردم. رفیع زاده معاون
رئیس گروه ملی دانشجویان ایرانی در ایالات متحده که سازمان دانشجویان حامی دکتر مظفر بقایی است،
می باشد. او همچنین یک روزنامه ماهیانه (که به زودی هر دو هفته یک بار منتشر می شود ) که از نظرات و