بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 335

فوری کوششهای خود مطلبی نگفت ولی خشم خود را نسبت به خبرگزاری آسوشیتدپرس به مناسبت یک

گزارش اخیر ابراز داشت. این گزارش که وسیعا پخش شده بود، حاکی از آن بود که تولید نفت ایران به

اندکی بالاتر از یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. این از آن نوع گزارشهایی بود که ایرانیان را

درباره توطئه اساسی علیه ایران در مطبوعات ایالات متحده مظنون می ساخت. پرشت و کاردار به یزدی

یادآور شدند که مطبوعات در ایالات متحده و جاهای دیگر یک نهاد ناقصی است ولی با توجه به همه

عوامل به نفع ایران نیست که به اوضاعی کمک کند که هیچ روزنامه نگار آمریکایی درباره تحولات جاری

در ایران و به ویژه درباره جنبه های مثبت انقلاب از قبیل جهاد سازندگی گزارش نکند.

7 تبادل نظر نسبتا وسیعی درباره اوضاع در کردستان چیز تازه ای در برنداشت. سوءظنهای واقعی یا

خیالی یزدی درباره فعالیتهای اسرائیلی کاملاً مشهود بود. او گزارشهایی از قبیل گزارشی که طی آن سه

سفیر سابق آمریکا مسئله کردستان را نادیده گرفته اند بی اساس خواند. معذالک او در این نظر اصرار داشت

که ایالات متحده با توجه تواناییهای اطلاعاتی که او یقین دارد ایالات متحده از آن برخوردار است،

بایستی از دست داشتن بیگانگان در مسئله کردستان آگاه باشد و اگر در چنین اطلاعاتی ایالات متحده با

ایران سهیم شود بسیار به موضوع کمک خواهد کرد. (تلگراف جداگانه) یزدی گفت هدف اساسی در

کردستان یافتن یک راه حل صلح آمیز است و ارتش برای حل این مشکل یک ابزار مناسب نیست و نه یک

ابزار دائمی. ایران اکنون دارای نیروهای نظامی یا امنیتی مؤثر نیست و قبل از اینکه یک چنین نیروی

مؤثری مجددا برقرار شود، پیمودن راه طولانی لازم است.

8 پرشت گفت ما امیدواریم بتوانیم با تعداد بیشتری از ایرانیانی که موقعیت کلیدی دارند ملاقات کنیم

و از جمله نام بهشتی را به عنوان کسی که ما می خواستیم ملاقات کنیم ذکر کرد. یزدی پس از اندکی تردید

از معاون خود تقاضا کرد تا این ملاقات را به علاوه دیداری با آیت اللّه منتظری (که اندیشه خود یزدی بود) و

حضور در نماز جمعه و ملاقات با فروهر ترتیب دهد. به یزدی همچنین یادآوری شد که تقاضای وابسته

مطبوعاتی برای دیدار با قطب زاده همچنان به قوت خود باقی است.لینگن

پیام به مناسبت عید قربان

سند شماره (87)

تاریخ: 27 اکتبر 79 5 آبان 58محرمانه

از:وزارت امور خارجه واشنگتنبه: سفارت آمریکا تهران

موضوع: پیام به مناسبت عید قربان

1 خواهشمند است پیام ذیل را از سوی ونس، وزیر امور خارجه آمریکا، به یزدی وزیر امور خارجه

ایران در موقع مقتضی تسلیم کنید.

«آقای وزیر عزیز خوشوقتم از اینکه به مناسبت عید قربان بهترین آرزوهای خود را برای شما ابراز

دارم. امیدوارم که شما در کوششهای خود از جانب مردم کشور خود موفق باشید. من در انتظار آنم که بر

اساس تبادل نظرهای اخیر در نیویورک روابط فیمابین مستحکمتر گردد و بهبود بیشتری حاصل گردد. با

تقدیم احترامات سایروس ونس»

2 وزارت امور خارجه آمریکا قصد ندارد که این متن را منتشر کنند ولی ایرادی ندارد اگر دولت موقت

ایران چنین قصدی داشته باشد.ونس

سفر هیئت نمایندگی دولت موقت ایران به الجزایر


صفحه 336

سند شماره (88)

تاریخ: 29 اکتبر 79 7 آبان 57خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانبه:وزارت امور خارجه واشنگتن

از کاردار به معاون وزیر خارجه نیوسام

موضوع: هیئت نمایندگی دولت موقت ایران به الجزایر

1 (تمام متن خیلی محرمانه)

2 از تلگراف سپتامبر ما در حال گزارش کردن حضور دولت موقت ایران در جشنهای اول نوامبر با

حضور نخست وزیر بازرگان، وزیر امور خارجه یزدی و ظاهرا وزیر دفاع چمران هستیم.

3 ما در «مجموعه بیسیمها» (توضیح مترجم: مجله ای ماهیانه بوده است شامل بیسیمها و تلگرافات

که توسط سفارت منتشر می شده و در اختیار خبرنگاران و خبرگزاریها قرار می گرفته است) مشاهده کردیم

که شما و برژینسکی و افراد دیگری از طرف آمریکا در این جشنها شرکت خواهید کرد. من فکر می کنم اگر

یک نفر یا بیشتر از شما فرصت گفتگو با اعضای هیئت نمایندگی دولت موقت ایران و مخصوصا بازرگان را

پیدا کند خیلی مفید خواهد بود. من این تصادف را امروز به بازرگان در یک مجمع اجتماعی پیشنهاد کردم

و او به نظر می رسید که با روی باز با این فکر برخورد کرد. از نقطه نظر من تماس بهتر با این گروه نتایج بهتر

خواهد داشت.لینگن

جشن سالگرد بیست و پنجمین سال انقلاب الجزایر

سند شماره (89)

تاریخ: 30 اکتبر 1979 8 آبان 58سری

از: سفارت آمریکا الجزیرهبه: وزارت خارجه واشنگتن

موضوع: جشن سالگرد بیست و پنجمین سال انقلاب الجزایر

1 تمام متن سری است.

2 بسته به زمان ملاقات احتمالی بین دکتر برژینسکی و بن جدید (شاذلی ) رئیس جمهوری یا بن

یحیی، وزیر امور خارجه الجزایر، موارد زیر تماسهای احتمالی برای گفتگوهای اساسی بین دکتر

برژینسکی و اعضای برجسته دیگر هیئتهای نمایندگی که در جشن حضور خواهند داشت، می باشد.

الف: اسپانیا: سفیر اسپانیا در الجزایر به طور ویژه تقاضای ملاقات بین دکتر برژینسکی و پرلورکا،

وزیر ریاست جمهوری دولت اسپانیا (دبیرکل دولت) و اگیوری بن گوآ، مدیر کل وزارت خارجه برای

آفریقا و خاورمیانه را نمود.

ب: فرانسه: سفیر فرانسه در الجزایر در زمینه علاقه احتمالی کودی دولوس دبیر کل برای ملاقات با

دکتر برژینسکی یا دیگر مقامات بازدید کننده مناسب آمریکایی تحقیق می کند.

ج: لیبی: اگر قذافی رئیس جمهوری لیبی در مراسم حضور یابد، در خصوص این پیشنهاد که او با دکتر

برژینسکی ملاقات نماید، سفیر لیبی در الجزایر تمایل محتاطانه ای نشان داد.

د: ایران: کاردار ایران در الجزایر امروز مرا از ارسال پیام به تهران جهت مشخص نمودن علاقه احتمالی

بازرگان، نخست وزیر یا دیگر اعضای هیئت نمایندگی دولت ایران در ملاقات با دکتر برژینسکی یا دیگر

مقامات بازدیدکننده مناسب آمریکایی، مطلع نمود.


صفحه 337

3 مطالب بالا منعکس کننده علاقه روشن تمام آنهایی که نسبت به سیاست خارجی فعلی در الجزیره

(مقامات دولت الجزایر، دیپلماتها، مطبوعات) توجه دارند، در این حقیقت می باشد که دولت ایالات متحده

یک هیئت نمایندگی پرقدرت اعزام داشته که دارای خصوصیت ریاست آن به وسیله دکتر برژینسکی

می باشد. زمانی که دکتر برژینسکی و دیگران به الجزایر بیایند فرصتها برای برقراری تماسهای عالی

مطمئنا فراوان خواهند شد. هیئت نمایندگی و دیگران بایستی توجه داشته باشند که تمام ناظران محلی

دکتر برژینسکی را به عنوان طرفدار بزرگ سیاست تهیه تسلیحات برای مراکش در دولت ایالات متحده

می دانند.

اطلاعات بیوگرافیک کمال خرازی

سند شماره (90)

تاریخ: 31 اکتبر 1979 9 آبان 58خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: اطلاعات بیوگرافیک

کمال خرازی معاون وزارت امور خارجه در امور سیاسی ظاهرا 30 تا 40 ساله به نظر می رسد. او با

یک ریش انقلابی (شاید اسلامی) جلوه گر می شود ولی از لحاظهای دیگر و از لحاظ لباس سختگیر است.

کمال خرازی اگر جدی نباشد نمی توان گفت کاره ای باشد. خرازی به هیچ وجه به نظر نمی رسد شخصی

خوش مشرب یا تیز طبع باشد. خرازی در رشته اداره امور تربیتی در آمریکا تحصیل کرده است. او ابتدا در

دانشگاه کالیفرنیای جنوبی مدت یک سال و بعدا در دانشگاه هوستون تحصیل کرده و درجه دکترا از آن

اخذ کرده است. هنگامی که او در آنجا بود از قرار معلوم با ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه که او نیز سالها

در تگزاس بود ارتباط پیدا کرد. او در سال 1976 به ایران بازگشت. خرازی به نظر نمی رسد که نسبت به

ایالات متحده نظر بدی داشته باشد، هر چند مشکل بتوان درباره احساسات واقعی او با سپری از

خویشتنداری قضاوت کرد. در جریان ملاقاتی با کاردار در 30 اکتبر او در اظهار قدردانی از کوششهای

کاردار برای تسهیل فرایند عادی شدن مناسبات دوجانبه آمریکا و ایران صمیمی به نظر می رسید ولی در

همان زمان نیز او هیچ گونه نشانه ای بروز نداد که این احساس مبتنی بر عوامل عاطفی است. خرازی در

همین مکالمه خاطرنشان ساخت که او متأهل است. او به خوبی انگلیسی صحبت می کند هر چند انگلیسی

او دارای لهجه بوده و گاه گاهی از لحاظ دستوری اشتباهاتی دارد.

دیدار با پارسا کیا

سند شماره (91)

31 اکتبر 79 9 آبان 58

خیلی محرمانه

2 در جریان دیدار مأمور سیاسی از پارساکیا، کفیل اداره پنجم وزارت امور خارجه در تاریخ 31

اکتبر درباره مسائلی دیگر پارساکیا مسئله حضور شاه را در ایالات متحده به میان آورد. و با اظهارات پر از

عواطف به طور غیر رسمی و خصوصی (برای مدت 15 دقیقه) با مأمور سفارت برای توضیح این مطلب به

حکومت آمریکا که چرا شاه باید آمریکا را ترک کند صحبت کرد. پارساکیا نکات زیر را مورد توجه قرار

داد.


صفحه 338

3 او و انتظام به سختی می کوشند از بروز یک بحران در مناسبات با آمریکا اجتناب کنند ولی این امر

تقریبا غیر ممکن است. آنها نمی خواستند که دولت موقت ایران یک یادداشت رسمی درباره شاه بفرستد

وسعی می کردند که اثر این وضع را تا اندازه ممکن کاهش دهند ولی فشارهایی که از خارج بر وزارت امور

خارجه وارد می شود بسیار نیرومند است.

4 رهبران دولت موقت ایران ( یعنی بازرگان و یزدی) عاجزند و تصمیم درباره اینکه به چه ترتیب در

ادامه حضور شاه در آمریکا باید اقدام کرد از طرف آنها اتخاذ نخواهد شد. وزارت امور خارجه خواهد

توانست زیان وارده به مناسبات ایران و آمریکا را ترمیم کند، در صورتی که شاه بلافاصله پس از اینکه از

بیمارستان مرخص شد آمریکا را ترک کند. در غیر این صورت بحران روی خواهد داد. پارساکیا درباره

آنکه چگونه تصمیمات درباره مسائل دیگر سیاست خارجی از قبیل مناسبات با مصر از سوی خمینی

اتخاذ می شود توضیح داد و اعلام کرد، ولی مستقیما خاطرنشان ساخت که ادامه حضور شاه در آمریکا

ممکن است منجر به قطع مناسبات میان ایران و آمریکا شود.

5 پارساکیا گفت که رهبران دولت موقت ایران آماده اند بپذیرند که شاه در مکزیکو باشد ولی اقامت

شاه در آمریکا چیز دیگری است. دولت موقت ایران اعتقاد دارد که شاه از اقامت خود در آمریکا برای

ادامه کوششهای براندازی علیه حکومت موقت ایران بهره برداری خواهد کرد، همان طوری که خمینی در

پاریس رفتار مشابهی را داشت. پارساکیا خاطرنشان ساخت که 200 هزار ایرانی در آمریکا زندگی

می کنند و اینکه شاه پولهای نامحدودی در اختیار خود دارد. (او رقمی را ذکر کرد که اکنون به طور کلی

متداول شده است و آن 20 میلیارد دلار است). پارساکیا خاطرنشان ساخت که ایران یک کارخانه

شایعه سازی درزدار است ولی رهبران دولت موقت ایران هرگز شایعات درباره اینکه شاه مبتلا به سرطان

است را دریافت نکرده بودند و به همین دلیل آنها درباره بیماری شاه بسیار ظنین هستند. آنها همچنین

درک نمی کنند که چرا شاه باید در آمریکا معالجه شود.

6 پارساکیا گفت که رهبران حکومت موقت ایران، که مقصود او به طور ساده خمینی و اطرافیان او

هستند، اهل سیاست نیستند و درک فرآیندهای دیپلماتیک را ندارند و آنها درباره نتایج آینده ای که ممکن

است از هرکس تصمیمی ناشی شود فکر نمی کنند. پارساکیا گفت که آنها ( یعنی رهبران در قم) با دقت

فراوان مراقب این موضوع هستند که آیا به شاه اجازه داده می شود که در آمریکا بماند یا خیر و اگر به او

چنین اجازه ای داده شود آنها بلافاصله اقدام خواهند کرد (او مشخص نکرد که چگونه ولی مقصود قطع

روابط بین دو کشور بود).

7 در جریان مکالمه، پارساکیا همچنین به مصاحبه سناتور جکسون در تلویزیون در برنامه ملاقات با

مطبوعات اشاره کرد و گفت که این مصاحبه سطوح بالای وزارت امور خارجه را مانند یک بمب تکان داده

است. (شماره 1446 وزارت امور خارجه آمریکا) یزدی بلافاصله خواستار متن کامل این مصاحبه شد تا

معلوم شود که اشارات جکسون به چه مطالبی بوده است.یزدی جکسون را به عنوان یک رهبر بسیار

نیرومند آمریکایی تلقی می کند و هنوز یقین حاصل نکرده است که اشارات جکسون را باید یک نوع پیام از

سوی حکومت آمریکا تلقی کرد. مأمور سفارت به پارساکیا اطمینان داد که چنین مقصودی در میان نبوده

است.

کتاب سی و پنجم

حکام جزیره العرب، بازیچه های شیطان بزرگ


صفحه 339

صفحه 340

حکام جزیره العرب

بازیچه های شیطان

بزرگ

مقدمه


صفحه 341

مقدمه

در این مقدمه از مشارکت نظامی سعودی و آمریکا، از خریدهای بی سابقه و کلان اسلحه آمریکایی، از

تبانی مدام آمریکا و عربستان در جهت چپاول روز افزون ذخایر نفتی خاورمیانه، از حراج بی رویه نفت به

دستور اربابان آمریکایی به گونه ای که آنها نیز متعجب شوند از فروش تمام حیثیت و شرافت مسلمین و

اعراب در مقابل تأمین چتر امنیتی آمریکا بر حکومت آل سعود، از روابط ویژه با امپریالیسم، از بی ایمانی و

نامسلمانی و ظاهر فریبی شاهان و شاهزادگان آل سعود، از رشد مظاهر فساد غربی و شعله ور شدن آتش

مفاسد در زیر خاکستر تقدس ریاکارانه، از تبعیضها و فشارهای بی حساب بر مسلمین غیروهابی از چند

دستگیهای داخلی خاندان آل سعود و درجه وابستگی هریک به آمریکا و غیره سخن نخواهیم راند، چرا که

سطر سطر اسناد این کتاب و برگ برگ اخبار روزانه جهان گواه صادقی بر این گفتار است. بلکه از مطالبی

پرده بر می افکنیم که چهره خشن ائمه کفر را بدون بزک نمایانتر می سازد. و آن پرداختن به گوشه ای از

اسناد منتشر شده در این کتاب که ترسیم کننده تصویری از حرکات حکام جزیره العرب به عنوان عمود دیر

پای کمپ خیمه شب بازیهای گوناگون امپریالیسم آمریکا و ستون واقعی ارتجاع خود فروخته و مزدور

منطقه در دهه اخیر است. به گواه این اسناد در تمامی توطئه های امپریالیسم آمریکا و سرمایه داری قهار

جهانی علیه ملل مسلمان و مستضعف منطقه، دست قداره بندان سعودی، تا مرفق به خون آغشته است. در

ایران، اتیوپی، مصر،یمن، فلسطین، جمهوری صحرا، شاخ آفریقا و هر کجا که صحنه نبرد مردم مظلوم و

مسلمان با امپریالیسم آمریکا و حکام کافر و ظالم و فاجر است سعودیها در سنگر کفار و ظالمین علیه

مستضعفین قداره بسته اند.

عمق فاجعه آنجاست که طواغیت سعودی نه تنها در کنار کفار علیه مسلمین آتش گشوده اند، بلکه به

عنوان مشوق و محرک اصلی، کفار جنگ افروز را به نبرد با مسلمین دعوت می نمایند. در بررسی ذیل زبان

اسناد گویای این مدعاست.

1 ایران:

فهد ولیعهد وقت عربستان ده روز قبل از فرار مفتضحانه شاه معدوم در حمایت از وی چنین

موضعگیری نمود: «ما از هر رژیمی که در کشور خود از مشروعیت برخوردار است پشتیبانی می کنیم و

رژیم شاه متکی بر چنین مشروعیتی است. حوادث خونین ایران به نفع هیچ کس نیست به جز دشمن...

اوضاع کنونی ایران نه به نفع خود ایرانیان است نه به نفع اسلام و مسلمانان... شکی نیست که ما از وضع شاه

و حضور او پشتیبانی می کنیم» همتای دیگر او نیز همین عقیده را دارد:


صفحه 342

«در جریان یک مکالمه با شاهزاده سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان سعودی در یکم ژانویه (15

روز قبل از فرار شاه!) وی گفت عربستان سعودی درباره حوادث ایران بسیار نگران است و حکومت

سعودی نگران این است که اگر شاه برود... شرایط هرج و مرجی به وجود خواهد آمد که برای منطقه چندان

اثر خوبی نخواهد داشت. پرسیدیم برای چاره جویی چه باید کرد؟ وی گفت شاه نیازمند پشتیبانی

لژیستیکی است».

نامبردگان پس از سقوط شاه و برقراری جمهوری اسلامی در ایران چنین موضعگیری نموده:

«فهد ادامه داد به عقیده ما (امام) خمینی یک آلت دست است، هر چند از چنین چیزی آگاهی ندارد یا

آن را نمی پذیرد. کمونیستها نقشه های خود را با نظم و ترتیب دنبال می کنند... این اقدامات و کشتار

وحشیانه هیچ گونه ارتباطی با اسلام ندارد، که پرچم آن به طور تصنعی در ایران به اهتزاز درآمده است».

«فهد سپس پیش بینی کرد به زودی شاید ظرف چند ماه آینده (امام) خمینی از میدان بدر خواهد رفت

و ایران اتیوپی دیگری خواهد شد که به توسط کمونیستهایی که از سوی مسکو در آنجا نشانده شده اند

رهبری خواهد شد.» نکته اساسی اینجاست که وی نه تنها سرکوب و توطئه امپریالیسم آمریکا را علیه

مردم مظلوم و مسلمان، کافی نمی داند بلکه به شدت آنها را جهت براندازی انقلاب اسلامی ایران ترغیب و

تشویق می نماید.

«شاهزاده فهد اظهار تأسف کرد که ایالات متحده برای مقابله با تهدیدهای کمونیستی در منطقه کاری

نمی کند.» «وی گفت عربستان سعودی نزدیک شدن شعله های آتش را از مدتها قبل دیده و به ایالات

متحده آمریکا هشدار داده بود، ولی هشدارها و نداهای عربستان سعودی به گوشهای ناشنوا برخورد کرده

است.»

2 بحرین:

نقش سعودیها در خلیج فارس دو روی یک سکه است. از یک طرف با هیاهوی دخالت ایران (آنهم به

اسم کمونیسم)، اربابان آمریکایی را به مداخله و مقابله مستقیم با انقلاب اسلامی ترغیب می نمایند. و از

طرف دیگر، با مداخله مستقیم خود به سرکوب مردم مبارز منطقه می پردازند.

«فهد سپس خاطرنشان ساخت که ایران، بحرین و کویت و سایر کشورهای عربی را در خلیج (فارس)

تهدید می کند، در حالی که حتی یک کلمه هشدار دهنده از جانب کارتر برای دادن اطمینان به کشورهای

ضعیفی مانند بحرین ادا نشده است و حتی دوستان آمریکا نیز در این منطقه و در اطراف و اکناف جهان

کاری نکرده اند.»

«تاجر سعودی در حضور مقام پلیس در 14 سپتامبر به مقام کنسولی گفت که عربستان سعودی 500

تن از گاردهای ملی خود را به بحرین فرستاده است تا به دولت بحرین در برقراری نظم در برابر

ناآرامیهای ایجاد شده توسط شیعیان کمک نمایند.»

«نه ما و نه سفارت انگلیس تاکنون هیچ تأییدیه ای مبنی بر ارسال گارد ملی دولت سعودی به بحرین

دریافت نکرده ایم در طی تظاهراتی که در اواخر اوت روی داد شایعات قوی وجود داشت که حدود 2 هزار

تن پلیس سعودی برای کنترل اوضاع به بحرین وارد شده اند، ولی تاکنون هیچ گونه اثری از آنها پیدا نشده

است.» مسئله آن نیست که چکمه پوشان سعودی به بحرین رفته اند یا خیر، بلکه مسئله آن است که از خطر