دریافت خواهد نمود. مسلما، این افزایش دریافت سبب خواهد شد که سعودیها بتوانند کمبود بودجه
سالانه خود را جبران کرده، در هنگام کاهش تولید مقداری پشتوانه ارزی برای خود ذخیره نمایند. البته
این مقدار نخواهد توانست برای ایجاد برنامه های جاه طلبانه دیگر پولی فراهم نماید، و تأکید بیشتر بر
کاهش هزینه ها، کنترل مخارج و حفظ سطح تورم داخلی به میزان 10 تا 12 درصد، یعنی کمتر از سطوح
تورم پیشین، سبب کاهش بودجه مصرفی در پروژه ها نیز نخواهد گردید.
6 به نسبت کاهش ارزش دلار در نتیجه افزایش قیمت، حدود بیش از 80 درصد ذخایر ارزی
سعودی نیز که به صورت دلار می باشد، دچار کاهش ارزش خواهد گردید. لیکن این کاهش ارزش دلار
زمانی کاربرد پیدا خواهد کرد که سعودیها بخواهند از این ذخایر خود برای پرداخت صورت حسابهای
وارداتی خود استفاده نمایند. به عبارت دیگر همان طور که افزایش قیمت سبب بالا رفتن تورم در آمریکا
می شود، خرید کالا و خدمات آمریکایی توسط عربستان سعودی نیز مستقیما تحت تأثیر قرار خواهد
گرفت.
7 ما انتظار نداریم که این افزایش قیمت بر کمکهای خارجی عربستان سعودی تأثیر بگذارد. کمکها
احتمالاً به میزان کنونی ادامه خواهد داشت، چون ملاحظات سیاسی عربی و اسلامی مهمترین عوامل
تعیین کننده این کمکها می باشد. همان طور که موبوتو از زئیر در طی دیدار خود از شاه نشین (عربستان م)
گفته بود می توان کمکهایی به صورت اعطای امتیازات نفتی ارائه نمود.
8 در دراز مدت، پایه جدید احتمالی برای افزایش قیمت نفت اوپک در سال 1980، 5/14 درصد
بیش از قیمت کنونی نفت خواهد بود، سومین برنامه پنجساله سعودی قرار است در آوریل 1980 آغاز
گردد. این برنامه از برنامه دوم پرخرج تر است، و برنامه ریزان سعودی نیز فهمیده اند که باید درآمدها را
متعادل مخارج بنمایند. هنوز معلوم نیست که این مسئله در دراز مدت بر سیاست قیمت گذاری نفتی چه
تأثیری خواهد داشت، لیکن با مشخص شدن خطوط اصلی برنامه سوم می توان تأثیر آن را پیش بینی کرد.
9 مسئله لاینحل، لیکن جالب دیگر این است که تأثیر این افزایش قیمت بر توسعه و ادامه ظرفیت
تولیدی نفت چگونه خواهد بود. امکان اختصاص یافتن مقداری از این سود اضافی در زمینه توسعه و
تداوم تسهیلات نفتی نسبت به نحوه فروش و تعیین بودجه شرکت آرامکو که قرار است ملی شود، مشخص
خواهد گردید.
10 از نظر سعودیها، مهمترین تأثیر کنفرانس ابوظبی، باز گرداندن وحدت اوپک بود. این وحدت
درنتیجه جدا شدن سعودی و به وجود آمدن دو نوع قیمت نفت در سال 1977 به سختی ضربه دیده بود.
تمایل عربستان سعودی به پذیرفتن آراء اکثریت، احترام این کشور را بالا برد و موقتا سبب شد که دیگران
فکر نکنند که این کشور حاضر نیست به حمایت از اوپک پایداری نماید. سعودیها این را یک جنبه مثبت
دانسته و این موضوع را می توان در دفاع مطبوعاتی آنها از افزایش قیمت نیز مشاهده نمود.
11 البته بعضی از عناصر وحدت عربی نیز در این مسئله بی تأثیر نبوده اند. مهمتر از همه اینکه،
عربستان سعودی نقش بسیار مهمی در بهبود روابطش با عراق و کویت ایفا نمود. در اینجا به دنبال نتایج
کنفرانس بغداد می توان گفت که عربستان سعودی علاوه بر ایفای نقش به طرفداری از اعراب به طرفداری
از اوپک نیز پرداخته است.
12 لیکن هنوز موقع آن نرسیده است که بتوان گفت ارزیابی سعودیها از تأثیر افزایش قیمت نفت بر
روابط آمریکا و عربستان سعودی چیست. عکس العمل سریع دفاعی نشان می دهد که آنها از تأثیر این
موضوع بر روابط بسیار عصبی هستند، به خصوص اگر بدانند که مانند سال 1977 به وسیله مطبوعات
آمریکا مورد انتقاد قرار خواهند گرفت. مسلما، معلوم نیست که آنها نسبت به تقاضای رئیس جمهور کارتر
در مورد تجدید نظر درباره قیمتها در سال آتی پاسخ مثبت بدهند.
ولی می توان گفت که همان طور که از بیانات آنها بر می آید در نظر دارند در سال 1979 در کنار برادران
خود در اوپک بمانند و قبل از هر گونه اقدام مؤثر برای سال 1980 ابتدا پیشرفت دلار را مشاهده کرده و
زیر نظر بگیرند.
13 آنها همان طور که در گذشته بیان داشته اند در آینده نیز ادعا خواهند کرد که اگر میانه روی
سعودیها نبود، قیمت نفت خیلی بیشتر از اینها بالا می رفت و دیگر اینکه در نتیجه دفاع سعودیها از منافع
آمریکا بود که اوپک راضی شد از دلار به عنوان واحد پولی قیمت نفت استفاده کنند. برای جلب نظر
مساعد آمریکا معلوم نیست چه اقدام دیگری انجام دهند، ولی حتما میزان خرید دلار از آمریکا را افزایش
خواهند بخشید.
14 بزرگترین خطری که تصمیم گیری اخیر اوپک به همراه داشت این است که اوپک و عربستان
سعودی خود را در نظامی یافته اند که بر اساس آن باید در هر فصل قیمتها را افزایش دهند.
یمانی نیز در مصاحبه های مطبوعاتی خود از این نظام حمایت کرد و کمیته تعیین استراتژی دراز مدت
وزیران اوپک نیز در حال بررسی آن می باشد. چون تصمیم گیریهای اوپک در مورد قیمت جنبه سیاسی
دارد تا اقتصادی باید گفت که اگر این رویه جا بیفتد نمی توان در برابر آن مقاومت به خرج داد. در نتیجه یک
عامل ایجاد تورم دیگر در نظام اقتصاد جهانی به وجود خواهد آمد. و با وجود اینکه بارها گفته شده است
که افزایش قیمت نفت بستگی به سرنوشت دلار دارد، ولی هنوز تضمینی وجود ندارد که بر اساس آن بتوان
گفت که تقویت دلار کاهش قیمت نفت را نیز سبب خواهد گردید.
وست
فروش نفت و صنعتی شدن عربستان سعودی
سند شماره (3)
30 ژانویه 1978 10 بهمن 1356طبقه بندی: محرمانه
از: سفارت آمریکا جده به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی
موضوع: فروش نفت و صنعتی شدن عربستان سعودی
1 بنا به گزارش منابع سفارت ژاپن در اینجا (عربستان م) یمانی وزیر نفت عربستان سعودی در
دیدار اخیر خود با سوندا وزیر امور خارجه ژاپن گفته است که نمی توان از دولت عربستان سعودی انتظار
داشت که در اواسط سالهای 1980 به میزان 1816 میلیون بشکه نفت تولید نماید. این عدم توانایی توسط
سیا و در مطالعات دیگر هم ذکر شده است، یمانی اظهار داشت که دولت عربستان سعودی با افزایش تولید
بیش از حداکثر 5/8 میلیون بشکه در روز مخالف است.
وی یک بار دیگر خاطرنشان ساخت که دولت عربستان سعودی انتقال تکنولوژی را هنوز هم یکی از
شرایط گسترش تولید نفت سعودی می شمارد.
2 یمانی به ژاپنی ها گفت که نفتی که به وسیله عربستان سعودی تولید می شود، گذشته از امتیازاتی که
به شرکتهای مادر آرامکو داده شده است (تبصره: 2 میلیون بشکه در روز) در آینده به وسیله دولت
عربستان سعودی به دولتهای دیگر فروخته خواهد شد و خریداران را موظف خواهد کرد که از نظر صنعتی
و تکنولوژی نقش خود را ایفا نمایند.قراردادهای خرید نفت توسط ژاپن در پایان سال 1978 به پایان
خواهد رسید.
به گفته سفارت ژاپن، دولت عربستان سعودی درباره پروژه پتروشیمی در جبیل به ژاپن فشارهایی
وارد کرده است. این پروژه هم اکنون به وسیله میتسوبیشی و میتی در دست «مطالعه» است و تا ماه ژوئن
ادامه خواهد داشت. در صورتی که ژاپنی ها با این پروژه موافقت نمایند (که به نظر ما میتسوبیشی از دیگر
کارخانه های پتروشیمی ژاپن نیز خواهد خواست تا در تأسیس این پروژه سهیم شوند)، پروژه وارد مرحله
دیگری خواهد شد و آن مرحله سرمایه گذاری مشترک سعودی ژاپنی و مطالعات در مورد امکان تأسیس
آن می باشد.وست
تولید نفت خام آرامکو
سند شماره (4)
تاریخ: 14 فوریه 1978 25 بهمن 1356طبقه بندی: محرمانه
از: کنسولگری آمریکا تهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. با اولویت
موضوع: تولید نفت خام آرامکو
1 تولید کنونی: جان کلبرر (لطفا محفوظ بماند) رئیس آرامکو اخیرا به سر کنسول گفت که میانگین
تولید نفت توسط آرامکو در ژانویه 1978 معادل 5/7 میلیون بشکه در روز بوده است. کاهش تولید
نشان دهنده کاهش تقاضایی است که پس از افزایش تقاضا در اواخر 1977 به وجود آمد و سبب شد که
خریداران نفت قبل از افزایش یافتن قیمت توسط اوپک ذخایر خود را مملو از نفت بنمایند. طبق گفته های
کلبرر در فوریه تقاضا افزایش یافت که احتمالاً دلیل آن نیز زمستان سخت آمریکا و نقاط دیگر بوده است
و در اولین هشت روز این ماه تولید به میزان ده میلیون بشکه در روز رسیده بود.
2 ظرفیت تولیدی آینده: کلبرر مقاله ای را که در 27 ژانویه توسط استیون راتنر در انترناسیونال هرالد
تریبون نگارش یافته بود تأیید نمود. مقاله راتنر حاوی بیانیه ای از طرف شلزینگر وزیر انرژی بود که در آن
گفته بود عربستان سعودی در نظر دارد ظرفیت تولید خود را بین زمان حال و اوائل سالهای 1980 به
آرامی بالا ببرد «و دیگر اینکه عربستان سعودی باید بتواند در مقایسه ای با 10 میلیون بشکه ای که هم
اکنون در هر روز تولید می نماید در سالهای 1983 و 1984 نیز معادل 12 میلیون بشکه در روز تولید
بنماید. رئیس آرامکو اظهار داشت که این ارقام تقریبا درست است البته اگر منظور آنها (وزیر شلزینگر)»
حداکثر ظرفیت تولیدی باشد» (در حالی که رقم قبلی 15 درصد پایین تر از بعدی است). لیکن اطلاعات ما
نشان می دهد که اختلاف چندان هم زیاد نیست، یعنی کلبرر از ارقام 5/12 و 5/10 میلیون بشکه در روز
به جای 10 و 12 میلیون بشکه در روز به عنوان بازده تولید سالهای 1983 و 1984 و حال حاضر استفاده
می کند و این موضوع را با وزیر شلزینگر در تاریخ 12 ژانویه نیز مورد بحث قرار داده است.
3 کلبرر اظهار داشت که بسیاری از تکنوکراتهای جوان دولت سعودی مایلند تنها منبع طبیعی خود را
با محدود ساختن میزان تولید به میزان نیازهای مالی دولت عربستان سعودی و نیز برنامه پنجساله یعنی 5
میلیون بشکه در روز حفظ نمایند. طبق بیانات کلبرر اکثر مقامات فنی و تصمیم گیرنده وزارت نفت
معتقدند که اگر میزان تخلیه منابع و حراست از حوزه ها بالا برور 12 میلیون بشکه در روز بهترین سطح
تولید دراز مدت عربستان سعودی خواهد بود و آنها می دانند که مسئولیت عربستان سعودی در قبال دنیای
آزاد و نیز شرایط سیاسی ممکن است این میزان تولید را بالا ببرد.
4 اظهار نظر: تکنوکراتهای جوان سعودی که دائما تولید 5 میلیون بشکه در روز را با قیمت کنونی
برای اجراء برنامه های عمران و آبادی کافی می دانند، احتمالاً می خواهند که افزایش تولید که در حال از
دست دادن اعتبار است، به وجود نیاید. همان گونه که در گزارش جده به شماره 976.اشاره شد،تورم و
کاهش ارزش دلار احتمالاً مقداری نگرانی در میان طراحان اقتصادی عربستان سعودی به وجود آورده،
چون آنها از کسری بودجه در «اوائل تا اواسط سالهای 1980 سخن می گویند، یعنی ممکن است به این
نتیجه رسیده باشند که برای برآورد نیازهای مالی برنامه های خود فروش 5 میلیون بشکه نفت در روز
کافی نیست. البته این بدان معنی نیست که عایدات نفتی کنونی سعودی کفاف مخارج آن را نمی دهد و یا
اینکه دولت عربستان سعودی نمی خواهد برنامه های عمرانی طرحهای خود را عملی نماید. (دولت
عربستان سعودی ذخایر عظیم و رو به افزایش ارزی دارد). لیکن در برابر ثبات قیمت نفت که میزان
عایدات را نیز ثابت نگاه می دارد هزینه لازم برای تحقق بخشیدن به برنامه های عمرانی نیز بالا می رود و
بنابراین تولید به میزان 5 میلیون بشکه در روز نخواهد توانست عایدات مهمی ایجاد کند تا دولت عربستان
سعودی بتواند برنامه های عمرانی جاه طلبانه خود را تحقق بخشد.بوشنل
وضع نفتی عربستان سعودی 1978
سند شماره (5)
تاریخ: 15 فوریه 1978 26 بهمن 1356طبقه بندی: سری
از: سفارت آمریکا جدهبه: وزارت امور خارجه واشنگتن. دی. سی
موضوع: وضع نفتی عربستان سعودی 1978
خلاصه: سقف تولیدی 5/8 میلیون بشکه در روز نفت عربستان سعودی در سال 1978 که در آن
تقاضا پایین خواهد بود به مرحله آزمایش گذاشته نخواهد شد. دولت عربستان سعودی، اگر لازم باشد،
آماده است تولید خود را آنقدر کاهش دهد که به حمایت از قیمت نفت در اوپک منجر گردد.
علیرغم تقاضای معتدل پیش بینی شده برای نفت در دو سال آینده دولت عربستان سعودی به آرامکو
اجازه داده است که ظرفیت تولیدی خود را در سالهای 1980 بالا ببرد، گرچه این افزایش هنوز هم به
دلخواه آرامکو نیست. و به خاطر پافشاری دولت عربستان سعودی برای خودکفا باقی ماندن از نظر مالی
(که برنامه های خود را از طریق عوارض نفتی تأمین می نماید)، آرامکو مجبور شده است اعلام نماید که در
اواسط سالهای 1980 تولید به میزان 5/12 میلیون بشکه در روز ادامه خواهد یافت. بخش اعظم مخارج
به منظور حفظ تولید در حوزه هایی که دچار افزایش نمک، فرسایش و مسائل دیگر شده اند، مصرف
خواهد گردید.
احساسات سعودیها نسبت به حفظ و صرفه جویی منابع، افزایش یافته است، و در زمانی که این کشور
شرکت آرامکو را به طور صد در صد در اختیار می گیرد این مسئله نیز مشکلاتی بر سر راه برنامه های
گسترشی ایجاد خواهد کرد. لیکن، سیاست نفتی سعودی به وسیله ولیعهد فهد و در مخالفت با آن گرایشها و
در صورتی که ملاحظات سیاسی همچون سیاست خاص خاورمیانه ای اجازه دهد، تعیین خواهد گردید.
با وجود اینکه این امکان هست که دولت آمریکا بتواند موجبات تولید بیشتر نفت عربستان سعودی را
در اواسط سالهای 1980 باعث شود، ولی کاهش این میزان تولید سبب می شود که یک» بحران نفتی
«دیگر به وجود آید، مگر اینکه آمریکا در زمینه انرژی اقدامات دیگری انجام دهد.
1 تولید و قیمتهای کنونی. تولید نفت عربستان سعودی در سال 1978 محدود به سقف تولید 5/8
میلیون بشکه در روز خواهد بود. این رقم به وسیله یمانی وزیر نفت سعودی در سال 1977 به دنبال تلاش
نا موفق وی برای سرکوب افزایش قیمت نفت اوپک، از طریق افزایش تولید، صورت گرفت و تحلیلگران
بازار نفتی نیز پیش بینی می کنند که در چنین بازار معتدلی تقاضا برای نفت سعودی بیش از این نخواهد
بود. بسته به میزان بهبود اقتصادی در کشورهای صنعتی، این محدودیت تولید اگر ادامه یابد در سال 1979
سبب خواهد شد که میزان فروش بالا برود. یمانی هشدار داده است که رشد مصرف نفت در سالهای
801979 سبب خواهد شد که قیمت نفت بسیار افزایش یابد و البته اگر محدودیت تولید نیز در برابر
افزایش تقاضا به همین صورت باقی بماند، این روند تسریع خواهد گردید. لیکن باید به خاطر داشت که این
سقف تولید میانگین سالانه را نشان می دهد و ممکن است به جای تولید، رقم نفت صادر شده را نشان دهد.
تولید نفت در طول سال 1977 و در پایان آن به طور متوسط بالغ بر 2/9 میلیون بشکه در روز گردید.
تولید 5/9 میلیون بشکه در روز توسط آرامکو در ماه دسامبر نیز جای تعجب داشت و احتمالاً نشانگر
خریدهای محتاطانه، قبل از آغاز کنفرانس اوپک و نیز زمستان بسیار سخت آمریکا بوده است. بنا به گفته
منابع شرکت، آرامکو در حال حاضر با سقف تولید 5/10 میلیون بشکه در روز به تولید ادامه می دهد. و با
وجود اینکه محدودیتهای فنی در مورد تولید بعضی از حوزه ها که وسیله سعودیها در پایان تابستان تحمیل
می شود تقریبا جنبه ظاهری دارند، ولی این (محدودیتها) در دورانی که تقاضا پایین است چندان مؤثر واقع
نمی شود، باید یادآور شد که حوزه جوار که تابع چنین محدودیتهای فنی می باشد در ماه نوامبر یعنی
آخرین ماهی که از آن آمار در دست داریم به میزان 2/5 میلیون بشکه در روز نفت تولید می کرده است.
قیمت نفت سعودی به خصوص برای نفت خام سنگین نسبتا جالب است. (با وجود کاهش قیمت نفت
کویت، هنوز هم نفت خام این کشور 25 سنت گرانتر از نفت مشابه آن در عربستان سعودی است.) ولی
درروند فروش نفت خام سنگین و سبک سعودی تغییری مشاهده نکرده ایم؛ و به نسبت 4 به 1 به نفع نفت
خام سبک ادامه دارد (که بیشتر آنها از حوزه های دارای محدودیت فنی تولید می گردند.)
سعودیها نمی خواهند میزان فروش نفت خام را بالا ببرند؛ بلکه بر عکس آن را خواهانند. پس از
کنفرانس نفتی اوپک از قول یمانی گزارش کرده اند که عربستان سعودی حاضر است در بازارهای معتدل
میزان تولید خود را پایین بیاورد تا قیمتها ثابت بماند و دلایلی در دست است که طبق آنها بر اساس همین
تضمینهای سعودی، ایران نیز به حمایت از ثبات قیمت در کاراکاس اقدام کرد در این رابطه، دولت عربستان
سعودی بیشتر به ایفای نقش تولید کننده و متعادل کننده قیمتها در اوپک پرداخته و نپذیرفته است که به
طور یک جانبه در سهمیه تولیدی خود تغییراتی ایجاد نماید.
2 وضع مالی: وضع مالی آرامکو که 97 درصد نفت سعودی را تولید می کند دارای اهمیت ویژه ای در
تثبیت ظرفیت تولیدی نفت کشور شده است. این کمپانی اصولاً سرمایه های خود را از طریق جریان پولی
خود برای گسترش طرفیت (حدود یک میلیون بشکه در روز) مطابق سالهای قبل تأمین می کرده است.
لیکن، افزایش هزینه پروژه ها، بالا رفتن غیر منتظره هزینه نگهداری سطح تولید کنونی، نیازهای
سرمایه ای برای جمع آوری گاز و ایجاد تأسیسات برق در استان شرقی از جریان پول موجود آن شرکت
در سال 1977 فراتر رفت و در پایان سال آن را با یک بحران پولی عظیم روبرو ساخت. در نتیجه برای
اولین بار مجبور شد از دولت عربستان سعودی درخواست کمک بودجه ای بنماید تا بتواند برنامه های
خود را ادامه دهد.
پاسخ دولت عربستان سعودی به آرامکو این بوده است که این شرکت باید بتواند در نتیجه فعالیتهای
تولیدی خود از نظر مالی خودکفا باشد. ولی قبول کرده است که برای تأسیسات گاز و برق پول پیش
پرداخت نماید. و در واقع 100 میلیون ریال سعودی برای تأسیسات برق و 300 میلیون دلار برای
تأسیسات گازی اختصاص داده است. این وضع سبب می شود که مقداری از جریان پول آرامکو آزاد شود،
به خصوص که نیاز سرمایه ای برای جمع آوری گاز در سالهای آتی سرسام آور خواهد گردید. طبق اطلاع
ما، آرامکو به دولت عربستان سعودی گفته است که آماده است طبق بودجه تعیین شده پروژه های مزبور را
آغاز نماید.
از طرف دیگر به آرامکو گفته شده است که برنامه های تولیدی نفت را باید از طریق منابع مالی داخلی
تأمین نماید، و نباید از بودجه دولتی انتظار کمکی داشته باشد. آرامکو با 50 سنت سودی که در قبال هر
بشکه نفت دریافت می نماید، فقط می تواند 5/1 میلیارد بشکه نفت در سال بفروشد تا بتواند (به میزان
تولید کنونی) سرمایه لازم برای تولید نفت،توسعه، وزیر بناهای دیگر را فراهم آورد. طرحهای کنونی در
زمینه بالا بردن و توسعه تولید (به پاراگرافهای بعد مراجعه کنید) مستلزم 5/8 میلیارد دلار سرمایه است و
تا پایان سال 1984 نیز باید خاتمه یابد. عنصر اصلی کنونی این برنامه بالا بردن میزان تزریق و تولید برای
حفظ سطح کنونی تولید حوزه های حاضر است. مخارج دیگر عبارتند از سرمایه لازم برای کشف
حوزه های جدید، تعمیر و نگهداری وسایل و هزینه های استخدامی و اقدامات امنیتی دیگر. (آتش سوزی
آبقیق یا «خطر منفرد» در ماه می گذشته 300 میلیون دلار خسارت وارد کرد).
3 برنامه های توسعه و گسترش: مسلما محدودیت مالی آرامکو عامل محدود کننده مهم این شرکت
در برنامه های گسترشی است. این شرکت مجبور شده است ظرفیت تولیدی 16 میلیون بشکه در روز خود
را به 5/13 میلیون بشکه در روز برای اواسط سالهای 1980 تغییر دهد و احتمالاً در سال 1984 این سطح
تولید به 5/1212 میلیون بشکه در روز خواهد رسید. حدود 5/11 میلیون بشکه آن از حوزه های کنونی
تولید خواهد رسید. (که ظرفیت آنها تغییر نکرده است) ولی باید مخارج زیادی برای تأسیس وسائل
تزریق آب (جدید و یا تعویض، دستگاههای قدیمی)، تولید، نمک زدایی و خط لوله و نیز بازگشایی
چاههایی که هم اکنون بسته شده است، متحمل شود. این مخارج مهم لازم است تا بتوان تجهیزات فرسوده
را تعویض و فشارهای وارده ای را که در حوزه های مهم قاوار، بری و آبقیق تجربه شده کاهش دهند، و 2
میلیون بشکه باقیمانده نیز باید با تولید اضافی حوزه های موجود و ایجاد حوزه های جدیدتر تأمین گردد.
سیاست دولت عربستان سعودی نیز عامل محدود کننده دیگری برای ظرفیت تولیدی آرامکو بشمار
می رود. اختلافات درونی دولت بر سر منافع تولید زیاد و کم و ذخایر مالی تمام نشده است و در آینده
نزدیک نیز پایان نخواهد یافت. وجود همین اختلافها سبب شده است که آرامکو حق انتخاب زیادی
نداشته باشد و علاوه بر این باعث شده است که آرامکو مجبور شود از نظر مالی «متکی به خود» باشد.
شرکت در حال حاضر با حضور اعضای وزارت نفت سعودی در هیئت مدیره خود فعالیت می کند و با
وجود مشاجرات موجود بین آنها و نمایندگان شرکت مادر، هیچ یک از آنها با افزایش تولید مخالف
نیستند. لیکن پس از تصاحب آرامکو، مخارج مربوط به تولید و طرحهای گسترش دچار مشکل زیاد و
اولویتهای کم خواهد شد، چون ممکن است تعداد مقامات سعودی مخالف با افزایش تولید در هیئت مدیره
شرکت بسیار باشد.
تمایل دولت عربستان سعودی به فروش نفت خام سنگین بیش از نفت خام سبک نیز یکی دیگر از
سیاستهای سعودی است که بر طرحهای توسعه، محدودیت و فشار اعمال می نماید. چون هزینه بالا رفتن
میزان تولید نفت خام سنگین معادل هزینه نفت خام سبک است، لیکن منافع حاصله کمتر از نفت سبک
می باشد.
رشد مصرف داخلی نفتی یکی دیگر از عوامل بازدارنده صادرت نفتی است. عربستان سعودی
مهمترین وارد کننده محصولات سفید است و بر آن است تا بدون درنظر گرفتن ضرایب هزینه حمل و نقل،
صنعت برق خود را گسترش دهد. (قیمت محصولات نفتی در داخل کشور به وسیله دولت سوبسید
می شود). تا اواسط سالهای 1980 سعودیها احتمالاً حدود 75/0 میلیون بشکه از نفت مصرفی خود را در
داخل تولید خواهند کرد.
4 اکتشاف و ذخایر: آرامکو، بار دیگر بیش از ظرفیت تولید خود در سال 1977 به عملیات اکتشافی
در مورد منابع جدید پرداخت، و مانند سالهای قبل به ذخایر خود اضافه نمود. ولی در طول امسال حوزه
جدیدی کشف نشد و ذخایر جدید به عنوان زواید دیگر حوزه های موجود مورد بهره برداری قرار گرفت.
بنا به برآورد منابع آرامکو میزان اکتشاف در 5 سال آینده پایین خواهد آمد و حدود 30 میلیارد بشکه نفت
تنها چیزی است که می توان به 177 میلیارد بشکه موجود اضافه کرد(که ثابت و محتمل است.) طبق
اظهارات یمانی، دولت سعودی معتقد شده است که سطح تولید کنونی در صورتی که از 12 میلیون بشکه در
روز تجاوز نکند بیش از 30 سال دوام نخواهد آورد، و بعد از آن یک کاهش سریع در تولید شروع خواهد
شد.
وزارت نفت نیز به اکتشافات ژئوفیزیکی و زلزله سنجی خود در خارج از محدوده آرامکو ادامه داده
است، لیکن در زمینه صدور جواز و امتیاز اکتشافاتی کاری انجام نداده است. بعضی از شرکتهای نفتی
علاقه زیادی به این مناطق نشان داده اند و اگر این مناطق بر روی آنها باز شود منابع جدید و اضافی دیگری
کشف خواهد شد. لیکن عدم توجه دولت عربستان سعودی به این برنامه نشان می دهد که احتمال افزایش
تولید در اواسط سالهای 1980 بسیار کم است.
5 سیاست سعودی. مقامات آرامکو اغلب ادعا می کنند که مهمترین عامل محدود کننده آنها در
افزایش ظرفیت تولیدی نفت یک عامل سیاسی است. گرچه این عامل تا حدی مشکلات فنی، فیزیکی و
مالی موجود در افزایش تولید را ناچیز می کند، ولی باید اعتراف نمود که سیاست سعودیها مهمترین عامل
تعیین کننده و غالب در برنامه های شرکت می باشد. مقامات شرکت معتقد شده اند که برای افزایش سقف
تولید 5/8 میلیون بشکه در روز باید استدلال بسیار متقاعد کننده ای به کار برده شود. به نظر ما عواملی
چون ضرایب سیاسی خارجی از قبیل ایجاد صلح در خاورمیانه می تواند چنین استدلالی باشد. در
صورتی که این جو مساعد باشد. دولت عربستان سعودی تولید را به وضعی نگاه نخواهد داشت که موجب
بالا رفتن قیمتها بشود. در صورتی که سعودیها از رخدادهای سیاسی ناراضی بشوند، تحت فشارهای
سیاسی داخلی تولید نفت را دچار محدودیت خواهند کرد تا بر رفتار مهمترین کشورهای وارد کننده نفت
تأثیر بگذارند.
البته سیاست دولت عربستان سعودی در مورد بسیاری از مسائل مشخص کننده میزان تولید، روشن و
واضح نیست، و اختلاف موجود بین آنها که معتقدند افزایش تولید نباید دچار محدودیت شود و مخالفین
آنها در آینده نزدیک حل خواهد شد (هیچیک از سعودیها خواستار آزادی بی قید و شرط افزایش تولید
نیستند). در گذشته در صورت، نامشخص بودن سیاست دولت عربستان سعودی آرامکو می توانست
روش خاص خود را در پیش گیرد. امروز با تصاحب 100 درصد آرامکو توسط سعودی، این شرکت دیگر
از چنین آزادی برخوردار نیست. و غیبت یک سیاست مشخص نیز حق انتخاب آنها را کم می کند. این
تصمیم که شرکت باید از نظر مالی خودکفا باشد نیز نشانگر ناچاری شرکت در سازش با شرایط ایجاد شده
برای آن است، دولت با وجود اینکه پیشنهاد شرکت را مبنی بر بالا رفتن ظرفیت تولیدی آن رد نکرده است
ولی از آن خواسته است که از سطح مشخص، پا را فراتر نگذارد.
دولت نقش غالب را دارد، و صلاحیت فنی پرسنل آن نیز افزایش پیدا کرده است، و آمادگی آنها برای
اتخاذ مواضعی بر اساس صرفه جویی منابع مبنی بر اصول مدیریت نیز زیاد شده است. با تعیین اولویتهای
بودجه ای، کنترل فشار حوزه های نفتی، تعیین استفاده مجاز از منابعی چون طبقات آبدار زمین، تعیین
میزان تولید حوزه های نفتی و دیگر امکانات سبب شده که دولت عربستان سعودی بتواند در سطح فنی بر
توانایی شرکت در رسیدن به اهداف تولیدی خود تأثیر بگذارد.
عربستان سعودی ممکن است در سال 1978 آرامکو را به طور صد در صد در اختیار بگیرد، ولی الزاما
هم نباید این طور باشد. مسائل رهبریت خانواده سلطنتی و جانشینی رقابتهای بوروکراتیک تضادهای
مربوط به تصمیم گیری را آن چنان پیچیده کرده است که نمی توان در مورد تصاحب آرامکو تاریخ معینی را
پیش بینی نمود. ولی آرامکو در حال حاضر، به عملیات خود تحت نظارت یک رژیم متعادل در مورد آنچه
خواسته شده بود عمل می کند و فعلاً تحت کنترل دولت عربستان سعودی است، ولی این کنترل از طریق
هیئت مدیره ای اعمال می شود که اعضاء سعودی آن نسبت به اهداف تولیدی شرکت حالتی خصمانه
ندارند. شرکت می داند که پس از در اختیار قرار گرفتن آرامکو توسط سعودیها باز هم سیاستهای حاکی از
صرفه جویی بیشتر اعمال خواهد شد تا محدودیتهای بیشتری برای آن به وجود آید. در مورد شکل و
قدرت تصاحب کننده شرکت هنوز تصمیمی اتخاذ نشده است. لیکن مسئله مهم این است که آیا شرکت تابع
وزارت نفت خواهد بود یا شورای وزیران و یا یک شرکت سعودی و دو شرکت مستقل دیگر که یکی به کار
تولید و دیگری به کار فروش مشغول شود. در این باره نیز هنوز تصمیم مشخصی گرفته نشده است. اتفاق
نظر یا رأی گیری که روش مورد قبول سعودیهاست نمی تواند راهی باید برای تصمیم گیری پیرامون این
مسئله باشد.
سیاست نفتی سعودیها در سالهای گذشته نیز بر اتفاق نظر متکی نبوده است. تصمیم متخذه مبنی بر
ثبوت قیمتها در کنفرانسهای اوپک در دوحه و کاراکاس توسط ولیعهد فهد درست بر خلاف رأی اکثریت
اعضاء شورای عالی نفتی است. تصمیم شاهزاده فهد در کنار قراردادهای صلح خاورمیانه و نشان دادن
روابط ویژه آمریکا و عربستان سعودی دلایل سیاسی داشت. این گونه اتخاذ سیاست توسط سعودیها در
زمینه نفت ممکن است در حال حاضر برای ما مفید باشد، لیکن در آینده خالی از خطر نیز نخواهد بود.