مقام گزارشگر پرسید که آیا تصمیم دولت اسرائیل مبنی بر ایجاد یک خط لوله انتقال نفت 42 اینچ به
ایجاد یک صنعت پتروشیمی، یا طرحهای ایجاد یک پالایشگاه جدید در آشدود، و یا طرحهایی برای نفت
صحرای سینا منجر نمی گردد. بن درور پاسخ داد که دو طرح اول (صنعت پتروشیمی و پالایشگاه) تنها
مشتریان شرکت حمل و نقل او خواهند بود و محاسبات او در مورد هزینه بر اساس این فرض استوار است،
که هیچ یک از آن دو مشتری چشمگیری نخواهند بود. دوبن درور گفت مادامی که اوضاع به صورت فعلی
باقی بماند از نفت سینا کما فی السابق استفاده خواهد شد.
مقام گزارشگر از هر دو منبع پیرامون استفاده از خط لوله 16 اینچی سؤال نمود لیکن بدون ورود به
جزئیات گزارش تهران الف 619 نتوانست تأییدیه ای برای توافقی که جهت استفاده و بهره برداری از این
خط لوله 16 اینچی شده به دست آورد. اظهار نظر: رسیدن به یک چنین توافقی بسیار ممکن است. زیرا
اسرائیلیها جهت راه اندازی پروژه خط لوله 42 اینچی به نفت خام ایران بسیار متکی و چشم امید دوخته اند.
علاوه بر اینها در گذشته نیز ممکن است از یک چنین توافقهایی استفاده شده باشد، چون میزان تولید خیلی
بیشتر از ظرفیت خط لوله 16 اینچی است که ظاهرا نمی تواند مصرف داخلی اسرائیل را کفایت نماید. دوبن
درور تأکید کرده است که همزمان با اختتام پروژه خط لوله 42 اینچی بخش خط لوله قدیمی ایلات
اشکلون تعطیل خواهد شد و فقط «سفارش مخصوص از طریق آن» انجام خواهد شد، چون افزایش گذر
نفت خام از خط لوله 42 اینچی از مرز 20 میلیون با صرفه تر از به کارگیری دوباره خط لوله 16 اینچی
می باشد. به گفته دوبن درور در صورتی که شرایط مالی فراهم باشد، شرکت UARپروژه خود را تکمیل
خواهد نمود. به عقیده او این پروژه به هیچ وجه تهدیدی برای پروژه اسرائیلیها به شمار نخواهد رفت، ولی
زمانی که کانال سوئز دوباره باز شود با آن حتما به رقابت خواهد پرداخت. به نظر او آنچه را که از طریق
خط لوله کسب می کند باید در کانال سوئز عوارض عبور پرداخت کند بنابراین از سرمایه گذاری در پروژه
خط لوله هیچ نفعی عایدش نخواهد شد. لیکن به عقیده دکتر نیمن افزایش سریع مصرف نفت پروژه
اسرائیلیها و UARهر دو را سودآور خواهد نمود.
ترمینال ایلات اشکلون یا خط لوله 42 اینچی قادر خواهد بود، نفت را به همه تانکرها منتقل نماید که
این شامل تانکرهای کوچک برای اروپای شرقی و تانکرهای عظیم نیز می شود. بنابر اظهارات دوبن
درور، با وجود اینکه کشتی نفت کش با علامت پرچم اسرائیل وجود ندارد، لیکن اسرائیل یا مالک نفتکش
است و یا خدمات این نوع کشتیها را خریداری می کند تا بتواند در سال 20 میلیون تن نفت را از طریق لوله
منتقل نماید. قبلاً دوبن درور با ناراحتی بیان داشته بود که یک کشتی بخاری آمریکا به علت تهدیدهای
مکرر اعراب بر یک شرکت نفتی بزرگ قرار داد خود با اسرائیل را لغو کرده بود. لیکن این هفته دوبن درور
گفت که مشکل حل شده است ولی دولت اسرائیل هنوز مردد است که به اقدام قانونی علیه این کشتی دست
بزند. وی گفت مشکل به وسیله دولت اسرائیل حل شد به این ترتیب که این دولت به کمپانیهای نفتی
«اشاراتی» نمود که یعنی نمی خواهد با او به این ترتیب رفتار شود. دوبن درور گفت او فکر نمی کند که
شرکتهای نفتی بخواهند در آشکار به مبارزه با اسرائیل برخیزند، لیکن به نظر او آنها باید با اسرائیل با
احتیاط بیشتری عمل کنند.
وارن عزیز (نامه)
سند شماره (10)
تاریخ: 1 می 1969 11 اردیبهشت 1348سری
از: سفیر
به پیوست نامه ای از راد رایت در بیروت ارسال می گردد. فکر می کند دو پاراگراف که با رنگ قرمز
مشخص شده نظر شما را به خود جلب نماید: نکته اول این است که اسرائیلیها گفته اند که از طریق
تولیدکنندگان مستقل نفت در خلیج و یا از طریق شرکت ملی نفت ایران خواهند توانست جهت تغذیه
خطوط لوله خود به آسانی در حدود 500400 بشکه در روز بیابند (که البته این بیانات خالی از اغراق
نیست) و نکته دیگر اظهارات استوفر می باشد مبنی بر اینکه میزان تولید نفت خام در ایران بسیار رو به
افزایش است و به نظر وی شاه اصولاً درباره این رغم اظهار نگرانی نخواهد کرد.
آر. ال. دی
سری
بیروت، لبنانسری
وارن کلارکاداری غیر رسمی
دائره سوخت و انرژی
دبیرخانه امور اقتصادی واشنگتن دی سی
وارن عزیز
تشکرات صمیمانه مرا در قبال فرستادن نشریات لازم جهت ارائه دادن به پرفسور میکداش بپذیر، آنها
را زمانی که دالی مک دونالد نزد من آمد در جلسه 23 آوریل به او دادم. این نشریات هم برای پرفسور
میکداش و هم برای دانشجویان دانشگاه آمریکایی بیروت و دیگر مشاورین مقیم بیروت مفید است که
البته برای آنها فهرستی از منابع و نشریات موجود و در دسترس پرفسور میکداش را فراهم آورده ام.
بسیاری از ماها منتظر هستیم که گزارش کمیته ضد تراست و مونوپولی به پایان برسد؛ و من امیدوارم
که به محض انتشار از هر یک از گزارشات 5 رونوشت برایم بفرستی. فکر می کنم که دیگر همکارانمان در
تهران، کویت، ظهران، تریپولی و غیره نیز از دریافت رونوشت این گزارشها خوشحال شوند.
همان طور که در نامه 8 آوریل خواسته اید، گوش به زنگ هستیم تا هر گونه خبری را که درباره خط
لوله اسرائیل به دست آوردیم، برایتان ارسال نماییم. مثل اینکه قبلاً از قول شخصی به نام جک هارتسون
برایت گفتم که وی در حالی که در سمیناری در بیمارستان آمریکایی بیروت شرکت داشت،به من گفت که
اسرائیلیها اصلاً مطمئن هستند که حدود 500 400 هزار بشکه در روز نفت در خط لوله خود به وسیله
تولیدکنندگان مستقل در خلیج و شرکت ملی نفت ایران نقل و انتقال خواهند داد. در مورد دومی باید گفت
که توضیحات تو مربوط به 4 آوریل بسیار شگفت آور بود اظهارات هنری موزر در صفحه 7 موجود
است. بعد از مطالعه گزارش فکر کردم بد نیست اگر یک رونوشت از آن را به لندن نیز بفرستی. در مورد
گزارش خود بهتر است این نکات را نیز به خاطر داشته باشی:
صفحه 5 A. ظهران 57A - ، دائره المعارف جلد دوم صفحه 1 ذخایر شرکت آرامکو را 84/4 بلیون
می داند که به رقم ارائه شده توسط هاولند بسیار نزدیک است ولی از رقم 77 بلیون ارائه شده توسط
ژورنال نفت و گاز بالاتر است.
در تمام طول سخنرانیهای نمایندگان این صنعت من بالاخره نفهمیدم که به هنگام بحث پیرامون
ذخایر نفتی ایران منظور آنها ذخایر کنسرسیوم بوده است یا ذخایر کل ایران. فکر می کنم ارقام ارائه شده در
مورد کل ایران بیشتر صادق باشد. با این وصف، این به طبع ایرانیها بسیار ناخوش خواهد آمد،زیرا
شرکتهای غیر کنسرسیومی از قبیل آرپی گروه و کنتینانتال می توانند رقم ذخیره ایران را آن چنان بالا نشان
دهند که بعدها با یک کمبود زیاد و شاید هم بسیار زیاد و یا افزایش در تولید رو به رو شویم. در طرف دیگر
این سکه تولید ذخایر نفتی، والی مکدونالد گزارش می دهد که سهم انرژی حاصله از نفت خام برای اروپا
در اواسط سالهای 70 بسیار افزایش خواهد یافت. آیا این می تواند دلیلی بر سر سختی ایران باشد؟ تام
استوفر یک هفته قبل در زمان حضورش در یک سمینار اظهار داشت که ایران می خواهد تا «جایی که
بشود و امکان داشته باشد» بر سر سختی خود بیافزاید. (البته فکر می کنم باب دول بهتر بتواند این موضوع
را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد). به نظر توم، شاه اصولاً با منطق آمار «فزاینده» ارائه شده توسط
کنسرسیوم قانع نمی گردد. ظاهرا حکومت عربستان سعودی بسیار مواظب این جریان است 359 و 60
A ظهران نیز تازه رسیده است. این نامه با صحبت پیرامون نشریات آغاز شد، پس بد نیست که با بحث
پیرامون نشریات نیز به پایان رسد. نشریه ماه آوریل نیوزلتر مرجعی از ادوارد اچ شاف پیرامون برنامه
واردات نفتی آمریکا: ارزشیابی نیویورک: پراگر 1968؛ 257 صفحه، 17 دلار به همراه دارد. قبل از اینکه
بخواهم آن را به خرم می توانی به من بگویی که آیا ارزشش را دارد (.. یا شاید یک جلد از آن را داشته
باشی؟؟). علاوه بر این شده پیرامون «بهای برنامه واردات نفتی برای اقتصاد آمریکا» را+ که در صفحه
سوم تحقیق نامه میل آورده شده داری یا خیر ؟
دوباره از همکاریت بسیار سپاسگزارم.
ارادتمند شما
رادریک م رایت
مقام صنعت نفت
درخواست ملاقات عزری از...
سند شماره (11)
29 دسامبر 69 8 دی 1348وزارت امور خارجه آمریکا
دفتر سفیر
آقای سفیر
موضوع: قضیه ضمیمه شده
چارلی مک کاسکیل قرار ملاقاتی را با هیئت اسرائیلی خواهد گذاشت. او می تواند ساعت 30/14
دوشنبه آتی، 5 ژانویه به دفتر شما بیاید. در غیر این صورت برنامه شما در آن بعد از ظهر خالی خواهد
بود.
محرمانهتاریخ: 18 دسامبر 1966
به: سفیراز: بخش سیاسی کمی
از طریق: وزیر مختار لویز
رابط من در هیئت اسرائیلی امروز تلفن کرد و گفت که سفیرشان، عزری مایل است که جلسه ملاقاتی را
با شما ترتیب دهد. من به وی گفتم تحقیق کرده نتیجه را به وی خواهم گفت.
آقای عزری رئیس هیئت اسرائیلی در اینجا می باشد. وی در حالی که دارای درجه سفیری است ولی
در اینجا سمت سفیری ندارد. وی در سمت دیپلماتها نبوده و جزء دیپلماتها هم حساب نمی شود. او یک
نقش دوگانه دارد نه ماهی است و نه مرغ (نه. شخص عادی است و نه دیپلمات مترجم).
هر چند که ما رابطه را در سطح کاری حفظ کرده ایم، ولی هرگز با اسرائیلیها رابطه نزدیکی نداشته ایم.
آنها منابع خوب اطلاعاتی هستند و در آن سطح حفظ رابطه مان را ثمر بخش یافته ایم.
به صلاحدید شما، هر گاه که فرصت دارید فکر کنم بد نباشد که با آقای عزری در اینجا ملاقات کنید از
آنجائی که وی درجه سفیری ندارد، جای مسئله ای نخواهد بود، ولی شما تلفن بزنید. اگر شما تأیید
می نمایید به رابطم تلفن خواهم کرد و به او می گویم که شما فرصت ندارید و مریض بوده اید.(1)
در دسامبر 1970 از طبقه بندی خارج می شود.
عملکرد خط لوله اسرائیلی
سند شماره (12)
تاریخ: 17 مارس 1970 26 اسفند 1348سری
از: جیمز ای، آلیکنبه: بخش خاور نزدیک / ایران آقای میکلوس
ارجاع به: نامه غیر رسمی شما مورخه 17 مارس 1970
موضوع: عملکرد خط لوله اسرائیلی
تخمین ما بر حسب اطلاعات موجود چنین است. سه چهارم نفتی که در خط لوله اسرائیل جریان دارد
از ایران می باشد. مابقی که حدود 75000 الی 100000 بشکه در روز می باشد از کرانه بلائیم و صحرای
سینا که در سال 1967 توسط اسرائیل اشغال گردید، تأمین می شود.
به نظر ما اکثر نفتی که در خط لوله اسرائیل جریان دارد متعلق به شرکت ملی نفت ایران می باشد؛ در
ژانویه صادرات خارج از کشور 340000 بشکه در روز بود که 170000 بشکه آن به شرکت ملی نفت
ایران تعلق دارد (ولیکن همه این مقدار به اسرائیل نرفته چرا که ایران مشتریانی هم در شرق سوئز دارد). تا
حد 000،100 بشکه دیگر در روز از نفت شرکت ملی ایران ممکن است تحت توافقهای مبادله نفت بین
شرکت نفت و کنسرسیوم که به موجب آنها شرکت نفت می تواند تا مقدار معینی نفت براساس یک قیمت
quarter way از کنسرسیوم بخرد تا به کشورهای مشخص شده ای در اروپای شرقی بفروشد، در خط لوله
اسرائیل جریان داشته باشد. تصور می شود اکثر نفت خریداری شده مبادله ای به رومانی برود.
امکان آن هست که مقداری از نفت ایران که توسط اعضای ایریکن و یا دیگر کمپانیهای کوچکی که
منافعی در کشورهای عربی ندارند از طریق خط لوله اسرائیل فراهم شود. به هر حال ما هیچ گونه مدارکی
که نشانگر استفاده هیچ یک از کمپانیهای اصلی نفتی در کشورهای عربی از خط لوله اسرائیل باشد نداریم
و ما شک داریم که آنها چنین کاری کنند.
موضوع خط لوله ایلات اشکلون
1- پاورقی مترجم: در حاشیه و قسمتهای اضافی سند فوق مطلبی به صورت دست نویس نوشته شده که عبارت است از: خیر ٬ بگذار برای تعیین وقت ملاقات ٬ تا چهارشنبه صبح منتظر باشیم. در تاریخ 31 دسامبر ٬ اول درباره همین موضوع با من تماس بگیر.
سند شماره (13)
تاریخ: 22 اوت 1970 31 مرداد 49سری
از: کنسولگری 9 آمریکا در ظهرانبه: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی
موضوع خط لوله ایلات اشکلون
1 در این موقعیت حساس فکر می کنیم که هرگونه مشارکت و معیت آمریکا با طرح خط لوله ایلات
اشکلون ممکن است مخاطرات شدیدی را در قبال مناسباتمان با کشورهای دوست عرب صادر کننده
نفت در بر داشته باشد و برای مبارزه افراطیون عرب علیه تلاش صلح جاری که آمریکا به راه انداخته
مهمات حیاتی تهیه خواهد کرد. هم اکنون نیز جبهه خلق برای آزادی فلسطین در شماره 11 ژوئیه
هفته نامه بیروتی الهدف، آمریکا، دولت عربستان و ایران را به توطئه علیه منافع اعراب با ترتیب دادن
ارسال نفت اضافی ایران از طریق خط لوله اسرائیلی متهم نموده است.
2 علاوه بر آن، در حالی که کلیه تولیدکنندگان حوزه خلیج سعی بر تولید بیشتر دارند، هر گونه حرکتی
که نشانگر حمایت از یک تولید کننده (مانند ایران) در بازار پر منافع اروپایی باشد، باعث رنجش و انزجار
دولتهای عرب تولید کننده نفت و شرکتهای آمریکایی در این منطقه خواهد شد.
3 خلاصه، ما احساس می کنیم این امر اساسا به ایرانیها و اسرائیلیها مربوط است و هر دو بحد کافی
هوشیار هستند تا بدون مطرح شدن از طرف دولت آمریکا احتمالاتی را که خط لوله ایلات اشکلون همراه
دارد، ملاحظه کنند.دنیس مور
ظرفیت خط لوله ایلات اشکلون
سند شماره (14)
تاریخ: 24 اوت 70 2 شهریور 49سری
از: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سیبه: سفارت آمریکا تهران
موضوع: ظرفیت خط لوله ایلات اشکلون
1 مقدار نفتی که ایران ممکن است به اروپای غربی بفروشد، احتمالاً از طرق زیر تأمین خواهد گردید:
(الف) نفتی که به وسیله اعضاء کنسرسیوم فروخته می شود. و چون اعضاء کنسرسیوم منافع زیادی در
کشورهای عربی دارند، بنابراین مایل نیستند که با فروش نفت از طریق لوله ایلات این منافع به خطر افتد.
(ب) نفتی که از طریق منطقه کنسرسیوم در اختیار شرکت ملی نفت ایران قرار داده می شود، شرکت
ملی نفت ایران نفت استخراج شده از منطقه کنسرسیوم را به بازارهای نفت اروپای غربی که حوزه فروش
مخصوص کنسرسیوم است، نخواهد فروخت. البته شرکت ملی نفت ایران نفت کنسرسیوم را به صورت
پایاپای به اروپای شرقی مخصوصا رومانی می فروشد. مقداری از این نفت نیز از طریق خطوط لوله ایلات
اشکلون می گذرد، اما دلایل آشکار شرکت ملی نفت ایران این است که این شرکت مقصد نهایی و طریق
عبور نفتی را که می فروشد نمی داند.
(پ) نفتی که از شرکت ملی نفت ایران و شرکتهای خارجی حاصل می شود، بیشتر در مناطق دور از
ساحل تولید می گردد.
2 بنا به محاسبات سفارت آمریکا در تهران، شرکت ملی نفت ایران برای فروش در سال 1970 مقدار
000،300 بشکه در روز و برای سال 1971 مقدار 000،400 بشکه در روز در اختیار دارد که قسمت
اعظم آن از طریق شرق سوئز به پالایشگاه مدرس، که قسمتی از آن متعلق به شرکت ملی نفت ایران است،
ژاپن و سنگاپور فرستاده می شود. برای شرکت ملی نفت ایران بسیار مشکل است که قراردادهای خود با
این نقاط (به خصوص مدرس) را نادیده بگیرد، به خصوص که اینها در دراز مدت بازده خوبی دارند و
شرکت ملی نفت ایران در ازاء بازارهای سودآور کوتاه مدتی که توسط کاهش تولید نفت لیبی به وجود
می آید،از دست بدهد.
100 هزار بشکه ای که هر روز برای شرکت ملی نفت ایران می ماند، توسط شرکائش به غرب سوئز
انتقال یافته و به فروش می رسد. این رقم را در آینده نزدیک می توان تا 000،80 بشکه دیگر بالا برد. این
شرکاء شرکت ملی نفت ایران نیز در کشورهای عربی سرمایه گذاریهایی دارند که نمی خواهند با استفاده از
خط لوله اسرائیلی به خطر افتد.
3 البته ایران به درآمد نفتی بسیار نیاز دارد و نیازی به تحریک ما ندارد که بخواهد از خط لوله ایلات
استفاده کند یا نه. گذشته از این، فکر می کنیم ارائه این پیشنهاد که ایران استفاده از خط لوله ایلات را برای
نفت ایران گسترش دهد، علاوه بر اینکه ضرورتی ندارد در روابط ما با اعراب نیز بسیار خطرناک است.
مک آرتور
خط لوله اسرائیل
سند شماره (15)
تاریخ: 8 اکتبر 1970 28 شهریور 49سری
وزارت امور خارجه آمریکا
موضوع: خط لوله اسرائیل
آقای ولگاست گفته است که بنا به محاسبات تقریبی کمپانی اسو، خط لوله اسرائیل تنها می تواند
000،400 بشکه نفت را در روز انتقال دهد. وی گفت این محاسبات از طریق چند منبع به دست آمده است
که عبارتند از مصاحبت و گفتگو با اسرائیلیهایی که در مورد صنعت نفت اسرائیل صاحب نظر هستند، و
بیانات اخیر کنشت؛ و دیگر منابع. شاه ایران نیز که خود در خط لوله اسرائیل دارای منافعی است رقمی
مشابه را ارائه داده است (450 هزار بشکه در روز). آقای ولگاست گفت که بنابه اظهارات یک منبع
اسرائیلی میزان تولید و ظرفیت واقعی در سپتامبر 000،300 بشکه در روز بوده است، که قرار است با
طرحهایی این ظرفیت را به 000،600 بشکه در روز در سال 1971 و 800000 بشکه در روز بین سالهای
73 1972 و 2/1 میلیون بشکه در روز بین سالهای 80 1973 افزایش دهند.
آقای ولگاست گفته است که بنا به اظهارات همین منبع اسرائیلی بسیاری از کمپانیهای بزرگ نفتی به
طور مستقیم و یا غیر مستقیم از خط لوله اسرائیلی استفاده می کنند. آقای ولگاست گفته است که تمام این
مطلب را نمی تواند تأیید کند، ولی می تواند اطمینان بدهد که کمپانی خود او این خط لوله را مورد استفاده
قرار نداده است.
اظهار نظر: در مصاحبه قبل که با یکی از مدیران اجرائی استاندارد اویل ایندیانا صورت گرفت، وی
گفته است که کمپانی وی قسمت اعظم تولیدات خود را در مناطق دور از ساحل ایران از طریق خط لوله
اسرائیل منتقل می کرده است. بی بند و باری که در نحوه بیان سخنان وی مشاهده می شد، مقام گزارشگر را
بر آن داشت، تا استنباط کند که مقامات مصر که بخش اعظم نفت و منافع استاندارد اویل ایندیانا در آن
کشور و خاورمیانه قرار دارد از این نقل و انتقال توسط خط لوله اسرائیل با خبر هستند،لیکن اعتراضی
نمی کنند.
وارن عزیز (نامه)
سند شماره (16)
تهران ایران
تاریخ: 29 اکتبر 1970 19 مهر 49سری
جناب وارن کلارکاداری غیر رسمی
وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی 20520
وارن عزیز
یادداشت 8 اکتبر شما درباره گفتگو با پلیت ولگاست از نکات بسیار هیجان انگیزی برخوردار بود. من
هرگز نشنیده بودم که ایران یا به عبارت دیگر شاه تا به این حد نسبت به خط لوله اسرائیل علاقه داشته
باشد. من فکر می کردم که اسرائیلیها از دولت ایران پرسیده بودند که آیا اجازه می دهد نفت ایران از این خط
لوله عبور نماید یا خیر، که البته ایرانیها جواب مثبت داده بودند و اسرائیلیها نیز با این جواب اطمینان یافتند
که با عبور نفت کافی از این خط لوله عظیم می توان از نظر اقتصادی احداث آن را مقرون به صرفه دانست.
پاسخ به این سؤال که چه کسی به استفاده از این خط لوله (اسرائیلی م) خواهد پرداخت، مستلزم تعمق
است. احتمالاً اعراب تند رو خواهند گفت که هر کمپانی نفتی که نفت را به خریدار بفروشد می داند و یا باید
بداند که خودش هم باید نفت را در لوله به جریان بیاندازد. در نتیجه از آن شرکت (برای استفاده از این خط
لوله احداث شده توسط اسرائیل م) انتقام سختی گرفته خواهد شد. از این نظر می توان گفت که فقط
تعدادی از کمپانیهای اصلی بین المللی قادر خواهند بود از این خط لوله نفتی استفاده نمایند. به هر حال
نمایندگان کمپانیهای نفتی اعم از کوچک و بزرگ در اینجا قسم یاد کرده اند که نفتی که به عنوان و اسم
شرکت آنها را داشته باشد توسط این خط لوله منتقل نخواهد گردید. لیکن همگی آنها اعتراف می کنند که
این سوگند آنها مورد قبول کشورهایی چون عربستان سعودی، کویت، و شیخ نشینها واقع نخواهد داشت.
من حتی از این گزارش که گفته بودید بنا به گفته یک مقامSOI بیشتر تولید شرکت نفت ایندیانا و شرکاء
از طریق این خط لوله می گذرد، بسیار تعجب کردم. و این به این علت است که در مصاحبه ای که با مدیر نفت
ایندیانا و شرکاء داشته دیوویلکی گفته است که به علت مشاجرات زیاد بین کمپانی او و شرکت ملی نفت
ایران بر سربها و مالیات نفت شرکت استاندارد دیگر برای خود نفت استخراج نخواهد کرد، و به همین دلیل
تولید به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یافته و به اندازه نیاز شرکت ملی نفت ایران خواهد بود.
این استخراج حدود 00،500 بشکه در روز برای انتقال به پالایشگاه مدرس و 000،25 بشکه دیگر در
روز است که به گفته ویلکی توسط شرکت ملی نفت ایران به اسرائیل فروخته می شود وی ادامه داد که
ظاهرا این فروش نفت توسط شرکت ملی ایران باعث می شود، که کمبودهای داخلی اسرائیل در زمینه نفت
جبران گردد.
از آنجا که این توضیحات پاسخگوی تمام مسائل نیست. شما حتما در دیدار آینده تان با پیت و آقایان
اعضای کمپانی استاندارد در مورد این سؤالات و نقاط ابهام آمیز دیگر حتما توضیحات بیشتری دریافت
خواهید کرد. مهمتر این است که قبل از این مشاجرات آیا شرکت نفت ایندیانا و شرکاء از طریق این خط
لوله نفت خود را منتقل می کرده اند و یا اینکه انتقال نفت از طریق این خط لوله فقط توسط خریدار صورت
می گرفته است.
موفق باشید
ارادتمند
جان، ال. واستبرن
مسئول امور نفتی
جان عزیز (نامه)
سند شماره (17)
تاریخ: 25 نوامبر 1970 4 آذر 49سری
جان واشبرن
غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه توزیع محدود
مسئول امور نفتی سفارت آمریکا، در تهران
جان عزیز
از نامه ای که در تاریخ 29 اکتبر در جواب نامه ای که پیرامون گفتگوی من با پیت ولگاست درباره
ظرفیت خط لوله اسرائیل نوشته بودی متشکرم. پاورقی هایی که اضافه کرده بودم بیشتر براساس بیانات
شاه در چند سال گذشته مبنی «علاقه» شاه به این خطوط و به خصوص براساس گفتگویش با اعضاء
کنسرسیوم در زوریخ در 31 ژانویه 1969 نوشته شده است.
به طور خلاصه مطلبی که از آن گفتگو به وسیله کنسرسیوم بر جای گذاشته شده در بخشی که درباره
خط لوله ایران ترکیه پیشنهاداتی می کند، چنین می گوید:
«شاه گفته است که خط لوله (ایران ترکیه) توسط او ارائه نشده است؛ او نیز مانند دیگر اعضاء
کنسرسیوم به منافع می نگرد. بهتر است ظرفیت متغیر ارائه شونده به وسیله صادرات به توسط کشتی و از
طریق جزیره خارک حفظ شود. از طرف دیگر اگر خطوط لوله برای هر بشکه 10 سنت بیشتر عاید
فروشنده بکند، او نیز بدش نمی آید از این طریق سود بیشتری ببرد. مسئله صرفا یک مسئله اقتصادی
است؛ اگر خط لوله منافعی برای او داشته باشد مورد استفاده خواهد بود در غیر این صورت خیر.
اعلیحضرت اضافه کردند که استفاده از خط لوله اسرائیل به تمایل ایران بستگی دارد، به خصوص که ایران
نیز در این خط منافعی دارد. اعراب نمی توانند از این کار ممانعت به عمل آورند، و او مایل نیست و انتظار
ندارد که اعراب بر اسرائیل پیروز شوند ...
این حس مالکیت که در این پاراگراف مشهود است مخصوصا باعث شده است که شاه (یا ایران، چون
متأسفانه من نیز مانند ایرانیان) ضمیر سلطنتی «ما» را با هر دو معادل فرض می کنم، مستقیما منافعی در
این خط لوله داشته باشد تا اینکه بخشی از تولیدات خود را صرفا از آن عبور دهد.
شاه در گفتگویی که با هارولند و وسیچ در 27 سپتامبر 1970 داشت، موضوع خطوط لوله اسرائیل را
به میان آورده خاطرنشان ساخت که «ایران با این طرح بیگانه نیست» و به نظر می رسد که می خواهد با
آرامی استفاده از آن را به میان بکشد.
باب دول از قول سفیر مایر می گوید که شاه گفته است که ایران دارای منافع مالی در خط لوله 42 اینچی
اسرائیل است. به نظر باب این سخنان از طرف شاه در سال 1967 ایراد شد که در آن وقت اسرائیل در به در