بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 448

اعظم آن از طریق شرق سوئز به پالایشگاه مدرس، که قسمتی از آن متعلق به شرکت ملی نفت ایران است،

ژاپن و سنگاپور فرستاده می شود. برای شرکت ملی نفت ایران بسیار مشکل است که قراردادهای خود با

این نقاط (به خصوص مدرس) را نادیده بگیرد، به خصوص که اینها در دراز مدت بازده خوبی دارند و

شرکت ملی نفت ایران در ازاء بازارهای سودآور کوتاه مدتی که توسط کاهش تولید نفت لیبی به وجود

می آید،از دست بدهد.

100 هزار بشکه ای که هر روز برای شرکت ملی نفت ایران می ماند، توسط شرکائش به غرب سوئز

انتقال یافته و به فروش می رسد. این رقم را در آینده نزدیک می توان تا 000،80 بشکه دیگر بالا برد. این

شرکاء شرکت ملی نفت ایران نیز در کشورهای عربی سرمایه گذاریهایی دارند که نمی خواهند با استفاده از

خط لوله اسرائیلی به خطر افتد.

3 البته ایران به درآمد نفتی بسیار نیاز دارد و نیازی به تحریک ما ندارد که بخواهد از خط لوله ایلات

استفاده کند یا نه. گذشته از این، فکر می کنیم ارائه این پیشنهاد که ایران استفاده از خط لوله ایلات را برای

نفت ایران گسترش دهد، علاوه بر اینکه ضرورتی ندارد در روابط ما با اعراب نیز بسیار خطرناک است.

مک آرتور

خط لوله اسرائیل

سند شماره (15)

تاریخ: 8 اکتبر 1970 28 شهریور 49سری

وزارت امور خارجه آمریکا

موضوع: خط لوله اسرائیل

آقای ولگاست گفته است که بنا به محاسبات تقریبی کمپانی اسو، خط لوله اسرائیل تنها می تواند

000،400 بشکه نفت را در روز انتقال دهد. وی گفت این محاسبات از طریق چند منبع به دست آمده است

که عبارتند از مصاحبت و گفتگو با اسرائیلیهایی که در مورد صنعت نفت اسرائیل صاحب نظر هستند، و

بیانات اخیر کنشت؛ و دیگر منابع. شاه ایران نیز که خود در خط لوله اسرائیل دارای منافعی است رقمی

مشابه را ارائه داده است (450 هزار بشکه در روز). آقای ولگاست گفت که بنابه اظهارات یک منبع

اسرائیلی میزان تولید و ظرفیت واقعی در سپتامبر 000،300 بشکه در روز بوده است، که قرار است با

طرحهایی این ظرفیت را به 000،600 بشکه در روز در سال 1971 و 800000 بشکه در روز بین سالهای

73 1972 و 2/1 میلیون بشکه در روز بین سالهای 80 1973 افزایش دهند.

آقای ولگاست گفته است که بنا به اظهارات همین منبع اسرائیلی بسیاری از کمپانیهای بزرگ نفتی به

طور مستقیم و یا غیر مستقیم از خط لوله اسرائیلی استفاده می کنند. آقای ولگاست گفته است که تمام این

مطلب را نمی تواند تأیید کند، ولی می تواند اطمینان بدهد که کمپانی خود او این خط لوله را مورد استفاده

قرار نداده است.

اظهار نظر: در مصاحبه قبل که با یکی از مدیران اجرائی استاندارد اویل ایندیانا صورت گرفت، وی

گفته است که کمپانی وی قسمت اعظم تولیدات خود را در مناطق دور از ساحل ایران از طریق خط لوله

اسرائیل منتقل می کرده است. بی بند و باری که در نحوه بیان سخنان وی مشاهده می شد، مقام گزارشگر را

بر آن داشت، تا استنباط کند که مقامات مصر که بخش اعظم نفت و منافع استاندارد اویل ایندیانا در آن


صفحه 449

کشور و خاورمیانه قرار دارد از این نقل و انتقال توسط خط لوله اسرائیل با خبر هستند،لیکن اعتراضی

نمی کنند.

وارن عزیز (نامه)

سند شماره (16)

تهران ایران

تاریخ: 29 اکتبر 1970 19 مهر 49سری

جناب وارن کلارکاداری غیر رسمی

وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی 20520

وارن عزیز

یادداشت 8 اکتبر شما درباره گفتگو با پلیت ولگاست از نکات بسیار هیجان انگیزی برخوردار بود. من

هرگز نشنیده بودم که ایران یا به عبارت دیگر شاه تا به این حد نسبت به خط لوله اسرائیل علاقه داشته

باشد. من فکر می کردم که اسرائیلیها از دولت ایران پرسیده بودند که آیا اجازه می دهد نفت ایران از این خط

لوله عبور نماید یا خیر، که البته ایرانیها جواب مثبت داده بودند و اسرائیلیها نیز با این جواب اطمینان یافتند

که با عبور نفت کافی از این خط لوله عظیم می توان از نظر اقتصادی احداث آن را مقرون به صرفه دانست.

پاسخ به این سؤال که چه کسی به استفاده از این خط لوله (اسرائیلی م) خواهد پرداخت، مستلزم تعمق

است. احتمالاً اعراب تند رو خواهند گفت که هر کمپانی نفتی که نفت را به خریدار بفروشد می داند و یا باید

بداند که خودش هم باید نفت را در لوله به جریان بیاندازد. در نتیجه از آن شرکت (برای استفاده از این خط

لوله احداث شده توسط اسرائیل م) انتقام سختی گرفته خواهد شد. از این نظر می توان گفت که فقط

تعدادی از کمپانیهای اصلی بین المللی قادر خواهند بود از این خط لوله نفتی استفاده نمایند. به هر حال

نمایندگان کمپانیهای نفتی اعم از کوچک و بزرگ در اینجا قسم یاد کرده اند که نفتی که به عنوان و اسم

شرکت آنها را داشته باشد توسط این خط لوله منتقل نخواهد گردید. لیکن همگی آنها اعتراف می کنند که

این سوگند آنها مورد قبول کشورهایی چون عربستان سعودی، کویت، و شیخ نشینها واقع نخواهد داشت.

من حتی از این گزارش که گفته بودید بنا به گفته یک مقامSOI بیشتر تولید شرکت نفت ایندیانا و شرکاء

از طریق این خط لوله می گذرد، بسیار تعجب کردم. و این به این علت است که در مصاحبه ای که با مدیر نفت

ایندیانا و شرکاء داشته دیوویلکی گفته است که به علت مشاجرات زیاد بین کمپانی او و شرکت ملی نفت

ایران بر سربها و مالیات نفت شرکت استاندارد دیگر برای خود نفت استخراج نخواهد کرد، و به همین دلیل

تولید به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یافته و به اندازه نیاز شرکت ملی نفت ایران خواهد بود.

این استخراج حدود 00،500 بشکه در روز برای انتقال به پالایشگاه مدرس و 000،25 بشکه دیگر در

روز است که به گفته ویلکی توسط شرکت ملی نفت ایران به اسرائیل فروخته می شود وی ادامه داد که

ظاهرا این فروش نفت توسط شرکت ملی ایران باعث می شود، که کمبودهای داخلی اسرائیل در زمینه نفت

جبران گردد.

از آنجا که این توضیحات پاسخگوی تمام مسائل نیست. شما حتما در دیدار آینده تان با پیت و آقایان

اعضای کمپانی استاندارد در مورد این سؤالات و نقاط ابهام آمیز دیگر حتما توضیحات بیشتری دریافت

خواهید کرد. مهمتر این است که قبل از این مشاجرات آیا شرکت نفت ایندیانا و شرکاء از طریق این خط


صفحه 450

لوله نفت خود را منتقل می کرده اند و یا اینکه انتقال نفت از طریق این خط لوله فقط توسط خریدار صورت

می گرفته است.

موفق باشید

ارادتمند

جان، ال. واستبرن

مسئول امور نفتی

جان عزیز (نامه)

سند شماره (17)

تاریخ: 25 نوامبر 1970 4 آذر 49سری

جان واشبرن

غیر قابل انتشار برای ملل بیگانه توزیع محدود

مسئول امور نفتی سفارت آمریکا، در تهران

جان عزیز

از نامه ای که در تاریخ 29 اکتبر در جواب نامه ای که پیرامون گفتگوی من با پیت ولگاست درباره

ظرفیت خط لوله اسرائیل نوشته بودی متشکرم. پاورقی هایی که اضافه کرده بودم بیشتر براساس بیانات

شاه در چند سال گذشته مبنی «علاقه» شاه به این خطوط و به خصوص براساس گفتگویش با اعضاء

کنسرسیوم در زوریخ در 31 ژانویه 1969 نوشته شده است.

به طور خلاصه مطلبی که از آن گفتگو به وسیله کنسرسیوم بر جای گذاشته شده در بخشی که درباره

خط لوله ایران ترکیه پیشنهاداتی می کند، چنین می گوید:

«شاه گفته است که خط لوله (ایران ترکیه) توسط او ارائه نشده است؛ او نیز مانند دیگر اعضاء

کنسرسیوم به منافع می نگرد. بهتر است ظرفیت متغیر ارائه شونده به وسیله صادرات به توسط کشتی و از

طریق جزیره خارک حفظ شود. از طرف دیگر اگر خطوط لوله برای هر بشکه 10 سنت بیشتر عاید

فروشنده بکند، او نیز بدش نمی آید از این طریق سود بیشتری ببرد. مسئله صرفا یک مسئله اقتصادی

است؛ اگر خط لوله منافعی برای او داشته باشد مورد استفاده خواهد بود در غیر این صورت خیر.

اعلیحضرت اضافه کردند که استفاده از خط لوله اسرائیل به تمایل ایران بستگی دارد، به خصوص که ایران

نیز در این خط منافعی دارد. اعراب نمی توانند از این کار ممانعت به عمل آورند، و او مایل نیست و انتظار

ندارد که اعراب بر اسرائیل پیروز شوند ...

این حس مالکیت که در این پاراگراف مشهود است مخصوصا باعث شده است که شاه (یا ایران، چون

متأسفانه من نیز مانند ایرانیان) ضمیر سلطنتی «ما» را با هر دو معادل فرض می کنم، مستقیما منافعی در

این خط لوله داشته باشد تا اینکه بخشی از تولیدات خود را صرفا از آن عبور دهد.

شاه در گفتگویی که با هارولند و وسیچ در 27 سپتامبر 1970 داشت، موضوع خطوط لوله اسرائیل را

به میان آورده خاطرنشان ساخت که «ایران با این طرح بیگانه نیست» و به نظر می رسد که می خواهد با

آرامی استفاده از آن را به میان بکشد.

باب دول از قول سفیر مایر می گوید که شاه گفته است که ایران دارای منافع مالی در خط لوله 42 اینچی

اسرائیل است. به نظر باب این سخنان از طرف شاه در سال 1967 ایراد شد که در آن وقت اسرائیل در به در


صفحه 451

به دنبال منابع مالی می گشت، تا این خطوط را تأمین سازد.

اخیرا گزارشی از سازمان سیا رسیده است (7030917/321 ب مورخه 24 اکتبر 1970) که نفت

خام آغاجاری که از طریق یک شرکت آمریکایی خریداری می شود، علاوه بر نفت شرکت ملی نفت ایران

از طریق خط لوله اسرائیل عبور می کند. البته این گزارش ارزیابی نشده است و مکان دریافت گزارش نیز

تل آویو بوده است.

ولی ظاهرا سفارت ایران به دفتر حفاظت منافع مصر در سفارت هند گفته است که اصولاً نفتی از

شرکت ملی نفت ایران از این خط لوله عبور نمی کند و هنگامی که از یوسف اکبر که از اعضاء سفارت ایران

است توضیح بیشتری در این باره خواسته شد در جوابم گفت شرکت ملی نفت را در جزیره خارک

می فروشد و اینکه نفت چگونه عبور می کند به خریدار مربوط است نه به شرکت ملی نفت ایران.

آقای فال کینگهام منبعی بود که استفاده شاه ایران از خط لوله اسرائیل را گزارش داده بود. تا آنجا که

من و باب دول به خاطر می آوریم عبارت نقل شده به وسیله او باین ترتیب بود که «تولید دوز از ساحل ما از

طریق خط لوله اسرائیل می گذرد» در صورتی که فال کنیگهام در ایران باشد خواهد توانست اطلاعات

مورد نیاز شما را در اختیارتان بگذارد.

از شاه ایران صحبت کردیم. جنبه های شگفت آوری از شرکت استاندارد اویل ایندیانا و شرکاء یادم

آمد. در نامه ای که در 3 اکتبر نوشته بودی گفته بودید که موضع اقبال این بوده است که استاندارد اویل

ایندیانا و شرکاء قیمتها را پایینتر از قیمتی که برای تعیین نرخ مالیاتها و عوارض لازم دارد نمی آورد. و این

«کاملاً» متضاد است با این اصل از استاندارد اویل ایندیانا و شرکاء که کمیته ای دارد که می تواند در صورت

لزوم تخفیفهایی به این شرکت اعطا نماید. ممکن است شرکت ملی نفت ایران تخفیف نیز بدهد. ولی آیا

می توان گفت که این شرکت به خاطر فشارهای وارده غیر از مفاد مندرجه 121 موافقت نامه این چنین

می کند؟ به همین دلیل بد نیست بدانیم سفارت بر چه اساسی اظهار می دارد که میزان تولید نفت ایران

000،200 بشکه در روز افزایش می یابد در صورتی که مشاجره ایران و استاندارد اویل ایندیانا و شرکاء

یک سال پیش حل شد (تهران 4355). گزارش تهران به شماره 5109 مرا امیدوار می کند که به خود به

قبولانم که مشاجرات میان این دو دیگر از میان رفته است.

باب و من خیلی علاقه داریم نشریه 314 مورخه 29 اکتبر را درباره طرح گاز مایع طبیعی که وسیله

کایزر پیشنهاد شده است داشته باشیم. همان طور که می دانید پروژه هایی در دست تکمیل است تا گاز مایع

طبیعی را از طریق الجزیره و ونزوئلا به آمریکا وارد کنیم، و مطالعاتی نیز برای ورود گاز مایع طبیعی از

نیجریه، که از طریق دریا دورتر از الجزیره است، شروع شده است. قیمتهای تقریبی نسبت به منابع حاضر

بسیار گرانتر است، بدون شک مجبور خواهیم شد گرانتر بخریم، ولی آن را از دست ندهیم. چون منبع ما در

این کشور رو به اتمام است. با این وصف، فکر نمی کنیم که گاز مایع طبیعی خلیج بتواند در بازارهای آمریکا

آن طور که کایزر می گوید رقابت نماید. قسمت اعظم بهای گاز مایع طبیعی در ارزش تانکرهای آن نهفته

است. یک کشتی مخصوص حمل گاز مایع طبیعی با حجم 000،50 تا 000،40 تقریبا بین 40 تا 50

میلیون ارزش دارد (که البته قیمت آن دو برابر یک تانکر نفت کش 000،250 حجمی است)، بنابر این بسته

به مسافتی که این کشتیها باید سفر کنند قیمتها افزایش می یابد.

در صورتی که بازار بالقوه ای برای گاز مایع طبیعی ایران وجود داشته باشد (چون 54 سال طول


صفحه 452

می کشد تا این پروژه راه بیفتد) به نظر ما ژاپن بازاری بهتر از اروپا و آمریکا می تواند باشد. هیچ یک از منابع

صنعتی که ما با آنها گفتگو کردیم حتی فکر نمی کند، که ممکن است ژاپن نیز بازار خوبی برای گاز مایع

طبیعی باشد، که البته با افزایش قیمت نفت این طور خواهد شد. در حال حاضر ژاپن مقداری گاز مایع

طبیعی را از آلاسکا و برونئی به دست می آورد.

به نظر من دیگر منابع گازی چون اندونزی قبل از اینکه 3 هزار میل به طرف خلیج فارس بروند، در دام

ژاپن گرفتار خواهند آمد. در این رابطه خوشحال خواهیم شد که اگر ما را در جریان طرحهای متذکر شده

توسط آقای فیروزان، عضو شرکت ملی نفت ایران، آمریکاییها و فرانسویها قرار دهید. آیا شما نیز با نظریه

کایزر مبنی بر اینکه هر چه زودتر باید در رابطه با گاز مایع طبیعی اقدام کرد، موافق هستید؟ اتفاقا کایزر

گفته است که ایران «ظرفیت دست نخورده ای» معادل 450000 فوت مکعب دارد. می دانید این ارقام را

چگونه به دست آورده اند؟

بنابه اظهارات ژورنال نفت ایران مورخ اکتبر 1970، در اوت همان سال ایران حدود 9/1 بلیون را با

سوزاندن به هدر می داد (به میزان هر ماه 4/56 بلیون فوت مکعب). آیا این به هدر رفتن گاز توسط

لوله کشی گاز به شوروی کاهش یافته است یا نه؟

این نامه خیلی طولانی شد. امیدوارم که این نامه حالت مشاجره آمیز نداشته باشد، چون از مشاجره و

نزاع اصولاً خوشم نمی آید، بلکه دوست دارم نظریات و عکس العملهایمان را با هم در میان بگذاریم

امیدوارم تعطیلات خوش بگذرد.

ارادتمند

وارن کلارک

دفتر انرژی و سوخت

وارن عزیز (نامه)

سند شماره (18)

تهران ایران

تاریخ: 23 دسامبر 1970 2 دی 49سری

وارن کلارکاداری غیر رسمی

وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. 20520

وارن عزیز

از نامه ای که در 25 نوامبر فرستاده بودید بسیار متشکرم، که البته به خاطر مشکلات پستی که در این

روزها پیش آمده چند روز پیش به دستم رسید. پس از بررسی نکاتی که توسط شما مطرح شده بود واقعا

نمی دانم در پاسخ سؤال شما مربوط به منافع ایران در خط لوله نفتی اسرائیل چه بگویم. البته من نقطه

نظرهای شاه را که به نمایندگان کنسرسیوم در زوریخ ارائه شده بود، شنیده ام و این جمله او را که در آنجا به

این مضمون «ایران منافعی در خط لوله دارد» ایراد شده بود خوانده ام. البته فکر می کردم که این جملات به

این مضمون بیان شده که از نظر اقتصادی این خط لوله را حمایت شده، فرض نمایند. علاوه بر اینها مهندس

سپهبان رئیس دفتر تحقیق شرکت ملی نفت ایران به من گفته بود، لازم نیست که حتما ایران در این خط لوله

سرمایه گذاری مالی بنماید، چون اسرائیلیها مهارت کافی در جلب سرمایه برای این خط لوله دارند، ولی

اسراییلی ها خیلی مایلند که ایران به هر ترتیب که شده از این خط لوله نفتی استفاده کند. به این ترتیب، من


صفحه 453

تنها قادر به ارائه شواهدی هستم که هنوز «تأیید نشده است» و برای به دست آوردن شواهد مستدل باید در

اطراف این قضیه کنکاش بیشتری به خرج دهم. باید ببینم که آیا سازمان منابع کنترل شده آمریکایی نیز

می تواند در این زمینه مرا یاری دهد یا خیر. یکی از گزارشهای سازمان سیا در تل آویو را که مربوط به

همین قضیه است مطالعه کرده ام. به نظر من شرکت ملی نفت ایران از طریق کنسرسیوم مقداری نفت خام به

دست می آورد، که البته از نحوه قرار داد مربوطه شما مطلع هستید، و آن را به کشور رومانی می فروشد. این

همان نفت خامی است که از طریق آغاجاری استخراج گردیده و از طریق خط لوله نفتی اسرائیل منتقل

می شود و هیچ کمپانی بین المللی در ارتباط با این عمل نیست.

موضوع دولت ایران و شرکت ملی نفت ایران خطی است که به وسیله یوسف اکبر دنبال می شود. یعنی

این نفت خام مذکور از بخش جنوبی ایران استخراج گردیده نیمی از آن بنا به قرار داد مشترک به شرکت

ملی نفت ایران تعلق می گیرد. و شرکت ملی نفت قسمت اعظم این نفت خام را به خریدارانی می فروشد که

خرید خود را از طریق خط لوله نفتی اسرائیل به فروشندگان خود می رسانند. با این وصف کمپانی ایندیانا

دوباره تماس گرفته و تأکید کرده است که هیچ مقدار نفت تولیدی نفت جنوب را از طریق خط لوله نفتی

اسرائیل منتقل نمی کند.

درباره مشکلات کمپانی ایندیانا باید بگویم که موضع اقبال این است که ایندیانا اصلاً حقی نداشته که

در مورد گرفتن تخفیف اقدام نماید، بنابراین موارد نکات لازم برای مذاکره و یا بحث نمی باشد. دیوویلکی

مدیر ایندیانا به من گفته بود که در صورت از بین رفتن اختلافات در یک سال قبل تولید این کمپانی به

000،00/2 بشکه در روز می رسید. لیکن ظاهرا در آینده نزدیک نباید انتظار داشت که راه حلی برای این

مسئله به وجود بیاید. وندربریک (که حتما گزارش رضایت بخش ما از کارش را به زودی خواهید دید)

باید فرصت کافی برای مطالعه موقعیت داشته باشد و تمام وقایعی که به دنبال فداکاری فالکینگهام در برابر

خودخواهی اقبال پیدا شد، مدتها طول می کشد تا از خاطره ها محو گردد.

از اطلاعات بسیار مفیدی که درباره گاز طبیعی مایع در اختیارم گذاشته اید، بسیار ممنونم. از پیچیدگی

اقتصادی این صنعت به هیچ وجه مطلع نبودم و از اطلاعات مفیدی که در دسترسم قرار دادید، خیلی

متشکر هستم. پس از مدت کوتاهی به بررسی جزئیات تقاضانامه های شرکت ملی گاز ایران درباره

کارخانه های گاز طبیعی مایع خواهیم پرداخت. در مورد کمبود، وقتی که آقای فیروزان مطرح نموده و گفته

بود که برای پر کردن تقاضانامه توسط کایزر کافی نیست، کمی مظنون هستم. من نمی دانم که کایزر رقم

000/450 فیت مکعب موجودیت گاز در روز را از کجا به دست آورده، مگر اینکه آنها تنها از یک منطقه

این قدر توانسته باشند استخراج نمایند. رقمی که توسط روزنامه نفتی ایران منتشر شده، همانند ارقام

حاصله از دیگر انتشارات معتبر است. هدر رفتن گاز با احداث خط لوله گاز شوروی کاهش نیافته است،

چون برای این خطوط لوله چاههای مخصوصی حفر شده است.

من همراه این نامه اسنادی را برایت می فرستم که به صورت پنهانی از شرکت ملی نفت ایران دریافت

کرده ام و علاوه بر آن یادداشتی را که برای بیل نوشته بودم تا به شیفر بدهد نیز برایت خواهم فرستاد. تا آنجا

که اعضاء کنسرسیوم در اینجا می دانند، کنسرسیوم به هیچ وجه تلاشی در جهت پاسخگویی به این ارقام

اعمال نکرده است. بنا به دلایلی که در یادداشت آورده ام، فکر می کنم خیلی بهتر خواهد بود اگر ما بتوانیم

هر دو طرف را به مذاکره پیرامون ارقام خودشان بکشانیم.به خصوص که در حال حاضر شرکت ملی نفت


صفحه 454

ایران کارهای بسیار معقولی را ارائه نموده است. علاوه بر اینها خیلی مایلم کتابچه نمایندگانی را که به

ملاقات شما می آیند، مورد مطالعه قرار دهم. مخصوصا، خیلی مایلم راجع به هویت شخصی که تحلیلی

برای شرکت ملی نفت ایران ارائه داده چیزهایی دستگیرم شود.

اصلاً از آثار و جنجالهای خصمانه نگران نشو (و حتما هم نگران نمی شوی) ما باید برای به دست

آوردن بهترین نتیجه درگیریهای زیادی داشته باشیم. امیدوارم این نامه هم زمان با سال نو با بهترین

آرزوهایم در مورد اینکه سال خوبی داشته باشی به دستت برسد.

ارادتمند شما

جان. ل. واش بورن

مقام امور نفتی

سری

وزیر مسئول، هیئت ایرانی اعزامی به اسرائیل، ابراهیم تیموری

سند شماره (19)

تاریخ: 28 دسامبر 1970 7 دی 49خیلی محرمانه

از: وزارت امور خارجهبه: سفارت آمریکا تهران

موضوع: وزیر مسئول، هیئت ایرانی اعزامی به اسرائیل، ابراهیم تیموری

اطلاعات ذیل در رابطه با ابراهیم تیموری، از گزارش کویت 218 الف به تاریخ 9 آوریل 1964

(ارسال شده به تهران) استخراج گشته است، و در جواب نامه هوایی ارجاعی تسلیم می گردد. اطلاعات

دیگری در دست نمی باشد.

تمایل شیخ نشینهای جنوبی خلیج به وسیله گروه وزیر که از تاریخ 28 تا 30 مارس از کویت دیدن

کردند نشان داده شد. به خصوص، ابراهیم تیموری به مدت تقریبا طولانی با مأمور گزارش دهنده صحبت

نمود. تیموری تأیید نموده که او مسئول تقسیمات دفتر خارجی خلیج فارس می باشد. وی به صورت

گول زننده ای در مورد نقش خودش در هیئت صحبت می کرد و خدمت اخیرش در اسرائیل را مخفی نمود و

فقط به خدمتش در برن و سوئیس در طول 6 سال اخیر و لندن قبل از آن اکتفا نمود. او ادعا نمود که مطالب

ناچیزی در مورد خلیج می داند و ادامه می دهد که او هنوز هیچ کدام از شیخ نشینها بازدید نکرده است و

تمام روابطش با آنها از طریق دفتر وزارت خارجه در حدود 2 ماه پیش بوده است.راجرز

ابراهیم تیموری رئیس هیئت ایرانی در اسرائیل

سند شماره (20)

تاریخ: 19 می 1971خیلی محرمانه

برای بایگانی (بایگانی هیئت ایرانی)

جی فرس، مأمور سیاسی، سفارت آمریکا تل آویو

ابراهیم تیموری رئیس هیئت ایرانی در اسرائیل

در 27 آوریل 1971، من بنا به خواهش ابراهیم تیموری، رئیس اعزامی هیئت ایرانی به اسرائیل با او

ملاقات نمودم. تیموری یادآور شد که او تمایل دارد که با سفارتخانه آمریکا همان طور که در طول سفر

قبلی اش به اسرائیل رابطه داشته است، رابطه داشته باشد.

در طول مذاکرات، تیموری اشاره نمود که دولت ایران عقیده دارد، اسرائیل باید مقدار بیشتری در


صفحه 455

مذاکراتش با اعراب انعطاف به خرج بدهد. او می گوید که اشغال سرزمینهای اعراب در بلند مدت به نفع

اسرائیل نخواهد بود، زیرا این فقط برخورد اعراب با اسرائیل را شدیدتر و طولانی تر می نماید.

تیموری سؤال می نماید که آیا آمریکا قادر به اعمال فشار بر اسرائیل است تا او را به عقب نشینی بر

طبق طرح راجرز ترغیب نماید یا نه. من به او پاسخ دادم که دولت ما در حال تلاش کردن است تا اینکه

اسرائیل را ترغیب نماید تا براساس افکار خودشان یک طرح صلح تهیه نمایند و ما خیال این را نداریم که

یک طرحی مانند طرح راجرز یا طرحهای از قبل تعیین شده صلح دیگری را به اسرائیل تحمیل نماییم.

تیموری در مورد سیاست آمریکا در رابطه با خاور نزدیک دوستانه به نظر می رسید. او تأیید نمود که او

مسئول مسائل خلیج فارس از هنگام عزیمتش از اسرائیل و برگشتن در حدود دو ماه پیش بوده است. من

در مورد جزئیات کارش در رابطه با مسائل خلیج فارس به او فشار نیاوردم.

من فکر می کنم که وضع تیموری درست شکل وضع شخصی باشد که پیش از او در این مقام بود و نامش

فریدون فرخ می باشد. منظورم این است که او از لحاظ تکنیکی یکی از اعضای کارکنان دیپلماتیک ایرانی

در برن، سوئیس می باشد، ولی او در حقیقت مسئول هیئت نیمه آشکار ایرانی در اسرائیل می باشد.

هیئت ایرانی در اسرائیل به نظر می رسد که از 3 عضو، که شامل تیموری نیز می شود، تشکیل شده باشد.

بقیه افراد این هیئت را که من ملاقات کرده ام عبارتند از: قاضی زاده که (در سال 1969) بیشتر با مسائل

مربوط به دانشجویان یهودی ایرانی در اسرائیل رابطه داشت، و محمد ایزدی که یک مأمور سیاسی

می باشد. (ایزدی خیال دارد که تا قبل از پایان 1971 اسرائیل را ترک کند). هیئت در یک ویلا که در خیابان

جابوتینسکی، رامات گان واقع شده است سکونت خواهد کرد. (تلفن 033 733). تیموری در ویلا زندگی

می کند.

کشور سوئیس از منافع ایران در اسرائیل مراقبت و نظارت می کند و متقاضیان برای ویزای ایران باید از

طریق سفارت سوئیس در تل آویو اقدام نمایند. اگر چه یک هیئت استخدامی ایرانی صدور ویزاها را انجام

می دهد.

جان عزیز (نامه)

سند شماره (21)

وزارت امور خارجه

23 مارس 1972 3 فروردین 51

سری / غیر قابل رؤیت برای بیگانگان فقط برای مشاهده (نقل خبر فقط به وسیله خواندن باشد مترجم)

جان ال. واشبورن، اسکوئیراداری غیر رسمی

سفارت آمریکا، تهران

جان عزیز

در رابطه با قید «انتشار در خارج ممنوع است» که گزارش ضمیمه منابع ویژه آمریکایی دارد ممکن

است که شما این گزارش را ندیده باشید. من عنوان «فقط برای مشاهده» را بر روی این نامه زده ام چون باید

این مطلب را که من این گزارش را به شما داده ام، خیلی پوشیده نگاهدارید.

در پاراگراف 3، گزارش نمایانگر این است که شرکت ملی نفت ایران دارای یک سهم متعارفی در خط

لوله ایلات اشکلون می باشد. چند سال پیش من این احساس را کردم که دولت ایران دارای مقداری منافع