سند شماره (1)
وزارت امور خارجهسریاوت 1976 مرداد و شهریور 1355
دفتر بازرسی کل، سرویس خارجی
گزارش بازرسی در مورد نحوه ارتباط با ایران
تذکار در مورد توزیع نحوه ارتباط با ایران
تذکار در مورد توزیع
این گزارش بازرسی، یک گزارش داخلی وزارت خارجه آمریکا و بخش مستقیمی از جریان مطالعه
دقیق وزارتخانه (خارجه) است. این گزارش درجه تأثیر خط مشی و کارایی مدیریت را ارزیابی می نماید
که به منظور اطلاع وزیر امور خارجه و رؤسای عمده وزارتخانه نگارش یافته و پیشنهاداتی راجع به
تغییرات در خط مشی و مدیریت به عمل می آورد.
به هیچ وجه نباید خارج از وزارت خارجه توزیع گردد، چه تمام و یا قسمتی از آن، بجز به آن
سازمانهایی که مداخله مستقیم در فرمول بندی و مدیریت خط مشی خارجی دارند و در آن صورت هم
باید با اجازه کتبی قبلی مدیر کل بازرسی سرویس خارجی وزارت خارجه باشد. در محله های مأموریت
وزارت خارجه، می توان به اختیار مسئول اصلی، قسمتهای مربوطه گزارش را به عوامل سایر سازمانها و
وزارتخانه های دولت ایالات متحده که رابطه مستقیم با پیشنهادات خط مشی تحت بررسی دارند ارائه داد.
سری
نحوه ارتباط با ایران
پیشگفتار
پیشگفتار
این گزارش بازرسی، گزارشات بررسی جداگانه قبلی را تلفیق می دهد. جنبه های بررسی این بازرسی
شامل آزمونهای مناسب جهت ارزیابی میزان تأثیر کنترلهای داخلی و عملیات مدیریتی می شد ولی
بررسی مفصل کلیه عملیات، انجام نشده بود. این بازرسی در تاریخهای 17 الی 31 ماه می و 15 ماه ژوئیه
الی 13 ماه اوت 1976 در واشنگتن، دوم ماه ژوئن الی 14 ژوئیه 1976 در تهران، سوم الی ششم ماه ژوئن
76 در اصفهان، هشتم الی نهم ماه ژوئن 76 در شیراز و سیزدهم الی چهاردهم ژوئن 76 در تبریز صورت
گرفت.امضاء:
هربرت اف. پراپس (بازرس ارشد سرویس خارجی)
ایوان کوزیمی (عضو وزارت بازرگانی)
دیرک گلیستین (بازرس سرویس خارجی)
رابرت والاس (بازرس سرویس خارجی)
ویلیام مورگان (بازرس سرویس خارجی)
طبقه بندی نشده
نحوه ارتباط با ایران
فهرست مندرجات
مرور کلی (صفحات زرد کمرنگ) ••• 1
اول خط مشی ••• 6
دوم مدیریت ••• 15
جدول 1 لیست کلیه منابع پیشنهادی
جدول 2 خلاصه تغییرات پیشنهادی مربوط به پستها
جدول 3 منابع دولتی آمریکا در ایران............
سوم خلاصه پیشنهادات اصلی............
یادداشتهای بازرسان (جداگانه ارائه می شود)
شماره یادداشت
1 ••• دستورالعمل دفتر (بازرسی)
2 ••• مدیریت سفارتخانه
3 ••• امور سیاسی
4 ••• امور بازرگانی اقتصادی
5 ••• امور کنسولی
6 ••• امور فرهنگی
امور اداری ••• شماره یادداشت
الف عملیات اداری ••• a1 7
ب عملیات پرسنلی ••• b1 7
ج عملیات بودجه و مالی ••• c1 7
د ارتباطات و بایگانی ••• d1 7
ه عملیات خدمات عمومی ••• e1 7
و املاک ••• f1 7
ز امور امنیتی ••• g1 7
سیستم ارزیابی پرسنل ••• 8
کنسولگریهای مربوطه
کنسولگری اصفهان ••• 1 9
کنسولگری شیراز ••• 2 9
کنسولگری تبریز ••• 3 9
سازمانهای دیگر
معاونت نظامی و سایر فعالیتهای وزارت دفاع آمریکا در ایران ••• a1 10
اداره اطلاعات آمریکا ••• b 1 10
برنامه کنترل مواد مخدر سفارت ••• c 1 10
سایر فعالیتها
الف انجمن کارمندان آمریکایی ••• a 1 11
ب مدارس ••• b 1 11
لیست کنترل پیشنهادات (جداگانه در دسترس می باشد.)
طبقه بندی نشده
نحوه روابط با ایران
فهرست مقامات اصلی
سفارت در تهران
سفیر کبیر ریچارد م. هلمز
وزیر مختار جک سی. میکلوس
رؤسای قسمتها
اداری راجر ا. پرونچر
کنسول وارد ل. کرینستنسن
اقتصادی/بازرگانی راجر سی. بروین
دیوید ای. وستلی
سیاسی هاتورن ک. میلز
سیاسی/نظامی هنری پرشت
علمی آلبرت س. چپمن
مؤسسات دیگر:
وزارت دفاع:
نماینده وزارت دفاع ایک فون ماربد
رئیس اداره مستشاری سرلشکر کنث پ. میلز
وابسته نظامی سرهنگ فرانک ب. مک کنزی
(از نیروی هوایی آمریکا)
کشاورزی پل ج. فری
مواد مخدر جک ل. گرین
اداره اطلاعات آمریکا جودن وینکلر
کنسولگریها
اصفهان ژنرال ب. مارشال
شیراز مایکل ر. آریتی
تبریز رونالد آی. نیومان
محرمانه
نحوه مدیریت روابط با ایران
نحوه مدیریت روابط با ایران
مرور کلی
ایران برای یک آینده قابل پیش بینی بسیار مورد توجه ایالات متحده خواهد بود. موقعیت مکانی این
کشور به تنهایی، ضامن این پیش بینی است. ایران کشور عمده منطقه سپر (ترکیه، ایران، پاکستان) میان
اتحاد شوروی و شبه جزیره سرشار از نفت عربستان می باشد. تا زمانی که نفت خاورمیانه برای غرب
اهمیت حیاتی دارد، دوستی ایران واجد اهمیت شدید برای ایالات متحده است. آمریکا منافع بسیار مهم
آمریکا نیز در ایران دارد. ایران محل وسایل اطلاعاتی آمریکاست که با فایده بی همتایی که دارد، در هیچ
مکان دیگری قابل تقلید نیست. بالاخره ایران و آمریکا علائق مشابه در گسترش صلح و استقلال منطقه
خلیج فارس دارند و این ایران است که این علائق را در تماسهایش با سایر کشورهای خاورمیانه و آسیای
جنوبی به پیش می برد.
همچنین ایالات متحده، به دلایلی که برای مدتهای مدید معتبر خواهد بود، اهمیت قابل توجهی برای
ایران دارد. ایالات متحده تنها قدرت غربی است که قادر است تجاوز احتمالی شوروی را در خاورمیانه
دفع کند. ایالات متحده آمریکا در حال حاضر و نیز به طور بالقوه در آینده، منبع وسائل پیشرفته و
تکنولوژی است که ایران برای تبدیل منابع طبیعی در حال تخلیه اش نفت به صورت سرمایه انسانی با
دوام احتیاج دارد: یعنی کارگر ماهر و نخبگان تحصیلکرده.
این خوشوقتی برای ایران و آمریکا وجود دارد که روابط میان دو کشور بسیار حسنه است. ایران به
ایالات متحده امتیاز پرواز اضافی، تسهیلات اساسی اطلاعات نظامی، و دستیابی به بازارها و نفت خود را
می دهد. آمریکا هم برای ایران، مواد غذایی و سیستمهای سلاحهای پیشرفته، اطلاعات و تکنولوژی
می فرستد. (به وسیله آموزش حدود 25000 دانشجو در آمریکا و اعزام پرسنل نظامی و غیر نظامی
آمریکایی به ایران تا به هزینه ایران یک طیف وسیع از مساعدت فنی به عمل آورد).
مواد اصلی این ضیافت متنوع، همانا روابط متقابل در این مبادله است: قیمتهای نفت و مواد نفتی ایران
در یک طرف و هزینه های ایران برای اخذ کالا و خدمات نظامی و غیر نظامی از آمریکا در طرف دیگر.
دولت ایران نفوذ تعیین کننده را در این مبادله دارد. این کشور (در مشورت با دیگر اعضای کشورهای
صادرکننده نفت) قیمت نفت را معین می کند و نقش اصلی در تعیین اینکه درآمد حاصل از فروش نفت
چگونه مصرف شود را داراست. ریزش کالا و تکنیسینهای نظامی و غیر نظامی از آمریکا به ایران تقریبا به
طور کامل به وسیله دولت ایران تأمین مالی می شود. این کشور از نظر مالی خیلی بیشتر از دولت آمریکا در
رابطه دوجانبه ایران و آمریکا کمک می کند. آن کس که مزد نوازنده را می دهد اختیار آهنگ را دارد و
خوشبختانه این آهنگ برای آمریکا عموما مطبوع است.
در مورد مسئله قیمت نفت، منافع مورد نظر ایران و آمریکا در تضاد با یکدیگر است. ایران نسبتا قیمت
بالایی می خواهد تا بتواند حداکثر سود را در یک دوره نسبتا کوتاه (که تقریبا ده سال تخمین زده می شود)
قبل از آنکه صدور نفتش بشدت افت نماید نصیب خود کند.
قیمتهایی که ایران خواهان است، همان قیمتهایی است که در اوپک مورد توافق قرار گرفته است و ایران
مایل است و حتی مشتاق است هر چقدر که می تواند در سطح قیمتهای مورد موافقت بفروشد و
صادرات خود را کاهش نداده است.
احتمال ندارد که آمریکا بتواند ایران را ترغیب به فروش نفت به بهای کمتر از قیمتهای اوپک نماید. نفع
ایران (به عنوان یک تولید کننده نفت با ذخائر نسبتا محدود) ایجاب نمی کند که قیمتهای اوپک را کاهش
دهد بلکه مایل به افزایش آنهاست و در همان حال می خواهد سهم خود را در بازار افزایش داده یا دست کم
حفظ نماید، مذاکرات پایاپایی که دولت ایران با شرکتهای آمریکایی و سایر کشورها به عمل می آورد،
احتمالاً معرف نوعی رقابت دور از قیمت علیه سایر عرضه کنندگان نفت می باشد، دلیلی ندارد که دولت
آمریکا مخالف یا معترض به این نوع رقابت باشد. هر نوع رقابت میان صادرکنندگان برای آمریکا و سایر
واردکنندگان (نفت) مفید بوده و گرایش به تضعیف همبستگی اوپک به عنوان یک کارتل صادراتی دارد.
به علاوه، تمایل ایران به عنوان منبع قابل اعتمادی برای عرضه نفت (ولو به قیمتهای اوپک) باید مورد
درک و تشویق واقع شود. ایران در تحریم نفتی اعراب شرکت نجست و آمریکا باید (مطابق آنچه توسط
دولت اعلام شده است) به ایران و کشورهای عرضه کننده دیگری که در تحریم شرکت نکردند، امتیاز
تعرفه ای را که ایالات متحده به کلیه کشورهای عقب افتاده یا به طور اعم می دهد ارائه نماید.
همان طور که شاه به درستی درک می کند، در طی زمان، منافع ایران و آمریکا در امور انرژی بی شباهت
نیست. این هر دو کشور ناچار به صرفه جویی در مصرف نفت و گاز طبیعی برای سوخت خود بوده و باید
تأسیسات جایگزین دیگری برای تولید انرژی بیابد. ایران و آمریکا در حال حاضر در جریان مذاکره
قراردادی در مورد انرژی اتمی می باشند و ایران درصدد نصب یک نیروگاه هسته ای است. اگر آمریکا
نمی خواهد که در این معامله تقریبا ده میلیارد دلاری به وسیله رقبای خارجی حذف شود، باید اولویت
بسیار بالایی برای این مذاکرات قائل شود و اطمینان حاصل کند که سفارت ما در تهران به قدر کافی
کارمند در این زمینه دارد که این مذاکرات را پشتیبانی و در مورد کلیه علاقه های ایران راجع به انرژی،
علوم و تکنولوژی بحث کند.
توانایی ایران، از طریق اوپک، با تحمیل قیمتهای «مصنوعی» به مصرف کنندگان خارجی نفتش، این
کشور را قادر می سازد که توسعه نظامی و غیرنظامی خود را از نظر مالی تأمین نموده و احتیاجی به کمک
رسمی نداشته باشد. در مورد هزینه مبادلات خارجی، شاه خود شخصا اولویتها را تعیین می کند. او
خواهان آخرین وسایل نظامی آمریکاست و آنها را به دست می آورد و به مستشاران و تکنیسینها و مربیان
نظامی و غیر نظامی آمریکا پول می پردازد. همچنین دولت ایران جهت خرید تسهیلات و کمکهای فنی و
آموزش در مورد بسیاری از زمینه های غیر نظامی قرارداد می بندد. ایالات متحده تأمین کننده مرجح در
زمینه های نظامی و غیر نظامی (برای ایران) می باشد. محافل واشنگتن شدیدا نگرانند که مبادا دولت ایران
خیلی زیاده روی کند و آمریکا را در مظان سرزنش برای همه مشکلات اقتصاد خرد و کلان خود بنماید.
(فی المثل صرف مخارج بیش از اندازه در مورد نیروهای نظامی به قیمت هزینه بخش غیر نظامی، یا
هزینه های اضافی در مورد بعضی از سیستمهای سلاحی خاص).
البته خطراتی از این نوع وجود دارد و قابل احتراز نیست. لکن باید به وسیله بررسی هزینه ها و تأثیرات
برنامه های دولت ایران که مشمول مشارکت با آمریکا می شود آنها را به حداقل رسانید و لذا در اثر مشورت
با دولت ایران باید بتوان درک مناسب این دولت را در مورد عواقب این برنامه ها بهبود بخشید. آمریکا باید
متوجه باشد که تنظیم امور نهادی برای همکاری آمریکا و ایران چنان طرح ریزی و عمل شود که:
الف: تصمیمات مربوط به آنچه که باید در ایران انجام گیرد به وضوح تصمیمات یکجانبه از طرف
دولت ایران باشد (البته آمریکا باید آزاد باشد که در موارد خاص همکاری خود را گسترش دهد یا متوقف
سازد).
ب: تأمین بودجه، هزینه های مستقیم و غیر مستقیم پروژه ها و برنامه های توسعه ایران از مسئولیتهای
انحصاری دولت ایران است. دولت ایالات متحده در مورد به دست آوردن برآوردهای کلی هزینه و اخذ
وسایل و تخصص سطح بالا به دولت ایران کمک خواهد کرد.
کمیسیون مشترک ایران و آمریکا که در 1974 تأسیس گردید، به منظور همکاری بیشتر ایران و
آمریکا در زمینه های غیر نظامی بوده است؛ این کمیسیون هنوز نتوانسته است منجر به اجرای پروژه ها در
سطح مورد انتظار باشد. بخشی از آن به خاطر درآمدهای نفت ایران است که با مقدار هزینه هایش متوازن
نبوده و قسمتی دیگر به دلایل دیگر است( از جمله اعتقاد ایران بر اینکه ایالات متحده باید هزینه های
اضافی را جهت پرداخت بعضی از کمکهای فنی ارائه شده به ایران بپردازد). به نظر نمی آید که منافع آمریکا
در اثر کندی فعالیت کمیسیون لطمه دیده باشد. ایالات متحده باید آماده کمک به دولت ایران برای گرفتن
بهترین کالا و خدمات آمریکایی با بهای کامل باشد. همکاری ایران و آمریکا مبتنی است بر این اعتقاد
ایران که ایالات متحده بهترین طیف کالای تولیدی و تکنولوژی را داراست. بهترین هم معمولاً گرانترین
است. نفع آمریکا در عرضه بهترین قرارداد، یعنی تأمین کالاها و تکنولوژی (بر مبنای اخذ قیمت تمام
عیار) برای کشور در حال توسعه پولداری که مشتاق است بالاتر از همسایگانش باشد، جاذبه دارد.
با نگاهی به آینده به نظر می رسد که ایران مسیری را که در 1973، یعنی زمانی که اوپک قیمت گذاری
نفت جهان را به عهده گرفته، اتخاذ کرده است، ادامه خواهد داد. اتکای ایران بر آمریکا به عنوان منبع عمده
حمایت فوق منطقه ای که این کشور (ایران) برای امنیت و توسعه خود احتیاج دارد تقریبا اجتناب ناپذیر
است. بنابراین حضور آمریکا در ایران تقریبا به طور حتم افزایش خواهد یافت. تخمین زده می شود که
اکنون بین 22 تا 25 هزار آمریکایی در ایران است. گمان می رود که این تعداد ممکن است به حدود 30000
تا 811980 افزایش یابد و بعد سطح ایران تعداد حفظ خواهد شد. (از 30000 نفر آمریکایی در سال
811980، تعداد دو سوم آنها شرکتهای قرارداد دفاعی و بستگانشان خواهند بود). به این دلیل و دلایل
دیگر بازرسان معتقدند که مأموریت آمریکا در ایران بیشتر احتمال دارد که در سالهای آینده، افزایش یابد
نه کاهش.
خط مشی آمریکا نسبت به ایران در جهت ارتقای منافع آمریکا مؤثر بوده است. بیشتر هدفهای
دوجانبه مشی حاصل شده و آن هم در حداقل هزینه از نظر منابع رسمی ایالات متحده. تماسهای سطح
بالای دو با تناوب معقولی صورت گرفته و روابط ایران و آمریکا بسیار خوب است. مأمورین آمریکایی در
تهران دسترسی فوق العاده خوبی به دولت ایران در بالاترین سطحش داشته و از این دسترسی اثرات خوبی
به دست آورده اند. سطح فعلی حمایت کارمندان آمریکایی برای نحوه مدیریت روابط آمریکا با ایران
عموما چه در واشنگتن و چه در منطقه، مناسب نیازهای فعلی است. اما هم اکنون نیز اگر توزیع مجددی از
منابع انجام گیرد، کارایی باز هم بیشتر خواهد شد. این گزارش تعطیل کنسولگری تبریز و چند اقدام
مدیریتی را برای بهبود کارایی عملیات در مأموریت آمریکا در تهران و پستهای وابسته توصیه می کند.
عملیات عمده ای که لازم است انجام شود تا نحوه روابط آمریکا را با ایران بهبود بخشد بستگی دارد به
فراهم آوردن خدماتی برای عموم (چه ایرانی و چه آمریکایی). این گزارش محتوی تعدادی پیشنهاد در
این زمینه است؛ اما بهبود فیزیکی دستگاهی که در اختیار قسمت کنسولی سفارتخانه و بخش تجاری و
اقتصادی آن قرار دارد برای افزایش کارایی در فراهم آوردن خدمات لازم اساسی است.
با نظری به آینده نزدیک، روشن می شود که آمریکا باید وجوهی را (با هزینه بالا و در حال افزایش )
جهت تأمین فضای اداری بیشتر برای مأموریتی که (به ویژه در بخش کنسولگری ) کار اولیه آنها رسیدگی
و ارائه خدمت به عامه مردم است پیش بینی نماید. در بلندمدت، محوطه سفارتخانه باید وسیعتر گردد.
طرحهایی برای این کار وجود دارد. اما بودجه اش هنوز از کنگره درخواست نشده است. حتی بعد از آنکه
کنگره، اجازه ساختمان این کار را بدهد، چند سالی طول خواهد کشید که اضافات مناسب به مکان
سفارتخانه انجام شود. بنابراین وزارتخانه (FBO)باید در صدد تأمین هزینه ساختمان در بودجه بعدی
دولت به کنگره باشد.
تعیین خط مشی، منافع آمریکا، خط مشی های کلیدی
سری
1 خط مشی
الف: تعیین خط مشی، منافع آمریکا، خط مشی های کلیدی
1 مقدمه
ایران برای خط مشی آمریکا در خاورمیانه یک عنصر حیاتی و یک عامل بسیار قابل توجه در موضع
رویارویی با اتحاد شوروی است. این کشور (ایران) واجد یک وضعیت استثنایی از نظر اهمیت استراتژیکی
به واسطه موقعیت مکانی و منابع نفتی و نفوذ سیاسی خود می باشد. ایالات متحده در تعقیب یک خط مشی
درباره ایران درصدد این هدف بوده است که یک کشور دوست و متعهد و با ثبات داشته باشد تا (الف)
تسهیلات نظامی استراتژیکی و نفت و بازارهای خود را در دسترس آمریکا قرار دهد، و (ب) یک نقش
منطقه ای سازنده شامل محدود کردن نفوذ شوروی در منطقه بازی کند. این خط مشی، روی هم رفته بسیار
موفق بوده است.
2 تعیین خط مشی
عوامل چندی در حول و حوش خط مشی وجود دارد که روی فرمول بندی و اجرای خط مشی آمریکا
اثر می گذارد. یکی از این عوامل جنبه روان شناسی دارد. ایران یک کشور سلطنتی است که به وسیله شاهی
اداره می شود با قدرت نامحدود و به طور دینامیک، که خودش کلیه تصمیمات مهم را در ایران می گیرد و
تمامی جنبه های اقتصادی و حیات سیاسی کشور را کنترل می نماید. هیچ نوع مقابله داخلی مؤثری در
مورد رهبری او وجود ندارد. جنبه های مترقی متعددی در مورد خط مشی های شاه وجود دارد و توفیق او
در مدرنیزه کردن ایران و بهبود وضع اکثر ایرانیان به هنگام سلطنتش قابل توجه بوده است. معذالک عده ای
از مقامات رسمی و نمایندگان مجلس و رهبران عقاید عمومی آمریکا از رژیم خودمختار شاه و روشهایش
به ویژه توجه نسبتا اندک او برای حقوق بشر در حوزه سیاسی و نقش شاه در بالا نگهداشتن قیمتها اظهار
تأسف می کنند. ایده یک رابطه ویژه با ایران بر اساس حمایت نظامی آمریکا برای بسیاری ناخوشایند و یا
مورد تنفر است. این نگرانی وجود دارد که سیاست فروش اسلحه توسط آمریکا منجر به این خواهد شد که
در منطقه به جای ثبات، آتش به پا شود.
عنصر متناقض دوم در این وضعیت که نگرانی قابل توجهی میان بعضی از نهادهای آمریکایی ایجاد
کرده است این است که نیروی اقتصادی و نظامی در حال رشد ایران، که بخشی از آن ناشی از فروش
اسلحه ها می باشد، ممکن است این کشور را قادر سازد که نقش مستقلی در منطقه بازی کند که مخالف
منافع ایالات متحده باشد. تلاشهای آمریکا برای ایجاد توازن در فروش اسلحه به ایران با کمک مشابهی به
سایر کشورهای منطقه، نگرانی را رفع نکرده است. این نکته وجود دارد که ایران در حال حاضر و یا بزودی
به موقعیتی خواهد رسید که بتواند روشی را در منطقه تعقیب کند که مغایر هدفهای ایالات متحده باشد.
مانند رویارویی با همسایگان سرشار از نفت در منطقه مثل عربستان سعودی یا اسرائیل.
عامل سوم در این وضعیت این است که لااقل در حال حاضر تولید نفت ایران برای آمریکا مهم و برای
اروپای غربی و اسرائیل و ژاپن حیاتی است. خط مشی سازمانهای آمریکایی باید هنگام معامله با شاه این
امر را در نظر داشته باشند. به علاوه روابط اقتصادی ایران و آمریکا، حتی بخش غیر نظامی آن، وسیع و در
حال توسعه است. در 1975 موازنه دوجانبه تجارت، بجز فروش وسایل نظامی، به 1/1 میلیارد دلار به
نفع آمریکا بالغ گردید. ایران بدون شک بازار مهمی برای آمریکا تا آینده قابل پیش بینی خواهد بود.
و بالاخره، تکامل سیاست آمریکا نسبت به ایران منجر به یک تأکید بسیار سنگین در مورد عوامل
اطلاعاتی و نظامی در رابطه بین دو کشور شده است.
3 منافع آمریکا
منافع وسیع آمریکا مستلزم تداوم یک ایران صمیمی، متعهد و با ثبات است. همچنین لازمه اش یک
همکاری عملی گسترده است. ایالات متحده نیازمند تسهیلات اطلاعات نظامی خاصی است که برای
توانایی آمریکا در نظارت و تجزیه تحلیل پیشرفتهای موشکی و تواناییهای شوروی و رعایت
موافقتنامه های کنترل سلاحها از طرف این کشور ضروری می باشد. به بازرسان گفته شد که هیچ مکان
دیگری به جای آنها که اینک آمریکا در ایران داراست وجود ندارد. ایالات متحده همچنین محتاج به
داشتن امتیاز پروازهای فوق العاده است تا هواپیماهای نظامی و غیر نظامی آمریکایی از طریق اروپا و
مدیترانه دسترسی به اقیانوس هند و آسیای جنوبی (از راه ترکیه) داشته باشند. تنها مسیر جایگزین، از
طریق مصر یا اسرائیل است که حساستر می باشد. ایالات متحده نیاز دارد که به نفت ایران به قیمت معقول و
بازارهای در حال رشدش دستیابی داشته باشد. واردات غیر نظامی ایران در 1975 مبلغ 3/10 میلیارد
دلار بوده است که از این مقدار ایالات متحده 2 میلیارد دلار عرضه کرده است. تخمین زده می شود که تا
1980 بازار (غیر نظامی) ایران در حدود 6/20 میلیارد دلار خواهد بود. نفت ایران برای آمریکا مهم و
برای متحدانش ضروری است. این امر برای مدت ده سال دیگر صدق می کند. همچنین منافع آمریکا
ایجاب می کند که ایران نقش سازنده منطقه ای را بازی کند و نفوذ شوروی در منطقه محدود باقی بماند.
خط مشی های کلیدی
خط مشی های کلیدی
خط مشی های ایالات متحده که ناشی از منافع آن در ایران و منطقه خلیج است تقریبا طی سالهای
گذشته ثابت مانده است. هر چند که سیاست آمریکا در ایران در هیچ سند سیاسی واحدی مدون نشده است
اما تأمین منافع آمریکا در ایران از طریق چهارچوب سیاست منطقه ای انجام می گیرد که البته منشأ
اختلافات در خط مشی های خاصی است که برای رسیدن به هدفهای کلی در هر کشور دنبال می شود.
عناصر اصلی این خط مشی برای چندین بار توسط وزیر خارجه در اوت 1976 مورد تجدیدنظر واقع شد
و چهارچوب خط مشی عبارت است از:
الف: پشتیبانی از ایمنی و ثبات کلی به وسیله تشویق تشریک مساعی و همکاری منطقه ای به طور
بومی و پیشرفت اقتصادی منظم. این امر شامل پاسخگو بودن به درخواستهای کشورهای منطقه
برای مستشاری در مورد وسایل و خدمات نظامی مورد نیازشان می باشد تا بتوانند از عهده نیازمندیهای