مانند رویارویی با همسایگان سرشار از نفت در منطقه مثل عربستان سعودی یا اسرائیل.
عامل سوم در این وضعیت این است که لااقل در حال حاضر تولید نفت ایران برای آمریکا مهم و برای
اروپای غربی و اسرائیل و ژاپن حیاتی است. خط مشی سازمانهای آمریکایی باید هنگام معامله با شاه این
امر را در نظر داشته باشند. به علاوه روابط اقتصادی ایران و آمریکا، حتی بخش غیر نظامی آن، وسیع و در
حال توسعه است. در 1975 موازنه دوجانبه تجارت، بجز فروش وسایل نظامی، به 1/1 میلیارد دلار به
نفع آمریکا بالغ گردید. ایران بدون شک بازار مهمی برای آمریکا تا آینده قابل پیش بینی خواهد بود.
و بالاخره، تکامل سیاست آمریکا نسبت به ایران منجر به یک تأکید بسیار سنگین در مورد عوامل
اطلاعاتی و نظامی در رابطه بین دو کشور شده است.
3 منافع آمریکا
منافع وسیع آمریکا مستلزم تداوم یک ایران صمیمی، متعهد و با ثبات است. همچنین لازمه اش یک
همکاری عملی گسترده است. ایالات متحده نیازمند تسهیلات اطلاعات نظامی خاصی است که برای
توانایی آمریکا در نظارت و تجزیه تحلیل پیشرفتهای موشکی و تواناییهای شوروی و رعایت
موافقتنامه های کنترل سلاحها از طرف این کشور ضروری می باشد. به بازرسان گفته شد که هیچ مکان
دیگری به جای آنها که اینک آمریکا در ایران داراست وجود ندارد. ایالات متحده همچنین محتاج به
داشتن امتیاز پروازهای فوق العاده است تا هواپیماهای نظامی و غیر نظامی آمریکایی از طریق اروپا و
مدیترانه دسترسی به اقیانوس هند و آسیای جنوبی (از راه ترکیه) داشته باشند. تنها مسیر جایگزین، از
طریق مصر یا اسرائیل است که حساستر می باشد. ایالات متحده نیاز دارد که به نفت ایران به قیمت معقول و
بازارهای در حال رشدش دستیابی داشته باشد. واردات غیر نظامی ایران در 1975 مبلغ 3/10 میلیارد
دلار بوده است که از این مقدار ایالات متحده 2 میلیارد دلار عرضه کرده است. تخمین زده می شود که تا
1980 بازار (غیر نظامی) ایران در حدود 6/20 میلیارد دلار خواهد بود. نفت ایران برای آمریکا مهم و
برای متحدانش ضروری است. این امر برای مدت ده سال دیگر صدق می کند. همچنین منافع آمریکا
ایجاب می کند که ایران نقش سازنده منطقه ای را بازی کند و نفوذ شوروی در منطقه محدود باقی بماند.
خط مشی های کلیدی
خط مشی های کلیدی
خط مشی های ایالات متحده که ناشی از منافع آن در ایران و منطقه خلیج است تقریبا طی سالهای
گذشته ثابت مانده است. هر چند که سیاست آمریکا در ایران در هیچ سند سیاسی واحدی مدون نشده است
اما تأمین منافع آمریکا در ایران از طریق چهارچوب سیاست منطقه ای انجام می گیرد که البته منشأ
اختلافات در خط مشی های خاصی است که برای رسیدن به هدفهای کلی در هر کشور دنبال می شود.
عناصر اصلی این خط مشی برای چندین بار توسط وزیر خارجه در اوت 1976 مورد تجدیدنظر واقع شد
و چهارچوب خط مشی عبارت است از:
الف: پشتیبانی از ایمنی و ثبات کلی به وسیله تشویق تشریک مساعی و همکاری منطقه ای به طور
بومی و پیشرفت اقتصادی منظم. این امر شامل پاسخگو بودن به درخواستهای کشورهای منطقه
برای مستشاری در مورد وسایل و خدمات نظامی مورد نیازشان می باشد تا بتوانند از عهده نیازمندیهای
دفاعی و امنیت داخلی خود آن طور که می خواهند برآیند و نیز پاسخگویی به درخواستهای خرید وسایل
و خدمات بر اساس مورد به مورد می شود.
در 1972 تصمیمی توسط رئیس جمهوری، مخصوصا این خط مشی را در قبال ایران تأکید کرد: «... به
طور کلی، تصمیم در مورد اخذ وسایل نظامی باید اساسا به دولت ایران واگذار شود. اگر بخواهد وسایل
معینی را بخرد به طور تاکتیکی خریداری وسایل آمریکا در جایی که مناسب تشخیص داده می شود باید
تشویق گردد و راهنمایی فنی در مورد کاربرد و راندمان وسایل مورد بحث باید فراهم شود.»
ب: کسب دسترسی مداوم به نفت منطقه به قیمتهای منطقی و به مقدار کافی جهت برآوردن نیازهای
آمریکا و متحدانش.
ج: تشویق کشورهای منطقه در رفع منازعات ارضی و غیره به وسیله اقدام مسالمت آمیز و گسترش
کانالهای ارتباطی میان آنها.
د: توسعه حضور و فعالیتهای مالی، تجاری، فنی، فرهنگی.
ه: کمک به صادرکنندگان نفت در مصرف درآمدهای سریع الرشدشان در راه سازندگی و به حمایت از
سیستم بین المللی.
ایالات متحده یک موافقتنامه همکاری دفاعی دوجانبه با ایران دارد که در 1959 در یک سند سنتو
قطعی شد و طی آن ایالات متحده متعهد گردید که در «صورت تجاوز علیه ایران » توسط یک کشور
کمونیست، آمریکا باید به ایران عملاً کمک نماید. همچنین «پیمان دوستی»، روابط اقتصادی و حقوق
کنسولی و نیز موافقت نامه تضمینی سرمایه گذاری وجود دارد.
سیستم فرمول بندی خط مشی
قسمت ب: سیستم فرمول بندی خط مشی
1 فرمول بندی خط مشی
همچنان که عموما در مورد جریان خط مشی خارجی ایالات متحده صادق است، تعداد متنوعی از
سیستمهای کم و بیش به هم وابسته و گروههای ذینفع، خط مشی آمریکا را نسبت به ایران معین می کنند.
تصمیمات عمده به وسیله طبقه هفتم و کاخ سفید اتخاذ می شود. این سطح بالای عمل در دولت ایالات
متحده تا اندازه ای نشان دهنده موقعیت شاه در ایران است. البته مدیریت مؤثر مستلزم راهنمایی به موقع به
مقامات رسمی مربوطه آمریکاست که تصمیمات خط مشی در مورد آنها تأثیر دارد. در مورد ایران، معاون
وزیر در امور خاورمیانه، سفیر، و در سطح پایین تر مدیر کل سفارت در کشور معمولاً در جریان مسائل
بوده و می توانند نظارت به خرج دهند تا هماهنگی با تصمیمات سطح بالا بدون اشتباه فاحش با اقدام
خطاآمیز به وجود آید. لکن در یک قضیه اخیر، مقامات وزارت خزانه داری اظهار داشتند که درباره موضع
ایالات متحده، برای یک معامله پایاپای احتمالی اسلحه در مقابل نفت ایران که شامل مقدار معتنابهی پول
باشد اطلاعی ندارند.
سفارتخانه و هیئت مدیره کشور در تهیه ارزیابی خط مشی جاری مشارکت فعال داشته، و با داوری از
روی نتایج حاصله، دارای نفوذی روی تصمیم گیرندگان سطح بالاتری می باشند. سازمانهای دیگری هم
می توانند کمکهایی در جریان تنظیم خط مشی از طریق رویه های تیم کشوری در مأموریت به عمل آورند
و به عمل می آورند. در واشنگتن این کمکها از طریق تماسهای روزمره با هیئت مدیره کشور وصول
می شود. بعضی از بررسیهای قبلی نشان داده است که گروه بین وزارتخانه ای خاور نزدیک، آن نقش فعالی
را که خط مشی منطقه خلیج ایالات متحده انتظار داشته، ایفا نکرده است.
طی تلاشی که برای روشن کردن بعضی از تضادها و سرگردانیهای موجود در کوششهای آمریکا جهت
تعقیب در برقراری یک رابطه دوجانبه فعال با ایران به عمل آمده است تا در عین حال راه استفاده از
اختیارات پر مزیت سیاست منطقه ای سد نشود. گروه بین وزارتخانه ای نظامی سیاسی یک گزارش
بررسی تحت عنوان «خط مشی ایالات متحده درباره خلیج فارس » در پاسخ 238 ××) تهیه نموده است.
این گزارش، خلاصه جامع و مفیدی است از مسائل موجود که اطلاعات زمینه ای بسیاری در اختیار
می گذارد و تداخل عملیات پیچیده ای را که اقدامات و ابتکارات مربوط به خط مشی در یک منطقه با
منطقه دیگر ایجاد می کند نشان می دهد. این گزارش بررسی، به نتایج روشنی درباره مطلوبیت تداخلات
مختلط و متعدد خط مشی نمی رسد و در نتیجه فایده عمده اش به عنوان یک مرجع و مأخذ می باشد.
چیزی که در تکوین خط مشی در خارج از سیستم رسمی مؤثر است، جلسات مقامات چندین
سازمان آمریکایی با مقامات ایرانی است که بعضی اوقات با حضور شاه تشکیل می شود. این جلسات
برای نحوه انجام بسیاری از کارهای دولت لازم است و مطلبوبیتش تا آن اندازه است که نتایجش با خط
مشی ایالات متحده تناسب پیدا کند و برای آنهایی که به طور اصلی مسئول اجرای آن خط مشی باشند
معلوم باشد. دست کم یک مورد بوده است که در آن طی تماس مقامات سطح بالای نظامی آمریکا با شاه
منجر به چیزی شد که می توانست به عنوان تعهد آمریکا در استفاده از بعضی از تسهیلات بندر چاه بهار
ایران در اقیانوس هند تکوین یابد. این امر کم فایده ای نبود، زیرا هیچ نیازی برای ایران به آنها (یعنی
تسهیلاتی مانند لنگرگاه تخلیه و بارگیری ناوهای هواپیما بر و تعمیرگاههای بزرگ زیردریایی) نبوده و به
بازرسان هم گفته شده بود که می توانند صدها میلیون دلار برای هزینه گسترش بندر به بودجه اش بیفزایند
براساس اطلاعاتی که در دسترس بازرسان است، روشن نیست که آیا عدول از این خط مشی توسط
آمریکا در نتیجه سوءتفاهم بوده است، یا غفلت و یا عدم آگاهی از دلالتهای اقدامات ویژه ای که پیشنهاد
شد در هر صورت چنانچه شاه طرح گسترش را، که شامل تسهیلاتی می شد که منطقا فقط می توانست
مورد استفاده نیروی دریایی ایالات متحده قرار گیرد. انجام می داد، ممکن بود که تردیدی در مورد خط
مشی اعلام شده دولت آمریکا درباره اقیانوس هند، که تأکید بر ماهیت محدود طرحهای اعزام نیروی
دریایی آمریکا دارد، ایجاد می کرد.
همچنین صرف نظر از اثر سویی که می توانست در مورد صداقت بخش اجرایی کنگره به وجود آورد،
آن هم در زمانی که توسعه تسهیلات نیروی دریایی آمریکا در دیه گو گارسیا مورد بحث واقع شده بود، این
امر ممکن بود آثار نامطلوبی در تعدادی روابط دوجانبه و منطقه ای ایجاد نماید. به نظر می آید که درباره
این قضیه طوری عمل شد که آثار سوءممکن به حداقل برسد. معهذا، برای آنهایی که در جریان امر بودند به
نظر می آید که یا غفلتی در عملیات رخ داده یا عدم کنترل و تفاهم در مورد سیاست ایالات متحده وجود
داشته است.
عموما مداخله بیشتر کنگره در جریانات امور خارجه، اثری روی تنظیم خط مشی مربوط به ایران
داشته است. اهمیت استراتژیکی این کشور،خریداری عظیم سلاحهای آمریکایی، نقش بالقوه اش در
خاورمیانه، سیاستهای قیمت گذاری نفت و شکل خودکامانه حکومت آن موضوع مورد سؤال بعضی از
اعضای کنگره بوده است. در گذشته توجه ویژه کنگره معطوف به مسئله قیمت نفت بوده است و در حال
حاضر متوجه تعهدات بلند مدت و احتمالاً عواقب خطرناک ناشی از فروش سلاحهای آمریکایی به ایران
و دیگر کشورهای خلیج می باشد. بازرسان معتقدند که شاخه اجرایی در مورد این نگرانیها عنایت به خرج
داده و مشغول مشورتهایی بوده است که تا اندازه ای در جهت تبیین و توجیه خط مشی رسمی می باشد؛
همچنان که در پرونده مذاکرات کمیته فرعی هامیلتون مخصوصا در این اواخر، منعکس شده است. البته
این جریان مشکلات غیر قابل کنترل خط مشی ما را تعدیل نکرده و رضایت کامل اعضای کنگره را از
اینکه برای رفع نگرانیهایشان به قدر کافی توجه شده باشد ایجاد ننموده است. معهذا این امر مفید و به نظر
بازرسان سازنده بود.
تأثیر خط مشی
ج: تأثیر خط مشی
خط مشی آمریکا در مورد ایران در جهت تأمین اکثر منافع ایالات متحده بسیار مؤثر بوده است. تنها
هدف عمده آمریکا که به دست نیامد درباره خط مشی قیمت گذاری نفت بوده است.
برای اینکه این امر چه در مضمون دوجانبه یا چندجانبه خوب عمل شود، کوششهای ایالات متحده
برای نیل به قیمتهای ارزانتر نفت باید جزئی از سیاست انرژی کشور بوده باشد تا در مذاکرات مؤثر
چندجانبه به طور مناسب تلفیق شود. برعکس، فقدان چنین خط مشی، سبب خواهد شد که نمایندگان
ایالات متحده نتوانند با شاه در مورد این موضوع به نتایج مطلوب برسند.
به نظر می آید که سیاست آمریکا دایر بر حمایت از تلاشهای منطقه ای برای دستیابی به امنیت جمعی از
طریق معاضدت امنیتی و فروش اسلحه و انواع دیگر پشتیبانی، اینک کمک به ایجاد وضعیتی در منطقه
خلیج نموده است که از نقطه نظر ایالات متحده رضایت بخش تر از سالهای مدیدی بوده است. منطقه
بالنسبه آرام است. ایران و عراق روابط خود را اصلاح نمودند و ایران اقدام به بهبود روابطش با سایر
حکومتهای عربی کرده است. در نتیجه دخالت مسلحانه ایران در ظفار، شورش آنجا تحت کنترل است. هر
چند که اساس آرامش فعلی شکننده و آینده اش نامطمئن است، اما این حقیقتی است که ثبات سیاسی
نسبی وجود داشته و توسعه اقتصادی سریعی در سرتاسر منطقه در حال انجام است و آمریکا در زمینه های
تجارتی و سیاسی در این وضعیت سود می برد.
اگر بتوان قضاوت کرد که سیاستهای آمریکا در تأمین منافع کلیدی ایالات متحده موفق بوده، همچنین
باید گفت که نتایج متناقضی نیز ایجاد کرده است. یکی از آنها که قبلاً تذکر داده شد، این است که ایران تا
اندازه ای به شکرانه سیاست فروش سلاحهای آمریکایی قدرتی شده است که بتواند هم نقش مخالف و
هم اسباب افزایش منافع آمریکا را در منطقه بازی کند. دیگر اینکه، تمایل ایران برای خریداری سلاحهای
آمریکا و تمایل ایالات متحده برای اجازه دادن هر چه بیشتر این خریدها این نتیجه عملی و انحرافی را
داشته است که عامل نظامی را در روابط دوجانبه، عامل کلیدی ساخته است. در بلند مدت، شاید این امر
بهترین مبنا برای یک رابطه سازنده نباشد. خط مشی آمریکا این نکته را تشخیص می دهد و خواهان تماس
وسیعتری در زمینه های فرهنگی و بازرگانی و غیره می باشد، اما این امر واقعیات را تغییر نداده است.
همچنین، در ایرانی که بیش از پیش به سوی ملی گرایی پیش می رود، ایالات متحده به عنوان حامی اصلی
خارجی حاکمی به حساب آمده است که هر چند آمالش برای مردم خود مترقیانه و پیشرفته است، معهذا
فرمانروای یک رژیم خودکامه و غیر دمکراتیک است. این امر مشکلاتی را در آینده برای آمریکا مطرح
می سازد.
و بالاخره، نقصی که باعث کاهش اثر و حمایت عمومی سیاست فروش اسلحه ها می شود، فقدان
موازین نسبتا جامع و مورد توافق در بیان محدودیتهایش می باشد. ظاهرا کلیه مقامات ایالات متحده
موافقند که باید حدودی وجود داشته باشد اما این حدود کجاست و یا کجا باید باشد مطلب نامعلومی است
که باید روشن شود. وجوه تمایز سنتی میان سلاحهای آفندی و پدافندی (حمله ای و دفاعی)، رهنمودهای
کافی نمی باشد. همچنین این سؤال مطرح است که ایران در جهت منافع خودش چه قدمی را باید برای
مقاصد نظامی خود به بهای توسعه اقتصادی و اجتماعیش بردارد.
اجرای خط مشی
محرمانه
مدیریت
الف: اجرای خط مشی
حکومت ایران شدیدا متمرکز در شخص شاه است و به تبع آن، اجرای مؤثر خط مشی آمریکا در ایران
تا اندازه معتنابهی مربوط می شود به دسترسی سفیر و اعضای عالیرتبه سفارتخانه به شاه و حلقه کوچکی از
مقامات ایرانی که در وی نفوذ دارند. سفیر به راحتی تمام به شاه و مقامات کلیدی ایران دسترسی دارد.
مأموران عالیرتبه دیگری هم در سفارت هستند که این دسترسی را دارند و این امر را با اطلاع و نظارت
کامل سفیر انجام می دهند تا تفاهم مناسب و مؤثر با دولت ایران در سطوح بالا تأمین شود. در غیاب سفیر،
وزیر مختار دسترسی مشابهی به شاه، وزیر دربار و سایر وزرا دارد و به طور مؤثر نقش کاردار را ایفا
می کند.
روابط دوجانبه
ب: روابط دوجانبه
از زمان جنگ جهانی دوم، روابط آمریکا با ایران نزدیک بوده و در سالهای اخیر گسترش یافته و شامل
طیف وسیعی از امور سیاسی و نظامی و اطلاعاتی و اقتصادی و مالی و سرمایه گذاری و فنی شده است.
موقعیت جغرافیایی و منابع نفت ایران و استنباط ژئوپولیتیک شاه در مورد رهبری ایران منجر به همکاری
صمیمانه ایران با ایالات متحده در بسیاری از مسائل کلیدی شده است. ایالات متحده نیز آماده بوده است
که این همکاری را، همچنان که سیاست آمریکا تحت دکترین گوام ایجاب می کند که کشورهایی همچون
ایران را که آماده و مایلند و می توانند مسئولیتهای امنیتی منطقه ای را بعهده بگیرند، تلافی کند.
روابط میان سفارت و دولت ایران، انعکاس روابط عالی میان دو کشور است. نه تنها سفیر و سایر
مقامات عالیرتبه (سفارت) روابط نزدیک و دوستانه با شاه و دیگر مقامات ارشد دولت ایران را دارند، بلکه
سایر مأموران سفارت دسترسی مناسبی به مقامات دولت ایران و رهبران مهم بخش خصوصی دارند. لکن
این تماسها همیشه آن طور که باید و شاید مفید نبوده است و علتش آن است که تمامی تصمیمات عمده در
ایران در سطح بالا اتخاذ می شود. حتی مقامات بالنسبه ارشد، اطلاعات درستی درباره خط مشی ها و
طرحها ندارند و نفوذ اندکی روی آنها دارند، سفارت همچنین در کسب اطلاعات راجع به نارضایتی و
درباره طرز تلقی نظامیان دچار اشکال است و این به علت حساسیتها و عدم موافقت دولت ایران در مورد
تماسهای خارجی با این گروههاست.
منابع
ج: منابع
طبیعت روابط دوجانبه ایران و آمریکا، که در بالا شرح داده شد، چنان است که نمودار منابع رسمی
ایالات متحده ویژه ایران، پاسخگوی تصمیمات ایران درباره نیازمندیهایش برای آنچه که می خواهد و ...
استطاعت دارد می باشد.
برای اجرای هدفهای خط مشی سفارت به استثنای تأسیسات فیزیکی منابع کافی وجود
داشته است. فعلاً این منابع باید کفایت کند مگر اینکه براساس تصمیمات احتمالی ایران بخواهد کمکهای
فنی بیشتری درخواست نماید. سفیر درصدد بوده است که حضور رسمی خود را در ایران به حداقل
نگهدارد، تا هماهنگی با تأثیر عملیاتی به وجود آید. معذالک، حضور غیر رسمی در حال افزایش بوده و با
توجه به افزایش درآمد ایران و تمایل این کشور برای اتکای بیشتر به آمریکا جهت کالاها و خدمات
نظامی، حضور آمریکا در ایران رو به رشد خواهد بود.
همچنین جریان مسافرین ایرانی (به ویژه دانشجویان، مقامات و افراد برای دوره های آموزشی) به
آمریکا افزایش خواهد داشت. این عوامل، به اضافه فشارهای تورمی در ایران، افزایشی را در منابع
سفارت برای آینده اجتناب ناپذیر می نماید.
از آنجایی که حجم کار سفارت افزایش یافته است، محوطه و ساختمان سفارت برای احتیاجات
اداری به طور نامناسبی غیر کافی است. کارایی و ایمنی مقداری از کارهای سفارت (عمدتا مربوط به
بخش کنسولی ) در اثر داشتن دفاتر کار نامناسب و نوبتی دچار مانع می گردد. نیازمندی عمده و فوری
سفارت، دفاتر مناسبی است برای این کارها تا اینکه محوطه سفارت در موقع مناسب توسعه یابد.
طرحهای مربوط به توسعه محوطه تصویب شده و الان احتیاج به تصویب بودجه برای اجرای آن است.
مدیریت سفارت
د: مدیریت سفارت
میزان اقتدار و مسئولیت سفیر کبیر آمریکا برای کلیه مقامات مربوط در ایران روشن است و مورد قبول
همه عوامل زیردست می باشد. کنترل وی بر واحدهای مختلف نظامی در ایران در سال 1975 با ایجاد
پست نماینده ارشد امور دفاعی، که اختیار هماهنگی را در مورد تمامی تأسیسات نظامی دارد، تقویت
گردید. این نماینده مانند سایر نماینده ها مستقیما به سفیر گزارش داده و از او راهنمایی می گیرد. سفیر
روزانه با رؤسای قسمتها، هفتگی با «هیئت مسائل کشوری» و هر زمان که لازم باشد با سایر عوامل و
نماینده های سفارت تماس می گیرد تا تفاهم و هماهنگی ضروری را برقرار سازد. بسیاری از مشکلات
روزانه بر عهده وزیرمختار و رؤسای قسمتها و دیگر عوامل سفارت است.
مدیریت مسائل کشوری
ه: مدیریت مسائل کشوری
به طورکلی، دفتر اجرایی به وسیله هدایت و تفویض اختیار، مدیریت قسمتهای سفارت را بر عهده
دارد. رؤسای قسمتها مشکلات عملیاتی و قضایی خود را برای یافتن راه حل در دفتر اجرایی مطرح
می کنند. این نحوه عمل در اکثر حوزه ها مؤثر بوده است اما مشکلاتی در زمینه مسئولیتهای قسمتها و
ارتباط افقی به وجود می آورد که لازم است بدان توجه بشود. البته بدیهی است که اشکالات مدیریتی در
یک بخش یا بخش دیگر فرق می کند و بعضی از رؤسای قسمتها مدیران بهتری نسبت به قسمتهای دیگر
هستند. بخشهای سیاسی و سیاسی نظامی خوب انجام وظیفه می کنند، لکن هر چند که مأموران سیاسی
می توانند مسافرتهای داخلی بیشتری به عمل آورند ولی گسترش نیازمندیهای فعالیت بخش سیاسی
نظامی ممکن است مستلزم یک مأمور دیگر باشد. بخش بازرگانی اقتصادی نیز خوب فعالیت دارد اما
می تواند منسجم تر و مؤثرتر عمل کند، اگر جا برای ادغام دوایر و وظایف باشد. بخش اداری از رهبری
خوبی برخوردار است و روشهای مدیریت مؤثری برای اخذ نتایج بهتر بکار می برد. بعضی از مشکلات
عمده (مانند مسکن) در حال رفع شدن است. سفارت به وسیله استفاده از پرسنل قراردادی از مزاحمت
زیادی پستها احتراز کرده است ولی وضع ایجاد شده باید تنظیم شود. مدیریت بخش کنسولی احتیاج به
بهبودی دارد اما بهبودی در بعضی زمینه ها منوط به کسب دفتر کار و محل پذیرایی مناسب است.
پستهای جنبی
و: پستهای جنبی
به طورکلی، سفارت برای سه کنسولگری خود پشتیبانی اداری کافی فراهم می کند لکن بعضی از
اقدامات ایمنی باید به عمل آید. کنسولگریها باید دارای تسهیلات مخابراتی اضطراری باشند که آنها را به
سفارت متصل کند. راهنمایی خط مشی و نظارت عمومی به وسیله هماهنگ کننده کنسولی سفارت به
عمل می آید و او در حال حاضر معاون بخش سیاسی است. در بعضی امور این مسئولیت باید به خود
کنسول در امور کنسولگری محول شود و در آن صورت پست وی باید به سر کنسولی ارتقا یابد.
کنسولگریها در این صورت از مزیت نظارت نزدیکتر و هماهنگی بیشتر امور کنسولی و تجارتی برخوردار
خواهند بود. کنسولگری تبریز یک پست حاشیه ای است و باید تعطیل شود. کنسولگری اصفهان نیز که
یک پست حاشیه ای در حال حاضر است باید ابقا شود تا به آمریکاییهای در حال ازدیاد آن منطقه خدمت
ارائه دهد.
دفاتر کار کنسولگری اصفهان و همچنین محل اقامت کنسول ناامن بوده و باید تغییر مکان یابند.
روابط با واشنگتن
ز: روابط با واشنگتن
سفارت و مأموران ارشد آن عموما برخوردار از ارتباط رضایت بخش با واشنگتن در سطوح متعدد
می باشند. دفتر راهنمایی کشوری به خوبی مجهز بوده و نقطه کانونی برای تقویت سفارت و جهت اجرای
خط مشی در واشنگتن است. این دفتر دارای تماسهای نزدیک و مؤثر با وزارت دفاع (آمریکا) و تعداد
زیادی از سازمانهای مستقر در واشنگتن است که در ایران ذینفع می باشند.
در بعضی موضوعات (مانند سیاست بلند مدت انرژی، صادرات آینده تکنولوژی هسته ای و امور
دیگری که در سطوح بالای وزارت خارجه و دولت تحت بررسی است)، دفتر راهنمایی کشوری
«اطلاعات یا راهنماییهای چندانی برای سفارت به دست نمی آورد. هر وقت که سفارت رهنمودهایی در
این موارد به دست بیاورد و یا گزارشاتی در مورد آنها اخذ کند، مکاتبات مربوط غالبا چه در واشنگتن و
چه در سفارت به طور بسیار محدود توزیع می گردد. (از این جهت )نمایندگان سایر سازمانها معتقدند که
آنها به موقع کلیه اطلاعاتی که مورد استفاده شان می باشد دریافت نمی دارند.
یک اشکال عمده در روابط واشنگتن سفارت، مسائل مربوط به فروش اسلحه به طور مؤثر است.
دولت ایران گله مند است از اینکه در کسب اطلاعات صحیح و قطعی راجع به هزینه های سیستمهای
سلاحی از سفارت (مستشاری نظامی) دچار اشکال است. این مشکل تصدیق می شود و بازرسان آن را
درک می کنند و قدمهایی برای رفع آنها در دست اقدام است. به نظر آنها (دولت ایران) سفارت نه تنها باید
در وضعی باشد که بتواند اطلاعات معتبر درباره هزینه سلاحها را ارائه دهد بلکه همچنین برآوردهای
مناسبی از هزینه های مربوط بعدی (آموزش عملیات، تعمیر و نگهداری و غیره) جهت نصب سیستمهای
تسلیحاتی داشته باشد. همچنین سفارت باید بتواند برای دولت ایران تخمینهای مفیدی درباره آثار
اقتصادی خرد و کلان در مورد اقتصاد ایران و برنامه تسلیحاتی حال و آینده دولت ایران ارائه دهد. در
دسترس داشتن چنین اطلاعاتی برای منافع هر دو دولت مفید است. اگر تصمیمات دولت ایران برای
خریداری سیستمهای سلاحی گرانقیمت آمریکایی بر اساس اطلاعات نادرست باشد احتمال دارد که
اثرات نامطلوب روی طرفین داشته و روابط میان آنها را تیره کند. بازرسان پیشنهاد می کنند که سفارت
ابتکار شروع بررسی در مورد هزینه های مستقیم و غیر مستقیم برنامه خریدهای نظامی ایران را به دست
بگیرد و وزارتخانه (NEA/IRN)پشتیبانی بین سازمانی این تحقیق را هماهنگ نماید.
پیشنهادات
ح: پیشنهادات
1 وزارتخانه ((FBO در بودجه تقدیمی آینده خود باید وجوهاتی برای توسعه محوطه سفارت تهران
در نظر بگیرد و قویا از آن دفاع کند.
2 وزارتخانه (N) باید کنسولگری تبریز را تعطیل کند.
3 سفارت ایالات متحده در تهران، باید با پشتیبانی وزارت خارجه (NEA/IRN) اثرات برنامه
خریداری اسلحه دولت ایران را در مورد اقتصاد ایران تجزیه و تحلیل کرده تا بتواند در صورت مقتضی نه
تنها برآوردهای آمریکا را درباره هزینه های مالی مستقیم برنامه اش به دولت ایران بدهد بلکه اثراتش را
در مورد اقتصاد ایران نیز ارائه نماید.
نحوه مدیریت روابط با ایران
نحوه مدیریت روابط با ایران
بخش سوم خلاصه پیشنهادات اصلی
1 وزارتخانه (دایره FBO) باید در بودجه تقدیمی بعدی خود، وجهی برای توسعه محوطه سفارتخانه
در تهران در نظر بگیرد و از این امر قویا دفاع کند. (پیشنهاد شماره 1)
2 سفارت تهران باید تسهیلات کافی برای جا دادن اقلام عمده در یک محل و در بخشی که به خدمت
عمومی درمی آید پیدا نموده و اجازه نماید.
(پیشنهاد شماره 7 فرعی 1)
3 سفارت تهران چنانچه نتواند پیشنهاد شماره 7 فرعی را اجرا نماید، باید تسهیلات موجود و یا
زمین خالی نزدیک به محیط محوطه را برای جا دادن تمامی عملیات کنسولی به کار ببرد. (پیشنهاد شماره
7 فرعی 2)
4 سفارت تهران باید ارجحیت ویژه ای جهت تجدید مدل و نوسازی قسمت کنسولی قائل شود.