کشورهای مزبور تأمین نمی شود. نفت و تأمین آن برای به حرکت درآمدن چرخهای صنایع آمریکا، ژاپن و
کشورهای اروپای غربی حکم حیاتی ترین ماده خام را پیدا می کند. سرازیر شدن سیل مداوم نفت به این
کشورها ایجاد منطقه ای امن و به دور از آشوب را نیاز دارد تا هم این دسترسی مداوم به نفت را تضمین کند
و هم امنیت چاههای نفت را و در اینجا کلمه ثبات منطقه و تشویق کشورهای منطقه (خاورمیانه و خلیج
فارس) به رفع منازعات از طریق اقدام مسالمت آمیز معنی پیدا می کند.
تحقق خط مشی ها جلوگیری از نفوذ شوروی
تحقق خط مشی ها جلوگیری از نفوذ شوروی
ایران به خاطر موقعیت استراتژیک، سیاسی و اقتصادی به صورت بهشت غارتگران و استعمارگران
درمی آید. در بعد استراتژیکی نظامی به صورت منحصر بفردترین پایگاه اطلاعات جاسوسی بر علیه
شوروی می شود، عمده ترین و حساسترین نقش منطقه ای حائل بین شوروی و آبهای خلیج فارس و
اقیانوس هند را پیدا می کند و ... برای درک و توضیح این موارد به ذکر گوشه هایی از اسناد بسنده می شود:
«منافع وسیع آمریکا مستلزم یک ایران صمیمی، متعهد و با ثبات است. همچنین لازمه اش یک
همکاری عملی گسترده است. ایالات متحده نیازمند تسهیلات اطلاعات نظامی خاصی است که برای
توانایی آمریکا در نظارت و تجزیه و تحلیل پیشرفتهای موشکی و تواناییهای شوروی و رعایت
موافقتنامه های کنترل سلاحها از طرف این کشور ضروری می باشد. به بازرسان گفته شد که هیچ مکان
دیگری به جای آنها که اینک آمریکا در ایران داراست وجود ندارد. ایالات متحده همچنین محتاج به
داشتن امتیاز پروازهای فوق العاده است تا هواپیماهای نظامی و غیر نظامی آمریکایی از طریق اروپا و
مدیترانه دسترسی به اقیانوس هند و آسیای جنوبی (از راه ترکیه) داشته باشند. تنها مسیر جایگزین از
طریق مصر یا اسرائیل است که حساستر می باشد.»
«ایران برای آینده غیر قابل پیش بینی بسیار مورد توجه ایالات متحده خواهد بود. موقعیت مکانی این
کشور به تنهایی ضامن این پیش بینی است. ایران کشور عمده منطقه سپر (ترکیه، ایران، پاکستان ) میان
اتحاد شوروی و شبه جزیره سرشار از نفت عربستان می باشد...»
«ایران محل وسائل اطلاعاتی آمریکاست که با فایده بی همتایی که دارد در هیچ مکان دیگری قابل
تقلید نیست و بالاخره ایران و آمریکا علایق مشابه در گسترش صلح و استقلال منطقه خلیج فارس دارند
و این ایران است که این علایق را در تماسهایش با سایر کشورهای خاورمیانه و آسیای جنوبی به پیش
می برد.»
همان گونه که گفته شد رقابت شرق و غرب که صرفا ریشه در ماهیت تجاوزگرانه و جهانخوارانه دو ابر
قدرت شرق و غرب دارد برای هرچه بیشتر به غارت بردن منابع خلقها مبارزه و جنگی را پایه ریزی کرده
که قربانیان آنها تنها ملل محروم و مستضعف جهان می باشند. شوروی با حضور سیاسی، نظامی و
اقتصادی در کشورهای بلوک شرق، رژیمها و سیستمهایی را پی ریزی کرده که تاکتیک عمده و
برنامه ریزیهای نظامی تسلیحاتی و خلاصه قسمت اعظم بودجه و درآمد سالیانه شان در جهت به اصطلاح
مبارزه با نفوذ آمریکا طرح ریزی شده است و این بودجه جز ماحصل تلاش و منابع ملل مظلوم این کشورها
نیست. در جهت دیگر نیز آمریکا با اعمال همین سیاست در کشورهای بلوک غرب، بخش اعظم درآمد و
بودجه این مردم را در جهت به اصطلاح مبارزه با شوروی به کار می گیرد.
اعمال این سیاستها تنها ضامن فروش مداوم تسلیحات، قبضه بازارها و تجارت، تأمین و دستیابی به
مواد خام و اولیه معدنی و ... است. تنها بدین طریق است که رونق اقتصادی و صنعتی خودشان را بیمه
می کنند.
دستیابی به منابع و اهداف تعیین شده در مورد ایران
دستیابی به منابع و اهداف تعیین شده در مورد ایران
«همچنین ایالات متحده، به دلایلی که برای مدتهای مدیدی معتبر خواهد بود، اهمیت قابل توجهی
برای ایران دارد. ایالات متحده تنها قدرت غربی است که قادر است تجاوز احتمالی شوروی را در
خاورمیانه دفع کند. ایالات متحده آمریکا در حال حاضر و نیز به طور بالقوه در آینده، منبع وسائل پیشرفته
و تکنولوژی است که ایران برای تبدیل منابع طبیعی در حال تخلیه اش نفت به صورت سرمایه انسانی با
دوام احتیاج دارد، یعنی کارگر ماهر و نخبگان تحصیلکرده.»
«ایران به ایالات متحده امتیاز پرواز اضافی، تسهیلات اساسی اطلاعات نظامی و دستیابی به بازارهای
نفت خود را می دهد. آمریکا هم برای ایران، مواد غذایی و سیستمهای سلاحهای پیشرفته، اطلاعات و
تکنولوژی می فرستد». (به وسیله آموزش حدود 25000 دانشجو در آمریکا و اعزام پرسنل نظامی و
غیرنظامی آمریکایی به ایران تا به هزینه ایران یک طیف وسیع از مساعدت فنی به عمل آورد).
تنها وظیفه شاه و دولتهای وابسته اش تحکیم نفوذ پایه های غرب و به ویژه آمریکا در ایران بود و
خوش خدمتیها و وطن فروشیهای این مزدوران، آمریکا را به اعتراف به این امر واداشته بود که: «ریزش
کالا و تکنسین های نظامی و غیرنظامی از آمریکا به ایران تقریبا به طور کامل به وسیله دولت ایران تأمین
مالی می شود. این کشور از نظر مالی خیلی بیشتر از دولت آمریکا در رابطه دوجانبه ایران و آمریکا کمک
می کند. آن کس که مزد نوازنده را می دهد اختیار آهنگ را دارد و خوشبختانه این آهنگ برای آمریکا
عموما مطبوع است.»
تداوم این خوش خدمتیها به آمریکا تا آنجا پیش می رود که آنها می گویند: «خط مشی آمریکا نسبت به
ایران در جهت ارتقای منافع آمریکا مؤثر بوده است. بیشتر هدفهای خط مشی حاصل شده و آن هم در
حداقل هزینه از نظر منابع رسمی ایالات متحده.»
شاه معدوم برای ارضای جاه طلبیها و اثبات وفاداریش به آمریکا تحت لوای گسترش و رشد ایران در
جهت صنعتی شدن و خودکفایی و دروازه های تمدن بزرگ با اتلاف اکثر ذخایر و منابع و حیثیت این ملت
مجری طرحهایی بود که جز منافع صددرصد آمریکا چیزی را تأمین نمی کرد:« (شاه ) خواهان آخرین
وسایل نظامی آمریکاست و آنها را به دست می آورد و به مستشاران و تکنیسینها و مربیان نظامی و غیر
نظامی آمریکا پول می پردازد. همچنین دولت ایران جهت خرید تسهیلات و کمکهای فنی و آموزشی در
مورد بسیاری از زمینه های غیر نظامی قرارداد می بندد. ایالات متحده تأمین کننده مرحج در زمینه های
نظامی و غیر نظامی برای ایران می باشد... ایالات متحده باید آماده کمک به دولت ایران برای گرفتن بهترین
کالا و خدمات آمریکایی با بهای کامل باشد. همکاری ایران و آمریکا مبتنی است بر این اعتقاد که ایالات
متحده بهترین طیف کالاهای تولیدی و تکنولوژی را داراست. بهترین هم معمولاً گرانترین است. نفع
آمریکا در عرضه بهترین قرارداد، یعنی تأمین کالاها و تکنولوژی (بر مبنای اخذ قیمت تمام عیار) برای
کشور در حال توسعه پولداری که مشتاق است بالاتر از همسایگانش باشد، جاذبه دارد».
«تخمین زده می شود که اکنون بین 22 تا 25 هزار آمریکایی در ایران است. گمان می رود که این تعداد
ممکن است به حدود 30 هزار تا 811980 افزایش یابد...(از 30 هزار آمریکایی در سال 8180، تعداد32
آنها شرکتهای قرارداد دفاعی و بستگانشان خواهند بود)».
«ایران یک کشور سلطنتی است که به وسیله شاهی اداره می شود با قدرت نامحدود به طور دینامیک
که خودش کلیه تصمیمات مهم را در ایران می گیرد و تمامی جنبه های اقتصادی و حیات سیاسی کشور را
کنترل می کند.هیچ نوع مقابله داخلی مؤثری در مورد رهبری او وجود ندارد... لااقل در حال حاضر تولید
نفت ایران برای آمریکا مهم و برای اروپای غربی و اسرائیل و ژاپن حیاتی است... در 1975 موازنه
دوجانبه تجارت بجز فروش وسائل نظامی، به 1/1 میلیارد دلار به نفع آمریکا بالغ گردید. ایران بدون شک
بازار مهمی برای آمریکا تا آینده قابل پیش بینی خواهد بود... تکامل سیاست آمریکا نسبت به ایران منجر
به یک تأکید بسیار سنگین در مورد عوامل اطلاعاتی و نظامی در رابطه بین دو کشور شده است... واردات
غیر نظامی ایران در 1975 مبلع 3/10 میلیارد دلار بوده است که از این مقدار ایالات متحده 2 میلیارد دلار
عرضه کرده است. تخمین زده می شود که تا 1980 بازار غیر نظامی ایران در حدود 6/20 میلیارد دلار
خواهد بود. نفت ایران برای آمریکا مهم و برای متحدانش ضروری است. این امر برای مدت 10 سال دیگر
صدق می کند.»
«به نظر می آید سیاست آمریکا دایر بر حمایت از تلاشهای منطقه ای برای دستیابی به امنیت جمعی از
طریق معاضدت امنیتی و فروش اسلحه و انواع دیگر پشتیبانی، اینک کمک به ایجاد وضعیتی در منطقه
خلیج نموده است که از نقطه نظر ایالات متحده رضایت بخش تر از سالهای مدیدی بوده است ... ایران و
عراق روابط خود را اصلاح نمودند و ایران اقدام به بهبود روابطش با سایر حکومتهای عربی کرده است. در
نتیجه دخالت مسلحانه ایران در ظفار،شورش آنجا تحت کنترل است. هر چند که اساس آرامش فعلی
شکننده و آینده اش نامطمئن است اما این حقیقتی است که ثبات سیاسی نسبی وجود داشته و توسعه
اقتصادی سریعی در سرتاسر منطقه در حال انجام است و آمریکا در زمینه های تجارتی و سیاسی در این
وضعیت سود می برد.»
نگرشی ساده به مطالب فوق عظمت عظیمترین انقلاب را در صحنه گیتی، اگر بخواهیم تنها از بعد ضد
امپریالیستیش به آن بنگریم، بر ما آشکار می کند. انقلابی که کوبنده ترین ضربه را بر پیکره امپریالیسم در
ایران وارد کرد، دست نشانده ترین مزدور آمریکا را نابود کرد، منحصر به فردترین پایگاههای اطلاعاتی
آمریکا را در منطقه برچید، ارسال نفت به اسرائیل و آمریکا را قطع کرد. انقلابی که شکست ناپذیری آمریکا
را به مسخره گرفت و به خلقهای تحت ستم مفهوم مبارزه و انقلاب آموخت. انقلابی که انسان مسخ شده را
به فطرت الهیش بازگرداند و ایمان چراغ راهش شد و شهادت وسیله قربش. انقلابی که شعارش اللّه اکبر بود
و سلاحش ایمان، نه دربند خاک بود نه در یوغ ملیت. انقلابی که گستره گیتی را فریاد می کرد که تا بانگ
لااله الااللّه و محمد رسول اللّه در تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.
دولت موقت و آمریکا
دولت موقت و آمریکا
آنان که انقلاب اسلامی و اهداف آن را درک نکرده بودند و تداوم انقلاب نیز نیاز به افشای ماهیتشان
داشت، با پیروزی آن به تکاپو برخاستند. اینان به خاطر عدم شناخت اسلام در تمامی ابعادش و ماهیت
غرب گرایانه تفکراتشان، قصد آن داشتند تا همان سیاستها را شاید به گونه ای معتدل تر و با شیوه هایی
جدیدتر تداوم بخشند. دیدگاههای کلی و سوابق زندگی عناصر دولت موقت که به کرات ذکر آنها رفته خود
به تنهایی بیانگر این امر است. در ذیل موضع گیریها و نظارت چند تن از عناصر تشکیل دهنده دولت موقت
به عنوان مشت نمونه خروار می آید:
«سلامتیان گفت که سفیر باید با کسانی که مشورت می کند بر موفقیت انقلاب و تمایل ایران به داشتن
روابط نزدیک با آمریکا تأکید نماید. او اضافه کرد که این مطلب را قبلاً با نخست وزیر و وزیر امور خارجه
در میان گذاشته اند لذا این اعلام دوستی موضع مشترک بلندپایه ترین مقامات کشور بود... سلامتیان گفت
که آمریکاییان باید بفهمند که انقلاب ایران از خیلی جهات شبیه انقلاب 1779 آمریکا بوده است. رؤسای
جمهور بزرگ آمریکا، واشنگتن، جفرسون و لینکلن اینجا خیلی مورد احترام هستند. خیلی از جوانب
قانون اساسی ایران از قانون اساسی آمریکا الهام گرفته بود». (سند 5)
«او (یزدی ) گفت گذشته، گذشته است و ایرانیان مردان عمل هستند و زمینه های بسیار برای همکاری
وجود دارد. ایران نیز به مرور زمان نیازمند تکنولوژی و محصولات کشاورزی آمریکا خواهد بود و
مناسبات عادی بر مبنای احترام متقابل خواهد بود.»(سند 8)
«... صدر، وزیر بازرگانی در پاسخ گفت که پس از 20 سال مطالعه و کار و زندگی در ایالات متحده او
اعتقاد دارد که آمریکاییها عملگراترین اشخاص در دنیا هستند و یک نفر آمریکایی می تواند خود را با
اوضاع جدید وفق دهد به همان گونه او می تواند خود را با اوضاع ایران وفق دهد... سرانجام او گفت که
اطلاعات و اولویتهای گذشته دقیق نبوده و بایستی اصلاح شود. مناسبات ایران با ایالات متحده اعم از
فرهنگی و تکنولوژیک و پیوندهای خانوادگی طوری است که از تمایل ایران به حفظ مناسبات با ایالات
متحده پشتیبانی می کند.» (سند14)
«امیر انتظام به خبرنگاران گفت که امیدوار است روابط با آمریکا به زودی به سوی بهبودی رود و در
مورد قراردادهای نظامی او گفت فسخ تمام قراردادهای سابق که ایران قبلاً در آنها میلیاردها دلار
سرمایه گذاری کرده بود غیرعاقلانه است. او حتی به طور غیرمستقیم به لزوم متخصصان نظامی آمریکایی
اشاره کرد.» (سند 38)
«یزدی مطرح نمود که ایران نمی تواند به تنهایی به پیش برود یزدی صریحا به ادامه وابستگی به غرب
اقرار کرد و گفت که فسخ سریع قراردادها توسط ایران بیشتر به ضرر ایران خواهد بود تا فروشندگان
خارجی ...» (سند 38 )
چنین بافت و طرز تفکری نمی تواند مورد مخالفت آمریکا قرار گیرد و در مقابله با خط اصیل انقلاب
اسلامی این افراد می توانند به عنوان پایگاههایی برای اعاده منافع آمریکا در ابعاد نظامی، سیاسی،
اقتصادی و فرهنگی به حساب آیند. آمریکا در ایران سرمایه گذاریهای هنگفتی داشت و نمی توانست به
راحتی از آنها چشم پوشی کند. آمریکا به دنبال ارائه روشهایی بود که بتواند سلطه مجدد خویش را اعمال
کند. در همین رابطه، گذشته از تحلیل شرایط و اوضاع و شناسایی نقاط قوت و ضعف و بافتهای موافق و
مخالف آمریکا به تماسهای به اصطلاح رسمی و دیپلماتیک با سران دولت موقت می پرداخت.
تداوم خط مشی ها و اهداف
تداوم خط مشی ها و اهداف
آمریکا به خاطر منافع بی همتایش در ایران، در پی برآوردن و دستیابی به اهداف کلیدیش با توجه به
زمینه هایی که داشت، برآمد. این زمینه ها به طور اختصار و به طور پراکنده در این مجموعه وجود دارد.
(آنچه در مورد شرکتها، وضع نفت، مسائل اقتصادی و نظامی در این مجموعه وجود دارد بیانگر عمق
وابستگی و سلطه شیطانی آمریکا در ایران نیست و انشاءاللّه در این موارد مجموعه های مستقل دیگری
انتشار خواهد یافت.)
«او (کاردار) گفت که شرکتهای ایالات متحده هنوز هم ایران را یک بازار مهم تلقی خواهند کرد. آنها
تکنولوژی مهمی به ایران آورده اند و آنها همچنین می توانند خود را با محیط جدید وفق دهند تا بتوانند
مناسبات خود را با ایران ادامه دهند.» (سند 14)
«من از شما (یزدی) در مورد موضوع انجمن ایران و آمریکا در اصفهان و دفتر تعلیم و تربیت اصفهان
استمداد می طلبم. همان طور که شما می دانید، انجمن ایران و آمریکا یک مؤسسه فرهنگی خصوصی است
که سعی دارد روابط بین ملت ایران و آمریکا را از طریق برنامه تبادل و وقایع فرهنگی، کتابخانه و جلسات
ملاقات و کلاسهای انگلیسی برای ایرانیان و کلاسهای فارسی برای آمریکاییان نگهدارد و بهتر سازد...
اگرچه انجمن ایران و آمریکا یک سازمان دولتی آمریکا نمی باشد، ولی سفارت آمریکا از اهداف
انجمن پشتیبانی به عمل آورده و معتقد است که این همکاریها باعث تفاهم بیشتر بین دو کشور خواهد
شد». (سند33)
«ساندرز (معاون وزیر امور خارجه آمریکا) علاقه ما را به داشتن ایرانی نیرومند و مستقل و برخوردار
از پشتیبانی خلق که بتواند در مقابل فشارهای شوروی ایستادگی کند و به موقع سرگرم مناسبات سازنده
متقابل با ایالات متحده باشد، به آگاه (کاردار ایران در آمریکا )تأکید کرد. ایالات متحده علاقه ای به وارد
کردن خود و مداخله در امور داخلی ایران ندارد بلکه می خواهد مقامات ایران بدانند که ما حاضریم در
زمینه های منابع و و مصالح مشترک با یکدیگر همکاری کنیم. آگاه متقابلاً این احساسات را تأیید کرد و
احساسات دوستانه و تحسین مردم ایران را نسبت به ایالات متحده، علیرغم پیوندهای ایالات متحده با
رژیم شاه تشریح کرد.» (سند 48)
دولت موقت و علاقه به از سرگیری روابط
دولت موقت و علاقه به از سرگیری روابط
مواردی که دولت موقت بعد از روی کارآمدنش در رابطه با آمریکا با آن روبه رو شد، مسائل متعددی
بود که یک سری مانند قراردادهای نظامی و پولهای پرداخت شده بابت لوازم یدکی و مسئله شرکتها و
قراردادهای اقتصادی بود و دسته دیگر مسائل به وجود آمده بعد از انقلاب بود، مانند رفتن شاه به آمریکا،
دیدارها و ملاقاتها با سران و وزیران آمریکا و اظهارنظر راجع به کل مشکلات و مسائل ایران و آمریکا.
برخورد دولت موقت با تمام این مسائل، در جهت حل آنها و تفاهم و از سرگیری روابطی برمبنای جدید و
آغازی نوین بود:
«من (کاردار) مراتب فوق را صرفا بدان جهت گزارش می دهم؛ برای آنکه طرز فکر وزیر امور خارجه
ایران و عده زیاد دیگری از شخصیتهایی که در حکومت حاضر وجود دارند نشان دهد یزدی به نظر
می رسد اساسا نسبت به ایالات متحده روش دوستانه دارد و مایل است که مناسبات عادی بین ایران و
آمریکا برقرار شود، ولی مخالفت او با شاه در گذشته و در پیچیدگی پیوندهای ایالات متحده با رژیم
پهلوی، در شخص او وزنه سنگینی تشکیل می دهد.» (سند 25)
«در ملاقات اخیر بین یزدی و تامانی نی، سفیر ایتالیا در ایران، یزدی اظهار علاقه به خرید لوازم یدکی
کرده است که در ایتالیا طبق پروانه ایالات متحده برای تجهیزات نظامی که اکنون در ایران وجود دارد تولید
می شود. کارمند مربوطه گفت که ایتالیاییها که اکنون در اندیشه دادن پاسخ به این پیشنهاد هستند، معتقدند
که تقاضای یزدی کوششی برای بهبود تماسها با ایالات متحده از طریق یک کشور ثالث است زیرا از لحاظ
سیاسی در حال حاضر مراجعه به ایالات متحده به طور مستقیم امکان پذیر نیست.»( سند 30)
«من در حال حاضر هیچ دلیلی ندارم که فکر کنم گرایش دولت جدید به طور مؤثری با گرایش دولت
موقت ایران تفاوت خواهد داشت. خود من در اینجا در تمام سطوح به گرمی پذیرفته شده ام. سروصداهای
اخیر دولت درباره ما عموما مثبت بوده اند... ما احساس می کنیم که هم یزدی و هم بازرگان، به طور
فزاینده ای نیاز به حرکت در جهت یک تفاهم بهتر با ما را تشخیص می دهند. این موضوع حتی به میزان
زیادتری در مورد رهبریت نظامی وجود دارد.»(سند 50)
اسناد 51 و 52 در مورد علاقه به از سرگیری روابط بین ایران و آمریکا و ابراز این امر از سوی
دولت موقت نشانگر گسترش این طرز فکر در بین عناصر دولت موقت است تا آنجا که خواستار تبادل
اطلاعات می شوند. (سند 85)
حمایت آمریکا از دولت موقت
حمایت آمریکا از دولت موقت
موضع گیری آمریکا در قبال دولت موقت به عنوان عکس العملی مثبت در برابر گرایشها و امیال قلبی
این افراد بود که سعی داشتند با روشی متعادلتر و نوین و یا به قول خودشان با از سرگیری روابط بر اساس
آغازی جدید، منافع غرب و آمریکا را تأمین کنند. مسلم است که این طرز نگرش نمی تواند مورد مخالفت
آمریکاییها قرار گیرد با توجه به اینکه این عناصر به طور بالقوه نیز قادر بودند در برابر جناح ضد آمریکایی
و ضد کفر امام نیز به مقابله برخیزند:
«آنچه ما باید انجام دهیم این است که تا مدتی با جریان امور هماهنگی داشته باشیم. یزدی و انتظام هر
دو با کاردار درباره آغاز دوره جدید، که با ورود سفیر جدید عملی خواهد شد صحبت کرده اند.»(سند 12)
«تمام این جریان اشاره بر این دارد که بهترین امید ما به دستیابی به یک توافق رضایت بخش با ایران
جدید در دیپلماسی ساکت و آرام نهفته است. علیرغم ناسازگاری خمینی نسبت به ایالات متحده، خیلیها
در اینجا هستند که خالصانه مایل به داشتن روابط دوستانه و همیارانه با ما می باشند و نظرات ما را پذیرا
هستند و در مورد طرز تفکر بین المللی راجع به موضوعاتی از قبیل حقوق بشر حساس می باشند. متأسفانه
خمینی در حال حاضر قدرتمندترین چهره سیاسی در ایران می باشد. و شخصی است که شاید ایرانیان
مترقی جرأت نمی کنند رودررو با او برخورد نمایند.ما نبایستی توانایی خود را در تأثیر گذاردن بر
جریانات در اینجا بیش از حد ارزیابی کنیم، ولی می توانیم امیدوار باشیم با کار سرسختانه با آن ایرانیانی
که مایل هستند دوستی با ایالات متحده را درک نمایند تا حدی تأثیر مهمی داشته باشیم.» (سند 28)
«تا زمانی که دولت موقت قدرت بیشتری نیابد، این نداهای میانه روانه مانند یزدی، امیر انتظام و حتی
بازرگان، بعید است که اثری داشته باشند. با توجه به جو سیاسی نامطلوب اصلاً نمی توان مطمئن بود که
میانه روها در دولت موقت آنقدر زیاد هستند و یا آنقدر نفوذ دارند که بتوانند مانع از حملات شوند و یا
مواضع ضدآمریکایی که مانع از سرگیری فعالیتهای تجار آمریکایی در ایران شده را تغییر دهند.»(سند
36)
«ما خصوصا (منظور از ما وزارت امور خارجه آمریکاست) در هر گونه اقدام عملی که وی (بازرگان)
فکر می کند ایالات متحده می تواند برای کمک به دولت موقت ایران در تلاشهایش برای بالا بردن ثبات و
فراهم آوردن زندگی بهتر برای شهروندان ایرانی انجام دهد، ذیعلاقه هستیم. محدودیتهای آشکاری در
آنچه که ایالات متحده می تواند انجام دهد وجود دارد، ولی در جایی که مقتضی باشد می خواهیم که تا
آنجایی که می توانیم برای بازرگان نخست وزیر و دولتش مفید باشیم.» (سند 51)
«منافع ما در ایران بالاتر از هر گونه رژیم خاصی قرار دارد. موضوعی که ما تلاش کردیم تا برای
حاکمان جدید ایران آن را روشن سازیم، به این منظور که از سوءظنهای آنان در این مورد که ما به تبانی با
شاه سابق ادامه می دهیم، کاسته باشیم. در حال حاضر به نظر می رسد که منافع ما به بهترین نحو با همکاری
با دولت مهدی بازرگان جهت برپایی مجدد روابط دوجانبه بر اساس تشریک مساعی بین ایران و ایالات
متحده برآورده می شود.»(سند 60)
«(سخنان پرشت مدیر میز ایران با یزدی)... علاقه ما به ایران این است که ایران مستقل و از لحاظ
تمامیت ارضی دست نخورده باقی بماند، یک حکومت با ثبات فزاینده داشته باشد و بتواند با مشکلاتی که
بروز می نماید مقابله کند. او گفت ما آرزومندیم که دولت موقت ایران در کوششهای خود موفق باشد زیرا
به همان اندازه که دولت موقت ایران نسبت به ثبات پیشرفت حاصل کند، منافع ما در ایران پیش می رود.
پرشت خاطرنشان ساخت که باید صراحتا گفت که ما راه با دوام دیگری را نسبت به دولت کنونی نمی بینیم
و بنابراین به هیچ وجه هیچ گونه نفعی نداریم که جز کمک به هر ترتیب به موقعیت آن کار دیگری انجام
دهیم...
پاسخ یزدی به همه این مراتب روی هم رفته مثبت بود. او موافقت کرد که در زمینه داد و ستد
پیشرفتهایی حاصل شده است. او گفت از اظهارت پرشت دربراه روش دولت آمریکا نسبت به مناسبات با
ایران قدردانی می کند. دولت موقت ایران نیز به نوبه خود مایل است مناسبات حسنه و سازنده ای با ایالات
متحده داشته باشد ولی ابتدا لازم است مسائل مربوط به مناسبات قدیمی حل و فصل شود تا مناسبات
جدید بر یک شالوده سالمی آغاز شود.» (سند 86)
سیاست آمریکا در قبال جو ضد آمریکایی مردمی و مطبوعاتی ناشی از وقوع انقلاب اسلامی مبتنی بر
سکوت بوده تا با غیر فعال نشان دادن خود در صحنه دیپلماسی ایران و وسایل ارتباط جمعی مانع از
گسترش و شدت یافتن فعالیتهای ضد آمریکایی شود و در جهت دیگر سعی بر گسترش و ایجاد حلقه های
ارتباطی با افراد و کسانی که فکر می کرد می توانند در آینده چه از نظر فرهنگی یا سیاسی مؤثر باشند،
می نمود:
«در هر حال من فکر کردم که ما برای انجام آنچه که در توان داریم جهت آرام کردن احساسات فعلی
باید از دیپلماسی (سکوت) آرام استفاده کنیم». (سند 29)
«... در مراحل اولیه (برای ایجاد حلقه های ارتباطی) روابط شخصی توسعه یافته دوستانه و با تفاهم
شخص با شخص مهم می باشند. از طریق این ارتباطات شخصی حلقه های ارتباطی نهادی دقیقا معینی
می تواند به وجود آید که به نوبه خودش می تواند روابط دوجانبه بیشتری به بار آورد....» (سند 67)
ملاقاتها و دیدارهای همیشگی کاردار با یزدی و یا دیدار و ملاقات یزدی با وزیر امور خارجه آمریکا
و معاون او و همچنین با ژنرال گریوز و مک گیفرت و سمینار وزارت امور خارجه، نشانه گسترش روابط،
هر چند با پوشش دیپلماتیک و رسمی است.
از جمله موضوعات مطروح در اسناد این مجموعه، مسئله آوردن شاه و انعکاس این عمل بر روی
روابط دوجانبه آتی ایران و آمریکاست. از یک سو نپذیرفتن شاه در آمریکا می توانست باعث عدم اعتماد
بقیه سران مزدور کشورهای جهان و منطقه شود که در صورت مواجه شدن با مشکلی مانند آنچه که شاه با
آن رو به رو شد نمی توانستند حداقل آمریکا را به صورت مأمن و پناهگاهی برای گذران بقیه عمرشان در
نظر بگیرند و به ناچار این امید مبدل به یأس می شد و آنها را احتمالاً وادار به تغییر موضع می کرد. از سوی
دیگر پذیرفته شدن شاه در آمریکا روابط تصور شده ایران و آمریکا که آمریکا با وجود دولت موقت به آن
امید بسته بود را تیره می کرد. بر این اساس آمریکا برای اینکه هم شاه را بپذیرد و هم به روابط جدیدش با
دولت موقت لطمه وارد نکند علیرغم جناحهای موافق و مخالف در هیئت حاکمه اش سعی کرد در پوشش
اقدام از سوی شهروندان آمریکایی و به بیانی دیگر اقدام از سوی مقامات غیر رسمی (البته با طرح و
برنامه ریزی مقامات رسمی ) شاه را به آمریکا بیاورد. در هر صورت آمریکا قصد داشت که شاه را به
آمریکا بیاورد چون با توجه به بافت دولت موقت و به گمان خودشان کاسته شدن از حرارت تب آلود
انقلاب در بین مردم فکر می کرد این امر اثر چندان ناخوشایندی بر از سرگیری روابط نخواهد داشت:
«دومین نکته ای که آگاه در میان گذشت درباره این امکان بود که شاه ممکن است به آمریکا بیاید اظهار
نگرانی کرد. بعضی از اشخاص در ایران این احساس را دارند که لااقل تشویق از در عقبی از سوی
عناصری در دستگاه دولتی ایالات متحده برای آمدن شاه به آمریکا وجود دارد. ساندرز (معاون وزیر
خارجه آمریکا) اظهار نظر کرد که مرحله ای از زمان در آینده، هنگامی که از حرارت تب آلود انقلاب کاسته
شود، ما تصور می کنیم که ایران کمتر به آن چه که انقلاب علیه آنها بود توجه خواهد کرد و بیشتر به آنچه که
انقلاب قرار بود تحقق بخشد، توجه خواهد نمود.» (سند 48)
«همچنین ملاحظه برخورد ما با شاه که هم بر برنامه زمان بندی و هم بر جو موجود تأثیر می گذارد
مطرح است. به نظر من قبل از اینکه ما سفیری در اینجا داشته باشیم خیلی مطلوب است که شاه به ایالات
متحده نیاید. استحکام و دوام افزون شده در روابط دوجانبه ما که می تواند به دنبال انتصاب یک سفیر
صورت پذیرد، با عکس العمل ناچارا مغایر با برخوردهای ما نسبت به شاه خصوصا از جانب آیت اللّه
مقابله خواهد نمود.» (سند 50)
«وزیر (وزیر امور خارجه آمریکا ) پاسخ داد که آمریکاییها آزاد هستند تا با شاه ملاقات کنند و دولت
ایالات متحده نمی تواند در این مورد کاری انجام دهد. یزدی سیاست ما را در مورد شاه جویا شد. وزیر
گفت که روشن است ما به او گفته ایم در این زمان ما فکر نمی کنیم که وی به ایالات متحده بیاید، ما قادر
نیستیم آنچه را که در آینده پیش می آید بگوییم». (سند 55)
علیرغم روشن و واضح بودن حرکات آمریکا مبنی بر آوردن شاه به آمریکا برای دولت موقت و ابراز
این نظر هر چند به طور ضمنی برای مقامات دولت موقت، عکس العمل و موضع آنها بیشتر مبتنی بر از
سرگیری روابط و گسترش آن بود و زمینه سازی برای ملاقات با برژینسکی در الجزایر از سوی بازرگان،