بوقهای تبلیغاتی صهیونیسم راهگشای او نخواهد شد. ملت و دولت و مجلس و ارتش و سایر قوای مسلح
ایران که امروز با وحدت اسلامی و انسجام الهی صف واحد هستند، مصممند که در مقابل هر قدرت
شیطانی و متجاوز به حقوق انسانها بایستند و از مظلومان دفاع نمایند و تا برگشت قدس و فلسطین به دامن
مسلمین از لبنان و قدس عزیز پشتیبانی نمایند. مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه مسلمین جهان
بلکه مستضعفین بدانند از آن نقطه حساس در مقابل مستکبرین و جهان خواران بایستند و تا رهایی
مظلومان از زیر ستم قدرتمندان از پای ننشینند و مستضعفان که اکثریت قاطع جهان را تشکیل می دهند،
مطمئن باشند که وعده حق تعالی نزدیک است و ستاره نحس مستکبران رو به زوال و افول است، ملت
ایران، خواهران و برادران عزیز می دانند که انقلاب عظیم ایران که در نوع خود کم نظیر یا بی نظیر است از
ارزشهای بزرگی برخوردار است که بزرگترین آن مکتبی بودن و اسلامی بودن آن است، همان ارزشی که
پیامبران عالی مقام در پی آن قیام نمودند، امید است که این انقلاب جرقه و بارقه ای الهی باشد که انفجاری
عظیم در توده های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیه اللّه ارواحنا
لمقدمه الفداء منتهی شود و باید ملت شریف که چنین انقلابی بزرگ را نموده است، در ادامه آن هر چه بیشتر
کوشا باشد و حضور خود را هر چه والاتر در صحنه اقامه عدل الهی به ثبت رساند. عزیزان من باید بدانید
که ارزش انقلاب هر چه بیشتر باشد فداکاری در راه تحقق آن ارزشمندتر و لازم تر است، انقلاب در راه
هدف الهی و استقرار حکومت اللّه همان است که انبیاء عظام در راه آن فداکاریها نمودند و پیامبر
عظیم الشأن اسلام تا آخرین لحظات زندگی پربرکت خود در راه آن با همه توان فداکاری و ایثار فرمود و
امامان بزرگوار اسلام هر چه داشتند نثار آن کردند، ما نیز که خود را پیرو آنان و امت محمد صلی اللّه علیه و
آله و سلم می دانیم باید اقتداء به آنان نموده و در سبیل حق مشکلات را با صبر انقلابی تحمل نماییم و از
خرابکاریهای دغل بازان که آثار شکست و زبونی در آن مشاهد است نهراسیم و در راه هدف حق و اسلام
بزرگ چونان انبیاء عظام و اولیاء معظم فداکاری و ایثار نماییم، خداوند تبارک و تعالی پشتیبان مجاهدین
و یار مظلومان است.
درود بر اسلام عزیز، درود بر مجاهدین در راه حق، درود بر شهدا در راه خدا در طول تاریخ، درود بر
شهدا ایران و فلسطین و لبنان و افغانستان، سلام بر رزمندگان جبهه های جنگ علیه باطل و سلام بر بندگان
صالح خداوند.
روح اللّه الموسوی الخمینی 10/5/60
«اسرائیل باید از بین برود» امام خمینی
تا وقتی که ملتهای مسلمان به آگاهی اسلامی نرسند و خود را مجهز به ایدئولوژی اسلام نکنند، باید
انتظار داشت که همواره تحت ستم نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی غرب قرار داشته باشند.
تا وقتی که حکومتهای کشورهای مسلمان، خود را تغییر ندهند و یا به دست مردم مسلمان آن کشورها
سرنگون نشوند و به یک حکومت اسلامی و انقلابی مبدل نگردند، همواره باید انتظار داشت که سلطه های
استکباری از طریق این حکومتهای وابسته بر سر ملتهای مسلمان تداوم داشته باشد، و برای مسلمان چه
ننگی از این بالاتر که کفار بر آنان چیره شده و حکمروایی کنند.
تا وقتی که این مشکلات وجود دارد باید انتظار داشت که:
نفت و کلیه ثروتهای خدادادی مسلمانان از طریق شیوخ و حکام مرتجع به رایگان به سوی امپریالیسم
آمریکا و غرب ارسال گردد.
مستشاران شرق و غرب همه کاره کشورهای اسلامی باشند.
افغانستان و ملت مسلمانش زیر پای قزاقهای روسی خرد شوند.
منابع انسانی و اقتصادی کشورهای اسلامی به دست جهانخواران، و از طریق اذنابش امثال صدام، در
جنگها و توطئه های محلی نابود گردد.
و از همه بدتر تا این شرایط وجود دارد باید انتظار داشت که بیش از صد میلیون عرب مسلمان اسیر
دست یک مشت صهیونیست نژاد پرست شده و بیش از دو میلیون مسلمان فلسطینی آواره گردند و
سرزمین مقدس بیت المقدس و مسجدالاقصی، قبله اول مسلمین، و فلسطین عزیز اشغال گردد. نگاهی به
سیر تحولات قضایای صهیونیستها و فلسطین در طول قرن اخیر برای ما روشن می کند که تا هنگامی که
مسلمانان در خواب بوده و رهبران آنها طوق ذلت و بندگی غرب را به گردن خود داشته اند، همواره طعم
شکست را در برابر دشمنان اسلام و مسلمین چشیده اند. اما همین ملت ها هنگامی که قدری متکی به خود
می شدند، توانایی لازم را برای تشخیص دشمنان و بالطبع توانایی مقابله با آن را پیدا می کردند.
روزی که خلیفه عثمانی نماینده صهیونیستها(1)را از اطاقش بیرون کرد و تمام وعده های او مبنی بر وام
و هدیه و غیره را رد کرد، ناشی از همین اتکاء به خود و حداقل خود آگاهی بود. اگر عده ای از سران
کشورهای عربی و غیر عرب، خلفای عثمانی را در کارهایشان سرزنش می کنند (که البته نسبت به بسیاری
از کارهایشان باید آنها را محکوم کرد) ولی باید بدانند که خود این حکام را باید بیشتر سرزنش نمود، زیرا
که خلفای عثمانی حداقل نه تنها ننگ سازش با صهیونیستها را نپذیرفتند، بلکه جرأت این را داشتند که
رهبران آنها را به طرز ذلت باری از پیش خود برانند.
ننگ و ذلت بر رهبران فعلی اعراب که در بدر خواستار شناسایی دشمن اسلام و مسلمین و تضمین
امنیت رژیم صهیونیستی هستند، تا بلکه باب گفتگو را با صهیونیستها جهت مشروعیت دادن به تجاوزات و
جنایات یهود باز کنند.
حکام فعلی عرب باید بدانند که تا قبل از جنگ جهانی اول صهیونیستها برای مدت سی سال کوشیدند
تا به داخل فلسطین عزیز نفوذ کنند، ولی توفیق نیافتند. ولی از روزی که اقتدار عثمانی جای خود را به
1- هرتزل پدر صهیونیستها چند مرتبه پیش سلطان عبدالمجید خلیفه عثمانی رفت و تقاضا کرد که اراضی موات فلسطین را به آنها بفروشد وعده های بسیاری داد ولی وی او را با تندی از ترکیه اخراج کرد و حاضر نشد به دشمنان اسلام وجبی از خاک فلسطین را بفروشد.
غربزدگانی چون آتاتورک داد و قومیت عرب به وسیله حسین شریفها (جد حسین اردنی) در مقابل
عثمانی زنده شد، کشورهای عرب صد پاره گردیدند و دیدیم آنچه دیدیم.
پس از جنگ جهانی اول تا اعلام دولت صهیونیستی و آواره کردن یک میلیون فلسطینی و غصب
اراضی آنان فقط سی سال طول کشید. در طول این مدت کشورهای اسلامی و عربی صد پارچه شدند و
پدر انقلاب بزرگ اعراب یعنی جناب حسین شریف که با کمک انگلستان استعمارگر، پدر استعمار
عثمانی!! را در آورده بود، بعد از مدتی در یک کشتی انگلیسی به قبرس فراری داده شد و پسرانش در
عراق و اردن و دیگر ممالک عربی به عنوان مزدوران چشم و گوش بسته انگلیسی حکمرانی نمودند. اینان
در سال 1948 با دست خود نصف بیشتر فلسطین عزیز و نیمی از قدس را تحویل صهیونیستها دادند و با
نماینده آن یعنی گلدا مایر در بیت المقدس ملاقات نمودند. اما سناریوی قومیت و وابستگی به همین جا
خاتمه نیافت و در سال 1967 تمام اراضی مقدس سینا و جولان را تحویل صهیونیستها داده و تعدادی
فلسطینی دیگر را نیز آواره کردند و در سال 1970 نیز به دست نوه امیر عبداللّه و نبیره حسین شریف
آوارگان را قتل عام نمودند. چه ساده اندیش بودند کسانی که فکر می کردند صهیونیستها به همین جا
رضایت خواهند داد. دیدیم که آنها دست از لبنان هم نکشیدند و در سال 1982 با آنچه در توان داشتند
جنایت آفریدند و اکنون نیز حکام عرب و شاه حسین اردنی جهت خوش خدمتی به ارباب خود یعنی
آمریکا سعی دارند به این اعمال صهیونیستها وجهه قانون دهند و چه ساده اندیش هستند، آنها که منتظر
صلح بوده و از اسرائیل توقع صلح دارند.
صهیونیستها قبلاً هدف خود را بیان کرده اند و آن «از نیل تا فرات است» و تنها راه مقابله با این سیاست
و هدف همان پیام امام عزیزمان است که «اسرائیل باید از بین برود» و اینکه اسرائیل یک جرثومه فساد
است و بس.دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
معرفی کتاب
کتاب حاضر که حاوی مجموعه ای از اسناد به دست آمده در لانه جاسوسی آمریکاست، نشانگر
گوشه ای از فعالیتهای صهیونیستها و آمریکاییها در ایران می باشد. با مطالعه این کتاب می توان به اهمیتی که
ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برای رژیم صهیونیستی و آمریکا داشته پی برد و با توجه به مواضع
جمهوری اسلامی ایران نسبت به مسئله خاورمیانه و فلسطین می توان به اهمیت تغییر استراتژیکی که در
توازن قوا به نفع نیروهای انقلابی در اثر این انقلاب به وجود آمده پی برد.
کافی است که اوضاع فعلی خاورمیانه را با فرض وجود حکومت شاه در نظر بیاوریم تا متوجه عمق
فاجعه ای گردیم که در صورت به وقوع نپیوستن انقلاب اسلامی گریبانگیر منطقه و مردم تحت ستم آن
می گردید و از همین رهگذر است که می توان به جنایات و خیانتهایی که صدام بعثی و پشتیبانانش، از جمله
حکام سعودی و کویت، نسبت به آرمان فلسطین از طریق حمله به جمهوری اسلامی ایران مرتکب
می شوند، پی برد.
نگاهی به اسناد حاضر ما را بر اهمیت نقش رژیم شاه در تقویت رژیم صهیونیستی و نیز سیاستهایی که
رژیم صهیونیستی در رابطه با ایران دنبال می نمود، واقف می سازد.
یکی از مسائل مبتلابه کلیه کشورها خصوصا کشورهای صنعتی مسئله انرژی و منابع تأمین آن است.
چه بسیار از کشورهایی که به علت عدم وجود منابع کافی انرژی، اقتصاد شکوفایی نداشته و یا دارای
اقتصادی ضربه پذیر هستند. بنابر این نفت در سالهای اخیر یکی از مسائل مهم اقتصادی و سیاسی جهان
بوده است، زیرا که این ماده مهمترین منبع انرژی فعلی در جهان می باشد. از آنجایی که اکثر نفت صادراتی
جهان در منطقه خاور میانه، خصوصا کشورهای عربی و ایران استخراج می شود و فروش آن از طرف
کشورهای عربی به اسرائیل تحریم گشته است، لذا مسئله نفت برای اسرائیل از اهمیت فوق العاده ویژه ای
برخوردار شده است. اسرائیل نه تنها دارای منابع نفتی نیست، بلکه به علت وسعت کم، دارای منابع
انرژی زای دیگر از قبیل سدهای رودخانه ای و ذغال سنگ هم نمی باشد. بنابراین اسرائیل در جهت
تهیه نفت مورد نیاز خود با مقامات ایران وارد مذاکره شده بود و نفت خود را مستقیما و به طور مخفیانه از
شرکت ملی نفت ایران تهیه می نمود. مجموعه اسناد 25 29 در این رابطه خود گویای این واقعیت
می باشد.
نکته قابل توجه در این است که شاه رسما به مقامات اسرائیلی اعلام می کند که در صورتی که اسرائیل
از مناطق نفتی صحرای سینا (چاههای ابورودیس) عقب نشینی کند، نفت اسرائیل را تأمین خواهد نمود.
این سیاست در جهت ترغیب اسرائیل به قبول سیاستهای کیسینجر و به عنوان مقدمات کمپ دیوید بوده
است و این نکته را نیز شخص خود شاه گفته است که در نظر دارد سیاست فروش نفت را به اسرائیل با
سیاست فروش تسلیحات آمریکا به اسرائیل هماهنگ کند.
از مسائل دیگر مربوط به نفت که از اهمیت ویژه ای برخوردار است، موضوع خط لوله بندر ایلات
اشکلون می باشد.
کانال سوئز که اکثریت قاطع کشتیهای باری و نفت کشها و غیره در جهت حمل کالا و سوخت بین اروپا
و آسیا از آن استفاده می کردند، به علت جنگ بین اعراب و اسرائیل به طور کامل بسته شد و کلیه این
کشتیها مجبور شدند که برای رفت آمد از دماغه امید نیک در جنوب آفریقا عبور کنند، که با این حساب
بیش از چند هزار کیلومتر به طول مسیر افزوده می شد. صهیونیستها طرحی را ارائه دادند که به موجب آن
کشتیهای نفتکش وارد بندر ایلات در خلیج عقبه شوند و نفت آنها به وسیله خط لوله به بندر اشکلون در
مدیترانه و از آنجا با کشتی به کشورهای اروپایی حمل گردد. اما جهت اجرای این پروژه می بایست منبع
فروشنده نفت را پیدا کرده تا تضمین لازم جهت استفاده از این خط توسط آنها داده می شد. طبیعی بود که
موافقت شاه را جلب کردند و شاه علاقه خاصی نسبت به اجرای این طرح پیدا کرده بود. اهمیت این طرح به
میزانی بود که حتی آمریکا نیز از ترس عکس العمل اعراب در این طرح دخالتی نکرد، اما شاه وابستگی هر
چه بیشتر خود را به رژیم صهیونیستی نشان داد و در اجرا و بهره برداری از آن همپای صهیونیستها فعالیت
نمود. در کتاب حاضر تعداد زیادی از اسناد حاوی مطالبی در این خصوص می باشد.
اسناد شماره 2 و 3 و 5 و 21 مربوط به روابط ایران اسرائیل و فعالیتهای اسرائیل در ایران است و در
اهمیت این روابط همین بس که سفیر اسرائیل در ایران یکی از اعضای مهم حکومت اسرائیل و مشاور
نخست وزیر سابق صهیونیستها بوده است (23) و تعداد متخصصین اسرائیلی در ایران بیشتر از هر کشور
دیگری در دنیا ذکر شده است (5).
البته این متخصصین عمدتا در شرکتهای وابسته به دربار پهلوی مشغول خدمت به صهیونیستها و
چپاول مردم ایران بوده اند. با این حال و با وجود گستردگی و عمق این روابط اسناد 2 و 4 نشان دهنده ترس
رژیم شاه از علنی شدن روابط ایران با اسرائیل است، زیرا شاه از آن می ترسد که این مسئله مخالفتهای
علنی و همه جانبه مردم ایران و در رأسشان روحانیت متعهد را برانگیزاند.
سند شماره یک از فعالیتهای سرویس اطلاعاتی اسرائیل در خرید نویسندگان مزدور در جهت
سیاست کلی صهیونیستها پرده بر می دارد. اصولاً صهیونیستها با تکیه بر همین نویسندگان و خبرنگاران
مزدور و وابسته بر خود بود که توانستند صهیونیسم خبری را خصوصا در خبرگزاریها و تلویزیونهای غرب
و آمریکا گسترش داده و تحت کنترل گیرند.
در میان کشورهای اسلامی بعد از ایران، رژیم آمریکایی حاکم بر ترکیه بیشترین روابط را با اسرائیل بر
قرار کرده و این موضوع در هماهنگی و در تمامی زمینه ها، خصوصا اطلاعاتی (مراجعه به اسناد گذشته)
وجود داشته است و سند شماره 4 هم یک نمونه از نزدیکی دیپلماتهای این دو رژیم را نمایان می سازد.
از مسائل اساسی که رژیم صهیونیستی و آمریکا در سالهای اخیر با آن سر و کار داشته اند، مسئله صلح
اسرائیل با مصر معروف به کمپ دیوید می باشد. آمریکا در این مورد گوشه ای از اقدامات پیشگیرانه در
قبال فعالیتهای به اصطلاح تروریستی بر علیه منافعش را به سفارتخانه تذکر می دهد و عواقب تحریم مصر
و لزوم کمک به این رژیم را مورد ارزیابی قرار می دهد. اصولاً مشخص شده است که رکن اساسی در کمپ
دیوید کمکهای آمریکا به هر دو رژیم مصر و اسرائیل جهت برقراری این صلح، خائنانه می باشد به طوری
که مطابق آمار در سال 1983 کمکهای آمریکا به این دو رژیم وابسته در مجموع بیش از 50 درصد کل
کمکهای خارجی آمریکا را تشکیل می دهد. هر چند که چنین قراردادی بین سه طرف منعقد شده است،
ولی آمریکا در نهان ناراحتی خود را در مورد سیاستهای خرید اراضی اعراب و شهرک سازی اسرائیل در
نوار غزه و کرانه غربی پنهان نمی کند و خطرات آن را برای اجرای کمپ دیوید در نظر قرار داده است، غافل
از آنکه سادات خیلی بیشتر از حدی که آمریکاییها تصور می کردند در لجنزار این صلح فرو رفته بود که با
این اعمال تجاوزگرانه اسرائیل دست از این به اصطلاح صلح بر دارد.
هر چند که مقامات آمریکا حاضر نیستند که جنایات صهیونیستها را علنا به زبان آورند، ولی در این
اسناد محرمانه می توان به گوشه ای از اعترافات آنها در این زمینه پی برد. مثلاً در سند 35 صریحاً گفته اند
که اسرائیل به طور یک جانبه آتش بس را در جنوب لبنان نقض نمود و دست به حملات هوایی بر علیه
اردوگاه شهر البار در شمال طرابلس زد و یک جشن عروسی را با کشتن 6 نفر و مجروح کردن 30 نفر به
عزا تبدیل نمود. در اسناد 46 و 48 گوشه ای از جنایات یک افسر صهیونیست را در جنوب لبنان روشن
می کنند و مشخص می سازند که چگونه تهدیدی از سوی آنها متوجه این افسر اسرائیلی شده باشد و
چگونه حکم دادگاه از 12 سال به 2 سال تقلیل می یابد و مقامات آمریکایی رندانه می کوشند تا این
جنایات را در قالبهای خاص خودشان توجیه کنند. در سند 49 این جنایات به حدی علنی می شود که
وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی به شکنجه زندانیان اعتراف نموده است و البته وی تأکید کرده است که
به شین بث اطلاع داده است که چنین روشهایی برای بازپرسی تحمل نخواهد شد...
اسناد شماره 34 39 41 و 42 نشان دهنده یک واقعیت مسلم می باشد که اسرائیل امکان ندارد یک
لحظه بدون حمایت آمریکا و متحدان غربی اش به زندگی خود ادامه دهد و از همین روست که در منطقه
مشغول حمایت از منافع امپریالیسم آمریکا می باشد. این کمکها حتی تا آن حد غیر قابل تصور می شود که
روزنامه صهیونیستی هآرتز می نویسد، مالیات دهندگان آمریکایی می خواهند بدانند که تا چه حد باید
سطح بالای زندگی غیر طبیعی اسرائیل را از نظر مالی تأمین کنند.
در اسناد دیگر این کتاب متوجه وضعیت بد اقتصادی رژیم صهیونیستی می شویم طبق اسنادی که در
دیگر کتابهای لانه جاسوسی آمده کشورهای آمریکا و متحدان غربی اش در طی سالهای 76 1970 به
ترتیب 7/7482 میلیون دلار و 9/562 میلیون دلار کمک نظامی و اقتصادی به اسرائیل نموده اند. میزان
این کمکها در سال 1983 فقط از طرف ایالات متحده بالغ بر 2485 میلیون دلار گردیده است.
به امید روزی که همه مسلمین عالم متحد شوند و این جرثومه فساد و پشتیبانانش را از صحنه روزگار
محو نمایند.
دکتر دوریل، اسرائیلی
سند شماره (1)
28 ژانویه 57 7 بهمن 1335سری
دکتر دوریل، اسرائیلی
نماینده غیر رسمی اسرائیل در تهران، در گنجاندن موضوعاتی در طرفداری از اسرائیل، در مطبوعات
محلی بسیار فعال بوده است. تماسهای او از طریق عباس شاهنده ناشر مجله فرمان و مهندس عبداللّه والی
ناشر و مالک تهران مصور صورت می گیرد. چنین شایع است که وی در خلال هفته اول نوامبر یکصد هزار
ریال به روزنامه نگاران پول داده است.
منبع: انتشارات منبع کنترل شده آمریکایی
19 نوامبر 1956 28 آبان 1335
تماس با نماینده اسرائیل در ایران
سند شماره (2)
تاریخ: 28 آوریل 1965 8/2/1344،خیلی محرمانه
به: سفیراز: مارتین هرتز
یادداشت
بواسطه: وزیر مختار،
موضوع: تماس با نماینده اسرائیل در ایران
دکتر زوی دوریل، نماینده اسرائیل در محل، در زندگی مشکوکی به سر می برد. او به طرز گسترده ای در
بین هیئت دیپلماتیک می پلکد، اما جزو آنان نمی باشد. کوشش وی در حدود یکسال پیش برای معرفی
خودش به عنوان «سفیر» از جانب دولت ایران به طور قطع با شکست مواجه گردید. (او وادار به پس گرفتن
بخش نامه ای شد که او در آن از طرف خود به عنوان سفیر اسرائیل امضاء کرده بود) تاکنون او تماسهایش را
گسترش داده است و شکی نیست که دارای تماسهای مؤثری با مقامات ایرانی می باشد.
دوریل هشت سال است که در ایران به سر می برد و در بسیاری از فعالیتها مشغول به کار می باشد، شما
با همکاری اطلاعاتی اسرائیل با دولت ایران آشناتر می باشید. کارهای دیگری نیز هستند. تعدادی از
گزارشات در مورد اقدامات وی ضمیمه شده است. اکنون نکته مناسب این است که دوریل میل دارد از شما
برای میهمانی روز ملی در یکشنبه، دوم مه دعوت به عمل بیاورد. به خاطر اینکه او شما را نمی شناسد
دعوتنامه را از طریق من فرستاده است.
اگر چه من معتقدم شما نمی بایستی از تماس با دوریل پرهیز کنید، ولی احتیاجی برای شما نمی بینم که
به طور علنی در میهمانی بسیار گسترده وی حضور داشته باشید. اشکالی که ما در رابطه با وی داریم این
است که کاملاً واضح است که در میان اقدامات متنوع وی، که شامل شایع کردن گزارشات آشوب طلبانه در
مورد ناصر نیز می شود، دلگرمی وی به خطی است که «ناصر به وسیله کمک آمریکاییان نگاهداشته
می شود.».
دوریل دیروز به من گفت که او یک قراری می گذارد که به من در روز یکشنبه سری بزند. من پیشنهاد
می کنم که شما موقعیت را مغتنم شمرده و به دفتر من بیاید (چون او به دیدن شما نخواهد آمد) تا دست او را
بفشارید، و تمایل خود به اینکه گاه گاهی با او تماس بگیرید را ابراز کنید، اما تأسف خود را از این ابراز کنید
که به خاطر قرار قبلی نمی توانید در میهمانی او شرکت کنید. هیچ عیبی ندارد، به عبارت دیگر تا آنجا که من
می دانم (بعدا) از دکتر و خانم دوریل در یک مراسم بزرگتر در سفارت در وقت دیگری دعوت به عمل
می آوریم. همچنین شکی نیست که شما او را در بسیاری از میهمانیهای دیگر ملاقات خواهید کرد.
مذاکرات دیوید تورگمن دبیر اول سفارت اسرائیل با...
سند شماره (3)
تاریخ: چهارشنبه 22 دسامبر 1965 اول دی 1344خیلی محرمانه
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دیوید تورگمن، دبیر اول، سفارت اسرائیل توماس گرین دبیر دوم
سفارت آمریکا
محل: رستوران فرید،
در یک tour d`horizon مطالب مهم و قابل ذکر پایین رد و بدل شد.
1 عربستان سعودی و ایران: آقای تورگمن به خصوص در مورد اعلامیه مشترکی که در پایان ملاقات
شاه سعودی در ایران صادر نمودند از من سؤال نمود. من به او چیزهایی را گفتم که در روزنامه های
انگلیسی زبان خوانده بودم. او شگفتی خودش را در مورد موافقتنامه ابتدایی در مورد خط میانی بین دو
کشور که به توافق رسیده بود اظهار داشت و گفت که او فکر نمی کند که این موافقتنامه برای مدت زیادی پا
برجا بماند.
2 یمن کنفرانس سخت: آقای تورگمن با تمایل گفت که کنفرانس برای هفته ها روی مسائل کوچک
بحث کرده است. او فکر می کند که کنفرانس تقریبا به شکست خواهد انجامید، خصوصا با تعطیل موقتی
بلند مدتی که به خاطر نزدیک شدن ماه رمضان به وقوع خواهد پیوست. او احتمال کمی می دهد که یک
توافق و اتحاد سیاسی در شبه جزیره عربستان به وجود بیاید.
3 روابط اسرائیل با ایران: طرح مشاوره برنامه کشاورزی در منطقه قزوین خیلی موفق بوده است، و
ما امیدواریم که مانند آن بیشتر تأسیس بشود. دوستی بین دو کشور خیلی مودت آمیز می باشد، ولی هنوز
تا حدودی جاهای کلیدی کمی وجود دارد، زیرا هنوز یک سفارتخانه اسرائیلی که به معنای یک
سفارتخانه باشد در اینجا وجود ندارد. نماینده اسرائیل در مورد مسئله مهاجران یهودی ایرانی به اسرائیل
مداخله نمی کند، این مسئله به وسیله کمیته صهیونیستها در اینجا مورد بررسی قرار می گیرد.
تفسیر:
آقای تورگمن به آن اندازه ای که آرزو داشت در مورد جامعه یهودیان در اینجا حرف نزد، سعی داشت
که سؤالاتی در این مورد را از خود دور نماید و به جای آن بیشتر بر سر مسائل بین المللی توجه می کرد.
تفاسیرش در پاراگرافهای شماره 1، 2، 3، در بالا چیزهای غیره منتظره ای نیستند.
بعدازظهری در اقامتگاه دیوید تورگمن