بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 337

3 مطالب بالا منعکس کننده علاقه روشن تمام آنهایی که نسبت به سیاست خارجی فعلی در الجزیره

(مقامات دولت الجزایر، دیپلماتها، مطبوعات) توجه دارند، در این حقیقت می باشد که دولت ایالات متحده

یک هیئت نمایندگی پرقدرت اعزام داشته که دارای خصوصیت ریاست آن به وسیله دکتر برژینسکی

می باشد. زمانی که دکتر برژینسکی و دیگران به الجزایر بیایند فرصتها برای برقراری تماسهای عالی

مطمئنا فراوان خواهند شد. هیئت نمایندگی و دیگران بایستی توجه داشته باشند که تمام ناظران محلی

دکتر برژینسکی را به عنوان طرفدار بزرگ سیاست تهیه تسلیحات برای مراکش در دولت ایالات متحده

می دانند.

اطلاعات بیوگرافیک کمال خرازی

سند شماره (90)

تاریخ: 31 اکتبر 1979 9 آبان 58خیلی محرمانه

از: سفارت آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن

موضوع: اطلاعات بیوگرافیک

کمال خرازی معاون وزارت امور خارجه در امور سیاسی ظاهرا 30 تا 40 ساله به نظر می رسد. او با

یک ریش انقلابی (شاید اسلامی) جلوه گر می شود ولی از لحاظهای دیگر و از لحاظ لباس سختگیر است.

کمال خرازی اگر جدی نباشد نمی توان گفت کاره ای باشد. خرازی به هیچ وجه به نظر نمی رسد شخصی

خوش مشرب یا تیز طبع باشد. خرازی در رشته اداره امور تربیتی در آمریکا تحصیل کرده است. او ابتدا در

دانشگاه کالیفرنیای جنوبی مدت یک سال و بعدا در دانشگاه هوستون تحصیل کرده و درجه دکترا از آن

اخذ کرده است. هنگامی که او در آنجا بود از قرار معلوم با ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه که او نیز سالها

در تگزاس بود ارتباط پیدا کرد. او در سال 1976 به ایران بازگشت. خرازی به نظر نمی رسد که نسبت به

ایالات متحده نظر بدی داشته باشد، هر چند مشکل بتوان درباره احساسات واقعی او با سپری از

خویشتنداری قضاوت کرد. در جریان ملاقاتی با کاردار در 30 اکتبر او در اظهار قدردانی از کوششهای

کاردار برای تسهیل فرایند عادی شدن مناسبات دوجانبه آمریکا و ایران صمیمی به نظر می رسید ولی در

همان زمان نیز او هیچ گونه نشانه ای بروز نداد که این احساس مبتنی بر عوامل عاطفی است. خرازی در

همین مکالمه خاطرنشان ساخت که او متأهل است. او به خوبی انگلیسی صحبت می کند هر چند انگلیسی

او دارای لهجه بوده و گاه گاهی از لحاظ دستوری اشتباهاتی دارد.

دیدار با پارسا کیا

سند شماره (91)

31 اکتبر 79 9 آبان 58

خیلی محرمانه

2 در جریان دیدار مأمور سیاسی از پارساکیا، کفیل اداره پنجم وزارت امور خارجه در تاریخ 31

اکتبر درباره مسائلی دیگر پارساکیا مسئله حضور شاه را در ایالات متحده به میان آورد. و با اظهارات پر از

عواطف به طور غیر رسمی و خصوصی (برای مدت 15 دقیقه) با مأمور سفارت برای توضیح این مطلب به

حکومت آمریکا که چرا شاه باید آمریکا را ترک کند صحبت کرد. پارساکیا نکات زیر را مورد توجه قرار

داد.


صفحه 338

3 او و انتظام به سختی می کوشند از بروز یک بحران در مناسبات با آمریکا اجتناب کنند ولی این امر

تقریبا غیر ممکن است. آنها نمی خواستند که دولت موقت ایران یک یادداشت رسمی درباره شاه بفرستد

وسعی می کردند که اثر این وضع را تا اندازه ممکن کاهش دهند ولی فشارهایی که از خارج بر وزارت امور

خارجه وارد می شود بسیار نیرومند است.

4 رهبران دولت موقت ایران ( یعنی بازرگان و یزدی) عاجزند و تصمیم درباره اینکه به چه ترتیب در

ادامه حضور شاه در آمریکا باید اقدام کرد از طرف آنها اتخاذ نخواهد شد. وزارت امور خارجه خواهد

توانست زیان وارده به مناسبات ایران و آمریکا را ترمیم کند، در صورتی که شاه بلافاصله پس از اینکه از

بیمارستان مرخص شد آمریکا را ترک کند. در غیر این صورت بحران روی خواهد داد. پارساکیا درباره

آنکه چگونه تصمیمات درباره مسائل دیگر سیاست خارجی از قبیل مناسبات با مصر از سوی خمینی

اتخاذ می شود توضیح داد و اعلام کرد، ولی مستقیما خاطرنشان ساخت که ادامه حضور شاه در آمریکا

ممکن است منجر به قطع مناسبات میان ایران و آمریکا شود.

5 پارساکیا گفت که رهبران دولت موقت ایران آماده اند بپذیرند که شاه در مکزیکو باشد ولی اقامت

شاه در آمریکا چیز دیگری است. دولت موقت ایران اعتقاد دارد که شاه از اقامت خود در آمریکا برای

ادامه کوششهای براندازی علیه حکومت موقت ایران بهره برداری خواهد کرد، همان طوری که خمینی در

پاریس رفتار مشابهی را داشت. پارساکیا خاطرنشان ساخت که 200 هزار ایرانی در آمریکا زندگی

می کنند و اینکه شاه پولهای نامحدودی در اختیار خود دارد. (او رقمی را ذکر کرد که اکنون به طور کلی

متداول شده است و آن 20 میلیارد دلار است). پارساکیا خاطرنشان ساخت که ایران یک کارخانه

شایعه سازی درزدار است ولی رهبران دولت موقت ایران هرگز شایعات درباره اینکه شاه مبتلا به سرطان

است را دریافت نکرده بودند و به همین دلیل آنها درباره بیماری شاه بسیار ظنین هستند. آنها همچنین

درک نمی کنند که چرا شاه باید در آمریکا معالجه شود.

6 پارساکیا گفت که رهبران حکومت موقت ایران، که مقصود او به طور ساده خمینی و اطرافیان او

هستند، اهل سیاست نیستند و درک فرآیندهای دیپلماتیک را ندارند و آنها درباره نتایج آینده ای که ممکن

است از هرکس تصمیمی ناشی شود فکر نمی کنند. پارساکیا گفت که آنها ( یعنی رهبران در قم) با دقت

فراوان مراقب این موضوع هستند که آیا به شاه اجازه داده می شود که در آمریکا بماند یا خیر و اگر به او

چنین اجازه ای داده شود آنها بلافاصله اقدام خواهند کرد (او مشخص نکرد که چگونه ولی مقصود قطع

روابط بین دو کشور بود).

7 در جریان مکالمه، پارساکیا همچنین به مصاحبه سناتور جکسون در تلویزیون در برنامه ملاقات با

مطبوعات اشاره کرد و گفت که این مصاحبه سطوح بالای وزارت امور خارجه را مانند یک بمب تکان داده

است. (شماره 1446 وزارت امور خارجه آمریکا) یزدی بلافاصله خواستار متن کامل این مصاحبه شد تا

معلوم شود که اشارات جکسون به چه مطالبی بوده است.یزدی جکسون را به عنوان یک رهبر بسیار

نیرومند آمریکایی تلقی می کند و هنوز یقین حاصل نکرده است که اشارات جکسون را باید یک نوع پیام از

سوی حکومت آمریکا تلقی کرد. مأمور سفارت به پارساکیا اطمینان داد که چنین مقصودی در میان نبوده

است.

کتاب سی و پنجم

حکام جزیره العرب، بازیچه های شیطان بزرگ


صفحه 339

صفحه 340

حکام جزیره العرب

بازیچه های شیطان

بزرگ

مقدمه


صفحه 341

مقدمه

در این مقدمه از مشارکت نظامی سعودی و آمریکا، از خریدهای بی سابقه و کلان اسلحه آمریکایی، از

تبانی مدام آمریکا و عربستان در جهت چپاول روز افزون ذخایر نفتی خاورمیانه، از حراج بی رویه نفت به

دستور اربابان آمریکایی به گونه ای که آنها نیز متعجب شوند از فروش تمام حیثیت و شرافت مسلمین و

اعراب در مقابل تأمین چتر امنیتی آمریکا بر حکومت آل سعود، از روابط ویژه با امپریالیسم، از بی ایمانی و

نامسلمانی و ظاهر فریبی شاهان و شاهزادگان آل سعود، از رشد مظاهر فساد غربی و شعله ور شدن آتش

مفاسد در زیر خاکستر تقدس ریاکارانه، از تبعیضها و فشارهای بی حساب بر مسلمین غیروهابی از چند

دستگیهای داخلی خاندان آل سعود و درجه وابستگی هریک به آمریکا و غیره سخن نخواهیم راند، چرا که

سطر سطر اسناد این کتاب و برگ برگ اخبار روزانه جهان گواه صادقی بر این گفتار است. بلکه از مطالبی

پرده بر می افکنیم که چهره خشن ائمه کفر را بدون بزک نمایانتر می سازد. و آن پرداختن به گوشه ای از

اسناد منتشر شده در این کتاب که ترسیم کننده تصویری از حرکات حکام جزیره العرب به عنوان عمود دیر

پای کمپ خیمه شب بازیهای گوناگون امپریالیسم آمریکا و ستون واقعی ارتجاع خود فروخته و مزدور

منطقه در دهه اخیر است. به گواه این اسناد در تمامی توطئه های امپریالیسم آمریکا و سرمایه داری قهار

جهانی علیه ملل مسلمان و مستضعف منطقه، دست قداره بندان سعودی، تا مرفق به خون آغشته است. در

ایران، اتیوپی، مصر،یمن، فلسطین، جمهوری صحرا، شاخ آفریقا و هر کجا که صحنه نبرد مردم مظلوم و

مسلمان با امپریالیسم آمریکا و حکام کافر و ظالم و فاجر است سعودیها در سنگر کفار و ظالمین علیه

مستضعفین قداره بسته اند.

عمق فاجعه آنجاست که طواغیت سعودی نه تنها در کنار کفار علیه مسلمین آتش گشوده اند، بلکه به

عنوان مشوق و محرک اصلی، کفار جنگ افروز را به نبرد با مسلمین دعوت می نمایند. در بررسی ذیل زبان

اسناد گویای این مدعاست.

1 ایران:

فهد ولیعهد وقت عربستان ده روز قبل از فرار مفتضحانه شاه معدوم در حمایت از وی چنین

موضعگیری نمود: «ما از هر رژیمی که در کشور خود از مشروعیت برخوردار است پشتیبانی می کنیم و

رژیم شاه متکی بر چنین مشروعیتی است. حوادث خونین ایران به نفع هیچ کس نیست به جز دشمن...

اوضاع کنونی ایران نه به نفع خود ایرانیان است نه به نفع اسلام و مسلمانان... شکی نیست که ما از وضع شاه

و حضور او پشتیبانی می کنیم» همتای دیگر او نیز همین عقیده را دارد:


صفحه 342

«در جریان یک مکالمه با شاهزاده سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان سعودی در یکم ژانویه (15

روز قبل از فرار شاه!) وی گفت عربستان سعودی درباره حوادث ایران بسیار نگران است و حکومت

سعودی نگران این است که اگر شاه برود... شرایط هرج و مرجی به وجود خواهد آمد که برای منطقه چندان

اثر خوبی نخواهد داشت. پرسیدیم برای چاره جویی چه باید کرد؟ وی گفت شاه نیازمند پشتیبانی

لژیستیکی است».

نامبردگان پس از سقوط شاه و برقراری جمهوری اسلامی در ایران چنین موضعگیری نموده:

«فهد ادامه داد به عقیده ما (امام) خمینی یک آلت دست است، هر چند از چنین چیزی آگاهی ندارد یا

آن را نمی پذیرد. کمونیستها نقشه های خود را با نظم و ترتیب دنبال می کنند... این اقدامات و کشتار

وحشیانه هیچ گونه ارتباطی با اسلام ندارد، که پرچم آن به طور تصنعی در ایران به اهتزاز درآمده است».

«فهد سپس پیش بینی کرد به زودی شاید ظرف چند ماه آینده (امام) خمینی از میدان بدر خواهد رفت

و ایران اتیوپی دیگری خواهد شد که به توسط کمونیستهایی که از سوی مسکو در آنجا نشانده شده اند

رهبری خواهد شد.» نکته اساسی اینجاست که وی نه تنها سرکوب و توطئه امپریالیسم آمریکا را علیه

مردم مظلوم و مسلمان، کافی نمی داند بلکه به شدت آنها را جهت براندازی انقلاب اسلامی ایران ترغیب و

تشویق می نماید.

«شاهزاده فهد اظهار تأسف کرد که ایالات متحده برای مقابله با تهدیدهای کمونیستی در منطقه کاری

نمی کند.» «وی گفت عربستان سعودی نزدیک شدن شعله های آتش را از مدتها قبل دیده و به ایالات

متحده آمریکا هشدار داده بود، ولی هشدارها و نداهای عربستان سعودی به گوشهای ناشنوا برخورد کرده

است.»

2 بحرین:

نقش سعودیها در خلیج فارس دو روی یک سکه است. از یک طرف با هیاهوی دخالت ایران (آنهم به

اسم کمونیسم)، اربابان آمریکایی را به مداخله و مقابله مستقیم با انقلاب اسلامی ترغیب می نمایند. و از

طرف دیگر، با مداخله مستقیم خود به سرکوب مردم مبارز منطقه می پردازند.

«فهد سپس خاطرنشان ساخت که ایران، بحرین و کویت و سایر کشورهای عربی را در خلیج (فارس)

تهدید می کند، در حالی که حتی یک کلمه هشدار دهنده از جانب کارتر برای دادن اطمینان به کشورهای

ضعیفی مانند بحرین ادا نشده است و حتی دوستان آمریکا نیز در این منطقه و در اطراف و اکناف جهان

کاری نکرده اند.»

«تاجر سعودی در حضور مقام پلیس در 14 سپتامبر به مقام کنسولی گفت که عربستان سعودی 500

تن از گاردهای ملی خود را به بحرین فرستاده است تا به دولت بحرین در برقراری نظم در برابر

ناآرامیهای ایجاد شده توسط شیعیان کمک نمایند.»

«نه ما و نه سفارت انگلیس تاکنون هیچ تأییدیه ای مبنی بر ارسال گارد ملی دولت سعودی به بحرین

دریافت نکرده ایم در طی تظاهراتی که در اواخر اوت روی داد شایعات قوی وجود داشت که حدود 2 هزار

تن پلیس سعودی برای کنترل اوضاع به بحرین وارد شده اند، ولی تاکنون هیچ گونه اثری از آنها پیدا نشده

است.» مسئله آن نیست که چکمه پوشان سعودی به بحرین رفته اند یا خیر، بلکه مسئله آن است که از خطر


صفحه 343

ایران مسئله بیافرینند و خود مداخله کنند «عبداللّه برای تشدید طرفداری از قاطعیت در منطقه خلیج

فارس مدعی شد که عربستان سعودی نقشه های تجاوز کارانه ایران را درباره بحرین (با اخطار به تهران که

هر گونه کوشش برای به دست گرفتن حکومت در بحرین با مخالفت سعودی روبرو خواهد شد.) خنثی

کرده است.»

«در چندین مرحله عبداللّه اصرار ورزید که حکومت ایالات متحده در مقابل تهدید شوروی و قائم

مقامهای آن نسبت به امنیت خلیج فارس انرژی بیشتری از خود نشان دهد. او طرفدار آن بود که ایالات

متحده یک ترکیبی از به حرکت درآوردن چماق و دیپلماسی فعال از خود نشان دهد».(1)

3 یمن:

سیاست توطئه گرانه سعودیها در یمن آنقدر واضح است که نیازی به توضیح ندارد. «سیاست عربستان

در قبال یمن یک سیاست مردد بوده است. از یک طرف می خواهد که یمن شمالی به اندازه کافی قوی باشد

تا بتواند از خودش در مقابل یمن جنوبی دفاع کند و از طرف دیگر نمی خواهد که زیاد قوی باشد که

خودشان (سعودیها) را تهدید کند.سعودیها نسبت به میل و علاقه یمن شمالی برای گفتگو با یمن جنوبی

راجع به اتحاد دو یمن مظنون می باشند. امیر سلطان وزیر دفاع عربستان سعودی اگر متقاعد شود که صالح

(رئیس جمهور یمن شمالی) در حقیقت خیلی نزدیک به یمن جنوبی شده است، ممکن است با ناراضیهای

یمن شمالی همکاری کند تا رژیم صالح را ساقط کند.»

4 اتیوپی:

«فهد گفت علاقه او نسبت به اتیوپی صرفا جنبه علمی ندارد، بلکه بر اساس نزدیکی شاخ آفریقا به شبه

جزیره عربستان و انعکاسهای صحنه سیاسی اتیوپی، سومالی، اریتره، و سودان بر تحولات در عربستان

سعودی و منطقه خلیج (فارس) است» «سپس شاهزاده فهد نقل کرد که چگونه از قبل سقوط امپراطور

هایله سلاسی را با نیکسون رئیس جمهور وقت و راجرز وزیر امور خارجه وقت مورد بحث قرار داده

است.... متأسفانه غرب و ایالات متحده نیز کاری نکردند و یک راه گشوده ای را برای شورویها و متفقین

آنها باقی گذاشتند.»

5 سومالی:

«فهد یادآوری کرد که چگونه در سال 1978 به پیشنهاد کارتر زیاد باره رئیس جمهور سومالی را

متقاعد کرده بود تا علنا پذیرش انجام یک همه پرسی به سرپرستی سازمان ملل متحد را در مورد اهالی

صحرای اوگادن اعلام بدارد. هر چند زیاد باره آمادگی خود را برای پذیرفتن نتایج یک چنین همه پرسی

اعلام داشته بود معذالک ظاهرا ایالت متحده آمریکا علاقه خود را نسبت به سومالی از دست داده بود. فهد

از این بیم داشت که در نتیجه سهل انگاری ممکن است، ایالات متحده سومالی را از دست بدهد.»

1- وقتیکه عربستان اینگونه فعال در همه توطئه ها علیه جمهوری اسلامی دخیل بوده است ٬ دیگر کسی باور نمی کندکه صحنه گردان اصلی جنگ عراق علیه ایران عربستان نبوده است.


صفحه 344

6 جمهوری صحرا:

امیر عبداللّه ولیعهد فعلی سعودی صریحا کفار آمریکایی را جهت حمایت از شاه حسن علیه صحرا

دعوت می کند. «عبداللّه که قبلاً با دقت فراوان به بررسی سفیر درباره اوضاع نظامی مراکش گوش فرا داده

بود با همین لحن (دعوت از آمریکا جهت به حرکت در آوردن چماق از یک طرف و دیپلماسی از طرف

دیگر) از آقای بال خواست تا درباره فراهم کردن پشتیبانی نظامی به ملک حسن کنگره آمریکا مقامات

دیگر را تحت فشار قرار دهد.»

7 مصر:

از آنجا که مصر پس از قرار داد کمپ دیوید و دوستی با صهیونیسم دشمنی آشکار خود را با اسلام و

استقلال ملتهای عرب خاورمیانه نشان داد، مورد تنفر شدید ملتهای منطقه قرار گرفت. دولتهای مزدور و

نوکر غرب اگر چه از ته دل با سادات و رژیم مصر بودند، لیکن به لحاظ فشار مردم ناچار از قطع رابطه با

مصر و در انزوا قرار دادن آن رژیم شدند. آمریکا و اسرائیل در جهت مقابله با خواست مردم مسلمان منطقه

سعی بر آن دشت تا هرچه کمتر مصر زیر فشار قرار گیرد. شرح همکاری توطئه آمیز عربستان آمریکا

مصر در ترویج وحدت اسلام آمریکایی در ضدیت با اسلام و مسلمین و آشتی با صهیونیسم به روشنی از

متون زیر آشکار است.توجه کنید:

«در طی ملاقات اول ماه مه مأمور سیاسی سفارت مسئله کنفرانس اسلامی فاس را با احمد سراج مدیر

کل امور شرقی وزارت امور خارجه عربستان مورد بحث قرار داد. سراج گفت عربستان سعودی یک

هیئت نمایندگی نیرومند مرکب از پنج مقام وزارت امور خارجه به این کنفرانس اعزام می کند.درباره

عضویت مصر سراج گفت عربستان سعودی از لحاظ حقوقی ناگزیر است که تصمیم کنفرانس بغداد را

رعایت کند.او گفت اگر اخراج مصر صریحا به رأی گذاشته شود، عربستان سعودی نمی تواند از اجماع آراء

عرب طفره رود. سراج افزود به عقیده او بهترین راه برای جلوگیری از اخراج مصر این است که کشورهای

غیر عرب در مقابل چنین تدبیری با استناد به دفاع از منشور کنفرانس اسلامی مقاومت کنند (در این

منشور از اخراج یک کشور مسلمان از کنفرانس هیچ گونه پیش بینی به عمل نیامده است...)... سراج گفت

اگر کشورهای غیر عرب به تعداد کافی بر اساس دفاع از منشور کنفرانس اسلامی ایرادات جدی بگیرند،

عربستان سعودی ممکن است بتواند از به رأی گذاشتن مسئله اخراج با این استناد که یک چنین رأی دادنی

به همبستگی اسلامی لطمه خواهد زد، جلوگیری کند.»

8 فلسطین:

در مورد موضعگیری حکمرانان سعودی علیه منافع خلق فلسطین و روشدن آخرین دسیسه ها بخون

بسیار است، لیکن جهت ختم مقال، با ارائه جان کلام و غرض نهایی سعودیها در طرح این توطئه ها

مستخرجه از مذاکرات سری شان با اربابان آمریکایی بسنده می کنیم:

«سعودیها کشمکش بین اعراب و اسرائیل را یک تهدید مستقیم برای امنیت ملی شان به شمار

می آورند. در نظر آنها معطلی و درگیری اعراب مخصوصا فلسطینیها، منبع بی ثباتی در منطقه می باشد که

به طور موفقیت آمیزی از جانب چپهای تندرو و شوروی تحمیل شده است.»