چه بسیار از کشورهایی که به علت عدم وجود منابع کافی انرژی، اقتصاد شکوفایی نداشته و یا دارای
اقتصادی ضربه پذیر هستند. بنابر این نفت در سالهای اخیر یکی از مسائل مهم اقتصادی و سیاسی جهان
بوده است، زیرا که این ماده مهمترین منبع انرژی فعلی در جهان می باشد. از آنجایی که اکثر نفت صادراتی
جهان در منطقه خاور میانه، خصوصا کشورهای عربی و ایران استخراج می شود و فروش آن از طرف
کشورهای عربی به اسرائیل تحریم گشته است، لذا مسئله نفت برای اسرائیل از اهمیت فوق العاده ویژه ای
برخوردار شده است. اسرائیل نه تنها دارای منابع نفتی نیست، بلکه به علت وسعت کم، دارای منابع
انرژی زای دیگر از قبیل سدهای رودخانه ای و ذغال سنگ هم نمی باشد. بنابراین اسرائیل در جهت
تهیه نفت مورد نیاز خود با مقامات ایران وارد مذاکره شده بود و نفت خود را مستقیما و به طور مخفیانه از
شرکت ملی نفت ایران تهیه می نمود. مجموعه اسناد 25 29 در این رابطه خود گویای این واقعیت
می باشد.
نکته قابل توجه در این است که شاه رسما به مقامات اسرائیلی اعلام می کند که در صورتی که اسرائیل
از مناطق نفتی صحرای سینا (چاههای ابورودیس) عقب نشینی کند، نفت اسرائیل را تأمین خواهد نمود.
این سیاست در جهت ترغیب اسرائیل به قبول سیاستهای کیسینجر و به عنوان مقدمات کمپ دیوید بوده
است و این نکته را نیز شخص خود شاه گفته است که در نظر دارد سیاست فروش نفت را به اسرائیل با
سیاست فروش تسلیحات آمریکا به اسرائیل هماهنگ کند.
از مسائل دیگر مربوط به نفت که از اهمیت ویژه ای برخوردار است، موضوع خط لوله بندر ایلات
اشکلون می باشد.
کانال سوئز که اکثریت قاطع کشتیهای باری و نفت کشها و غیره در جهت حمل کالا و سوخت بین اروپا
و آسیا از آن استفاده می کردند، به علت جنگ بین اعراب و اسرائیل به طور کامل بسته شد و کلیه این
کشتیها مجبور شدند که برای رفت آمد از دماغه امید نیک در جنوب آفریقا عبور کنند، که با این حساب
بیش از چند هزار کیلومتر به طول مسیر افزوده می شد. صهیونیستها طرحی را ارائه دادند که به موجب آن
کشتیهای نفتکش وارد بندر ایلات در خلیج عقبه شوند و نفت آنها به وسیله خط لوله به بندر اشکلون در
مدیترانه و از آنجا با کشتی به کشورهای اروپایی حمل گردد. اما جهت اجرای این پروژه می بایست منبع
فروشنده نفت را پیدا کرده تا تضمین لازم جهت استفاده از این خط توسط آنها داده می شد. طبیعی بود که
موافقت شاه را جلب کردند و شاه علاقه خاصی نسبت به اجرای این طرح پیدا کرده بود. اهمیت این طرح به
میزانی بود که حتی آمریکا نیز از ترس عکس العمل اعراب در این طرح دخالتی نکرد، اما شاه وابستگی هر
چه بیشتر خود را به رژیم صهیونیستی نشان داد و در اجرا و بهره برداری از آن همپای صهیونیستها فعالیت
نمود. در کتاب حاضر تعداد زیادی از اسناد حاوی مطالبی در این خصوص می باشد.
اسناد شماره 2 و 3 و 5 و 21 مربوط به روابط ایران اسرائیل و فعالیتهای اسرائیل در ایران است و در
اهمیت این روابط همین بس که سفیر اسرائیل در ایران یکی از اعضای مهم حکومت اسرائیل و مشاور
نخست وزیر سابق صهیونیستها بوده است (23) و تعداد متخصصین اسرائیلی در ایران بیشتر از هر کشور
دیگری در دنیا ذکر شده است (5).
البته این متخصصین عمدتا در شرکتهای وابسته به دربار پهلوی مشغول خدمت به صهیونیستها و
چپاول مردم ایران بوده اند. با این حال و با وجود گستردگی و عمق این روابط اسناد 2 و 4 نشان دهنده ترس
رژیم شاه از علنی شدن روابط ایران با اسرائیل است، زیرا شاه از آن می ترسد که این مسئله مخالفتهای
علنی و همه جانبه مردم ایران و در رأسشان روحانیت متعهد را برانگیزاند.
سند شماره یک از فعالیتهای سرویس اطلاعاتی اسرائیل در خرید نویسندگان مزدور در جهت
سیاست کلی صهیونیستها پرده بر می دارد. اصولاً صهیونیستها با تکیه بر همین نویسندگان و خبرنگاران
مزدور و وابسته بر خود بود که توانستند صهیونیسم خبری را خصوصا در خبرگزاریها و تلویزیونهای غرب
و آمریکا گسترش داده و تحت کنترل گیرند.
در میان کشورهای اسلامی بعد از ایران، رژیم آمریکایی حاکم بر ترکیه بیشترین روابط را با اسرائیل بر
قرار کرده و این موضوع در هماهنگی و در تمامی زمینه ها، خصوصا اطلاعاتی (مراجعه به اسناد گذشته)
وجود داشته است و سند شماره 4 هم یک نمونه از نزدیکی دیپلماتهای این دو رژیم را نمایان می سازد.
از مسائل اساسی که رژیم صهیونیستی و آمریکا در سالهای اخیر با آن سر و کار داشته اند، مسئله صلح
اسرائیل با مصر معروف به کمپ دیوید می باشد. آمریکا در این مورد گوشه ای از اقدامات پیشگیرانه در
قبال فعالیتهای به اصطلاح تروریستی بر علیه منافعش را به سفارتخانه تذکر می دهد و عواقب تحریم مصر
و لزوم کمک به این رژیم را مورد ارزیابی قرار می دهد. اصولاً مشخص شده است که رکن اساسی در کمپ
دیوید کمکهای آمریکا به هر دو رژیم مصر و اسرائیل جهت برقراری این صلح، خائنانه می باشد به طوری
که مطابق آمار در سال 1983 کمکهای آمریکا به این دو رژیم وابسته در مجموع بیش از 50 درصد کل
کمکهای خارجی آمریکا را تشکیل می دهد. هر چند که چنین قراردادی بین سه طرف منعقد شده است،
ولی آمریکا در نهان ناراحتی خود را در مورد سیاستهای خرید اراضی اعراب و شهرک سازی اسرائیل در
نوار غزه و کرانه غربی پنهان نمی کند و خطرات آن را برای اجرای کمپ دیوید در نظر قرار داده است، غافل
از آنکه سادات خیلی بیشتر از حدی که آمریکاییها تصور می کردند در لجنزار این صلح فرو رفته بود که با
این اعمال تجاوزگرانه اسرائیل دست از این به اصطلاح صلح بر دارد.
هر چند که مقامات آمریکا حاضر نیستند که جنایات صهیونیستها را علنا به زبان آورند، ولی در این
اسناد محرمانه می توان به گوشه ای از اعترافات آنها در این زمینه پی برد. مثلاً در سند 35 صریحاً گفته اند
که اسرائیل به طور یک جانبه آتش بس را در جنوب لبنان نقض نمود و دست به حملات هوایی بر علیه
اردوگاه شهر البار در شمال طرابلس زد و یک جشن عروسی را با کشتن 6 نفر و مجروح کردن 30 نفر به
عزا تبدیل نمود. در اسناد 46 و 48 گوشه ای از جنایات یک افسر صهیونیست را در جنوب لبنان روشن
می کنند و مشخص می سازند که چگونه تهدیدی از سوی آنها متوجه این افسر اسرائیلی شده باشد و
چگونه حکم دادگاه از 12 سال به 2 سال تقلیل می یابد و مقامات آمریکایی رندانه می کوشند تا این
جنایات را در قالبهای خاص خودشان توجیه کنند. در سند 49 این جنایات به حدی علنی می شود که
وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی به شکنجه زندانیان اعتراف نموده است و البته وی تأکید کرده است که
به شین بث اطلاع داده است که چنین روشهایی برای بازپرسی تحمل نخواهد شد...
اسناد شماره 34 39 41 و 42 نشان دهنده یک واقعیت مسلم می باشد که اسرائیل امکان ندارد یک
لحظه بدون حمایت آمریکا و متحدان غربی اش به زندگی خود ادامه دهد و از همین روست که در منطقه
مشغول حمایت از منافع امپریالیسم آمریکا می باشد. این کمکها حتی تا آن حد غیر قابل تصور می شود که
روزنامه صهیونیستی هآرتز می نویسد، مالیات دهندگان آمریکایی می خواهند بدانند که تا چه حد باید
سطح بالای زندگی غیر طبیعی اسرائیل را از نظر مالی تأمین کنند.
در اسناد دیگر این کتاب متوجه وضعیت بد اقتصادی رژیم صهیونیستی می شویم طبق اسنادی که در
دیگر کتابهای لانه جاسوسی آمده کشورهای آمریکا و متحدان غربی اش در طی سالهای 76 1970 به
ترتیب 7/7482 میلیون دلار و 9/562 میلیون دلار کمک نظامی و اقتصادی به اسرائیل نموده اند. میزان
این کمکها در سال 1983 فقط از طرف ایالات متحده بالغ بر 2485 میلیون دلار گردیده است.
به امید روزی که همه مسلمین عالم متحد شوند و این جرثومه فساد و پشتیبانانش را از صحنه روزگار
محو نمایند.
دکتر دوریل، اسرائیلی
سند شماره (1)
28 ژانویه 57 7 بهمن 1335سری
دکتر دوریل، اسرائیلی
نماینده غیر رسمی اسرائیل در تهران، در گنجاندن موضوعاتی در طرفداری از اسرائیل، در مطبوعات
محلی بسیار فعال بوده است. تماسهای او از طریق عباس شاهنده ناشر مجله فرمان و مهندس عبداللّه والی
ناشر و مالک تهران مصور صورت می گیرد. چنین شایع است که وی در خلال هفته اول نوامبر یکصد هزار
ریال به روزنامه نگاران پول داده است.
منبع: انتشارات منبع کنترل شده آمریکایی
19 نوامبر 1956 28 آبان 1335
تماس با نماینده اسرائیل در ایران
سند شماره (2)
تاریخ: 28 آوریل 1965 8/2/1344،خیلی محرمانه
به: سفیراز: مارتین هرتز
یادداشت
بواسطه: وزیر مختار،
موضوع: تماس با نماینده اسرائیل در ایران
دکتر زوی دوریل، نماینده اسرائیل در محل، در زندگی مشکوکی به سر می برد. او به طرز گسترده ای در
بین هیئت دیپلماتیک می پلکد، اما جزو آنان نمی باشد. کوشش وی در حدود یکسال پیش برای معرفی
خودش به عنوان «سفیر» از جانب دولت ایران به طور قطع با شکست مواجه گردید. (او وادار به پس گرفتن
بخش نامه ای شد که او در آن از طرف خود به عنوان سفیر اسرائیل امضاء کرده بود) تاکنون او تماسهایش را
گسترش داده است و شکی نیست که دارای تماسهای مؤثری با مقامات ایرانی می باشد.
دوریل هشت سال است که در ایران به سر می برد و در بسیاری از فعالیتها مشغول به کار می باشد، شما
با همکاری اطلاعاتی اسرائیل با دولت ایران آشناتر می باشید. کارهای دیگری نیز هستند. تعدادی از
گزارشات در مورد اقدامات وی ضمیمه شده است. اکنون نکته مناسب این است که دوریل میل دارد از شما
برای میهمانی روز ملی در یکشنبه، دوم مه دعوت به عمل بیاورد. به خاطر اینکه او شما را نمی شناسد
دعوتنامه را از طریق من فرستاده است.
اگر چه من معتقدم شما نمی بایستی از تماس با دوریل پرهیز کنید، ولی احتیاجی برای شما نمی بینم که
به طور علنی در میهمانی بسیار گسترده وی حضور داشته باشید. اشکالی که ما در رابطه با وی داریم این
است که کاملاً واضح است که در میان اقدامات متنوع وی، که شامل شایع کردن گزارشات آشوب طلبانه در
مورد ناصر نیز می شود، دلگرمی وی به خطی است که «ناصر به وسیله کمک آمریکاییان نگاهداشته
می شود.».
دوریل دیروز به من گفت که او یک قراری می گذارد که به من در روز یکشنبه سری بزند. من پیشنهاد
می کنم که شما موقعیت را مغتنم شمرده و به دفتر من بیاید (چون او به دیدن شما نخواهد آمد) تا دست او را
بفشارید، و تمایل خود به اینکه گاه گاهی با او تماس بگیرید را ابراز کنید، اما تأسف خود را از این ابراز کنید
که به خاطر قرار قبلی نمی توانید در میهمانی او شرکت کنید. هیچ عیبی ندارد، به عبارت دیگر تا آنجا که من
می دانم (بعدا) از دکتر و خانم دوریل در یک مراسم بزرگتر در سفارت در وقت دیگری دعوت به عمل
می آوریم. همچنین شکی نیست که شما او را در بسیاری از میهمانیهای دیگر ملاقات خواهید کرد.
مذاکرات دیوید تورگمن دبیر اول سفارت اسرائیل با...
سند شماره (3)
تاریخ: چهارشنبه 22 دسامبر 1965 اول دی 1344خیلی محرمانه
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دیوید تورگمن، دبیر اول، سفارت اسرائیل توماس گرین دبیر دوم
سفارت آمریکا
محل: رستوران فرید،
در یک tour d`horizon مطالب مهم و قابل ذکر پایین رد و بدل شد.
1 عربستان سعودی و ایران: آقای تورگمن به خصوص در مورد اعلامیه مشترکی که در پایان ملاقات
شاه سعودی در ایران صادر نمودند از من سؤال نمود. من به او چیزهایی را گفتم که در روزنامه های
انگلیسی زبان خوانده بودم. او شگفتی خودش را در مورد موافقتنامه ابتدایی در مورد خط میانی بین دو
کشور که به توافق رسیده بود اظهار داشت و گفت که او فکر نمی کند که این موافقتنامه برای مدت زیادی پا
برجا بماند.
2 یمن کنفرانس سخت: آقای تورگمن با تمایل گفت که کنفرانس برای هفته ها روی مسائل کوچک
بحث کرده است. او فکر می کند که کنفرانس تقریبا به شکست خواهد انجامید، خصوصا با تعطیل موقتی
بلند مدتی که به خاطر نزدیک شدن ماه رمضان به وقوع خواهد پیوست. او احتمال کمی می دهد که یک
توافق و اتحاد سیاسی در شبه جزیره عربستان به وجود بیاید.
3 روابط اسرائیل با ایران: طرح مشاوره برنامه کشاورزی در منطقه قزوین خیلی موفق بوده است، و
ما امیدواریم که مانند آن بیشتر تأسیس بشود. دوستی بین دو کشور خیلی مودت آمیز می باشد، ولی هنوز
تا حدودی جاهای کلیدی کمی وجود دارد، زیرا هنوز یک سفارتخانه اسرائیلی که به معنای یک
سفارتخانه باشد در اینجا وجود ندارد. نماینده اسرائیل در مورد مسئله مهاجران یهودی ایرانی به اسرائیل
مداخله نمی کند، این مسئله به وسیله کمیته صهیونیستها در اینجا مورد بررسی قرار می گیرد.
تفسیر:
آقای تورگمن به آن اندازه ای که آرزو داشت در مورد جامعه یهودیان در اینجا حرف نزد، سعی داشت
که سؤالاتی در این مورد را از خود دور نماید و به جای آن بیشتر بر سر مسائل بین المللی توجه می کرد.
تفاسیرش در پاراگرافهای شماره 1، 2، 3، در بالا چیزهای غیره منتظره ای نیستند.
بعدازظهری در اقامتگاه دیوید تورگمن
سند شماره (4)
تاریخ: 14 فوریه 1966 25 بهمن 1344خیلی محرمانه، یادداشت
از: بخش سیاسی، گرینبه: بایگانی
موضوع: بعدازظهری در اقامتگاه دیوید تورگمن
آقای تورگمن صبح 14 فوریه تلفن زد و با عذر خواهی اینکه دیر خبر می دهد، ولی مرا و همسرم را به
آپارتمانش برای ساعت 9 بعد از ظهر دعوت کرد تا برخی از دوستانش را ببینم و چیزی بنوشیم.
حضار عبارت بودند از: بیلجین آنن (دبیر اول سفارت ترکیه) و همسرش زاون آنی که دبیر دو سفارت
ترکیه است، و آقای کارم الف آلتان (دبیر سوم سفارت ترکیه) از بخش سنتو و همچنین، سرهنگ عفرون
معاون وابسته نظامی از دفتر اسرائیل و آقا و خانم شاگتامی شاویک از اسرائیل.
آقا و خانم شاویک، که مسافرت تحقیقاتی در خاورمیانه و شرق دور دارند گفتند، آنها فقط یک ماه
اینجا خواهند بود و مایلند ماه دیگر را در هند و تایلند و احتمالاً ویتنام بگذرانند. آنها گفتند همچنین به
افغانستان و پاکستان هم می خواهند بروند، که سرهنگ عفرون گفت آنها نمی توانند با پاسپورت اسرائیلی
به اینجاها بروند.
شاویکها حدودا 25 تا 30 سال سن داشتند. او 5 سال در دپارتمان مسائل عربها در بیت المقدس کار
می کرد (که با مسئله اقلیت عرب در اسرائیل سر و کار دارد) و همزمان در دانشگاه هبرو تحصیل می کرد.
هر دو، او و همسرش انگلیسی را به روانی صحبت می کنند، به علاوه او عربی و فارسی صحبت می کند و
گفت که برای 4 یا 5 ماه سواحلی یاد گرفته است. او همچنین لغات ترکی بسیاری بلد است.
مکالمات در مورد موضوعات مختلف ولی نه سیاسی بود، من و همسرم ساعت 30/12 آنجا را ترک
کردیم.
نظریه:
خیلی جالب خواهد بود اگر در مورد سفر آقای شاویک به ایران بیشتر بدانیم، محلهایی که رفته و
ارتباطاتی که بر قرار کرده است.
وضعیت کنونی «مرد خای گازیت»
سند شماره (5)
تاریخ: 23 ژانویه 1967 3 بهمن 1345خیلی محرمانه
صورت مذاکرات، سفارت آمریکا، تل آویو
شرکت کنندگان: آقای مرد خای گازیت، دستیار دبیر کل وزارت امور خارجه اچ. اچ. شک هاوس، از
سفارت آمریکا در تل آویو
موضوع: وضعیت کنونی مرد خای گازیت
در سر میز نهار در هجدهم ژانویه مرد خای گازیت سر حال و آسوده خاطر بود. از او پرسیدم که آیا
کارش زیاد است. او گفت نه، نه برای کار خاص. او سرپرست دو یا سه گروه ضربت در وزارتخانه می باشد
و در واقع یکی از گروههای ضربت وی صبح زود همان روز کار خود را تمام شده اعلام کرده بود. علیرغم
کنجکاویهای من، گازیت درباره کارهایی که گروههای ضربت او انجام می دهند، چیزی به من نمی گوید. او
گفت که در رابطه با کار گروه ضربتش در هفته تقریبا یک بار جلسه دارد و البته مقداری وقت نیز در رابطه با
آماده سازی زمینه جلسات و از بین بردن آثار بعد از آن صرف می شود. این روزها او سخنرانیهای عمومی
زیادی ایراد می کند، ولی ادامه می دهد که در خلال هفته های آینده در حدود پانزده سخنرانی برای حضار
موشاو، دانشکده ملی جنگ اسرائیل و غیره و غیره دارد. او گفت که یکی از نطقهای آینده در مورد ایالات
متحده و خاورمیانه خواهد بود. متن مهم او، نطق یوالکیس جانسون در ژانویه 1964 بود. در سخنرانی اش
همچنین به مقداری از گفته های آقای دالس در اواسط 1950 برای نشان دادن اینکه ایالات متحده تا سال
1964 چه مقدار به اهداف خود نائل شده، استناد خواهد کرد.
اگر چه گازیت کلاً در رابطه با اینکه چه کار می کند، اطلاعات زیادی در اختیار من نگذاشت، لیکن در
مراحل گفتگو آشکار شد که او هنوز خیلی علاقه مند و بسیار مطلع در رابطه با مسائلی که با ایران،
عربستان سعودی و شاخ آفریقا سر و کار دارد می باشد.
او به ویژه در بحث بر سر مسائل اسرائیل و اعراب بیزار و بی علاقه به نظر می رسید.
من گفتگویی را که ما دو سال پیش در واشنگتن داشتیم، یادآوری نمودم زمانی که با او، درباره اینکه
چه کار باید کرد تا اسرائیل در خاورمیانه بیشتر مورد قبول واقع شود. او پیشنهاد کرده بود که می بایستی
برای افزایش آمد و شدهای عادی از طریق مندتل بوئم گیت راههایی یافته شود. او پیشنهاد نموده بود که
دولت ایالات متحده می بایستی به دنبال هر نوع فرصتی باشد تا عبور از گیت (دروازه) به وسیله کارمندان
دولت ایالات متحده را برای مقاصد اداری و غیر اداری افزایش بدهد. من گفتم که او دوست دارد بداند که
اخیرا شرایط مسافرت از این گیت (دروازه) برای افراد و کارمندان سر کنسولگری به وسیله اسرائیل بسیار
محدود و سخت شده است، لیکن اردن در این باره مخالفتی نورزیده است.
پاسخ گازیت رک نبود. او به عنوان یک پیشنهاد کلی اظهار داشت که دولتین می بایستی هدف خود را
تعیین کنند و ببینند که به دنبال چه چیزی هستند و سپس با برنامه های بسیار دقیق برای نیل به مقاصد خود
حرکت را آغاز کنند. او گفت که اسرائیل، بدون شک، دولت اسرائیل در برخورد با مسائل اعراب و اسرائیل
از این دستورالعمل پیروی نمی کند. او گفت به طور مثال مسئله عبور دیپلماتها و جهانگردان در راش
هانیکرا را در نظر بگیریم، به نظر وی اسرائیل حاضر بوده است به هر کاری دست بزند تا راش هانیکرا را
همچنان که متدتل بوئم باز شده بود باز کند.
لیکن ظاهرا از این تصمیم خوشش نیامد و سعی کرد مسئله را به طریق مؤثرتری حل نماید. او در حالی
که یک روحیه فلسفی پیدا کرده بود، گفت که معتقد است که بوروکراسی آفت موجودیت جهانی امروزی
است. آقای آبان ممکن است که در اصل خیلی خوب با او موافقت کند، اما به مرحله عمل در آوردن افکار
جدید از طریق بوروکراسی غیر ممکن می شود.
گازیت گفت که تکلیف هزینه کاری که راکفر قرار بود در رابطه با نوشتن کتابی در مورد «اسرائیل و
قدرتهای بزرگ» به او بدهد، هنوز نامعلوم است. مقدار جایزه هزینه کار که 14000 دلار بود کفاف هزینه و
مخارج دو ساله لازم برای چنین کاری را نمی داد. او هیچ توضیحی نداد که دو سال بر کناری از دولت
اسرائیل چه مشکلاتی را برای او موجب خواهد شد. بعضی از مطالب متنوع اضافی از گفتگو:
(الف) اسرائیل بیشتر از هر کشور دیگری در ایران (40) متخصص دارد.
(ب) رفتار ترکها ناامید کننده بود. گازیت بیانیه وزارت خارجه را در حضور پارلمان ترکیه تذکر داد که
در آن آمده است، در صورت بروز یک درگیری در خاورمیانه همچون سال 1958، ترکها اجازه نخواهند
داد که آمریکا از پایگاهش در آدانا برای شرکت دادن ارتش ایالات متحده در منطقه استفاده کند. علاوه بر
این ترکها در حالی که وزیر خارجه شان در حال شروع دیدار خود از مصر بوده با اسرائیلیها مشورت
نمودند:
به طوری که ارائه نظرات اسرائیل به ترکها در آن موقع مناسب نبود.
(ج) گازیت با یک خنده موذیانه گفت که او فکر می کند وقت آن رسیده بود که اسرائیلیها به سوریها
درس عبرتی بدهند: آنها در واقع باید یک ضربه خوب به سوریها بزنند. من به گازیت گفتم که او خوب
می داند چطور ما با این چیزها به عنوان یک مسئله اساسی برخورد می کنیم. در این رابطه این احتمال
وجود داشت که رژیم غیر منطقی سوریه با تحریک خصومت و کینه ها عکس العمل نشان بدهد. در حالی
که ضربه های قبلی اسرائیل به سوریها درسی نداده بود، چه طور ممکن است ضربه های جدید چنین درسی
بدهد؟ به علاوه در حال حاضر مقداری امیدواری وجود دارد که با فرا رسیدن اجلاس ویژه اسمک از این
هیجان کاسته شود. در نظر من برای آن چیزی که گازیت پیشنهاد کرده بود، کلاً وقت مناسبی نبود و من از
اینکه گازیت از تمامی مردم بیشتر این طور فکر می کرد تعجب نمودم. گازیت اصرار داشت که اقدام
نیرومند نظامی تنها راهی است که قادر است سوریها را از هم بپاشد. همچنان که، توافق کردیم او با خنده به
من متذکر شد که نظرش را به عنوان نظرات وزارت امور خارجه (اسرائیل) گزارش کنم. من به او گفتم
خونسرد باش، در مورد ضربه هایی که نیروی دفاعی اسرائیل وارد می کند، به قدر کافی شنیده ام.
تفسیر: گازیت تنها مقام بلند پایه وزارت امور خارجه (اسرائیل) است که ما شنیده ایم درباره این
موضوع با لحن کاملاً تهاجمی در تشنج فعلی اظهار نظر می کند. اینکه او دوباره این کار را بکند... اگر مورد
نیاز بود ... احتمال نشان دیگری از نگرانیهای بی دلیل او از مؤسسه وزارت امور خارجه می باشد.
صحبت هایمان شامل آوارگان و شاخ آفریقا نیز گردید، که در جای دیگری ثبت شد. این گفتگو چیزی را
که ما از دیگر منابع شنیده بودیم، مبنی بر اینکه گازیت تقریبا در وزارتخانه بیکار است و نفوذ خویش را از
دست می دهد، مورد تأیید قرار داد. تحقیقات احتیاط آمیز مانع از دادن هر گونه اطلاعی به ما در رابطه با
اینکه چه اتفاقی بعد می افتد شده است.سیاسی: اچ. اچ شک هاوس
نفتکشهایی که از سوی ایران برای فرستادن به بندر ایلات اجاره شده اند
سند شماره (6)
تاریخ: 24 مه 1967 3 خرداد 1346سری/ توزیع محدود
از: سفارت آمریکا در لندنبه: وزارت خارجه واشنگتن
موضوع: نفتکشهایی که از سوی ایران برای فرستادن به بندر ایلات اجاره شده اند
1 اطلاعات ذیل از شرکت ملی نفت ایران پس از مکالمات تلفنی بین بروئر و پالمر در تکمیل
اطلاعاتی که روز 23 مه ابلاغ شده به دست آمده اند.
2 مالکیت ثبت شده چهار نفتکش (همه با پرچم لیبریا) که به طور منظم نفت را از ایران به بندر ایلات
(اسرائیل) می برند:
الف: شرکت نفتکش نورا هریس (مدیرای، هیمن) مونوریا(1)
1- مونورویا پایتخت لیبریا می باشد که تقریباً در شمال غربی قاره آفریقا قرار دارد.