2 (محرمانه) اظهارنظر: موضوع سفیر جدید در جریان مکالمه اخیر ناس با یزدی (تلگرام مرجع الف)
به هیچ وجه درمیان نیامد؛ هرچند در جریان مکالمه با امیر انتظام در روز بعد (تلگرام مرجع ب ) این
موضوع مطرح شد.شلنبرگر
مهیا نمودن وسایل یدکی
سند شماره (41)
تاریخ: 3 ژوئیه 1979 13 خرداد 1358سری
از: سفارت آمریکا تهرانبه:وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری
موضوع: مهیا نمودن وسایل یدکی
1 (تمام متن سری )
2 به وسیله تلگراف، موضوع گفتگوهای دیروزم را با یزدی که مربوط به مسئله وضع اعتبار مالی
می شد، گزارش کرده ام. ما دلایلی داریم که بر مبنای آن می توان فکر کرد که در نتیجه این تغییرات و
تلاشهای مستمر ژنرال گست و جدیتهای خودش در رابطه با تماسهای نظامی، امکان دارد که ما در به
وجود آوردن مراحل بهتری برای بهتر درک کردن و میانه روی و صبر نسبت به آن مسئله که به دولت موقت
ایران مربوط می شود، موفق شده باشیم.
3 در رابطه با کمک به بهره برداری از این فرصت، ما باید در جهت ایجاد 5/5 میلیون دلار بودجه
مخصوص، مسئله فروشهای نظامی خارجی برای وسایل یدکی فوری و درخواستهای تکنیکی برای
نیروی هوایی ایران فورا اقدام نماییم. صحبتهای دیروز یزدی کاملاً روشن بود که او و سایرین در دولت
موقت ایران از تأخیر این مسئله نگران هستند، و درک این مسئله برایشان مشکل است که چرا ما در این
مورد تأخیر می کنیم، هم اکنون نیز مظنون شده اند که دلیل تأخیر ما داشتن محرکهای (انگیزه های) سیاسی
می باشد و من می ترسم که این نگرانیها در صورت تأخیر بیشتر ما، افزایش یابد.
4 براساس تلگراف، دیروز به یزدی گفتم که ما جدا در فکر اجرای این مسئله هستیم (5/5 میلیون
دلار وسایل یدکی مترجم) و موقعی که اصرار شود، امیدوارم، به طور قطع وسائلی بین یک الی دو هفته
داشته باشیم. من معتقدم که اگر ما بتوانیم در این جهت حرکت کنیم، می توانیم موضع خودمان را به طور کلی
در بین افراد دولت موقت و نیروی نظامی در اینجا که خواستار حفظ روابط شناور آمریکا ایران می باشند،
مستحکم کنیم.
5 به طور کلی راجع به اعتبار مالی، من پیشنهادمان را در مورد قبول گروه ایرانی در واشنگتن راجع به
توضیح جزئیات تکرار کردم، اما هم من و هم ژنرال گست خیلی مطمئن هستیم که آنها پیشنهاد مذکور را از
نظر سیاسی غیر قابل عملی خواهند شناخت. تنها راه چاره این است که هر چه زودتر گزارشی از وضع
اعتبار مالی تهیه نماییم و سپس پیشنهاد خواهیم داد که توسط شخصی از واشنگتن به اینجا آورده شود؛
مثلاً توسط کلنل پتی، که قادر خواهد بود در پاره ای از مسائل ویژه با مسئولین در ارتش ایران وارد
جزئیات شود.
لینگن
تنخواه گردان ایران و سایر مسائل نظامی
سند شماره (42)
تاریخ: 3 ژوئیه 1979 13 خرداد 58سری
از: سفارت آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: تنخواه گردان ایران و سایر مسائل نظامی
1 (تمامی متن سری)
2 خلاصه: در جریان ملاقات روز دوم ژوئیه با یزدی وزیر امور خارجه، کاردار ما وضع تنخواه گردان
ایران و سایر مسائل نظامی مورد علاقه متقابل را بررسی کرد. او نیاز به همکاری نزدیک را در مورد تأکید
قرار داد، مبادا مسائل نظامی در مناسبات دوجانبه ما اسباب تحریک شده و مانعی در راه فرایند عادی
شدن مناسبات گردد. پایان خلاصه.
3 کاردار به یزدی گفت که ما نگرانی ایران را درباره کالاهای نظامی تحمیلی درک می کنیم و اظهارات
مورخه 27 ژوئن او را درباره ماهیت پیچیده مجموع مناسبات نظامی دوجانبه ما مورد تقدیر قرار داد. این
اظهارات کمک کرد به آنکه یک مسئله بسیار پیچیده ای در یک چشم انداز بهتری قرار گیرد. او افزود که ما
در برداشت خود از این مسئله از تمایل به احتراز از پیچیدگیهای حقوقی که ممکن است از ناتوانی در
پرداخت تنخواه گردان ایران ناشی شود، برانگیخته شده ایم و اینکه این پیچیدگیها به نحو اجتناب ناپذیری
عواقب وسیعتری در مناسبات ما خواهد داشت. او آن گاه کوششهای ما را نسبت به مازادهای وزارت
دفاع آمریکا تشریح کرد و توضیح داد که چگونه تصویب لایحه اختصاص، تنخواه گردان را برای مدت
چند ماه بیشتر از آنکه قبلاً فرض می شد قادر به پرداخت سازد. او خاطرنشان ساخت که این دوام اضافی
مدت بیشتری را فراهم خواهد کرد که می توان در آن مدت مسائل قراردادی پیچیده متعددی را جدا کرده،
حل و فصل نمود.
4 کاردار همچنین تمایل ایران را به اقدام در مورد پرونده دیگری دروزارت امور خارجه ایران جهت
تحویل لوازم یدکی مورد نیاز مبرم نیروی هوایی ایران به ارزش پنج میلیون دلار مور توجه قرار داد. او
گفت که با بحثهای انجام گرفته بین ژنرال گست و سرهنگ کامکار در این باره آشناست و اظهار عقیده کرد
که درک می کند که این مبلغ باید به 5/5میلیون دلار افزایش یابد تا اقلام اضافه دیگری را شامل شود. در
حالی که ما هنوز درباره ترتیب اثر دادن به این پیشنهاد آمادگی نداریم، این امر به هیچ وجه انگیزه سیاسی
ندارد مگر تا آن میزان که برداشتهای کلی کنگره نسبت به حل موفقیت آمیز همه مسائل نظامی بین دو
کشور ما، ماهیت انتقادی دارد.
5 کاردار کوششهایی را که ما تاکنون به عمل آورده ایم تا در زمینه قراردادهای نظامی کمک کنیم
مورد بحث قرارداد و اظهار داشت که سرهنگ پتی از N.C.U اخیرا به ایران سفر کرده و ژنرال گست به
کوششهای خود ادامه می دهد و غیره و غیره...
او همچنین پیشنهاد کرد که برای دولت موقت ایران سودمند خواهد بود که یک گروهی بدون سروصدا
به واشنگتن بفرستد تا این موضوعها را دنبال کند یا اینکه اگر این امر ممکن نباشد ما شاید بتوانیم یک گروه
بدون سر و صدا به ایران بفرستیم. او آن گاه یک سند تهیه شده از سوی کارمندان ژنرال گست را که شامل
سابقه تنخواه گردان بود به یزدی تسلیم کرد.
6 یزدی بلافاصله سؤال کرد که آیا این سند شامل محاسبات کامل است یا خیر و کاردار پاسخ داد که
چنین نیست ولی ما آگاهیم که در ارقامی که سرهنگ کامکار اعلام کرده است نارساییها و کسریهایی وجود
دارد و ما می کوشیم تا این نارساییها را حل کنیم ولی همه اطلاعات لازم در ایران وجود ندارد. در این
ارتباط او بار دیگر عنوان کرد که دولت موقت ایران گروهی را به واشنگتن بفرستد. یزدی پرسید که
تنخواه گردان، کی تمام خواهد شد. کاردار گفت که به طوری که ما برآورد کرده ایم پولها تا پایان ماه ژوئیه
تمام خواهد شد؛ البته در صورتی که لایحه مربوط به مازاد تصویب نشود و اگر این لایحه تصویب شود پول
برای محموله فقط دو کشتی کافی خواهد بود و آن گاه این پولها تا پایان ماه سپتامبر کفایت خواهد کرد. او
گفت که در چنین صورتی وزارت دفاع احتمالاً تقاضا خواهند کرد که پولهای مربوط به محموله دو کشتی
در تقاضای بودجه منظم سال 1980 گنجانده شود.
7 کاردار به یزدی گفت که ژنرال گست درباره تعداد اعضای گروه مستشاران نظامی پس از انقضای
مدت مربوطه در تاریخ اول اکتبر نامه ای به سرهنگ کامکار نوشته است. او خاطرنشان ساخت که توصیه
او برای 6 سمت خواهد بود که از سوی ایالات متحده تأمین مالی شود و 4 اضافی دیگر که تأمین مالی آنها
را ایران به عهده بگیرد.یزدی گفت که ارسال چنین نامه ای ایراد ندارد.
8 یزدی آن گاه به پرونده لوازم یدکی نیروی هوایی ایران پرداخت و گفت ایران مایل نیست که این
موضوع با وضع تنخواه گردان ایران آمیخته شود. او گفت به نظر دولت موقت ایران این پرونده مربوط به
«آغاز جدید» است (این اشاره را یزدی چندین بار قبلاً نیز تکرار کرده و اعلام داشته است که در روابط
دوجانبه ما چنین آغاز جدیدی ضروری است).یزدی پرسید که آیا تأخیر انگیزه سیاسی دارد یا خیر.
کاردار تأکید کرد که ما تقاضای دولت موقت ایران را به طور جدی مورد بررسی قرار می دهیم و اینکه ما
اساسا حاضریم به آن ترتیب اثر بدهیم، ولی نمی تواند بگوید که این موضوع چه وقت عملی خواهد شد.
معذالک امید می رود که تا چند هفته آینده عملی شود. کاردار اضافه کرد که این موضوع شاید لازم باشد که
در چهارچوب اقدامات حقوقی درباره لایحه بودجه که هنوز تکمیل نشده است مورد بررسی قرار گیرد که
مقصود او این بود که تاریخ 10 ژوئیه قرار است به این موضوع اختصاص داده شود. یزدی گفت او ارتباط
بین این دو موضوع را درک نمی کند و کاردار در پاسخ لزوم درک حساسیتها و برداشتهای کنگره را مورد
تأکید قرارداد. کاردار تأکید کرد که ما میل نداریم که درباره این موضوع یا جنبه های دیگری مربوط به
کالاهای نظامی، ایران را مجازات کنیم.
9 در دو مرحله در جریان بحث کاردار مسئله دستیابی به منطقه خلیج و تعیین تکلیف موجودی
کالاهای سررشته داری و بازگشت دادن تجهیزات ارتباطاتی حکومت ایالات متحده که از ماه فوریه در
دست ایرانیان بوده را در میان گذاشت. او کوششهایی را که یزدی تاکنون به عمل آورده مورد تقدیر قرارداد
ولی در عین حال تمایل ما را به رفع این مسئله به نحوی منظم و مرتب بدون اینکه حتی جزئی سوءتفاهم
باقی بماند ابراز داشت. او گفت که ما دشواریهای ناشی از صلاحیتهای ضد و نقیض را درک می کنیم ولی ما
امیدواریم که گروههای تصمیم گیرنده در این مسئله با یکدیگر به توافق برسند. یزدی گفت که او از
مشکلاتی که آدمهای ما در هفته گذشته برای دستیابی به منطقه خلیج با آنها مواجه شده اند آگاه است و
افزود که او با «یک نفر» که هویت او را ذکر نکرد شب گذشته در این باره صحبت کرده است. او در عین حال
از لحاظ های دیگر هیچ گونه تعهدی را نپذیرفت ولی به نظر می رسید که مطلوب بودن متقابل تعیین تکلیف
این مسائل را در اسرع وقت ممکن،پذیرفته است.
10 اظهارنظر: این جلسه نشان دهنده اندک پیشرفتی بود مبنی بر اینکه یزدی ظاهرا پیچیدگیهای
روابط نظامی آمریکا و ایران را بهتر از فرصتهای قبلی درک می کند. او هنوز هم درباره «آغاز جدید» فکر
می کند ولی به نظر می آید که بهتر درک کرده است که دولت موقت ایران برای کسب امتیاز در این راه
نمی تواند تنها به ایالات متحده نظر داشته باشد. کاردار با زحمت زیاد لزوم همکاری و نرمش را از هر دو
جانب تأکید کرد. در حالی که یزدی در این مورد ایرادی نداشت. در این ارتباط ما تصور می کنیم که یزدی
درک بهتری از اهمیت نقش کنگره آمریکا در فرایند عادی شدن مناسبات دو کشور به ویژه با ارتباط با
جنبه های مساعدت نظامی مناسبات به دست آورده است.
لینگن
مناسبات آمریکا و ایران
سند شماره (43)
تاریخ: 3 ژوئیه 79 13 خرداد 58خیلی محرمانه توزیع محدود
از: سفارت آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: مناسبات آمریکا و ایران
1 (تمامی متن خیلی محرمانه)
2 خلاصه: در دیدار اولیه من با یزدی در تاریخ 2 ژوئیه من تمایل ایالات متحده را در عادی کردن
مناسبات با ایران بار دیگر تأکید کردم و تأکید کردم که فرایند بازسازی مناسبات ما باید یک فرایند متقابل
باشد. یزدی در پاسخ، تمایل شخص خود و حکومتش را در شناسایی اوضاع و احوال تغییر یافته در ایران
ابراز داشت و در ضمن هشدار داد که شناسایی انقلاب و پذیرفتن آن دو موضوع جداگانه است. من متن
اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا را در تاریخ 25 ژوئن درباره انتصاب یک سفیر (برای
ایران) به یزدی تسلیم کردم و این امر یزدی را بر آن داشت تا بپرسد که ما چه موقعی یک نفر را خواهیم
فرستاد. او همچنین می خواست بداند که منظور از اظهارت ژنرال راجرز « درباره نیروهای ویژه در منطقه
خلیج (فارس) چه بوده است. (پایان خلاصه)
3 من اظهارات خود را با تقدیر حکومت متبوع خود از کمک یزدی و همکاران او د ر وزارت امور
خارجه آغاز کردم من به او گفتم که ما به ویژه از مداخله شخصی او در لحظات خطر و فشار و گماشتن
پرسنل برای حفاظت از هیئت نمایندگی سیاسی ما در ایران قدردانی می کنیم. من گفتم که من به عنوان یک
دوست، خواه از نظر شخصی خواه به عنوان کارمند حکومت آمریکا به ایران آمده ام. من به او گفتم که من
دستور دارم که بگویم که حکومت متبوع من حاضر است در کوششهای مشترک با دولت موقت ایران برای
بنای مناسبات متقابلاً سودمند و مناسباتی که اوضاع تغییر یافته را در ایران کاملاً با احساسات مساعد
درنظر می گیرد همکاری کند. من گفتم که استقلال و تمامیت ارضی ایران همچنان مورد علاقه ماست و ما
می خواهیم یک ایران نیرومند و پرقدرت وجود داشته باشد و آماده ایم بری نیل به این هدف همکاری کنیم
و همچنین همکاری با یکدیگر در تعیین تکلیف مشکلات قدیمی ما از قبیل کالاهای نظامی و حصول
تفاهم در زمینه های همکاری در آینده جز این تمایلات است.
4 من گفتم که ما نسبت به ایران در کوششهای آن برای تنظیم یک قانون اساسی جدید و بنا کردن
نهادهای جدید دولتی حسن نیت داریم هر چند ما هیچ گونه قصد و تمایلی در اینکه خود را به هر نحوی که
باشد در این فرایند درگیر کنیم، نداریم. من تأکید کردم که بازسازی مناسبات ما باید یک فرایند متقابل و
مشترک باشد و اینکه هر دو طرف باید خویشتن داری و تفاهم از خود نشان دهند. من به او گفتم که در این
ارتباط به من دستور داده شده است قدردانی ما را از اظهارت اخیر سخنگویان دولت از جمله امیر انتظام
معاون نخست وزیر درباره مناسبات آمریکا و ایران ابراز دارم. من به ویژه اظهارنظرهای یزدی را درباره
مسائل مربوطه نظامی در تاریخ 27 ژوئن ذکر کردم. من در پایان گفتم که حکومت متبوع من خواهان
مناسبات حسنه با ایران است و اینکه از نقطه نظر ما انتصاب من به ایران هر چند جنبه موقتی دارد گامی در
بازسازی این فرایند به شمار می آید.
5 یزدی به خاطر اظهارات من از من تشکر کرد و گفت همانطوری که من می دانم حکومت متبوع او
نیز اغلب اعلام داشته است که خواهان مناسبات سودآور متقابل به نفع هر دو کشور می باشد. او گفت برای
نیل به این هدف مشکلاتی وجود دارد، مشکلاتی که با «ناس» کاردار سابق مورد بحث قرار گرفته است. او
گفت که شناسایی تاریخ مناسبات ما با رژیم سابق ایران از سوی ناس به عنوان مانع اصلی عادی شدن
مناسبات یک نشانه تشویق کننده بوده است او گفت درک واقعیت ایران نوین ما را قادر خواهد ساخت تا
مناسبات معنی داری را با ایران پرورش دهیم. او اضافه کرد که «تنها چیزی که ما از آمریکاییها می خواهیم
این است که واقعیت جدید را در این جا بشناسند و بپذیرند.» در پاسخ من مبنی بر اینکه «این واقعیت
شناخت و پذیرفته شده است» یزدی گفت که بین شناسایی واقعیت و پذیرفتن آن وجه امتیاز بسیار است. او
گفت حکومت متبوع او و مردم ایران هنوز درباره پذیرفته شدن انقلاب آنها از سوی آمریکاییها اطمینان
ندارند. او ادامه داد: «ما نیازمند اقدام شما هستیم و این اقدام است که نشان خواهد داد که شما آنچه را که در
این جا روی داده است پذیرفته اید.»
6 سپس چند مسئله ویژه مورد بحث قرار گرفت (تلگرامهای جداگانه )ولی در نزدیکیهای پایان
ملاقات ما بار دیگر مسئله کلی مناسبات آمریکا و ایران را در میان گذاردیم و من متن اظهارات سخنگوی
امور خارجه آمریکا در تاریخ 25 ژوئن درباره وضع مبادلات بین ما و دولت موقت ایران در مورد انتصاب
یک سفیر برای ایران را به او تسلیم کردم. یزدی اندکی برآشفت آنچه که او در این باره گفته بود مبتنی بر «آن
بود که ظرف 24 ساعت پس از آنکه ما به کاردار شما گفتیم که کاتلر را به عنوان سفیر نمی پذیریم به ما گفته
شده بود.» من در پاسخ گفتم که آنچه که سخنگوی امور خارجه آمریکا گفته است در حال حاضر منعکس
کننده موضع اصلی ماست ولی ما نمی خواهیم که این موضوع در مناسبات دوجانبه ما اثر داشته باشد زیرا
نظر ما این است که بحث علنی به نفع هیچ کدام ما نیست، و هر اندازه که از سوی طرفین کمتر گفته شود، بهتر
است. یزدی به سرعت سؤال کرد که آیا ما قصد داریم شخص جدید را منصوب کنیم یا خیر من به او گفتم به
سابقه مراجعه کند. ولی در ضمن افزودم که ما درباره این مسئله کار می کنیم و پیشنهاد کردم که فعلاً بهترین
راه این است که «خونسرد باشند».یزدی بار دیگر پاسخ داد که دولت موقت ایران می کوشد «خونسرد»
باشد و افزود که به دولت موقت ایران اطمینانهایی داده شده است که ما هرچه زودتر شخص دیگری را
منصوب خواهیم کرد که به جای کاتلر سفیر آمریکا در ایران شود و این که دولت موقت می خواهد با ما
چنین رفتار کند.
7 در حالی که به این ملاقات پایان می دادیم یزدی گفت که او میل دارد که در یک جلسه بعدی درباره
اوضاع و احوال پیامدهای اظهارات ژنرال راجرز درباره نیروهای ویژه در منطقه خلیج فارس صحبت
کند. من پاسخ دادم که هر لحظه می توانم وقت خود را در اختیار او بگذارم ولی اینکه به طور خلاصه
اظهارات ژنرال راجرز منعکس کننده نگرانیهای جهانی ما و برداشت از لزوم دفاع از منافع جهانی ما است.
من تأکید کردم ژنرال راجرز تنها به برنامه ریزیهای احتمالی و پیش بینی شده اشاره کرده است و آن گاه او را
به گزارشهای مطبوعاتی اخیر در آمریکا توجه دادم مبنی بر اینکه ایالات متحده به نحوی از انحاء
می کوشد خوزستان را از بقیه ایران جدا سازد و آن گاه گفتم که چنین اتهاماتی با هر گونه منطقی تضاد دارد.
من گفتم منابع عمده ما در این قسمت از جهان با نیاز جریان بدون وقفه نفت از این منطقه وابسته است و ما
ثبات و عدم تشنج را در میان کشورهای این منطقه بهترین ضامن این منافع سیاسی می دانیم و اینکه هیأت
نمایندگی ما در عراق همین موضوع را درباره مناسبات ایران و عراق مطرح کرده است. یزدی پاسخ داد
گزارشهای مطبوعات درباره گرفتاریهای ایالات متحده در خوزستان باید در چهارچوب اظهارات ژنرال
راجرز مورد توجه قرار گیرد من بار دیگر تأکید کردم ژنرال راجرز به برنامه ریزیهای مربوط به وقایع
احتمالی اشاره کرده است و اینکه ما به هیچ وجه در پی آن نیستیم که اوضاع اینجا را به بی ثباتی بکشانیم.
یزدی گفت:«آری ولی نیروهای ویژه چگونه می توانند در این ارتباط کمک کنند؟»
(این سؤالی که ما به دفعات آن را می شنویم و همراه با ناباوریهایی است که با چنین برنامه ریزیهایی به هر
صورت مچ ما باز خواهد شد).
لینگن
توسعه نیروی دریایی آمریکا در اقیانوس هند، دریای عمان و خلیج فارس
سند شماره (44)
تاریخ: 12 ژوئیه 1979 21 تیر 58
از : سفارت آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی.
موضوع: تقاضای راهنمایی جهت توسعه نیروی دریایی آمریکا در اقیانوس هند، دریای عمان
و خلیج فارس
1 (تمامی متن سری).
2 طی مذاکرات اخیر با وزارت امور خارجه از ما در مورد نقل و انتقالات نیروی دریایی آمریکا در
منطقه سؤال شده است. خصوصا اینکه اخیرا فرماندهی نیروی خاورمیانه (گروه LASALLE) فزونی
یافته اند. تلگراف مرجع حاکی از آن است که تعداد مجموع به چهار واحد رسیده است. تقاضای اطلاعات
و راهنمایی درباره آن داریم که این مطلب را چگونه ارائه دهیم.
3 وزارت امور خارجه ظاهرا بر سر شایعات و حدسیات نگران است و شبح یک نیروی ویژه آنها را
دچار اضطراب کرده است.لینگن
فروش تجهیزات نظامی به ایران
سند شماره (45)
تاریخ: 17 ژوئیه 1979 27 خرداد 1358سری
از: سفارت آمریکا تهرانبه:وزارت خارجه واشنگتن
موضوع: فروش تجهیزات نظامی به ایران
1 تمام متن سری.
2 خلاصه: من با یزدی وزیر امور خارجه در 16 ژوئیه به تقاضای خود او برای بحث درباره فروش
اقلام نظامی به ایران از جمله موضوعهای دیگر ملاقات کردم. یزدی سه مطلب را در میان گذاشت که
عبارتند از لوازم یدکی که ایران پول آن را پرداخت کرده است و لوازمی که ایران می خواهد براساس
جداگانه ای سفارش دهد و لوازم قابل تعمیر 747 که به ایالات متحده فرستاده شده ولی هنوز بازگشت
داده نشده است. من نیاز مبرم حفظ تنخواه گردان ایران را به یزدی خاطرنشان ساختم و اقداماتی که ما برای
تأمین این امر نموده بودیم به اطلاع وی رساندم. من اظهار امیدواری کردم که تصویب لوازم تکمیلی از
سوی وزارت دفاع به ما اجازه خواهد داد که درباره مسائل ویژه مورد علاقه دولت ایران اقدام کنیم. ولی در
ضمن به او هشدار دادم که این تصویب تنها مجال خواهد داد که در آن فرصت، همه قراردادهای معوقه حل
و فصل شود. من همچنین به او هشدار دادم که انتظار نداشته باشد همه لوازم یدکی و حتی بعضی از آنهایی
که ایران وجه آن را پرداخت کرده کاملاً در دسترس باشد. (پایان خلاصه)
3 یزدی در 16 ژوئیه برای مقصود اولیه بحث درباره سه مقوله لوازم یدکی که آگاه، کاردار ایران در
آمریکا در تاریخ 11 ژوئیه (تلگراف مرجع) با پرشت در میان گذارده بود، از من دعوت به ملاقات کرد. من
به یزدی گفتم که درباره این مسئله کلی بیش از هر جنبه دیگری از مناسبات دوجانبه دیگرمان وقت صرف
می کنم و خاطرنشان ساختم که هدف اولیه ما در این مورد این است که مانع از به وجود آوردن اوضاعی
شویم که در آن فرس ماژور مانع فراهم آمدن امکانات و راه حلهایی گردد که هم ما و هم ایرانیها میل داریم
در جریان تجدید بنای مناسباتمان در قبال همدیگر در پیش بگیریم. من اظهار امیدواری کردم که با پایان
موافقت آمیز کنفرانس مجلس سنا و مجلس نمایندگان درباره نیازهای تکمیلی وزارت دفاع ما و
چشم انداز قریب الوقوع تصویب لایحه به شکل قانون، ممکن خواهد بود که درباره موضوعهای ویژه مورد
علاقه ایران حرکت سریعتری به عمل آید. من همچنین به یزدی خاطرنشان ساختم که در بعضی موارد از
قبیل دعاوی عقب افتاده حق العمل کار باری نیروی هوایی شاهنشاهی ایران، حکومت ایالات متحده به
طور مستقیم در حیف و میل مصالح ایران دست نداشته است، ولی معذالک ما کوشیده ایم از طریق به کار
بردن هواپیماهای نیروی هوایی شاهنشاهی ایران در حمل کالا به مک گویر کمک کنیم و این به نوبه خود
پرداخت به حق العمل کار باری را که محموله لوازم یدکی را در اختیار داشت تسهیل کرد. من به او گفتم که
حالا که ما اطلاعات دقیقی درباره مسئله لوازم قابل تعمیر 747 نداریم، ظن ما این است که این مسئله
مستقیما به نیروی هوایی شاهنشاهی ایران و پان امریکن یا بوئینگ یا هر دو مربوط است. با توجه به چنین
اوضاع و احوالی حکومت ایالات متحده ممکن است بتواند یک نقش تسهیل کننده ای در نزدیک کردن
طرفهای ذینفع به یکدیگر برای حل اختلاف بین آنها داشته باشد ولی دولت موقت ایران باید این موضوع را
درک کند که حکومت ایالات متحده بموجب قانون نمی تواند نقش داور را ایفا کند. (یزدی گفت او می تواند
جزئیات مربوط به لوازم قابل تعمیر 747 را فراهم کند و چنین کاری را خواهد کرد.)
4 بحث مفصلی درباره دو مسئله اساسی درگرفت: الف نظر دولت موقت ایران درباره اینکه
تنخواه گردان و برنامه هایی که ایران دیگر نیازی به آنها ندارد و یا میل ندارد با نیازهای جاری و مشروع
ایران آمیخته شود. ب سوءظن مداوم ایرانی که ما تا اندازه ای مصمم هستیم که وجه تمایز بین این دو
مسئله را مشاهده کنیم. من با زحمات زیاد توضیح دادم که ما وجه تمایز بین شرایط صرفا فنی را درک
می کنیم و اینکه ما بین این دو هیچ گونه ارتباط آشکار سیاسی قائل نیستیم، ولی اینکه ما به چنین نتیجه ای
رسیده ایم که هیچ کدام از آنها را نمی توان از چهارچوب مناسبات کلی سه جانبه ما جدا کرد و به همین
جهت من به او گفتم که ما کوشیده ایم که چشم انداز هدف نهایی خود را که عبارت است از عادی کردن
مناسبات بین دو کشور از نظر دور نداریم و اجازه ندهیم که هیچ کدام از مسائل انفرادی مانع تحقق این
هدف از طریق عدم درک این واقعیت باشد که در آخرین تحلیل، همه جنبه های مناسبات ما بر روی
یکدیگر اثر می گذارد. من این قسمت از بحثهایمان را با تذکر دادن این نکته پایان داده ام که در حالی که
دولت موقت ایران باید تشخیص نحوه فروش لوازم نظامی به ایران را بر طبق نیازهای سیاسی داخلی
آمریکا به خود آمریکا واگذار کند، ما به هیچ وجه تمایلی برای ایجاد مانع در این گونه فروشها در حدود
امکانات مالی تنخواه گردان نداریم. من از او تقاضا کردم که در این موضوع صبر و شکیبایی داشته باشد و
یزدی در پاسخ گفت که دولت موقت ایران نیز ملاحظات سیاسی داخلی خود را دارد، که باید در نظر گرفته
شود. در عین حال او گفت که اگر ظرف ده روز آینده درباره مسائلی که او در میان گذارده است، اقدامی
صورت گیرد، او قادر خواهد بود که با آن مقابله کند.
5 قبل از خاتمه دادن به این موضوع من توجه یزدی را به این موضوع معطوف کردم که تصویب برنامه
تکمیلی وزارت دفاع آمریکا تنها مجالی خواهد بود که مسائل مربوط به قراردادها حل و فصل گردد. من به
او اخطار کردم که این موضوع بدان معنا نخواهد بود که همه لوازم یدکی که در ابتدا برای ایران تهیه شده بود
و به احتمال قوی شامل اقلامی خواهد بود که ایران پول آن را قبلاً پرداخته است تماما و بلافاصله در
دسترس خواهد بود. من تذکر دادم که به منظور جاری نگهداشتن تنخواه گردان بعضی از اقلام از سوی
نیروهای مسلح ما خریداری شده یا به طرفهای سوم فروخته شده است. من گفتم که هنگامی که ما گزارشی
از وزارت دفاع بعدا دریافت کنیم بهتر خواهیم توانست درباره آنچه که قابل عمل است بحث کنیم. من
همچنین تکرار کردم که اگر دولت موقت ایران هیئتی برای گفتگوی مستقیم با آنهایی که جزئیات اقدامات
به عمل آمده حکومت ما را در اختیار دارند به واشنگتن بفرستد این امر کمک بزرگی خواهد بود.
6 واکنش یزدی ساکت تر از آن بود که من انتظار داشتم. شاید از آن جهت که اطلاعاتی درباره آنچه که
ایرانیان خریداری کرده و پول آن را پرداخته بوده اند، همان طوری که او گفت «بسته بندی و منتظر حمل»
نبود این امر برای او یک حالت غیر مترقبه بود. من بار دیگر به توجیه و تشریح رفتار گذشته خود پرداختم
و خاطرنشان ساختم که اگر ما آن طوری که رفتار کرده ایم رفتار نمی کردیم تنخواه گردان چند هفته قبل از
حیّز انتفاع ساقط می شد. یزدی اندکی گله کرد از اینکه چرا درباره طرز مصرف پول ایران از سال 1966
ببعد توضیحاتی به ایران داده نشده است و مدعی شد که در ماه ژانویه به ایران اطمینان داده شده بود که تتمه
800 میلیون دلاری ایران در تنخواه گردان «برای پوشش همه چیز کافی خواهد بود» ولی به این نتیجه
رسید که اوضاع به طور کلی «درهم و برهم »است و من گفتم که به «ظرفی پر از کرم» شباهت دارد.
7 بعد از آن بحث ما درباره این بود که چگونه ما می توانیم به اتفاق یکدیگر کار کنیم تا همه کس
حداکثر ممکن اطلاعات را درباره تحولات ویژه مربوط به همه جنبه های تنخواه گردان و فروش مصالح
نظامی و اقلام در دسترس داشته باشد (من پیشنهاد کردم که به عنوان اولین گام، ملاقاتی بین ژنرال گست و
سرهنگ کامکار از وزارت دفاع ایران و بایندر از اداره سیاسی وزارت امور خارجه تشکیل شود). یزدی
این قسمت از بحث ما را با گفتن این موضوع پایان داد که دولت موقت ایران باید درباره این موضوع به مردم
ایران توضیح دهد و اظهار امیدواری کرد که ما بتوانیم در این مورد کاری انجام دهیم.